رادیو گیک شماره ۱۵ – فریاد بکشید

توی رادیو گیک این شماره، در تقاطع تکنولوژی و جامعه با همه فریاد می کشیم. با داریوش که نخواست .. و عاشق آس تهران شد آسانژ و پوسی رایوتی که توی کلیسا فریاد کشید علیه رییس بزرگ. هفته هفته فریاده. با ما باشین که قبل از رفتن سراغ ماهی سیاه کوچیک، نه فقط بک دور مغز خودمون رو باز می کنیم که حتی با مغز موش اف۲۲ می رونیم.

رادیویی برای کسانی که تکنولوژی براشون فقط تلاش دائمی برای خوندن و حفظ اینکه فلان مدل فلان چیز فرقش با فلان مدل بهمان چیز چیه و تو بازار چنده و شایعه اینکه قراره کی مدل فلانترش بیاد نیست و ترجیح می‌دن یک پله عمیق تر بشن و تو تقاطع تکنولوژی و جامعه، دغدغه‌های انسانی‌شون رو مطرح کنن. رادیو گیک برای گیک های سرگردان در تقاطع جامعه و تکنولوژی.

[audio:http://jadi.net/audio/jadi-net_radio-geek_015_faryad_bekeshid.mp3]

یا از اینجا دانلود کنید یا به احترام آزادی نسخه OGG اون رو دریافت کنین.

واو.. عجب هفته ای است! ظاهرا گرگ ها از خواب بیدار شدن! آسانژ، معدن چی های آفریقای جنوبی و جلاد مردم کشورش همه فعالن و کسی که می درخشه پوسی رایوته با آهنگ ضد دیکتاتوری که توی کلیسا اجرا کرد. رادیو گیک، رادیویی برای هر کسی که دنیا رو عمیق تر می بینه… این هفته هفته خاصیه.. اخبار توی اسم های قدیمی نمی گنجن. همه چیز عوض شده.. شایدم من عوض شدم!

مشترک رادیو گیک بشین


آرس اس اس رادیو گیک

رادیو گیک در آیتونز

اخبار

مغز توی بشقاب که اف ۲۲ کنترل می کنه

دانشمندان دانشگاه فلوریدا یک «مغز» از سلول های موش درست کردن که می تونه شبیه ساز یک هواپیمای اف.۲۲ رو کنترل کنه! اونها می گن این تحقیق می تونه منجر به هواپیماهای بدون سرنشینی بشه که با سلول مغز پرورش داده شده زنده ولی غیرانسانی کنترل می شن! از اونطرف هم اگر بشه بررسی کرد که این سلول های مغز چطوری دارن هواپیما رو کنترل می کنن ممکنه پیشرفت شگرفی پیش بیاد توی الگوریتم های هوش مصنوعی و کنترل کامپیوتری مون. مشخصه که سریعا توی بوق می شه که بعله حالا عملیات نجات مصدومین و اینها رو می تونیم با این سیستم ها درست کنیم ولی چیزی که من ازش می ترسم یک مغز موشه که بهش گفتن اگر درست بره همه رو بکشه بیاد بهش پنیر می دن!

این سیستم ۲۵ هزار سلول است که روی یک رشته چندالکتروده ۶۰ کاناله نصب شدن که به عنوان ورودی خروجی کار می کنه. این ۲۵ هزار سلول اول نمی دونن چطوری باید یک هواپیما رو کنترل کرد ولی با سیمولیشن های مختلف و طولانی بالاخره اینکار رو یاد گرفتن و حالا… من می ترسم… بریم خبر بعدی

نرم افزاری برای تشخیص تاثیرگذارترین رمان نویسان دوره ویکتورین

در مجامع ادبی همیشه این بحث بوده که چه نویسندگانی بیشترین تاثیر رو بر رمان نویسی معاصر گذاشتن. اگر به قرن ۱۹ فکر کنیم کسانی مثل دیکنز سریعا به ذهن می یان – انشاء الله – ولی واقعا چه کسانی تاثیر حداکثری داشتن؟ دو هفته قبل سینا برامون از تاثیر الگوریتم پیج رنک گوگل توی فوتبال گفت و این هفته همین الگوریتم استفاده شده برای بررسی تاثیر نویسندگان روی همدیگه. نتیجه؟ جین آستین و والتر اسکات صدرنشین هستن و رمان های غرور و تعصب و ایوانهو. در این تحقیق نسخه های دیجیتال ۳۵۰۰ رمان انگلیسی بین ۱۷۸۰ تا ۱۹۰۰ بررسی شد. یک نرم افزار کلمات رو بررسی می کرد، تعدادشون رو ترکیب شدنشون رو برای پیش بردن رمان و با ایجاد ۶۰۰ داده مختلف، برای هر رمان یک اثر انگشت می ‌ساخت. بعد یک شبکه از رمان های جدید ساخته شد که بر اساس نزدیکی اثر انگشت رمان ها به هم، اونها رو به هم وصل می کرد.

شاید ادبیات برای شما جالب نباشه. برای من هم اینقدر مهم نیست که چنین چیزی برام سوال بوده باشه ولی این بخش خبر برام جالب بود که چجوری یک جامعه اهمیت می ده به داشته هاش و بودن اطلاعات چطوری دست مردم رو باز میذاره برای پیشبردن ایده هاشون. حالا فرض کنین ما می خواستم کتاب های دویست سال گذشته رو بررسی کنیم (: اکثرهم رو باید دست دو با قیمت گرون و یواشکی می خریدیم به امید اینکه چاپی پیدا کنیم که سانسور کمتری داره و بعدش خودمون تایپش می کردیم و … (: آخرش هم سایتمون فیلتر می شد (:

برنده جایزه طراحی بهترین توالت

اگر ناراحتین که چرا حجم اخبار کامپیوتر کمه (البته اگر دو تا خبر قبلی رو خبرهای کامپیوتری / تکنولوژیک نمی دونین باید با هم یک صحبتی بکنیم!) بگم که این خبر توی سایت The Gates Notes اومده. بحث اینه که از هر ده نفر در دنیا ۴ نفر نمیتونن به شکلی بهداشتی به دستشویی برن. این یعنی ۲.۵ میلیارد نفر تو دنیا این حق کاملا اولیه رو هم ندارم (منظورم زندان نیست که توش دستشویی رفتن جایزه رفتار خوب می شه، منظورم کشورهایی بدون دسترسی به آب، بدون دسترسی به بهداشت و .. هست). بیل گیتس به عنوان یکی از آدم های پولدار بسیار باشعور دنیا در حال مصرف کردن حجم زیادی از پولش است برای کارهای انسان دوستانه و بهتر کردن شرایط جهان – از مبارزه با مالاریا تا تحول آموزش و پرورش مسخره سنتی ما تا ساخت توالت هایی بهتر. درسته که هر هفته یک مدل سیفون درست می شد ولی واقعیت اینه که ما احتمالا در طول چند هزار سال اخیر هیچ تغییری در مفهوم دستشویی رفتنمون اتفاق نیافتاده: می ریم یک جای تنها، کارمون رو می کنیم و بعد می ذاریم زیر زمین بمونه و خودمون رو با یک چیزی (از سنگ تا آب و با استفاده از دست یا دستمال) تمیز می کنیم… گفتن نداره که یک غربی چقدر منزجر شد… چی می گم؟ یوهاها… خلاصه کنم.. این هفته توی سیاتل جایزه داده شد به سه تا دانشگاه که هر سه تاشون طرح هایی داده بودن برای دستشویی هایی که مدفوع انسان رو تبدیل می کرد به مواد قابل استفاده. مال دانشگاه کالیفرنیا خروجی اش هیدروژن و برق بود، دانشگاهی از انگلیس خروجی های انسان رو به ذغال، مواد معدنی و آب پاک تبدیل می کنه و رتبه هم با ایده ای مشابه در دست دانشگاه تورنتو است.

مایکروسافت و زیر نظر گرفتن کاربران با ویندوز ۸

ندیم کوبیستی تحقیق جالبی روی ویندوز ۸ کرده و متوجه شه که ویندوز ۸ هر نرم افزاری که نصب می کنین رو با آی پی تون همون لحظه به مایکروسافت اطلاع می ده. این جریان بدون رمزنگاری درست انجام می شه و در نتیجه نه فقط مایکروسافت که هر کس شبکه شما رو زیر نظر گرفته باشه می تونه ببینه هر فرد چه برنامه ای رو در چه زمانی نصب کرده. این زیرنظر گرفتن بیشر و بیشتر کاربرها چیزیه که کلی از نوشته های قدیمی در موردش هشیار داده بودن: همه مدعی هستن که می خوان مواظب ما باشین و در نتیجه مجبورن ما رو زیر نظر بگیرن که یکهو اتفاق بدی برامون نیافته. یادمون باشه که مردمی که حاضر باشن آزادی شون رو فدای امنیتشون کنن، لیاقت هیچ کدومش رو ندارن.

این وسط اینم بگم که هواپیمای پرواز ۵۶۲ ایرفرانس که از پاریس به بیروت می رفته به خاطر تنش ها در اطراف فرودگاه بیروت و سوخت کم تصمیم می گیره توی فرودگاه دمشق فرود بیاد. مشکل چیه؟ تحریم های رژیم بعثی اسد که در سال گذشته بیشتر از ۱۴ هزار نفر آدم رو کشته و هزینه های بنزین (((: هاها… خلبان از فرست کلس می خواد مرامی پول جمع کنن که پول بنزین رو به فرودگاه بده! (((: مسافرها شروع می کنن پول رو هم گذاشتن و در نهایت ۱۷هزار تا جمع می کنن. عالیه. البته در نهایت ظاهرا با فرودگاه کنار می یان که فعلا پول نقد ندن و هواپیمایی فرانسه معذرت خواهی می کنه از مسافرها به خاطر شرایط عجیبی که پیش اومده ((:

کلی کتاب و جاوااسکریپت روی مولکول‌های دی.ان.ای

اگر هنوز برای کامپیوترتون فلش درایو نخریدین کمی دیگه هم صبر کنین چون کسی چه می دونه شاید کامپیوترها چند سال دیگه کلا از دی ان ای برای ذخیره اطلاعات استفاده کنن. در حال حاضر دانشگاه هاروارد تونسته ۵۳۴۰۰ کتاب، ۱۱ تا عکس جی پگ و یک برنامه جاوااسکریپت – روی هم ۵.۲۷ میلیون بیت – رو روی رشته دی ان ای ذخیره کنه. رکورد قبلی ۷هزار بیت بوده و این پرش بسیار عظیمی است.

از نظر تئوری دی ان ای ابزار فوق العاده برای ذخیره سازی است. هر نوکلئوتیدش nucleotide می تونه دو بیت اطلاعات داشته باشه و این یعنی هر رشته دی ان ای حدود ۴۵۵ اکسترابایت یا ۱۰۰ میلیارد دی وی دی ذخیره سازی داره. از این مهمتر در سطح تئوری اطلاعات روی دی ان ای می تونن هزاران سال عمر کنن. البته تا به حال امکان نوشتن روی رشته های طولانی دی ان ای عملی نیست و تریک چرچ در این تحقیق جدید هم این بوده که از رشته های کوتاهتر استفاده کردن. اونها اول جاوااسکریپت و کتاب ها و عکس ها رو به بیت تبدیل کردن و بعد به شکل سنتیتک یک رشته دی ان ای ساختن که توش پایه های A و C نشون دهنده 0 و G و T نشون دهنده 1 بودن. چون این رشته دی ان ای به شکل سنتیک ساخته شده، قابل دوباره نویسی نیست و کاربرد آرشیو اطلاعات داره. البته محققین گفتن که بازنویسی اطلاعات روی دی ان ای غیرممکن نیست و فقط اونها هنوز سراغش نرفتن. نوشتن روی دی ان ای از نظر ظرفیت و هزینه هنوز قابلیت استفاده عمومی نداره ولی رشد به اندازه کافی سریع هست که ما بتونیم امیدوار بشیم روزی نه چندان دور عملیاتی شدنش رو ببینیم.

ویروس گاوس: زیرنظر گرفتن تراکنش های بانکی در خاورمیانه

بعله! دوباره از خانواده استاکس نت، فلیم و بقیه خبیث ها. ظاهرا یک ویروس ماجولار نوشته شده که با استفاده از ضعف های ویندوز در کشورهای مورد نظر پخش می شه و اجزای مختلف رو حمل می کنه. چیزی مثل یک هسته که می شه بهش چیزهای مختلف وصل کرد. خبر زیادی نداریم، داشتیم هم وارد جزییاتش نمی شدیم چون چه کاریه ولی کسپرسکی گفته نسخه جدید که اسمش کاوس است احتمالا همونجایی ساخته شده که استاکس نت ساخته شده بود و احتمالا می تونه تراکنش های مالی رو زیر نظر بگیره. پخش توی خاورمیانه بود و احتمالا و احتمالا و احتمالا… برو مهرنوش…. و حالا که آهنگه تبلیغ رو هم پخش کنم…

تبلیغ: آیا می دانستید روانشناسان می گویند آدم ها با دیدن آپدیت های دوستانشان در فیسبوک احساس می کنند بقیه از آن ها خوشبخت تر هستند؟ قرص واقع گرایی ما به شما کمک می کنند متوجه شوید که اگر کسی هر هفته از پارک نزدیک خانه عکس گذاشت به این معنی نیست که در زندگی مشکلی ندارد و همیشه در پارک خوش می گذراند. هر بسته به قیمت کمی فکر کردن.

