آیا به دانشگاه برم؟ به دردسرش می ارزه؟

این سوال رو زیاد می پرسن. راستش رو بخواین من هم زمان کنکورم بود یکی از Day Dreamهام این بود که بیخیال کنکور و دانشگاه بشم و برم سراغ شرکت باز کردن (دقیقا نمی دونستم چی! فقط اسم شرکت رو می گفتم به عنوان یک شغل) یا مدرک های لینوکس گرفتن یا هر راه فرار دیگه ای برای خلاصی از کنکور.

صادق باشیم: در بسیاری از مواقع، اینها راه فرار هستن نه نقشه واقعی. متاسفانه رفتن به دانشگاه فعلا معقول ترین مسیر پیشرفته؛ بخصوص توی ایران. دلایلش هم خیلی ساده است. به چند تاش اشاره می کنم.

مهمترین دلیل اینه که دوران دانشجویی دوران خیلی خاصیه. نه خانواده از شما انتظار خاصی داره نه جامعه. می تونین هر جینگولک بازی ای که می خواین رو در بیارین (از بلند کردن مو گرفته تا انقلاب کردن تا نقد تا فاز هنری گرفتن تا سفر شمال تا …) و مدعی بشین که «دانشجو» هستین (: دوران تحت کنترل کامل خانواده بودن گذشته و دوران مسوولیت مالی داشتن هم هنوز نرسیده. این دوران خاص رو از دست ندین

دومین دلیل اینه که دانشگاه اولین محیط مختلط است که بالاخره حکومت ما -کمابیش- قبول می کنه دو نفر آدم حق دارن کنار هم باشن و با هم حرف بزنن. این رو هم الکی از خودتون نگیرین. زمین تا آسمون با پارتی مختلط و اینها متفاوت است. یک تعامل واقعی با جنس مقابل.

بعدش اینکه در صورت علاقمندی به مهاجرت مدرک دانشگاه بسیار بسیار کمک کننده است. بدون مدارک دانشگاهی تقریبا مهاجرت غیرممکن می شه. البته من طرفدار موندن تو ایران هستم ولی به هرحال اکثریت دنبال مهاجرت هستن و دانشگاه یکی از راحت ترین روش هاش.

اینم بگم که حتی اگر بخواین در خیلی از کشورها کار کنین، اون کشورها معمولا برای دادن ویزای کار ازتون ترجمه مدرک مرتبط دانشگاهی می خوان. حتی اگر شرکت خودتون بخواد شما رو بفرسته افغانستان کار کنین هم سفارت ازتون مدرک مرتبط با کار می خواد – چه برسه به قطر و غیره (:

می‌بینین؟‌ شاید از نظر عقلی بشه گفت که در سطح علمی مدارک معتبر گرفتن بهتر از دانشگاه رفتنه ولی در دنیای واقعی دور و بر ما، دانشگاه اهمیت خیلی خاصی داره که هر استدلالی که «دانشگاه نرم فلان کار رو بکنم»‌ رو تبدیل می کنه به یک بهانه برای فرار از سختی‌های رفتن به دانشگاه. درسته که این روزها ورود به یکسری از دانشگاه ها خیلی سخته و سال های خوبی از زندگی رو حروم می کنه ولی اگر تصمیم می گیریم نریم دانشگاه لازم نیست دنبال بهانه هایی مثل «دانشگاه مفید نیست» قایم بشیم (:‌ خب روراست بگیم حوصله نداریم دو سال جون بکنیم و رقابت کنیم.. در ضمن چیزهایی مثل دانشگاه آزاد رو هم خدا آفریده دیگه… ورود بهشون راحت تره اسمشون هم دانشگاهه و یکسری از موارد بالا رو هم پاسخگو.

مغلطه: بیل گیتس و جابز و زوکربرگ دانشگاه رو تموم نکردن

نمی خوان بزنم تو ذوقتون ولی شما بیل گیتس و زوکربرگ و جابز نیستین (: اونها در شونزده هفده سالگی مثل یک گیک دنبال درس بودن نه دنبال دلیل برای نرفتن به دانشگاه. همه وارد دانشگاه شدن و بعد وسطش اونو ول کردن. در ضمن میلیون ها نفر دیگه هستن که دانشگاه نرفتن یا دانشگاه رو ول کردن و من و شما اسمشون رو هم نشنیدیم. در اصل این سه تا و بقیه هم‌پالکی‌هاشون هم چون این سه تا بودن دانشگاه رو ول کردن نه اینکه چون دانشگاه رو ول کردن این سه تا شدن (:

بحث این نیست که اگر کسی نره دانشگاه موفق نمی شه یا دانشگاه ملاک موفقیته یا هر چی. بحث اینه که در یک بررسی معقول دانشگاه رفتن هم توی دید، هم توی زندگی شخصی و هم توی زندگی حرفه ای مفیده. اگر کسی نمی خواد بره حق داره نره و بره دنبال راه خودش. خیلی هم عالیه و قابل افتخار اما اگر حس کردین دارین پشت این استدلال قایم می شین تا از یک چیز سخت به اسم کنکور فرار کنین، یک جای کار می لنگه (:

معیار شخصی

من یکسری معیار شخصی دارم. یکیش اینه که «کجا و چه زمانی چی می گم». اگر دارم سال آخر که باید درس خوندن جدی برای کنکور رو شروع کنم توضیح می دم «دانشگاه خیلی هم خوب نیست» کمی مشکوکه جریان درست همونطور که اگر درست همون موقع که توی آب چاه خونه ام قرآن افتاده فتوا می دم که «خوردن آب از چاهی که توش قرآن افتاده مشکلی نداره» جریان مشکوکه، با خودتون فکر کنین که چرا دقیقا الان که جریان سخت شده مغزم هی داره سعی می کنه متقاعدم که کنه که «اصلا دانشگاه به درد نمی خوره». اگر واقعا معتقدم آدم موفقی هستم چرا الان که این استدلالها هست نرم دانشگاه و وقتی دقیقا برنامه داشتم ازش نیام بیرون؟ به عبارت دیگه هر وقت حرفی زدم باید ببینم «در کجای جهان ایستاده ام» که اینو می گم (: اگر درست پشت در امتحان کنکور دارم توضیح می دم که دانشگاه اصلا خوب نیست کاملا فرق می کنه با حالتی که توی دانشگاه در حال این استدلال باشم.

  • من درست 10 سال پیش دیپلم گرفتم و درس رو ول کردم ، تو تمام این مدت تو زمینه طراحی و برنامه نویسی کار میکردم و تحصیلکرده های خیلی زیادی زیر دستم کار کردن ، چند سال هم هست که فریلنس کار میکنم و به جرات میتونم بگم از نظر فنی از 90درصد تحصلیکرده ها تو رشته مرتبط ( نرم افزار ) توانایی فنی بالاتری دارم :)
    واقعا هیچوقت هم تحریک نشدم که برم دانشگاه ، چون از همون اول دانشگاه رو جایی برای وقت تلف کردن بچه پولدارها میدونستم ….
    این رو هم بگم که تو کل دوران مدرسه از ابتدایی تا دبیرستان همیشه جزو 3 نفر اول کلاس از نظر درسی بودم

    • حسن

      شما از کجا میدونی کسایی رو دیدی که از تو خیلی بیشتر بلد بودن؟
      من حدسم اینه کسایی که دور و برت بودن بیشتر از سرناچاری به رشته کامپیوتر رو آورده بودن و نه از سر علاقه مثل شما.
      منتها علاقه کافی نیست گاهی دیسپلین هم لازمه که به علاقه جهت بده. اینکه بگی چون دانشگاه نرفتی و فقط از رو تجربه رفتی جلو و حالا بیشتر از اکثریت میدونی خیلی مضحکه از این نظر که هنوز نمیدونی آدم وقتی بیشتر یاد میگیره تازه میفهمه چیزی بلد نیست!
      در ضمن تضمینی نیست که تو دانشگاه چیزی یادبدن ولی تضمین هست که تو دانشگاه چیزهای جدیدی رو بگن که تو بازار هنوز تجربه نشده و جدیده. کسی این وسط موفقه که هم بتونه تجربه کسب کنه و هم نوآور باشه.
      جای تو بودم اگر تجربه م بالا بود میرفتم نیمه وقت هم شده بود مدرکم رو میگرفتم چون قطعاْ هم تو دیدگاهم و هم تو زندگی عادیم خیلی تاثیر داشت!

  • امید

    ۲ تا از چیزایی که گفتی دیگه درست نیستن:
    ۱.این که دیگه نمی‌تونی تو دانشگاه موهاتو بلند بذاری، نمونش خودم که تا پنج‌شنبه موهام بلنده، و جمعه کوتاه می‌شه تا بتونم برم دانشگاه و از خوابگاه و امکانات رفاهی(!!!) محروم نشم.
    ۲.این که نمی‌تونی کنار یه جنس مخالف بشینی و حرف بزنی، چون به شدت باهات برخورد می‌شه، صاحب پرونده‌ی انظباطی هم می‌شی.
    حداقل توی صنعتی اصفهان که این‌طوریه.

    • جادی

      امید: خب ما هم که رفتیم دانشگاه نه با موی بلند اجازه داشتیم بریم تو و با دختر حین راه رفتن هم صحبت می کردیم تذکر می گرفتیم. ولی پای فشاری کردیم و راه باز شد تا حدی. الان آره دوباره بسته شده و کلا می گن مختلط نباشه و مدل مهد کودک و دبستان باشه و اینها ولی جنگیدن همیشه خوبه (:

      در کل هم به هرحال محیط مختلف است و جنس مخالف واقعی توش می بینین و رابطه دارین. قرار نیست حتما دوست باشین. جزوه بدین بگیرین مثلا (:

  • آپاچی

    “البته من طرفدار موندن تو ایران هستم ولی به هرحال اکثریت دنبال مهاجرت هستن”

    چرا طرفدار موندن تو ایران هستی؟؟ اگه فقط میگفتی من میخوام بمونم به خاطر شرایط خاصی که دارم، خوب یه حرفی اما اینکه میگی طرفدار هستم برام ایجاد سوال کرده

    • جادی

      تفاوت جالبی قائل شدی بین این دو جمله. ولی باید سر فرصت توضیح بدم .. احتمالا طولانی تر می شه از یک کامنت.

      • هاهاهاهاها

        نظر من هم رفتن به یه دانشگاه خیلی خوب در خارج(یعنی ام آی تی و استنفورد و 10 دانشگاه برتر دنیا )
        هست و بعدش برگشتن به ایران و کمک به کشور.فقط خارج برای استفاده از علمشون.

