بایگانی برچسب: s

هزاران #دوچرخه سوار برهنه در حمایت از خیابان‌های امن تر

تظاهرات دوچرخه سوارها شکل‌های مختلف داره. گاهی مثل سه شنبه‌های بدون خودرو، فقط توی خیابون بودنشون دفاع از حقشون است. گاهی برای اثبات اینکه نیاز به خط دوچرخه هست با لوله بازکن دستی برای خودشون خط درست می کنن و گاهی هم، در روز جهانی دوچرخه سواری برهنه، به خیابون میان!

در پانزدهمین دوره‌اش، امسال هم مراسم جهانی دوچرخه سواری لخت با دو هدف برگزار شد: ۱. تشویق به دوچرخه سواری و ۲. تشویق به راحت بودن با بدن. هدف اول که نیازی به توضیح نداره. دوچرخه ها کیفیت شهر رو بالا می‌برن. اما در مورد دوم ایده اینه که دیدن بدن‌های مختلف اون توهم «همه خوشگلن جز من» که پورنوگرافی و تبلیغات به آدم‌ها می ده رو از بین می بره و یادمون می ندازه که اینقدر نگران بدنمون نباشیم و باهاش احساس راحتی کنیم – حالا شاید خیلی اکستریم بر اساس برداشت های ما از انسان (:

اما دلیلی که اینو نوشتم، تظاهرات سائوپائولو بود. توی برزیل هزاران نفر به خیابون اومدن و تا جایی که دوست داشتن برهنه دوچرخه سوار شدن تا علاوه بر مسائل قبلی، امنیت دوچرخه سواران رو هم به یاد طراحان شهر بندازن. با شعارهایی مثل «وقیح، بی اهمیت بودن امنیت ما است»‌ (ترجمه نسبی) و «عجله شما به قیمت جان آدم‌ها تمام می‌شود». و البته ما برای برزیلی ها که نمی‌تونیم مستقیما کاری بکنیم ولی دیدن دنیا، بهمون می گه کجای دنیا هستیم (: از این به بعد از دوچرخه بیشتر می نویسم.

به بهانه شارژ یک ماهه شوهر از طریق بوسیدن پا: فتیش شما منحصر به شما نیست، ولی همه هم ندارنش

فتیش کلمه بسیار جالبیه و در جاهای مختلف کاربردهای فوق العاده داره. مثلا توی انسان‌شناسی، فتیش شیئی است که تصور می شه قدرت‌های فوق طبیعی داره. توی خیلی از ادیان و باورها، چیزهایی که انسان‌ها ساختن رو طوری نگاه می‌کنیم که انگار نیروی ماورای انسان‌ها پیدا کرده. همین کلمه فتیش توی اقتصاد سیاسی به شکل فتیشیم کالایی دیده می‌شه. مفهومی که به یک پدیده عجیب اشاره می‌کنه: اینکه حین تولید یک کالا، ما کم کم فراموش می کنیم که کاربرد اون کارا برای انسان‌ها چیه یا چطوری انسان‌ها دست به دست هم می دن تا کالا رو برای مصرف تولید کنن و می ریم به سمت اینکه انگار اون کالا یه چیز مستقل است که خودش ارزشی مستقل داره؛ حتی شروع می کنیم به جای «حسین» می‌گیم «اونی که آیفون ایکس خریده».

اما این کلمه توی دنیای سکس هم هست. فتیش توی دنیای سکس هم تعریفی تقریبا مشابه داره: چیزی که ارزشی خاص پیدا می کنه. مثلا در حالت عادی بوسیدن پا یک بوسیدن ساده است ولی ممکنه این برای یک نفر فتیش جنسی باشه: بوسیدن پا تبدیل بشه به بخش خیلی مهمی از سکس یا یک علاقمندی که سکس رو خیلی جذابتر می‌کنه. آدم ها فتیش‌های متنوعی دارن و کسی هم دقیقا نمی دونه چرا. مثلا اینها بعضی از فتیش‌های مرسوم هستن:

  1. علاقمندی خاص به پا
  2. علاقمندی خاص به چرم
  3. بازی با ادرار
  4. فیلم‌گرفتن از رابطه
  5. تظاهر به تفاوت سنی

روانشناس‌ها برای اشاره به این ماجرا از پارافیلی استفاده می‌کنن که جزو بیماری‌ها هم نیست و شرایط هر کس است. البته اگر از حد خاصی بگذره یا ناتوانی در رابطه غیرفتیش ایجاد کنه و غیره و غیره ممکنه نیازمند کمک گرفتنی جدی‌تر باشه.

اما برگردیم به فیلم. در این هفته فیلمی دست به دست می‌شه که توش خانمی در تلویزیون جمهوری اسلامی توضیح می ده که زن اگر می‌خواد مردی رو تا یک ماه شارژ کنه خوبه پاهای اون مرد رو ببوسه. اینکه این بحث ضد زن و زشت و مسخره است به کنار. اینها همه هست چون از تلویزیون رسمی به همه زن ها از طرف یک کارشناس توصیه می شه. اما نکته جالب این است که:

اگر شما فتیشی دارین، مطمئن باشین که اون فتیش منحصر به شما نیست. اما این رو هم بدونین که اون فتیش همه نیست. هر چقدر هم شما فکر کنین بهترین چیز دنیا است، از نظر بقیه ممکنه کاملا غیر سکسی و بیمزه و حتی توهین آمیز باشه.