اولین دوربین آندرویدی

تا امروز گوشی های اندرویدی مون دوربین داشتن، حالا ظاهرا قراره دوربین های عکاسی مون صاحب اندروید بشن. بحث اینه که همه چیز دنیا داره سیستم عاملی می شه. خب چه کاریه ما هی چیپ طراحی کنیم وقتی می شه یک کامپیوتر و سیستم عامل ثابت توی همه چیز گذاشت و فقط برای کاربردهای مختلف براش برنامه نوشت؟ نیکون اولین دوربینش رو ساخته. به زودی تلویزیون هاش خواهد اومد و مایکروسافت و اپل اگر می خوان این بازی رو نبازن باید بجنبن و سیستم عامل های قابل عرضه در دستگاه های گوناگونی ارائه بدن وگرنه قول می دم پنج سال دیگه تلفن ثابت و یخچال و غیره لینوکسی و اندرویدی هم اومده باشه چون حتی برای یک ساعت رومیزی هم راحت تره یک کامپیوتر بیست دلاری توش بذارن با یک برنامه جذاب و دست باز هر کار می خوان بکنن تا اینکه بشینن براش پروسسور طراحی کنن و بسازن.

ماجرای ناسا و بادوم زمینی

اگر مثل مجموعه بزرگی از گیک ها فیلم و عکس های کنجکاوی ناسا توی مریخ رو دنبال می کردین، شاید متوجه حجم زیاد بادوم زمینی روی میزهای مهندس ها و اینکه برای خوش شانسی بادوم زمینی می خوردن شده باشین. این یک سنته توی ناسا و بر می گرده به ۱۹۶۴ و درست قبل از پرتاب رنجر ۷ به سمت کره ماه. تا اون موقع پروژه رنجر ناموفق پیش رفته بود و شدیدا مشکل بودجه برای ادامه برنامه داشتن و در پرتاب رنجر هفت این ایده به ذهن مدیر پروژه رسید که به مهندسهای اتاق پرواز در روز پرواز کلی بادوم زمینی بده. ایده اش این بود که جویدن و خوردن و حتی بازی کردن با دونه های بادوم زمینی به مهندس ها فرصت می ده روی چیزی به جز پرتاب تمرکز کنن و از این طریق استرسشون کمتر باشه. تمام رنجرهای قبلی به مشکل برخورده بودن و ناسا به این نتیجه رسیده بود که دانشگاه ها توانایی همکاری در برنامه های فضایی رو ندارن. در این شرایط رنجر ۷ آخرین امید بود. روزهای قبل از پرواز با پیدا شدن یکسری پیچ اضافی توی سیستم تلویزیون و غیره این شایعه به وجود اومد که گروهی می خوان ماموریت سفینه رو با شکست مواجه کنن و بعد از پرتاب ایستگاه کنترل زمینی شانس رسیدن به هدف رو فقط پنجاه درصد می دونست. مهندس ها در حال بادوم زمینی خوردن با کامپیوترهایی ضعیف از چیزی که شما دارین باهاش به رادیوگیک گوش می دین یکسری دستورات برای تنظیم بین مسیر به سفیه فرستادن و گفتن شانس پیروزی رنجر۷ هشتاد درصد شده و به بادوم زمینی خوردن ادامه دادن. روز بعد ساعت ۶ و پنج دقیقه صبح جمعه صدای وسایل تله متری رنجر قطع شد و این یعنی سفیه طبق برنامه به سطح مورد نظر رسیده بود. فریاد شوق هوا رفت و انسان اولین عکس هایی که از فاصله نزدیک از سطح ماه گرفته بود رو دید. ما نمی دونیم چقدر از سهم این پیروزی به بادوم زمینی ربط داشت ولی از اون روز، بادوم زمینی یکی از پیش نیازهای مهم اتاق فرمان سفینه های ناسا شده.

در اعماق

اول این ایمیل رو بخونم:

یه نکته امنیتی کشف کردم تو سرویس outlook.com گفتم شاید برات جالب باشه
میدونی که این سرویس جدید ایمیل ماکروسافت هست و میشه با یوزر پسورد هاتمیل توش لوگین کرد
اما وقتی من خواستم لوگین کنم گفت متاسفانه پسورد هاتمیل شما بیش از ۱۶ کاراکتر هست و برای اوت لوک دات کام باید کمتر از ۱۶ کاراکتر باشه
تا همین جاش هم خیلی جالبه اما وقتی جالتر شد که پیشنهاد داده بود اگه ۱۶ کاراکتر اول پسورد هاتمیلتون رو بزنید وارد میشید! و شد!!!
معنی این موضوع اینه که پسوردها به صورت plain و بدون هش و رمزنگاری ذخیره شده!!

هکرها و بک دور در مغز انسان برای خوندن اطلاعات حساس!

محقق توی کنفرانس Usniex یک اسیب پذیری زیرودی توی مغز انسان رو نشون دادن! این محقق ها با وسایلی که از بازار به شکل مجاز خریدن … خودم می ترسم ببخشید اگر صدام می لرزه… بذار از اینور بگم. برای خوندن اطلاعات از مغز به دو چیز نیاز دارین: خواننده سیگنال های مغزی که معمولا یک ابزار است که به سر یا پوست سر وصل می شه و می تونه امواج مغزی رو ببینه و یک نرم افزار که این ها رو تفسیر می کنه. مثلا می تونین با چهارپونصد تومن یک خواننده امواج مغز بخرین که شبیه یک خرچنگ به سرتون وصل می شه و بعد با تمرکز روی مغز می تونین شکل موج رو توی کامپیوتر ببینین و بعد به کامپیوتر یاد بدین که منظورتون از هر شکل موج چیه و بعد با «فشار به مغز!» اون موج رو تولید کنین و کامپیوتر همون کار رو بکنه. حالا روش کار این هکرها این بوده که این رو گذاشتن روی مغز آدم های مختلف، بهشون چیزهای آشنایی رو نشون دادن و دیدن چیز آشنا پترنش چطوریه. بعد شروع کردن چیزهای مختلفی مثل عددهای چهار رقمی بهشون نشون دادن و اگر همون پترن چیز آشنا رو دیدن فهمیدن که این عدد چهار رقمی برای این دوستمون اشناست پس پسورد بانکشه! بانکش چیه؟ کافیه لوگویهای مختلف بانک ها رو بهش نشون بدین تا مغز با دیدن بانک خودش همون واکنش رو نشون بده و حتی در یک نمایش دیگه با نمایش نقشه و زوم کردن در جاهای مختلف تونستن خونه طرف رو هم پیدا کنن! خدا بیامرزه ابن سینا رو که عشق طرف رو از رو نبضش پیدا می کرد…