        لااقل برای من که توی تیزهوشان هستم و معلمای خیلی خوبی داریم و خوب مشخصا یه سری افراد رو محروم کردن از یه چیزی تا مثلا ما ها که بهمون میگن باهوش بزرگ شیم و کمک این کشور بشیم ،خیلی ناجوانمردانه است که برم برای خارجی ها کار کنم .
        بگذزیم که متاسفانه تیزهوشان سطحش خیلی پایین تر از قبل(شده مثل مدارس غیر انتفاعی ممتاز هر شهر)

        ولی کسی اگر حال نداره کنکور بخونه واقعا باید ریشه یابی کنه.رقابت سخته و باید زود شروع کرد.

        راستی یه نکته که بش رسیدم:
        اگر آدم از یه درس بدش میاد اکثرش بخاطر بخاطر اینه که یا اون درس رو خوب نفهمیده یا خوب روش وقت نذاشته.

        از هر درسی بدم اومد و یکم زیاد تر روش وقت گذاشتم برام قشنگ شد(حتی عربی!).

        • منم خودم تیزهوشان درس میخونم امسال هم کنکور دارم. قبول دارم تیزهوشان سطحش اومده پایین، چون بچه‌ها تنبلن! (خودم همه رئیس تنبلهام!)
          من خودم به شخصه علاقه زیادی به درس ندارم، دلیلش هم خیلی واضحه، چرا باید کلی زور بزنم تا چیزی رو بخونم که فقط باعث میشه وقتم گرفته بشه و یه نمره‌ای آخر سال بیارم، آخرشم دوسال بعد هیچکدومش به دردم نخوره و همش رو فراموش کنم؟ اینم بگم که زیاد تا حالا در گوشم خوندن که لازمه درس بخونی تا بری دانشگاه خوب و… ولی خب چی؟ دانشگاه هم برم باید کلی چرت و پرت که نه ازشون خوشم میاد و نه بدردم میخورن رو یاد بگیرم. همین باعث شده که منم از الآن علاقه زیادی به دانشگاه نداشته باشم، ولی همونجور که جادی تو پستش نوشته مجبورم برم دانشگاه، منم الآن فقط تلاشم رو اینه که بتونم دانشگاهی برم که فردا روز بتونم بگم تو تیزهوشان درس میخوندم والآن هم این دانشگاهم.

          درباره اون نکته‌ای هم که بهش رسیدی، رو من که جواب نداد! هر کسی یه استعدادی داره. ممکنه اون روش روی تو جواب بده ولی روی من که اصلا جواب نداده! از الآن هم تصمیم گرفتم عربی رو فقط تفننی اگه حسش بود واس کنکور بخونم! (عربی رو گفتم چون خودت مثال زده بودی و منم باهاش مشکل دارم)
          ——————
          راستی جادی این هفته نباید رادیو میدادی؟!

          :)

      • علی

        جادی جان … میشه توی یه پست دلیل اینکه چرا طرفدار موندن تو ایران هستی رو مفصل توضیح بدی؟
        برام خیلی جالبه که یه آدم با طرز فکر و سطح و سواد و شخصیت شما، چرا طرفدار موندن توی ایرانه؟؟؟
        اونم با این اوضاع مملکت :)

        • جادی

          حتما حتما توضیح دقیقی می دم در این مورد ولی کمی زمان و حوصله می خواد

          • علی

            مرررسی :)

  • مهدی

    سلام جادی

    من به یه عالمه از همین استدلال ها ترم دوم دانشگاه رو ول کردم .

    الانم تنها چیزی که ناراحتم میکنه در این مورد , موقعی هست که یه سری دانشجو از خاطره هاشون تعریف میکنن , و من اینا رو ندارم

    البته الان 20 سالمه و میتونم دوباره شروع کنم ولی نمیدونم چرا بهم حالی که باید و شاید رو نمیده (:

  • حسین

    یه چیز دیگه که از همه مهم تر بود رو نگفتی
    مدرک دانشگاهی موقع خواستگاری از همه چیز مهم تره :)

  • آپاچی

    مشتاقانه منتظرم.
    به نظرم اگه در قالب یه پست در موردش صحبت کنی بحث جالبی بشه.

  • البته دانشگاه رفتن تو شهرستان یه چیز شکنجه‌ایه که نگو و نپرس. البته بستگی به آدمش داره که بتونه از اون شکنجه هم لذت ببره.
    شدیدا دوست دارم نظرت رو درباره‌ی تو ایران موندن بدونم:)

    • سعید

      شکنجه؟ منظورت اگر دور از خونه‌است که بسی بهتره. (البته اگه از نظر مالی متوسط یا بالاتر باشید).
      من اصلا اینایی که تو شهر خودشون می‌رن دانشگاه رو درک نمی‌کنم! انگار که دبیرستانیه. برو دانشگاه بعد ناهار برگرد خونه یا مثلا دیر کردن‌ها با این که غیرعادی نیست ولی باعث سوال میشه چون می‌بینن و … . من الآن چون تو یه شهرستان دیگه‌ام راحت می‌تونم ۳ ۴ روزی برم بازداشت‌گاه و خانواده خبردار نشه:دی

  • saman empoy

    دیگه دانشگاه نمیزارن مو بلند کنیم الان من و واسه موهام راه نمیدن میگن مو هاتو کوتاه کردی بیا ثبت نام
    با جنس مخالف هم اگر صحبت کنی برخورد میشه

  • بسیار هم عالی.
    دقیقا همینه.
    درود بر تو جادی عزیز که همیشه حرفای دل و تجربیات آدمی رو به بهترین شکل مدون می‌کنی.

