رادیو گیک شماره ۵۲ – پر پرواز

مشترک رادیو گیک بشین


آر اس اس رادیو گیک

اپلیکیشن اندروید رادیو گیک

رادیو گیک در آیتونز

رادیو گیک در ساوند کلاود

اپلیکیشن iOS

اخبار

دوران خوب برای دانشمندان داده
صحبت در مورد دانشمندی داده و بیگ دیتا

بیگ دیتا

گارتنر توی گزارش چرخه های هایپ،‌ می گه که شغل های مرتبط داده‌های بزرگ در حال از دست دادن هایپ هستن [توضیح خودم] ولی با وجودی که دیگه مد داغ روز نیستن، تعداد شغل ها داره بیشتر می شه و حقوق هم داره بالاتر می ره و بالاترین جایزه ها رو هم دارن. حقوق یک تازه وارد حدود ۹۱هزار دلار تخمین زده می شه و یک آدم حرفه ای حدود ۲۵۰هزار دلار در سال می گیره.

دعوا سر دامین دات ساکس

sucks

خب این یک جور فحش سبک است در انگلیسی. چیزی شبیه به *یده. مثلا می گن why linux sucks یعنی چرا لینوکس گند زده و مثلا می گن چون ممکنه بعد از آپدیت دیگه بالا نیاد (: درست غلطش با خودشون. یا ما می گیم why windows sucks و می گیم چون ابزارهای گنو مثل grep و غیره رو نداره. حالا شرکتی به اسم vox populi در یک ایده جنجالی و طبق قانون جدید ICANN که می تونیم به جای دات کام و دات نت و .. پول زیادی بدیم و دات فلان رو بخریم و بعد زیرش دامین تعریف کنیم (مثلا یک شرکت دات نینجا رو خریده و من می تونم برم ازش جادی دات نتینجا رو بخرم) رفته دامین اصلی sucks. رو خریده
و روش دامین می فروشه. حالا دعوا چیه؟ قیمت گذاری! این شرکت گفته دامین های دات ساکس رو از قیمتی به ارزونی ۲۰۲۴ دلار تا گرونی نزدیک چهار میلیون دلار خواهد فروخت. معلومه که مثلا مایکروسافت باید بره چهار میلیون دلار بده دامین رو بخره که یکی دیگه نخره یا اپل یا بقیه شرکت ها و عملا این ایده داره از هر شرکت بزرگ باج گیری می کنه که چهار میلیون دلار بدن که فلان دات ساکس در اینترنت دست مخالفان نباشه. یک نامه از طرف ICANN اعلام کرده اینکار درست نیست و خلاف قوانین است و از اونطرف CEO این شرکت نوشته که هیچ قانونی رو نقض نکردن و اتفاقا خیلی هم دوست دارن اینترنت جای خوبی باشه. دعوا داره و گفتم خبر دار باشین اگر لازمه و چند میلیونی اضافه دارین، دامین دات ساکس خودتون رو بخرین که دست دشمن ها نیافته ( آهنگ دشمن)

ویندوز ده آخرین شماره ویندوز است؟

آدم ها خبر داغ دوست دارن و برای همینه که اینهمه شایعه چرند و پرند در وایبر جریان داره… حتی دیروز پریروز یکی از من پرسید که آیا دلیل عصبی بودن ما ایرانی ها این نیست که غربی ها یک اشعه ای / امواجی به سمت ما می فرستن (و طرف اینو معقول می دونه اما اینهمه بوق و دود و مشکلات مالی و اعصاب خوردی و سانسور و … رو نمی بینه). حالا هم یک شایعه هیجان انگیز درست شده تحت عنوان «پایان ویندوز» و می گن مایکروسافت اعلام کرده که دیگه ویندوز جدید نمی یاد و همین که هست آپدیت می شه. واقعیت خیلی از این جریان به دوره. این رو نه مایکروسافت اعلام کرده نه مدیر عاملش نه توییت شده نه تو وبلاگ مایکروسافت هست. اینو یک کارمند در یک کنفرانس به شکل اشاره جانبی گفته. وقتی داشته در مورد نوتیفیکیشن های ویندوز صحبت می کرده. واقعیت هم اینه که ویندوز از ورژن هشت به بعد تقریبا مشابه لینوکس شده و ایده اش به یک آپدیت دائمی است و حتی اگر نسخه ای رو هم اسم بذاره (مثلا هشت و یک) عملا همون قبلی است که تغییراتی کرده. یعنی همه نسخه ها آپدیت می شن به یک نسخه جدید که روی ابزارهای مختلف قابلیت اجرا داره. مساله اینه که مایکروسافت شیوه قدیمی ریلیز ویندوز جدید و جایگزینی ویندوز قبلی رو مدتی است کنار گذاشته و عملا دنبال «ویندوز به عنوان سرویس» است که شما یک لایسنس ویندوز داشته باشین و باهاش بتونین آخرین ویندوز رو داشته باشین. مایکروسافت هم دقیقا اعلام کرده که ممکنه برندینگ ویندوز رو متوقف کنه و اصولا با اسم ویندوز (بدون نسخه) بمونه و البته ممکنه این رو هم تغییر بده. در حال حاضر تنها خبر دقیق که هست اینه که ویندوز ادامه پیدا می کنه، اسمش ویندوز می مونه ولی شاید ته اسم چیزی اضافه بشه یا نشه. دقیقا مثل دبیان یا ابونتو یا فدورا که اینکه بهش بگیم هایزنبرگ یا تکشاخ یا جسی تفاوت عظیمی توش ایجاد نمی کنه چون ادامه مسیر قبلی است و قبلی ها می تونن به اینها آپدیت بشن.

