فریب «هر کی تلاش کنه موفق می شه» رو نخورین

صحبت خانم لیلی گلستان در تد اکس رو امروز شنیدم. ایشون آدم فعال و با سابقه ای هستن و بخشی از سازنده نسل امروز ما بودن ولی دو چیز رو به شکل عجیبی در سخنرانی شون دوست نداشتم: نفی رانت خانواده و تبلیغ بی اخلاقی.

راستش بهتره به جای نقد جملات ایشون در مورد خودم حرف بزنم.

  1. من در دنیای کامپیوتر آدم موفقی حساب می شم. اما چقدر از این موفقیت محصول تلاش شخصی است؟‌ اگر سخنرانی دراماتیک کنم می تونم بگم با اولین کتاب سی یک هفته خودم رو توی اتاق حبس کردم و فقط برنامه نویسی یاد گرفتم. یا مثلا بگم در به در دنبال یک کارت اساتید می گشتم تا بتونم قبل از بقیه برم نمایشگاه کتاب که یک کتاب خارجی که پشتش سی دی لینوکس هست رو بتونم بخرم یا وقتی فلانی گفت از خارج برات چی بیارم گفتم یک مودم می خوام یا اینجور داستان های مرتبط با «تلاش شخصی» ولی فراموش کنم بگم که از ۶ سالگی کامپیوتر داشتم و انگلیسی رو از بچگی بلد بودم و یکی بود که از خارج برام مودم بیاره و خط تلفن خودم رو داشتم برای زنگ زدن به بی بی اس ها و … این مهمل اگر تلاش کنی موفق می شی واقعا می تونه زندگی خیلی ها رو خراب کنه چون ممکنه کلی تلاش کنن و موفق نشن و بعد درگیر کلی فکر و خیال بشن. واقعیت اینه که اگر تلاش کنی،‌ شانس موفقیتت می ره بالاتر و خب در این مورد من یا لیلی گلستان (که در خونه پدر با نقاشی های سهراب سپهری که مال پدر بوده گالری زده و به روزنامه ها گفته گلستان رو تبلیغ کنن) آدم های خوبی نیستیم که در این مورد اشک به چشم بیننده بیاریم که چطوری در شرایط سخت تلاش کرده ایم.

  2. ترویج بی اخلاقی و گول زدن بقیه و تبلیغ کردن عقیده ای که می دونیم اشتباهه ولی کارمون رو پیش می بره شاید در جامعه ما بدترین کار ممکن باشه. اینکه با هر مکر و حیله ای و غیره «موفق» بشیم و این رو جوری دراماتیک تبلیغ کنیم که همه الگو بگیرن واقعا قابل دفاع نیست. مثلا من بیام برای شما بگیم که اینقدر علاقمدن به الگوریتم ها بودم که کتاب خارجی استادمون که تو ایران پیدا نمی شد رو بلند کردم یا برای آپگرید کامپیوتر پول نداشتم و درنتیجه پول دزدیدم تا بتونم یک مگ دیگه رم بخرم تا بتونم فلان مدل برنامه نویسی رو تست کنم و … و اینها رو جوری بگم که انگار یک قهرمان هستم که از هر کاری برای یاد گرفتن ابا نداره، به نظر خودم خیلی آدم کثیفی هستم و اثر بدی که به جا می ذارم بسیار مخرب برای جامعه است. اونم توی جامعه ما که دروغ گفتن و دزدی توش زرنگی‌ است و روش مرسوم زندگی خیلی ها.

خلاصه کنم که داشتن یک خانواده حمایت گر جرم نیست ولی اینکه من نقش پدری که خونه و گالری و آثار سهراب سپهری و اعتبار مطبوعاتی اش رو برای موفقیتم استفاده کردم رو نبینم و بگم من تلاش کردم موفق شدم پس شما چرا تلاش نمی کنین؟ خیلی بی انصافیه و تبلیغ بی اخلاقی از بین برنده پیوندهای سازنده یک جامعه خوب.

وقتی توی مسابقه آشپزی شرکت می کنیم و من گوشت و ادویه رو دارم ولی یکی دیگه تازه باید بره از شکار توی جنگل و چیدن گیاهان صحرایی شروع کنه، حرف زدن از «ببین من چه فلفل هالوپینوی خوبی استفاده کردم ، پس تو چرا فقط ریحون گذاشتی؟» یا «تو خنگی که فقط آشپزی کردی، من به داور قول یه بوس هم داده ام» نهایت نفهمیه.

