جدولی برای محاسبه ارزش ایده‌های تجاری

مغزهای ما خیلی فعالن و دائما ایده درست می‌کنن. بخصوص اگر ذهنیت کارآفرینی داشته باشین تقریبا در هر قدم می‌تونین مدعی بشین که یک ایده به ذهنتون رسیده و اگر مثل من کمی سن شما بالا بره، در مورد خیلی چیزهای جالب که اطرافتون می‌بینین رو می‌تونین بگین «من قبلا این ایده رو داشتم». شایدم واقعا مثل من در هفته دو سه تا ایمیل بگیرین از کسانی که ایده‌های فوق العاده دارن ولی نمی‌تونن به کسی بگن چون ممکنه کسی اونها رو بدزده و دنبال روشی هستن که بتونن به خود زوکربرگ یا بیل گیتس خبرش بدن.

متاسفانه این ایده‌ها هیچ ارزشی ندارن. حقیقت تلخی است ولی بهتره زودتر باهاشون روبرو بشیم. من می تونم در مورد لپ‌تاپ بعدی اپل ایده بدم که قلم داشته باشه کنارش، به گوگل پیشنهاد بدم که از روی دی ان ای من تشخیص بده احتمالا به چی علاقمند هستم و اون رو بهم نشون بده در یک تصویر کوچیک تو صفحه اول، به مایکروسافت بگم از روی حرکات چشم کاربر صفحه رو اسکرول کنه یا حتی به تویوتا بگم ماشین پرنده بسازه (: همه اینها خوب هستن به نظر خودم ولی واقعیت اینه که کسی تره هم براشون خورد نمی کنه. چرا؟ چون اجرا نشدن.

ایده دادن راحته، حتی اونقدر راحت که گاهی آدم‌ها می گن ایده ای که شما می دین رو حداقل دو نفر قبلا دادن (: مسنجرهای مبتنی بر مکان، سایت های مچ کننده بر اساس انواع چیزها و … همه و همه ایده هایی ساده هستن ولی مثلا مایکروسافت حاضر می شه یک سایت رزومه سازی (مثل لینکدین‌) رو با قیمتی عجیب بخره یا فیسبوک بالای یک شرکت ۱۹ نفره کلی پول می ده فقط و فقط چون اونها ایده ساده شون رو «اجرا» کرده بودن. خلاصه کل بحث من این عکس است که تصمیم گرفتم تصویری درستش کنم تا بتونم دست به دستش کنم:

اینکه ما یک ایده فوق العاده داشته باشیم شاید ۲۰ هزار تومن بیارزه. اینکه همون ایده رو حتی خیلی بد هم اجرا کنیم ارزشش بشه دویست هزار تومن و اگر کمی اجرا رو بهتر کنیم بشه دو میلیون. حتی اگر یک ایده متوسط (مثلا همون ایده سایت رزومه ساختن) رو داشته باشیم ولی اجراش محشر باشه شاید پونصد میلیون بیارزه (: مطمئنا این جدول قرار نیست نرخ دقیق شرکت ها رو معین کنه و سر پنج سال هم با سقوط ارزش ریال ایران اسلامی عزیز ما بی معنی می شه ولی ایده اصلی رو باید بتونه به شما بده.

اگر ایده ای دارین، لازمه که اولا از ایده خام به سمت یک ایده پخته‌ و قابل اجرا ببرینش، روش محصول یا پتنت یا پیاده سازی قابل عرضه واقعی داشته باشین و بعد با پرزنتیشنی قابل دفاع به سراغ کسی برین که احتمال داره این رو بخره. البته معلومه که شغل و کارهای من این نیست و شاید دوستان کارشناس استارتاپ و کارآفرینی و … نظرات دقیق تری در مورد بخش آخر داشته باشن. تنها توصیه من می تونه این باشه که اگر از این چیزها دوست دارین، مجموعه تلویزیونی Shark Tank رو ببینین که توش افراد واقعی سعی می کنن درصد شرکت یا محصولات یا ایده‌هاشون رو به سرمایه گذارها بفروشن و برای توسعه پول بگیرن. اونجا می‌بینین سوال های کسی که «ایده» می خره چیه و به چه چیزهای توجه می کنه؛ تقریبا همیشه به اینکه چند تا یوزر دارن، چه پتنت هایی دارن و اگر پول بیشتر بگیرن باهاش چیکار خواهند کرد. به عبارت دیگه، قیمت ایده خوب به تنهایی، سه تا صد تومنه.

  • امید

    سلام جادی، یه ایده ی ناب دارم که مطمئنم میلیاردی درامد داره!
    شوخی کردم!
    وقتی با لیبره آفیس تایپ میکنی، تصحیح خودکار باعث میشه، بجای اینه بنویسه آینه و توی عکست دوبار این اتفاق رخ داده.
    اگه تو هم با لیبره آفیس تایپ کردی و این مشکل به وجود اومده، واسه درست کردنش:
    Tools -> AutoCorrect -> AutoCorrect Option
    زبان رو فارسی میکنیم، اینه رو پیدا میکنی و از لیست حذف میکنیم

  • river

    دقیقا. کسی که تو یه شرکت بزرگ بخشی از کارش صحبت با آدمهایی بود که ایده برای فروش دارن بهم گقت ایده های خوب رو هیچ وقت نمیخریم و 4 تا ایراد هم ازش میگیریم ولی اگه واقعا خوب باشن خودمون اجرا میکنیم (میدزدیم در واقع). حتی اگر پتنت شده باشه با مهندسا و وکیلا یه تغییر کوچکی میدیم و اجرا میکنیم ولی باز پتنت یارو رو نمیخریم.

