من یکی دو روز پیش متوجه شدم که PacktPub – که یه ناشر انگلیسی هست و صد البته مطمئنم که می شناسیش چون اکثر کتاب هاش در زمینه نرم افزارهای اپن سورس هست – از چند روز پیش تا ۱۶-۱۷ روز دیگه اقدام به عرضه رایگان کتاب هاش می کنه. به این شکل که هر روز یک کتاب. فقط کافیه یک اکانت ایجاد کنی.
هر چند که این کتاب ها فنی هستند و ممکنه استفاده همگانی نداشته باشه به نظرم اومد که چون بلاگ پر بازدیدی داری و اکثر بازدید کنندگان بلاگت گیک های کامپیوتری هستن، بد نیست پیشنهاد گذاشتن یک پست رو بهت بدم.
در پروژههای کراودفاند می گن خوبه پروژه ای تعریف کنین که یک گروه مخاطب خاص داشته باشه که بازار عمومی نیازشون رو پاسخ نمیده. ظاهرا بخشی از این گروه مخاطب معلولانی هستن که مثل هر آدم سالم و طبیعی نیازمند سکس (از خودارضایی تا سکس مرسوم تا تنوعات) بودن و از پروژههایی حمایت کردن که توشون ابزارهایی کمک-جنسی (از دیلدو تا شبیه ساز اورال سکس) ساخته می شه که بدون کمک دست بتونه طرف رو ارگاسم کنه.
برای مثال اون شبیه ساز اورال سکس نامناسب برای محل کار) در ایندی گوگو با هدف جمع آوری ۴۵هزار دلار شروع کرد ولی در دو ماه فعالیتش ۲۸۰هزار دلار جمع شد. در مورد حتی عظیمتر از این، پروژهای دیگه به نام Eva تونست توی مدتی کوتاه بیشتر از ده برابر رقمی که درخواست کرده بود رو جمع کرد تا ویبراتور بدون دخالت دستی برای مردها و زنها بسازه.
مثل قدیمی ای در اینترنت هست که می گه اگر می خواین توی اینترنت کفش بفروشین، بهتره سایتی درست کنین برای «کفش ورنی گلدار» و احتمال فروشتون بیشتره تا سایتی بسازین که توش «همه نوع کفش» بفروشین. در این موارد هم گروه مخاطب کوچیکی داریم که صنایع سنتی برای نیازهاشون برنامه ای ندارن و در نتیجه خودشون آستین بالا می زنن و تعداد خیلی زیادیشون از تولید محصول مناسب حمایت می کنن.
فرد دارای محدودیت حرکتی هم مثل هر آدم دیگه نیازمند سکس است. البته این شاید برای جامعهای که هنوز نود درصد شهر برای کسی که روی ویلچر است غیرقابل استفاده است و بخش بزرگی از مراکز دولتی و خصوصی و اداری هیچ امکانی برای استفاده شدن توسط کسی که نمی تونه راه بره ندارن و مترو برای افراد مسن تقریبا غیرعملی است چه برسه به کسی که روی ویلچر است کمی لوکس باشه. شاید هم نه. شاید هم سکس پایه ای تر از رفتن به اداره است. نمی دونم ولی این رو مطمئن هستم که خیلی آدم های با ناتوانی های حرکتی هم نیازمند سکس هستن و هم احتمالا براش مشکلاتی دارن.. از مشکلات مستقیم فیزیکی تا عدم اعتماد به نفس به خاطر بدن.
مطلب قبلی در مورد آدمها در گوگل در هر کشور به دنبال قیمت چه چیزی هستن برای ایران نتیجهای عجیب داشت! در معادله «قیمت X در Y چند است؟» اگر Y ایران باشه، گوگل X رو «کلیه» پیشنهاد می ده. به عبارت دیگه در جهان مردم توی گوگل سرچ می کنن که کلیه تو ایران چنده؟.