  • Kamyar Inanloo

    فوق العاده نوشتی واقعا حرف دل منو زدی عالی بود!

  • مصطفی

    عالی بود پسر، من توی تمام سالهای زندگیم از هجده سالگی به بعد که رفتم دانشگاه لحظه لحظه حرفاتو حس کردم. دمت گرم

  • Crazy Atheist

    survivorship bias رو در نظر گرفتی جادی جان ؟
    همش Bias هه

    • Safa

      فکر کنم یجورایی حرف شما برای بخش اول تناقض داره. خیلی ها همسن شما کامپوتر داشتن اما نهایت استفاده ازش برای گیم و چت و کلاً وقت تلف کردن بود و الانم هست البته. پس اون تلاش و استعداد شما بوده که باعث شده موفق باشید. مثلاً اکه من برای بچه خودم از دوسالگی پیانو بخرم اون بیست سالگی حتمن یه پیانیست بزرگ میشه؟ یا مثلن اگه من امکانات یا توانایی ندارم برم یک قله هشت هزار متری فتح کنم پس توچال و کلکچال هم نرم دیگه؟ من یه دوست نپالی دارم یه بار برای من میگفت که” من شهری که زندگی میکردم بیشتر روزهای سال دو سه ساعت بیشتر برق نداشتیم اما با این وضعیت من کامپیوتر خوندم” و واقعاهم برنامه نویس خیلی خوبی هستش. واقعیت اینه که ما ایرانی ها خیلی غر میزنیم و میخوایم همه چی بر وفق مراد باش اما برای بدست آوردنش هم تلاشی نکنیم. مثلا اگه جوون ایرانی تنبل نمیره انگلیسی بخونه واقعا به امکانات ربط داره؟ شما بهتر از من میدونی الان تمام کورسهای MIT ، Stanford و خیلی دانشگاهای دیگه در دسترسه یا مثلن با وجود Edx , Coursera و خیلی سایتهای شبیه اینها واقعاً میشه گفت نه امکانات نیست نمیشه ؟ حاضریم کل حجم اینترنتمون رو بدیم کلیپ های تلگرام رو دانلود کنیم اما اگه بخوایم پنج دقیقه فیلم آموزشی ببینیم میگیم نه حیف. با احترام فکر میکنم حرف شما مغلطه ای هست که بگوش تنبلهایی مثل من خوش میاد. آب رونده بالاخره راه خودش رو پیدا میکنه

      I can accept failure, everyone fails at something. But I can’t accept not trying

      Michael Jordan

      • خب یعنی چه؟ یعنی شما موافقید که اگر در هر شرایطی خودمان را وقف آن چه کنیم که دوست می‌داریم به نتیجه می‌رسیم یا نه؟ به نظر من نظر شما نیز دو پهلو است؟
        من می‌گویم به ما چه فلانی به موفقیتی هر چند اندک دست یافته و شناخته شده. ما کار خودمان را کنیم.

  • morteza hosseini

    دقیقا از دیروز که سخن های بنده خدا رو شنیدم با این بخش نادیده گرفتن حداقل ها برای رشد کردنشون نتونستم کنار بیام، برام جالب بود که دقیقا این بخش از حرفاشون برای همه صحیح نیومده…

  • دانیال

    عالی بود والا ما هم خسته شدیم از این سخنرانی‌ها. طرف پول از سرتاپاش می‌ریزه بعد می‌گه تلاش کردم شد.

  • بله همه ما از یک نقطه مساوی نردبان زندگی رو شروع نمی‌کنیم.

  • Mohammad Reza Mashoufi

    کلا من معتقدم آدم باید در مورد آینده و آرزوهاش منطقی تصمیم بگیره.من رد نمیکنم این حرفارو که تو میتونی و اینا.ولی باید شرایط و استعداد هاتو هم ببینی.مثلا منی که 178 سانت قدمه زور بزنم میتونم تو والیبال لیبرو بشم.نمیتونم مدافع خوبی شم.هر چقدم خودمو تحت فشار قرار بدم.حالا اینم در مورد مثالی که تو زدی صادقه.و کلا انسان محصول شرایطیه که توشه + استعداد و علاقه ای که داره.به قول تو مثلا اونی که باباش والیبالیسته خوب شانس بیشتری واسه والیبالیست شدن داره تا اونی که مثلا پدرش استاد دانشگاهه و درس واسش تو اولویته.ولی خوب یه مسئله دیگه ای هم که هست اینه که اگه احیانا یکی که مثلا باباش والیبایست نیست و حرفه ای شده تلاشش و جایگاهش ارزشمند تر از کسیه که موقعیت و شرایطش چور بوده

