درآمد شغل‌های نرم‌افزاری در آمریکا و استدلال جهانی شدن قیمت ها

سایت دکترباب مثل هر سال نظرسنجی درآمدی سالانه‌اش رو انجام داده. نتایج کامل رو می‌تونین در اینجا ببینین.

نمودار بالا متوسط درآمد سالیانه است. یک مهندس نرم افزار به طور متوسط امسال ۱۰۱ هزار دلار درآمد داشته یا ماهی ۸۴۰۰ دلار که می‌کنه تقریبا به عبارت ۱۶ میلیون تومن در ماه (: اگر دفعه بعد یکی براتون از نزدیک شدن قیمت های ایران به قیمت های جهانی و غیره حرف زد می تونین این رو بکنین توی چشمش (:

البته خیلی ذوق نکنیم. اکثر من و شما که نرم افزار خوندیم یا کار نرم افزار می کنیم رو در همون مرحله اول مصاحبه‌های شغلی جاهایی مثل مایکروسافت و اینها با خنده اخراج می کنن (: اینجوری نیست که چون لیسانس نرم افزار داریم بریم آمریکا اینقدر حقوق می گیریم. در نهایت هم زندگی متوسط یک آمریکایی مهندس نرم افزار شاید حداکثر دو برابر از زندگی من و شما در ایران بهتر باشه (از نظر کیفی) ولی استدلال اینکه «قیمت بنزین الان در ایران نصف آمریکا است» جوابش اینه که «درآمد یک مهندس نرم افزار هشت تا ده برابر یک مهندس نرم افزار در ایران است» یا «قیمت یک ماشین متوسط حقوق یکسال یک مهندس نرم افزار است در حالی که توی آمریکا برابر نصف حقوق یک ماه یک مهندس نرم افزار است» و غیره و غیره (:

  • خب بنظرم واقعا هم همچین قیمتی حقشونه،هیچ کدوم از ماها از چیزایی که یاد گرفتیم بلد نیستیم استفاده کنیم.اونا مهندس واقعی ان و این قیمت برازندشونه:)

  • چرا ما رد می‌شیم؟ واقعا این طوره؟ مثال می شه زد؟

    • جادی

      البته گفتم بیشتر ماها نه همه (: نمونه که زیاد هست. مثلا الان سرچ کردن این دو تا رو دیدم: کدی بنویسید که مشخص کند آیا در یک lined list حلقه وجود دارد و اگر بله در کدام آرایه یا مثلا کدی بنویسید برای معکوس کردن یک doubly-linked list. بیشترش اینجا: http://www.4guysfromrolla.com/webtech/012700-1.shtml

  • مبین

    الان خواستی از فرار مغزها جلوگیری کنی ؟ :)

  • سختن؟ فکر نکنم . زمان خاصی داره برای جواب دادن؟

    • جادی

      سختیشون وابسته به سواد آدمها و گرم بودن دستشون داره. همونجا روی تخته سیاه باید حل بش.

  • Wahid

    جالب بود!
    جالب تر اینکه Software developer با software engineer چه تفاوتی داره؟!!

  • dc

    جالب بود…اما در مورد اخراج که گفتی خوب واقعافکر نکنم انقدر هم راحت افراد رد شن…..در میان ایرانی ها افراد زیادی هستند که واقعا مایه میزارن و میان بالا….

    • جادی

      بله افراد زیادی هستن ولی فارغ التحصیل های مهندسی کامپیوتر ما اونجا مهندس کامپیوتر حساب نمی شن مگر اینکه خودشون یک چیزی اضافه کردن باشن و با علاقه دنبال. در ضمن اکثر آدم های اونجا هم در امتحان رد می شن اگر امتحان بدن. ایرانی بودن خیلی نقش خاصی نداره بلکه جریان اینه که اسم مهندسی کامپیوتر برابر مهندس نرم افزار بودن توی مایکروسافت نیست.

  • آینه

    دوست عزیز این درآمد غیر خالص هست. این ور آب تقریبا نصف این حقوقی که گفتین برا مالیات و بیمه میره…
    همون طور هم که گفتین این درآمد برای همه صادق نیست.

    • این مالیات و بیمه رو که محبت میکنید و گوشزد میکنید به ملت، لطفاً اینم بعدش بگید که در ازای همون 20-35 درصدی (و نه 50 درصد… اینا که بانکدار نیستند) که این خلایق برای مالیاتی که میپردازند خدمات و حقوقی از سیستم میگیرند که ما خوابش هم اینجا نمیبینیم… جمله که میگویید کامل بگویید خواهشا

    • جادی

      دو نکته هست. توی ایران هم مالیات ها واقعا زیاده. من با دو و نیم میلیون حقوق، تقریبا هشتصد تومن کسری ماهانه دارم. شرکت های دولتی رو حساب نکنین که به کارمندهاشون پایه حقوق هشتصد تومن می دن و یک میلیون تومن پاداش. ایران در مقایسه با کشورهای مشابهش واقعا مالیات های سنگینی می گیره از متخصص های فنی اش (در مقابل مثلا پزشک ها یا دلال ها یا تاجرها).