اما چرا این نتیجه عجیب رو داریم؟ بعضی ها حتی معتقد بودن که گوگل حتما خباثتی در کار داره که این پیشنهاد رو می ده ولی آدم عاقل وقتی «نتیجه» ای رو می بینه باید حدس بزنه که حتما یک «علتی» بوده که این نتیجه به وجود اومده. یکی از دوستان که در بلاد خارجه حقوق می خونه گفت که پارسال این بخشی از کتابی بوده که برای Criminal Justice می خوندن:
در این صفحه کتاب بحث جالبی مطرح می شه:
کلیه عضوی از بدن است که دو تا داریم و با یکی هم زندگی می مونیم. در هر لحظه حدود ۸۰هزار آمریکایی منتظر پیوند کلیه هستن که سالانه ۴۵۰۰ نفر از اونها به دلیل نرسیدن کلیه میمیرن. حالا کشوری داریم به اسم ایران که تنها کشوری در جهان است که توش فروش کلیه قانونی و زیر نظر دولت انجام می شه. در این کشور شما می تونین با ۲ تا ۴ هزار دلار یک کلیه بخرین در حالی که طبق قانون آمریکا، خرید و فروش اعضای بدن تا ۵۰هزار دلار جریمه و پنج سال زندان داره چون به گفته یک استاد سلامت، حقوق، بیوتکنیک و حقوق بشر دانشگاه بوستون «ما نمی خواهیم در جامعه ای زندگی کنیم که در آن ثروتمندان با خرید اعضای بدن فقرا، به زندگی ادامه میدهند».
جالب نیست؟ ظاهرا ما تنها کشور جهان هستیم که توش می شه راحت و بی دردسر کلیه یک نفر رو خرید و زنده موند. این بحث رو توی شرکت می کردیم و یکی از دوستان مذهبی به این اشاره کرد که «هر انسان بر بدن خودش حق داره و ما باید اجازه داشته باشیم اجزای بدنمون رو بفروشیم». جوابها ساده هستن:
۱- اگر ما به حق بدن معتقدیم نه اجازه داریم کسی رو به خاطر استفاده آزادنه از اون شلاق بزنیم و نه می تونیم خوردن و آشامیدن بعضی چیزها یا همه چیزها در بعضی ساعت ها / روزها رو براش ممنوع کنیم و نه بهش بگیم در چه شرایطی چطوری مجازه از بدنش استفاده کنه. چه برسه به ختنه و قمه زدن برای بچهها و …
۲- اصولا – در دیدگاه رایج ما – اسلام صدمه زدن به بدن رو جایز نمی دونه
۳- اگر معتقد باشیم که «یک کلیه اضافی است و برداشتنش صدمه زدن به بدن نیست» باید جوابگو باشیم که چطور بدن انسان یک چیز اضافی در خلقت خودش داره.
۴- اگر کسی اینقدر بیچاره است که قبول می کنه بخشی از بدنش رو بفروشه تا مقداری پول به دست بیاره، دولت موظفه یک کاری در این مورد بکنه
۵- جامعه ای که توش با پول می شه اعضای بدن یک نفر رو خرید، در عمیق ترین لایه پذیرفته که حق زندگی مال کسی است که پول داره.
البته مشخصه که من حقوق دان نیستم و نگاهم فلسفی است (: این مورد خاص هم برام از این نظر جالب شد که شواهدی دیدم در مورد اینکه واقعا در جهان به اینکه در ایران امکان «خریدن قانونی کلیه» هست توجه می شه و از اونطرف متاثر کننده است که مثلا به فرش، زعفران و … شهره نیستیم.