در واقع کاملا ممکنه این خانم و شوهرش از اینکه خانم پای همسرش رو می بوسه به اوج لذت برسن و بینشون لینکی برقرار بشه که هیچ چیز دیگه نتونه باهاش رقابت کنه. اما مشکل اینجا ست که این خانم همین رو به همه توصیه می‌کنه، حتی به عنوان راه حل کسی که کتک می خوره. مشکل اصلی اینجاست که این خانم نمی دونه که این رابطه خاص خودش و شوهرش مربوط به خودشون دو تا است و ظاهرا غافل است از اینکه فتیش هر کس یه مساله شخصیه. این عمومی دونستن فتیش جنسی رو در جاهای دیگه هم می‌بینیم. مثلا یک زمانی رییس بگیر و ببند حجاب گفت که اگر خانمی چکمه بپوشه یعنی خیلی سعی کرده سکسی بشه و باید دستگیر بشه (همین ایشون بود که بعدا در حال نماز جماعت برگزار کردن با زنان برهنه دستگیر شد؟). یا حتی خارج از فضاهای سکسی، مثلا در جایی که یکی فکر می کنه اگر مثل سگ رفتار کنه، ارج و قرب زیادی پیدا می‌کنه و این رو به بقیه هم توصیه می‌کنه.

من و شما باید بدونیم که هر چقدر هم فتیش عجیبی داشته باشیم، حتما یکی دیگه هست که همون فتیش رو داره و ما هیچ وقت تو فتیشمون تنها نیستیم. اما بایدیادمون هم باشه که اگر چیزی برای ما به شکل خاص برانگیزاننده است، معنی اش این نیست که برای بقیه آدم‌ها هم اینطوره. باید خودمون رو بشناسیم و با پارتنرمون یا شرایطمون هماهنگ بشیم؛ بدون تعمیم دادن علاقمندی شخصی‌مون به کل بشریت.

زلزله و جنبش های خیابانی، سه شباهت و یک تفاوت

این روزها ما با دو تا چیز درگیر هستیم: زلزله و آدم هایی که توی خیابون دارن با زندگی شون بازی می کنن تا بتونن فریاد بکشن که چی می خوان؛ از سقوط رژیم تا نان. این دو تا شباهت ها و تفاوت های زیاد دارن. بذارین یه نگاه بندازیم:

  • زلزله و جنبش خیابانی از این نظر شبیه هستن که امکان وقوع هر دو رو می شه سنجید ولی زمان دقیق وقوع هیچ کدوم رو نمی شه پیش بینی کرد. تو تهران بالاخره زلزله خواهد اومد چون روی گسل است و در ایران حتما جنبش های خیابانی خواهیم داشت چون شکاف هایی مثل فقر و نبود آزادی های مدنی و عدم دخیل بودن مردم در تصمیم گیری و فساد و … هست و دائما بزرگتر می شه. اما هیچ کس نمی تونه بگه دقیقا چه روزی زلزله اتفاق می افته؛ زلزله سورپریز می کنه؛ درست مثل جنبش خیابانی که یکهو اتفاق می افته و همه از خودشون می پرسن «اینها از کجا هماهنگ شدن؟»
  • یک شباهت دیگه هم اینه که وقتی علم پیش می ره، آدم ها می فهمن که جنبش زمین، نتیجه اتفاقات زمین شناسی است نه نفرین علیه مردم. علم هم که پیش بره آدم ها می فهمن جنبش خیابانی محصول شرایط محیط است نه دستور یک نفر یا یک گروه.
  • و در نهایت می رسیم به شباهت نهایی: برای مقابله با زلزله می شه برنامه داشت و هم برای مقابله با جنبش خیابانی هم همینطور. حالا در کشور ما برای یکیش میلیاردها خرج شده و کلی آدم پرورش پیدا کردن و حقوق گرفتن و وسیله خریداری شده و براش تو خیابون خط ویژه کشیدن و پادگان کنار جاهای مهم گذاشتن و … ولی برای یکیش بیشتر متمرکز بر دعا و تند به بیرون دویدن و رفتن زیر مثلث هستیم

اما فرق..

  • فرق زلزله و جنبش خیابانی اینه که وقتی روی گسل هستین، تقریبا هیچ کاری به جز آماده شدن برای زلزله احتمالی نمی تونین بکنین. اما وقتی بحث از جنبش خیابانی باشه، به راحتی امکان پیشگیری داریم. برای جلوگیری از جنبش خیابانی، کافیه شکاف ها رو کم کنیم یا اجازه ندیم شکاف های مختلف (مثلا فقر، نداشتن حقوق مدنی، نداشتن حقوق فردی، عدم مشارکت سیاسی، …) روی هم بیافته. مثلا الزاما خودی های هم فکر ما پولدار و غیرخودی ها فقیر نباشن. یا الزاما حق تحصیل و آزادی مدنی و آزادی بیان و کار رو از یک گروه خاص نگیرن و این شکاف ها رو تقسیم کنن بین افراد مختلف. حکومت با شعورتر هم برای غیرلازم کردن جنبش خیابانی،‌ می‌ره به این سمت که به همه اجازه مشارکت بده. مثلا یکی از رهبران جنبش خیابانی آلمان بعدها از طرف حزب سبز،‌ وارد مجلس می شه و خواسته هاش رو اونطوری پیگیری می کنه. وقتی در یک حکومت همه حق نظر دادن پیدا کنن – به اندازه رای شون – اصولا جنبش خیابانی غیرمحتمل می شه. «براندازی»‌ اصولا مربوط به شرایطی است که فقط یک ایده حق اظهار نظر داشته باشه؛ به فکرتون می رسه مثلا کسی بخواد حکومت آلمان رو براندازی کنه؟ نه؛ چون اگر رای داره حکومت رو برای مدتی که رای داره، می دن دستش. به این می گن دموکراسی که البته به ما گفتن ترسناکه و شبیه زلزله؛ ولی واقعیت اینه که خیلی فرق داره.

