تلاش برای کم کردن یک اعدام در کشوری که دومین اعدام کننده جهانه. من همیشه از این شرمنده هستم که کشورم در صدر اعدام کنندگان کودک در جهانه و در رده دوم اعدام کننده های انسان در بین ۲۱ کشوری که هنوز دولت هاشون معتقدن هر وقت حس کردن به نفعشونه، شهروندانشون رو میکشن. به ما به دروغ گفته می شه این مجازات کنترل کننده جرم است و چون توی دین است غیرقابل حذف ولی هیچ کس به ما نمی گه که بین ۲۰۰ کشور جهان فقط ۲۱ کشور هستن که این کار رو می کنن و اتفاقا توی این فهرست شاهد ناامن‌ترین کشورها هستیم (از ایران و عربستان و عراق و آمریکا و یمن گرفته تا سومالی و سودان و بنگلادش و افغانستان و بلاروس و سوریه) و از اونطرف هم گفته نمی شه که برده داری هم در دین ما وجود داشته و هنوزم تدریس می شه ولی الان فهمیدیم که مناسب دوران ما نیست و کنارش گذاشتیم یا مبارزه با دروغ و ظلم هم جزو دین ما هست ولی فهمیدم فعلا به نفعمون نیست و یبخیالش شدیم. خلاصه اینکه جمعیت امام علی به عنوان یکی از کارهای خوب دیگه اش در تلاشه یک مورد از این اعدام‌های کودکان رو متوقف کنه. اگر علاقمند هستین سری به صفحه اش بزنین و برای حمایت تلاش کنین ولی فراموش نکنین که اینکار مبارزه با اعدام نیست بلکه لایک زدن و کمی وقت گذاشتن و احیانا کمی پول دادن در یک مورد خاص است که کماکان بسیار مهمه. مبارزه واقعی باید در نهایت منجر به این بشه که از لیست ۲۱ کشوری که آدم هاشون رو می کشن بیرون بیایم. دسامبر 31, 2013 ، 44 پاسخ
  • Milux

    امیدوارم با کمک هامون بتونیم جلوی این اعدام رو بگیریم…

  • Hanna

    دوستان علاقمند به تاتر می تونن یه سری به تالار سنگلج بزنن و نمایش “احساس آبی مرگ” که برای بار سوم داره اجرا میشه رو ببینن . این تاتر در مورد اینجور بچه هاست که به هر دلیلی مرتکب کاری شدن که الان منتظر اجرای حکم هستند. اجرا خیلی احساسی و زیباست از نظر من. اجرای اول در ارسباران بود که یه خیریه هم برای یکی از این بچه ها برگزار و از اعدامش جلوگیری شد. امیدوارم بازم از این خیریه ها برگزار کنن…

  • مکتوم

    سلام
    خیلی به مخم فشار آوردم که یادم بیاد کجا دقیقا برده شدن مثلا به عنوان جزای کاری یا برده داری مثلا یه کار درست گفته شده باشه. اعدام و و … رو بارها دیدم به عنوان متنی که نوشته شده بوده ولی این یکی رو ندیده بودم. منظورت دقیقا چه عملیه که گفته شده جزاش نگه داری کسی به عنوان بردست یا مثلا در فواید برده داری کسی حرفی بزنه یا مثلا حتی خوب بودنش گفته شده باشه؟ همیشه می دونم بنده آزاد کردن حتی توی آثار شعرای ما خوب بوده. بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم…
    این یکی رو میشه بیشتر باز کنی منظور ت دقیقا چیه؟
    مثلا می دونم توی یکی از آثار شکسپیر که یه تاجر یهودی هست(اگه اشتباه نکنم) برای گرفتن پولی که به یه بابایی داده بوده قسمتی از گوشت تنش رو میخواد بگیره یا حتی توی رم باستان جزای کسی که پولی بگیره اما نداشته باشه بده اینه که بدهکار رو میدادن دست طلبکار هر کار می خواد باهاش بکنه… بکشه تکه تکه کندش و …
    بگذر از معانی مستتر بردگی که اونا اظهر من الشمسه… این جمله:”برده داری هم در دین ما وجود داشته و هنوزم تدریس می شه”
    من فقط متوجه نشدم.

    • امیر محمد

      من جایی آموزش برده داری توی دین ندیدم.
      خوندم و شنیدم که امام ها کلی برده خریدن و آزاد کردن ولی اینکه با برده داری موافقتی شده باشه جایی نیومده.
      برده داری در اون زمان رسم بوده و مثل خیلی رسم های دیگه که مخالفت کرده اسلام اینکار هم یه جورایی هم مبارزه بوده با اینکار.

      • جادی

        اگر نگاهی به قرآن بندازی خیلی بیشتر از اینکه در مورد خیلی چیزهای دیگه حرف زده باشه از برده داری حرف زده. مثلا «بنده و برده ای که قادر به هیچ کاری نیست با مرد آزاد که خدا به او رزق نیکو عطا کرده هرگز برابر نیستند». برده گرفتن هم راه و رسمش مشخصه: می ریم جنگ کفار رو برده می کنیم می یاریم و بعد بچه هاشون رو داریم و می تونیم خرید فروش هم بکنیم. پیامبر هم برده داشته و معامله می کرده و آزاد هم می کرده. هیچ جا هم نفی نشده. سری هم به حوزه بزنی می بینی که تدریس می شه و قوانین فقهی داره و برای خودش علمی به حساب می یاد. شاید هم برات جالب باشه که هنوز کشورهای اسلامی هستن که توشون برده داری رواج داره (مثلا موریتانی).

        اما! همه حرف همینه.. اون زمان اینها اوکی بودن و اتفاقا رفتار پیامبر با برده ها خوب بوده و قواعدی هم اومده که بشه برده ها رو آزاد کرد و اتفاقا به عنوان کفاره یکسری کارها گفتن برده آزاد کنین. درسته که با کلیتش مبارزه ای نکردن و دقیقا راه و رسم قبلی رو ادامه دادن اما الان که رسیدیم به اینکه کار خوبی نیست، به راحتی کنارش گذاشتیم بدون اینکه استرس خاصی به خاطرش کشیده باشیم و هیچ کس فکر نمی کنه طبق گفته خدا حق داره تو جنگ ها اسیر بگیره یا با برای سکس بی دردسر (و احتمالا غیر جذاب) کنیز بخره از یکی دیگه (:

        دین کاملا قابل تطابق است با زمان و اگر می خواد زنده و معتبر بمونه باید اینکار رو هم بکنه. قرن ها هم هست که اینکار رو کرده و بهت قول می دم صد سال بعد یکی هست که تو همین وبلاگ داره کامنت می ذاره که «من هیج جا ندیدم دین تشویق کرده باشه که آدم ها رو بکشیم و اعدام رو گسترش داده باشه. اصولا هر عقل سالمی می فهمه که اینکار خوب نیست و فایده نداره و می دونیم که چیزی که عقل بهش حکم کنه، شرع هم بهش حکم می کنه » (:

        • مکتوم

          متشکرم که بهم جواب دادید. من در این پاراگراف شما عنادی ندیدم. گرچه نمی پذیرم. خیلی آرمانی بود.
          راستی حتی توی فیلم محمد رسول الله یه تیکه داره که یکی ازینا که سران مکست به عنوان چقلی میاد میگه محمد میگه بین من و بردم هیچ فرقی نیست. ان اکرمکم عند الله هم هست.
          ضمنا خوشحال میشم اینقدر شعور برای بنده قائل باشید که بخوام تفاوتی قائل باشم بین “حوزه” ای که نام بردید با یه چیزی به نام دین.
          به عنوان خواننده، دوست دارم فضای بی تنشی رو شاهد باشم.
          موفق باشید

          • جادی

            کاملا موافقم بخصوص با بخش آخر. امیدوارم یک روز آزادی بیان داشته باشیم تا در این موارد حرف بزنیم.

            • احسان

              ” مثلا «بنده و برده ای که قادر به هیچ کاری نیست با مرد آزاد که خدا به او رزق نیکو عطا کرده هرگز برابر نیستند».”

              جادی این کاری که تو کردی رو بهش میگن قیچی کردن.یعنی با قرار دادن یه تیکه از وسط حرف،سعی میکنی(خواسته یا ناخواسته) یه مفهومه دیگه(و معمولا بیربط به منظور طرف) رو بهش بچسپونی.یعنی درواقع حرف تو دهنش بذاری.کاری که خودت هم پایین تر نکوهشش کردی.

              خود آیه رو که کامل نیاوردی.اگه نگاه بکنی میبینی که این آیه مثالی هست برای دو آیه ی قبلش یعنی:

              و بت‏پرستان خدا را نمی‏پرستند و به جای او بت‌هایی را پرستش می‏کنند که از آسمان و زمین مالک چیزی که روزی به مشرکان دهند اصلاً نیستند و توانایی ندارند. (۷۳)

              پس برای خدا مثل و مانند نشمارید که خدا داناست و شما نادانید. (۷۴)

              خدا مثلی زده : آیا بنده مملوکی که قادر بر هیچ چیز نیست با مردی آزاد که ما به او رزقی نیکو عطا کردیم که پنهان و آشکار هر چه خواهد از آن انفاق می‏کند، این دو یکسانند؟ ستایش مخصوص خداست و لیکن اکثر مردم آگاه نیستند. (۷۵)

              پس این سه آیه با هم هستن.
              درواقع اصلا بحث یه چیز دیگه هستش.خدایان مشرکان رو به برده هایی که قادر بر هیچ چیزی نیستن تشبیه کرده.(از لحاظ قدرتی که هستش)
              این کجاش به این معنیه که برید برده بگیرید؟کجاش قانون برده داریه؟
              قیاسش با قصاص کلا اشتباهه(مع الفارق).قصاص حقی هستش متعلق به انسان و هیچ کسی اجازه از بین بردنش رو نداره،نه دولت اجازش رو داره و نه حتی خدا به خودش این اجازه رو میده که از بین ببرتش.این حق فقط متعلق به شخص هست و فقط اون میتونه دربارش تصمیم بگیره.(میتونه ببخشه میتونه قصاص کنه میتونه پول بگیره…)

              ” برده گرفتن هم راه و رسمش مشخصه: می ریم جنگ کفار رو برده می کنیم می یاریم و بعد بچه هاشون رو داریم و می تونیم خرید فروش هم بکنیم. پیامبر هم برده داشته و معامله می کرده و آزاد هم می کرده. هیچ جا هم نفی نشده. سری هم به حوزه بزنی می بینی که تدریس می شه و قوانین فقهی داره و برای خودش علمی به حساب می یاد.”

              باز الکی حرف زدن؟جادی جان به این میگن تهمت(مگه این که سندی داشته باشی)یا شاید هم به جای تهمت فقط بشه گفت بی مطالعه حرف زدن نمیدونم(خودت بهتر میدونی کدومشه.یا شاید اصلا موضوع دیگه ای باشه… بگذریم)
              این آیه به صراحت راجع به اسیر های جنگی(همون برده هایی که تو میگی)حرف میزنه.
              محمد 4
              :”و هنگامی که با کافران در میدان جنگ روبه‌رو شدید گردنهایشان را بزنید، (و همچنان ادامه دهید) تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید؛ در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت گذارید(یعنی آزادشون کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه [= غرامت‌] بگیرید؛ (و این وضع باید همچنان ادامه یابد) تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، برنامه این است! و اگر خدا می‌خواست خودش آنها را مجازات می‌کرد، اما می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید؛ و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمی‌برد!”

              حتی صحبت از نگه داشتنشون هم نیست.یا بعد از جنگ باید آزاد بشن و یا غرامتی ازشون گرفته بشه و بعد آزاد بشن.یعنی در هر دو صورت آزادن.

              “شاید هم برات جالب باشه که هنوز کشورهای اسلامی هستن که توشون برده داری رواج داره (مثلا موریتانی).”
              آیا موریتانی نماینده خداس؟آیا اعمال موریتانی(یا هر کشور دیگه)وحی منزل و حکم مطلق خدا هستش؟الان چون موریتانی برده دارن یعنی آیات بالا رد میشه و مسلمانا باید از موریتانی طبعیت کنن و تو جنگ مردم رو برده کنن؟(به جای قرآن؟)

              “اما! همه حرف همینه.. اون زمان اینها اوکی بودن و اتفاقا رفتار پیامبر با برده ها خوب بوده و قواعدی هم اومده که بشه برده ها رو آزاد کرد و اتفاقا به عنوان کفاره یکسری کارها گفتن برده آزاد کنین. درسته که با کلیتش مبارزه ای نکردن و دقیقا راه و رسم قبلی رو ادامه دادن اما الان که رسیدیم به اینکه کار خوبی نیست، به راحتی کنارش گذاشتیم بدون اینکه استرس خاصی به خاطرش کشیده باشیم و هیچ کس فکر نمی کنه طبق گفته خدا حق داره تو جنگ ها اسیر بگیره یا با برای سکس بی دردسر (و احتمالا غیر جذاب) کنیز بخره از یکی دیگه (:”