فرستادن ویروس برنامه های جاسوسی برای فعالان حقوق بشر مراکشی

ماجرا اینه که گروهی از فعالان حقوق بشر مراکش که یک سایت خبرنگاری شهروندی دارن که اخیرا هم برنده جایزه از گوگل و غیره شده، یک ایمیل دریافت کرد کردن که توش یکی از کانتکت‌هاشون می گفته یک آبروریزی دولتی رو کشف کرده و فایل اتچمنت رو نگاه کنن که ببین چیه. بقیه اش رو می دونین دیگه. باز کردن فایل همان و نصب شدن یک برنامه جاسوسی در سطح دولتی که کنترل کامل کامپیوتر طرف رو به «دزدها» می ده همان. بررسی کننده ها گفتن که ویروس فوق الذکر بسیار پیشرفته بود و یک چیز معمولی نیست و به طور خاص برای همین هدف طراحی شده. اتفاق مشابهی چند وقت قبل برای مدافعان حقوق بشر بحرین افتاد و نشون داد که شرکت های تجاری کشورهای غربی (در مورد بحرین انگلیس و در مورد مراکش ایتالیا) چطوری دارن به سرکوب حقوق بشر برای سود خودشون کمک می کنن.

وضعیت آسانژ پس از دریافت پناهندگی چگونه خواهد بود

داستان آسانژ

آمازون و تحویل کالا از طریق بقالی های انگلیسی

سایت آمازون چیزیه که قبلا هم گفتم اگر قراره سهام تکنولوژیک بخرین باید برین سراغش. تفاوت آمازون با بقیه کتابفروش ها، کالا فروش ها و … اینه که آمازون علاوه بر فروش آلاین یک سیستم توزیع خیلی گسترده هم داره. حالا در یک ابتکار عالی قراردادی بسته با پنج هزار بقالی (که خارجی ها بهش می گن corenr shop) و دکه روزنامه فروشی که کالاهاش رو تحویل بدن. بازار آمازون در حال حاضر ۱۰۹ میلیارد است و تبدیل به شعبه پخش کردن بقالی های انگلیس این عدد رو عظیم تر هم خواهد کرد. این دقیقا مشکل خرید آنلاین تو ایرانه: من باید بشینم تو خونه که آقای پستچی یا مسوول توزیع کی حوصله اش می کشه توی وقت کاری زنگ بزنه که امروز تصمیم گرفته بیاد و من یا باید کارم رو ول کنم یا خواهش تمنا کنم که طرف خارج از ساعت کاری بیاد که من خونه باشم و بعد بازم تو خونه منتظرش بمونم. ایده آمازون اینه که من به جای اینکار سر کوچه از روزنامه فروشی یا بقالی که تقریبا همیشه بازه، بسته ام رو تحویل بگیرم. همچنین الان توی انگلیس بخشی از کارفرماها به کارمندان اجازه نمی دن آدرس محل کار رو برای تحویل کالا به آمازون و بقیه بدن و این یک قدم بزرگه و تازه جریان Collect+ هم توش هست که من می تونم چند سایز از یک لباس رو سفارش بدم و هر کدوم رو خواستم بردارم و بقیه رو پس بدم به همین بقالی. خوشحالی بقالی ها هم از این جریان اینه که همکاری با آمازون باعث خواهد شد افراد محل پاشون همیشه توی مغازه اونها باز باشه و خریدهای دیگه شون رو هم کنار تحویل بسته بکنن. آمازون رو دست کم نگیرین که کار و کسب آنلاین رو داره متحول می کنه.

تبلیغ

به روبونانت در پنجمین جشنواره ربات شایسته رای بدهید! با سرچ کردن به دنبال 5th robot hall of fame induction ceremony یا دنبال کردن لینک از شو-نوت-های رادیوی شماره ۱۵ به رای گیری انتخاب ربات شایسته بروید و در بخش های مختلف ربات مورد نظر خود را انتخاب کنید. پیشنهاد ما به شما در بخش علمی، روبونانت است: ربات انسان نما و فضانورد ناسا که نه فقط فعالیت های روزمره اش را توییت می کند، که حتی گاهی فیلم عملیاتش را هم به شکل زنده برای ما به زمین می فرستد! روبونانت ، ربات شایسته!

برای رای دادن به روبونانت اینجا رو کلیک کنین

و خبر آخرمون پوسی رایوت هست که نه ربطی به تکنولوژی داره نه کامپیوتر ولی درک عمیق تر است از دنیا

گروه پوسی رایوت که توی یک کلیسا در روسیه اهنگی ضد پوتین خونده بودن به دو سال زندان محکوم شدن؟ جرمشون البته ضدیت با ******** * ***** ******* ** ********* * *** * *** *** ******** * ***** **** پوتین نیست بلکه «اوباشگری و نفرت از دین» است (((: این گروه پانک فمنیست که ظاهرا خیلی رو اعصاب رییس روسیه راه رفتن گفتن که هیچ چیز ضد دینی در کارشون نبوده و اعتراضشون به حمایت کلیسای ارتودوکس از پوتین است. جامعه جهانی از آمریکا و انگلیس و اتحادیه اروپا و غیره از روسیه خواستن این حکم رو متوقف کنه تا نشون بده که در کشورش آزادی بیان هست و اینجوری نیست که هر کس رییس بزرگ رو ناراحت کرده باید بره زندان. صحبت پایان این زن ها در دادگاه این بود که «ما پیروز شدیم. یکبار دیگر دنیا دید که روسیه با چیزی که پوتین ادعا می کند تفاوت دارد».

در ادامه ماجرا خب تظاهرات ادامه داشته و توی یکی از خاص ترین هاشون یک خانم تاپ لس که روی بدنش نوشته بود «رایوت را آزاد کنید» رفته با یک اره برقی یک صلیب بزرگ و بسیار بلند در یک محوطه چمن رو که نوکش مجسمه عیسی بر صلیب بوده رو بریده و خودش جاش واستاده.. شاید می خواسته بگه کلیسایی که کارش چاپلوسی و حمایت از قدرت حاکم باشه رو نمی خوایم. اگر روسی بلدین برین صفحه اش ببینین حرف حسابش چیه (:

تبریک ها و تقبیح ها

نمی دوم تبریک است تقبیح است چیه ولی اون صدا و سیمایی که از جیب من و شما می چرخه و هر روز به خودش جایزه می ده که رسانه ملی است و وقتی اینهمه آدم رنج می کشن و می میرن لالمونی می گیره هک شد. البته حالا که مرتبطه اون برداشت مسخره از جنگ سایبری توی ایران رو هم مسخره کنیم که فکر می کنن سایت دیفیس بشه مشغول جنگ سایبری هستن ولی وقتی این اتفاق از طرف کسانی که نون دونی نیست براشون اتفاق می افته جذابتره. مایه خجالت بود صدا و سیما. آما اگر باشا دوش سونن خجالت ینی نه.