بازی نهنگ آبی دقیقا از اینجا اومده و دقیقا این شکلیه

اینجا اینترنت است. جایی که توش یکسری خریدار هستن و یکسری فروشنده. خریدارها اینجا می چرخن، سایت ها رو می خونن، از تنهایی در میان، حس عضویت در گروه پیدا می کنن و وقتشون می گذره. فروشنده ها هم می نویسن، عکس می ذارن، لینک می دن و هر کاری دیگه که باعث بشه بخشی از وقت خریدارها به اونها اختصاص پیدا کنه.

یک روز یک روزنامه نگار مهمل روس مطلبی می نویسه که یکسری خودکشی رو به هم و به یک پدیده ناشناخته به اسم نهنگ آبی مرتبط می کنه. منظور اصلی نویسنده اینه که چند تا از این خودکشی ها مربوط به آدم هایی بوده که عضو یک شبکه اجتماعی بودن و بعد که توجه خوبی جلب می شه همه دنیا شروع می کنن به نوشتن در مورد خطر بزرگی که بچه ها رو تهدید می کنه. چرا؟ چون خطر فروشش خوبه. آدم ها از اینکه از چیزی بترسن خوششون میاد و بهتر از اون اینه که شروع کنن به گفتن اینکه «وای تو رو خدا مواظب باشین» و در نقش قهرمان بقیه رو از چیزهای دیگه بترسونن. پدیده ای که قرن ها برامون آشنا است.

واقعیت چیه؟ گزارش های مستقل چیزی در مورد بازی نمی دونن و نمی گن. خودکشی ها به هم ارتباط معنا داری ندارن و کل جریان نهنگ آبی زاده هیجانی است که روزنامه ها و رسانه ها دوست داشتن سوارش بشن و مخاطب جذب کنن. توی کشوری مثل ایران عزیز هم که دیگه ماجرا نور علی نور است. کارشناس میاد توی تلویزیون و توضیح می ده که این چقدر مهمه و باید در موردش دونست و چه خطر بزرگی است و یک گروه هستن که این بازی رو می کنن و … و این خطرناکترین حرفی است که یک رسانه رسمی می تونه بزنه!

وقتی شما بچه ای دارین که بهش می گین «یک گروه خاص هستن که یه چیزی می دونن که فقط خودشون می دونن چیه»، این بچه حاضره هر کاری بکنه که جزو اون گروه باشه. تعلق گروهی اولین قدم های نوجون است در تعریف هویت مستقلش. برای همینه که پسر بچه ها کلاه های عجیب می ذارن، سیبیل می ذارن، پیرسینگ می کنن، جور متفاوتی حرف می زنن، نشان و سمبل به کیف و لباسشون می چسبونن و …

از خیلی نوجوون ها اگر بپرسین «ایکس ممنوع است. آیا تو در مورد ایکس اطلاعات داری؟» جوابش بله است. دفعه بعد که دیدین چطوری با هیجان در مورد مواد مخدر و انواعش حرف می زنن یا می گن طبقه بندی های پورن رو بلدن یا خودشون خیلی خلافن، به این فکر کنین که اگر به یک نوجوون بگین «بازی نهنگ آبی هست که توش آدم ها که عضو گروه خاصی شدن به خودشون صدمه می زنن» اصلا نباید تعجب کنین اگر بگه «خودم بلدم، خودم عضوم». و نتیجه اش توی همه دنیا بوده: بچه هایی که با چاقو رو دستشون خط می ندازن و عکسش رو می ذارن تو شبکه های اجتماعی و می گن «مرحله ۱۴ رو انجام دادم» و یکهو بین دوستاشون اعتبار «خفن بودن» رو پیدا می کنن.

واقعیت اینه که هیچ چیزی به اسم بازی نهنگ آبی وجود نداشته. حداقل تا وقتی که رسانه ها شروع نکردن بگین چنین چیزی هست. بعد از اینکه تبلیغ شد که یک گروه مخفی هست که خیلی خفنه، خیلی ها گروه مخفی رو نه فقط می شناختن که حتی عضو بودن و شروع کردن به عضو گرفتن های بعدی. اگر تلویزیون انحصاری ایران واقعا نگران نوجوون ها است بهتره به این فکر کنه که اگر هیچ موزیک اعتراضی ای نباشه، اگر گنگ های نوجوون ها تحمل نشن، اگر پلیس به مدل مانتو گیر بده و … و به جاش کارشناس از گروه های مخفی مخصوص خودکشی حرف بزنه، مقصر خودکشی های بعدی کسی نیست به جز کارشناس مربوطه و مسوولین تصمیم گیرنده ماجرا. بازی نهنگ آبی دقیقا از توی اینترنتی اومده که توش رسانه ها سعی می کنن هیجان انگیزترین چیزی که می تونن بسازن رو بفروشن و در ایران، شکلش دقیقا شبیه یک رسانه انحصاری است که بعد از خفه کردن صدای همه، نگران می شه که چرا هنوز مردم دوستش ندارن و به جوون ها توضیح می ده که «یکسری آدم خفن دارن خودکشی می کنن ها» و بعد خبر خودکشی آدم ها رو با آب و تاب گردن بقیه می ندازه.

رادیوگیک شماره ۷۶ – پر از تقبیح

در شماره جدید رادیو گیک به درهایی سر می زنیم که با اشتباه کارخونه سازنده دیگه باز نمی شن و دستگاه هایی که از دی ان ای ها، ویروس می گیرن! با ما باشین تا در کمال شرمندگی از خودمون، از دولت های خبیث فاصله بگیریم!