      از اونطرف هم این هست که اگر من در کانادا ۳۰٪ مالیات بدم می دونم که گرونترین خدمات درمانی رو اگر نیازی پیدا کنم رایگان دارم (مثلا جراحی قلب) یا امنیتم در قبال اون مالیات تضمین شده است یا اگر آی اس پی سرم کلاه بذاره دولت جلوش می ایسته. در ایران ۳۰٪ مالیات می دم که چماق باشه تو سرم و تو تلویزیونی که با مالیاتم می چرخه توضیح بدن که چقدر قشنگه که همه چیز خصوصی شده و دیگه رایگان نیست و دولت چیزهای مختلف رو برای خودش و دوستاش انحصاری کنه (از خودرو گرفته تا اینترنت)

  • حمید

    کار مهندسی گرفتن سخته ولی ماموریت غیرممکن نیست. سطح سواد دانشگاههای ایرون – دانشگاههای دولتی بخصوص – خوبه. کار گرفتن هنریه که بخش کمی مربوط به سواد هست و بخش بیشتر مربوط به مهارتهای مصاحبه که اصولا ماها تو ایرون اموزش ندیدیم. اروپاییها بخصوص انگلیسی ها این مهارتها رو تو دبیرستان و مدرسه خوب یاد گرفتن که چطوری از یه کاه کوه بسازن در حالیکه ماها خجالت و فروتنی رو ارزش میدونیم- بحث این مطلب خیلی زیاده.

    در مورد تفاوت سطح زندگی – خیلی بعیده که بتونم کسی رو متقاعد کنم. اما خب چند تا نکته بگم محض اطلاع دوستان:

    1- در اینکه سیستم تو ایرون از پای بست خرابه من شکی ندارم. تمام اون مقایسات قدرت خرید درسته. من تو ایرون که بودم یه 2-3 سالی طول کشید تا ماشین گرفتم. سیدنی که اومدم ماه سوم که سر کار بودم یه ماشین گرفتم خیلی بهتر از اونچه که ایران داشتم
    2- مالیاتی که شما تو خارج ایران میدی در قبالش امنیت و سیستم درمانی و غیره رو داری. درسته. اما زیاد رو سیستم درمانی حساب نکنین. آره درسته که جراحی قلب تو بیمارستانهای دولتی ممکنه مجانی براتون انجام میشه اما شما باید بری تو نوبتهای 6 ماه تا چند سال. اگه کارت اورژانسی باشه ممکنه زیاد خوش شانس نباشی و آقای ایزدی شما رو سریعتر ویزیت کنه. برای همین هم دولت شما رو مجبور میکنه که بیمه تکمیلی بگیری تا بلکه اون صف انتظار خلوت تر بشه. لپ کلام: اون خدمات درمانی هست اما توش یه اگرهایی هم داره. رویهم رفته بنظرم خیلی بهتر از ایرون هست که ادم رو بدون کیسه پول تو بیمارستان راه نمیدن
    3- سیستم جوابگویی تو این ورآب ناشی از همین مالیات دادنهاست. اینو میگم که حالم بد نشه که سالی خدادلار مالیات میدم. مالیات دادن تو ایران بیشتر شبیه شوخی هست. شما باید تشریف بیارین تا ببینین که اصولا حتی برای طناب دار هم شما باید مالیاتش رو بدین. تصور هم نکنین که چون مالیات میدین دیگه همه باید دربرابرتون زانو بزنند

    آخر داستان اینه که سطح زندگی تو اینور آب به اینصورت هست که شما یه سطح زندگی معمولی داری که استطاعت اینو داری که ماشین و خونه بخری از دم قسط. هر یکی دو سال یه مسافرت بری و تغذیه و پوشاک معمولی داشته باشی – بشرط اینکه سطح حقوقی ات متوسط به پایین نباشه – اما شما تو این ورآب هرگز فرصتهای پول دار شدنهای یک شبه عین ایرون رو ندارین – برای من البته این مزیت هست چون هیچوقت بلد نبودم سر کسی کلاه بگذارم یا از شونه کسی بالا برم…

  • رضا

    دوستانی که قصد خارج از کشور رفتن را دارند بدانند که:
    1- ممکن است شغل نرم افزار بگیرید و تا حدی هم موفق شوید ولی
    2- موفقیت شما هرگز به اندازه آن نخواهد بود که در یک دانشگاه انگلیسی زبان خارج از کشور تحصیل کرده باشید.

    بخش بزرگی از موفقیت شغلی به توانایی ارتباط بستگی دارد و این مهم در زبان خارجی بجز از طریق تحصیل بدست نمی آید.

    دوستان توجه داشته باشند که این حقوق ناخالص معدل حقوقها هستند. یعنی مهندسان نرم افزاری هستند که 140 هزار دلار میگیرند و آنهایی هم هستند که 60 هزار تا میگیرند. خودتان حدس بزنید کدام آمریکایی و کدام چینی هستند و بعد شما کجا قرار میگیرید. در ضمن 140 هزار تا میشود حدود 8000 دلار در ماه بعد از کسر همه موارد. زندگی یک خانواده چهار نفره با این مبلغ بصورت متوسط خوب میگذرد.

  • Pingback: رادیو گیک. شماره سیزدهم : دشنه « دگرگون()

  • Pingback: رادیو گیک شماره ۱۳ – دشنه | کیبرد آزاد()