در سریال فرندز، یک جایی هستن که از جوی می پرسن اگر قرار باشه یا سکس یا غذا رو کنار بذاره، کدوم رو انتخاب می کنه.. جوی جواب می ده:

(: واقعا هم نمی شه انتخاب کرد. حتی شاید بهتر باشه این دو تا رو به هم وصل کرد:

در دفاع از آزادی کیبرد
در سریال فرندز، یک جایی هستن که از جوی می پرسن اگر قرار باشه یا سکس یا غذا رو کنار بذاره، کدوم رو انتخاب می کنه.. جوی جواب می ده:

(: واقعا هم نمی شه انتخاب کرد. حتی شاید بهتر باشه این دو تا رو به هم وصل کرد:

ما که جوونتر بودیم خیلی چیزها در کشور در حد رایگان بود. آموزش، درمان، غذای اولیه، آب آشامیدنی، هوای پاک (این روزها اگر هوا در جایی پاک بخواین زمینش متری ده میلیون است)، حمل و نقل، آب و برق و گاز و خیلی از خدمات زیرساختی. بخشی از این جریان تاثیر چپها در انقلاب بود که معتقد هستن دولت اصولا دولته که این خدمات رو بده و بخشی هم باقی مانده از زمان شاه و بخشی هم فضای انقلابی ای که قرار بود آب و گاز و برق رو نه فقط نزدیک به رایگان، که کلا مجانی کنه (:
در اون دوران وقتی مشکلی بود هیچ کس صداش در نمی یود چون همه می گفتن «دولت پول نفت رو داره و هرکار بخواد می کنه. هر وقت مالیات می دادیم اون موقع دولت از ما حساب می بره» و اتفاقا خنده دارش هم همین ایده بود که دولت یک چیزی بیرون از ماست که قراره در شرایط خاصی از ما حساب ببره.. خوشبختانه ما هیچ وقت خودمون رو بخشی از دولت ندیده بودیم اصولا.
اما بعد مالیات ها شروع شدن. مالیات ارزش افزوده، مالیات خیابون، مالیات ماشین، مالیات فاضلاب، مالیات بر درآمد، مالیات علی الراس، مالیات شهرداری، مالیات واردات خودرو، مالیات خانه های خالی(؟!)، بیمارستان های خصوصی، آموزش «غیرانتفاعی»، دوره های پولی آموزش عالی، و …. و پول همه چیز رو هم که دیگه خودمون دادیم.. از شیر نیمه واقعی که دیگه تو پلاستیک نمی فروختن تا پول بنزین که با کشورهای اروپایی مقایسه می شد و پول آب که با عربستان برابری می کرد (و کسی نمی گفت تو عربستان بنزین تقریبا مجانی است و تو ایرلند آب تقریبا مجانی). عملا دیگه دولت اون هنر «خرج کردن پول نفت برای راحتی مردم» رو هم نداشت و خودمون هر پولی که قرار بود برای راحتی مون خرج بشه رو باید می دادیم و حتی یک چیزی هم می ذاشتیم تو جیب دولت که بتونه هنرنمایی های مختلف کنه… مثلا ساخت سایت های کاربردی.
و از اینجاست که تازه بحث خلاصه ما شروع می شه. مثلا من دیروز داشتم تلاش می کردم کشف کنم پیش شماره ۴۳۱ که به من زنگ زده و جواب ندادم از کجاست. سرچ منو می رسونه به سایت مخابرات استان تهران و این صفحه مهمل:

که دقیقا برعکس چیزی است که من می خوام و صفحه معکوسی هم وجود نداره. چیزی که من لازم دارم چیه؟ این:

که پایینش همه شهرها و شمارههاشون باشه و من بالا بتونم فیلتر کنم چی می خوام.. یا حداقل حداقل حداقل یک صفحه مشابه همونی که خودشون درست کردن ولی برعکس که توش بتونم پیش شماره رو انتخاب کنم (یا تایپ کنم) و اسم شهر / استان رو بگیرم یا اصولا یک صفحه ساده که همه رو نوشته باشه و من با سرچ خود براوزرم توش بگردم. جالبه که ساخت اچ تی ام ال پنجی این صفحه به شکل ریسپانسیو و هر مد روز و جینگولک بازی دیگه، برای کسی که بلد باشه زیر سه چهار ساعت وقت می بره. بخشی از حرفم اینه که مخابرات استان تهران عزیز، همین الان به یکیت تو بخش آی تی بگو این صفحه رو به شکلی کاربردی تغییر بده و آخر روز هم اگه نه، آخر هفته ازش بپرس ببین تموم شده یا نه! ولی این همه حرف من نیست.
حرف اصلی من اینجا اینه که واقعا توی چه پروسه ای ساخت سایت مخابرات استان تهران داده شده به کسی که این حداقل درک از تجربه کاربری رو نداره. البته الان می شه دیگه مدعی بود که همه اینها شرکت های خصوصی هستن و هر کاری بخوان می کنن ولی کماکان می شه پرسید که چطوری در چه پروسه ای پولی که من دادم تا این شرکت ها تاسیس بشن به یک شرکت خصوصی واگذار شده و چرا هیچ کس دیگه حق نداره باهاشون رقابت کنه و سرویس بهتری بده؟
و البته خوشبختانه شهرداری هنوز شرک خصوصی نشده (: و این سایتشه که چالیست عزیز برام فرستاده:

که اگر طراحی وب بلد باشین می بیینین طراح محترم حتی نمی دونسته که float رو نمی شه اینطوری به td داد و به گفته چالیست «خیلی خیلی غم انگیزه. حس می کنم شاید بشه تو یه مطلب در موردش نوشت و تذکر داد به مترو. پولی که میدن به هرحال از جیب من و شما می ره».
بله. امیدوارم حداقل با مالیاتی که می گیریم اجازه داشته باشیم بپرسیم طبق چه پروسه ای اینهمه برنامه نویس و طراح خوب باید له له پروژه بزنن و بعد پروژه های دولتی چنین کیفیتی داشته باشن. واقعا برام سواله که اینها با مناقصه داده می شن به شرکت ها؟ داخلی انجام می شن؟ یا چی؟ در یک کشور درست باید یک دولت کوچیک تصمیم بگیره که لازمه م یک سایت با فلان کیفیت داشته باشیم و بعد در یک مناقصه بهترین شرکتی که اونکار رو انجام می ده با حداقل هزینه اون کیفیت رو تحویل بده. مطمئن باشین در صورتی که چنین اتفاقی بیافته کلی از آدم هایی که فکر میکنن باید بذارن از ایران برن، فردا می رن شرکتشون رو ثبت و تو این مناقصه ها شرکت میکنن.
دوستی پرسیده چطوری می تونیم صدا رو تغییر بدیم به شکلی که صدای گوینده شناخته نشه. جالبه بدونیم که اینکار اصلا راحت نیست و سالها بعد از اینکه رمزنگاری مدرن کشف شده بود، دانشمندانی بسیار مشهور هنوز داشتن روی این کار می کردن که چطوری می شه صدا رو رمز کرد به شکلی که فقط خودمون بتونیم بفهمیم چی گفته می شه (راه حل نهایی؟ یکسری سرخپوست پیدا کنیم که به زبونی حرف می زنن که کس دیگه در دنیا حرف نمی زنه و بهشون بگیم بیان بیسیم چی ما بشن!)
اما این مشکل رو [تاحدی] می شه حل کرد. یعنی می شه روی صدا افکتهایی گذاشت که کمی بمتر، کندتر و اکودارترش کنن و در نتیجه شناختنشون برای کسی که نمیشینه با افکتهای معکوس اونها رو زیرتر، سریعتر و بدون اکو کنه و به صدای اصلی برسه، سخته.
برنامهای که من در این مورد استفاده می کنم که مثلا توی مصاحبههای صوتی ترجمه شده که می خوام برای رادیو بخونم، با دو صدا مصاحبه رو ضبط کنم برنامه آزاد و بازمتن sox است که علاوه بر اجرا شدن در اکثر سیستم عاملها، قابلیتهای جالبی داره از جمله اینکه می تونه با مفهوم پایپ، اصولا ورودی و خروجیها رو از هر چیزی بگیره و به هر چیزی بفرسته در نتیجه مثلا باید بشه بهش گفت که ورودی رو از میکروفون بگیره و خروجی رو تحویل برنامه ضبط کننده صدا بده یا خودش ضبط کنه اصولا.
نصب روی لینوکسهای دبیانی (از جمله اوبونتو) به این شکل است:
$ sudo apt-get install sox
و استفاده برای تغییر صدا به یک صدای بم نسبتا ناشناس چیزی شبیه این:
$ sox input.wav -d pitch -700 contrast 100 echo 0.8 0.88 6 0.4 chorus 0.5 0.9 50 0.4 0.25 2 -t 60 0.32 0.4 2.3 -t 40 0.3 0.3 1.3 -s phaser 0.89 0.85 1 0.24 1 -t
که فایل input.wav رو با صدایی بم و کمی تاخیر دار پخش می کنه.