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

اخبار

یک آهنگ با ۱۰ دقیقه سکوت، ترک ۴۴م پر فروش آیتونز این هفته است
آقای سمیر رژامی یه آهنگ خوب ساخته و منتشر کرده: aaaaa very good song که ۹ دقیقه و ۵۸ ثانیه سکوت است. ارزشش؟ خودروهایی که اتوماتیک وصل می شن به گوشی و از اول شروع می کنن آهنگ ها رو پخش کردن. حداقل ۵هزار نفر این مشکل رو داشتن و نفری ۹۹سنت پول دادن اینو خریدن که ۱۰ دقیقه اول که تو ماشین هستن چیزی پخش نشه! (: ایده خوب هست، نگین نیست

ویمو waymo برای تست ماشین های خودکارش یک راه حل پیدا کرده: ساخت یک شهر

ویمو بخش ماشین های خودکار گوگل است. در واقع ماشین های خودراننده. این شرکت همیشه برای تست ماشین ها مشکلات متنوع داشته و اتفاقا از بخش هایی در گوگل است که نسبتا هم مخفی نگه داشته شده. حالا اونها از دو پروژه مختلفشون پرده برداشتن. اولی یک شهر کاملا تقلبی در کالیفرنیا،‌صد مایلی سیلیکون ولی که اسمش رو گذاشتن قلعه و پر است از خیابون که بشه توش خودروهای خودراننده رو تست کرد. همه جور تستی. مثلا اینکه یکی بپیچه جلوی ماشین یا بستن خیابون ها با موانع و این چیزها. هاها.. بهترین روش حل مشکل : شهر خودتون رو بسازین.

وب اسکریپتینگ هک کردن نیست
در رای ای مهم، دادگاه فدرال کالیفرنیا رای داده که اسکریپ وب برای جمع کردن دیتا برابر هک کردن نیست. شاکی لینکدین بوده و متشاکی شرکت های.کیو که کارش جمع کردن اطلاعات از سایت هایی مثل لینکدین است و فروختن اونها به شرکت ها. حکم دادگاه [توضیح اینکه چرا مهمه] و ۲۵ صفحه است که توش می گه اسکریپ حتی بعد از درخواست سایت مبنی بر توقف کار هم، غیرقانونی نیست. طبق رای وقتی چیزی روی اینترنت قرار می گیره به عموم اجازه دسترسی به اون داده شده؛ مثال قاضی مغازه ای است که درش قفل نیست و در ساعات کاری یک نفر می تونه بره تو و به همه اجناس نگاه کنه.

حرکت مایع گونه الکترون‌ها در گرافین، موج جدیدی در فیزیک ایجاد می کنه

هوم.. فیزیک دانمون رو نداریم برامون توضیح بده‌ ): خیلی بده. ولی خب.. خبر می گه که با مشاهده حرکت غیرعادی الکترون ها در گرافین، درک جدیدی از مواد رسانا پیدا شده. گرافین با خاطر ساختار دو بعدی اش بارها از مثلا مس رسانا تره ولی از اون مهمتر شکل حرکت الکترون ها است که بر خلاف فلزات رسانای مرسوم، گاهی چندین میکرون رو بدون پخش شدن حرکت می کنن. محققان این تحقیق که توی نیچر فیزیکز منتشر شده می گه که الکترون های بررسی شده حتی سریعتر از الکترون هایی حرکت می کردن که کاملا آزاد بودن. درک من از مطلب اینه که الکترون های کاملا آزاد حرکت های پخش شونده بیشتری دارن از الکترون هایی که روی سطح گرافین جاری می شن. به هرحال تخص من نیست ولی لازم بود بگیم چون می گن درک جدیدی از جهان ممکنه به ما بده!

شنود توسط قطعات تعمیری موبایل

مقاله ای که این هفته توی یوزنیکس آفنسیو تکنولوژی منتشر شده خیلی چشم گیره. نشون می ده چطوری تعمیرکاری می تونه گوشی ای که بهش برای تعمیر داده شده رو با اسکرین / دیسپلی جدیدی به صاحبش پس برده که برای اکثر آدم ها قابل تمایز گذاشته شدن با اسکرین اصلی نیست ولی این توانایی رو داره که نه فقط چیزهای تایپ شده رو ذخیره کنه که بدافزار نصب کنه یا حتی پترن ها رو هم نگه داره. هزینه چنین اسکرینی اگر در مقیاس صنعتی ساخته بشه تقریبا ۱۰ دلار بیشتر از اسکرین اصلی خواهد بود. برای نمونه روی یک ال جی پد ۷ و یک نکسوس ۶پی نصب کردنش و هم درایور آی او اس رو نشون دادن هم درایور اندروید رو. در واقع به این تیپ حملات می تونیم کم کم اسم chip in the middle attack بدیم.

و برقصین؛ پیری رو کند می کنه
ماکه پیر تر می شیم، تغییراتی منفی رو در سلامت بدن و مغز شاهد هستیم. حالا یک مقاله جالب توی ژورنال آزاد پیشگامان نوروساینس چاپ شده که می گه فعالیت فیزیکی این روند رو کند می کنه و یکی از بهترین کندکننده ها، رقص است (: دکتر کاترین رهفلد رهبر این تحقیق می که که دو فعالیت اصلی ورزش استقامتی و رقص می تونن پروسه پیری رو کند کنن یا حتی در مواردی معکوس. خبر خیلی قرص و محکمی نیست ولی خب برای مایی که اسم رقص هم برامون ممنوعه، شنیدنش باحاله… برقصین حالش رو ببرین [آهنگ شاد]

