علم جالبه (:
بهترین قایقی که این هفته دیدین: قایق شناور روی گاز سولفورهگزافلوراید رو از این گاز پر می کنیم تا غرق بشه
علم جالبه (:
در دفاع از آزادی کیبرد
علم جالبه (:
هفته قبل چند نفری برام ایملی زدن و خبری رو گفته پایه اش چنین چیزی است:
کاندومی که چند نوجوان انگلیسی ابداع کردن و در صورت مبتلا بودن یکی از طرفین به بیماری مقاربتی (شامل اچ پی وی، ایدز، سوزاک، هپاتیت بی و سی و ..) رنگش به سبز و ابی و … تغییر می کنه تا دو طرف متوجه این جریان بشن.
اما آیا این قابل دستیابی است؟ بدون شک حالا حالا ها نه. این بچهها هم این رو فقط «پیشنهاد» کردن و اونهم در سمیناری که قراره بچه ها توش به این باور برسن که دانشمند شدن هم بد نیست ها (: و خب معلومه که ترکیب «دانش آموز» و «اختراع» و «کاندوم» برای خیلی رسانه ها جذابه.
مشکلی اصلی در ساخت تکنیکی چنین چیزی اینه که فعلا همه تست های مرتبط با تشخیص بیماری های مقاربتی بسیار پیچیده تر از اون هستن که بشه روی چیزی مثل کاندوم سوار بشن و حتی د رمواردی بحث پیچیده تر هم هست، مثلا در مورد سوزاک باید دی ان ای باکتری تشخیص داده بشه و نه با یک ماده شیمیایی که در صورت برخورد یک ماده دیگه تغییر رنگ بده. همچنین در اکثر تست ها نیاز به ترشحات بدن هست و نمی شه با برخورد ساده با پوست، تشخیص بیماری داد.
تازه سوالی که باقی می مونه اینه که حتی اگر هم روزی به چنین موادی برسیم آیا امکانش هست اونها رو دو طرف یک کاندوم بذاریم بدون اینکه کسی رو اذیت کنه یا کاربرد اصلی کاندوم مختل بشه…

