آیا ما حق آزادی پسورد داریم؟

آوا سوال بانمکی پرسیده:

‌من میخوام پسورد 123456 رو برای اکانت جیمیلم بزارم ولی گوگل به دلیل امنیتی اجازه نمیده و میگه برای منافع خود من مضر هست . ولی من واقعا دلم میخواد پسورد 123456 بزارم. تو با گوگل موافقی که نمیزاره من پسورد 123456 بزارم یا با من موافقی که من حق آزادی پسورد دارم ؟!

دیدگاه بانمکی است. البته اگر فضا رو پیچیده نکنیم داریم می پرسیم «آیا گوگل که یک سرویس ساخته حق داره به من بگه شکل خاصی ازش استفاده کنم؟». جواب بدون شک «بله» است. این همون مغلطه ای است که اتفاقا دوستان مخاف آزادی بیان هی سراغش می رن و می گن «اگر آزادی بیان هست چرا فلان جا حرف منو پخش نکرد؟». خب آزادی بیان یعنی شما حق دارین آزادی بیان داشته باشین، وبلاگ بزنین، تلویزیون داشته باشین و به شکل کلی تر عقیده ای داشته باشین و اون رو تبلیغ کنین .. ولی معنی اش این نیست که می تونین هر چیزی رو در رسانه هر کس دیگه منتشر کنین؛ اونطوری بود که خب همه می خواستن در سر مقاله فلان روزنامه مطلب بنویسن یا تو سی ان ان سخنرانی داشته باشن (:

در اینجا هم ما با یک شرکت طرفیم که یک سرویس ساخته و هر کس بخواد ازش استفاده کنه در محدوده ای معقول باید پذیرای قوانین اون سرویس باشه. شاید من بگم «توی تودوئر فقط از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۰ شب می شه کار اضافه کرد». آیا حقی از شما ضایع شده؟ اگر این رو بپذیرین و بیاین تو نه. می تونین از سرویس دیگه استفاده کنین یا مال خودتون رو بنویسین. وقتی حقی از شما ضایع می شه که من بگم «تنها تودولیست مجاز من هستم و قانون اینه و هر کس هم اعتراض کنه دستگیر می شه» (:

پس در این مورد بحثی نداریم. اما بحث جالبتر و پیچیده تر می شه اگر سوال رو تعمیم بدیم به اینکه «آیا یک نفر می تونه به خاطر منافع خودم، منو مجبور به کاری بکنه؟» اینجا باید به جواب های توافقی برسیم با محدوده های خاکستری. مثلا ما الان می پذیریم که والدین یا ولی قانونی حق داره در مورد بچه تحت سرپرستی اش یکسری تصمیم ها رو بگیره. حالا این مرز بچه و بزرگ رو می ذاریم ۱۸ سال.

ولی چطور می شه که مثلا همه ما می پذیریم که کمربند خودرو رو ببندیم؟‌ چطور پلیس ما رو مجبور می کنه؟ این اگر بر اساس تصمیم دموکراتیک جمعی جامعه باشه قابل قبوله. یعنی کلیت جامعه به این نتیجه برسن که اینکار به نفع اکثریت است پس افراد مستقل باید ازش پیروی کنن. کماکان اون اقلیت اجازه دارن علیه این قانون تبلیغ کنن و سعی کنن قانون رو تغییر بدن. این هم تا جایی درسته که این رای اکثریت به شیوه دموکراتیک اتخاذ شده باشه (یعنی با مشارکت نظرات مختلف و حق نظرات مختلف در تبلیغ و تلاش برای تغییر نتیجه) و نافی حقوق پایه ای اقلیت نباشه. مثلا آریایی ها نمی تونن قانون بذارن که یهودی ها باید بمیرن یا ایرانی ها نمی تونن قانون بذارن که مهاجرین افغان اجازه ورود به بیمارستان ندارن.

جواب نهایی؟ بله گوگل حق داره بگه در شرکت من و رو سرویس های من اینطوری رفتار کنین‌ ولی اینکه بگیم فلان پسورد غیرامن است پس هر کس استفاده کرد مجرم است، فعلا غیرقانونیه. البته ممکنه روزی به همین شکل که بستن کمربند ایمنی یا داشتن بیمه شخص ثالث اجباری است، اونم اجباری بشه؛‌ هرچند که اگر در چنان جامعه ای باشیم و کسی بتونه کشف کنه که پسورد فعلی شما ۱۲۳۴۵۶ است، اول باید اون سرویس رو به خاطر امن نبودن، تعطیل کنن.