    • Mehrdad Shokri

      ok

  • kabarza

    دمت گرم واقعا و تنها چیزی که میتونم اضافه کنم اینه که خود شخص برای موفقیت باید به اون سطح از خودشناسی یا خودآگاهی برسه که نیاد خودش رو با افرادی در جایگاه دیگر مقایسه کنه(درسته که کل جریان مقایسه کردن شاید اشتباه باشه ولی باز بسیاری از تعاریف به صورت نسبی اندازه گیری میشن)
    مثلا همین متن من پره مشکله در مقایسه با متن تو ولی تو چندین ساله که مینویسی و من فارسی حتی زبان مادریمم نیست ولی کاری که میتونم بکنم اینه که دفعه بعد بهتر بنویسم.

  • Shirin Z

    من خودم ادمیم که دانشجوی سال دوم کامپیوتر بودم ولی خودم کامپیوتر نداشتم !چراش بماند ولی خیلی از این موضوع ضربه خوردم . ولی کسایی هم هستن که مثلا تو علی ابادکتول زندگی میکنن و رتبشون تو کنکور میشه یک ! اینجاست که با خودم میگم حتما تلاشم کم بوده که دیر به خواستم رسیدم. واقعا این موضوع نسبیه ونمیشه قانونی واسش گذاشت.

  • کاربر

    من اون خانم رو نمیشناسم، با تو هم گمونم همین هفته از طریق یه سری از ویدئوها آشنا شدم جادی جان.
    با این دو موردی که گفتی کاملا موافقم.
    برای من هم مدتی زمان برد تا درک کنم “اگر تلاش کنی موفق میشی” بیشتر یه حرف تبلیغاتیه.

  • Mahdi Aryayi

    با حرفهات هم موافقم هم موافق نیستم.
    موافقم از این نظر که درست میگی که موفقیت این آدم و تقریبا همه آدمهای موفق دنیا فقط مدیون تلاششون نیست و کلی پارامتر دیگه هم این وسط دخیله ومتاسفانه این پارامترها بین آدمها عادلانه تقسیم نشده.
    ولی موافق نیستم که اگه آدمی توی شرایط مساعدتر از بقیه افراد جامعه توی یه حوزه‌ای رشد کرده بگیم که چون شرایطش بهتر از بقیه بوده حق نصیحت کردن یا تشویق کردن بقیه به تلاش رو نداره! از همایون شجریان خودمون تا پائولو مالدینی ایتالیایی خیلی از بزرگان دنیا تو حوزه‌های مختلف هستند که بخشی از پیشرفت‌شون رو مدیون خانواده‌شون هستند اما نمیشه گفت اگه هر آدم دیگه‌ای جای این آدمها توی اون خانواده رشد می‌کرد به همینجایی که اینا رسیدن می‌رسید. خیلی وقتها پیش اومده که دو تا برادر یا دو تا خواهر تو یه خانواده با شرایط برابر رشد کردند ولی یکی به اوج موفقیت رسیده یکی به انتهای بدبختی.

    • بنده دقیقا حرفم همین است و با شما موافقم

  • Amin Aramideh

    خیلی تند، خانم گلستان اولین بارش نیست که سواری قالی سلیمان میشه و موج میده که عقاب بالاتر از ابرها پرواز میکنه و فلان

  • stackprogramer

    واقع گرایانه بود

  • مقاله ای که درست چند ماه قبل راجبش نه به این کاملی ولی در حد فهم تو گروه فامیلیمون خطاب به پدرم برای تشکر ازش نوشتم! این مقاله دقیقا همونیه که من میخواستم چند ماه قبل بگم… الحق که زدی تو خال و بسیار نکته‌ی مهمی رو عنوان کردی!!! آفرین بر تو 👊🏻

  • amir ahmadi

    ایول جادی جان.
    هرچند که قسمتی از زندگی دست خود آدم‌ها نیست، ولی بخشی هم هست که کاملا قابل کنترل.