اپل نتایج سه ماهه اول سال مالی ۲۰۱۵ رو منتشر کرده و نتایج اعجاب آورن.
با عرضه آیفون و آیفون ۶ که طراحی و سایزی امروزی تر دارن، اپل بیشتر از هر دوره دیگه ای گوشی فروخته چون احتمالا اکثر کسانی که گوشی قدیمی داشتن، تصمیم گرفتن گوشیهای جدید رو بخرن و آدمهای جدیدی هم وارد اکو سیستم شدن.
اما این همه ماجرا نیست. اگر ما سود فصلی شرکت از فروش مک بوک ها، مک و اپ استور (و چند محصول دیگه) رو با هم جمع کنیم به عدد عظیم ۱۸.۰۴ میلیارد دلار می رسیم که به ادعای تک کرانچ بالاترین سودی است که در سود فصلی هر شرکتی ثبت شده.
کسی که حالا اپل ازش جلو زده، کمپانی گاز طبیعی گزپروم (Gazprom) روسیه است. جالبه که اگر به گزارش تاریخی نگاه کنیم و سود سه ماهه شرکت ها در تاریخ های مختلف رو بنویسیم و سورت کنیم، پنج رتبه از بیست رتبه اول مربوط به اپل است و تمام پونزده رتبه دیگه مربوط به شرکت های گاز!
در این دوره اپل ۷۴.۵ میلیون آیفون فروخته و سود سال به سالش ۳۰٪ بالاتر رفته. البته فراموش نکنیم که این آمار سه ماهه است و اپل چنین سودی رو در همه سال نداره بلکه این پیکها در زمان ارائه نسخه جدید محصولات دیده می شن.

با کمال شرمندگی من تا دیروز اصولا محسن شریفیان رو نمی شناختم ولی از صبح امروز تا الان با افتخار و خوشحالی دارم آلبوم جدیدش به اسم دینگو مارو که موسیقی بوشهری (به سبک مدرن؟) است و هدیه جاوید مومنی رو گوش می دم. حالا چی؟
همین پنجشنبه خواننده عالی یعنی محسن شریفیان با گروه امید حاجیلی داره می ره کرمان و منطقا اگر اون حوالی هستین پیشنهاد می کنم همین حالا برین به سایت کرمان کنسرت و بلیت رو بخرین
نکاتی چند:
– هی دست دست کردم این رو بنویسم یا نه چون معرفی و تبلیغ وبلاگ زیاد شده ولی البوم دینگو مارو اینقدر باحال بود که حیفم اومد این معرفی رو از دست بدم.
– لینک آلبوم دینگو مارو در بیپ تونز
– سایت گروه موسیقی لیان که بسیار قشنگه و پیشنهاد می شه سری بهش بزنین