توضیح خاص: یه اشتباه شد.. یک دوستی بهم یه نظر تو چت داد. من هیچ وقت چت های اینطوری رو جواب نمی دم چون جاشون تو کامنت است ولی خب از روشون رد می شم. در این مورد خاص اشتباهی دستم خورد به اسپم و نه پرسید و نه هیچچی و طرف رو اسپم کرد (: اگر اینجا رو می خونی شرمنده ((:

  • سلام
    ممنونم به خاطر مطلب خوبت. در دو موضع فکر میکنم حیطه های خاکستری ای وجود داره که باعث میشه خیلی باهات موافق نباشم
    ۱- از یک طرف میتونیم بگیم هر کسی هر سرویسی ساخته میتونه شرایط استفادش رو خودش تعیین کنه مگر اینکه شرایط استفاده مخالف قانون باشه .
    باید توجه کنیم که قوانین حداقل های اخلاق رو مشخص میکنن نه حداکثرها رو. پس افراد جامعه میتونن از همدیگه یا از نهادهاشون انتظار رفتارهایی بالاتر از استاندارهای قوانین داشته باشن.
    مثلا اگه شهردار یک شهر استاندارهای مناسب سازی برای معلولین رو رعایت نکرده باشه جرمی نکرده اما احتمالا خلاف اخلاقیات رفتار کرده و شهروندان میتونن ازش درخواست بیشتری داشته باشن
    من فکر میکنم شرکت هایی که در یک جامعه – جهانی یا محلی- و با امکانات اون رشد کردن هم به همین طریق نسبت به حریم اخلاقی اون موظف هستن و افراد جامعه حق دارن ازشون درخواست هایی داشته باشن که فراتر از حدود قانونیه
    مثلا اگه ایرانیا به تحریم گوگل اعتراض کنن، طرفدارهای آزادی نرم افزار به اپل و مایکروسافت و … اعتراض کنن، برنامه نویسان ایرانی به انحصارطلبی کافه بازار اعتراض کنن و … پذیرفته شده نیست که اون کمپانی ها بگن خودمون ساختیم و شرایطش رو هم خودمون تعیین میکنیم
    امیدوارم منظورم رو خوب رسونده باشم

    • Farhad H.

      مثال شهردار مثال خوبی نیست، چون شهر مال خود شهردار نیست که بخواد هر کاری بکنه و مسوولیت در برابر تمام شهر داره. گوگل اما کاملن محق هست که سرویسش رو روی ایرانیها و هر کس دیگه ای که میخواد ببنده، چرا پذیرفته شده نیست؟ حتا به نظر من الزام مایکروسافت به اجباری نکردن اینترنت اکسپلورر احمقانه هم ستم به مایکروسافت بود. چرا تویوتا میتونه بگه رادیو پخش ماشین همینه که روشه ولی مایکروسافت نتونه بگه ویندوز من فقط با اکسپلورر کار می کنه؟ مگه گوگل یا مایکروسافت با پول مالیات مردم سرویس هاشون رو توسعه داده اند؟

      بحث اخلاق در تجارت هم یک اختیار هست نه اجبار

      • فرهاد جان سلام
        ممنون بابت مشارکتت در کامنتم
        فکر میکنم تفاوت اصلی دیدگاه من و شما اینجاست. اگه بخوام زیربنای تفکر شما رو حدس بزنم به این نتیجه میرسم که معتقدی موفقیت یک شرکت یا محصول تنها به داشته های خودش – تلاش و هوش و …- بستگی داشته و نه به بستر جامعه ای که توش رشد کرده. بنابراین مسيولیتی در قبال اون جامعه نداره
        درحالیکه من معتقدم اگه فرد یا کمپانی یا محصولی بزرگ شده نه فقط نتیجه داشته های خودش بلکه نتیجه اهدایی های جامعه هم بوده و به همین دلیل رعایت اخلاقیات تجاری در قبال اون جامعه براش یک «ضرورت اخلاقیه» نه یک «انتخاب دلبخواهی»

        • Farhad H.