    https://jadi.net/2013/10/na-bache-bokofski/

  • fitzgeralbd

    میدونی جادی جان،
    من خانوم گلستان رو از کتابهاش میشناسم، اما این مرض قهرمان سازی رو از خودم و خیلی از اطرافیانم !
    متوجه ام که شاید خیلی زحمت کشیده “برای چیزی که خواسته” اما این همه من خواستم و من ساختم و من کردم و من بردم و تمام این موفقیت ها… همه در یک “من” مشترکند که از نظر من جز تلاش و اراده و جسارت حتما ساخته ؛
    -پدری هر چند دیکتاتور اما کلکسیونر و معروف از نوع پولدار و صاحب خانه ای در منطقه دروس با حیاطی با توان بالقوه دست کم یک خانه ی دیگر و باز هم دست کم با دو اتاق خواب و صد البته دست کم با گاراژی به وسعت یک کتابفروشی و … ! و آگاه به لزوم تحصیلات دخترش در جامعه شوریده اون زمان و ….!
    -همسری باز هم مشهور و از قرار روشن در قبول منطق طلاق های امروزی از نوع “همه چی معرکه است اما نه!” …
    – و خیلی داستان های دیگه!
    کسی که اون تداکس رو دیده باشه میدونه که من و تو داریم همون داستان رو تعریف میکنیم فقط شاید “امانت دارانه تر” و “با انصاف تر” !

    • که گفته ایشان فهرمان هستند؟ ایشان هم انسانی هستند که کار خودشان را می‌کنند. سخت است بپذیریم که برخی خب کارهایی کرده‌اند. این خانم‌ هم کارهای بدی نکرده. چرا ما به آدم‌ها اینگونه نگاه می‌کنیم؟ همه‌یِ ما این منم منم را داریم و هر که بگوید نه دروغ گفته. همه دوست داریم دیده شویم و به کارمان اهمیت بدهند. تازه باید خیلی بیشتر به زنان احترام گذاشت در این کشور رو به انحطاط که چندان ارزشی به کار آنها قائل نیستند. من سخت باور دارم هر که تلاش کند به نتیجه می‌رسد. من فکر می‌کنم دغدغه‌یِ ما مردمان ایران کاری انجام دادن نیست بیشتر دیده شدن و شهرت است. حال این خانم از زندگی‌اش گفته با هر سرمایه و کمکی از سوی هر کسی کاری کرده؟ خب مگر بد است؟ من از خود شما می‌پرسم آیا شما تلاش می‌کنید و خود را وقف چیزی می‌کنید مثلا برنامه‌نویسی موفقیتی کسب نمی‌کنید، اندک پیشرفتی نمی‌کنید؟ برخی انتقادها به این خانم به گمان من از سر رشک و حسادت و خودشیفتگی و خودخواهی و خودبینی است؟ آدم باید راه خودش را برود ما را به چه که فلانی بر سر زبان‌ها افتاده. خب اگر شما این‌ امکانات را ندارید که خب من هم ندارم، این به دیگران چه ربطی دارد؟!

  • eagle2

    عالی بود! “اگر تلاش کنی،‌ شانس موفقیتت میره بالاتر” یا حتی دقیق تر “اگر در جهت درست تلاش موثر انجام بدی، شانس موفقیتت میره بالاتر”.

    یک برداشت آزاد دیگه هم اینه که “اگر در جهتی که امکانات و زیرساختشو داری تلاش موثر کنی، شانس موفقیتت بالاتر میره”.

  • SA

    احسنت…
    من از ١۵ سالگی کار کردم و تا به امروز ٣تا شغل عوض کردم. در هر کدوم از اونا هم جز بهترین ها بودم. ولی فقط توی این آخری تقریبا موفق هستم. تو اون دوتا قبلی کسی نبود بهم میدان بده ولی با تجربه اون قبلی ها و کمک چند نفر و کمی شیطنت توانستم به جایگاهی برسم که بتونم بگم الان دارای شغل هستم.
    تلاش شبانه روزی لازم هست ولی کافی نیست. یا شرایط روز باید به نفعت باشه یا کسی باشه که بهت کمک برسونه….

  • سعید

    به عنوان کسی که تقریبا همسن توئه و احتمالا ضریب هوشیش به اندازه توئه و به اندازه تو به دنیای کامپیوتر علاقه‌منده، ولی تو پایین‌شهر یه شهر حاشیه‌ای به دنیا اومده و زندگی کرده و به همین دلیل هیچوقت به هیچ جا نرسیده و حتی یه شغل بخور و نمیر نداره، حرفت رو تایید می‌کنم.
    به نظر من تاثیر موقعیت خوب و خانواده حمایتگر خیلی بیشتر از اونه که حتی فکرشو بکنی. آدم می‌شناسم با ضریب هوشی ۶۰ که تو زندگیش به خیلی چیزها رسیده چون خانواده‌ش از چند جهت حمایتش می‌کنن و رو نردبان ترقی هی حولش میدن بره بالا.