همونطور که گفتم روز پنجشنبه همایش جشن انتشار اوبونتو ۱۵.۰۴ است و من هم توش اخبار دنیای لینوکس در شش ماه گذشته رو می گم. به نظر شما چیزی هست که نباید این وسط فراموش بشه؟
اگر هنوز نشتابیدهاید، بشتابید و در همایش گنو/لینوکس و جشن انتشار اوبونتوی ۱۵.۰۴ ثبت نام و شرکت کنین. طبق رسم هر شش ماهه، علاقمندان اوبونتو، علاقمندان لینوکس و کلا آدم های باحال دور هم جمع می شن تا یک روز رو خوش بگذرونن، چیز یاد بگیرن، ایدههای جدید پیدا کنن، اخبار رو بشنون و از همه مهمتر خوش بگذرونن و دوست پیدا کنن. در این همایش کارگاههایی در مورد لاراول، VYOS، فایروال، معرفی اوبونتو، رزبری پای، Go Lang، MAP Reduce، نود و روبی و فایروال برگزار می شه و بعدش هم در سالن عمومی شش سخنران حرف می زنن. ایریکس برنامه ای در مرور ده سال گذشته اوبونتو داره که باید بدون تعصب گوش بدین و من اخبار می گم و کلی داستان دیگه (:
ثبت نام کنین که کلی خوشحال بشیم چون هدف این همایش خوشحالی ناشی از بودن در یک جامعه سالم و خوب است.
در ادامه چالش کتاب ۱۳۹۴، کتابی رو خوندم که احتمالا هیچ کدوم ازش چیزی نخوندیم: جونیچیرو تانیزاکی. نویسندهای ژاپنی متولد ۱۸۸۶ (وفات ۱۹۶۵). به گفته ویکیپدیا اکثر آثار این نویسنده در مورد زندگی غیرسنتی جنسی و خواستههایی هستن که باعث می شن خانوادهها با مشکلات متنوع روبرو بشن. این سوژهها بازنماییهای سنتهای مستحکم جامعه بسته ژاپن و تغییرات سریع ناشی از مدرنیته هستن. در رمان کلید که به سفارش یکی از دوستان خوندم هم زن و شوهری که به شکل مستقیم نمیتونن خواستههاشون رو با هم مطرح کنن از طریق نوشتن در دفتر یادداشت روزانه خودشون (که هر کدوم تظاهر می کنه مال دیگری رو نمی خونه) پیامهایی رو با هم مبادله می کنن که پایه ای است برای تخریب نه فقط خانواده، که هر دو نفر به شکلی که میشناسیم.
رمان کلید فضایی جنسیتر از اونی داره که من خوشم بیاد ولی این رو می شه ربط داد به سال انتشار اثر یعنی ۱۹۵۶ و خط شکنیهای این نویسنده در نرمهای ادبی جامعهاش. این کتاب مجموعهای از نوشتههای یک زوج به شکل خاطره نویسی روزانه است. مردی مسنتر که داره سعی می کنه پیری خودش و بیحوصلگی جنسی خانهاش رو با هیجانات جدید همراه کنه و زنی جوونتر که علیرغم خوندن دفتر خاطرات شوهرش، تظاهر می کنه به بیخبری از نقشهها و نه فقط به اونه تن در میده که چندین قدم هم ماجرا به پیش میبره و از طریق نوشتن ماجراها در دفترش، پیامهایی رو برای شوهرش میفرسته.
هرچند که من کتاب رو با هیجان پیش نبردم و با تلاش تا آخرش رو خوندم ولی از خوندنش کاملا راضی هستم چون برام نمونهای از جامعهای است که داره سعی می کنه قدم در مرزهایی بذاره که قبلا براش کاملا بیگانه بودن.
ما همراهی در دنیای لینوکس داریم به اسم فرشید نوتاش حقیقت که لازم داره صدای خواننده (محمد اصفهانی) از آهنگ «سراب» حذف بشه. کاری که در کاریوکی می کنیم. همه دنیای لینوکس هم علاقمند هستن به ایشون کمک کنن (:
دستور که مشخصه، فایل ورودی و خروجی داره و تنها یک پارامتر: oops که البته در توضیحش نوشته:
Out Of Phase Stereo effect. Mixes stereo to twin-mono where each mono channel contains the difference between the left and right stereo channels. This is sometimes known as the ‘karaoke’ effect as it often has the effect of removing most or all of the vocals from a recording
در مورد این آهنگ بد هم جواب نداد و امیدوارم باعث بشه ایشون تهدیدش رو عملی نکنه.