              اون زمان هم هیچ کسی فکر نمیکرد که کسی به حکم خدا میتونه…. بقیش رو هم بالا توضیح دادم.(مع الفارق)
              برای کنیز هم اصولا کنیز==کارگری که با صاحب خونه کار میکنه و زندگی میکنه.برای همخوابگی(یا به قول تو سکس)نیستش.فقط گفته شده که خوابیدن باهاش زنا محسوب نمیشه.که اونم درصورتیه که خودش رضایت داشته باشه.(اتفاقا توصیه شده که شوهرشون هم بدید که یعنی هدف خوابیدن باهاش نیست)

              “دین کاملا قابل تطابق است با زمان و اگر می خواد زنده و معتبر بمونه باید اینکار رو هم بکنه. قرن ها هم هست که اینکار رو کرده و بهت قول می دم صد سال بعد یکی هست که تو همین وبلاگ داره کامنت می ذاره که «من هیج جا ندیدم دین تشویق کرده باشه که آدم ها رو بکشیم و اعدام رو گسترش داده باشه. اصولا هر عقل سالمی می فهمه که اینکار خوب نیست و فایده نداره و می دونیم که چیزی که عقل بهش حکم کنه، شرع هم بهش حکم می کنه » (:”

              تا تطابق از نظر تو چی باشه.اون تطابقی که تو میگی به معنی تغییر خودشه که به هیچ وجه امکان پذیر نیست.
              والا تا عقل سالم از نظر تو چی باشه.(: بازم حرف بدون دلیل(اینو میگم ->”قرن ها هم هست که این کار رو کرده.”)در واقع دلیلش ور بالا رد کردم(:
              اصولا اگه دین برای زنده موندنش احتیاج داشته باشه اصولش روتغییر بده،همون بمیره بهتر هستش.یه چیز دیگه اگه جمله «من هیج جا ندیدم دین تشویق کرده باشه که آدم ها رو بکشیم و اعدام رو گسترش داده باشه.» رو به جمله
              «من هیج جا ندیدم دین تشویق کرده باشه که آدم های بیگناه رو بکشیم و اعدام بیگناه ها رو گسترش داده باشه.» اون وقت حرفت تاحدودی درست میشه.گفتم تا حدودی چون:اون وقت فقط صد سال دیگه کسی این حرف رو نمیزنه بلکه از ابتدای تاریخ بشریت تا انتهاش هر کسی که با مطالعه حرف بزنه(و خودشو به اون راه نزنه و یا چشاشو باز کنه و یا….(کلی یا دیگه داره (: ) ) حرفش این خواهد بود(: .

              جادی جان اگه دلیلی استدلالی سندی و یا هرچیزه دیگه ای دارم خوشحال میشم ببینم.

              • احسان

                و اما اعدام:
                فکر کنم از نظر بالام فهمیدی که من در حالت کلی با اعدام مخالف نیستم(در صورتی که حق باشه).یکیش به خاطر قضیه حق که بالا گفتم یکیش به خاطر قدرت انتخاب:یعنی مسلما کسی که انتخاب کرده مسلمان باشه باید اگه کاری کرد که مجازاتش مرگه قبول کنه که باید مجازات بشه(چون خودش مسیر زندگیش رو انتخاب کرده و قبول کرده که این درست هستش)و چند تا دلیل کوچولو دیگه که حوصله گفتنش رو ندارم و فکر نکنم شما هم حوصله شنیدنش رو داشته باشید :)
                اما من مخالف اعدام ناحقم که شامل افراد نابالغ و چند مورد دیگه که در حوصله بحث نمیگنجه هستم.(فکر نکنم لازم باشه دیگه دلیل بیارم که چرا مخالفم(: )

                • جادی

                  مرسی از توضیحات. جواب هاش رو به طور کامل دارم از نظر خودم ولی بهتره دیگه گپ نزنیم در این مورد. نوشتن اصل مطلب هم دردسرزا است. بسیار بیسار بسیار خوشحال می شم بجنگیم برای آزادی بیان که یک روز بتونیم آزاد در این مورد با هم حرف بزنیم. از نوشته های بالا به نظر می یاد تیپی هستی که معتقدی در یک بحث منطقی و مستدل برنده خواهی بود و در نتیجه طرفدار آزادی بیان. واقعا در این چند ماه هیچ لحظه ای به اندازه الان آرزو نکرده بودم که در کشورم آزادی بیان و عقیده و بحث بود (: بحث خوبی می شد و امیدوارم روزی بشه.

                  • احسان

                    موافقم
                    در مورد تیپم هم تا حدودی درست حرف زدی.به این خاطره که تا راجع به موضوعی تحقیق نکرده باشم و اطلاعی نداشته باشم سعی میکنم نظر ندم.البته گاهی اوقات در حد همون سعی میمونه:-) البته همیشه خوشحال میشم اگه اشتباهی دارم متوجهش بشم.
                    راجع به جوابتم سعی میکنم نظر ندم.
                    راستی احتمال میدم یه جا همدیگه رو از نزدیک ببینیم.اگه دیدمت شاید بهت بگم.:-)

                    • احسان

                      یه چیز دیگه رو هم اضافه کنم که من به این خاطر که فکر میکنم میبرم طرف دار آزادی بیان نیستم.(البته اگه این رو فرض کنیم که من فکر میکنم همیشه و بلا استثنا میبرم)
                      طرفدارشم چون میگه:
                      بشارت بده به آن دسته از بندگانم که همه سخنان را گوش میدهند و از بهترینش پیروی میکنند آنان همان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده و آنان خردمندانند.(مطمین نیستم متن دقیقش این باشه ولی مفهمومش همینه)

  • مکتوم

    در یکی از کامنتای زومیت خوندم:
    “دوستان ایفون دار دقت کرده باشی سیری هم فیلتره !”
    این صحت داره؟ آیا از داخل یه کار کردن نشه یا سیری کار کرد؟

  • سوال؟

    خوشحال میشم منبع بدین به اونجایی که دین اسلام تشویق به گسترش و تدریس برده داری کرده!

