رادیوجادی ۲۵۲ – کتاب برای پیروزی – قسمت ۴۶ – کوری دکترو

حالا پلیس چین حمله کرده و تعدادی از بچه های طرفدار اتحادیه بازیکن ها رو توی خونه ای که جیاندی ازش پادکستش رو پخش می کرد دستگیر کرده و کشته. اما جیاندی موفق شد فرار کنه، همینطور وی-دونگ ولی دیدیم که تانک (لو) کشته شد. اما بقیه در چه وضعی هستن؟ متئو ظاهرا تونسته فرار کنه. ببینیم به کجا رسیده.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

رادیوجادی ۲۵۱ – کتاب برای پیروزی – قسمت ۴۵ – کوری دکترو

و حالا که اعتصاب‌های سراسری دنیاها شروع شده، لازمه همه بهش بپیوندن. اعتصابی که همه اون واحد بخشی ازش نباشن، اعتصاب موفقی نخواهد بود. و کسی که بیشترین تاثیر رو روی اکثریت جامعه چین داره، جیاندی است. ولی آیا مرگ دوستش تانک براش انرژی کافی برای متحد کردن دخترهای کارخانه گذاشته؟

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

رادیوجادی ۲۵۰ – کتاب برای پیروزی – قسمت ۴۴ – کوری دکترو

در قسمت قبلی دیدیم که پس از حمله پلیس به خونه امن جی و کشته شدن ۴۲ وبلی به همراه تانک، تصمیم به شروع جنگ شد.. جنگ که نه، اعتصاب! و بعد از چین سری کوتاه می زنیم به هند.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

رادیوجادی ۲۴۹ – کتاب برای پیروزی – قسمت ۴۳ – کوری دکترو

این قسمت خیلی کوتاهه، در این حد که اگر خلاصه اش رو بگم عملا همه اش رو گفته ام. با من باشیم تا ببینیم پاسخ اتحادیه‌ ای ها به حمله پلیس چین به یکی از خانه های امن جیاندی و کشته شدن ۴۲ نفر از بچه های وبلی و تانک چیه.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

رادیوجادی ۲۴۸ – کتاب برای پیروزی – قسمت ۴۲ – کوری دکترو

این قسمت هم شاید برای کسانی که تروماهایی از ایران دارن مناسب نباشه. بخش های خشنی داره از درگیری ها. وبلی ها هر روز ۸ ساعت کار می کنن و بقیه اش رو در خانه های امن جی استراحت می کنن. عملیات توی بازی داره پیش می ره و لو و جی عاشق هم هستن و وی-دونگ هم در چین تلاش می کنه ترک های مکانیکی رو جلب اتحادیه کنه. اما طرف مقابل هم ساکت ننشسته.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

بیرجند لاگی ها توی روز برنامه نویس یه چلنج باحال دیگه داشتن: چلنج فشرده سازی!

توی این رپو یه فایل به شما داده شده که باید فشرده اش کنین و بر اساس اینکه برنامه شما چقدره و چقدر فشرده می کنه، یه امتیاز میگیرین. دقت کنین که هدف نهایی درک کردن فشرده سازی، ور رفتن باهاش و .. است. اگر یه چیزی بنویسین که یه الگوریتم فشرده سازی رو به کار ببره نسبتا بیمزه است و شاید حتی خارج از رده بندی.

اگر من بخوام بازی کنم اول آنتروپی و چند تا فاکتور دیگه رو تست می کنم. بخصوص با برنامه ent تا ببینم این فایل اصولا چقدر دیتا داره. یه فایل رندوم چندان قابل فشرده سازی نیست.

بعدش سعی می کنم ایده های خیلی بیسیک فشرده سازی رو پیاده کنم. مثل آر ال ای و هافمن.

برای یادگیری بگم که توی آر.ال.ای، اگر ۵ تا A پشت هم هست ممکنه بتونین بنویسین 5A. معلومه که چند تا مشکل ریز داریم که باید حلش کنین.

توی هافمن یه بار متن رو می بینیم و ترکیب های تکراری رو توش پیدا می کنیم، بعد اینها رو کد گذاری می کنیم و سعی می کنیم هر موردش رو با کدش جایگذاری کنیم و این چیزها.

