بایگانی برچسب: s

رادیوگیک شماره ۸۴ – فونتت رو بپا

‏در این شماره کوتاه از رادیو گیک،‌ نگاهی داریم به اخبار تکنولوژی و زیر اونها. از ویروس هایی که کامپیوتر رو جاج می کنن تا دستیگری نواز شریف به خاطر فونت اشتباه! با ما باشین که جهان منتظر تغییره.

‏- دانلود نسخه ام پی تری
‏- دانلود نسخه او جی جی

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

‏- آر اس اس فید برنر
‏- کانال تلگرام
‏- گوگل موزیک
‏- پادکست در آیتونز
‏- ساوند کلاود
‏- فولدر دراپ باکس
آرشیو تحت وب رادیو گیک

اخبار

پروژکت لوم در کنیا

وزیر مخابرات کنیا اعلام کرده که این کشور قراره از پروجکت لوم گوگل برای رسوندن اینترنت پر سرعت به مناطق روستایی استفاده کنه. اگر یادتون باشه پروجکت لوم همون بالن‌های گوگل (یا ددرست تر بگیم آلفابت) بودن که می‌تونن اینترنت رو به سطح زیرین خودشون برسونن و سال گذشته هم دولت آمریکا باهاشون به ۲۵۰هزار پورتوریکویی بازمانده از طوفان، اینترنت فرستاد. مدیر پروژه لوم هم گفت که همیشه با کشورهای مختلف در حال مذاکره برای دادن اینترنت به مناطق محرومتر هستن و خوشحاله که توی کنیا این عملیاتی شده. وزیر مخابرات کنیا هم با اشاره به اینکه «اتصال به اینترنت حیاتیه و کسانی که وصل نباشن، از بازی بیرون موندن» این خبر رو اعلام کرده.

و البته مالیات بر شبکه اجتماعی اوگاندا
[ صحبت های خودم. 200 شیلینگ یا پنج سنت روزانه برای استفاده از شبکه های اجتماعی و بامزه است که رییس جمهوری اینو تو توییتر توضیح داده – بدتر از ما و تلاشمون برای زنده موندن از کارهای مردم ]

در اعماق

و محکومیت نواز شریف در پاکستان

این هفته نوازشریف – نخست وزیر – پاکستان هم به جرم فساد مالی از قدرت کنار گذاشته شده. اصل مساله سر چهار تا ملک بود که توی انگلیس خریده بودن (دکل نفتی نبود که بشه به سادگی ازش گذشت یا فلان میلیادر نبود که لازم نباشه کشش بدیم (: )). اما نکته بامزه برای رادیوگیک اینه که این نقطه عطفی در تاریخ فونت نگاری هم می شه (: ظاهرا داکیومنتی به دادگاه ارائه شده بود که نشون می داد این ملک متعلق به دختر نواز شریف (مریم) نبوده و اون فقط رابط قانونی ملک است. این سند تاریخ ۲۰۰۶ داره و با فونت کالیبری نوشته شده و مریم هم زیرش رو امضا کرده! ولی تیم بررسی اسناد که قاضی مسوول کرده بود تا در این مورد نظر بدن، در یک حرکت اعلام کرد سند بدون شک جعلیه (: چرا؟ چون برای پرینت داکیومنت به تاریخ ۲۰۰۶ از فونت Calibri استفاده شده در حالی که مایکروسافت در اون تاریخ هنوز این فونت رو بیرون نداده بود (: این فونت در س۲۰۰۷ به افیس اضافه شد یعنی یکسال بعد از تاریخ داکیومنت!

ویروسی که کامپیوتر شما رو جاج می کنه

خبر بسیار جالبه. محققین امنیتی یک بد افزار پیدا کردن که اول سیستم ها آلوده می کنه و بعد اونو جاج می کنه! این ویروس که بر اساس بدافزار راکنی ساخته شده، علاوه بر باج افزار بودن، امکان ماین کردن هم داره! راخنی کلاسیک با دلفی نوشته شده بود و با ایمیل و فیشینگ ام اس ورد پخش می شد. توی این داکیومنت یه آیکون پی دی اف بود که اگر روش کلیک می کردین برنامه اجرابی اصلا برارگزاری می شد و کامپیوتر شما رو رمز می کرد و بعد درخواست پول می کرد. اما خب خیلی ها پول نمی دن! و در نهایت بیخیال اطلاعاتشون می شن و کامپیوتر رو فرمت می کنن. پس باید چیکار کنیم؟ ((: حالا می شه کامپیوتر آلوده رو جاج کرد و اگر قدرتش به اندازه کافی بود شروع کرد روش بیت کوین ماین کردن و پول فرستاده برای ویروس نویس ولی اگر تعداد سی پی یو هاش کم بود، می شه چک کردن که آیا این یوزر برنامه یا اکانتی در مورد بیت کوین داره یا و نه اگر داشت،‌رفت سراغ باج افزار شدن‌(: البته یک حالت سوم هست. اگر سیستم تشخیص بده که کامپیوتر شما به درد ماین نمی خوره و از اونطرف شما هم به نظر می رسه چیز مهمی ندارین، به سادگی از کامپیوتر شما برای پخش شدن تو شبکه استفاده می کنه (:

به احتمال زیاد قیمت بیت کوین به شکل مصنوعی بالا برده شده بود

سال گذشته همه مون شاهد جهش عجیب و ناگهانی قیمت بیت کوین بودیم. خیلی ها رفتن خریدن به امید اینکه بازم بالاتر می ره ولی انگار حباب بود (: حداقلش یک مقداریش. بر اساس مقاله ای که اخیرا جان گریفین و امین شمس از دانشگاه تگزاش منتشر کردن نشون می دن که بخش بزرگی از بالا رفتن قیمت بیت کوین در سال گذشته، ناشی از اعمال چند بازیگر بزرگ بوده. اونها به جریان حرکت توکن ها در بیت فینکس نگاه کردن وظاهرا به الگوهای یکسانی در حرکت رسیدن که نشون می ده چند نفر با استفاده از یک پول مجازی دیگه (تتر) که دقیقا خود بیتفینکس معرفی اش کرده بود در مواقع لزوم هر پول مجازی ای که می خواستن رو می خریدن تا قیمتش رو بالا و پایین کنن. معلومه که این مقاله باعث افت مجدد قیمت شد ؛ تقریبا پنج درصد. البته از مدتی قبل کاربران توی فورم ها هم متوجه حرکت مشابه قیمت تتر و بیت کوین شده بودن و حالا تحقیقات آکادمیک مساله مشابهی رو نشون می ده.