    میگفت بهترین کاری که میتونن بکنن اینه که بسازن یا اجرا کنند در یه حدی. اون وقت شاید بخریم. یعنی این جور که من میفهمم عملا زحمتی که برای اجرا کشیده شده و بخشی از راه رو که رفته شده میخرند، انگار که اون آدم بدون اینکه استخدام شده باشه خدمتش رو به شرکت میفروشه.

  • جمشید

    برنامه شارک تنک رو به همه توصیه میکنم. من همه ۸ سیزن رو دیدن (سیزن هشتم الان در حال پخش شدنه)
    و البته برنامه Dragons’ Den .
    یه موضوع خیلی جالب اینه که فقط رو کسی و بیزینسی سرمایه گذاری میکنند که فروش داشته باشه و به هیچ عنوان روی کسی که فقط با ایده به برنامه اومده سرمایه گذاری نمیکنند.

  • حسین رفعتی

    بابت راهنمایی خوبت واقعا ممنونم ازت
    خیلی جالب بود واسم
    مرسی

  • stackprogramer

    عالی بود

  • Pingback: ایده همه چیز نیست – گیک سرگردان()

  • yazdanpanah.a

    سلام جادی خان!
    پیشنهاد میکنم که بهتره اجرا رو یکم بیشتر باز کنید. اینکه کدوم یک از این معانی منظور شماست کیفیت نوشته رو بیشتر میکنه
    – اجرا به معنی پیاده سازی
    – اجرا به معنی پیاده سازی و پول درآوردن

  • sdlh

    جادی دوباره یاهو ایمیل داده که اطلاعات حساب شما لو رفته. پاک کردن همه ایمیل ها و کانتکت ها و بستن حساب دردی رو دوا میکنه؟ یا همون تغییر پسورد بسه؟ یا هیچ کدوم دیگه فایده نداره و دیر شده؟

  • موردی که وجود داره شتابدهنده ها هستند که گاهن از ایده هایی حمایت میکنن که آدم وقتی اونا رو میشنوه یا خندش میگیره یا عُقِّش! نمونش همین بامارو …
    همه ایده ها هم کپی ایده های خارجی هستند و ایده ای هم که محشر باشه کلن نداریم.

    • مورد شتابدهنده‌ها فرق می‌کنه. اونا از کلی ایده‌ حمایت می‌کنند با علم به اینکه بیشترشون شکست می‌خوره ولی چندتایی می‌گیره که از سود همونها همه‌ی خرج و سود شرکت تامین می‌شه.

      • نه از کلی ایده هم حمایت نمیکنن! آواتک سالی از چند تا ایده حمایت میکنه کلن؟ فینووا تا الآن از چند تا ایده حمایت کرده؟ البته توی کامنت بالا منظور من نفی خوب بودن شتابدهنده ها نیست بلکه ذکر کمبود ایده خوب در ایرانه وگرنه حرف شما کاملن درست و متینه

  • من فکر می‌کنم باید از نوجوونی یاد بگیریم و به بچه‌ها یاد بدیم که برن هر چیزی به فکرشون می‌رسه اجرا کنند و فقط تشویقشون کنیم. اگر معلم هستیم و اگر استاد دانشگاه هستیم که این اهمیت دو چندان پیدا می‌کنه. اصلا و اصلا انتقاد نکنیم، ساکت باشیم و فقط بگیم آفرین برو انجامش بده. چون یکی از مهمترین درس‌های زندگی که من هم با سنی که دارم بهش رسیدم اینه که ارزش اراده‌ای که یک انسان می‌کنه تا کاری رو انجام بده و چیزی رو به حرکت دربیاره بالاتر از هر چیز دیگری است و باید یه جورایی بهش مقدس نگاه کرد و فقط براش آرزوی موفقیت کرد. واقعیت اینه که دنیای بیرون برعکس چیزهایی است که بیشتر ما از محیط یاد می‌گیریم. دنیا ظالمه، بیشتر ما شکست می‌خوریم و تنها هستیم. این‌ها حرف‌های یک آدم ناامید نیست از سر شکست هم نیست. برهمکنش سی و چند سال مشاهده است.

  • نیما

    آخ آخ عجب نکته ی خوبی گفتی… من بعد از سالها عمیقا متوجه شدم که ایده کلا ارزشی نداره! اصلا ایده ی خوب هم ارزشی نداره!
    خنده دار تر ازون کسایی هستن که بدجوری میترسن دوتا چیز (معمولا تکراری) که از ذهنشون گذشته رو بگن! یا میسپرن یه موقع دزدیده نشه!!!

  • Pingback: تاکسی خطی و الماس؛ پیشنهاد به تاکسی رانی برای کپی از ایده لیفت که از خودمون کپی کرده | کیبرد آزاد()