  • جاااااادی
    ۲ سال طول کشید تا موهام بلند بشه
    نیم ساعت طول کشید کوتاه بشه!
    دانشگاه دانشگاه دانشگاه

  • amir

    دقیقا ، همش درسته ، تنها راه موفقیت تو ایران درس است و لا غیر !
    البته یه نفر میتونه درس نخونه : کسی که پدرش حسابی پول داره ، که اونم 2تا اتفاق براش میوفته ، یا میره با پول باباش کار درست انجام میده یا دنبال بی بندو باری و عیاشی میره که تا 40 سال هم نمیکشه.

  • اگه وقت کردی یه مطلب درمورد این که چرا طرفدار موندن توی ایران هستی بنویس. خیلی ها (از جمله خودم) مشتاقن تا بدونن دلیلش رو.

  • پوریا

    جادی باهات موافقم.
    راستی نظرت راجع به ادامه تحصیل در فوق لیسانس و دکترا چیه؟ به نظرت لیسانس کافیه یا نه؟

    • جادی

      خب در مورد دکترا و فوق من بهتره نظر ندم. البته دکترا که مال کسی است که بخواد کار آکادمیک بکنه ولی در مورد فوق هم نظر خاصی ندارم چون دید کافی ندارم.

  • Ali

    دانشگاه واقعا به نفع من بود
    باعث شد از لاک خودبزرگ بینی بیرون بیام و بفهمم عددی نیستم،‌ و برم علممو زیاد کنم xD

    در ضمن ما که میریم شیطونی و گردش، کلا کلاسا رو میپیچونیم،‌ خعلی حال میده :))

  • حتی اگر خود دانشگاه هیچی برای آموزش نداشته باشه! حد اقل میتونی 4 نفر رو پیدا کنی که از نظر علمی از خودت بالاتر باشن و از اونها چیزی یاد بگیری

  • Syd Rz Ftm

    جادی جون واقعا عاشق طرز تفکرتم!

  • حسن

    توصیه میکنم به بچه هایی که فکر میکنن دانشگاه جای عبثیه – بیخودی این فکر ها رو بخودشون راه ندن – دانشگاه تو دنیای امروز جزوی از جریان اجتماعی که به شکلگیری مغز ما کمک میکنه به شکلگیری نحوه ارتباط برقرار کردن ما حال با جنس مخالف یا موافق.
    خیلی از فرصتهای طلایی و فکر های طلایی از تو دوران دانشجویی جرقه میخوره.
    بعنوان کسی که زندگی آکادمیکم رو تو ۲تا کشور مختلف بغیر از ایرون گذروندم به کسایی که میتونن و جراتش رو دارن توصیه میکنم حتماْ جایی بغیر از ایرون درس بخونید حتی شده یکسال. نه بخاطر اینکه ایرون خوب نیست (اون بحثش جداس) به این دلیل که ما تو ایرون از تجربه کردن خیلی چیزها محرومیم یکیش سفر به دور دنیاس ولی وقتی دانشجو باشی و به بهانه دانشجو بودن سفر کنی فردا که بزرگتر میشی اون ماجراجویی برات میشه تجربه.

  • مهدی بردبار

    دانشگاه “خوب” هیچی هم نداشته باشه کمک می کنه دوستای فوق العاده با افکار بزرگ پیدا کنی
    خود من هیچ وقت چیزی رو با دوران دانشجوییم عوض نمی کنم

  • محمد

    دلیل مهمترش تغییر دیدگاه آدم نسبت به دنیاست.

  • سعید

    به نظر منم مهم‌ترین دلیل نیمه مستقل بودنه. دولت تو پول غذا و جای خوابت بهت کمک می‌کنه. نیاز به درامد خاصی نداری، آزادیت بیشتر میشه درحالیکه مسئولیتت در همان حد اضافه نمیشه.
    برای بعضی‌ها دانشگاه یعنی روبه‌رو شدن با عقاید خیلی متفاوت. مثلا من می‌دونستم منکر خدا به طور محسوسی در کشورهست، یا مثلا هم‌جنس‌بازی و اعتیاد خیلی دور نیستند، ولی خب دیگه باور نمی‌کردم یک روزی هم‌سوییتی‌م به راحتی روی انکار خدا بحث کنه و تو خوابگاه خودمون که فقط تا ترم ۶ وجود داره مسایل هم‌جنس‌بازی و الکل و اعتیاد و خود‌کشی و … وجود داشته باشه! مخصوصا بحث الکل و شراب برام خیلی بیشتر نمایان شد.
    خودم چندخط بالا رو چندسال پیش می‌خوندم فکر می‌کردم سیاه‌نماییه:دی

  • سعید

    واقعا از این پستت خوشم اومد. نه به خاطر مطالبش، به خاطر موضوعش. این یک موضوع برای نوجوون‌ها و دوروبر ۱۸ ساله‌هاست، گروه‌ی که تو مطبوعات و رسانه‌ها و وبلاگ‌های درست‌و‌حسابی ما مورد خطاب قرار نمی‌گیرن. آدم حسابشون نمی‌کنند که براشون مطلب بنویسند!