  • امیر رضایی

    جناب جادی
    واقعا جای تاسف داره برای کسی مثل شما هم که ظاهرا اینجوری که از نام فامیلش بنظر میرسه شاید از سادات باشند اینقدر دید ناقصی نسبت به اسلام دادشته باشه ( البته قبلا هم از این موارد دیدم)
    این مواردی هم که در مورد برده داری عنوان کردید جای بحث خیلی مفصلی داره که بسیار مورد علاقه بنده هست که در یک موضوع جداگانه در موردش بحث بشه و ما هم بتونیم نظر بدیم

    در ضمن ممکنه بفرمایید چطور از خواندن قران به این نتیجه رسیدید که بیشترین مطلبی که در آن ذکر شده در مورد برده داری می باشد موجب مزید امتنان خواهد بود (منتظر اطلاعات دقیق شما در مورد علوم قرانی هستم)

    • جادی

      دقیقا همین نکته رو باید بگیریم. اینکه که الان رسیدیم به اینکه برده داری جای بحث مفصل داره و با اینکه خود پیامبر هم برده داشته ولی الان ما تکرارش نمی کنیم و «جای بحث مفصل» داره برامون. هیچ جا هم نگفتم بیشترین مطلبی که در قرآن هست برده داریه. متن رو درست بخون و صادق باش و لازمه برات تکرار کنم که من آدم صادق و شفاف و اخلاقی ای هستم و فقط در مواردی بحث می کنم که حس کنم طرفم صادق و شفاف است و دنبال حقیقت. وقتی کسی جبهه گیری هاش بر اساس دستورات سیاسی و انتخاب قدرت حاکم باشه، اصولا با هم حرفی نداریم و بدون شک وقتی بحث برام با معنی می شه که ببینم طرفم حداقل یک جا از حقی دفاع کرده که قدرت سیاسی مورد اطاعتش تضییعش کرده یا با ظلمی جنگیده که از طرف قدرت حاکم بوده. اگر اینطوری نباشه بحث اون آدم فقط مغلطه سیاسی است و حاوی قلق های کثیفی مثل اینکه حرفی که طرف نزده رو سعی کنی بذاری تو دهنش و از نظر من کاملا بی ارزش (:

      • هوالحق؛ سلام بر شما؛
        پس قدرت سیاسی در هر حالت دروغ می‌گوید و هر کس که همان حرف‌ها را بزند هم دروغ می‌گوید.
        اگر کسی منطقی هم از همان سخن‌ها را بزند هم دروغ‌گوست حتی اگر با تحقیق و تلاش به آن نتیجه رسیده باشد.
        منطق مهم نیست مهم این‌ست که به نتیجه‌ای که حکومت رسیده نرسید.
        من خیلی خوبم و تو هم اگر مثل من باشی خیلی خوبی ولی حیف که نیستی.
        از اول همین را می‌نوشتید و باعث نمی‌شدید مردم فسفر بسوزونند دیگه!
        یاحق؛

        • جادی

          محسن جان وقتی بحثی با کسی نداریم که تک تک کلماتش رو بر اساس زمان و گفته های قدرت سیاسی انتخاب کنه. بخش های منطقی رو بیخیال بشه و در طول زمان حتی نتونه حتی دو سه مورد اشاره کنه که از حقیقت دفاع کرده باشه یا با ظلم مبارزه (: خیلی سخت نیست تشخیص این موضوع.

  • امیر رضایی

    جناب جادی

    لطفا به چند تا کامنت بالاتر نگاه کنید خودت چی نوشتی (من از نوشته خود شما میخونم)

    من ادعایی ندارم اما همیشه برای فرار کردن از بحث فقط من را متهم کرده و میگید که دستوراتم را از حکومت میگیرم که با شما بحث کنم ( واقعا اینطور نیست ) من فقط نظراتی مخالف نظر شما دارم و اگر هم لازم باشه خیلی راحت میتونم بهتون ثابت کنم که اشتباه فکر میکنید (پیش داوری غلط)

    قبلا هم انتقادات زیادی حداقل تو همین سایت شما نسبت به حکومت داشتم که شما متاسفانه به یاد نمیارید و بنده همیشه پیشاپیش محکوم هستم البته اگر بخواهید بازهم حاضر هستم تکرار کنم

    امیدوارم این سو تفاهم از بین برود
    علاوه بر مسئله برده داری که فرمودید خوشحال میشم حتی در مورد خود مبحث اعدام هم مفصل صحبت کنیم

  • Milux

    کاش این فرهنگ یه روزی اصلاح شه.
    همین وضع توی کامیونیتی های ما هم هست. یه بنده خدا یه موضوع رو مطرح میکنه و انتظار داره که درباره اون همفکری صورت بگیره ولی همه اصل موضوع رو بیخیال میشیم و شروع میکنیم به جزیئات گیر دادن (و حتی در مورد مسائلی که مطالعه نداشتیم روی هوا نظر میدیم) و آخرش هم دعوا میشه.

    موضوعی که باید در موردش حرف بزنیم «جلو گیری از اعدام» هست نه برده داری.

  • احسان

    کاش این فرهنگ مسخره شما هم برداشته بشه که چشم بسته نیاید وسط.جادی خودش بحث رو کشید وسط و منطقا باید جوابگوی حرفهاش هم باشه.

    • احسان

      Milux @
      داشتم یه متن دیگه رو هم میخوندم که یه لحظه یه تیکش با نظر شما اشتباه شد.عذر میخوام.
      و نظر اصلاحی من این هستش:
      کاش این فرهنگ شما هم اصلاح بشه که چشم بسته نیاید وسط بحث.جادی خودش بحث رو کشید وسط و منطقا باید جوابگوی حرفهاش هم باشه.

      • Milux

        کاش این فرهنگ مسخره شما هم برداشته بشه که چشم بسته نیاید وسط.
        >
        کاش این فرهنگ شما هم اصلاح بشه که چشم بسته نیاید وسط بحث.

        مرسی ولی اونی که بهویی بقول شما اومده وسط بحث شما هستید (:
        به هر حال «ظاهرا» ادبیاتش یه کم بهتر شد. ولی مفهومش زیاد فرقی نکرد و حس خوبی توش نداره. بهتره همیشه با «هر کسی» محترمانه حرف زد…

        [یه جواب بلند نوشتم ولی میدونم که فایده ای نداره و پاکش کردم. فقط اینو بگم که با این مطلب جادی موافقم و بخاطر انتشارش تشکر میکنم. و امیدوارم شما هم به روشن شدگی برسید.]

        بجای این حرف ها، فعالیت مفیدتری میتونیم انجام بدیم و اونم نجات یه انسانه. پس اگه توانشو دارید کمک کنید و اطلاع رسانی کنید.
        ««««هر کس انسانی را از مرگ نجات بخشد چنان است که گویی همه ی مردم را زنده کرده است»»»»
        پس اگه واقعا دین براتون مهمه بهش عمل کنید چون خیلی زمان نداریم.