  • hootan

    جادی جان اگر امکانش هست لینک سخنرانی اون خانم رو هم بذار که بهتر بتونیم حرف ها تو درک کنیم.

    • amir ahmadi

      • hootan

        ممنونم

  • این حرفی که کسی که تلاش کنه به همه جا می رسه واقعا مزخرفی بیش نیست و برای اینکه بهتر هم جاش بندازند یک نمونش آینه که هرساله یکسری رتبه های برتر کنکور رو از دورترین دهات ها آوردند چماق کردند زدند تو سر بقه که فقط تلاش کافییه. اما چیزی که برای من همیشه سوال بوده این که رتبه برتر کنکور هم اگر دسترسی به معلمی که راهنماییش کنه و سواد داشته باشه و کتاب مرتبط کنکور نداشته باشه که هیچی نمیشه. مثلا شانس کسی که فقط کتاب مدرسه را که داره بخونه و تمرین کنه( چون پول کتاب کمک درسی نداره) و معلمی داشته باشه که فقط درحد کتاب سواد داشته باشه برای قبولی کنکور چقدره؟
    مثلا با دانش در حد کتاب های ریاضی مدرسه چندتا تست رو میشه حل کرد.
    یا میان می گم فلا برادر به عرش اعلا رسید از تلاش مضاعف و پشتکار بی نهایتش اما اون یکی تو بدبختی می لوله. من تا به حال همچنین چیزی رو به چشمم ندیدم اما دیدم خیلی از ورزشکارها و چهره های معروف وقتی پول دار شدند 7 جد و آبادشون هم به پول رساندند. کسی رو ندیدم که خودش گنج قارون رو داشته باشه اما برادرش تو فقر و فلاکت دست پا بزنه.
    با این حال این بدین معنی نیست که کسی که شرایطش را داشته همیشه موفق بوده و کسی که شرایط رو نداشتن همیشه بدبخت. مکمل اینها یک آدم موفق رو می سازه و در این بین هم استثناهایی وجود داره. و به نظر من تکیه کردن بر استثناها حماقت محض است.
    جدا از این مجموعه پارامترهایی که باعث موفقیت یک فرد میشه بسیار زیاده و اتکا کردن بر روی یکی از آنها به نوعی نادیده گرفتن اهمیت پارامترهای دیگست و این غلط جلوه دادن واقعیت هستش و گمراه کننده.
    عزیزان موفق به جای ارضا کردن کمبودهای درونیشون با بزرگ جلوه دادن موفقعیتشون و به نمایش گذاشتنشون بهتره برن یک موسسه غیر انتفاعی تاسیس کنند و به جوانها کم درآمد کمک کنند و یا یک کار عملی مفید دیگری اگر خیلی دلسوز جوانها هستند. صحبت کردند فقط کافی نیستش.

    • من با سند می‌توانم ثابت کنم هر که تلاش کند به نتیجه می‌رسد. شما تاریخ را بخوانید ببینید برخی از چه موقعیت پست و از یک طبقه‌یِ بسیار فروتر از دیگران چه‌ها که نکرده‌اند!

      • من در مورد تجربه شخصی خودم صحبت کردم و نوشتم. تو پست قبلیمم گفتم موفقیت فقط به شرایط فردی نیست و فاکتورهایی زیادی توش دخیلند اما نادیده گرفتن تمام فاکتورها و فقط دیدن پشتکار شخصی کار کاملا اشتباهی است.
        منکرم نشدم کسی فقط با تلاش و پشتکار فردی موفق نمیشه و همیشه استثنا وجود داره لیکن تکیه کردن به استثناها کار اشتباهی است.
        برای مثال یکی میاد به موفقیت استیو جابز تکیه می کنه که از فرش به عرش رسیده بدون در نظر گرفتن هیچ فاکتور دیگری و فقط مانور دادن بروی اینکه استیو جابز بی پول بوده و قوطی کوکاکولا جمع می کرده و می فروخته و غیره و فقط با تلاش بی وقفش موفق شده و تا آخر عمرش هم تو توهم جابز شدن هستش‌. این از نظر من یعنی حماقت محض و واقع گرا نبودن. نتیجش هم می شه کسی که تا آخر عمرش دور خودش تو یک چرخه معیوب می گرده.