مبلغ دولوپرها

پیام صادری عزیز توجمهون رو جلب کرده به اصطلاحی تحت عنوان Developer Evangelist

داشتم توی سایت دیجیتال اوشن میگشتم و افرادی که در اونجا کار می‌کنن رو بررسی می‌کردم. بر خوردم به خانمی به اسم Erika Heidi برخودم با عنوان شغلی بسیار جالب Developer Evangelist.
برام جالب بود و عنوانش رو توی اینترنت سرچ کردم و رسیدم به این سایت که یک جوری کتاب راهنما هست برای این شغل. http://developer-evangelism.com/
که من اسمش رو اگر همین جوری ترجمه کنیم میشه چیزی توی مایه‌های «مُبلغ توسعه دهنده»
اما بر اساس کاری که انجام میده من میگم «وکیل مدافع توسعه دهندگان».
در کل برام جالب بود و میخواستم در مورد این شغل و کمبودش توی ایران توی بلاگم بنویسم و اینکه الان همه توسعه دهندگان دنبال راه اندازی «کسب و کار» خودشون هستن و شرکت‌ها هم رفتار درستی با توسعه دهندگان ندارن و کمبود توسعه دهنده و این حرفا
گقتم اگر صلاح دونستی در موردش در رادیوگیک بگی :) و این عنوان شغلی و سایتش رو معرفی کنی
راستی فکر کنم الان خودت تقریبا یک Developer Evangelist هستی :دی
A developer evangelist is a spokesperson, mediator and translator between a company and both its technical staff and outside developers.
If your product targets developers this can not be achieved with marketing or PR. We’ve managed to remove the developer world from the commercial part of IT companies so far over the last few years that developers are very cynical about anything that does not relate to technology first and brand second – and neither marketing nor PR can deliver that.
Developers however are very happy to listen to what other developers say – if these developers are very good, have their respect and deliver the message in the right way.
The trick is to allow people in your company to play with your products and advertise why they are excited about them – after all the people in your company are consumers, too.

تکنولوزی فرمول یک توی تانک ها

tank

این خبر هم جالبه از این نظر که می شه ربطش داد به نظریه توروالدز [توضیح بقا – اقتصاد – فان]. ظاهرا تکنولوزی که قبلا فقط در خدمت جنگ بود حالا توی یکسری حوزه ها (به طور خاص صنعت سرگرمی) داره سریعتر پیش می ره. انگلستان اعلام کرده که برای تانک های CV90 از یک سیستم تعلیق فعال استفاده خواهد که قبلا برای ماشین های فرمول یک درست شده بود ولی به خاطر تغییر خیلی محسوسی که توی وضعیت ماشین می ذاشت ممنوع شد. ایده این بود که در مسابقه ماشین رانی باید قابلیت راننده ها فاکتور اصلی باشه نه چنین سیستم هایی که باعث می شه حداکثر چسبندگی لاستیک به جاده حفظ بشه و ترمز و گاز خیلی خیلی بهتر عمل کنه. این تکنولوژی در تست ها و ویدئوی یوتیوبی که منتشر شده تونسته حدود ۴۰ درصد عملکرد تانک ها در سرعتی حدود ۶۵ کیلومتر رو بهبود بده و در حدود سرعت های ۱۰۰ کیلومتر در ساعت تانک هم که دیگه کارش شبیه معجزه است. معلومه که شرکت کانترکتور نظامی انگلستانی نگفته که دقیقا تکنولوژی چیه ولی از Active Damping نام برده شده که احتمالا کنترل سیستم تعلیق توسط موتورهای کنترل شونده با کامپیوتر است. این سیستم سه برابر بهتر از تعلیق پسیو می تونه فشار وارده رو کنترل کنه و در نتیجه تانک خیلی بهتر به وظیهف اصلی اش که حرکت روی سطوح ناهماور است برسه. این سیستم همچنین برای نفربرها هم فوق العاده است. جالیبش برای ما اما به جز حضور کامپیوتر این مساله است که جنگ داره از یکی ای چیزهایی استفاده می کنه که اصولا برای صنعت سرگرمی ساخته شده بوده و مویدی است بر نظریه توروالدز که می گه در جایی تلاش ما برای بقا کمتر از تلاش ما برای سرگرم شدن خواهد بود – که البته نظریه خیلی جدی ای هم نیست و وقتی بیان شده که ناشر خواسته نویسنده کرنل لینوکس برای کتاب زندگی اش یک چیز خفن بنویسه (: اگر علاقمند هستین بخونینش مراجعه کنین به linuxstory.ir .