        ممنون

  • milad

    جادی توی این لینک یه سری دلایل برای بودن برده داری در اسلام اورده که یجورایی تایید کننده ی سیر برنامه ریزی اسلام برای نابودی اون هست:
    http://islamquest.net/fa/archive/question/fa1121

    اما در مورد اعدام.یه سری موارد خاص داریم.نداریم؟مثلا ریگی .خوب این شخص بی رحمانه آدم می کشت.بهتر نیست حذف بشه از دنیا تا یه جایی بمونه و با یه زلزله دیوار زندان بشکنه و بیاد بیرون؟اصلا زنده بمونه که چی بشه

    • جادی

      یک روزی آزادی بیان باشه گپ می زنیم در این مورد. تا وقتی آزادی بیان نیست بحث درستی نمی تونه پیش بره و من هم ترجیح می دم زندگی معقولم رو ادامه بدم (:

      • هواحق؛ سلام بر شما؛
        همین آزادی بیان هست دیگر! آزادی نه سرخ است نه سبز!
        همین‌که جرأت کردید در موضوعی نظر دهی یعنی آزادی آقا.
        همین‌که جرأت می‌کنی در موضوعی که رشته‌تان نیست و از نوشته‌تان معلوم است، آشناییتان کم است و حکم کلی می‌دهد و به نظر متخصصش هم اهمیت نمی‌دهد و محکومشان را هم می‌کنید یعنی آزادید.
        اگر در کشوهای دیگر می‌بینید می‌توانند به این‌موضوعات به اسم نقد، توهین کنند به این‌دلیل است که در کشورهای مختلف خطوط قرمز متفاوت است.
        یاحق؛

  • چندتا چیز مهم در مورد این قضیه که هی کلنجار رفتم که بگم یا نگم، ولی به نظرم باید گفته بشه که اگرم کسی می خواد کمک کنه، بدونه.
    توی صفحه فیس بوک جمعیت امام علی نوشته شده که
    “صفر نوجوانی 16 ساله ساکن یک محله معضلخیز و محروم بود که نادانسته خانواده دیگری را داغدار کرد.”
    قضیه اینکه ایشون تو سن ۱۷ سال و ۶ ماهگی قتل رو انجام داده و الان ۲۴ سالشه
    ( تصویر نامه بابای قاتل به جمعیت امام علی http://yon.ir/jadiedam )

    نکته بعدی اینکه قضیه قتل مثل اینکه اینطوری بوده که ایشون یک نفر رو میبینه با دختر که دوسش داشته و میره با چاقو می زنه تو گردن اون طرف ( این قضیه چه ربطی به فقر داره رو من نمی تونم درک کنم )

    یک نکته هم در مورد جمعیت امام علی اینکه، پست هایی که اثبات این قضیه رو گذاشته بودند روی صفحه کمپین که چرا این اطلاعات رو هم نمیگید پاک کردند و هیچ توضیحی هم ندادند.
    من بصورت کلی با مردود کردن یا قبول کامل یک تئوری مشکل دارم، مثلا اینکه کلا اعدام چیز بدیه . به نظرم یه جوری باید همه گزینه ها روی میز باشه، حالا اینکه از این قضیه داره استفاده اشتباهی میشه بحث دیگه ای داره.

    به نظرم جمع کردن پول از روی احساسات مردم چیزی رو درست نمی کنه، و کاری که جمعیت امام علی داره انجام میده نگفتن کامل حقیقته و حتی متن های احساسی. باید دلیل قتل، سنی که قاتل داشته و وضعیت روانی و … اون رو کامل به مردم بگند، بعد بیاند بگند خوب این کلیت قضیه، حالا کمک می کنید یا نه؟

    • هوالحق؛ سلام بر شما؛
      این‌نوشته و نوشته‌هایی این‌چنین از روی جهل است. اگر قوانین اعدام را بشناسیم و مطالعه کوتاهی در این‌باب داشته باشیم خواهیم دانست که همه بهانه است.
      اصلاً کسی که گناهی نداشته باشه اعدام نمی‌شه و حتی در قتل غیر عمد حکم حبس ابد است نه اعدام. کسی کودک را اعدام نمی‌کند بلکه صبر می‌کنند شاید خانواده مقتول ببخشند و یا به سن قانونی برسند. اگر با خانواده‌های قربانیان آشنایی داشته باشیم خواهیم دید که معمولا از دو چیز می‌نالند: یکی دست دست کردن قضات در دادن حکم و عقب انداختن آن به بهانه‌های مختلف و دیگری جری شدن خانواده و دوستان قاتل و یا مجرم در مقابل این‌صبر دادگاه؛ یعنی معمولاً کسانی که از کارشان پشیمان باشند یا بخشیده می‌شوند یا حکمشان کم می‌شود. کسانی‌که به مرحله اعدام می‌رسند افراد بسیار خشنی هستند.
      نکته بزرگ دیگر این‌ست که حکم را یک‌نفر نمی‌دهد که بگوییم اشتاباهی صورت گرفته باشد. تعداد قضاتی که روی هر پرونده قتل نظر می‌دهند را نمی‌دانم ولی می‌دانم(سه یا پنج قاضی که بستگی به اهمیت پرونده دارد) یک‌قاضی تنها نیست. تازه این‌غیر از مراحل فرجام خواهی‌ست که باز پرونده بررسی مجدد و مجدد می‌شود.
      یاحق؛

    • محمد

      سن ارتکاب جرم: ۱۶ سال
      سن صدور حکم: ۱۷ سال

      هرچند شما دنبال جواب نیستین چون اگه دنبال جواب بودین جوابتون رو بارها و بارها در همون ایونت گرفته بودین :)
      برای … بعدی هم نیازی به توضیح اضافی نیست ;-)

  • رضا

    آقای مکتوم که میگی برده داری در دین وجود نداره اولا در دین معمولا پدر و مادر به زور فرزندشون رو مجبور به انجام اعمال دینی می کنن و دین خودشون رو به زور به بچشون تحمیل می کنن بچه هم که عقل نداره هر چی بگن باور می کنه و انجام میده وقتی به سن قانونی میرسه و عقلش کامل میشه و شاید دینش رو نخواد دیگه نمیتونه عوضش کنه و مجبوره تا آخر عمرش اون دین رو داشته باشه یعنی تا آخر عمرش برده دین هست یعنی مغز و باور هاش به بردگی گرفته میشه پس اولا هیچ دینی نگفته بزارین بچتون مثلا به سن 18 سالگی برسه و بعد بزارین برای خودش دین انتخاب کنه از همون 1 ماهگی توی گوشش اذان میگن و از 6-7 سالگی توی مدرسه دین به عنوان درس بهش تدریس میشه و وقتی به بلوغ عقلی میرسه یا دین رو قبول میکنه یا گردن زده میشه . هیچ کس موفق نمیشه در کشورهای اسلامی راه زندگی خودش رو خودش انتخاب کنه کل عمرش زجر روانی باید بکشه. بعدش توی همین ایران برده داری وجود داره شما همتون برده رهبر هستین هر چی بگه حرف خداست و باید انجام بدین و اگر اعتراض کنین به اوین منتقل میشین . همچنین نوع دیگری از برده داری که اسمش سربازی هست شما میرین 2 سال بدون دریافت حقوق برای نظامی ها خدمت می کنین البته 2 ماه آموزش نظامی می بینین ( برای رد گم کنی که مثلا سربازیه نه بردگی ) ولی بعدش باید مثلا توی یک اداره چای درست می کنین یا کارهای خدماتی دیگه باید به زور انجام بدین . کلا نمی دونم چرا این ادیان خدا فقط بشر رو به فقر و عدم آسایش روانی می کشونن و دینی که خود انسان ها اختراع کردن یعنی دموکراسی هر جا اجرا شده از دین خدا موفق تر بوده! اعدام هم از همین دین میاد دیگه مردم هر چی بگن مثلا بچه رو اعدام نکنین اونا میگن که دین همین رو گفته . نمی گم کلا اعدام نباید باشه توی آمریکا هم برای تجاوز و قتل در بعضی ایالت ها اعدام وجود داره اما اعدام بچه دیگه خیلی مسخرست .

