پلیس انگلیس کل تلفن‌های یک روزش را توییت کرد

پلیس منچستر به عنوان یک آزمایش و برای نشان دادن حجم و پیچیدگی کاری که مشغول آن است، کل تلفن‌های دریافتی‌اش را از ساعت ۵ صبح تا ۵ صبح فردا توییت کرد. پیتر فاهی که یکی از مدیران پلیس منچستر است می‌گوید :

خیلی‌ها احساس می‌کنند که پلیس بودن ساده است: کافی است دزدها را تعقیب کنید و به آن‌ها دستبند بزنید. اما د رواقعیت این فقط بخشی از چیزی است که ما در طول روز با آن سر و کار داریم. بخش بزرگی از کار ما، سر و کله زدن با مشکلات اجتماعی است؛ مثل بچه هایی که گم شده‌اند، افرادی که مشکل سلامتی دارند و خشونت‌های خانگی. مقابله با اینگونه مشکلات نیازمند منابع و وقت و مهارت‌های بالایی است.

سازمان پلیس، انتظار دارد که توییت کردن تک تک تلفن‌هایی که در طول یک روز می شود، به سیاستمداران پیچیدگی کار و نیاز به منابع بیشتر را نشان دهد. به خاطر محدودیت‌های توییتر، کل توییت‌های این برنامه را در سه شناسه جداگانه ثبت شد: @gmp24_1و @gmp24_2 و @gmp24_3 . نمونه‌هایی از توییت‌ها را نگاه کنید:

  • حادثه خانگی در جنوب خیابان منچستر – گشت اعزام شد و هر دو نفر تذکر دریافت کردند
  • یک نفر شاهد یک سرقت خودرو بوده
  • در لانگسایت، یک فرد هجده ساله مفقود شده
  • نوجوانان مست در حال نزاع. مامور که اعزام شد هیچ کس در محل نبود
  • دزدی کردیت موبایل
  • دعوای احتمالی. مامور که اعزام شد کسی نبود و کسی خبر نداشت. احتمالا گزارش دروغ.
  • یک نفر در استوکپورت بدون پرداخت پول پمپ بنزین را ترک کرده
  • مرد مست در حال کوبیدن به در در روچدال
  • دو کودک ۱۶ ساله مفقود شده. هر دو به خانه برگشتند.
  • تماس تهدیدآمیز همسر قبلی
  • همسایه‌های پر سر و صدا در ویگان
  • سوء رفتار رییس با کارمند
  • زنگ بدون صحبت
  • یک سگ توسط خودرو زیر شده. سگ هنوز زنده است. صاحب سگ برای بردنش آمده.
  • دو راننده با رانندگی بی احتیاط در ترافورد
  • یک گروه در یک جشن که بطری‌های خالی را به خیابان پرتاب می‌کنند
  • زنی که پول اتوبوس را نمی‌دهد. حین تماس راننده با پلیس، پول پرداخت شد.
  • چکه کردن آب از سقف در هولمه
  • تلفن بدون صحبت. شانزدهمین تماس از همین شماره
  • سوال در مورد احتمال شنود تلفن
  • یک ابزار شکستن در خانه‌ها در جلوی یک خانه در ویگان پیدا شده
  • جوان‌هایی که در برناژ، در خیابان اشغال می‌ریزند
  • تلفن از مردی که گفت تحت تعقیب پلیس است و می‌خواهد تسلیم شود. مامور اعزام شد. سالفورد
  • بچه‌ای که با تلفن بازی می‌کرد و اتفاقی ۹۹۹ را گرفته. پندلتون.

بنویت ب. مندلبروت به خدا پیوست

پیرمرد مهربون، بنویت ب. مندلبروت هم فوت کرد (: در ۸۵ سالگی و در اثر سرطان. این آقا کسی بود که روی کل مسایل مختلف ریاضی کار کرد اما چیزی که اون رو مشهور کرد، فراکتال‌ها بودن که توی فارسی فکر کنم بهشون می گیم برخال. ریاض دان دیگری درباره مرگ او گفته است که «اگر بحث تاثیر ریاضیات و کاربرد آن در علوم باشد، مندلبروت تاثیرگذارترین شخصیت ۵۰ سال اخیر بوده.» و نیکولاس سارکوزی (رییس جمهوری فرانسه) هم درباره او گفته «یک ذهن قدرتمند و اصیل که که هرگز از نوآوری و شکستن عقاید قبلی نمی‌ترسید.» (حالا که اینکه سارکوزی چه چیزی در مورد یکی از بهترین ریاضی دان‌های دنیا می‌فهمه، به کنار (: ))

دستگاه کپی کانن که از متن‌های «بد» کپی نمی‌گیرد

کانن جدیدا، نمونه Uniflow5 را به نمایش گذاشته. دستگاه کپی و پرینت و اسکنی که محتوای متن را بررسی می‌کند و در صورت وجود لغات ممنوع جلوی پرینت آن‌ها را می‌گیرد. این دستگاه‌ها همچنین این توان را دارند که به خاطر بسپارند که هر کاربر چند پرینت یا کپی گرفته و بعد این اطلاعات را به شکل آماری به مدیر تحویل دهند.

این سیستم با OCR داخلی، حتی متن‌هایی که اسکن می‌شوند را هم از نظر وجود لغات نامناسب بررسی می‌کند و در صورت تنظیم، یک نسخه پی دی اف از آن را بدون گزارش به استفاده کننده، به مدیر می‌فرستند.

چنین سیستمی از نظر فنی شاید جذاب باشد اما مشکل وقتی بروز می‌کند که انسان‌ها همه جا، بیشتر و بیشتر توسط ابزارهایشان کنترل بشوند. حدس می‌زنید اگر شرکتی نمایشگری می‌ساخت که کلمات ممنوع را تشخیص می‌داد و نه فقط نمایش آن را متوقف می‌کرد که یک ایمیل هم به مرکز می‌فرستاد که فلانی کم مانده بود در مورد فلان چیز، متنی را بخواند، کدام کشورها ممکن بود چند میلیون از آن را سفارش بدهند؟

منبع: ITNews

دوست دارین کیفتون رو کجا بذارین؟

جدیدا توی فیسبوک بازم یک بازی راه افتاده که مبداءاش خیلی دقیق مشخص نیست. سوال اصلی اینه که «ترجیح می‌دین کیف دستی‌تون رو کجا بذارین؟» و جواب‌هاش چیزهایی مثل این است «من روی مبل ترجیح می‌دم»، یا «من روی تخت دوست دارم» یا به قول خارجی‌ها … I like it on.

این بازی قراره آگاهی‌بخش در مورد سرطان پستان باشه (که بعضی‌ها چون نمی‌خوان از لفظ پستان استفاده کنن، بهش می‌گن سرطان سینه). این بازی چند وقت قبل هم به شکلی نسبتا مشابه جریان داشت (که در موردش نوشته بودم) و حالا هم دوباره به مناسبت ماه اکتبر بالا گرفته.

کلیت کار به نظرم خوبه. به هرحال هر شکلی از آگاهی بخشی در مورد هر چیزی خوبه. سرطان پستان هم چیزی است که دونستن در موردش خطراتش رو واقعا کم می‌کنه و اتفاقا بر خلاف دفعه قبل که جریان تبدیل شده بود به یک بازی شیطنت آمیز و نیمه سکسی بین دخترهای هیجان طلب، اینبار تقریبا از هر کس که پرسیدم جریان چیه، با حوصله و دقیق بهم توضیح داد (: این برام هیجان آمیز بود. به نظرم یک حرکت خوب دیگه اینه که یکسری هم شروع کنن به فارسی کردن بازی تا آدم‌های بیشتری رو نسبت به از این بیماری قابل کنترل که حدس زده می‌شه در طول ۲۵ سال آینده، تقریبا ۱۰ میلیون زن رو بکشه، آگاه کنن.

موضوع ساده‌ای بود ولی واقعا خوشحال شدم که از اون بازی تا این بازی، اینهمه تغییر احساس می شه (:

ما بیشتر از یک درصدیم

جدیدا گنو/لینوکسی‌ها یک کمپین طور راه انداخته‌اند تحت عنوان «ما بیشتر از یک درصدیم». ایده کمپین اینه که همه لینوکسی‌های دسکتاپ برن خودشون رو جایی ثبت کنن تا نشون بدن که اگر همه کامپیوترهای دنیا یک میلیون تا باشه (این عدد از کجا اومده؟!)، لینوکسی حداقل یک درصدش هستن. فعلا عدد ثبت شده، 0.0079720% است. توی ایران هم یکسری از دوستان این رو تبلیغ می کنن (+ و + و + و …).

کار بدی هم نیست. اگر مثبت نباشه، ضرر زیادی هم نداره (حداکثر جمع شدن یک لیست عظیم است از ایمیل لینوکس کارها در یک جا). اما به نظرم کسی که این رو راه انداخته و کسانی که ممکنه بهش امید ببندن، درک درستی از ساز و کارهای جامعه و حتی دنیای لینوکس ندارن. تبلیغش اوکی است (اگر خودتون رو ثبت نکردین پیشنهاد می کنم ثبت کنین!) ولی گنو/لینوکس‌ کارها مثل افراد یک جامعه گسترده هستن با پیوندهای ضعیف به همدیگه. از چنین جامعه‌ای نمی‌شه انتظار داشت برای یک هدف مبهم، همکاری گسترده بکنه.

در حرکت‌های جمعی (که حالا ما ایرانی‌ها آگاهی خوبی نسبت بهشون داریم) در صورت نبودن هدف خیلی مشخص و نبودن پیوندهای قوی بین آدم‌ها برای عمل مشترک، تعداد مشارکت کنندگان همیشه خیلی کمتر از تعداد هواداران است و تعداد هواداران هم اگر بیشمار باشد، تعداد قابل دیدن در حرکت با پیوندهای ضعیف، قابل توجه می‌شود (: این حرکت، حرکت جذاب و جالبی است ولی کسی نباید به آن دل ببندد. ما به احتمال زیاد بیشتر از یک درصدیم ولی راه اثبات اینکه زیادیم، شمردن تک تک آدم‌ها از طریق مراجعه حضوری نیست (:

وسایل به ترتیب رنگ

هلگا استپان عکاس و هنرمند سوئدی است که در یک پروژه جالب، وسایلش رو به ترتیب رنگ مرتب کرده و از اونها عکس گرفته نتایج جذابن.

تظاهرات دانشمندان در انگلیس علیه کاهش بودجه علم

هزاران دانشمند انگلیسی امروز در جلوی خزانه‌دار تجمع کردند تا به کاهش بودجه علم در این کشور اعتراض کنند. آن‌ها می‌گویند که علم نباید هدف ساده‌ای برای کاهش بودجه باشد. این تظاهرکنندگان که دعوت کمپین «دانش حیاتی است» به خیابان آمدند (البته تحت حمایت پلیس و بدون باتوم و اسلحه (: )) از حمایت دانمشندان بزرگی مثل پاتریک مور، تانیا برایون، برای کاکس (از Cern) و چندین نماینده مجلس و غیره برخوردار بودند.

بحث آن‌ها این بود که کاهش بودجه علم در وضعیتی که کشورهایی مثل هند، چین، آمریکا و آلمان مشغول بالا بردن بودجه علمی‌شان هستند انگلیس را از چرخه تولید علم جهان و در نتیجه از چرخه پیش‌روی جهان خارج خواهد کرد.

من که اگر در انگلیس بودم حتما – بدون اینکه دانشمند خاصی باشم – در این تظاهرات شرکت می کردم. به طور خاص برای اینکه احتمالا این گیکی‌ترین تظاهراتی است که می‌شود برگزار کرد.


پاتریک مور (ستاره‌شناس) یکی از چند چهره بسیار شناخته‌ شده‌ای است که از پایین آمدن
بودجه‌های تحقیقاتی عصبانی است. عکس از فیونا هانسون

ردیاب اف بی آی روی ماشین یک دانشجو

یاسر عفیفی یک شهروند متولد آمریکا و بیست ساله است که در دانشگاه کالیفرنیا درس می‌خواند. یاسر هفته قبل یک ردیاب GPS مخفی در ماشینش پیدا کرد و چون دقیقا نمی‌دانست چیست، عکسش را روی اینترنت گذاشت و از بقیه نظر خواست.

چهل و هشت ساعت بعد، اف بی آی به خانه‌اش رفت و ادعا کرد که این وسیله متعلق به دولت آمریکا است و ارزشمند و باید پس داده شود. طبق قوانین جدید آمریکا، پلیس حق دارد در صورت ظن به تروریست بودن کسی، حتی با ورود غیرقانونی به حوزه شخصی، او را زیر نظر بگیرد.

منبع