در اعماق

دری که باز نمی شه

توی یکی دو تا پادکست قبلی، در مورد دری که کلید نداره حرف زده بودیم. بحث اینترنت چیزها و اینکه چطوری اضافه کردن پیچیدگی به چیزهایی که وظایف ساده دارن، مسیر رو سخت می کنه. اخیرا لاک استیت که یک شرکت سازنده قفل های هوشمند است، اشتباهی آپدیتی که باید به سری ۷۰۰۰آی می فرستاد رو به سری قفل های ۶۰۰۰آی فرستاد و اونها دیگه نتونستن به شبکه مادر وصل بشن: چیزی که در بسیاری از دیوایس های هوشمند پایه ارتباط هایی مثل باز کردن از راه دور، وضعیت و .. هستن. حالا شاید فقط ۵۰۰ تا مهمون ایر بی اند بی و اینها گیر کرده باشن ولی باید درک کنیم که دنیا کدوم طرفی می ره.

آلوده کردن دستگاه خواننده دی ان ای با دی ان ای آلوده
بخش هایی از اخبار دارن ترکیبی از دنیای آینده می شن که حالا اتفاق می افتنن.. در آینده هستیم! این خبر می گه که محققان برای نشون دادن مشکلات پیش رو که حواسمون بهش نیست، روی دی ان ای اطلاعاتی نوشتن که می تونه کامپیوتری که مظلومانه داره دی ان رو می خونه رو آلوده کنه! در واقع بافری که دیتاهای دی ان رو می خونده اونها رو به شکل A, T, G و C ذخیره می کرده؛ در سایزی مشخص. حالا با یک حمله بافر اورفلو اونها تونستن کد اجرایی رو هم به حافظه ماشین خواننده تزریق کنن! در اصل کامندهای شل رو. اینکه با چنین چیزهایی چیکار می تونن بکنن شدیدا وابسته به اینه که ماشین های خواننده دی ان ای قراره در آینده چیکار کنن… و … حالا ریز بگم که یک تقلب کوچیک هم کردن چون خودشون کد خواننده رو هم نوشته بودن ولی به هرحال سعی کردن نشون بدن چنین چیزی رو.

ربات های قاتل و نامه ۱۱۶ نفره علیه شون

قبلا هم در رادیوگیک ازش گفته ایم ولی هی دارن نزدیکتر می شن: ربات های قاتل (کمی صحبت). حالا در یک نامه ۱۱۶ نفر از متخصصین هوش مصنوعی (شامل ایلان ماسک و مصطفی سلیمان از دیپ مایند گوگل و وزنیاک و هاوکینگز)‌ از «انقلاب سوم جنگ افزار» حرف می زنن. اونها می گن «کشنده های مستقل»‌ یک «پاندورا باکس» هستن که اگر توسعه پیدا کنن اجازه درگیری های نظامی عظیمتری از هر چیزی که درک می کنیم رو خواهند داد. ابزارهایی که تروریست ها ازش علیه جمعیت های بیگناه استفاده خواهند کرد و ابزارهایی که هک می شن تا کارهای غیرقابل تصوری بکنن. اونها می گن وقتی این جعبه پاندورا باز بشه، دیگه بستنش کار حضرت فیل است. اونها می خوان سازمان ملل این ابزارها رو ممنوع اعلام کنه. ربات های قاتل ابزارهایی هستن که به شکل کاملا مستقل اهداف خودشون رو انتخاب و هدف قرار می دن و می کشن. فعلا چنین چیزی نداریم و ابزارها برای عمل نهایی و حتی انتخاب هدف نیازمند دخالت یا تایید انسان ها هستن.

شارژ خودروهای برقی با بلاک چین در کالیفرنیا

خب عنوان خبر باحال نیست.. در واقع یک شرکت جدید به اسم ای.موتور.رک از بلاک چین استفاده کرده تا دارندگان شارژر خونگی خودروهای برقی رو به هم وصل کنه. شما عضو می شین، اجازه پیدا می کنین از شارژر دیگران استفاده کنین و دیگران هم می تونن توی پارکینگ شما از شارژرتون ماشینشون روشارژ کنن و بلاک چین حساب ها رو نگه می داره. دو تا بحث هست.. یکی استفاده از چیزهای بیکار [نظرات خودم در مورد خرید اشتراکی یا سیستم های اجاره و ..] و یکی ظهور بلاک چین در هر گوشه که داریم نگاهش می کنیم. از بیت کوین زیاد حرف می زنیم ولی تکنولوژی جذاب پشت ماجرا بلاک چین استکه موندگاره و رشد کننده.. کمی توضیح در مورد لجر و این چیزها. آهان اینم جالبه که کمپانی پشت ماجرا eMotorsWreck از خود اصل جریان سود برنمیداره بلکه این رو روشی می کنه برای سرمایه گذاری آدم ها در خریدن شارژرهای خونگی و اجاره دادنش به بقیه.. این کمپانی در واقع شارژر خواهد فروخت به کسانی که می خوان تو سیستم مشارکت کنن.