    • هواحق؛ سلام بر شما؛
      نمی‌دانم مادر و پدر شما چگونه به شما دین را آموزش داده‌اند. باید بدانید که رفتار شخص دلیل بر بد بودن دین نیست.
      پدر و مادر من آموزش‌های دینی را به من داده اند ولی هیچ اجباری به انجامش را در جامعه و خانواده ندیده ام که بلکه عکس را چرا!!!
      در همان قرآنی که ذکرش رفت از فرد ایمان می‌خواهد نه اجبار و هیچ‌کجای دین اجباری نیست. اما احکام در جامعه اسلامی جاریست همان‌گونه که احکام میسحیت در کشورهای مسیحی و بودایی در کشورهای بودایی و … . این‌دو دو موضوع متفاوت است.
      اما درباره سربازی، دوست من شاید شما سربازی نرفته‌اید و یا فقط آن‌را سپری کرده‌اید. امیدوارم مزه شیرین سرباز را بچشید.
      یاحق؛

  • بهداد

    با تشکر از لینکی که میلاد داده بود خیلی خوب و کامل در مورد برده داری توضیح داده

    فرض کنیم اعدام خوب و درست باشه و جزای برخی کارها باید اعدام باشه
    مشکل من اینه
    قاضیی که حکم اعدام رو میده و میگه این فرد باید اعدام بشه آیا همیشه درست تشخیص میده؟ آیا تصمیماتش همیشه درسته که بخواد حکمی رو صادر کنه که غیر قابل برگشت هست؟
    فکر نکنم

    یه مثال میزنم
    میدونیم که میشه کنترل ذهن فرد دیگری‌ در اختیار گرفت (اگر الان نشه بعدا میشه) اگر با روش‌هایی مثلا هیبنوتیزم من کنترل ذهن شمارو در اختیار بگیرم و بهت دستور بدم بری یکی رو بکشی بدون این که خودت بخوای تو باید مجازات و قصاص شی؟
    واضحه که نه

    حالا یک قاضی چه جوری میتونه تشخیص بده که یک قاطل با اختیار خودش چنین کاری رو کرده؟ ممکنه یه بیماری نا شناخته یه های‌تک یا اصلا یه دفاع از خود که قاطل نتونه ثابتش کنه باعث این قطل شده باشه

    نظر شخصیم اینه که نباید حکمی صادر بشه که غیر قابل جبران یا برگشت باشه

    • هوالحق؛ سلام بر شما؛
      ذکرش بالاتر رفت.
      اصولاً یک‌قاضی حکم را نمی‌دهد بلکه شورایی از چندقاضی در یک‌پرونده نظر می‌دهند. دوم این‌که قتل درجاتی دارد. قتل‌های عمد داریم، غیر عمد داریم، تازه به دستور فرد دیگر هم باز ممکن است قتل صورت بگیرد که باز متفاوت است.
      من هم اطلاعات کاملی ندارم چون رشته‌ام نیست ولی از چندوکلیل مطلبی خواندم که در قانون معمولاً تمام احتمالات دیده شده است.
      یاحق؛

  • هوالحق؛ سلام بر شما؛
    ۱-کی در کجا ایران کودکان را اعدام کرده است؟!
    ۲-کی دولت حس کرده باید کسی را بکشه و کشته؟!
    ۳-شما مهندسید، منم دارم مهندسی می‌خونم. برای مهندس تجربه از منطق مهم‌تر است. مهندس برای چیزی که تجربه شده به دنبال قانون می‌گردد. شما بنا به کدام آمار تنیجه گرفتید که اعدام نمی‌تواند مانع جرم شود؟!
    ۴-چون همه می‌گویند اعدام بد است پس بد است؟!
    ۵-ناامنی از چه نظر؟! با تأکید بر کدام جنبه امنیت؟!
    ۶-برده‌داری در کجای دین تأیید شده است؟! در کجای دین مردم تشویق به برده‌داری شده‌اند؟!
    ۷-مبارزه برای چی؟!
    لطفاً برای این‌مدعاهایتان یک‌سند بیاورید و رویش حاضر به بحث شوید. آزادی بیان فقط گفتن نیست، فرهنگ شنیدن هم می‌خواد. بعد از شنیدن پاسخ، یا پاسختان را بدهید یا بگویید: قانع شدم یا قانع نشدم، نه اینکه زیر میز بزندید و بگویی بحث نمی‌شود کرد.
    تمام سئوالات بالا پاسخ دارد. اما با شناختی که از خواندن مطالب قبلی‌تان پیدا کرده‌ام؛ شما را فردی با انصاف نمی‌دانم.
    شما باید در متن سئولات زیر را هم پاسخ می‌داید.
    با کدام خانواده قاتل از نزدیک برخورد داشته اید؟
    با کدام خانواده مقتول از نزدیک برخورد داشته اید؟
    میزان اطلاعات حقوقی-قضایی شما چقدر است؟
    منبع آماریتان کجاست و چگونه انجام شده است؟
    یاحق؛

  • محسن حائری

    سلام
    خواستم مفصل نظرم رو در مورد مطلبت بگم، ولی از اونجایی که دیدم مطالبم غالبا همون مطالب «احسان» و (یا؟) «مکتوم» هست، صرف نظر کردم.

    فقط یک نکته مؤثر در مورد آمار اعدام کودکان که گفتی بگم.
    قبلش برای مقدمه بگم که در اسلام اگر انسانی نابالغ هر جرمی (دقیقا هرررر جرمی) مرتکب بشه، هیییچ کاریش ندارن! نهایت امر اینه که خسارت مادی‌ای که وارد کرده رو از والدینش میگیرن (که این هم باز شرایط خاص خودش رو داره تا اعمال بشه).
    این مقدمه رو از روی آگاهی کامل میزنم، اگر خواستی رفرنس دقیقش رو برات تهیه میکنم.