  • رشاد

    موضوع اصلی بارِ علمی یا این چیزها نیست. برخورد با جنس مخالف رو هم در بهترین حالت شاید بتونیم یه دستاورد دست چندم از دانشگاه رفتن دونست.
    مسئله اینه که قرار گرفتن تو میتونه خیلی به آدم وسعت دید بده ، میونی دوستایی پیدا کنی و با کانسپت‌هایی (نه لزوما” تو مسائل علمی!)آشنا بشی که شانست برای برخورد با اونها از راهای دیگه خیلی کمه ، علی‌الخصوص تو .
    اگه برنامه این باشه که بخوای یه چند تا چیز یاد بگیری که ازش پول دربیاری نرفتن به دانشگاه خیلی مسئله نیست ، اما اگه بخوای آدم و باشی دانشگاه رفتن میتونه یه کمک خیلی خوب تو مسیر زندگیت باشه.

  • رشاد

    موضوع اصلی بارِ علمی یا این چیزها نیست. برخورد با جنس مخالف رو هم در بهترین حالت شاید بتونیم یه دستاورد دست چندم از دانشگاه رفتن دونست.
    مسئله اینه که قرار گرفتن تو “جو مناسب آکادمیک” میتونه خیلی به آدم وسعت دید بده ، میونی دوستایی پیدا کنی و با کانسپت‌هایی (نه لزوما” تو مسائل علمی!)آشنا بشی که شانست برای برخورد با اونها از راهای دیگه خیلی کمه ، علی‌الخصوص تو “زندگی بازاری”.
    اگه برنامه این باشه که بخوای یه چند تا چیز یاد بگیری که ازش پول دربیاری نرفتن به دانشگاه خیلی مسئله نیست ، اما اگه بخوای آدم “آگاه‌تر” و “با بصیرت‌تری” باشی دانشگاه رفتن میتونه یه کمک خیلی خوب تو مسیر زندگیت باشه.

  • محمد

    بحث پیچیده ایه…
    این مسیر رو اینقدر رفتن که دیگه راهش صاف شده. مسیر جدید هزینه های بیشتری داره و به محل جدیدی ختم میشه. باید دید آیا به سختیش می ارزه؟ کسی که مسیر فعلی رو نمیره باید مسیر جدید مناسب رو پیدا کرده باشه…

  • amir

    سلام آقا رادیو چی شد؟

  • mohsen

    خوب بود، مرسی :)

    اینم از نظر خودم اضافه کنم که، تو فضای بسته ایران که دچار کمبود کلونی ها و ارتباط های کلونی و به اصطلاح باشگاهی تو جامعه هستیم (مثلا باشگاه یا کلونی برنامه نوسان جاوا، یا یه چی تو این مایه ها که ارتباط های منظم و اطلاعاتی در یک فیلد خاص با هم داشته باشن) دانشگاه محل بسیار خوبی هست برای جمع شدن یه عده جوون با پتانسیل بالا، با تنوع فکری و رفتاری، بعضا علاقمند دور هم به مدت چندین سال (که میشه بعضی اساتید فعال هم به این جمع اضافه کرد) که با بده بستون های اطلاعاتی به هم (خواسته یا ناخواسته) میتونن خیلی به هم اطلاعات بدن و تجربیات رو منتقل کنن به هم و در نهایت ارتباطات رشته ای و فیلدی خودشون رو حفظ و ارتقا بدن؛ به نظرم این مهمترین دستاورد دانشگاه تو ایران و شایدم خارج از ایران باشه

  • دانشگاه رفتن رو برای کسانی که به علم علاقه دارن شدیداً توصیه می‌کنم.
    و برای کسانی که بازهم وقت دارن ارشد رفتن یا تحقیق روی مطالبی که هنوز به صورت علم در نیومدن (مطالب جدید)
    چون می‌بینید که خیلی مغزها و مخ‌هایی وجود داشتن و دارن که در مقابلشون عددی نیستیم (و البته وقتی این دید رو پیدا کردیم سعی می‌کنیم بازهم بیشتر تلاش کنیم)
    ولی اگر مثل بعضی‌ها دانشگاه رو انکار کنید و برید علم(!!)های بیرون رو بخونید که شرکت‌ها پشتشون هستن، با یه سری مطالبی طرف هستید که در یک جایی دیگه بیشتر نمیتونید بیشتر جلو برید (مثل نرم‌افزارهای متن بسته که دیگه اجازه‌ی مطالعه‌ی کدشون رو ندارید) و اون مختص اون‌هاست.
    البته دانشگاه‌های سطح پایین بازهم خطرناک تر از دانشگاه نرفتنه ! چون افراد محدودی رو می‌بینید که تلاش چندانی برای علمشون نکردن و از روی علاقه نبوده و می‌بینید که با کمی تلاش از همه‌ی اون‌ها بیشتر بلدید و جلوتر رفتید. و این خطرناکه. لااقل اگه توی یه دانشگاه با سطح پایین گیر افتادید، با جامعه‌ی علمی قویتر و سطح بالاتر ارتباط داشته باشید و ببینید در چه سطحی هستن. مثل اتفاقی که برای خودم افتاد :)

    مرسی جادی جان از مطلب عالیت.