تبریک برای دوستان ارمنی مون توی پروژه کنجکاوی ناسا که الان روی مریخ داره چرخ چرخ می زنه: توریان، هارتونیان، قره خانیان، سرکیسیان، خانویان، اوهانیان زادوریان، گرجیان و قاراپتیان.

تبریک و تقیبح هم مال مصدق و کاشانی. مصدقی که نفت رو ملی کرد و کاشانی که پس از کودتا گفت بزرگترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بوده و تلاش برای برقررای جمهوریت. آیت الله کاشانی که از سرلشگر زاهدی در مقابل مصدق دفاع می کرد گفت: «مصدق برای برقراری جمهوریت می‌کوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند؛ اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد.»

و تبریک می گیم به انسان ها که غذا خوردنشون دوباره آزاد شد و کسی به خاطر غذا خوردن تو وقتی که یکی دیگه معتقده خودش نباید غذا بخوره شلاق نمی خورن. البته معلومه که نوشیدنی هایی که یکی دیگه معتقده نباید بخوره برای بقیه هنوز مجازات…آقا بیخیال… تبریکه مثلا (:

تقبیح برای پلیس افریقای جنوبی که شلیک کرد به معدنچیان و بیش از سی نفر رو کشت. و تشویق به همه با شرف هایی که در ایران دفاع می کنن از حقوق کارگران از جمله حق داشتن سندیکا و اعتصاب. خوش اومدی علی. بسیار با شرفی.

تبریک هم برای کشور میانمار که سانسور از کتاب هاش رخت بر بسته و حالا مردم آزادن در مورد دین و سیاست چیز بنویسنن و بخونن. به امید خودمون (:

بخش آخر

بخش آخر نداریم چون برنامه به اندازه کافی پربار بوده (: می ریم سراغ موزیک آخر برای یک آدم با شرف دیگه … صمد بهرنگی.

موسیقی

سالروز یک انسان با شرف است. صمد بهرنگی. نویسنده کودکان و آدم با شرفی که با دیکتاتور نساخت و گفته شد توی ارس غرق شده. کسی که ماهی سیاه کوچولو رو نوشت و اولدوز رو. ماهی کوچک، در رهت پویان، دل پر از کینه، جان پر از پیکار تا که بگشاید راه دریا را ، می ستیزد با مرغ ماهیخوار… آفرین به شرفت مرد.

  • nimar700

    سلام
    این بهترین پادکست رادیو گیک بود توی این پانزده شماره
    هر بار بهتر از قبل
    از شروع فوق العاده اول پادکست جذاب بود تا آخرش
    فکر کنم چند بار در طول هفته بهش گوش بدم واقعا عالی بود
    ممنون جادی

  • محمد

    سلام جادی جان
    من یه مشکلی با پادکست هات دارم
    نمیدونم چه اصراری داری اینقدر در مورد کاندوم و روابط جنسی راحت تو پادکست صحبت کنی
    این که تلاش میکنی تا فرهنگ استفاده از کاندوم را جا بندازی خیلی خوبه ولی به نظر من اینقدر راحت صحبت کردن در موردش تو یه کلیپ که در موردش ساختی منطقی بود اما نه پادکست های معمولی
    حالا شاید همه اینجوری نباشند ولی من دوست ندارم خیلی جلو خانواده و بچه کوچیک در مورد این چیزها صحبت شه که یکی بیاد چپ چپ نگاهت کنه بگه این چیه گوش میدی
    کلا همیشه رایو گیک را با صدای کم یواشکی گوش میدم :D
    به نظرم اگه مطلب در این مورد نیست بهتره حداقل از کلمات رسمی تر استفاده بشه و خیلی باز نشه داستان
    تو فرهنگ های غربی که خیلی هم بازتر هستند حتی تو متن ها کلمه Fuck را بشکل F..k یا یه چیزی تو این مایه ها استفاده میکنند
    در کل این نظر من بود اینم پادکست خودت هست
    موفق باشی

    • جادی

      در اصل سوال من برعکسه: بقیه چرا اصرار دارن مخفی کنن و یواشکی حرف بزنن؟ حرفت معقوله که خب گاهی برای شنیدن با بچه مناسب نسیت و خب نیست دیگه (: همه چیز که برای بچه ها نیست. این پادکست به نظر خودم هم برای بچه های زیر سیزده سال خوب نیست.

      تو فرهنگ غربی هم کاملا وابسه است. خیلی جاها فاک رو می گن و می نویسن و توی پادکست ها راحتن. دقیقا همینه که این مطلب برای چه سنی به بالا مناسبه.

      مرسی از نظرت به هرحال و ببخشید که مشکل درست میک نه.

  • امیر
  • $

    https://balatarin.com/permlink/2012/8/26/3129477

    واقعا جز بهترین قسمت ها بود . بسیار سرگرم کننده و جذاب

  • $

    در ضمن یه مسئله دیگه . اون قضیه به ابن سینا مربوط نیست جادی . اون داستان پادشاه و کنیزک مولوی هست . داستان اول مثنوی جلد اول !!