تشدید سرکوب آزادی بیان در اینترنت چین: نوشتن بدون اسم ممنوع

تبریک و تقبیح

مفصل

موسیقی

  • شروع با چامسکی که توضیح می ده هر عمل فردی می تونه مفید باشه
  • ادامه با حسن شماعی زاده و شادمهر
  • آهنگ تهران از سینا شیخی
  • آهنگ آخر رو هم که می شناسین

رادیوگیک شماره ۷۴ – دری که کلید نداره

شماره ۷۴ رادیو گیک مفصل است و پر از خبر. از خبرهای مرسومی مثل پلیس های رباتیک و کرم واناکرای راحت نمی گذریم به حواشی شون می پردازیم و سرکی می کشیم به هر خبری که یک گیک ممکنه دوستش داشته باشه. از ماده های قابل برنامه ریزی تا برد گیم تا کابوس جدیدی که داره می یاد تا ما رو ببلعه! با ما باشین که جهان نیاز به تعمیر داره.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

اخبار

فروش کروم بوک ها در حال افزایش است و اپل و مایکروسات باهاش می جنگن

پنج سال که کروم بوک معرفی شد خیلی جدی گرفته نشد و می خریدن که روش چیزهای دیگه نصب کنن. ولی ضعیف بودن و اسپک های پایین حتی این رو هم بی مزه می کرد. اما حالا بعد از پنج سال تقریبا ۲ میلیون کروم بوک سه ماهه اول سال فروش رفته که بخش بزرگی اش مربوط به مدارس است. در حال حاضر مدارس آمریکا ۵۸٪ کروم بوک هستن، ۲۲ درصد ویندوز و همه مک ها با هم ۱۹ درصد. ۲ سال قبل تقریبا ۵۰٪ این بازار در دست اپل بود.

آیا سواد برنامه نویسی با سن رابطه داره؟

این مقاله جالبی است که که سعی می کنه به سوال کلاسیک دنیای ما جواب بده «آیا سن و توان برنامه نویسی یا یادگرفتن چیزهای جدید رابطه دارن؟» (کمی توضیح در مورد رابطه). گفته می شه ۱۰هزار ساعت تمرین هر چیزی شما رو به یکی از خوب هاش تبدیل می کنه و در برنامه نویسی هماینطوره. اما بعد از اون چی می شه. آیا بازم پیشرفت می کنیم؟ برای جواب به مساله، دو تا محقق به دیتاهایی که از استک اور فلو جمع کردن نگاه کردن. سن و حوزه ها و امتیازهاشون. یکی از سوال های تحقیق هم این بوده که آیا سواد کماکان گسترش پیدا می کنه یا نه تا بشه تصمیم گرفت در موردپیشرفت شغلی. نتیجه ها گفتن که اعتبار و امتیاز یک برنامه نویس با با سنش ارتباط مستقیم داره و ظاهرا با بالارفتن سن، اعتبار و مهارت هم افزایش پیدا می کنه و این مساله تا دهه پنجاه هم صادقه. همچنین نتیجه دیگه می گه ک برنامه نویسان در دهه ۳۰ زندگیشون در مسائل کمتری مهارت دارن تا در ده های بعدی ولی در نهایت رابطه معنادار قوی ای بین سن و امتیاز در یک حوزه خاص دیده نشده.

استفاده سی آی ای از بردگیم ها برای آموزش مامورانش

کمی توضیح در مورد بورد گیم ها. اشاره به کنفرانس گیم. اتاقی که سی آی ای داره بازیهاش رو نمایش می ده کلابر که سنیور سی آی است است یه تاس ۱۰ وجهی بر می داره و می ریزه. حدود ۱۰۰ تا قطعه جواهر جلوشه و حدود ۱۰۰ تا کارت که برای همین بازی پرینت شدن. اونها با تیمشون دارن سعی می کنن ال چاپو، سلطان مواد مخدر رو دستگیر کنن. کمی اونطرف تر یک گروه دیگه دارن بازی می کنن. بازی ای در جریانه که شاید عجیب ترین تمرین سی آی ای باشه. این بازی از ۲۰۰۸ شروع شده که توش مدیر مدیر کلابر ازش خواست ابزارهای آموزشی جدید درست کنه . ابزارهایی که حوصله سر بر نباشن و حالا توی این کنفرانس عمومی اونها دارن بخشی از بازی هاشون رو نشون می دن. البته اجازه عکس گرفتن بسیار محدوده و راهنماها و قوانین بازی چاپ نشدن. بازی کالکشن اینجوریه که بازیکن ها باید سه مشکل اصلی جهان رو حل کنن. چیزی نزدیک به پاندمیک. توی این بازی باید بازیکن ها اینقدر اطلاعات مفید جمع کنن و مبادله کنن که بشه مشکلات رو حل کرد. سه نقش اصلی تحلیلگر سیاسی، تحلیلگر نظامی و تحلیلگر اقتصادی است. پیشنهاد می کنم از توضیحات رادیو گیک روی لینک کلیک کنین تا صفحه ها و بعضی از کارت ها که ازشون عکس هست رو ببینین. ایده جالبی است و اهمیت بازی رو هم نشون می ده.

سویلنت هم ۵۰ میلیون دلار سرمایه سری بی دریافت کرد

FILE PHOTO: The Facebook logo is displayed on the company’s website in Bordeaux, France, February 1, 2017. REUTERS/Regis Duvignau/File Photo

سویلنت در این هفته اعلام کرد که ۵۰ میلیون دلار سرمایه گذاری دریافت کرده. الان در کل ۷۴ میلیون دلار روی این شرکت سرمایه گذاری شده و امیدوارم ادامه دار باشه. سویلنت غذای آزادی بخش است. تو شعارش می گه ما هر روز بدن رو پر از غذا می کنیم و اینکار سخته. سویلنت این مشکل رو حل می کنه. در واقع ادعای غذای ۲ داره.