  • اون موقع که دانشجوی لیسانس نرم افزار بودم به بابام می گفت بل گیتس حتی مدرک دانشگاهی هم نداره….
    رسما بابا فکش اومد پایین و کم آورد
    و خب صبح تا شب هم در نت بودم…
    بعد یه مدت دیدم بابام میگه تو روزنامه خونده که بیل گیتس به بچه هاش اجازه میده فقط هفته ای یا روزی یک ساعت از کامپیوتر استفاده کنند.
    در جا گفتم غلط کرده:))))

  • a-li

    مطلب جالبی بود ولی جادی تورو به روح امام (:دی) یه کم نگارشتو بهتر کن. از نقطه ، ویرگول و… استفاده کن تا خوندن مطلبت آسون شه. آخر متنتو 3بار خوندم تا متوجه بشم چی نوشتی.

    • جادی

      خب اینجا کمی بحث پیچیده می شه. جملات من معمولا درست هستن. همینطور نقطه گذاری هام – اما چون با لحن خودم موقع حرف زدن نوشته می شن، خوندنشون گاهی سخته. حتی برای خودم (: در ضمن چون واقعا وقت و حوصله دوباره خوندن جملات رو ندارم، توی جمله های پیچیده ممکنه سازگاری فعل و فاعل از بین بره (:

      پاراگراف آخر رو خوندم. به جز یک مورد اشتباه ادبی نداره ولی شاید با سجاوندی بهتر بشه خواناترش کرد و با بازنویسی راحت ترش. اوه.. اینم مهمه که باید قدرت خوندن ما تقویت بشه. عادت کردیم به جملات ساده و کوتاه (:

      اما حرف آخر! باشه (: سعی می کنم

      • a-li

        ممنون. خاطر خواه زیاد داری.

  • سامان

    من الان دقیقا سر همین دوراهی هستم برای خوندن فوق لیسانس !!
    خیلی جالبه که اکثر شرکت ها میگن ما شما رو با مدرک لیسانس استخدام میکنیم حتی اگه فوق داشته باشین!!
    توی رشته‌ی من که مهندسی مواده اگه بخوای ایران بمونی گرفتن چند تا مدرک از بیرون و کار کردن با چند تا نرم افزار بعد ار لیسانس به نظرم بهترین کاره !
    مگر اینکه قصد خروج از کشور رو داشته باشی مه بحثش فرق میکنه ! :)

  • همای

    این پستت بی نظیر بود، به خصوص اون پاراگرافهای آخرش عالی بود، بی هیچ حرف اضافه ای :)

  • alirezaimi

    مطلبخ خوبی بود!
    خیلی خلاصه و البته جای بحث و انتقاد بسیار داره.
    .

  • ruhollah

    چقد قشنگ گفتی! :)

  • بافتآ

    بهت تبریک می گم برای این ذهن سیستماتیک و تفکر منطقی…

  • سلام جادی
    من هن علاقه زیادی داشتم برای دانشگاه هنوز روز اولی که وارد شدم رو یادم ولی خیلی زود فهمیدن اینجا جای یادگیری نیست به خدا از وقتی وارد شدم یک ذره هم به علم قبلیم اضافه نشده همه میخوان فقط تایم تموم بهشه برای یک سال که کلاستر به چه صورت هست کل استاد ها رو دیدم ولی جوابی ندادن
    جادی جان وقتی میبینی بقیه با یه دیدن مراقب و تقلب نمره میگیرن ولی همون درس رو میافتی ولی وقتی بحث عمل میشه تو موفقتر هستی چیکار باید کرد ؟
    خودت رو بزار جای من میاد ازت سوال میکنه بعد میگی سیستم عاملت چیه میگه از کجا باید ببینم چیه ؟!!!! بعد با معدل 18 هم مدرک گرفته تورو خدا چه حالی میشی؟
    دلم خیلی پر بود ببخشید :((

    • امیر محمد

      این جمله ی شما رو بدجور تجربه کردم
      … “با یه دیدن مراقب و تقلب نمره میگیرن ولی همون درس رو میافتی ولی وقتی بحث عمل میشه تو موفقتر هستی چیکار باید کرد ؟”

  • مرتضی

    دانشگاه خوبه ، و عالی نیست . جز یه سری افراد خاص که دو دسته هستن یا یا دنبال تحقیقات و علاقشون هستن یا دنبال مدرک و سر کار رفتن و یه زندگی عادی .
    من همیشه سعی کردم از جامعه گله نکنم چرا ؟ چون یک سری عقده هست که بهت انگیزه میده .
    تا جایی که میتونید تحقیق کنید در رابطه کاری که میخواید انجام بدید .
    مثال :
    به شخصه نزدیک به 2 ماه تحقیق و پرس جو میکردم برای انتخاب رشته . معماری رو انتخاب کردم

  • علیرضا

    خب اولین کامنتم را در مجمع الجوامع گیک ها میگذارم !
    همه کامنت اولی ها !!!
    دیگه Virgin نیستم!