این ها مسائل جالبی هستن و چیزهای باحالی بهتون یاد می دن؛ پس اگر می خواین بازی کنین معما اینجاست:

https://github.com/birlug/256

البته معلومه که سطح چنین چیزی در رده متوسط است ولی اتفاقا مسائل رده متوسط خوبیشون اینه که اگر شما تازه کار هستین، بهتون ایده می ده چطوری شروع کنین و از اونطرف بررسی کنین بقیه چیکار کردن.

و مرسی از بچه های بیرجندلاگ که مدت ها است گاه گداری مسائلی واقعا جالب برامون مطرح کردن. منم چند ساعت دیگه اگر فرصت کنم تست می کنم و جواب های شما رو هم می بینم که لذت ببرم.

رادیوجادی ۲۴۷ – حمام طلا

در این شماره هر دو حزب آمریکا علیه دوربین های فلاک متحد شدن، هکرها دستگیر می شن و غول منظور شما رو نمی فهمه و کاری رو می کنه که اصلا انتظارش رو نداشتین! با هم متحد بشین که جهان هکرهای بیشتری می خواد!

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

در این شماره

ده درصد آدم واقعی‌ای که می‌خوندین رو [اشتباهی] فراموش نکنین

دیروز با دوستم گپ جالبی داشتم. ازم پرسید که سخنرانی کوری دکترو رو گوش خواهم داد یا نه و من گفتم که اصلا خبر ندارم سخنرانیش است. و بعد مشکلی اصلی رو فهمیدم:

من مدتی است که فقط چیزهایی که الگوریتم‌ها بهم نشون می‌دن رو می‌خونم.

تا حدی بد هم نیست چون الان وقعا الگوریتم‌ها (و تجمیع نظرات انسانی) در حوزه‌هایی که من دنبال می‌کنم به خوبی می‌فهمن من چی برام جالبه و بخش زیادی از نظراتشون کاملا درسته و پرفرمنس خوندن من رو بالاتر می‌برن. من قبلا حدود ۲۰ تا سورس مختلف رو روزانه می‌خوندم که گاهی هر کدوم ۱۰۰ خبر داشتن و انتخاب اینکه دقیقا می‌خوام کدوم رو بخونم کار سختی بود. کلی تیتر رد می‌کردم تا به تیترهای مورد علاقه‌ام برسم. من اینها رو توی فید‌‌ریدرها می‌خونم. مثلا گودر مرحوم یا فیدلی یا بقیه. اونجا حدود ۱۰۰ سایت داشتم که دنبال می‌کردم که شاید ۲۰تاش منابع اصلی خبری‌ام بودن و ۵۰ تاش دوستان و آدم‌هایی که دوست داشتم هر چیزی که می‌نویسن رو بخونم. شامل دوست‌های صمیمی و آدم‌هایی مثل کوری دکترو یا بروس اشنایر.

اما اتفاقی که افتاده اینه که حالا که خبرهام رو به خوبی از منابع مبتنی بر الگوریتم (مثل ردیت، هکرنیوز، اسلش دات، …) می‌گیرم و راضی هستم، دیگه کمتر و کمتر به فیدهام سر زده‌ام و بدون اینکه بدونم اون ۱۰٪ خوندن که مبتنی بر آدم‌هایی بودن که دوست داشتم دنبالشون کنم رو دارم از دست می‌دم.

و تازه این همه ماجرا نیست. بخشی از اون ۱۰٪ اول توی فیسبوک می‌نوشتن و بعد توییتر و بعد اینستاگرام و … ولی همه این‌ها کم کم تبدیل شدن به همون انباری الگوریتمی و من دیگه الزاما همه نوشته‌های فلانی رو نمی‌دیدم. فلانی ها هم اکثرا وبلاگ‌ها و جاهای شخصی‌ای که توش بودن رو ول کردن و .. و حالا برای اینکه ۹۰٪ کانتنت طول روز من از جاهای «بهینه‌تر» میان، یادم رفته اون ۱۰٪ رو شخصی دنبال کنم و حالا می‌خوام دنبال کنم. بخصوص که توی دنیای جدید کمی راحتتره. می تونین به ایجنت بگین هر روز فلان فیدها رو بخونه و اگر مطلبی داشتن براتون بفرسته یا حتی به شیوه قدیم توی فیدلی اکانت بسازین و فقط آدم های شخصی ای رو دنبال کنین که اگر هفته ای یکبار هم اپ رو باز کردین، بیشتر از ۱۰ تا پست توش نباشه و کسی لابلای اخبار فله‌ای سایت‌ها گم نشه.