    مسئله‌ای که باعث شده آمار اعدام کودکان در ایران بره بالا اینه که در نظر اسلام یک پسر 16 ساله بالغ هست. به این معنا که *کودک* نیست. فلذا اگر لیست اعدام‌های کشور رو جلوی یک اسلام شناس بذاری و بپرسی که توی این لیست حکم اعدام چند تا *کودک* هست؟ بهت میگه: هیچی! (با فرض این که اسلام در ایران مراعات شده باشه)
    اما در غالب کشورهای دیگه یک پسر 16 ساله، کودک به حساب میاد و در آمارگیری‌ها معیارشون اینه که اگر سن مجرم کمتر از 18 سال باشه و حکم اعدام صادر شده باشه، پس در اینجا با اعدام یک کودک مواجه هستیم.
    نهایتا ما هستیم و لیست بلند و بالایی از اعدام آدم‌های بین 15 تا 18 سال که در نظر اسلام این‌ها کودک نیستن و نباید جزء آمار اعدام کودکان حساب بشن، اما آماری که شما ارائه‌ش دادی این موارد رو اعدام کودک حساب میکنه.

    حالا بعد از این حرف‌ها این که مبنای اسلام در تعیین محدوده‌ی «کودک» منشأش چیه و آیا درسته یا نه، بحث دیگه‌ایه، ولی خلاصه نکته‌ی بالا رفتن آمار ایران توی همینه. اگر نه مطمئن باش در اسلام محکم تر از هر دین یا هر فرهنگ دیگه‌ای با اعدام کودکان (و نه فقط اعدام، بلکه هر گونه مجازاتی*!) مخالفت شده!

    * البته چیزی داریم به نام تأدیب که با مجازات متفاوته. و ملاک اجراش هم کاملا طبق نظر عقلائی و منطقی و عرفی مردم هست که چه عکس‌العملی در مقابل جرم کودک مناسبه انجام بشه تا اون کودک تأدیب بشه (دیگه تمایلی به انجام اون جرم نداشته باشه) (نمونه‌ی امروزیش حبس کردن بچه‌ها به مدت یکی دو ساعت توی اتاق خوابشونه که غرض از انجامش فقط تأدیبه و نه مجازات! یعنی اگر بدونیم که اون بچه خودش پشیمونه و دیگه نمیخواد کار بدش رو تکرار کنه، دیگه حبسش نمیکنیم!)

    موفق باشید

    • احسان

      دوست عزیز اگه به من بگی کجا گفته شده که سن خاصی برای تشخیص کودک از بزرگسال هست خیلی خوشحال میشم.
      من هیچ جا ندیدم که اسلام از سن حرفی بزنه.

      • محسن حائری

        در اسلام اگر یکی از دو مورد زیر به وجود بیاد، شخص، بالغ حساب میشه:
        1- علائم بلوغ جسمی ظاهر بشه. (ربطی به سن و سال نداره، ممکنه یک نفر ده سالش باشه اما بالغ شده باشه)
        2- سن فرد به 15 سال کامل برسه. (حتی اگر علائم بلوغ ظاهر نشده باشه)

        این مسئله از مشهورات اسلام هست. میتونید به رساله‌های تک تک علما مراجعه کنید. اگر واقعا شک دارید براتون آدرس میدم.

        اما در مورد اعدام، از اونجایی که در اسلام به احتیاط در اجرای حدود و قصاص نفس سفارش بسیار شده، فقط مورد دوم (سن 15 سال) رو توجه میکنن. چون میشه توی علائم بلوغ تشکیک کرد و احتمال عدم بلوغ جسمی در افراد مشکوک به بلوغ وجود داره، اما در مورد کسی که 15 سال سن داره، دیگه شکی در این نیست که 15 سالش شده! فلذا قطعا در نظر دین از سن کودکی گذشته.
        در مورد دخترها هم که سن بلوغ رو 9 سال اعلام میکنن، از اونجایی که نظر بعضی از علما بلوغ 15 سالگی دختر هست، باز هم تا دختر به سن 15 سال نرسیده باشه (در حین ارتکاب جرم) هیچ کاریش ندارن!
        شما حتی اگر یک مورد نقض این مسئله رو در اسلام برای من بیارید، خود من هم به شخصه با نامه‌نگاری به علما و مراجع (که ارتباط نسبتا خوبی هم باهاشون دارم) در پیگیری این مسئله به شما کمک میکنم و به اصطلاح با مشت می‌زنم تو دهن کسی که چنین حکمی رو صادر کرده!

        • احسان

          دوست عزیز قرار نیست هرچی که مشهور باشه درست باشه.و قرار نیست چیزی تو رساله گفته میشه هم حتما صحیح باشه
          ،بلوغ عقلیه و نه بلوغ جنسی و یا جسمی.
          من تا بحال در قرآن ندیم که سنی رو مشخص کرده باشه.و فکر میکنم به این خاطره کهچون بنا به شرایط جامعه و زمان و… این سن ممکنه متفاوت باشه.یعنی در واقع میشه گفت انتخاب سن یه جورایی برعهده قانونه.دقیق یادم نیست که چه آیه ایه و لفظ صحبحش چیه ولی یه آیه هست با این مضمون که موقعی که بچه ها سنشون بزرگ شد،اونا رو آزمایش کنید که آیا بالغ شدن یا نه و اگه شده بودن ازدواجشون بدید.میتونست خیلی راحت بگه اگه پانزده سالشون شد.و یا اگه سبیل دراوردن.که فکر میکنم این قابل تعمیم هم باشه.
          اگه دلیلی دارید خوشحال میشم بدونم و اطلاعاتم بالا بره.به جای ادرس رساله دادن هم میتونید بگید که رساله ای که میگید با چه دلیلی این حرف رو زده؟
           

          • محسن حائری

            ممنون از این که پاسخ دادید.

            شما گفته بودید:
            «دوست عزیز اگه به من بگی کجا گفته شده که سن خاصی برای تشخیص کودک از بزرگسال هست خیلی خوشحال میشم.
            من هیچ جا ندیدم که اسلام از سن حرفی بزنه.»
            من هم در پاسخ گفتم کجا گفته شده: به رساله‌ی تک تک علما میتونید مراجعه کنید.

            قطعا شهرت دلیل بر صحت نیست، من هم نخواستم صحت حرف رو اثبات کنم، شما گفتید که هیچ جا ندیدید، من هم گفتم مشهوره!