    گفت ای شه خلوتی کن خانه را // دور کن هم خویش و هم بیگانه را
    کس ندارد گوش در دهلیزها // تا بپرسم زین کنیزک چیزها
    خانه خالی ماند و یک دیار نه // جز طبیب و جز همان بیمار نه
    نرم‌نرمک گفت شهر تو کجاست // که علاج اهل هر شهری جداست
    واندر آن شهر از قرابت کیستت // خویشی و پیوستگی با چیستت
    دست بر نبضش نهاد و یک‌به‌یَک // بازمی‌پرسید از جور فلک
    چون کسی را خار در پایش جهد // پای خود را بر سر زانو نهد
    وز سر سوزن همی جوید سرش // ور نیابد می‌کند با لب ترش
    خار در پا شد چنین دشواریاب // خار در دل چون بود وا ده جواب
    خار در دل گر بدیدی هر خسی // دست کی بودی غمان را بر کسی
    کس به زیر دم خر خاری نهد // خر نداند دفع آن برمی‌جهد
    برجهد وان خار محکم‌تر زند /// عاقلی باید که خاری برکند
    خر ز بهر دفع خار از سوز و درد // جفته می‌انداخت صد جا زخم کرد
    آن حکیم خارچین استاد بود // دست می‌زد جابه‌جا می‌آزمود
    زان کنیزک بر طریق داستان // بازمی‌پرسید حال دوستان
    با حکیم او قصه‌ها می‌گفت فاش // از مقام و خواجگان و شهر و باش
    سوی قصه گقتنش می‌داشت گوش // سوی نبض و جستنش می‌داشت هوش
    تا که نبض از نام کی گردد جهان // او بود مقصود جانش در جهان
    دوستان و شهر او را برشمرد بعد // از آن شهری دگر را نام برد
    گفت چون بیرون شدی از شهر خویش // در کدامین شهر بودستی تو بیش
    نام شهری گفت و زان هم در گذشت // رنگ روی و نبض او دیگر نگشت
    خواجگان و شهرها را یک‌به‌یَک // بازگفت از جای و از نان و نمک
    شهرشهر و خانه‌خانه قصه کرد // نه رگش جنبید و نه رخ گشت زرد
    نبض او بر حال خود بد بی‌گزند // تا بپرسید از سمرقند چو قند
    نبض جست و روی سرخ و زرد شد // کز سمرقندی زرگر فرد شد
    چون ز رنجور آن حکیم این راز یافت // اصل آن درد و بلا را بازیافت
    گفت کوی او کدام اندرگذر // او سر پل گفت و کوی غاتفر
    گفت دانستم که رنجت چیست زود // در خلاصت سحرها خواهم نمود
    شاد باش و فارغ و آمن که من // آن کنم با تو که باران با چمن
    من غم تو می‌خورم تو غم مخور // بر تو من مشفق‌ترم از صد پدر
    هان‌وهان این راز را با کس مگو // گرچه از تو شه کند بس جست‌وجو
    خانه‌ی اسرار تو چون دل شود // آن مرادت زودتر حاصل شود
    گفت پیغامبر که هر که سر نهفت // زود گردد با مراد خویش جفت
    دانه چون اندر زمین پنهان شود // سر او سرسبزی بستان شود
    زر و نقره گر نبودندی نهان // پرورش کی یافتندی زیر کان
    وعده‌ها و لطف‌های آن حکیم // کرد آن رنجور را آمن ز بیم
    وعده‌ها باشد حقیقی دل‌پذیر /// وعده‌ها باشد مجازی تا سه گیر
    وعده‌ی اهل کرم گنج روان // وعده‌ی نا اهل شد رنج روان

    یه کم طولانی شد . ولی ارزش و زیبایی خاصی داره

    • جادی

      ممنون ممنون. آره راست می گی. اصلا یادم نبود این رو. کاش یادم بود توی پادکست می خوندم. دفعات بعدی (:

      • خیخو

        جادی ، دیروز داشتم با یک استاد ادبیات که شاخه تخصصیش ادبیات عرفانی هست صحبت می‌کردم یک دفعه دیدم بحث رفته رو داستان کنیزک و پادشاه, گفتم ازش بپرسم که اصل این داستان مال کجاس و جالبیش اینجا بود که بده یک زنجیره طولانی (این شاعر از رو این داستان برداشته و اون یکی‌ از رو قبلیشو …) ، خانم استاد گفت که این داستان به ابو علی‌ سینا بر می‌گرده و خود مولوی اونو به وجود نیاورده :)

        • جادی

          بله بله (: البته واقعا نظرم اینه که احتمالا هیچ کس نمی تونه خیلی دقیق بگه (: ولی مرسی که گفتی (:

  • محمد

    جادی عالی بود
    از آزادی که تو پادکستات لذت می برم
    ممنون

  • محمد

    خیلی خوب بود جادی. از بهترین شماره هات بود. فقط یه سوالی: این خواننده امواج مغزی رو از کجا میشه خرید؟ فکر کنم کد نویسی براش خیلی جالب باشه. بخصوص اگه بشه با MATLAB باهاش کار کرد که دیگه محشره…

    اولویت کم :
    صدای موسیقی کماکان یه جاهایی خیلی زیاد میشه.

    • جادی

      دقیقا اول پادکست توضیح می دم که این پادکست مال اونهایی نیست که می دونن فلان چیز رو از کجا می شه خرید و چنده (: این گیک ها اگر به چیز خاصی علاقمند بشن تو اینترنت دنبالش می گردن.

      در مورد موسیقی کاملا درست می گی و می دونم آزار دهنده می شه! سعی می کنم درست ترش کنم.

      • محمد

        حالا یه جوری با ما بی‌سوادها کنار بیا دیگه!! ;-)
        من این رو پیدا کردم که همین یکی دو ماه پیش NIST‌ روش کار کرده و بیرون اومده:
        http://www.gizmag.com/nist-miniature-brainwave-magnetosensor/22764/

        البته هنوز نسخه تجاری نداره فکر کنم. و اون تجهیزات پزشکی که فعلا برای این بحث Magnetoencephalography یا همون MEG هست اونقدر گران و حجیم هست که نمیشه براحتی تهیه اش کرد. و حتما بابت مجوز و … هم مشکل داره…

  • من هم موافقم. این یکی از بهترین شماره‌ها بود. کل ظرف‌های یک هفته رو در حال گوش دادن به این شماره شستم D: این شماره تموم شد، ولی هنوز یه خورده از ظرف‌ها مونده بود. می‌دونی چه کار کردم؟ گذاشتم از اول پخش بشه تا دیگه ظرف نشسته‌ای باقی نمونه!

  • amir

    سلام واقعا خسته نباشید ، هرروز بهتر از دیروز !

    1:ای کاش اوضاع طوری بود که برنامه شما روی امواج رادیویی پخش میشد تا آدم های زیادی گوش کنن ، چون بیشتر از تکنولوزی به نکات ظریف مربوط به جامعه اشاره میکنی و میتونه برای همه جالب باشه .