وقتی روزنامه های مستقل بسته می شن، هزینه دولت بالا می ره

حالا که حرف از تحقیق آکادمیک زدیم این هم جالبه. کالج بیزنس نورتدام رابطه مستقیمی نشون داده بین روزنامه های محلی و کارایی دولت ها. این تحقیق، تحقیق دیگه ای رو تایید کرده که اونهم می گفت وقتی روزنامه های مستقل هستن، دولت ها ریخت و پاش کمتری دارن و بهتر کار می کنن. بررسی این مقاله روی ۱۶۰۰ روزنامه انگلیسی زبان از ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۵ بوده و مستقل از جزییاتش، اهمیتش برای ما تاکید روی رکن چهارم دموکراسی است.

قسمت آخر

ترامپ از کاندوم استفاده نمی‌کنه،‌ مثل ترامپ نباشین

LEFT – Adult film actress/director Stormy Daniels (Ethan Miller/Getty Images) RIGHT – Former Playboy playmate Karen McDougal (Dimitrios Kambouris/Getty Images)

با بالاگرفتن ماجرای رابطه جنسی ترامپ و کارن مک دوگال (پلی‌میت پلی‌بوی) و استورمی دنیل (پورن استار) یک نکته بهداشتی جدید هم مطرح شده: عدم استفاده ترامپ از کاندوم!

توی برنامه ۶۰ دقیقه، مجری از این خانم‌ها پرسیده آیا حین رابطه «protection» هم وجود داشته و جواب «نه» بوده. اعتراض‌های متنوعی به ماجرا شده از جمله اینکه مستقل از بحث سکس که شاید بشه باهاش کنار اومد، اینکه کسی سلامتی همسرش رو از طریق سکس بدون کاندوم با پورن‌استارها به خطر بندازه مطمئنا غیرقابل تحمل است. یک نظر دیگه هم اینه که اگر کسی بدون کاندوم با کسی به جز همسرش سکس می‌کنه یعنی به سلامت و‌ آینده اهمیت خاصی نمی‌ده و خب فعلا به نظر می‌رسه که چنین کسی رییس جمهور آمریکا است.

من و شما می‌دونیم که کاندوم وسیله‌ای برای پیشگیری و وسیله‌ای برای سلامت است و در رابطه جنسی با افرادی به جز همسر لازم. حتی خیلی وقت‌‌ها در سکس با همسر هم کاندوم بهترین وسیله پیشگیری است. جالبه که این نیاز رو حتی مک دوگال هم مطرح کرده و گفته که لازمه و قرار هم بوده باشه ولی در موقع عمل، ترامپ احتمالا به یکی از افسانه ای قدیمی آویزون شده و گفته که کاندوم نمی‌خواد.

داستان کامل رو اینجا بخونین و یادمون باشه که مثل ترامپ نباشیم و سلامت و شادی طولانی مدت رو در برنامه بذاریم.

سیاست‌های مقابله با آلودگی هوای چین، در ۴ سال هوا رو ۳۳٪ بهتر کرده؛ و اخبار مرتبط

از قدیم تصاویر شهرهای چین، نمادی از هوای بد شهری بود. آلودگی و دودی که ما الان در شهرهامون داریم بهش عادت می‌کنیم رو برای اولین بار در عکس‌های شهرهای چین دیده بودیم. این کشور چهار سال قبل علیه آلودگی ها اعلام جنگ کرد و به نظر می رسه در حال برنده شدنه.

فقط در چهار سال گذشته، آلودگی هوای اکثر شهرهای چین به طور متوسط ۳۲٪ کاهش داشته که این کاهش در بعضی شهرها بسیار بیشتر بوده. روش کاهش؟ خیلی ساده: چند قانون خوب و محدود کننده برای آلوده کنندگان. از جمله ممنوعیت ساخت نیروگاه‌های ذغالی جدید، کم کردن آلودگی سیستم‌های فعلی، کم کردن ترافیک خودروها و تعطیل کردن چند کارخونه و معدن.

بنا به گزارش نیویورک تایمز، اگر همین روند ادامه پیدا کنه، چین ۲.۴ سال به متوسط عمر شهروندانش اضافه کرده! از اونطرف همین امروز گزارشی داشتیم که توش میگفت آلودگی هوا حتی برای کارمندان دفتری هم باعث پایین اومدن کیفیت کار می‌شه و اگر بازم خبر می خواین سیستم اشتراک دوچرخه در چین با کم کردن ترافیک باعث صرفه جویی ۲.۶ میلیارد دلار شده و البته کشور خودمون که توش هنوز در حال بحثیم که بودجه خرید فیلتر اگزوز اتوبوس های شهری رو از کجا تامین کنیم اما انواع نهادها و گروه‌ها، میلیاردها پول میگیرن تا مهملترین کارها رو بکنن.