            بنده در مقام اثبات این نیستم که سنی که واقعا خدا اون رو سن بلوغ میدونه 15 ساله! اما چیزی که تا کنون توسط دانشمندان اسلام پذیرفته شده همین هست! منظورم اینه که شکی نیست که باور دانشمندان بر این است که اسلام سن بلوغ را 15 سال گفته (طبق توضیحی که قبلا دادم)

            حالا برای شخص شما از قرآن (که همون هم معلوم نیست آگاهی کاملی نسبت بهش داشته باشید) چنین چیزی اثبات نشده. چیزی که اثبات نشده، مردود هم به حساب نمیاد! در قرآن چیزی دلیل بر وجود مریخ نداریم، یعنی مریخ وجود نداره؟ علمای دین هم پس از سال‌های سال تلاش در کتابهای استدلالی‌شون (و نه رساله‌ها! چرا که رساله‌ها فقط برای اعلام احکام تهیه شدند، نه برای اثبات احکام!) متفق القول به این نتیجه رسیدن که نظر اسلام بر اینه که سن بلوغ 15 ساله! منبعشون هم تنها قرآن نیست!
            من نمیگم حتما باید حرفشون رو بپذیرید، اما شما به عنوان یک منتقد به این نظر باید دلیلی ارائه کنید که چنین حرفی غلطه! و باید دلائل اون‌ها رو به صورت علمی مطلاعه و رد کنید!
            باز هم میگم، من نمیخوام اثبات کنم حرف اونها درسته، چیزی که من میگم اینه که: علمای اسلام نظرشون اینه که اسلام سن بلوغ رو 15 سال میدونه!
            برای اثبات اصل حرفم (مبنی بر این که آمارگیری‌ها بر اساس سن 18 سال در بالا رفتن آمار ایران تأثیر گذار بوده) همین نکته (نظر علمای اسلام) کافیه برای این که چنین قانونی در کشور قرارداده بشه که سن اجرای حدود رو 15 سال اعلام کنن!

            • احسان

              ممنون از شما هم که پاسخ دادید. :-)
              فکر میکنم بحث یه خورده قاطی شد.من قبول دارم که در بعضی جاها گفته شده پانزده سال مال بلوغه.بیشتر صحبت من سر رشد هست.
              این پانزده سال چیز ثابتی نیست.و در همون زمان هم سر سن دقیقش اختلاف بوده.کما اینکه حتی بعضی از مسلمونا این سن رو 18 گذاشتن.بحث سر اینه که ثابت نیستش.قطعا در جامعه ای که اکثریت افراد 14 سال اینقدر عقل دارن که
              مسیولیت اعمالشون با خودشون باشه،این سن میتونه پایین تر هم بیاد.و در شرایط برعکس هم میتونه بالاتر بره.
              راستی من نگفتم منبع تنها قرآنه فقط چون بیشتر روی اون مطالعه داشتم،گفتم من توی اون ندیدم.و اینم که گفتم دلیلی برای اثبات دارید،تیکه اندازی نبود بلکه واقعا میخواستم دلیل رو بدونم.اصولا یکی که بگه تنها منبع دین قرآنه یعنی از پایه ای ترین اصول سر در نمیاره.من خودم رو مثال زدم گفتم تو اون تا حالا ندیدم.
              دلیلم هم برای اینکه ثابت نیست رو تو آیه ی بالاتر گفتم.و یکی دیگه از دلایلم هم اینه آدمی که عقلش کامل نیست در واقع عقل درست و حسابی نداره،مکلف نیست که کودک هم در همین حکم هست.حالا بعضیا تو سن پایین تر به این درک میرسن بعضیا تو سن بالاتر که فکر میکنم به جامعه و شرایط اون ربط داشته باشه.

              • احسان

                ظاهرا من یه اشتباهی تو نظر بالا کردم و اون این هستش که او سن ها سن حداقلی هست و اسلام در این مورد تخفیف قایل شده.البته هنوز مطمین نیستم.پس فعلا در اون مورد نظر دادن رو بیخیال میشم.
                این رو در نظر داشته باشید که من با کلیت حرف شما وموافق هستم فقط میگم بایدی ندیدم…
                این لینک رو هم یه نگاهی بکنید.
                http://islampedia.ir/fa/1390/02/%D8%AA%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%81-2/
                و برای اینم گفتم ادامه ندیم چون یه تفاوت هایی تو منابع من و شما وجود داره.و همون طور هم که گفتید سواد هم باید کافی باشه.
                فقط باز تاکیید میکن که واقعا گفتم شاید شما دلیل استدلال رو بدونید و…مثلا روایتش رو بلد باشید و من در وقتم صرفه جویی کنم:-).اشکال نداره خودم میگردم پیدا میکنم.:-)

        • احسان

          با توجه به مطالبی که گفتید احتمالا این لین برای شما معتبر باشه
          http://www.andisheqom.com/Files/shobheinternet.php?idVeiw=32516&level=4&subid=32516
          اون وسط ها و آخر هاش رو مطالعه بکنید بخصوص قسمتی که راجع به رشده.
          بیشتر از این ترجیح میدم چیزی نگم.

  • ToXXXXX

    احسان و مکتوب عزیز، بحث‌های مفصل و جالب و بعضا تخصصی در ابوابی که قبول بدون بحثش برایتان گران است میشود کرد اما متاسفانه خودمان را سانسور کرده و بحث را موکول…

    یاحق

    • احسان

      ، ﺑﺤﺚ‌ﻫﺎﯼ ﻣﻔﺼﻞ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﻭ ﺑﻌﻀﺎ ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺩﺭ ﺍﺑﻮﺍﺑﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻮﻝ ﺑﺪﻭﻥ ﺑﺤﺜﺶ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ گران است میشود کرد.

      من دقیقا متوجه نشدم چی نوشتید.
      احتمالا منظورتون این بوده که میشه بحث های بعضا تخصصی انجام داد که برای ما گران تموم بشه.درسته؟لطفا توضیح بدید دقیق منظورتون چی بوده.بخصوص قسمت قبول بدون بحثش برایتان گران….
      اما اگه مفهوم کلی حرفتون رو درست متوجه شده باشم.باید بگم که هیچ بحثی برای من گران تموم نمیشه مگه با افراد بی منطق که آخرسر آدم میفهمه طرف کلا جهت گیری خاصی داره مثلا دنبال توجیه کارای خودشه یا عقل درست وحسابی نداره و آب در هاون کوبیده.
      بحث با با منطق ها هم از این جهت گران تموم نمیشه که آخر سر فوقش بفهمم که اشتباه میکردم و در نتیجه به معلوماتم اضافه میشه و تفکرم رو درست میکنم.
      اگه منظورتون هم از بحث تخصصی سرچ کردن برده داری در اسلام تو صفحه اول گوگل و نگاه کردن تیتر نتایجشه که….
      راستی هیچ ایده ای ندارید که من چقدر به دلایل مختلف برای جواب دادن همون بحث بالا خودم رو سانسور کردم.