        • بله. اما خب فکر می‌کنم البته شانس هم گاهی اوقات دخیل هست

  • این درسته
    صداقتت قابل ستایشه

  • بابک

    سلام دوستان
    من یه وی پی اس ویندوز 2012 دارم میخام فایل هایی رو که دانلود میکنم رو به اشتراک بزار مثل یه سایت تا بتونم با دانلود منیجر دانلود کنم . مهم فقط دانلود از طریق دانلود منیجر هستش
    میشه دانلود کنم و یه جایی آپلود کنم بعد با دانلود منیجر دانلود کنم اما زمان بره و نمیخام این کار رو بکنم میخام یه جوری با دانلود منیجر دانلود کنم مستقیم از وی پی اس خودم کسی پیشنهادی داره
    کسی کمکی میکنه ؟
    ممنونم

  • Mohsen Ranjbar

    درود جادي خان
    من با يكي از اخرين ترجمه هاي درخشان ليلي گلستان (ببر سفيد) با كارش آشنا شدم و تا قبل از تداكس نمي دونستم گالري دار و دختر ابراهيم گلستانه… گمان ميكنم اين تلاش بي حاصلِ تمام فرزنداني است كه زير سايه بلند پدران و مادران مشهور و ثروتمندشون هستن، اينكه ما اگر بجايي رسيديم فقط و فقط خودمون نقش داشتيم… در چشم جامعه اين تقلا نه تنها بي فايده كه حتي مضحكه.
    با اين همه من ترجيح ميدم هوادار ليلي گلستان باشم نه بخاطر اصالت ادعاش اما فقط و فقط بخاطر جبهه فرهنگي اي كه به روي ما باز كرده

  • amir fakoor
  • SemyColon

    در مورد دنیای کامپیوتر : خب فریب نخوریم چیکار کنیم؟ از کجا بفهمیم که استعداد داریم؟ اصلن چه استعدادی میخواد؟
    من علاقه رو دارم وقت و انرژیم رو هم یکی دو سال گذاشتم. یکمی هم نتیجه گرفتم

    حالا معیار اینکه این که من بدرد این فیلد میخورم چیه؟؟؟(از نظر شما)

  • Pingback: 1- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش ششم: تا نگاه به گذشته و آینده را یاد بگیریم – گاه‌نوشته‌های میثم مدنی()

  • درود. این ویدئو را یکی از دوستان من که آدم فرهیخته‌ای است چندی پیش به من نشان داد. من قضاوتی در مورد ایشان نمی‌کنم یا ابراهیم گلستان و دیگران و یا این خانم و موفقیتی که ایشان از آن سخن گفته که به گمان من نیز برخی از سخنان و ادعاهای ایشان دور از واقعیت است. به قول دوست بنده خانه‌ای که به ایشان به ارث رسیده بیشتر به یک قصر شباهت دارد! در باب این هم که برخی مدام موفقیت‌های‌شان را در کوی و برزن فریاد می‌زنند نیز راستش نظری ندارم اما به قول معروف کارهای بزرگ را در خلوت، آدمی به سرانجام می‌رساند. نیچه حرف قشنگی گفته «آن شو که هستی!» یعنی تلاش کن مستعد آن چه هستی شوی. اما تلاش نکن نقش کسی را بازی کنی که نیستی. یعنی اگر چنین کنی و سر خودت شیره بمالی که دیگر هیچ!
    به گمان من ایده‌یِ پیشرفت ایده‌یِ مدرنی است و در گذشته چنین فراگیر و اپیدمی نشده بود. اما بنده سخت باور دارم که موفقیت نتیجه‌یِ این است که خودمان را وقف آنی کنیم که بدان تعلق داریم و در سرشت ماست و دور از بازار و نام‌آوری و هرگونه خودنمایی! متاسفانه چیزی که این روزها بسیار شایع شده که نتیجه‌یِ دسترسی آسان به یکدیگر است همین گرایش به دیدن شدن است. باور بفرمایید من خودم را می‌گویم، با کسی کاری ندارم، اما دغدغه‌یِ من هماره این بوده که کاری کنم تا روزی اگر مردیم رفتیم پی کارمان به نیکی از ما یاد کنند و برای دست یافتن به این هدف باید در خلوت خود را وقف آن کنیم که بدان عشق می‌ورزیم و به کاری بپردازیم که از سرِ اجبار نباشد. من فکر می‌کنم بهتر است به کار کسی کاری نداشته باشیم و کار خودمان را کنیم. به هر رو به نظر من مهم پراکسیس یا عمل است حال چه به نتیجه‌ای بیانجامد و یا عکس آن، این را دیگر زمان ثابت می‌کند!