    2:این بخش بادام زمینی ناسا جالب بود ، ولی یه جوری گفتی که انگار کار خوبی می کنن ، اونا کار بامزه ای می کنن اما واقعا بادام زمینی تاثیری روی عملیاتشون نداره ، فقط یه اعتقاد مسخره است (در گوشی بگم که از کجا معلوم اصن اون کاوشگر با موفقیت فرود آمده باشه ، شاید مثل آرمسترانگ یه دروغ بزرگ باشه…البته شاید)

    • محمد

      آنچنان می فرمایید «شاید مثل آرمسترانگ یه دروغ بزرگ باشه» انگار که این قضیه ثابت شده. البته بحث سر این قضیه زیاد بوده و شاید با اطمینان در موردش حرف زدن سخت باشه، ولی دیگه با این قطعیت هم نمیشه گفت حتما دروغ بوده…

  • بهرام

    مرسی جادی جان.
    مثل همیشه عالی بود. قسمت بک دور مغز رو خیلی لذت بردم :)

  • چه خبر بود! حسابی دست پر اومده بودی :)
    ۱ لینک میرورت رو عشقه D:
    ۲ تقریبا قبل و بعد از قضیه دوربین اندروید دار یه آهنگی گذاشته بودی، اسم آهنگه چیه و مال کیه؟ من که داشتم به آهنگه گوش میدادم بجا اینکه به حرفت گوش بدم :)
    ۳ درباره پسورد outlook هم شاید مایکروسافت پسوردهای بالای ۱۶کاراکتر رو به دوقسمت تقسیم میکنه و از اون قسمت اول که حداکثر میتونه ۱۶ کاراکتر باشه استفاده میکنه برای لاگین کردن تو outlook
    ۴ حال مارو حسابی سر مستراح به هم ریختی
    ۵ نمیدونم تا حالا چندبار از طریق اینترنت خرید کردی اما خودم که چندبار خرید کردم اینجوری که تو گفتی دردسر نداشت. سر حداکثر یک هفته بدستم رسید یک بار هم که نبودم مامور پست یه کاغذ انداخت و خیلی راحت رفتم از اداره پست محلمون گرفتمش
    ۶ لینک دانلود آهنگ روسی و اسمش؟ :) (منظورم همون پوسی رایوتی هست)
    ۷ قضیه غذا چیه؟ مگه قبلا نمیتونستی غذا بخوری؟ درباره آزاد بودن نوشیدنی هم به نظر من همون بهتر که مشروب رو آزاد نکنن (البته اگه منظورت مشروب بود که به احتمال زیاد همونه) :)
    (این شمارت یکم قاطی پاتی نبود یا من قاطی کردم؟)
    کلا فکر کنم میخواستم همینا رو بگم :d

  • amir

    آقا محمد ، لطفا این لینک رو بخون http://en.wikipedia.org/wiki/Moon_landing_conspiracy_theories

    • محمد

      دوست عزيز، آقاى امير
      همه اينها درست؛ يعنى كلى شك توى اين زمينه وجود داره. اما باز هم قطعيتى براى ردش وجود نداره. (همون طور كه به نظرم نميشه به صحت ماجرا يقين داشت) بخش زيادى از اين سوالات رو ناسا جواب داده و بخشى از اون هنوز بىجوابه.

      پ.ن ١: به ياد اون مستندى كه طرف با كتاب مقدس افتاده بود دنبال اين فضانوردها و ميگفت قسم بخوريد كه با آپولو ١١ به ماه رفتيد! اونها هم هى طفره ميرفتن. البته يكى شون هم يه مشت حواله گزارشگره (محققه) كرد! اسمش رو يادم نيست.
      پ.ن ٢: فكر نكنم اينجا ديگه جاى بحثش باشه. سالهاست كسى در اين مورد به نتيجه نرسيده!

  • علیرضا

    شماره‌یِ فوق‌العاده‌ای بود، واقعاً چسبید و کماکان دمت‌گرم.
    + قسمتِ آسیب‌پذیری در مغز محشر بود. وقتی به رفع مشکل بخوایی فکر کنی خواه ناخواه یادِ singularity و ری کورزویل و اون شماره/مصاحبه‌یِ قبلی می‌افتی!
    ++ جسارته البته فضولی می‌کنم و قصدم توهین‌آمیز نیست: چرا «خانم‌باز» «بیب» می‌شه ولی املاش بیب نمی‌شه؟ خانم‌باز این‌جا ابتدا به‌ساکن نیومده/توهین محسوب نمی‌شه؛ پیامی خبری و واقعی (رابطه‌یِ پوتین و جاسوسش) رو منتقل می‌کنه فلذا به‌نظرم حذف‌کردنش (حتی به‌صورت ناقص) نادرست و عملاً نسخه‌یِ مینیمالیستیِ ارشاداتِ حکومتیه. :)
    +++ حیف شد بابتِ زمان‌بندی، جایِ آقامون آرمسترانگ خالیه شدید!

    • جادی

      علیرضا: جریان بیپ اینه که بعدا دیدم بهتره در جایی که آزادی بیان وجود نداره نظرم رو در مورد رییس بیببببب…. (: حالا از متنم اون تیکه رو حذف می کنم و دعا می خونم برای ارواح تمام مخالف های آزادی بیان (:

      • علیرضا

        هاها! بسیار تمیز بییییب…. :دی

    • جادی

      اوه آره نیل آرمسترانگ واقعا حیف بود که یادم رفت بگم. مرسی از یادآوری.

  • HB

    گوش دادم خوب بودمرسی.موسیقی ها تعدادش و نوعش خوب بود.کلا خوب بود جز حرکت صدا،اگر دقت کنی در بعضی از بخش از میکروفون دور میشی فکر کنم مربوط به قسمتی میشه که داری چیزی میخونی یا داری چک میکنی. راه حلش فکرمی کنم فاصله میکروفن باشه ;)
    در کل پر انرژی باشی لذت بردم.

  • مهدی پدرام

    مرسی مثل همیشه جالب بود
    اما درمورد outlook مطلبی که نتیجه گیری کردین اشتباه بود چون هش نکردن پسورد الزاما به معنای ذخیره پسورد به صورت متن ساده نیست! (حتی بدون نیاز به چیزهایی که گفتین)به نظر من به صورت خیلی منطقی تر احتمالا مایکروسافت پسورد رو کد می کنه ولی با اضافه کردن یک کد دیگه مثلا یک پسوردی که فقط خودش ازش اطلاع داره و بازیابی پسورد کاربر از کد نهایی تنها با داشتن اون پسورد پنهانی مایکروسافت امکانپذیره.
    این روش مزیتی که به هش کردن داره اینکه امکان ریکاوری پسورد رو هم فراهم می کنه (نه فقط ریست کردن اون) البته عیبش هم که مشخصه خود مایکروسافت یا دارندگان کد پنهانی اون در صورت دسترسی به دیتا بیس پسورد رو می دونن

    • جادی

      مهدی: از نظر فنی درست می گی. هش نکردن به معنی ذخیره ساده نیست ولی در کل هر جور مکانیزم قابل برگشت توی ذخیره پسورد اشتباهه. الگوریتم های ذخیره هش باید یک طرفه باشن و فقط پسورد طرف با اون چک بشه. هر شکلی از مکانیزمی که بتونه یک پسورد رو «بازگشایی / بازیابی» کنه مشکل امنیتی است.

