نقدی به ترجمه کافکا در کرانه مهدی غبرائی یا مترجمین عزیز! اینترنت رو فراموش نکنید

شیبی عزیز که جزو شخصیت‌های دوست داشتنی منه کتاب کافکا در کرانه (هاروکی موراکامی) رو می‌خوند با ترجمه مهدی غبرائی. ایشون بدون شک مترجم بسیار خوبین (مثلا نوشته فروغ در وبلاگ ملکوت رو ببینین که از ترجمه راضی است) و خوشحال هم هستیم که آثار خوبی رو به فارسی برمی‌گردونن.

اما یک مشکل همیشه با مترجم است: چیزهایی که خودمون متوجه نشدیم رو چیکار کنیم؟ این مشکل واقعا شوخی نیست. اصلا غیرعادی نیست که آدم یکی دو جمله در یک کتاب رو نفهمه. موقع خوندن ازش رد می شیم ولی موقع ترجمه باید چیکار کنیم؟ خیلی از مترجم‌ها هستن که یکی دو جمله که سهله، کل کتاب رو هم که نمی‌فهمن ترجمه می‌کنن می دن بره برای چاپ (: اما مترجمین خوب متوقف می شن، تلاش میکنن و سعی می کنن کشف کنن که اون جمله یعنی چی.

آقای غبرائی (که یک مصاحبه خوب ازش رو اینجا بخونین) هم تلاشش رو کرده. جایی به این پاراگراف رسیده که:

زمین، زمان، مفاهیم، عشق، زندگی، باور، عدالت و شر همه سیالند و در حرکت. هیچ کدام برای همیشه در یک حالت و یک جا نمی‌مانند. تمام جهان همچون یک جعبه فدکس است.

احتمالا مدت ها متوقف مونده و در نهایت در کمال صداقت انگلیسی رو نوشته و زیرش گفته شاید نوعی کالیدوسکوپ باشه که نقش‌های گوناگون ظاهر می‌کنه.

نمی دونم چند سالتونه ولی ما که بچه بودیم کالیدوسکوپ یک اسباب بازی محبوب بود. یک لوله با یک چشمی و چند آینه زاویه دار که هر مهملی جلوش بود رو اونقدر تکثیر می کرد که چیز قشنگی ازش در بیاد:

بعد از مدتی تجعب هم اونو می شکستین تا ببینین توش چیه و فقط با چند آینه و یکسری خرت و پرت مثل تیله و حلقه و منجوق روبرو می شدین.

به هرحال… صداقت ایشون کاملا قابل تحسینه که انگلیسی متن رو هم آوردن. یک مترجم متقلب می تونست اصلا جایی که نمی فهمه رو نگه و بیخودی جمله رو به سلیقه خودش تموم کنه – مطمئن باشین که کم هم نیستن چنین مترجمینی. آقای غبرائی حدسشون رو هم زدن ولی در کارنامه ایشون جذاب نیست که این زیرنویس فدکس باشه. یک سرچ ساده توی اینترنت می تونست بگه که FedEx (اونم با ای بزرگ) یک شرکت بین المللی بسیار بزرگ است برای ارسال بسته‌های فیزیکی به اینطرف و اونطرف. یک جور پست بزرگ که خب بسته‌ای که بهش می دین امروز صبح در دوحه است، سه ساعت بعد در هواپیما به سمت فنلاند و چند ساعت بعد در یک شهر کوچیک فنلاند به اسم اسپو: بسته یک لحظه هم ثابت و ساکن نیست و دائما در حرکت.

اینهمه نوشتم که بگم: مترجم‌های عزیز، از قدرت اینترنت و گوگل غافل نشین. تقریبا چیزی نیست که در حوزه دانش بشر باشه ولی دراینترنت کشف نکنین که چیه و در چه موردی است. هم دردسر کمتری خواهید کشید برای کشف چیزها و هم ترجمه‌هاتون دقیق‌تر و بهتر می شه (:

  • arash.

    مترجمی هم مگه پیدا میشه که در حد یک Search ساده هم نتونه از اینترنت استفاده کنه؟! (تعجب بسیار زیاد !)

    • جادی

      خب با سرچ که حتما آشنا است آرش (: ولی خیلی آدم ها عادت نکردن یا حواسشون نیست که سرچ کنن (:

  • milad

    ترجمه دیگری هم از این کتاب با نام “کافکا در ساحل”، ترجمه آسیه عزیزی در بازار موجود است. که در مقایسه با ترجمه آقای غبرائی، شیواتر و به متن اصلی وفادارتر است، هر چند مهجور مانده.

  • خیلی جالبه، من هم چند روز پیش این قسمت کتاب رو خوندم و دقیقا داشتم به همین موضوع فکر می‌کردم. ترجمه‌ی کتاب خیلی خوبه و باورم نمی‌شد مترجم چیز به این سادگی رو اشتباه کرده باشه (Federal Express). به این قسمت کتاب که رسیدم یاد فیلمی قدیمی از Tom Hanks افتادم که توی جزیره با بسته‌های پستی FedEx تنها مونده و فیلمیست واقعا دیدنی.

  • poxer

    @ پیام
    اسم فیلم Cast Away بود
    راست مگه من شاهدم فیلم قشنگی بود

  • این که باز خیلی خوبه! سال‌هایی که تو کار نشر بودم بسیار دیدم مترجمینی که جکله‌هایی که نمی‌فهمیدن رو از یه پاراگراف قبل تا یه پاراگراف بعد حذف می‌کردن و طحمت تطابق با متن اصلی رو رو دوش ویراستار می‌ذاشتن

  • alirezaimi

    درود
    این موضوع بسیار در این مملکت دیده میشه که یک نفر بدون داشتن دانش ترجمه دست به این کار می‌زنه(ترجمه آثار تخصصی/غیرتخصصی) و حتی به دلیل نبود متخصص در این زمینه و یا عوامل دیگه اثری که خلق میشه در دانشگاه‌ها هم جزو منابع اصلی تدریس میشن // در این‌باره میشه آثار زیاد و بیکران جعفرنژاد قمی رو مثال زد که در بسیاری از دانشگاه‌های ایران تدریس میشه.

  • Pingback: رادیو گیک – شماره سوم – غول بازار مکاره « دگرگون()