گارتنر توی گزارش چرخه های هایپ، می گه که شغل های مرتبط دادههای بزرگ در حال از دست دادن هایپ هستن [توضیح خودم] ولی با وجودی که دیگه مد داغ روز نیستن، تعداد شغل ها داره بیشتر می شه و حقوق هم داره بالاتر می ره و بالاترین جایزه ها رو هم دارن. حقوق یک تازه وارد حدود ۹۱هزار دلار تخمین زده می شه و یک آدم حرفه ای حدود ۲۵۰هزار دلار در سال می گیره.
خب این یک جور فحش سبک است در انگلیسی. چیزی شبیه به *یده. مثلا می گن why linux sucks یعنی چرا لینوکس گند زده و مثلا می گن چون ممکنه بعد از آپدیت دیگه بالا نیاد (: درست غلطش با خودشون. یا ما می گیم why windows sucks و می گیم چون ابزارهای گنو مثل grep و غیره رو نداره. حالا شرکتی به اسم vox populi در یک ایده جنجالی و طبق قانون جدید ICANN که می تونیم به جای دات کام و دات نت و .. پول زیادی بدیم و دات فلان رو بخریم و بعد زیرش دامین تعریف کنیم (مثلا یک شرکت دات نینجا رو خریده و من می تونم برم ازش جادی دات نتینجا رو بخرم) رفته دامین اصلی sucks. رو خریده
و روش دامین می فروشه. حالا دعوا چیه؟ قیمت گذاری! این شرکت گفته دامین های دات ساکس رو از قیمتی به ارزونی ۲۰۲۴ دلار تا گرونی نزدیک چهار میلیون دلار خواهد فروخت. معلومه که مثلا مایکروسافت باید بره چهار میلیون دلار بده دامین رو بخره که یکی دیگه نخره یا اپل یا بقیه شرکت ها و عملا این ایده داره از هر شرکت بزرگ باج گیری می کنه که چهار میلیون دلار بدن که فلان دات ساکس در اینترنت دست مخالفان نباشه. یک نامه از طرف ICANN اعلام کرده اینکار درست نیست و خلاف قوانین است و از اونطرف CEO این شرکت نوشته که هیچ قانونی رو نقض نکردن و اتفاقا خیلی هم دوست دارن اینترنت جای خوبی باشه. دعوا داره و گفتم خبر دار باشین اگر لازمه و چند میلیونی اضافه دارین، دامین دات ساکس خودتون رو بخرین که دست دشمن ها نیافته ( آهنگ دشمن)
آدم ها خبر داغ دوست دارن و برای همینه که اینهمه شایعه چرند و پرند در وایبر جریان داره… حتی دیروز پریروز یکی از من پرسید که آیا دلیل عصبی بودن ما ایرانی ها این نیست که غربی ها یک اشعه ای / امواجی به سمت ما می فرستن (و طرف اینو معقول می دونه اما اینهمه بوق و دود و مشکلات مالی و اعصاب خوردی و سانسور و … رو نمی بینه). حالا هم یک شایعه هیجان انگیز درست شده تحت عنوان «پایان ویندوز» و می گن مایکروسافت اعلام کرده که دیگه ویندوز جدید نمی یاد و همین که هست آپدیت می شه. واقعیت خیلی از این جریان به دوره. این رو نه مایکروسافت اعلام کرده نه مدیر عاملش نه توییت شده نه تو وبلاگ مایکروسافت هست. اینو یک کارمند در یک کنفرانس به شکل اشاره جانبی گفته. وقتی داشته در مورد نوتیفیکیشن های ویندوز صحبت می کرده. واقعیت هم اینه که ویندوز از ورژن هشت به بعد تقریبا مشابه لینوکس شده و ایده اش به یک آپدیت دائمی است و حتی اگر نسخه ای رو هم اسم بذاره (مثلا هشت و یک) عملا همون قبلی است که تغییراتی کرده. یعنی همه نسخه ها آپدیت می شن به یک نسخه جدید که روی ابزارهای مختلف قابلیت اجرا داره. مساله اینه که مایکروسافت شیوه قدیمی ریلیز ویندوز جدید و جایگزینی ویندوز قبلی رو مدتی است کنار گذاشته و عملا دنبال «ویندوز به عنوان سرویس» است که شما یک لایسنس ویندوز داشته باشین و باهاش بتونین آخرین ویندوز رو داشته باشین. مایکروسافت هم دقیقا اعلام کرده که ممکنه برندینگ ویندوز رو متوقف کنه و اصولا با اسم ویندوز (بدون نسخه) بمونه و البته ممکنه این رو هم تغییر بده. در حال حاضر تنها خبر دقیق که هست اینه که ویندوز ادامه پیدا می کنه، اسمش ویندوز می مونه ولی شاید ته اسم چیزی اضافه بشه یا نشه. دقیقا مثل دبیان یا ابونتو یا فدورا که اینکه بهش بگیم هایزنبرگ یا تکشاخ یا جسی تفاوت عظیمی توش ایجاد نمی کنه چون ادامه مسیر قبلی است و قبلی ها می تونن به اینها آپدیت بشن.
