کبوتر نامه‌بر سریعتر است یا اینترنت

نه نه نه.. بحث ایران نیست. بحث مناطق روستایی انگلیس است با پهنای باندی بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ کیلو بیت در ثانیه بایت در ثانیه (تقریبا ده برابر سریعتر از چیزی که انتظار دارند در ایران به آن بگوییم اینترنت پر سرعت یا همان حداکثر سرعت اینترنت خانگی).

در انگلیس، یک شرکت سرویس دهنده اینترنت به نام Timico تصمیم گرفته برای نشان دادن سرعت کم اینترنت در مناطق روستایی این کشور، مسابقه‌ای برگزار کند. در این مسابقه یک کشاورز با اینترنت ۱۰۰ تا ۲۰۰ کیلوبایت در ثانیه، شروع می‌کند به آپلود کردن یک ویدئوی ۲۰۰ مگابایتی در یوتیوب و از طرف دیگر چند کبوتر نامه بر هم که حافظه‌های حاوی همین فیلم به پایشان بسته شده، سعی می‌کنند آن را به رنگل در جنوب برسانند.

دو گروه در رنگل منتظر این فیلم هستند: یگ گروه پشت کامپیوتر و منتظر رسیدن آن به یوتیوب و یک گروه منتظر کبوترهای حامل کارت‌های حافظه و خب به راحتی می‌توانید حدس بزنید چه کسی برنده شده: کبوترها. فیلم ارسال شده توسط کبوتر در ۵۴ دقیقه به کسانی که منتظرش بودند رسید در حالی که آپلود یوتیوب تازه روی ۲۴٪ بود.

این زنگ خطری برای آی.اس.پی.ها نیست. به هرحال کبوترها شیوه خوبی برای انتقال اطلاعات نیستند و لازم نیست کسی نگران جایگزینی کابل‌های پر سرعت و لینک‌های بی‌سیم با آن‌ها باشد. کسی که باید این زنگ خطر را بشنود، دولت‌ها هستند. دولت‌هایی که علاقمند به پیشرفت تکنولوژی در کشورشان هستند و ساز و کار تاثیر سرعت اینترنت بر رشد اقتصادی را درک می‌کنند، باید شدیدا نگران پیروزی این کبوتر باشند و تمهیداتی در نظر بگیرند که کبوترها برای پیروزی به داده‌ای بیشتر از ۲۰۰ مگ نیاز داشته باشند.

منبع

تبلت ۷ اینچی آندرویدی هند: فقط ۳۵ دلار

خبر لپ‌تاپ ۳۵ دلاری هند برای مدتی طولانی در رسانه‌ها بوده اما چند وقتی است که دیگر درباره آن چیزی نمی شنویم. احتمالا به این دلیل که حالا برنامه‌اش را به تولید تبلت‌های آموزشی تغییر مسیر داده.

انگجت چند روز قبل گزارش داد که هند قرارداد تولید تبلت‌های بسیار ارزان آموزشی را با شرکت HCL Technologies امضا کرده. احتمالا اولین سری تولید، تنها شامل تبلت‌های ۷ اینچی خواهد بود که تا ده ژانویه به دست مصرف کننده خواهند رسید. قیمت فعلی ۳۵ دلار اعلام شده اما دولت هند کماکان در تلاش است تا از طریق تولید بسیار انبوه و دادن سوبسید به این پروژه، آن را حتی تا ۱۰ دلار هم پایین بیاورد.

این تبلت که شری کاپیل – وزیر منابع انسانی – اخیرا نمونه‌اش را رونمایی کرده، از آندروید به عنوان سیستم عامل استفاده خواهد کرد و می‌توان از آن برای دیدن ویدئوهای یوتیوب نیز استفاده کرد. هنوز تمام مشخصات به شکل رسمی اعلام نشده‌اند اما به احتمال بسیار زیاد، این گجت فوق ارزان به وای.فای و دو گیگابایت فضای ذخیره سازی مجهز خواهد بود. به نظر می‌رسد که راه‌اندازی سایتی برای در به اشتراک گذاشتن محتواهای آموزشی قابل استفاده توسط این دستگاه، نشانه دیگری باشد از هدفگیری دانش‌آموزان هندی به عنوان اصلی‌ترین مصرف کننده این دستگاه.