جوراب‌های نخست وزیر کانادا از باحالی‌اش است، و در دنیا آدم‌های باحال وجود دارن

نخست وزیر کانادا از روزی که انتخاب شد، خبرساز بود؛ بخصوص سر جوراب‌هاش. اگر می‌خواین بدونین چرا خبرساز بود می شه مثلا به دوتاش اشاره کرد. صحبتش در مورد آزاد شدن ماری جوانا در کانادا که خب از نظر پزشکی جدید چیز مضری که نیست هیچ، خیلی هم مفیده یا مثلا این تتو روی بازوی چپش:

و بله. دقیقا نخست وزیر کانادا است قبل از مسابقه بوکس به نفع خیریه! اما این باحالی به طور خاص توی جوراب‌ها دنبال شده و خیلی وقت‌ها آقای جاستین ترودو با جوراب‌های باحالش سعی کرده پیامی مرتبط برسونه. مثلا این جوراب‌ها رو در گی پراید کانادا پوشیده تا بگه طرفدار عشق بین آدم ها است و خود آدم ها هستن که انتخاب می کنن عاشق کی بشن:

یا مثلا در روز ۴ می، جورابی با عکس ربات های جنگ ستارگان (آر ۲ دی ۲ و سی ۳ پی او) پوشیده بود و غیره و غیره. این مساله در داووس امسال هم تکرار شد؛ با این جوراب:

و البته در حضور ملاله، برنده جایزه نوبل از افغانستان. با توجه به اینکه نخست وزیر کانادا سابقا هم مثلا در نشست حقوق زنان جوراب با لوگوی فمنیستی می‌پوشید و در ملاقات آمریکا جوراب با لوگو و عدد مرتبط، ربط این جوراب کودکانه هم احتمالا برمی‌گرده به حضور ملاله و حق تحصیل و آموزش که موضوع پنل بوده. اما توی ایران وقتی می‌خوایم از این خبر بسازیم می‌شه این:

چرا؟ چون فکر می‌کنیم حتما باید یک دلیل دراماتیک وجود داشته باشه تا کسی کار باحالی بکنه!

آدم های باحالی هستن که کارهایی می کنن که قرار نیست پاداش اخروی/به رخ کشیدن انسانیت/معنای عمیق پشتشون باشه. آدم ها باحال هستن و کارهای باحال می‌کنن به همین سادگی. تو این شرایط اتفاقا مایی که تلویزیونمون و پوسترهای شهری مون بهمون می گن هر کاری حتما باید پشتش یک دلیل خیلی خفن باشه، کسانی هستیم که کمتر کارهای خفن می کنیم. بازم غر بزنم؟ دقیقا مایی که اینهمه فحش می دیم و بد حرف می زنیم همین هایی هستیم که فکر می کنیم عبارت «اینترنت چیزها» بی ادبی است و باید اصطلاح غلط «اینترنت اشیاء» رو استفاده کنیم یا مثلا به «بازی کردن» بگیم «بازی رو انجام دادن» ((:

حالا که اینجا رسیدیم، بذارین در مورد معلولیت هم یک غر بزنم. من یک معلول رو میارم تلویزیون که همدلی جمع کنم یا یک شرکت می گه ساپورت می کنه که مشهور بشه. معلول هم مثل ما انسانه و اگر چیزی می سازه که خوبه من می خرم و استفاده می کنم و اگر چیزی می سازه که برای من خوب نیست، فقط چون معلوله ازش نمی خرم. با تبعیض مثبت موافقم و معتقدم همه حق دسترسی به نیازهای پایه‌ای رو دارن ولی اینکه بگم چون یکی معلوله من باید الکی ازش خرید کنم در نهایت اون آدم رو به سمت فروختن چیزهای غیرمفید می‌بره و اجازه نمی‌ده عضو مفیدی از جامعه باشه. واقعیت اینه که اتفاقا این شکل از کمک کردن جامعه رو تبدیل می‌کنه به جامعه‌ای طبقه طبقه که وظیفه طبقات پایین اینه که با گرفتن کمک از طبقه بالا، به اونها حس مثبت بدن. در چنین جامعه‌ای چیزی به شکل جدی حل نمی‌شه و پولدارها پولدارتر می‌شن اما گاه گداری سهمی به فقرا می‌دن تا حس خوبی بهشون دست بده. خلاصه من که هیچ خوشم نمیاد‌ (:

زلزله و جنبش های خیابانی، سه شباهت و یک تفاوت

این روزها ما با دو تا چیز درگیر هستیم: زلزله و آدم هایی که توی خیابون دارن با زندگی شون بازی می کنن تا بتونن فریاد بکشن که چی می خوان؛ از سقوط رژیم تا نان. این دو تا شباهت ها و تفاوت های زیاد دارن. بذارین یه نگاه بندازیم:

  • زلزله و جنبش خیابانی از این نظر شبیه هستن که امکان وقوع هر دو رو می شه سنجید ولی زمان دقیق وقوع هیچ کدوم رو نمی شه پیش بینی کرد. تو تهران بالاخره زلزله خواهد اومد چون روی گسل است و در ایران حتما جنبش های خیابانی خواهیم داشت چون شکاف هایی مثل فقر و نبود آزادی های مدنی و عدم دخیل بودن مردم در تصمیم گیری و فساد و … هست و دائما بزرگتر می شه. اما هیچ کس نمی تونه بگه دقیقا چه روزی زلزله اتفاق می افته؛ زلزله سورپریز می کنه؛ درست مثل جنبش خیابانی که یکهو اتفاق می افته و همه از خودشون می پرسن «اینها از کجا هماهنگ شدن؟»
  • یک شباهت دیگه هم اینه که وقتی علم پیش می ره، آدم ها می فهمن که جنبش زمین، نتیجه اتفاقات زمین شناسی است نه نفرین علیه مردم. علم هم که پیش بره آدم ها می فهمن جنبش خیابانی محصول شرایط محیط است نه دستور یک نفر یا یک گروه.
  • و در نهایت می رسیم به شباهت نهایی: برای مقابله با زلزله می شه برنامه داشت و هم برای مقابله با جنبش خیابانی هم همینطور. حالا در کشور ما برای یکیش میلیاردها خرج شده و کلی آدم پرورش پیدا کردن و حقوق گرفتن و وسیله خریداری شده و براش تو خیابون خط ویژه کشیدن و پادگان کنار جاهای مهم گذاشتن و … ولی برای یکیش بیشتر متمرکز بر دعا و تند به بیرون دویدن و رفتن زیر مثلث هستیم

اما فرق..