مبلغ دولوپرها
پیام صادری عزیز توجمهون رو جلب کرده به اصطلاحی تحت عنوان Developer Evangelist
داشتم توی سایت دیجیتال اوشن میگشتم و افرادی که در اونجا کار میکنن رو بررسی میکردم. بر خوردم به خانمی به اسم Erika Heidi برخودم با عنوان شغلی بسیار جالب Developer Evangelist.
برام جالب بود و عنوانش رو توی اینترنت سرچ کردم و رسیدم به این سایت که یک جوری کتاب راهنما هست برای این شغل. http://developer-evangelism.com/
که من اسمش رو اگر همین جوری ترجمه کنیم میشه چیزی توی مایههای «مُبلغ توسعه دهنده»
اما بر اساس کاری که انجام میده من میگم «وکیل مدافع توسعه دهندگان».
در کل برام جالب بود و میخواستم در مورد این شغل و کمبودش توی ایران توی بلاگم بنویسم و اینکه الان همه توسعه دهندگان دنبال راه اندازی «کسب و کار» خودشون هستن و شرکتها هم رفتار درستی با توسعه دهندگان ندارن و کمبود توسعه دهنده و این حرفا
گقتم اگر صلاح دونستی در موردش در رادیوگیک بگی :) و این عنوان شغلی و سایتش رو معرفی کنی
راستی فکر کنم الان خودت تقریبا یک Developer Evangelist هستی :دی
A developer evangelist is a spokesperson, mediator and translator between a company and both its technical staff and outside developers.
If your product targets developers this can not be achieved with marketing or PR. We’ve managed to remove the developer world from the commercial part of IT companies so far over the last few years that developers are very cynical about anything that does not relate to technology first and brand second – and neither marketing nor PR can deliver that.
Developers however are very happy to listen to what other developers say – if these developers are very good, have their respect and deliver the message in the right way.
The trick is to allow people in your company to play with your products and advertise why they are excited about them – after all the people in your company are consumers, too.
این خبر هم جالبه از این نظر که می شه ربطش داد به نظریه توروالدز [توضیح بقا – اقتصاد – فان]. ظاهرا تکنولوزی که قبلا فقط در خدمت جنگ بود حالا توی یکسری حوزه ها (به طور خاص صنعت سرگرمی) داره سریعتر پیش می ره. انگلستان اعلام کرده که برای تانک های CV90 از یک سیستم تعلیق فعال استفاده خواهد که قبلا برای ماشین های فرمول یک درست شده بود ولی به خاطر تغییر خیلی محسوسی که توی وضعیت ماشین می ذاشت ممنوع شد. ایده این بود که در مسابقه ماشین رانی باید قابلیت راننده ها فاکتور اصلی باشه نه چنین سیستم هایی که باعث می شه حداکثر چسبندگی لاستیک به جاده حفظ بشه و ترمز و گاز خیلی خیلی بهتر عمل کنه. این تکنولوژی در تست ها و ویدئوی یوتیوبی که منتشر شده تونسته حدود ۴۰ درصد عملکرد تانک ها در سرعتی حدود ۶۵ کیلومتر رو بهبود بده و در حدود سرعت های ۱۰۰ کیلومتر در ساعت تانک هم که دیگه کارش شبیه معجزه است. معلومه که شرکت کانترکتور نظامی انگلستانی نگفته که دقیقا تکنولوژی چیه ولی از Active Damping نام برده شده که احتمالا کنترل سیستم تعلیق توسط موتورهای کنترل شونده با کامپیوتر است. این سیستم سه برابر بهتر از تعلیق پسیو می تونه فشار وارده رو کنترل کنه و در نتیجه تانک خیلی بهتر به وظیهف اصلی اش که حرکت روی سطوح ناهماور است برسه. این سیستم همچنین برای نفربرها هم فوق العاده است. جالیبش برای ما اما به جز حضور کامپیوتر این مساله است که جنگ داره از یکی ای چیزهایی استفاده می کنه که اصولا برای صنعت سرگرمی ساخته شده بوده و مویدی است بر نظریه توروالدز که می گه در جایی تلاش ما برای بقا کمتر از تلاش ما برای سرگرم شدن خواهد بود – که البته نظریه خیلی جدی ای هم نیست و وقتی بیان شده که ناشر خواسته نویسنده کرنل لینوکس برای کتاب زندگی اش یک چیز خفن بنویسه (: اگر علاقمند هستین بخونینش مراجعه کنین به linuxstory.ir .