در اعماق

کشف شبکه خودکفای بات‌نت‌ها روی روترهای غیرامن خونگی

router

عنوان کمی طولانی بود ولی اصل خبر رو می گفت. خیلی از روترهایی که توی خونه داریم به درستی امن نشدن و آپدیت هم که نمی کنیمشون و بهترین جا هستن برای هکرها. اما حالا خبر مربوط به هکرهای جدی تر از اون معمولی هاشه! محقق ها نشون دادن که برای چهار ماه حمله های دی.داس از حدود چهل هزار آی پی گزارش شده که مربوط به ۱۶۰۰ آی اس پی در همه دنیا بودن و تقریبا همه مواردی که برای حمله مورد استفاده قرار گرفتن، روترهایی بودن که یوزر نیم پسورد کارخونه هنوز روشون بود و می شد از اینترنت بهشون لاگین کرد. بامزگی خاص این حمله این بود و هنوزم هست که هر روتر که آلوده می شه شروع می کنه به گشتن دنبال روترهای کانفیگ نشده دیگه و همینطور روتر با پسورد دیفالت رو هک و به گله اضافه می کنه. پس یادتون باشه اگر می شه با ادمین ادمین یا ادمین روت یا روت روت یا چنین چیزهایی وارد سیستم شما شد، احتمالا بخشی از این بات نت هستین و به احتمال بیشتر یکی از همسایه ها هم به راحتی می تونه لاگین کنه و پسوردتون رو عوض کنه. اگر در این مورد اطالعات ندارین بهتره از کسی که سر در می یاره کمک بگیرین و مشکلتون رو حل کنین.

فایرفاکس جدید ریلیز شده، با DRM

تیکه اول خبر که معلومه طبیعی است ولی تیکه دوم حساسه. توضیح ماجرا. برنامه‌ آزاد بودن فایرفاکس، عقب افتادن از بقیه در صورت عدم اجرا،‌ بلک باکس امنیتی برای اجرای دی ار ام چون توش دیده نمی شه.

firefox

زبان های برنامه نویسی احتمالی

face

این روزها یکهو هوش مصنوعی شکوفا شده (توضیح قدیم) و این شکوفایی به طور خاص مدیون الگوریتم های یادگیری ماشینی است. یکهو گوشی ها می تونن ترافیک رو پیش بینی کنن، گفتار رو بفهمن، گوگل او سی آر فارسی راه می ندازه و کلی چیز دیگه. این سیستم ها دارن با انواع الگوریتم های ماشینی مبتنی بر داده‌های بزرگ کار می کنن اما نوشتن و پیاده سازی این الگوریتم ها طولانی هست. حالا داریم سراغ چیزی می ریم که چندان حرفی ازش لازم نشده و در نتیجه یک شنونده رادیو گیک لازمه در موردش شنیده باشه: زبان های برنامه نویسی احتمالی. یعنی Probabilistic programming langs. اینجا ریاضیات و الگوریتم های شناخته شده یادگیری ترکیب می شن. زبان ها در سال ۲۰۱۳ توی darpa زاده شدن و نکته هم اینه که در جون امسال محققان MIT به همگان نشونشون می دن. گفته می شه اکثر سوال های حوزه بینایی (مثلا تشخیص چهره) که با زبان های سنتی صدها خط برنامه می شد رو با این زبان ها می شه توی ۵۰ خط یا کمتر پیاده سازی کرد. تمرکزتون رو حفظ کنین که انگار قراره یک چیز جدید به دنیا بیاد! فعلا می دونیم که شیوه کار این زبان ها یک هسته الگوریتیم است که سعی می کنه دائما اطلاعات جدید رو با الگوریتم های مختلف با چزهایی که پیش از این یاد گرفته شدن سازگار نگه داره، در اصل این زبان می تونه یادبگیره که یاد بگیره. این هسته براساس نیاز تغییر می کنه و در نتیجه در نهایت برنامه می تونه در شرایط مختلف از نظر برنامه نویسش نسبتا راحت وظایف مختلف رو یاد بگیره.