    1) اول باید فکرش را بکنیم که منظورمون از تحصیل در رشته کامپیوتر (+ آی تی و علوم کامپیوتر) چیه و کجا میخوایم درس بخونیم !
    کدوم دانشگاه بعضی اوقات تعیین کننده است ! بر فرض نمیشه دانشگاه تهران را با دانشگاه پیام نور پشت کوه مقایسه کرد ! از چند بعد میشه به این قضیه نگاه کرد ! اصلی ترین رکن دانشگاه های تاپ کشور دانشجو های اون هستند که حتی اگر هم به رشته اشون خیلی علاقه نداشته باشند، از اونجایی که به درس خوندن عادت کردند لااقل دروس دانشگاهی را خوب میخونند و خوب درک میکنند ! حالا چه اتفاقی میفته ؟ از اونجایی که استاد دیگه وقتش تلف نمیشه الفبا درس بده اگر سواد لازم را داشته باشه (که معمولا داره) از مواردی که باید تدریس کنه خیلی سریع تر عبور میکنه و میرسه به مطالب بروز تر و مفید تر ! در صورت که توی دانشگاه پیام نور پشت کوه یا دانشگاه آزاد بیشتیباشیستان (!) دانشجو و استاد هر دو سعی میکنند سریعتر کلاس را تموم کنند ، کمتر کلاس تشکیل بدند و کمتر هم بدونند و بحث کنند و… (این موضوع را به چشم دیدم ! استاد دانشگاه ما به زور تونست ترم 1 مبانی را با کمی C++ تموم کننه در صورتی که دانشگاه تهران علاوه بر درس ما syntax های جاوا و برنامه نویسی در لینوکس را هم گفته بود و از شی گرایی هم خیلی بیشتر گفته بود و دانشجو ها هم خیلی بیشتر تمرین داده شده بودند)
    البته توی دانشگاه های رده پایین هم علاقه مند زیاد است ولی اکثریت را اون بپیچون ها تشکیل میدند پس معمولا پیشرفتی حاصل نمیشه !
    در ضمن ساعات درسی دانشگاه تهران را هم نمیشه با دانشگاه پشت کوه مقایسه کرد ! بر فرض برنامه پیشرفته ی دانشگاه تهران هفته ای 8 ساعت (با احتساب TA و استاد) است در صورتی که دانشگاه دیگه 2.5 ساعت با break و… است !
    پس نمیشه لزوما همه دانشگاه ها را با هم سوزوند و بگیم همه بده ! باید 10-15 دانشگاه اول را فاکتور گرفت و بگیم ارزش نسبی دارند !
    اگر هم توی دانشگاه خوبی نیستید مطمئنا میتونید بچه های خوب و باسواد دانشگاهتون را در قالب یه گروه دور هم جمع کنید و انجمن تشکیل بدید و به هم کمک کنید ! خودتون به وجود آورنده فضا و فرصت باشید !

    2) مدرک گرایی به افکار خلاصه نمیشه ! ریشه ای عمیق دارد !
    من نوعی توانایی ها خوبی در زمینه شبکه (+ مدارک ) دارم ! اورکلاکر بودم ، تعمیرات و …. هم انجام دادم ! اما حتی اگر لیاقت 10 میلیون تومن درآمد را داشته باشم و شرکت هم بخواد به من اون 10 تومن را بده خود لیسانس نداشتن دردسر میشه ، یعنی بعضی جاها اصلا نمیتونند از یه مبلغی بیشتر را به عنوان حقوق به یه مدرک تحصیلی بدند و بعضا همین را هم بهونه میکنند ! به قول دوستم مدرک داشتن مثل یه برچسب میمونه ! شاید هر کسی نتونه مدرک ماکروسافت ، سیسکو یا EC-Council را درک کنه ولی مطمئنن هر دیوانه ای فوق لیسانس میدونه چیه ! حالا این قضیه را میشه تعمیم داد ، از اعتبار اجتماعی شما تا همون به قول دوستمون مجلس خواستگاری ! (اکثر دخی ها حاضر نیستند با کم مدرک تر از خودشون ازدواج کنند حتی بعضا دوست بشند و همین طور پسرها وقتی سواد داشته باشند دوست دارند با هم تراز خودشون ازدواج کنند)

    3) دانشگاه در 80 درصد موارد به شما آزادی خاصی نمیده ! گول نخورید ! اگر پول دار نیستید به هر حال باید به فکر درآمد (حتی برای خرج های فانتزی) خودتون باشید ! حالا چه دانشگاه برید چه نرید ! دانشگاه حراست دارد ! اکثر حراست ها به روابط دختر پسر ، مو بلند کردن ، تیپ چنانی زدن و… گیر میدند ! شاید اگر پولدار باشید حرف جادی درباره دوره بی مسئولیتی درباره شما صدق کنه !

    4) با جادی موافقم ! دوران دانشجویی خاصه ! بیشتر از این نظر که به شما دید و گستره فکر میده ! از این نظر که میبینید رقبایی دارید ! از این نظر که در جامعه ای هم سن قرار میگیرید و خیلی موضوعات بهتر متوجه میشید ! به شخصه به طراحی سایت علاقه ندارم ولی وقتی توی دانشگاه مجبور میشیم یه چیزهایی هم که شده یاد بگیرم در جایی به کارم میاد ! استیو جابر ، گیتس و زاکربرگ ایده هاشون را از دانشگاه گرفتند ، از جو دانشگاه و دوستان و… گرفتند و پرورش دادند ! همه اونها قبل و داخل دانشگاه به نحوی سرآمد بودند و همین بوده که در بهترین دانشگاه ها درس میخوندند هم خودش حاکی همین مسئله است ! استیو اگر در کلاس مذخرف خوشنویسی شرکت نمیکرد (مثل وصایای امام ) مطمئنن مک انقدر قشنگ نبود ! شاید همین وصایای امام هم برای شما جرقه باشه ! نه لزوما خود درس ، بلکه همون ساعتی که توی کلاس نشستید و دارید به استاد فحش میدید و دفترتون را خط خطی میکنید ایده به ذهن شما برسه و یه طرحی از …….. را برای شما به همراه داشته باشه !