  • فرق زلزله و جنبش خیابانی اینه که وقتی روی گسل هستین، تقریبا هیچ کاری به جز آماده شدن برای زلزله احتمالی نمی تونین بکنین. اما وقتی بحث از جنبش خیابانی باشه، به راحتی امکان پیشگیری داریم. برای جلوگیری از جنبش خیابانی، کافیه شکاف ها رو کم کنیم یا اجازه ندیم شکاف های مختلف (مثلا فقر، نداشتن حقوق مدنی، نداشتن حقوق فردی، عدم مشارکت سیاسی، …) روی هم بیافته. مثلا الزاما خودی های هم فکر ما پولدار و غیرخودی ها فقیر نباشن. یا الزاما حق تحصیل و آزادی مدنی و آزادی بیان و کار رو از یک گروه خاص نگیرن و این شکاف ها رو تقسیم کنن بین افراد مختلف. حکومت با شعورتر هم برای غیرلازم کردن جنبش خیابانی،‌ می‌ره به این سمت که به همه اجازه مشارکت بده. مثلا یکی از رهبران جنبش خیابانی آلمان بعدها از طرف حزب سبز،‌ وارد مجلس می شه و خواسته هاش رو اونطوری پیگیری می کنه. وقتی در یک حکومت همه حق نظر دادن پیدا کنن – به اندازه رای شون – اصولا جنبش خیابانی غیرمحتمل می شه. «براندازی»‌ اصولا مربوط به شرایطی است که فقط یک ایده حق اظهار نظر داشته باشه؛ به فکرتون می رسه مثلا کسی بخواد حکومت آلمان رو براندازی کنه؟ نه؛ چون اگر رای داره حکومت رو برای مدتی که رای داره، می دن دستش. به این می گن دموکراسی که البته به ما گفتن ترسناکه و شبیه زلزله؛ ولی واقعیت اینه که خیلی فرق داره.

رادیوگیک شماره ۷۴ – دری که کلید نداره

شماره ۷۴ رادیو گیک مفصل است و پر از خبر. از خبرهای مرسومی مثل پلیس های رباتیک و کرم واناکرای راحت نمی گذریم به حواشی شون می پردازیم و سرکی می کشیم به هر خبری که یک گیک ممکنه دوستش داشته باشه. از ماده های قابل برنامه ریزی تا برد گیم تا کابوس جدیدی که داره می یاد تا ما رو ببلعه! با ما باشین که جهان نیاز به تعمیر داره.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

اخبار

فروش کروم بوک ها در حال افزایش است و اپل و مایکروسات باهاش می جنگن

پنج سال که کروم بوک معرفی شد خیلی جدی گرفته نشد و می خریدن که روش چیزهای دیگه نصب کنن. ولی ضعیف بودن و اسپک های پایین حتی این رو هم بی مزه می کرد. اما حالا بعد از پنج سال تقریبا ۲ میلیون کروم بوک سه ماهه اول سال فروش رفته که بخش بزرگی اش مربوط به مدارس است. در حال حاضر مدارس آمریکا ۵۸٪ کروم بوک هستن، ۲۲ درصد ویندوز و همه مک ها با هم ۱۹ درصد. ۲ سال قبل تقریبا ۵۰٪ این بازار در دست اپل بود.

آیا سواد برنامه نویسی با سن رابطه داره؟

این مقاله جالبی است که که سعی می کنه به سوال کلاسیک دنیای ما جواب بده «آیا سن و توان برنامه نویسی یا یادگرفتن چیزهای جدید رابطه دارن؟» (کمی توضیح در مورد رابطه). گفته می شه ۱۰هزار ساعت تمرین هر چیزی شما رو به یکی از خوب هاش تبدیل می کنه و در برنامه نویسی هماینطوره. اما بعد از اون چی می شه. آیا بازم پیشرفت می کنیم؟ برای جواب به مساله، دو تا محقق به دیتاهایی که از استک اور فلو جمع کردن نگاه کردن. سن و حوزه ها و امتیازهاشون. یکی از سوال های تحقیق هم این بوده که آیا سواد کماکان گسترش پیدا می کنه یا نه تا بشه تصمیم گرفت در موردپیشرفت شغلی. نتیجه ها گفتن که اعتبار و امتیاز یک برنامه نویس با با سنش ارتباط مستقیم داره و ظاهرا با بالارفتن سن، اعتبار و مهارت هم افزایش پیدا می کنه و این مساله تا دهه پنجاه هم صادقه. همچنین نتیجه دیگه می گه ک برنامه نویسان در دهه ۳۰ زندگیشون در مسائل کمتری مهارت دارن تا در ده های بعدی ولی در نهایت رابطه معنادار قوی ای بین سن و امتیاز در یک حوزه خاص دیده نشده.

استفاده سی آی ای از بردگیم ها برای آموزش مامورانش

کمی توضیح در مورد بورد گیم ها. اشاره به کنفرانس گیم. اتاقی که سی آی ای داره بازیهاش رو نمایش می ده کلابر که سنیور سی آی است است یه تاس ۱۰ وجهی بر می داره و می ریزه. حدود ۱۰۰ تا قطعه جواهر جلوشه و حدود ۱۰۰ تا کارت که برای همین بازی پرینت شدن. اونها با تیمشون دارن سعی می کنن ال چاپو، سلطان مواد مخدر رو دستگیر کنن. کمی اونطرف تر یک گروه دیگه دارن بازی می کنن. بازی ای در جریانه که شاید عجیب ترین تمرین سی آی ای باشه. این بازی از ۲۰۰۸ شروع شده که توش مدیر مدیر کلابر ازش خواست ابزارهای آموزشی جدید درست کنه . ابزارهایی که حوصله سر بر نباشن و حالا توی این کنفرانس عمومی اونها دارن بخشی از بازی هاشون رو نشون می دن. البته اجازه عکس گرفتن بسیار محدوده و راهنماها و قوانین بازی چاپ نشدن. بازی کالکشن اینجوریه که بازیکن ها باید سه مشکل اصلی جهان رو حل کنن. چیزی نزدیک به پاندمیک. توی این بازی باید بازیکن ها اینقدر اطلاعات مفید جمع کنن و مبادله کنن که بشه مشکلات رو حل کرد. سه نقش اصلی تحلیلگر سیاسی، تحلیلگر نظامی و تحلیلگر اقتصادی است. پیشنهاد می کنم از توضیحات رادیو گیک روی لینک کلیک کنین تا صفحه ها و بعضی از کارت ها که ازشون عکس هست رو ببینین. ایده جالبی است و اهمیت بازی رو هم نشون می ده.