عنوان کمی طولانی بود ولی اصل خبر رو می گفت. خیلی از روترهایی که توی خونه داریم به درستی امن نشدن و آپدیت هم که نمی کنیمشون و بهترین جا هستن برای هکرها. اما حالا خبر مربوط به هکرهای جدی تر از اون معمولی هاشه! محقق ها نشون دادن که برای چهار ماه حمله های دی.داس از حدود چهل هزار آی پی گزارش شده که مربوط به ۱۶۰۰ آی اس پی در همه دنیا بودن و تقریبا همه مواردی که برای حمله مورد استفاده قرار گرفتن، روترهایی بودن که یوزر نیم پسورد کارخونه هنوز روشون بود و می شد از اینترنت بهشون لاگین کرد. بامزگی خاص این حمله این بود و هنوزم هست که هر روتر که آلوده می شه شروع می کنه به گشتن دنبال روترهای کانفیگ نشده دیگه و همینطور روتر با پسورد دیفالت رو هک و به گله اضافه می کنه. پس یادتون باشه اگر می شه با ادمین ادمین یا ادمین روت یا روت روت یا چنین چیزهایی وارد سیستم شما شد، احتمالا بخشی از این بات نت هستین و به احتمال بیشتر یکی از همسایه ها هم به راحتی می تونه لاگین کنه و پسوردتون رو عوض کنه. اگر در این مورد اطالعات ندارین بهتره از کسی که سر در می یاره کمک بگیرین و مشکلتون رو حل کنین.
تیکه اول خبر که معلومه طبیعی است ولی تیکه دوم حساسه. توضیح ماجرا. برنامه آزاد بودن فایرفاکس، عقب افتادن از بقیه در صورت عدم اجرا، بلک باکس امنیتی برای اجرای دی ار ام چون توش دیده نمی شه.
این روزها یکهو هوش مصنوعی شکوفا شده (توضیح قدیم) و این شکوفایی به طور خاص مدیون الگوریتم های یادگیری ماشینی است. یکهو گوشی ها می تونن ترافیک رو پیش بینی کنن، گفتار رو بفهمن، گوگل او سی آر فارسی راه می ندازه و کلی چیز دیگه. این سیستم ها دارن با انواع الگوریتم های ماشینی مبتنی بر دادههای بزرگ کار می کنن اما نوشتن و پیاده سازی این الگوریتم ها طولانی هست. حالا داریم سراغ چیزی می ریم که چندان حرفی ازش لازم نشده و در نتیجه یک شنونده رادیو گیک لازمه در موردش شنیده باشه: زبان های برنامه نویسی احتمالی. یعنی Probabilistic programming langs. اینجا ریاضیات و الگوریتم های شناخته شده یادگیری ترکیب می شن. زبان ها در سال ۲۰۱۳ توی darpa زاده شدن و نکته هم اینه که در جون امسال محققان MIT به همگان نشونشون می دن. گفته می شه اکثر سوال های حوزه بینایی (مثلا تشخیص چهره) که با زبان های سنتی صدها خط برنامه می شد رو با این زبان ها می شه توی ۵۰ خط یا کمتر پیاده سازی کرد. تمرکزتون رو حفظ کنین که انگار قراره یک چیز جدید به دنیا بیاد! فعلا می دونیم که شیوه کار این زبان ها یک هسته الگوریتیم است که سعی می کنه دائما اطلاعات جدید رو با الگوریتم های مختلف با چزهایی که پیش از این یاد گرفته شدن سازگار نگه داره، در اصل این زبان می تونه یادبگیره که یاد بگیره. این هسته براساس نیاز تغییر می کنه و در نتیجه در نهایت برنامه می تونه در شرایط مختلف از نظر برنامه نویسش نسبتا راحت وظایف مختلف رو یاد بگیره.