    یادتون هم نره ، آمارهایی که روحانی (نامزد ریاست جمهوری) میداد حاکی از 400000 متخصص کامپیوتر (احتمالا منظورش کسایی که لیسانس دارند) بی کار بود ! 4 سال لیسانس فرصت خوبی است که شما سوادی را به دست بیارید که جزو اونها نباشید ! مثلا LPIC123 و RHCE بگیرید ! (چون میدونم لینوکس دوست دارید)
    در ضمن دانشگاه اونقدر ها هم وقت گیر نیست ! یعنی میشه شب امتحانی هم پاسش کرد و هنوز شما 4-5 روز در هفته وقت گیک بودن و گیک شدن را دارید !

  • اراکل

    فعلا دانشگاه ها از نظر من ( تو ایران ) 3 جور جا هستند :
    1- دانشگاه مکانی برای اشخاصی که دنبال تفریح و hangout اند ، در واقع تو این 4 ، 5 سالی که خودم دانشگاه رفتم تنها استفاده ای که کردم از این مکان ( فرهنگی ؟! ) همین بوده .. نه چیزی به دانش ام اضافه کرد نه به تجربه ام ( از لحاظ کاری ، چون از دید اجتماعی که دید بسیار خوبی به آدم میده و معمولا فضایی میشه برای پیدا کردن دوست هایی از جنس خود آدم )
    2- جایی برای کسانی که به دنبال یاد گیری چیزی هستند ( تاکیید می کنم یاد گیری نه حفظ کردن و نمره گرفتن ) که تا حدود 90 درصد، متاصفانه سر خورده میشند …
    3- دسته آخر به اصطلاح خر خوان ها که فقط برای یاد گرفتن سر فصل های خاص به اونجا میرند و به هدفشون می رسند که البته عموما نه به درد خودشون ونه بقیه می خورند و به طور کلی هم زندگی اجتماعی رو از دست می دن و هم وقتشون رو …

    به طور کلی نظر من اینه :
    من جام تو دانشگاه نیست … چون دانشگاه “ساختار” داره و “ساختار” مثل سم می مونه واسه من !!

  • “البته من طرفدار موندن تو ایران هستم ولی به هرحال اکثریت دنبال مهاجرت هستن”
    به نظر من این یک موضوع احساسی هستش و یک نفر نمیتونه 100 درصد با دلیل و منطق بگه ایران خوبه یا بده یا من میمونم یا مهاجرت میکنم.
    برای مثال ممکنه یک نفر مثل خودم عاشق کشورش باشه و اصلا نتونه برای یک کشور غریبه کار کنه ولی یک نفر دیگه سر جنگ با ایران و هم وطناش داشته باشه

  • خوب بود … .
    البته این موضوعی نیست که بشه تو یه پست درباره اش نوشت و برای همه. جامعه هدف شما در این پست بیشتر بچه های کنکوری (کارشناسی) بود که حرفهای شما به نظر منم صحیحه. ولی همین بحث وقتی برای دانشجوها مطرح میشه، یا برای مسئولین (که مرتبا ظرفیت مقاطع بالاتر رو زیاد میکنند به جای ایجاد اشتغال) و … خوب، باید از زوایای دیگه ای نگاه کرد.
    موفق باشید.

  • parham

    مهم ترین دلیل من بره این که برم دانشگاه اینه که سربازی نرم …:)
    این دلیل ها هم هستن ولی اون از همشون مهم تره …

  • Vahid

    عالی بود مرسی واقعا

  • یه دلیل مهم دانشگاه رفتن رو یادت رفت بگی: اونم اینه که توی خاستگاری بتونی بگی مهندسم و بهت بزن بدن!!! ;-)

  • izak

    جالب بود راستی بد نیست به کتاب امکان علی سخاوتی یه سربزنید حجمش کمه و خیلی کتاب عالی ای هستش تو اینترنت همه جا هستش حتما بخونین

  • Arastoo Abasi

    دانشگاه در کل خوبه هم بده…
    از لحاظ کیفیت تدریس استاد ها که افتضاحه. یک سمینار تهیه کردم در مورد سیستم عامل های گنو/لینوکس بعد استاد زبان برنامه‌نویسی برگشت بهم گفت من از لینوکس متنفرم.
    خوب شد که اول سمینار به اون کسایی که برنامه ها رو کرک میکنن گفتم بی فرهنگ و دزد … آقا من سی شارپ دوست ندارم …. خدا ااا
    ممنون. از مطلبت

  • بهروز

    با اون قسمت مغلطه خیلی حال کردم . خیلی از دانشجو های کامپیوتر این فکر به سراغشون میاد . بعدم اینکه مثلا میگن دانشگاه چیزی یاد نمیدن و فلان خو قرار نیست دانشگاه بیاد مثلا برنامه نویسی رو کامل یاد بده تو دانشگاه میان ابتدا و بیس هر علمی رو یاد میدن .