          نظرم دقیقن این نیست که گفتی. نکته ی متفاوتش اینه که منکر بسترسازی جامعه برای پیشرفت شرکت/فرد نیستم، ولی باور دارم اون فرد/شرکت از امکانات برابری که جامعه در دسترس همگان گذاشته بهره برده و با پرداخت مالیات (و یک پله بالاتر بریم کارآفرینی) دینش رو به جامعه ادا کرده و میکنه.

  • نکته دوم رو در پست دیگه ای نوشتم چون موضوعش کاملا متفاوته:
    من فکر میکنم اجبار به کمربند ایمنی بستن هم نقض آزادی شهروندانه که در تاریخش به خاطر منافع شرکت های بیمه و … تصویب شده
    اگه به لیبرالیسم معتقد باشیم ،‌یک شهروند باید بتونه بگه من انتخاب میکنم کمربند نبندم و پای هزینه هاش هم وای میستم و البته قانون هم میتونه بگه اگه کمربند نبستی شرکت های بیمه از پرداخت خسارت معاف میشن. اما چون کمربند نبستن من راننده، فقط به خودم ضرر میزنه نه به دیگران پس فکر میکنم قانون اجازه نداشته باشه من رو بهش مجبور کنه
    اتفاقا چند سال پبش یک همچین بحثی تو حوزه غذایی آمریکا اتفاق افتاد. یکی از شرکت ها میخواست سرو نوشابه های بزرگ رو ممنوع کنه و ادعاش هم این بود که ضررش در نهایت متوجه بودجه بهداشتی ایالت میشه اما مخالفانش مدعی بودن دولت حق نداره به این بهونه ها به مردم بگه چی باید بخورن و چی نباید بخورن. در نهایت فکر میکنم مخالفان برنده شدن ،‌ هرچند تو اون مورد واقعا ضررش از بودجه عمومی پرداخت میشد

    • Farhad H.

      کاملن درسته. از اتفاق کامنت ها رو باز کردم که همین رو بنویسم. اگه یه جایی برای مثال زمان گرفتن گواهینامه تعهد داده باشه در صورت نبستن کمربند نه شرکت بیمه ی اتومبیل و نه بیمه ی درمانی من مسوولیتی برای پرداخت خسارت ندارن من باید آزاد باشم کمربند نبندم.

      نظر من کلی هست، هر چیزی که ضرر مستقیمش فقط به خود من میرسه نباید جرم باشه، برای مثال مصرف مواد مخدر تا زمانی که به کسی ضرری نرسونم. اگر بخواد بحث مسوولیت اجتماعی و این ها پیش بیاد خیلی از چیزهایی که جرم نیستن هم ضرر مشابهی دارن.

      • آراد

        اگر اون آدم سرپرست یک بچه باشه چی؟ به نظرت معقوله بگن تو آزادی مخدر مصرف کنی و کمربند نبندی اما چون بی دلیل داری با زندگیت بازی میکنی نمیتونی سرپرستی کسی رو بر عهده بگیری؟ به نظرم هست.

        • این یک بحث دیگست. اگه این استدلال رو بپذیریم که ما بهتر از دیگری میدونیم چی برای زندگیش خوبه و ما باید اجازه بدیم یا ندیم که اون با زندگیش چیکار کنه ، نتیجش میشه همین حکومتی که داریم که با زور و چماق میخاد مردم رو مجبور کنه ارزش های اون رو زندگی کنن
          البته میپذیرم که موقعیتی که شما میگی موقعیت پیچیده ایه اما به نظرم هیچوقت نباید به بهونه اینکه «ما خیر کسی رو بهتر از خودش میدونیم» آزادیش رو نفی کنیم

          در مورد سرپرست بچه هم با اطمینان بهت میگم که خیلی ها دور و بر من و شما رفتارهایی به مراتب آسیب زننده تر نسبت به بچه هاشون انجام میدن اما چون تابو نشده ، شما بهش گاردی نداری و ساده از کنارش میگذری

        • Farhad H.