سویلنت هم ۵۰ میلیون دلار سرمایه سری بی دریافت کرد

FILE PHOTO: The Facebook logo is displayed on the company’s website in Bordeaux, France, February 1, 2017. REUTERS/Regis Duvignau/File Photo

سویلنت در این هفته اعلام کرد که ۵۰ میلیون دلار سرمایه گذاری دریافت کرده. الان در کل ۷۴ میلیون دلار روی این شرکت سرمایه گذاری شده و امیدوارم ادامه دار باشه. سویلنت غذای آزادی بخش است. تو شعارش می گه ما هر روز بدن رو پر از غذا می کنیم و اینکار سخته. سویلنت این مشکل رو حل می کنه. در واقع ادعای غذای ۲ داره.

باج افزار واناکرای
[توضیح کلی] [مفهوم رنسام ور] [دنیای جدید که خونه اجازه نمی ده وارد بشین ] [ بیت کوین ] [مراقبت اصلی: آپدیت و بک آپ ]

تاثیر حتی یک ماشین خودران روی ترافیک بسیار مثبته

درمورد ماشین های خودران زیاد حرف می زنیم. یک تحقیق جدید می گه این ماشین ها می تونن توی تنظیم کردن ترافیک خیابون ها بسیار مثبت باشن. حتی قبل از اینکه ما کلی از آدم گوشی های تصادف کننده رو با کلی از این ماشین ها جایگزین کنیم. [اشاره به تست دایره و حضور یک ماشین خودران ] و اشاره به اینکه شاید مثبت باشن در ترافیک شهری ولی تا اون موقع باید کاری برای این کشور داغون کرد و اشاره به دوچرخه و مترو.

راحتتر شدن ورود سربازهای سایبری به دپارتمان دفاع آمریکا

این رو هم خلاصه بگم که دپارتمان دفاع آمریکا ورود سربازهایی که قراره در بخش های سایبری کار کنن رو بسیار ساده تر کرده. در جلسه آخر تصمیم گرفته شد که افرادی که برای سایبر وریرو ها استخدام می شن مجبور نباشن تمام مراحل آموزشی رو مثل دیگران بگذرونن و همچنین در مورد تحصیلات و غیره شون هم سخت گیری کمتری بشه. [ یک توضیح سریع در مورد جنگ سایبری + پیچیدگی های ارتش ]

سوئد پیگرد آسانژ به اتهام تجاوز رو متوقف کرد

در واقع تیتر رو بد گفتم، حکم جلبی که صادر شده بود پس گرفته شده و دیگه سوئد به دنبال دستیگر کردن آسانژ نیست. آسانژ که ویکیلیسکس رو راه انداخته بود و کلی از اسناد سری سیاستمدران رو منتشر کرد از ۲۰۱۲ توی سفارت اکوادور در لندن پناه گرفته. در پی رفع شدن این حکم جلب، اکوادور درخواست داد تا یک کانال امن به آسانژ داده بشه تا کشور رو ترک کنه که مورد موافقت قرار نگرفته چون آسانژ به اتهام های بی مزه دیگه ای مثل مقاومت در برابر دستگیری و عدم حضور در تاریخ مقرر در دادگاه تحت تعقیب است.

در اعماق

زندانی کردن با نرم افزارهایی که نمی دونیم چه می کنن

قاضی ارشد آمریکایی داشت در یک دانشگاه حرف می زد که سوال عجیبی مطرح شد «آیا روزی رو پیش بینی می کنید که توش یک نرم افزار در دادگاه مشغول فکت چک کردن اطلاعات داده شده باشه یا حتی در روند تصمیم گیری مشارکت کنه؟». جواب از سوال بسیار عجیب تر بود. «اون روز رسیده. و تاثیر زیادی هم در روند قضایی داره». شاید اشاره به اریک ال لومیس است که با نرم افزار بسته و انحصاری یک شرکت تجاری محکوم به ۶ سال زندان شد. اون مدعی بود که این پروسه غیرقانونی است ولی در نهایت رای علیه اش صادر شد. در این مورد حکم اصلی آقای لومیس صادر شده بود ولی اون مدعی بود که می تونه درخواست بده که به زندان نره. اما بر اساس ریپورت یک نرم افزار به اسم کامپس، به زندان رفت. کامپس با چند تا چارت و نمودار نشون می داد که آقای لومیس ممکنه دوباره مرتکب جرم بشه. البته برای خودشون هم این کار شاید خیلی راحت نبود و در چندین مورد توی دادگاه در این مورد بحث شد و در نهایت هم رای دادگاه عالی این بود که اون آدن به زندان می ره چون اون جرم رو انجام داده و این ربطی به گزارش کامپس نداره. در مقابل استدلال می شد که اگر گزارش کامپس مثبت بود ، این آدم به زندان نمی رفت و وقتی ما حتی الگوریتمی که اون گزارش رو تولید کرده رو در اختیار نداریم، نیم تونیم ازش در سیستم قضایی کشور استفاده کنیم. مثلا در مورد یک پرونده ۱۹۷۷ در نهایت دادگاه عالی گفت نمی شه کسی رو به اعدام محکوم کرد در حالی که بخش هایی از پرونده اش محرمانه باقی بمونه. یعنی اگر همه چیز شفاف نباشه، اجازه مجازات نداریم. اما خب انگار در این مورد پذیرفته ایم که کامپیوترها بدون اینکه ما بدونیم تصمیم نهایی رو بگیرن.