      البته اگر دقت کرده باشی اون یک ایمیل وارده بود (: نظر شخصی خودم اینه که احتمالا مایکروسافت فقط شونزده کاراکتر اول رو هش می کنه

  • ناشناس

    چرا ۵ سال دیگه؟ همین الانشم تلویزیون، یخچال و … با سیستم عامل اندروید به تولید انبوه رسیدن!

  • هاهاهاهاها

    این خوندن مغزه روش دور زدن اسون داره دیگه.چشم هات رو میبندی.بهش فکر نمیکنی و هزار…
    ولی دارم کم کم میترسم.]س فردا میخوای فکر کنی میگه دسترسی به تارنمای…..

  • شهرزاد

    خیلی خوب بود این شماره واقعا. همه اش جذاب بود. فقط اینکه تو دستشویی ضبط کرده بودی؟ یه طوری حالت اکو داشت به نظر می اومد تو دستشوییه :)) j/k
    راستی این یه یادداشت کوچیکه از یکی از اعضای پوسی رایت که خیلی خوبه گفتم شاید خوشت بیاد ازش: http://eng-pussy-riot.livejournal.com/9618.html

  • خیلی خوب بود! مثل همیشه!

    یعنی من عاشق این تبلیغات‌اتم! و موسیقی و صداها هم بر خلاف نظر بعضی از دوستان، به نظرم خیلی خوبه. صداهایی که انتخاب می‌کنی می‌شینن تو متن.

    (:

  • Arvin

    ^THANK YUO

  • جادی از وقتی که پادکستت رو گوش کردم شونصدبار حساب کردم، اما درست در نمیاد… ۵.۲۷ملیون بیت به یک مگابایت هم نمیرسه. بعد اینا چجوری اون همه اطالاعات رو روی اون فسقل فضا جا دادن؟!!!؟

  • کامنت گذاشتم که بگم کارت خیلی درسته جادی. جالبه که بیشتر اون مطالبی که من در طول هفته بوک مارک می‌کنم و بعد با خودم می‌گم اوه کسی اینو نمی خونه ولی جالبه رو تو توی پادکست می‌یاری. یه جوری پادکستت را گوش می‌کنم اطمینان پیدا می‌کنم و با خودم می‌گم (خودمونی): هی تو تنها خل و چل دنیا نیستی! الان دارم اپ نصب می‌کنم و همزمان پادکستت را گوش می‌کنم. موفق باشی جادی جان.

    • جادی

      ایول و کلی هم باعث افتخاره. راستش پادکست هم اصلا اینطوری شروع شد طرف من که چیزهایی تگ می شد که بیشتر از اون جالب بودن که بخوام سریع یک چیزی بنویسم ولی خب ورودی هم اینقدر زیاد بود که بعد از یک مدت با افسوس بیخیالشون می شدم و تبهاشون رو می بستم. در نتیجه گفتم آخر هفته هر تب بازی که در این موقعیت خاص گیر کرده رو صوتی بگم که سریعتر باشه. البته الان که می نویسم عملا کندتر شده و سخته اما خب کار خوبیه به نظر خودم و تایید تو هم که باعث می شه آدم مطمئن تر باشه که کار خوبیه و ادامه می دم (:

  • محمد هادی

    جادی بنظرت رویکرد bbc در مورد اسانژ یه کم منافقانه (!!!) نبود؟
    مثلا تو همون لینکی که خودت دادی یا نوشته ی این اقا که از دستش چند بار سرم رو محکم کوبیدم رو میز
    http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/08/120818_006-am-assange.shtml

    یه نکته هم در مورد این گرو روسی با اون اسم قشنگشون بگم
    تجربه زندگی تو یه کشور دیکتاتوری به من یاد داده که هر وقت دیدی یکی داره از رئیس بزرگ انتقاد میکنه سر نخش رو بگیر برس به خونه رئیس بزرگ
    همین
    نه نیاز به مثال هست نه توضیح بیشتر!

  • وفا

    خوابی جادی جون
    سامسونگ فروش تلویزیون اسمارتش رو در آمریکا شروع کرده
    آندروید داره
    ریموتش فرمان صوتی میگیره
    مثل کینت مایکروسافت میتونید با دست کنترلش کنید. بدون لمس جیزی
    برنامه روش نصب میشه
    وب کم داره
    دیگه 3d ، رسلوشن بالا و wifi خزه که درباره ش چیزی بگم
    لینک بزرگترین سایزش:
    http://www.samsung.com/us/video/tvs/UN75ES9000FXZA-features

  • با خوندن این مطلب “مغز توی بشقاب که اف ۲۲ کنترل می کنه” این به ذهنم رسید که مثل اینکه واقعا سایلان ها دارن متولد میشن!!

  • hassan

    سلام
    ممنون که از انتقاد من یادی کردی تو برنامه ت!
    وقتی خبر رو با تحیلیل میگی مهم نیست که چقدر خبر قدیمی هست یا نه ، مهم اینه که تحلیل روشه.
    حتی اگه تحلیل مثل جک باشه : مغز موش و پنیر و کشتار!

    در مورد سیستم عاملی شدن همه چیزها ، باید بگم که همه چیزها الان سیستم عامل شده ، یعنی بوده ، پس این درست نیست که بگی الان تازه به این سمت داریم پیش میریم ،مثلاً AEG رو ماشین لباسشوییش هم سیستم عامل داره! از این دست مثالها کم نیست ، یکی دیگه ش سیستم عاملهایی هست که رو ظبط ماشین هستن بعضاً اپن سورس هم هستن خودتون میتونید کوک کنید.

    منتها این سیستم عاملهای خصوصی و پنهان هچیکدوم به پیچیدگی آندروید نیستن یعنی شاید نیازی نبوده که باشن و معمولاً رو 8085 یا پردازنده های مشابه میان بالا و کار خاصی رو که باید انجام میدن و میرن پی کارشون ، اما آندروید پا رو فراتر گذاشته با arm داره به نیازهایی جواب میده که بعضاً نیاز به پیچیده بودن و پروسس بیشتر دارن. به نظرم نکته عطف دستگاههای آندرویدی خود آندروید نیست ، همسان بودن اون دستگاهها از نظر سیستم عامله که به برنامه نویس فرصت این رو میده که برنامه ش رو همه جاها ران کنه و به کاربر این فرصت رو میده که با یکبار یادگیری اون همه جاها از تجربه ش استفاده کنه.

    حسن.

  • RamtinA

    این قسمت هم خیلی عالی بود جادی جان
    گل کاشتی

  • شیرین

    یعنی این موسیقی آخر منو برد به دوران کودکیم..