          پیچیدگی داستان در همین تعیین مرز مسوولیت های فردی و احتماعی هست. ببین اگه من بدون شنا بلد بودن سوار قایق بشم و جلیقه ی نجات نپوشم کسی نه جریمه ام می کنه و نه اگه اقتادم توی آب و برای نجاتم هزینه شد شرکت بیمه ام اون رو خسارت عمد میدونه. مگر غرق شدن من برای خانواده ام مشکل مالی و روحی ایجاد نمی کنه؟ ولی کمربند نبستن (احتمالن یکی به دلیل فراگیر بودنش و یکی به دلیل این که برای پلیس همه ی دنیا درآمدزاست) جرم حساب میشه. این همه کارهای احمقانه و خطرناک جلوی دوربین ها انجام می شده و معمولن تا مادامی که خطری برای دیگران نداشته باشه کسی علیهت اعلام جرم نمی کنه.
          یه پله بالاتر بریم، حتا اگه من دستم رو عمدن بزارم زیر اره برقی مرتکب جرم نشده ام!
          واقعیتش اینه که در یک نقطه ای باید اختیار را به عقل و وجدان فرد بسپاریم. فعلن توی اغلب جامعه ها قانونگزار چنین جایی وایستاده.
          البته جاهایی در دنیا هستن که قانونگزار حتا اگه به سعادت اخروی خودت هم بخوای آسیب برسونی تو رو مجرم می دونه که خب، کاری ندارم.

          • درسته ولی فراگیری هزینه‌ها باعث شده یکی قانون داشته و دیگری نداشته باشد.
            اون قانون گذارهای آخری هم احمق هستند ولی خوب قدرت مطلقه دارن! 😀

      • علی

        بیا فرض کنیم که قانون تغییر کنه و همه ما این اجازه رو داشته باشیم که کمربند نبندیم و در مقابل شرکت بیمه هم مسئولیتی در قبال شخص من و شما نداشته باشه!

        آیا خود شما با افزایش تعداد کشته های تصادفات به دولت و شرکتهای خودروسازی مثل سایپا و ایران خودرو فحش نمیدی که یه مشت لگن با قیمت بالا تولید میکنند تا مردم رو به کشتن بدند؟ (همین الان که این قوانین وجود داره و تا حدودی با متخلفین برخورد میشه، دلیل اکثر کشته ها نحوه رانندگی و رعایت نکردن قوانین توسط خودمونه، به آمار دولت هم اعتماد نکنیم میتونیم با ۱۰ دقیقه کنار چهارراه ایستادن هرج و مرج و دیوانگی رو در جامعه بین پیاده و سواره ببینیم. همین قوانین رو هم بردارند به نظر شما وضع بهتر میشه؟)

        آیا فردا که یکی از افراد خانواده شما از مقابل افسر راهنمایی و رانندگی بدون کمربند رد شد و یه پوزخندی هم به افسر زد، ۲۰۰ متر جلوتر یه گربه اومد جلوی ماشین و کنترل رو از دست داد و تصادف کرد و فلج شد و افتاد گوشه خونه، خود شما شرکت بیمه و دولت و مجلس رو به خاطر تصویب همچین قانونی برای فرار از پرداخت حق بیمه به فحش نمیکشی؟ در چنین شرایطی خود شخص شما شروع به دفاع از قانون بستن کمربند نمیکنی و نمیگی در فلان کشور برای مریض ها فلان کار رو میکنن ولی توی ایران بیمه که نمیدن هیچ، پول گچ کرفتن دست و پای شکسته عزیزان رو هم باید از هزار جا قرض کنیم وگرنه بیمارستان پذیرش نمیکنه و باید با همین وضع و بدون دارو و گچ و … بزاریمش کنار خونه؟

        شما اشتباه میکنید! شما در یک جامعه زندگی میکنید و یک جامعه برای پیشرفت نیاز به قوانینی برای محدود کردن تک تک افراد، در جهت حفظ آرامش داره. دفاع از هرج و مرج و بی قانونی به اسم دفاع از آزادی افراد حماقته نه روشن فکری!

        همین بحث رو هم در مقابل آزادی در استفاده از پسورد ۱۲۳۴۵۶ میشه انجام داد: گوگل به عنوان مدیر این سرویس (رهبر جامعه) حق داره قوانینی اتخاذ کنه تا حداقل امنیت در این سرویس حقظ بشه تا فردا اگه به خاطر بی احتیاطی شخص شما در انتخاب پسورد مناسب (نبستن کمربند!) اکانت شما هک شد (تصادف کردید!)، کسی ادعای نا امن بودن سرویس این شرکت رو نکنه (زیر سوال بردن مسئولین به خاطر عدم آینده نگری).

        آزادی خوبه، اما آزادی بی قید و بند با این فرض که اگه فلان کار به کسی غیر از خودم آسیب نمیزنه پس باید در انجام این عمل آزاد باشم فقط باعث هرج و مرج و نابودی جامعه میشه.