روبوکاپ های دوبی

از دیروز دوبی پلیس های رباتیکش رو واقعا به خدمت گرفته. البته فعلا بسیار ابتدایی هستن ولی قراره تا ۲۰۳۰ حداقل ۲۵٪ نیروی پلیس امارات باشن و بتونن خلافکارها رو دنبال کنن و حتی دستگیر! کتاب علمی تخیلی اینطوری که خیلی داریم. آدم هایی که از ربات ها قایم می شن و ربات هایی که کنترل نظم و امنیت قبرستانی رو بر عهده دارن (توضحیش). این ربات ها از نوع ریم هستن که شبیه آدم است و آدم ها می تونن بهش گزارش جرایم رو بدن و ثبت می کنه و گزارش می کنه به مرکز. این ربات ها همچنین می تونن جواب سوالات آدم ها رو بدن یا جرایم رو دریافت کنن. در مرحله اول در مراکز توریستی و مال ها مستقر می شن و می تونن چهره ها رو تشخیص بدن و تا ۸۰٪ حالت اون رو درست حدس بزنن. احتمالا فعلا تبلیغاتی و توریستی است ولی مطمئنا راه رو هموار می کنه برای سال های بعد که روبات های خشن تری قراره مواظبمون باشن. و البته مسائل پیچیده تر هم هست. مثلا اینکه چطوری می تونین مطمئن بشیم یک ربات اگر دستور بگیره مثلا نذاره من برم توی مال،‌بهم صدمه نمی زنه حین این پروسه. اتفاقی که ۲۰۱۶ توسط یک ربات تخم مرغ شکل افتاد و ربات صدمه بسیار جزیی به یک کودک زد ولی این سوال از همیشه جدی تر مطرح شد.و البته فکر کنین به اینکه در چه تاریخی اسلحه می دیم دست ربات های پلیس و …

بحث آینده است خلاصه بگم که آلفا گوی گوگل در اولین بازی اش بهترین بازیکن گوی چین رو هم شکست داد. قبلا در مرودش زیاد گفته ایم. فقط نکته بامزه این سری این بود که ظاهرا چین پخش مستقیم رو قطع کرده.. شاید دوست نداشتن قهرمان ملی شون به گوگل آمریکای جنایتکار ببازه. البته باخته، دوست نداشتن جهان بدونن (:

گفتم گوگل؟‌گوگل داره خرید های آفلاین ما رو هم ترک می کنه. حتی خریدهایی که شخصا از طریق مغازه انجام می دین.. البته آمریکایی ها رو از طریق گرفتن این اطلاعات به شکل کلی از بانک ها – نه جزییاتش. کمی توضیح در مورد تلاش های مشابه در ایران.

سایت های مزایده شاید به کابوس جامعه تبدیل بشن

[صحبت از سرمایه داری،‌ تقدس پول، الگوریتم ها و اینکه ما داریم دائما با هم دشمن می شیم]. سایت رنت بری شروع به کار کرده . فقط در شهرهای خاص برای تست کردن سیستم حالا قراره به ۱۰۰۰ شهر آمریکا توسعه پیدا کنه و آدم های بشیتری رو شاکی. چرا شاکی؟ فرض کنین در موضوعی مثل اوبر، عرضه و تقاضا برعکس باشه. شما ماشین لازم دارین و بدون ماشین زنده نمی مونین ولی ماشین کافی نیست…. روشی برای تحریم و پاک کردن هم ندارین. اگر کسی خونه ای برای اجاره داره می ذاره اونجا و بقیه قیمت می دن. اتوماتیک قیمت دائما می ره بالا تا بالاترین حدی که ممکنه یکی برای اون خونه بده و بعد اجاره می ره برای مدتی. در این مدت احتمالا یکی دیگه پول بیشتری پیدا می کنه و سال دیگه اجاره بالاتر می ره و … در حال حاضر برای عضو شدن باید ۲۵ دلار بدین ولی در آینده می خواد ۲۵٪ قیمت پیشنهادی اولیه و قیمت نهایی رو بگیره! هر ماه! [آهنگ ترسناک]. اصطلاحی هست تحت عنوان دست نامرئی بازار که انتظار می ره تنظیم کنه و در بعضی شهرها گرونتر بشه در بعضی شهرها ارزونتر ولی … یادتون باشه ما در جامعه ای هستیم که یک شرکت یک شبه تصمیم گرفت قیمت یک داروی ایدز رو ۴۰ برابر کنه و هیچ کس هم چیزی نمی تونست بگه.

ماده قابل برنامه ریزی

این رو هم باید اشاره کنیم که بدونیم هست و دنبالش کنیم ولی فعلا چیز خیلی عجیبی در موردش نداریم.. البته داریم دیگه! خودش خیلی عجیبه. ایده ماده قابل برنامه ریزی programmable matter اینه که ماده ای داشته باشیم که بتونیم بهش دستور بدیم چه شکلی باشه! [تفاوت با پرینتر سه بعدی] فعلا سه ایده اصلی هست: درست کردن میدان های الکترومغناطیسی و مواد فرومگنتیک. روش دوم claytronic است (بین کلی و ترونیک) که عملا با استفاده از نانوتکنولوژی موادی داریم تشکیل شده از موتورهای بسیار بسیار کوچک که می تونن به خودشون شکل بدن و در نهایت پلاستیک هوشمند که می تونن با دریافت دستورات، مثل عضلات بدن کش بیان یا بسته بشن و شکل مورد نظر رو بسازن. یه چشممون باید به این باشه که شاید کلا پرینترهای سه بعدی رو کنار زدن!

و در نهایت اینکه فیسبوک از بازفید، وکس و بقیه ویدئو می خره

فیسبوک طبق یک قرارداد از یکسری تولید کننده ویدئو می خره. یعنی اینجوری که اگر ویدئوها اول به فیسبوک داده بشه و اونجا منتشر بشه برای ویدئوهای بلندتر ۲۵۰هزار دلار و برای ویدئوهای کوتاهتر که حتی صاحبش هم خود فیسبوک نخواهد شد مبلغ کمتری پرداخت می کنه. کلیت خبر تا اونجا که خرید و فروش است خیلی به ما مربوط نیست، حتی به اخبار چه برسه به در اغماق ولی مساله وقتی فوق العاده می شه که یکبار دیگه خبر رو بخونیم «فیسبوک ویدئو می خره».. این رو بذارین کنار چند وقت قبلمون که توش سرویس های استریم محتوا داشتن خودشون سریال می ساختن و می بینیم که چیا داره تغییر می کنه. تولید کننده های کلاسیک دارن کانال ها رو واگذار می کنن به استریم کننده ها و پخش کننده های مدرن و اینها خودشون وارد بازار تولید هم می شن.