باج افزار واناکرای
[توضیح کلی] [مفهوم رنسام ور] [دنیای جدید که خونه اجازه نمی ده وارد بشین ] [ بیت کوین ] [مراقبت اصلی: آپدیت و بک آپ ]

تاثیر حتی یک ماشین خودران روی ترافیک بسیار مثبته

درمورد ماشین های خودران زیاد حرف می زنیم. یک تحقیق جدید می گه این ماشین ها می تونن توی تنظیم کردن ترافیک خیابون ها بسیار مثبت باشن. حتی قبل از اینکه ما کلی از آدم گوشی های تصادف کننده رو با کلی از این ماشین ها جایگزین کنیم. [اشاره به تست دایره و حضور یک ماشین خودران ] و اشاره به اینکه شاید مثبت باشن در ترافیک شهری ولی تا اون موقع باید کاری برای این کشور داغون کرد و اشاره به دوچرخه و مترو.

راحتتر شدن ورود سربازهای سایبری به دپارتمان دفاع آمریکا

این رو هم خلاصه بگم که دپارتمان دفاع آمریکا ورود سربازهایی که قراره در بخش های سایبری کار کنن رو بسیار ساده تر کرده. در جلسه آخر تصمیم گرفته شد که افرادی که برای سایبر وریرو ها استخدام می شن مجبور نباشن تمام مراحل آموزشی رو مثل دیگران بگذرونن و همچنین در مورد تحصیلات و غیره شون هم سخت گیری کمتری بشه. [ یک توضیح سریع در مورد جنگ سایبری + پیچیدگی های ارتش ]

سوئد پیگرد آسانژ به اتهام تجاوز رو متوقف کرد

در واقع تیتر رو بد گفتم، حکم جلبی که صادر شده بود پس گرفته شده و دیگه سوئد به دنبال دستیگر کردن آسانژ نیست. آسانژ که ویکیلیسکس رو راه انداخته بود و کلی از اسناد سری سیاستمدران رو منتشر کرد از ۲۰۱۲ توی سفارت اکوادور در لندن پناه گرفته. در پی رفع شدن این حکم جلب، اکوادور درخواست داد تا یک کانال امن به آسانژ داده بشه تا کشور رو ترک کنه که مورد موافقت قرار نگرفته چون آسانژ به اتهام های بی مزه دیگه ای مثل مقاومت در برابر دستگیری و عدم حضور در تاریخ مقرر در دادگاه تحت تعقیب است.

در اعماق

زندانی کردن با نرم افزارهایی که نمی دونیم چه می کنن

قاضی ارشد آمریکایی داشت در یک دانشگاه حرف می زد که سوال عجیبی مطرح شد «آیا روزی رو پیش بینی می کنید که توش یک نرم افزار در دادگاه مشغول فکت چک کردن اطلاعات داده شده باشه یا حتی در روند تصمیم گیری مشارکت کنه؟». جواب از سوال بسیار عجیب تر بود. «اون روز رسیده. و تاثیر زیادی هم در روند قضایی داره». شاید اشاره به اریک ال لومیس است که با نرم افزار بسته و انحصاری یک شرکت تجاری محکوم به ۶ سال زندان شد. اون مدعی بود که این پروسه غیرقانونی است ولی در نهایت رای علیه اش صادر شد. در این مورد حکم اصلی آقای لومیس صادر شده بود ولی اون مدعی بود که می تونه درخواست بده که به زندان نره. اما بر اساس ریپورت یک نرم افزار به اسم کامپس، به زندان رفت. کامپس با چند تا چارت و نمودار نشون می داد که آقای لومیس ممکنه دوباره مرتکب جرم بشه. البته برای خودشون هم این کار شاید خیلی راحت نبود و در چندین مورد توی دادگاه در این مورد بحث شد و در نهایت هم رای دادگاه عالی این بود که اون آدن به زندان می ره چون اون جرم رو انجام داده و این ربطی به گزارش کامپس نداره. در مقابل استدلال می شد که اگر گزارش کامپس مثبت بود ، این آدم به زندان نمی رفت و وقتی ما حتی الگوریتمی که اون گزارش رو تولید کرده رو در اختیار نداریم، نیم تونیم ازش در سیستم قضایی کشور استفاده کنیم. مثلا در مورد یک پرونده ۱۹۷۷ در نهایت دادگاه عالی گفت نمی شه کسی رو به اعدام محکوم کرد در حالی که بخش هایی از پرونده اش محرمانه باقی بمونه. یعنی اگر همه چیز شفاف نباشه، اجازه مجازات نداریم. اما خب انگار در این مورد پذیرفته ایم که کامپیوترها بدون اینکه ما بدونیم تصمیم نهایی رو بگیرن.

روبوکاپ های دوبی

از دیروز دوبی پلیس های رباتیکش رو واقعا به خدمت گرفته. البته فعلا بسیار ابتدایی هستن ولی قراره تا ۲۰۳۰ حداقل ۲۵٪ نیروی پلیس امارات باشن و بتونن خلافکارها رو دنبال کنن و حتی دستگیر! کتاب علمی تخیلی اینطوری که خیلی داریم. آدم هایی که از ربات ها قایم می شن و ربات هایی که کنترل نظم و امنیت قبرستانی رو بر عهده دارن (توضحیش). این ربات ها از نوع ریم هستن که شبیه آدم است و آدم ها می تونن بهش گزارش جرایم رو بدن و ثبت می کنه و گزارش می کنه به مرکز. این ربات ها همچنین می تونن جواب سوالات آدم ها رو بدن یا جرایم رو دریافت کنن. در مرحله اول در مراکز توریستی و مال ها مستقر می شن و می تونن چهره ها رو تشخیص بدن و تا ۸۰٪ حالت اون رو درست حدس بزنن. احتمالا فعلا تبلیغاتی و توریستی است ولی مطمئنا راه رو هموار می کنه برای سال های بعد که روبات های خشن تری قراره مواظبمون باشن. و البته مسائل پیچیده تر هم هست. مثلا اینکه چطوری می تونین مطمئن بشیم یک ربات اگر دستور بگیره مثلا نذاره من برم توی مال،‌بهم صدمه نمی زنه حین این پروسه. اتفاقی که ۲۰۱۶ توسط یک ربات تخم مرغ شکل افتاد و ربات صدمه بسیار جزیی به یک کودک زد ولی این سوال از همیشه جدی تر مطرح شد.و البته فکر کنین به اینکه در چه تاریخی اسلحه می دیم دست ربات های پلیس و …