این بحث خوبیه که نویسنده فوربس مطرح میکنه. فرض کنیم مشکلات فنی حل شده و می تونیم چنین کاندومی بسازیم. آیا خوبه؟
یک بحث اینه که آیا ما باید از همه بیماری ها مطلع باشیم؟ بعضی تحقیقات می گن ندونستن سرطان پروستات در مردان کیفیت زندگی رو بالاتر می بره. درسته که اکثر ما ایرانیها رسم داٰریم برای هر عطسه و سردرد بریم دکتر آنتی بیوتیک بخوریم یا تزریق کنیم ولی در عمل خیلی وقت ها این سطح سلامتی ما رو پایینتر می یاره و کیفیت زندگی رو خراب می کنه. نمونه مرتبط با بحث اچ پی وی است که زنان زیر ۳۰ سال برای اچ پی وی تست نمی شن و گفته می شه تقریبا ۸۰ درصد آدم های فعال از نظر جنسی این ویروس رو دارن. بسیاری موارد دیگه هم فقط در موردی که پزشک لازم ببینه تست انجام می شه.
اما خب اگر واقعا تست راحت، رایگان و سریع باشه هم نباید دائما خودمون رو تست کنیم؟
جواب اینه که خیلی خوبه و باید خودمون رو تست کنیم ولی نه توی خونه و حین سکس (: حداقل در سطح دانش جامعه فعلی، جواب تست باید توسط متخصص خونده بشه که بتونیم راهنمایی و اطلاعات صحیح در موردش بگیریم. همچنین سیستم بهداشتی درمانی هم باید از میزان شیوع و انواع مطلع بشه که بتونه براش برنامه ریزی کنه.
بحث تشخیص های اشتباه هم هست. ما همیشه تشخیص اشتباه داریم که تاثیری منفی توی زندگی می ذاره. اگر طرف خودش رو با کاندوم – که مطمئنا خیلی از تست آزمایشگاهی غیر دقیق تر است – تست کنه و ببینه کلامیدیا داره چی می شه؟ باید بروشور رو بخونه؟ یا تو وبلاگ ها بگرده ببینه کی قراره کور بشه؟ (:
مدیر هات لاین خشونت خانگی هم به نکته دیگه ای اشاره می کنه «مفهوم رابطه سالم داره از بین می ره». آیا من باید با کسی بخوابم که در حین سکس ازش تست سلامت می گیرم؟ آیا اگر در مورد کسی اطلاع ندارم لازمه در لحظه سکس از چنین چیزی مطلع بشیم؟ مطمئنا آگاهی در هر مرحله ای خوبه ولی نباید به شکلی پیش بریم که اگر با کسی اونقدر راحتیم که سکس می کنیم، اونقدر هم راحت باشیم که در مورد سلامت جنسی حرف بزنیم.
در نهایت به پیچیدگی سکس فکر کنین و استرس های همراهش. حاضرم قول بدم که اگر به اکثر آدم ها بگن این کاندوم قراره بیماری شما رو تست کنه، کلا توان فیزیکی گذاشتن کاندوم رو از دست بدن (: چیزی که از کاندوم تست کننده بیماری بهتره، امکان آزمایش سریع و بی دردسر برای تعداد زیادی از بیماری ها با دسترسی به متخصص است است که احتمالا از نظر فنی هم خیلی خیلی نزدیکتر از کاندوم تست کننده است.
راستش داشتم فکر میکردم اگر یک هموفوب بودم این هفته چقدر بهم سخت می گذشت. هموفوب کسی است که از همجنسگرایی وحشت می کنه. بدون هیچ دلیل منطقی. از نظر پایه ای تنها گیری که معقوله اینه که بگیم «با باورهای من در تضاد است» یا بهتر از اون «از دانستههای من دوره و راحتترم با یک موضع محکم کلا نفی اش کنم» ولی خب چون این روزها آدم ها دوست دارن با جماعت علمی باشن، اکثرا می رن سراغ دلایلی که سعی میک نه صورتبندی غیر اعتقاد شخصی داشته باشه:
ما نسبت به انواع گروه هایی که نمی شناسیم موضع می گیریم. کسی که دین من رو قبول نداره، کسی که رنگ پوستش فرق داره، کسی که زبونش فرق داره و … و گاهی از حقوق اجتماعی یا حتی زندگی محرومش می کنیم ولی در هیچ گروهی این شکلی نبوده که طرف رو از تشکیل خانواده مورد نظرش محروم کنیم (: در صحنه جالبی از فیلم آینه های روبرو پسر ترنس داستان به برادرش که ازش می پرسه چرا نمی خواد با یک پسر ازدواج کنه می گه «فرض کن خودت قرار باشه عروس باشی، چه حسی داری؟». این احتمالا حس یک دختر همجنسگرا است وقتی بهش اجبار می کنین با یک مرد ازدواج کنه.
حالا به این فکر کنین که روزهای هفته ای که اینهمه جای پر مراجعه ما یکهو به افتخار حق ازدواج آدم ها مستقل از جنسیتشون با هم لوگوشون رو عوض میکنن (از توییتر و یوتوب و گیت هاب و مدیوم تا کوکاکولا و لیوایز و گپ) به ما هموفوبهای احتمالی چقدر سنگین می گذره – بخصوص وقتی می بینیم بدنه جامعه مساله رو درک می کنن و دعوای عجیبی ندارن. راستش اصولا دلیل نوشتن این پست هم همین حس بود. یک روز که بلند شدم دیدم گوشی ام این شکلی شده:

کمی فکر کردم و یکهو فهمیدم یک اپلیکیشن بک گراوند هر روز بر اساس تصویر روز ناسا می ذاره و ظاهرا ناسا هم تصمیم گرفته امروز عکسش رو اختصاص بده به «همه رنگ های خورشید» و درک کردم فضا چقدر برای یک هموفوب در این هفته روی اعصاب بوده (: حتی برای یک غیرهموفوب… درست مثل من که تا نصفه شب به خاطر بوق پیروزی در والیبال نمی تونم بخوابم و با اینکه از خوشحالی عمومی و پیروزی خوشحالم ولی از اونطرف هم می گم «دیگه ساعت یک شب شده دیگه… بسه برین بخوابین!» (: به همین شکل هم فکر می کنم یک هموفوب معقول که بار بدی هم روی دوشش نیست بهترین جوابش اینه که «ولی با برداشت من از دین من مشکل داره پس لطفا هی تو چشم من نکنین حداقل (:» که البته با این شرایط که ظاهرا بهترین سایت ها و آدم ها از جریان اینقدر خوشحالن، غیر عملی خواهد بود. درست مثل جریان من و بوق ماشین های خوشحال از پیروزی والیبال.
حالا که زیاد حرف زدم با این تموم کنم که هژمونی آمریکا هم اینجا به وضوح قابل دیدنه. اینهمه کشور در جهان مشکلی با ازدواج آدم ها با هم ندارن بعد آمریکا که در این مورد اعلام می کنه «اینکه چه جنسی با چه جنسی ازدواج می کنه به حاکم ربطی نداره» یکهو همه به هیجان می یان. خبیث های مرکز جهان!
در این شماره از جادی تی وی، یک برنامه سی مینویسیم که با گرفتن یک پسورد و مقایسه کردنش با پسورد واقعی، به ما اجازه عبور بده و بعد فایل اجرایی اون رو با تکنیک های مختلف از دامپ کردن هگز تا استفاده از دیباگر و اسمبلر می شکنیم و مکانیزم پسوردش رو از کار می ندازیم تا ببینیم یک کرکر چطوری اینکارها رو می کنه.
با ما باشین چون نگاه کردن به داخل فایل های اجرایی، هیجان انگیزه!
عضویت شما در کانال یوتیوب جادی تی وی و تبلیغش بهترین روحیه بخش من برای ادامه ویدئوها است
ایده و روش این ویدئوکست از این مطلب اومده.
اپل در حال تغییر زبان برنامه نویسی ابزارهاش به زبان برنامه نویسی سوییفت است و حالا این زبون با یک شیوه عجیب داره دارای یک راهنمای خوب می شه: همکاری کم سر و صدای اپل با یک استاد دانشگاه و انتشار محتوا روی گیتهاب.

این بر خلاف شیوه قدیمی اپل است که درس ها رو فقط با امضای اسم Apple Education منتشر میکرد و اونهم روی پلتفرمهای خودش. یک نفر ماجرا رو دنبال کرده و بعد از تماس با نویسنده درسها و مقایسه صفحات اپل و لینک های اپل به این سایت در نهایت نتیجه گرفته که درس آموزش سوییفت روی گیت هاب واقعا توسط اپل پیش می ره.
این مساله در کنار عدم اجبار خریدن اکانت پولی توسعه دهنده برای توسعههای غیرتجاری تا زمانی که توسعه دهنده نمی خواد برنامهای رو منتشر کنه می تونه نشون دهنده تفاوتی – هر چند کوچک – در نگرش اپل به توسعه دهنده هاش باشه و بخصوص اگر بذارینش کنار حرکت – جدی تر – مایکروسافت به سمت نرم افزار آزاد، موفقیت جالبی است برای دنیای آزاد.

شرکت کافه بازار یه شرکت دانشبنیانه که تو حوزه IT فعالیت داره و اپلیکیشنهای بازار، عدد و دیوار از محصولات اونه. در حال حاضر کافهبازار ۲۰ میلیون کاربر داره، تبلیغات عدد ۵۰ میلیون بار در روز نمایش داده میشه و دیوار ۱۰۰هزار آگهی در روز گرفته و جزو ۲۰ سایت پربازدید ایرانه.
ما برای تکمیل کادر فنی خودمون قصد داریم تعدادی برنامه نویس با شرایط زیر رو استخدام کنیم:
برای اطلاعات بیشتر در مورد این سه پوزیشن و مهارتهای لازم به لینک های زیر سر بزنین:
همچنین دوستانی که مایل هستند، لطفا برای ارسال رزومه و اطلاعات بیشتر به سایت www.cafebazaar.ir/jobs مراجعه کنند.
تهران، میدان ونک، برج نگار، طبقه 23
88642064
www.cafebazaar.ir
به امید دیدار شما