موسیقی

  • شروع با صدای محمد مختاری. از بهترین های ایران. اگر نمی شناسین سرچ کنین
  • که می پاشد ز لبخندت سپاهی – درنگ
  • One of the Few
  • ترانه ملا ممد جان
  • دیدی ای دل – علی اسکندری

دو دلیلی که تک تک انتخابات اصلاح طلب ها رو تبدیل به «حساس‌ترین انتخابات تا به امروز» می‌کنه

می دونین که اگر آهنربایی رو درست از وسط نصف کنین، به یک قطب مثبت و یک قطب منفی نمی رسین. نتیجه نصف کردن آهنربا دو تا آهنربا است که بازهم هر کدوم قطب‌های مثبت و منفی دارن. این در مورد بسیاری از پدیده های اجتماعی هم موضوعیت داره. مثلا اگر در ایران یک گروه عظیم از بازی بیرون گذاشته بشن و کلی سیستم و شورا و ناظر درست بشه که در انتخابات فقط «خودی»‌ها شرکت کنن، بازم همون گروه سریعا به شکل یک آهنربا که شکسته شده دارای دو قطب مخالف می‌شن. این روزها اصرار می شه که اسم این دو قطب رو بذاریم اصولگرا و اصلاح‌طلب. حالا اینکه اصول گرا واقعا به کدوم یکی از اصل‌های انسانی / مذهبی اش پایبند است یا اصولا در کدوم سخنرانی این انتخابات از اسلام و اصول و اینها حرف زده و اصلاح طلب واقعا دنبال اصلاح چیه علی الحساب می گذریم.

توی این دو قطبی ایجاد شده، کورسوی امید ما اصلاح طلب ها هستن. پشتشون هم می ایستیم ولی به نظرم باید مشکلات جدی شون رو هم بگیم. اینجا من دو تا دلیل خیلی جدی که باعث می شه اصلاح طلب ها نتونن با اطمینان پیش برن رو می گم:

  1. الان ۲۰ ساله که اصلاح طلب ها در جاهای مختلف حکومت کردن و قانون گذاشتن و … ولی هنوزم درگیر این بحث هستیم که آیا باید به لیست مورد تایید آقای خاتمی رای بدیم یا نه. انتظار من در این بیست سال این بود که اصلاح طلب ها شکلی از حزب درست کرده باشن، شکلی از مکانیزمهای شفاف برای معرفی کاندیدا، شکلی از ارائه برنامه، شکلی از تعهد به حفظ موضع/پاسخگویی/رای بعد از رای آوردن آدم هاشون و شکلی از مشارکت جمعی. هنوز آدم های لیستشون پر است از کسانی که گذشته شون رو مخفی می کنن، هنرشون پدرشونه، شغلشون ساختمون سازی است و می خوان همزمان تصمیم های بزرگ شهر رو هم بگیرن و … در این مدت لازم بود و هست که اصلاح طلب ها ساختارهای حزبی درست تری می ساختن، مشارکت بیشتری جلب می کردن، آدم های جدید رو رشد می دادن، برنامه منسجم می داشتن، شفاف تر می بودن و .. واقعا ۲۰ سال براش کافی نبود؟ وقتی اینکار رو نکردن دائما باید در هر انتخابات دست دراز کنن به سمت #تکرار می کنم و آدم های مهم و حتی تلاش کنن طرفداران جدی خودشون رو هم قانع کنن به رای دادن بهشون؛ یا رای دادن به کل آدم هاشون.

  2. اصلاح طلب ها و به شکل کلی تر کل کشور ما در حال شیرجه زدن توی دل یک سرمایه داری افسارگسیخته است. از یک طرف داشتن پول یعنی قابلیت داشتن تقریبا هر کار – حتی خریدن هوای شهر تهران و از اونطرف سرکوب قوی هر شکلی از فعالیت های محرومان. وقتی پلاسکو اتفاق می افته هنوز کسی حق نداره از حق اتحادیه حرف بزنه، وقتی سندیکای اتوبوسرانی سرکوب می شه هیچ کس اجازه نداره بگه چرا فلانی اینهمه سال باید بره زندان و وقتی اعدام های طرفدارهای حقوق کارگران رو داریم صدای کسی در نمیاد – حداقل صدای کسی در حکومت. اگر اصلاح طلب ها می خواستن اصلاح کننن، باید بخشی از این اصلاح هم در حقوق کارگران، فقرا، بی کاران و … دیده بشه. اما خب این تناقض ذاتی داره با مسیری که جمهوری اسلامی انتخاب کرده؛ یعنی سرمایه داری. در این شرایط هر کس که شعار «فقر بد است» بده، جمعیت عظیمی رو پشت خودش خواهد داشت. این دوره هم به خیر بگذره، دوره بعد بازم ماجرای «آهای فقرا بیاین دور هم جمع بشیم یک فکری بکنیم» توسط هر کسی که در حکومت نیست به راحتی تکرار خواهد شد.

به نظرم به این دو دلیل، وضع اصلاح طلب ها دائما در این حالت اضطراری «خطرناکترین انتخابات تاریخ» هستن چون هیچ وقت مشخص نیست دقیقا از چه چیزی برای چه کسانی طرفداری کردن و تقریبا هیچ وقت هم جواب مشخصی برای گروه‌های فقیرتر نداشتن. درسته که شاید وضع کلی بهتر شده باشه و این باعث بهتر شدن وضع کم درآمد ها هم بشه ولی در نهایت حرکت جمهوری اسلامی به سمت سرمایه داری، دائما در حال عمیق تر کردن شکاف ۱٪ و ۹۹٪ است. جواب اصلاح طلب ها به این وضعیت اینبار هم به سمت متمرکزتر شدن به منظور محکمتر شدن میل کرد ولی این «قوی» شدن از طریق «بسته تر» شدن بازتولید وضعیت فعلی اصلاح طلب ها است. راه درست بازتر کردن درها است و توجه به گروه‌هایی که تا حالا مورد توجه نبودن. هم در حوزه سیاست (مثلا جوون‌هایی که می خوان در سیاست رشد کنن، افراد غیر همفکر با پسرهای حاکمان، جامعه مدنی، …) و هم در حوزه اقتصاد (فقرا، بیکاران، فعالین کارگری، سندیکاها، …). این باز تر شدن شاید در اول کمی ترسناک باشه ولی در میان مدت قدرت بسیاری به جریان اصلاحات خواهد داد.