        • علی

          ضمنا این رو هم در نظر بگیر که مثلا تصادف کردن یک شخص نه فقط به اون فرد آسیب میزنه، بلکه باعث مشکلات اقتصادی، روحی و روانی برای افراد خانواده، دوستان و همچنین آشنایان اون شخص و در مقیاس یک کشور، بر روی زندگی تک تک افراد حاظر در کشور تاثیر میزاره. پس اینکه شما کمربند نبندی فقط زندگی خودت رو به خطر ننداختی، بلکه اگر تصادف کنی باعث میشی تا یک جامعه یک قدب به عقب برداره و با هزاران مشکل دست و پنجه نرم کنه. حساب کن که مثلا در سال ۱۰۰ هزار نفر در کشور جونشون رو به خاطر نبستن کمربند به خطر بندازن. میشه گفت که فقط حدود ۱ میلیون نفر خانواده درجه ۱ به خاطر نبستن کمربند آسیب مستقیم می بینند. فرض کن کسی که تصادف کرده و کمربند نبسته مدیر یک شرکت خصوصی باشه و تصادف این شخص باعث بیکاری ۲۵ کارمند بشه. این یعنی چیزی حدود ۱۰۰ نفر از اعضای خانواده اون کارمندان از نون خوردن می افتن. این یعنی افراد زیادی در جامعه، از بقال سر کوچه که مجبوره جنس نسیه بدون تضمین بازپرداخت به این خانواده ها بده تا دوستان و فامیلی که به این افراد پول قرض میدن درگیر یک مسئله ای میشن که به نظر شما در حوزه آزادی های شخصی هست. بگذریم از اینکه همین خانواده هایی که بیکار شدن در کوتاه مدت با خرید کمتر و کم کردن مخارج باعث رکود اقتصادی میشن و در بلندمدت، به دلیل مشکلات روحی و روانی هم برای خودشون مشکل زا میشن، هم برای کودکان (به جای درس خواندن و بازی کردن به مشکلات خانواده فکر میکنند و نمیتونن استعدادهاشون رو به معنای واقعی پرورش بدن).

          پس نه، نه من و نه شما و نه هیچ کس دیگه، نباید به طور کامل آزاد باشه تا هرکاری که فکر میکنه به دیگران آسیب نمیزنه انجام بده. قانونگذار نمیتونه برای هر کاری که ممکنه من و شما انجام بدیم قانون بزاره و فکر کردن به همچین جامعه ای واقعا تهوع آوره، اما قانونگذار وظیفه داره تا حد معقول از ایجاد مشکل در جامعه جلوگیری کنه، و یکی از این کارها ممنوع کردن رانندگی بدون بستن کمربند ایمنی هست. هرچند در جامعه ما قوانین رانندگی تا حدود زیادی اجرا نمیشه، اما همین حداقل هم در بلند مدت تاثیرگذاره.

          امیدوارم

    • آزمایش ذهنی:
      یک فرد که کمربند نبسته تصادف می‌کند، آیا من باید به او کمک کنم یا نه؟ پرسش این است که تمامی هزینه‌های نبستن کمربند متوجه شما نیست. حتی من رهگذر هم شاید هزینه زمانی بپردازم. درست است که همه قوانین از این قاعده پیروی نمی‌کنند به این شکل که صدمه به خود را از زاویه هزینه به دیگران نمی‌بینند؛ ولی به نظر من چون تصادفات بخش فراگیری از زندگی روزمره است پس قانون برایش وجود دارد ولی برای دیگر رویدادها خیر.

  • بحث جالبی بود

  • Hamed Malek

    یه چیز دیگه.پسورد شما کلید دسترسی به تمام ایمیلهای شماست. هر ایمیلی حداقل دو تا مخاطب داره : فرستنده و گیرنده (گیرندگان). من به عنوان طرف گیرنده باید مطمئن باشم مکالمات من از یه حداقل ایمنی برخوردار هستند. همونطوری که انتظار دارم از نظر سخت افزاری و نرم افزاری سیستم جلوی حملات هکری مقاوم باشند این رو هم میدونم که یک “در” هر چقدر هم که قوی باشه تا کلید اون در کلید به درد بخوری نباشه خیلی قابل اعتماد نیست. مصادیق آزادی بیان میتونه اینجا تعریف بشه که جیمیل کاری نداره که توی متن ایمیلت چی می نویسی خواه فحش بنویسی خواه عاشقانه (البته اگر دولتها بخوان دسترسی به اطلاعات رو میده و اونوقت میان و توی گونی می برنت؛ اون دوستمون بهتر بود دغدغه اش در این زمینه باشه تا رمز123456 )