احتمالا با رزبری پای آشنا هستین؛ کامپیوتری بسیار کوچیک، بسیار کم مصرف و بسیار ارزون برای پروژههای شخصی و جالب و کارهای جذاب (مثلا ساخت یک روز ویدئو از حیاتتون و کشف اینکه گربهای هست که صبح میره سر کار و عصر بر می گرده خونه!). حالا این کامپیوتر یک رقیب بسیار جدی داره! کامپیوتری به اسم چیپ که توی سایت کسب حمایت کیکاستارتر تونسته ۴۰ برابر رقم درخواستیاش یعنی حدود ۲ میلیون دلار رو از طرف ۴۰هزار سرمایه گذار جلب کنه.
چیپ با اندازه بسیار کوچیک و قیمت اعجاب آور ۹ دلاریاش قراره یک کامپیوتر با ۱گیگاهرتز پروسسور، ۵۱۲ مگ رم و ۴ گیگ حافظه ذخیرهسازی باشه و از همون اول خرید هم لینوکس روش بوت بشه. عجیب میشه اگر قولها به عمل بپیونده و واقعا این کامپیوتر دارای بلوتوث و وای فای هم باشه و در صورت نیاز بشه به پورت کامپوزیت گرافیکیاش کابل اچ دی ام آی یا وی جی ای هم وصل کرد.
نکته اصلی که باعث می شه چیپ تا این حد ارزون بشه، همکاری اون با سازنده چیپهای الکترونیک چینی یعنی آلوینر تکنولوژی است. انتظار می ره بعد از تولید بتونین این وسیله رو با یک صفحه ۴.۳اینچی و کیبورد اختصاصی اش هم سفارش بدین.
چه ساخته بشه چه نه، آینده در حال شکل گرفتن. آینده ای با ابزارهای کوچیک و ارزون که جرات بیشتری به ما برای انگلوک کردنشون می دن. فکر می کنین اگر یک چیپ داشتین باهاش چیکار میکردین؟
اشاره: این مطلب رو برای بخش «کتاب نارنجی» سایت خوب نارنجی نوشته بودم که قرار بود مرجعی بشه برای فرهنگ و دانش مرتبط با اینترنت. نخواستن سایته باشه و حالا اینجا تکرارش می کنم.

تصویر بالا صحنهای است از کتابهای کمیک سایبرپانک ترنسمتروپولیتن. صحنهای مشهور که قهرمان داستان به پرینتر سه بعدی خود دستور میدهد برایش یک عینک پرینت کند و پرینتر چند لحظه بعد از مواد معلق در هوا عینکی غیرعادی میسازد.
اسپایدر بدون توجه به اعتراضهای دستگاه آن را بررسی میکند و با پیدا کردن یک مدار شبیه سازی توهم برای ماشینهای هوشمند که چیزی شبیه ماده مخدر برای انسانها است، متوجه دلیل رفتار غیرطبیعی دستگاه میشود. اکثر بخشهای این جریان هنوز هم در ژانر سایبرپانک جای میگیرند اما یک بخش آن در حال واقعی شدن است: چاپ سه بعدی.
چاپ سه بعدی یا همان ۳D Printing اصطلاحی است برای اشاره به روند ساختن اجسام سه بعدی از طریق ارسال یک فایل حاوی اطلاعات جسم به یک پرینتر که توانایی ساخت اجسام از موادی مانند پلاستیک یا رزین را دارد. این تکنولوژی اجازه یافته در کتاب فرهنگ اینترنت حضور پیدا کند چرا که معتقدیم به سرعت جای خودش را در زندگی ما باز خواهد کرد.
ایده این دستگاهها دقیقا مانند ایده پرینترهای معمولی است؛ یک فایل حاوی اطلاعات جسم به دستگاه پرینتر داده میشود و نوک پرینتر با حرکت کردن شروع به خلق فیزیکی آن فایل میکند. تفاوت در اینجا این است که فایل ورودی در یکی از فرمتهای سه بعدی داده شده و پرینتر به جای جوهر از مواد حجیم استفاده میکند. این ماده ممکن است خود به خود قابل پرینت شدن باشد یا در مواردی فقط گردی باشد که با مخلوط شدن با چسب، محکم میشود. کار پرینت لایه به لایه شکل میگیرد تا در نهایت جسم به طور کامل ساخته شود.
بیایید نگاهی به یک نمونه واقعی بیاندازیم. فرض کنید یک آچار فرانسه در اختیار دارید:

این آچار باید اول اسکن شود تا یک فایل کامپیوتری بتواند اجزای آن را شرح دهد. این پروسه در گذشته بسیار پیچیده بود اما حالا ابزاری به ارزانی ۳۰۰۰ دلار میتواند اینکار را بر عهده بگیرد:

حتی لازم نیست آچار را به طور کامل از هم باز کنید! فقط کافی است آن را روی صفحه گردان بگذارید و لیزری که از زاویههای مختلف به آن تابانده میشود کاملا میبیند که کجا اتصال وجود دارد و کجا نه! مشخص است که در دستگاههای پیچیدهتر لازم است قطعات را جداگانه اسکن و پرینت کنید و بعد آنها را سرهم نمایید. به هرحال هر چیزی که روی صفحه چرخان بگذارید در کمتر از چند ثانیه، با میلیونها نور لیزر تابانده شده از بخش دوم دستگاه اسکن خواهد شد و تمام جزییات مربوط با ابعاد فیزیکی آن بعد از کشف در یکی از فرمتهای فایلهای سه بعدی (STL, OBJ, VRML, XYZ) ذخیره خواهد گشت. یک نفر ممکن است بخواهد این فایل را در یک نرمافزار سه بعدی باز کند یا آن را به موتور بازی سه بعدی خود بدهد تا یک آچار کاملا دقیق و سه بعدی در بازی به نمایش در بیاید اما نقشه من و شما چیز دیگری است. من و شما میخواهیم این آچار را کپی کنیم پس بعد از اسکن، نیاز به یکی از این دستگاه ها داریم:

نمونه ارزان این دستگاهها کمتر از ۱۵۰۰۰ دلار قیمت دارد که میتواند لایه به لایه یک جسم سه بعدی را پرینت کند. کافی است یک پد مخصوص را در آن بگذارید (که لایه اول روی آن ساخته شود) و بعد نگاه کنید که چطور نازل دستگاه در طول و عرض حرکت می کند و لایه به لایه جسم شما را میسازد و بالا میآید. اگر به جای این مدل که «additive» یا افزایشی خوانده میشود یک دستگاه «subtractive» یا حذفی خریده بودید، دستگاه شروع میکرد به برش دادن یک مکعب بزرگ به منظور رسیدن به شکل مورد نظر شما. چه باور بکنید چه نه، بعد از مدتی کوتاه یک آچار فرانسه دقیقا مثل نمونه اول در دست خواهید داشت که به طور کامل و صحیح باز و بسته هم میشود؛ در این مورد تنها مشکل جنس پلاستیکی آن است اما این مشکل هم با پرینترهای دیگر قابل حل است.
کاربردهای این پرینترها هنوز آنقدر که باید گسترده نشده. تکنولوژی جدید است و شدیدا در حال تغییر اما شکی نداریم که آینده دنیا را تغییر خواهند داد. شما با این پرینترها خواهید توانست قطعات خراب شده ماشینتان را پرینت بگیرید و ماشینهای قدیمی را دوباره زنده کنید. میتوانید لوازم خانهتان را خودتان طراحی کنید. مثل یک سایبرپانک واقعی قاب عینکتان را با پرینتر بسازید یا برای لپتاپ تان یک قاب شخصی شده سفارش دهید. در اصل این دستگاه اجازه خواهد داد ایدههای شما مستقیما به جسم فیزیکی تبدیل شوند. نگران قیمت هم نباشید. درست مانند سرویس های پرینت، در ابتدا سایتهایی مثل i.materialise.com یا shapeways.com جایی خواهند بود برای به اشتراک گذاشتن طرح یا آپلود طرح و دریافت جسم.

شکی ندارم که اگر این آویزطراحی شده توسط خودتان را روی سایت آپلود کرده بودید و فقط با چند ده هزار تومان میتوانستید نمونه واقعیاش را تحویل بگیرید و هدیه بدهید واقعا خوشحال بودید چه برسد به اینکه این حباب زیبا را پرینت میگرفتید و در خانه میگذاشتید:

برای دیدن حجم زیادی از نمونههای دیگر (که با هزینههایی در حد سی هزار تومن نیز قابل دریافت هستند) سری به این آرشیو بزنید و فراموش نکنید که این مطلب را نه به عنوان گجت بلکه به عنوان معرفی یک شیوه زندگی خواندهاید؛ شیوهای که در آن بیشتر و بیشتر شروع خواهیم کرد به سفارشی کردن وسایل دور و اطرافمان و ارزش نهادن به خلاقیت در زندگی. بعضیها آمدن چاپگرهای سه بعدی را با آمدن دستگاههای چاپ مقایسه میکنند و معتقد هستند که بشر به زودی وارد مرحلهای خواهد شد که میتواند هر چیزی که به ذهنش میرسد را واقعی کند. حتی آگر آن چیز این باشد:
