استفاده از اطلاعات فیت‌بیت مقتول برای کشف هویت قاتل دیو سیرت

تو جادی.نت خبرهای زرد کم داریم! ولی خب گاهی خبرهای زرد به ما مربوط می‌شن. عنوان این خبر در واقع باید باشه «شوهر دیو سیرتی که همسرش را کشت / به همراه عکس» ولی خب چون من ازش عکس نداشتم و ماجرای قتل هم خیلی مهم نبود، روی موضوع اصلی مرتبط به خودمون مانور دادیم: اطلاعات دستبند ضبط کننده حرکات یا همون فیت‌بیت.

ماجرا اینه که آقایی به پلیس زنگ زده، گفته یک دزد وار خونه شده، اونو به صندلی بسته و همسرش رو با گلوله کشته. اما این آقا تونسته در لحظه حساس خودش رو آزاد کنه، قاتل رو فراری بده و به پلیس زنگ بزنه. پلیس آقای دابات رو در حالی پیدا می کنه که یک دست و یک پاش به یک صندلی تاشو بسته شده بود و همسرش با گلوله به قتل رسیده بود. اما الان آقای دابات به اتهام قتل همسرش در حال دادگاهی شدن است.

شواهد تقریبا به طول کامل علیه دابات هستن: سگ پلیس اثری از بوی آدمی غریبه توی خونه پیدا نکرده، تفنگی که ازش شلیک شده دو ماه قبل توسط خود ایشون خریده شده و برای ما از همه جالبتر، اطلاعات فیت‌بیت بسته شده به مچ مقتول که نشون می ده مقتول یکساعت بعد از زمانی که شوهر مدعی شده دزد شلیک کرده، در حال راه رفتن بوده.

این جمع آوری دائمی اطلاعات چیزی شبیه به یک شمشیر دو لبه است. از یکطرف به ما اجازه می ده در مواردی که لازم داریم بهش رجوع کنیم و از اونطرف باید بدونیم مرزش کجا باید متوقف بشه تا یکسری آدم مدعی نباشن حق دارن همه اطلاعات یکسری دیگه رو به بهانه امنیت، سلامت، رفاه و … خودشون جمع کنن. در واقع این جمع آوری لازمه در پروسه ای دموراتیک،‌ مورد توافق و شفاف انجام بشه و پروسه ای از بالا به پایین نباشه.

مرتبط: اگر هنوز در هیجان بیگ دیتا هستین،‌ باید بگیم که در همین لحظه قشنگ، یادگیری ماشینی در گوگل ترندز به بیگ دیتا رسیده (:

بیلبوردهایی علیه کسانی که پرایوسی ما در اینترنت رو فروختن

چند وقت قبل در این مورد نوشتم که حالا آی اس پی های آمریکا حق دارن اطلاعات ما رو به تبلیغات چی ها بفروشن. آمریکایی ها از این قضیه بسیار ناراضی شدن؛ و البته همه دنیا. این رای تقریبا علیه خواسته اکثر آدم ها بود، از هر حزب و گروهی اما چرا سیاستمدارها بهش رای دادن؟ چون مستقیمابه پول ربط داشت و خیلی جاهای دنیا هست که سیاستمدارها خودشون رو مستقیما به پول می‌فروشن – به همین خاطره که کسی که پول رو کنترل می کنه،‌ در نهایت کشور رو کنترل می کنه.

اما خب بعضی جاها آزادی بیان هم هست. در این موارد آدم ها میتونن کارهای جالبی بکن. مثلا گروهی به اسم نبرد برای آینده اومدن با کراودفاندینگ چهار تا بیلبورد در مسیر بازگشت به خونه چهار نفر از کسانی که پول های زیاد از مخابرات گرفتن نصب کردن و گفتن این آدم چقدر پول از شرکت های مخابراتی گرفته و چه رای ای داده و اگر می خواین ازش بپرسین چرا، شماره اش فلانه. البته وقتی می گیم پول بزرگ منظور پول بزرگ در اون سطح از سیاست آمریکا است که مثلا می شه یک میلیارد تومن (:

امروز چهارم می، روز جهانی جنگ ستارگان است

امروز چهارم می است. متاسفانه ماجرای کشته شدن کلی معدن چی رو داشتیم که حال و حوصله ای برای کارهای گیکی باقی نمی ذاره. طبق قانون کار ایران هر کسی که برای کار و خدماتش حقوق می گیره، کارگر است. در واقع همه ما برنامه نویس هایی که حقوق می گیرم هم جزو کارگرها هستیم و منطقا باید اول ماه می تعطیل می بودیم؛ که خب در نبود اتحادیه و غیره، به این حق نمی رسیم. اما وضع کارگرهایی که کارهای یدی یا سخت انجام می دن بدتره. ما حداقل می تونیم تا حدی قدرت چانه زنی فردی داشته باشیم یا در محیط های کاری راحت کار کنیم و …

به هرحال. هوم.. امروز چهارم می است یا به قول خارجی ها 4th of May که تلفظش می شه «فورث آو می» که خیلی نزدیک است به «May the 4th be with you» که شعاری مهم در جنگ ستارگان است. امروز رو توی جهان روز جنگ ستارگان می دونن و فرهنگ و اخبار خودش رو هم داره. درسته که توی ایران روز مهملی شد ولی به هرحال زندگی ما همینه دیگه.

توضیح: دوستانی ایمیل می زنن و کامنت می ذارن که اصطلاح درست، May the force be with you است. کاملا هم درست می گن. در متن من نوشته ام 4th تا برسونم که به وجه شبه اشاره می کنه برای کسانی که استاروارز رو می شناسن. در کامنت ها توضیح کاملتری هست.

اینستاگرامی‌های مشهور، واقعیت بدنشون رو به شما نشون می دن

اینستاگرام برای خیلی ها جایی است برای ایده گرفتن و تشویق شدن به زندگی سلامت تر. صفحه های مختلف از نکات ورزشی و بهداشتی می گن و آدم هایی هم شروع می کنن با گذاشتن عکس‌هاشون، توصیه های ورزشی و فیتنس کردن. راستش برای من هم گاهی جذاب و انگیزه بخش است ولی در نهایت یک موقع که نشسته ام از بالا به شکمم نگاه می کنم و با خودم می گم «ای بابا…!»

حالا یکسری آدم – شامل همون هایی که عکس های فیتنس روحیه بخش تو صفحه شون می ذارن – شروع کردن به گذاشتن دو تا عکس کنار همدیگه: اولی عکسی که بهتر از همه در اومده و قراره منتشر بشه و دومی عکسی که چند لحظه قبل یا بعد از فریم قبلی، گرفته شده. اونها اینکار را می کنن تا یادآوری کنن که حتی اونی که کارش منتشر کردن عکس های «خوش هیکل»ش است هم در حالت «عادی» شکم و چربی و چروک و … داره و پشت هر عکس «خوب»، یک نور عالی، عکاس خوب، شانس خوب و ده ها عکس «بد» وجود داره.

این مجموعه عکس باحال به شما می گه که.. بذارین از زبون خودشون بگم:

ما به هیچ وجه نباید خودمون رو با بهترین عکس های یک نفر مقایسه کنیم. در نهایت حتی مدل های توی مجلات هم شبیه عکسی که ازشون چاپ شده نیستن.

پس یادمون باشه در عین رعایت سلامت و اهمیت دادن به ورزش، لازم نیست نگران این باشیم که چرا بدن ما بیست و چهار ساعته شبیه کسی که یک عکس فلان شکلی داره نیست (:

مرتبط:
بدن پرفکت ویکتوریا سکرت
شعر شاعر هندی در مورد موی بدنش
آرزوی سیندی کرافورد

جادی.تی وی: ویدئوی آموزشی نصب آرچ لینوکس

آرچ لینوکس خوبیه. با منابع بزرگ و ساختار بانمک. آرچ به شما اجازه می ده قدم به قدم لینوکس خودتون رو بسازین. نه از خیلی اون پایین مایین ها و نه خیلی از اون بالامالاها. آرچ شاید برای یک حرفه ای توزیعی بسیار قابل شخصی سازی باشه ولی در این دو تا ویدئو، جذابیت اصلی آرچ برای ما اینه که اجازه می ده درک کنیم یک توزیع گنو/لینوکس از چه اجزایی ساخته شده. در این دو تا ویدئو که تقریبا یکساعت می شن، ما یک آرچ گرافیکی نصب می کنیم و درک خودمون از اجزای یک گنو/لینوکس رو بهتر می کنیم. با هم باشیم!

و حالا توی قسمت دوم محیط گرافیکی رو بالا میاریم:

در آپارات:

در یوتوب:

رادیوگیک شماره ۷۳ – جوراب شلواری ۳ – پریود و پی ام اس

در این شماره قسمت سوم رادیوجوراب شلواری رو با هم گوش می دیم. در مورد یکی از عادی ترین چیزها و یکی از تابوترین چیزها: پریود. اما نگاه ما نه آموزش جنسی است نه بررسی علمی و دقیق. رادیوگیک در شاخه جوراب شلواری سعی می کنه یادآوری کنه که ما چه چیزهایی رو باید بدونیم ولی انگار روشون نشده بهمون درسش بدن! شماره پریود منطقا برای همه سنین توصیه نمی شه… شاید بالای ۱۳ سال. در همین شماره، به شباهت‌ مارکسیسم، پی ام اس و الکل هم اشاره می‌کنیم.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

فرصت کاری در شرکت عدد؛ از تولید کننده محتوا تا لینوکس و توسعه دهنده و برنامه نویس

حدسی درباره دلیل فیلتر شدن تماس صوتی تلگرام

دیروز پریروز تلگرام تماس صوتی اش رو راه انداخت. بعد همه گفتن «ما فیلتر نکردیم» ولی خب فیلتر بود. بالاخره امروز یکی از چندین نهادی که می تونن، اعلام کرد که اون دستور فیلترینگ داده و معلومه که چنین امر خطیری تاخیر بر نمی تابه.

اما سه نکته جالب داره:

  • قبل از اینکه مردم شروع کنن استفاده فیلتر شد. سرعت عمل باعث شد نارضایتی کم بشه چون اصلا ماجرا درک نشه.
  • اینکه فقط یک نهاد بگه «باید فیلتر بشه» کافیه که همه اطاعت کنن و فیلتر کنن؟ بهتر نبود قانون فیلترینگ وابسته به اقناع بین خود سانسورچی ها باشه حداقل؟ یعنی حتی یک نظر مثبت در مقابل چند نظر منفی، باعث سانسور چیزی نشه.
  • به نظرم بحث خیلی امنیتی نیست. الان اگر کسی بخواد به روشی «امن» ارتباط برقرار کنه احتمالا آمریکا هم نمی تونه به این راحتی ها شنودش کنه. به نظر شخصی خودم فیلتر شدن مکالمه صوتی تلگرام اونم با این سرعت عجیب در واقع دفاع از آخرین سنگر کلاسیکی است که اپراتورهای موبایل ایران دارن ازش پول در میارن: مکالمه با خارج. انواع سرویس های مکالمه با خارج هنوز بسیار گرون هستن و درآمدهای زیادی به جیب مخابرات چی ها می فرستن در حالی که عملا نیازی بهشون نیست. برگ برنده مخابرات چی ها در این ماجرا اینه که مردم عادی هنوز عادت نکردن به تماس صوتی روی اپلیکیشن ها و در نتیجه هنوز وقتی اکثریت می رن خارج یا با خارج کار دارن به شکلی در نهایت از تلفن مرسوم زنگ می زنن. این روزها که همه تلگرام دارن، اگر فقط یک ماه می گذشت اکثریت یاد می گرفتن که برای زنگ زدن هم از تماس صوتی تلگرام [و بقه چیزها] استفاده کنن و این مساله خیلی سریع در تماس های داخلی هم باب بشه و عملا تنها تفاوت یک اپراتور با یک آی اس پی می شد امکان تلکه کردن خورد خورد مشتری ها با اسمس و این جور چیزها. بدون شک حدس منه.