    • اینکه ایمیل فرد یک حریم مشترکه، دیدگاه جالبی بود. ممنون

    • شما با فرستادن پست الکترونیکی اصولا پذیرفته‌اید که طرف دوم می‌تواند از این اطلاعات استفاده کند.
      این آزمایش ذهنی را در نظر بگیرید: شما یک پیام برای کسی می‌فرستید؛ فردا شما را دستگیر می‌کنن. آیا می‌توان گفت گیرنده عامل افشا است؟ (نه چون شاید سرویس دهنده این کار را انجام داده باشد!)
      شما وقتی حرفی در خیابان می‌زنید نمی‌توان گفت مردم نشنوند! اگر واقعا ناراحت امنیت هستید باید از شبکه‌های ناشناس مانند TOR یا I2P استفاده‌کنید.

      • «شما با فرستادن پست الکترونیکی اصولا پذیرفته‌اید که طرف دوم می‌تواند از این اطلاعات استفاده کند»
        نکته جالبیه اما فکر نکنم باهاش موافق باشم – هرچند جای فکر بیشتری برام داره
        ممنون

  • Mahdi Javidi

    سلام جادی. سال نو مبارک. یه سوال فنی راجع به سیستم ارتباطی پیام رسان ها دارم مثلا تلگرام. اگر بتونی تو یه پست راجع به سیستم ارسال و دریافت پیام اون توضیح بدی ممنون میشم. و اگر این تکنولوژی از طریق نت هس چرا نمیتونیم با این سرعت اونو تو وب به کار بگیریم. ارسال گت و پست و حتی رکوییست رسپانس ای جکس هم به هیچ وجه سرعت اینو نداره. جدیدا هم تلگرام یه قابلیت دیگه اضافه کرده به نام Instant view که کافیه بریم تو سایت Telegra.ph یه صفحه درست کنیم و بعد لینکشو بذاریم تو تلگرام. به آنی اون صفحه رو باز میکنه. اگر این تکنولوژی میتونه فراگیر بشه پس چرا باید تو مرورگرهامون حتی با اینترنت عالی و سرورهای عالی هم باز هم مدتی معطل لود و ارتباط بمونیم.
    البته فکر میکنم خودت مشکل چندانی با این موضوع نداری چون دیدم تو سایتی که برای یادآوری امور نوشتی هم از ارتباط پست یا گت استفاده کردی و ای جکس استفاده نکردی. البته که اونو برای توسعه باز گذاشتی. راستش من خودم از استفاده از تکنولوژی هایی که جایگزین اون با کیفیت بهتری ایجاد شده اصلا دست و دلم نمیره استفاده کنم

  • از یک وجهه می‌توان حتی به شکل قانونی به آن نگاه کرد. اگر تعداد زیادی کاربران پسورد ۱ تا ۶ رو انتخاب کنند؛ بات‌افزارها می‌توانند پسورد کاربران را بدست آورده و در نتیجه با حمله‌های پیاپی باقی کاربران را دچار مشکل کنند. پس امنیت جمعی فشار را بر بقیه کم می‌کند.

    • خوب متوجه نشدم که اگه تعداد زیادی کاربر پسوردشون رو یک تا شیش انتخاب کنن
      چطور امنیت بقیه کاربرا به خطر میفته. ممکنه بیشتر توضیح بدین؟

      • خیلی راحت؛ حمله‌های پیاپی شبکه را دچار اختلال می‌کند. به عنوان مثال وقتی یک سرویس دهنده آی‌پی معتبری به سرور شما اختصاص می‌دهد همواره با قوانینی همراه است. مثلا اگر زیاد از پورت ۲۵ TCP که مربوط به پروتکل SMTP است؛ استفاده کنید باید قوانینی را رعایت کنید و عدم رعایت باعث می‌شود آی‌پی شما در بلاک لیست‌ها ثبت شود. پس فشار بر روی سرورها (به علّت ظرفیت محدود) آن‌ها را دچار مشکل می‌کند و باعث باگ‌های بی‌شماری می‌شود.