بحث آینده است خلاصه بگم که آلفا گوی گوگل در اولین بازی اش بهترین بازیکن گوی چین رو هم شکست داد. قبلا در مرودش زیاد گفته ایم. فقط نکته بامزه این سری این بود که ظاهرا چین پخش مستقیم رو قطع کرده.. شاید دوست نداشتن قهرمان ملی شون به گوگل آمریکای جنایتکار ببازه. البته باخته، دوست نداشتن جهان بدونن (:

گفتم گوگل؟‌گوگل داره خرید های آفلاین ما رو هم ترک می کنه. حتی خریدهایی که شخصا از طریق مغازه انجام می دین.. البته آمریکایی ها رو از طریق گرفتن این اطلاعات به شکل کلی از بانک ها – نه جزییاتش. کمی توضیح در مورد تلاش های مشابه در ایران.

سایت های مزایده شاید به کابوس جامعه تبدیل بشن

[صحبت از سرمایه داری،‌ تقدس پول، الگوریتم ها و اینکه ما داریم دائما با هم دشمن می شیم]. سایت رنت بری شروع به کار کرده . فقط در شهرهای خاص برای تست کردن سیستم حالا قراره به ۱۰۰۰ شهر آمریکا توسعه پیدا کنه و آدم های بشیتری رو شاکی. چرا شاکی؟ فرض کنین در موضوعی مثل اوبر، عرضه و تقاضا برعکس باشه. شما ماشین لازم دارین و بدون ماشین زنده نمی مونین ولی ماشین کافی نیست…. روشی برای تحریم و پاک کردن هم ندارین. اگر کسی خونه ای برای اجاره داره می ذاره اونجا و بقیه قیمت می دن. اتوماتیک قیمت دائما می ره بالا تا بالاترین حدی که ممکنه یکی برای اون خونه بده و بعد اجاره می ره برای مدتی. در این مدت احتمالا یکی دیگه پول بیشتری پیدا می کنه و سال دیگه اجاره بالاتر می ره و … در حال حاضر برای عضو شدن باید ۲۵ دلار بدین ولی در آینده می خواد ۲۵٪ قیمت پیشنهادی اولیه و قیمت نهایی رو بگیره! هر ماه! [آهنگ ترسناک]. اصطلاحی هست تحت عنوان دست نامرئی بازار که انتظار می ره تنظیم کنه و در بعضی شهرها گرونتر بشه در بعضی شهرها ارزونتر ولی … یادتون باشه ما در جامعه ای هستیم که یک شرکت یک شبه تصمیم گرفت قیمت یک داروی ایدز رو ۴۰ برابر کنه و هیچ کس هم چیزی نمی تونست بگه.

ماده قابل برنامه ریزی

این رو هم باید اشاره کنیم که بدونیم هست و دنبالش کنیم ولی فعلا چیز خیلی عجیبی در موردش نداریم.. البته داریم دیگه! خودش خیلی عجیبه. ایده ماده قابل برنامه ریزی programmable matter اینه که ماده ای داشته باشیم که بتونیم بهش دستور بدیم چه شکلی باشه! [تفاوت با پرینتر سه بعدی] فعلا سه ایده اصلی هست: درست کردن میدان های الکترومغناطیسی و مواد فرومگنتیک. روش دوم claytronic است (بین کلی و ترونیک) که عملا با استفاده از نانوتکنولوژی موادی داریم تشکیل شده از موتورهای بسیار بسیار کوچک که می تونن به خودشون شکل بدن و در نهایت پلاستیک هوشمند که می تونن با دریافت دستورات، مثل عضلات بدن کش بیان یا بسته بشن و شکل مورد نظر رو بسازن. یه چشممون باید به این باشه که شاید کلا پرینترهای سه بعدی رو کنار زدن!

و در نهایت اینکه فیسبوک از بازفید، وکس و بقیه ویدئو می خره

فیسبوک طبق یک قرارداد از یکسری تولید کننده ویدئو می خره. یعنی اینجوری که اگر ویدئوها اول به فیسبوک داده بشه و اونجا منتشر بشه برای ویدئوهای بلندتر ۲۵۰هزار دلار و برای ویدئوهای کوتاهتر که حتی صاحبش هم خود فیسبوک نخواهد شد مبلغ کمتری پرداخت می کنه. کلیت خبر تا اونجا که خرید و فروش است خیلی به ما مربوط نیست، حتی به اخبار چه برسه به در اغماق ولی مساله وقتی فوق العاده می شه که یکبار دیگه خبر رو بخونیم «فیسبوک ویدئو می خره».. این رو بذارین کنار چند وقت قبلمون که توش سرویس های استریم محتوا داشتن خودشون سریال می ساختن و می بینیم که چیا داره تغییر می کنه. تولید کننده های کلاسیک دارن کانال ها رو واگذار می کنن به استریم کننده ها و پخش کننده های مدرن و اینها خودشون وارد بازار تولید هم می شن.

موسیقی

  • شروع با صدای محمد مختاری. از بهترین های ایران. اگر نمی شناسین سرچ کنین
  • که می پاشد ز لبخندت سپاهی – درنگ
  • One of the Few
  • ترانه ملا ممد جان
  • دیدی ای دل – علی اسکندری