بسیاری از فلاسفه قدیم به شکلی از چهارعنصر اصلی تشکیل دهنده جهان برای توضیح الگوهای موجود در طبیعت اعتقاد داشته اند. شکل یونانی این اعتقاد که به دوران پیش از سقراط بازمیگردد در طول قرون وسطی و رنسانس نیز به حیات ادامه داد و تاثیر خود را بر اندیشه و فرهنگ اروپایی برجای گذاشت. البته این اعتقاد به چهار عنصر بسیار پیش از این در ایران، هند، چین و خاور دور نیز حضور داشته اند و به راحتی میتوان حضور آن را در عقاید زرتشتی، بودایی، هندو و تقریبا تمامی ادیان سری (Esoteric) نشان داد.
در یونان باستان، چهار عنصر اصلی، آتش، خاک، هوا و آب بودند که این الگو تقریبا در همه جا تکرار شده است. افلاطون از این عناصر را دارای ریشههای پیشا-سقراطی میداند. نمودار روبرو نشان دهنده خصوصیت هر یک از این چهار عنصر است:
به گفته گالن (Galen) این عناصر توسط هیپوکراتوس (پدر پزشکی مدرن) برای توضیح بدن انسان به عنوان چهار نوع مزاج گوناگون به کار رفته است : صفرای زرد (آتش)، صفرای سیاه (خاک)، خون (هوا) و بلغم (آب).
بعضی کیهان شناسان عنصر پنجم (اثیر یا اتر) را نیز به چهار عنصر فوق الذکر اضافه کرده اند. از جمله ارسطو که با اعتقاد به اینکه آب، باد، هوا و خاک عناصر زمینی و فساد پذیر هستند، ستارگان را از اثیر / اتر میدانسته. اثر (Aether) در یونانی از ریشه Eternity (ازلی و ابدی) گرفته شده است.
لازم به ذکر است که بعضی متخصصین امور خفیه (Occultist) امروزی، این چهار عنصر ابتدایی را نمادی قدیمی از چهار حالت ماده دانسته اند. خاک برای جامد، آب برای مایع، هوا برای گاز و آتش برای پلاسما.
محققان درباره مشابهت این چهار عنصر بنیادین در بسیاری از فرهنگها تذکر داده اند که این چهار عنصر پایه حیات برای انسانها بوده اند. خاک، غذای ما را تامین میکرده، آب و هوا لازمه ادامه حیات ما بوده اند و خورشید و آتش، گرما بخش زندگی بوده اند پس طبیعی است که بسیاری از گرایش های دینی، مفاهیمی خاص برای این چهار عنصر ابداع کنند یا حتی فلاسفه این چهار عنصر را عناصر اولیه جهان بدانند.
نکته : ارزشمند است بدانیم که در هندوئیسم و در سنتهای ژاپنی، عنصر پنجم فضا (Space) و تهی (Void) است.
خاک یا زمین یکی از عناصر اربعه جهان باستان در فرهنگ یونانی و بسیاری از فرهنگ دیگر باستانی است. خاک سرد و خشک است و بر اساس نظر افلاطون با معکب مرتبط است.
در سنت ویکا (ویکان؛ نوعی رجعت مدرن به ادیان چند خدایی جهان پیش از مسیحیت) خاک با جهت شمال، فصل زمستان و رنگ سبز مرتبط است. خاک معمولا با مربع سبز، طبل، پوست حیوانات، سکه، طلسم پنج گوش، شیر، ضربان قلب، جواهرات، استخوان و چوب بلند نمایش داده می شود. خاک نمایش دهنده قدرت، وفور، پایداری و زنانگی است. در مناسک خاک از طریق دفن کردن اجسام در آن، گیاهها یا ساخت اشکال با چوب یا سنگ حضور پیدا میکند.
تجلی عنصر خاک معمولا به شکل گیاهان و درختان، کوهها، جنگل، غار و باغ است. در میان حیوانات نیز گوزن، گاو نر، خوک ماده، خرس و مار و تمامی حیوانات زندگی کننده زیر خاک یا نقب زن (مثل موش کور و خرگوش) نمایندگان عنصر خاک هستند. موجودات علوی ای همچون فاون/ساتیر(موجود نیمه بز و نیمه انسان)، دیو و گورزاد (Gnome) و حوری و جن جنگلی نیز با این عنصر مرتبط هستند. مکان خاک در پنج ضلعی (پنتاگون) در سمت چپ پایین است. در چین و ژاپن عنصر زمین توسط لاک پشت، در آزتک ها با خانه، در هندو با نیلوفر آبی، در یونان با چرخ و در مسیحیت با گاو نر نشان داده می شود.
حضور نماد خاک، نشان دهنده امور مالی، تجاری، پولی، خانه، فامیل و امنیت فیزیکی است. مشخص است که اطمینان مالی نیز بخشی از امنیت دنیای فیزیکی به شمار می رود. لازم به ذکر نیست که عنصر زمین، بخشی از «مادر زمین» است و به همین دلیل کاملا مرتبط با طبیعت و هر چیز که شکلی مادی داشته باشد بخشی از این طبیعت به شمار می رود
آب یکی از چهار عنصر کلاسیک یونان باستان و بسیاری دیگر فرهنگ های جهان است. آب سرد و تر طبقه بندی می شود و بنا بر نظر افلاطون، با بیست وجهی مرتبط است.
در سنتهای ویکا (شکلی از ادیان مدرن چند خدایی که به مفاهیم پیشا-مسیحی رجعت میکنند و از دید مسیحیان به جادوگری می پردازند) آب با جهت غرب، فص پاییز و رنگ آبی مرتبط است. این مفهوم گاهی با یک هلال آبی، جام، زنگ، صدف، سنگ صفیر و لاجورد، اشک و دیگهای بزرگ بازنمایی میشود. آب در علوم سری نشان دهنده هیجانات و احساسات، علم، روح و زنانگی است. در مناسک آب معمولا با ریخته شدن روی اشیای دیگر، دم کردن، جادوهای شفا بخشی، حمامهای رسمی و رها سازی اشیا در تلاطم آب، کاربرد پیدا میکند.
در اندیشه تائوئیستی، آب بازنمای هوش و فرزانگی است اما حجم زیاد آن میتواند باعث مشکل شدن انتخاب و پیگیری امور شود. عنصر آب، به راحتی میتواند بر عنصر آتش فایق شود ولی خود تحت سلطه عنصر خاک است.
آب به شکل رود، دریا، اقیانوس، دریاچه، فوران، مه، نوشیدنیها و باران ظاهر میشود. در میان حیوانات دلفین، فوک، لاک پشت و انواع ماهی نشان دهنده آن هستند. همچنین موجودات علوی ای همچون پری دریایی (Undine/Mermaid)، حوری دریایی (Oreade/Naiad) و اژدها و ماردریایی نیز با آب مرتبط هستند. در پنج ضلعی (پنتاگرام) مکان آب در سمت راست بالا است. در چین و ژاپن لاک پشت سیاه نماد آب است. در دین آزتکی، عصا و درهندوئیسم، یک جام خون.
اگر برنامه نویس پایتون، اندروید و آی او اس هستین و اگر به سرویس های مدرن علاقمندین و اگر دوست دارین تو یک تیم خوب کار کنین، فرصت شغلی زیر بسیار مناسبه. پیشنهاد می کنم حتی اگر خودتون نمی خواین شر کنین تا شاید به کسی که لازمش داره برسه. کل جامعه برنامه نویس باید از همدیگه حمایت کنن تا شرایطمون بهتر و بهتر بشه.

ما تو شرکت مدیاسان این جوری کار میکنیم:
اگه به همکاری با ما علاقه دارین و
هستین لطفاً رزومهتون رو به نشانی jobs@mediasun.ir بفرستین.
سایت دونیت رو حتما می شناسین، جایی برای کمک مالی به پروژه های خوب که منم قبلا معرفی اش کردم. اما حالا یک کمپین بسیار مهم در جریانه که کمک های کوچیک من و شما می تونه توش تغییر بزرگی ایجاد کنه: کمپین کمک به تجهیز مدرسه روستای عاشقلو.
واقعیت اینه که در کشور ما برابری آموزش وجود نداره و آدم هایی هستن که امکاناتی بسیار بسیار محدودتر از ما دارن. من اولین کامپیوترم رو در شش هفت سالگی داشتم و باهاش برنامه نوشتم و به این دنیا علاقمند شدم و مایه خجالتم است که یک بچه دیگه که ممکنه همین علاقه رو داشته باشه به ساده ترین چیزها هم دسترسی نداره و هیچ وقت ممکنه حتی متوجه علاقه / استعدادش هم نشه.