مطمئنا یک دستگاه ۳۵ دلاری، هیجان بسیار زیادی نزد گیک‌ها ایجاد خواهد کرد اما به راحتی می‌شود حدس زد که چنین دستگاهی توان کافی برای تبدیل شدن به ابزار اصلی یک کاربرد عادی را هم نخواهد داشت. احتمالا هدف هند ار ارائه چنین دستگاهی، آشنا کردن حجم عظیمی از نسل جوان هند است با تکنولوژی تا اولا در کشور کسی از تکنولوژی نترسد و ثانیا استعدادهایی که در آینده می‌توانند صنعت کشور را به جلو ببرند، اجازه خودنمایی پیدا کنند.

مرتبط: بیانیه مطبوعاتی دولت هند در مورد این گجت

چوب و فلک برای حفظ آخرین پادشاهی مطلقه آفریقا

شاه موسواتی سوم. پادشاه سوازیلند، آخرین پادشاهی مطلقه آفریقا

سوازیلند تهدید کرده که فعالان طرفدار دموکراسی در کشور را شکنجه خواهد کرد تا از این طریق بتواند این آخرین پادشاهی مطلق در آفریقا را حفظ کند. فعالان اتحادیه‌ای، این تهدید را تقبیح کرده اند.

بارناباس دلامینی، نخست وزیر سوازیلند، در رسانه دولتی این کشور اعلام کرده که برای توقف دموکراسی‌خواهان در این کشور از چوب و فلک استفاده خواهد کرد. او همچنین اضافه کرده که هر کس فقط باید حواسش به سیاست‌های مربوط به کشور خودش باشد و کسی حق ندارد در کارهای کشورهای دیگر دخالت کند و دولت حق دارد با کسانی که از بیرون تحریک شده‌اند و اقلیتی هستند پر سر و صدا که مثل کودک رفتار می‌کنند و بزرگ نشده‌اند، برخورد کند.

بدون شک این حرف‌ها تا حد زیادی در همه دنیا آشنا است (: تهدید خارجی، دخالت خارجی، اقلیت، مزاحم مردم و غیره و غیره (: البته بخش‌های دیگر شاید خیلی هم آشنا نباشد. دستگیر شدگان آفریقای جنوبی می‌گویند که برای چهار ساعت بازجویی شده‌اند و بعد آن‌ها را به هتل برده‌اند تا کیفشان را جمع کنند و به کشورشان برگردند.

منبع: گاردین

ابتکار برای کم کردن سرعت خودروها در کانادا

منبع

دستگیری وبلاگنویس بحرینی

علی عبدالامام،‌ وبلاگنویس بحرینی که در گلوبال ویسز هم می‌نویسد توسط حاکمان بحرین دستگیر شده. ادعا؟ انتشار «اخبار دروغ» در سایت بحرین آنلاین. این سایت یک سایت طرفدار دموکراسی در بحرین است که در داخل کشور، سانسور شده.

اطلاعات بیشتر درباره علی و ده دستگیر شده حقوق بشری دیگر را در اینجا بخوانید.

وبلاگستان و تلویزیون‌های سه بعدی

امروز روز تولد وبلاگستان فارسی است. خبر خاصی هم نیست. نه اولین پست وبلاگ یک حادثه تاریخی است و نه وبلاگستان جریانی عجیب و غریب.

امروز اتفاقا روزی هم هست که کامبد توی وبلاگش در این باره نوشته که «چرا هنوز نباید تلویزیون‌های 3D خرید». خب بدون شک این دو تا ربطی به هم ندارن ولی یک چیز توشون مشترک و مهمه: «جو (به معنی آتمسفر؛ نه اون چیزی که الاغ می خوره)».

تلویزیون سه بعدی هنوز یک چیز کاربردی نیست و هنوز هم اصولا فیلم‌، سریال و کارتون سه بعدی چندانی برای دیدن وجود نداره و کاربرد این تلویزیون هم اصولا با کاربرد یک تلویزیون کلاسیک کاملا متفاوت است (مثلا نمی تونین روشن بذارینش که پخش کنه و مشغول یک کار دیگه باشین و گاهی نگاهی بهش بندازین بلکه مثل سینما باید بشینین و نگاه کنین).

وبلاگ هم وقتی در ایران ظاهر شد چنین چیزی بود: یک دریچه برای بیرون ریختن هیجان ها و چیزهای پیش از ممنوع و شکستن محدودیت‌ها و ایجاد ارتباط و غیره و غیره. عبارت‌هایی مثل «وبلاگ‌نویس» همون زمان باب شد. جوری که انگار کسی که توی وبلاگش شعر عاشقانه کپی پیست می کنه هویتی مستقل از هویتش توی جامعه داره. شکی نیست که وبلاگ برای ایران عمیقا مفید بود و تاثیر پر هیجانش رو گذاشت و بعد به حالت تعادل رسید.

حالا در وضعیت تعادل هستیم: هر کس حرفی برای گرفتن داره می نویسه و خیلی از کسانی که در موج اول وبلاگ بهشون فرصت داد سکوتی که دچارش بودن رو بشکنن و مثلا درباره حقوق بشر، تکنولوژی، آزادی اجتماعی و دغدغه‌های واقعی‌شون بنویسن، این روزها شغلشون شده همون کار (چه در ایران چه در خارج). در وضعیت تعادل، تعداد کسانی که وبلاگ می‌نویسن خیلی کمتر شده و دیگه اینکه هر کی به هرکی برسه، تعداد وبلاگ‌هاش رو به رخ بکشه تموم شده. این خیلی هم خوبه.

الان چندین وبلاگ خوب هست و چندین آدمی که با وبلاگ خودشون رو کشف کردن و حالا واقعا جایی هستن که باید باشن. راستش من کسانی که از رکود وبلاگستان حرف می زنن رو نمی فهمم. اونها باید اول نشون بدن که اصولا از وبلاگستان چی می خوان؟ انقلاب؟ رسانه متمرکز؟ آگاه کردن مردم در کشوری که دومین سانسور کننده اینترنت جهان است و اولین زندان خبرنگاران جهان؟ منظورتون از رکود چیه دوستان؟ به نظر من که وبلاگستان در حال تعادله (: درست مثل تلویزیون‌های سه بعدی در یکسال بعد.

پی نوشت: این مطلب به دعوت بلاگنوشت در مورد روز وبلاگستان فارسی نوشته شده

اسم ترسناک لینوکس

حکایتی هست از پادشاهی که در روزگاری که نه تلفنی بود و نه دولتی و نه سیستم‌های مدیریت، با لباس مبدل در خیابان‌های شهر و روستا می‌گشت تا ببیند که مردم در چه وضعی زندگی می‌کنند و درباره‌اش چه فکر می‌کنند. یکبار این پادشاه در شب سرد به روستایی رسید و از یک نفر خواست برایش لباس گرم بیاورد، روستایی لباس گرم آورد و شاه پوشید ولی هنوز سردش بود. لباس بیشتر را هم آوردند و پوشید ولی هنوز سردش بود. از روستایی پرسید: «چیز دیگری برای پوشیدن و گرم شدن ندارید؟» و روستایی گفت «فقط پالان خر مانده که می‌توانم بیاورم بیندازید رویتان.» شاه کمی مکث کرد. پوشیدن پالان خر برای پادشاه؟ مطمئنا نه. اما سرما را هم که نمی‌شود کاری کرد. پس یک فکر خوب به ذهنش رسید: «همان را بیار. ولی اسمش را نگو.»