این بحث توی پنلی که دو هفته قبل توی دانشگاه کمبریج برگزار شده بود بالا گرفت و توجه زیادی رو جلب کرد. دیپاک تانجا مدیرعامل RSA در مورد اینترنت چیزها حرف می زد که اندی تورای از آی بی ام با اشاره به عبارت «بمب زمانی آماده انفجار» بحث رو به این کشید که آیا نباید ما کمی روند اینترنت چیزها رو کند کنیم و به سراغ جنبههای امنیتی ش بریم و پروتکلهای مرتبط رو جدی تر بررسی کنیم. تانجا موافق بود و تقریبا با هم توافق کردن که رقابت تجاری اینترنت چیزها اونقدر سریع در حال پیشرفت است که عملا به شرکت ها فرصت نمی ده در مورد امنیت اونها فکر کنن و اونقدر گجت ها و سنسورهای مختلفی دارن اطلاعات به ما می دن که فرصتی نمونده تهدیدات امنیتی جریان رو بررسی کنیم. بحث با این پیش رفت که خیلی از شرکت هایی که حالا دارن به اینترنت وصل می شن (مثلا خودروسازیها، قهوه جوش سازها، یخچال سازها و …) اصولا شرکت های نرم افزاری نبودن و حالا هم امنیت براشون یک مساله درجه دو است و از اونطرف حتی اگر شرکتی به امنیت فکر کنه، مشکلش اینه هنوز کسی واقعا نمی دونه معنای امنیت باید چی باشه و تهدیدهای دقیق اینترنت چیزها چیه و حتی اگر قواعدی هم برای اینکار وضع بشه، درست همونطور که مردم اصولا تاییدیه های اول فیسبوک و یاهو و غیره رو نمی خونن، اون رو هم نخونده خواهند پذیرفت و بعد اکثر عواقب بر گردن خودشون خواهد بود مگر اینکه سازمان های حمایت از مصرف کننده قوی و خوبی باشن که سعی کنن این قوانین رو به نفع مصرف کننده ها تغییر بدن یا حتی به کارخونه ها اجبار کنن. [کمی توضیح و اینکه مواظب انقلاب قهوه جوش ها باشین]
تبریک و تقبیح
به این فکر کنین که آیا خودروهای واقعا خود رو یعنی خود رانندگی کننده آینده قراره پنجره داشته باشن؟
۱۱۸ هم پولی شد که مطمئن باشیم با مغز داریم می ریم سراغ سرمایه داری ناقص که نه خوبی های سرمایه داری رو داره نه .. هیچچی نداره برای ما ): حداقل اینترنت رو پس بدین!
و خجالت برای به اصطلاح روزنامه نگارهایی که خودشون رو برای دور دنیا می فروشن و شغلشون رو می کنن فحش دادن به شریفترین آدم ها
و تبریک به هر کسی که در این دنیای داغون تلاش می کنه شاد باشه (: شاد باشین که بهترین چیزه. نامه و بخش آخر نداریم !
بخش آخر
موسیقی
آهنگ چشمات چه مهربونه از الهه به درخواست مهدی برای خانواده اش و به طور خاص از طرف میلاد برای پریا… شجاع باشین دنیا دو روزه!