حق شکستن لیست

این روزها اصلاحی باب شده تحت عنوان شکستن لیست. یعنی یک نفر یک لیست داده که انتظار می ره همه‌ بهش رای بدن تا رای بیاره و هر کس تحریم کنه، رای نده، به یکی دیگه رای بده و … متهم می شه به مسوول شکست احتمالی یا واقعی.

دلیل حرف از دو طرف قابل درکه. یا افراد خودشون رو مثل سربازهای یک فرمانده می بینن که هر چی دستور داده شد باید عمل کنن یا اصولا احساس می کنن در موقعیتی هستیم که باید بدون تلاش برای بهتر بودن، به چیز بد در دسترس تر چنگ بزنیم.

در مورد اولی که مشخصه کاملا اشتباهه. جامعه از مشارکت من شکل می گیره و من سرباز پیاده نظام یکسری فرمانده نیستم. اگر کسی اینطوری در مورد خودش فکر می کنه بحث کاملا متفاوت است و منطقا نیازی به خوندن بقیه متن نداره (: در مورد دوم اما بحث اینه که انتخاب «بد» و «بدتر» قابل درکه ولی وقتی «بهتر» یا «قابل قبول» داریم، چرا باید به بد چنگ بزنیم؟ چون بد شانس بیشتری داره؟ خب چرا بهتر شانس نداشته باشه؟‌ چون رسانه نداشته؟ چون بازی داده نشده؟ چون کسی نمی شناسدش؟ چون کسی جدیش نمی گیره؟‌ چون تو لیست بدها نمی ذارنش؟

بیاین بریم سراغ ریاضی! مفهومی هست به اسم «ماکزیمم محلی». روی یک منحنی که بالا و پایین می ره، وقتی می خواین ماکزیمم پیدا کنین ممکنه جایی برسین که در اطراف نزدیکتون، همه چیز از شما پایینتر باشه و فکر کنین تو ماکزیمم هستین ولی در واقع جاهای خیلی بالاتری هم هست که در افق دید شما نیستن یا اگر اونها رو ببینین، نگران هستین به سمتش برین چون باید مدتی پایین بیاین.

در واقع انتخاب بد و بدتر ما یک ماکزیمم محلی است. فکر می کنیم خوبه لیست اصلاح طلب ها رای بیاره چون بالاخره از اونطرفی‌ها بهتره. واقعا هم اینطوره. اینها از اونها بهترن و منم بارها و بارها ایستادم تا رای بیارن. اما انتظار دارم وقتی رای آوردن شروع کنن به اصلاح سیستم. من الان دقیقا ۲۰ سال است که بین بد و بدتر به بد رای دادم و بد انتخاب شده و کمابیش در جا زده. الان هم دقیقا به بد رای می دم که بدتر وضع رو بدتر نکنه (:‌ انتظار من بعد از ۲۰ سال این بود که اصلاحات شروع کنه به ساختن مکانیزمهای دموکراتیکتر که بعدا ازشون حرف می زنم. شروع کنه به گوش کردن به حرف های جامعه مدنی، به مشارکت دادن اونها، به شفاف شدن، گزارش دادن،‌ انتشار برنامه به همراه لیست، توضیح اینکه چرا فلانی در لیست هست و فلانی نیست و … اونجوری منم امیدوارم می شدم به پیشرفت قدم به قدم ولی الان فقط سهم من یک مهره در سیستم است که سعی می کنه لیست اصلاحات رای بیاره.

به نظرم حالا که بعد از ۲۰ سال، اصلاحات به سمتش حرکت نکرده، حرکت به سمت صداهای متنوع تر در جامعه و دموکراسی داغون ما لازمه و بر دوش خودمون. هر چقدر کم و ضعیف. ما باید به سمت ماکزیمم های درست و حسابیتر حرکت کنیم. واقعا کاش اینکار رو اصلاح طلب ها توی این ۲۰ سال که من می شناسمشون شروع کرده بودن. کاش از سیستم های درست و حسابی تری برای گزینش و معرفی کاندیداها استفاده می کردن، کاش مکانیزمی داشتن که اگر یکی توش سر قرارش نمی موند دیگه امکان بازی نداشت و کاش روشی داشتن برای پیوستن آدم های مستعد به ساختارشون. ولی اونها اینکار رو نکردن و کاملا با شیوه پدرسالارانه توی این ۲۰ سال هی لیست دادن و گفتن «نظراتتون رو برای خودتون نگه دارین و به ما اعتماد کنین وگرنه بدبخت می شیم». درسته که الان هم مثل همیشه برهه حساس کنونی است ولی من یکی که به نظرم دموکراسی جای دفاع داره و صداهایی که توی بازی پدرسالارانه اصلاح طلبی فعلی ما نیستن باید شنیده بشن، به سهم خودم هم تلاشم رو می کنم تا آدم های جدیدی به این گروه ها اضافه بشن. اگر اصلاح طلبی نیاز به دفاع من داره، این آدم ها و صداها و دموکراسی هم احتیاج به دفاع دارن. به نظرم ترکیب کردن چند نفر با لیست اصلاح طلبی هیچ خطری نداره که هیچ، خیلی هم در طولانی مدت مثبته. کاری که خودشون باید می کردن ولی متاسفانه این دوره هم نکردن و به نظرم لازمه بهشون یادآوری بشه.

دقت کنین که من وظیفه ندارم به هر لیستی که بهم دادن رای بدم بلکه اون که لیست می ده باید تلاش کنه لیستی بده که مخاطبین بخوان بهش رای بدن.