حالا جریان لینوکس است و پست آخر جف هوگلند در وبلاگ «اندیشه‌هایی درباب تکنولوژی». نوید در وبلاگ آی‌لینوکس هم آن را ترجمه کرد. بحث این است که ظاهرا اسم لینوکس به تنهایی ترسناک است و برای غیر گیک‌ها یک جور علامت خطر مترادف با «نزدیک نشوید.». این پست استدلال می‌کند که دو تا از موفق‌ترین پروژه‌های دنیای لینوکس امروز (اوبونتو و آندروید) هر دو شدیدا مواظب هستند که برای کاربران عادی اسمی از لینوکس نبرند. این سایت اشاره می‌کند به صفحه اول این دو وب‌سایت و تاکید می‌کند روی نبودن نام لینوکس در آن.


شاید برای ما گیک‌ها، استدلالی مشابه اینکه «این لینوکس دارد.» به معنی این باشد که «حتی اگر بد باشد می‌خواهمش.» ولی در دنیای آن بیرون «این لینوکس دارد.»‌ معمولا معنی‌اش این است می‌شود که «حتی اگر خوب باشد به درد من نمی‌خورد.» و این شاید واقعا رازی باشد که اوبونتو و آندروید با آن به موفقیت رسیده‌اند. حتی شاید بتوانیم اپل را هم قاطی استدلال کنیم و بگوییم اینکه اپل هیچ وقت به طور مشخص برای کاربران نهایی از یونیکسی بودن سیستمش حرفی نزده مبتنی بر همین استراتژی است.


حالا سوالی که پیش می‌آید این است که ما این وسط چکار کنیم؟‌ ما می‌توانیم دو استراتژی کاملا متضاد داشته باشیم. اولی اینکه وقتی آدم‌هایی را می‌بینیم که اپل دارند، گنو/لینوکس اوبونتو دارند یا از گوشی آندروید استفاده می‌کنند و از آن راضی هستند به شکلی غیر ترسناک توضیح دهیم که لینوکس یک هسته بزرگ است که این چیزهای خوب، روی آن رشد کرده‌اند یا حتی از گنو حرف بزنیم و جذابیتی که حضور آن به هر چیزی اضافه می‌کند بدون اینکه کاربر نهایی لازم باشد با پیچیدگی‌هایش درگیر شود.


استراتژی دوم هم می‌تواند همان استراتژی بازاریابی گوگل و کانونیکال و آندروید باشد: با گنو/لینوکسهایمان کار کنیم بدون اینکه روی گنو/لینوکس بودن آن تایید کنیم. احتمالا مادر من اگر بخواهد اینترنت را براوز کند و با من چت کند، یک کامپیوتر که به راحتی بتواند به اینترنت وصل شود و ویروس نگیرد برایش کافی است و اصلا هم لازم نیست اسم آن را گنو/لینوکس بگذاریم چون همه شروع خواهند به توضیح دادن اینکه «لینوکس برای شما راحت نیست.»


اینکه کدام استراتژی را انتخاب می‌کنیم زیاد مهم نیست. حتی شاید هر دوی آن‌ها را همزمان با هم پیش ببریم اما چیزی که به نظر من مهم است که هیچ وقت کسی را مجبور به استفاده از چیزی نکنیم فقط چون خودمان از آن خوشمان می‌آید. یک ابزار از نظر من خوب است چون قابلیت‌های بالاتر و بهتری دارد و فلسفه خوبی را تشویق می‌کند نه چون اسمش لینوکس است.


تواگیز: چون همه چیزهای مصور رو دوست دارند

تواگیز ساده ترین چیز ممکن است: مصور کردن یک توییت از خیل عظیم توییت‌های مردم

مثلا این یکی می گه:

توییتر من رو یاد یخچال می‌ندازه. وقتی بی‌حوصله‌ای هی می ری سراغش و از و بسته‌اش می‌کنی شاید توش چیز جدیدی باشه.  @5tevenw