اینترنت چیزها و بمب امنیتی

اینترنت چیزها

این بحث توی پنلی که دو هفته قبل توی دانشگاه کمبریج برگزار شده بود بالا گرفت و توجه زیادی رو جلب کرد. دیپاک تانجا مدیرعامل RSA در مورد اینترنت چیزها حرف می زد که اندی تورای از آی بی ام با اشاره به عبارت «بمب زمانی آماده انفجار» بحث رو به این کشید که آیا نباید ما کمی روند اینترنت چیزها رو کند کنیم و به سراغ جنبه‌های امنیتی ش بریم و پروتکل‌های مرتبط رو جدی تر بررسی کنیم. تانجا موافق بود و تقریبا با هم توافق کردن که رقابت تجاری اینترنت چیزها اونقدر سریع در حال پیشرفت است که عملا به شرکت ها فرصت نمی ده در مورد امنیت اونها فکر کنن و اونقدر گجت ها و سنسورهای مختلفی دارن اطلاعات به ما می دن که فرصتی نمونده تهدیدات امنیتی جریان رو بررسی کنیم. بحث با این پیش رفت که خیلی از شرکت هایی که حالا دارن به اینترنت وصل می شن (مثلا خودروسازیها، قهوه جوش سازها، یخچال سازها و …) اصولا شرکت های نرم افزاری نبودن و حالا هم امنیت براشون یک مساله درجه دو است و از اونطرف حتی اگر شرکتی به امنیت فکر کنه، مشکلش اینه هنوز کسی واقعا نمی دونه معنای امنیت باید چی باشه و تهدیدهای دقیق اینترنت چیزها چیه و حتی اگر قواعدی هم برای اینکار وضع بشه، درست همونطور که مردم اصولا تاییدیه های اول فیسبوک و یاهو و غیره رو نمی خونن، اون رو هم نخونده خواهند پذیرفت و بعد اکثر عواقب بر گردن خودشون خواهد بود مگر اینکه سازمان های حمایت از مصرف کننده قوی و خوبی باشن که سعی کنن این قوانین رو به نفع مصرف کننده ها تغییر بدن یا حتی به کارخونه ها اجبار کنن. [کمی توضیح و اینکه مواظب انقلاب قهوه جوش ها باشین]

تبریک و تقبیح

به این فکر کنین که آیا خودروهای واقعا خود رو یعنی خود رانندگی کننده آینده قراره پنجره داشته باشن؟

۱۱۸ هم پولی شد که مطمئن باشیم با مغز داریم می ریم سراغ سرمایه داری ناقص که نه خوبی های سرمایه داری رو داره نه .. هیچچی نداره برای ما ): حداقل اینترنت رو پس بدین!

و خجالت برای به اصطلاح روزنامه نگارهایی که خودشون رو برای دور دنیا می فروشن و شغلشون رو می کنن فحش دادن به شریفترین آدم ها

و تبریک به هر کسی که در این دنیای داغون تلاش می کنه شاد باشه (: شاد باشین که بهترین چیزه. نامه و بخش آخر نداریم !

بخش آخر

Screenshot from 2015-05-18 11-05-39

موسیقی

آهنگ چشمات چه مهربونه از الهه به درخواست مهدی برای خانواده اش و به طور خاص از طرف میلاد برای پریا… شجاع باشین دنیا دو روزه!

چرا ظریف، مصدق نیست؟ توافقنامه لوزان پیروزی بر نیروهای تندروی داخل بود نه پیروزی بر جهان

نکته: این یک بررسی جامع از طرف یک کارشناس نیست. این یک نگاه از یک جهت خاص است به یک اتفاق در زندگی یک آدمی که از قضا بخشی از عمرش در مکان زمانی طی می شه که احمدی نژادهایی که به انواع نیروهای ماوراء طبیعی متصل هستن برای زندگیش تصمیم می گیرن.

خب تیتر تقریبا همه چیز رو می گه. من نه تحلیلگر هسته ای هستم و نه «کارشناس خاورمیانه» و نه تاریخ‌دان و نه حتی علاقمند خاص به یکی از این دو تا ولی تا جایی که می دونم در ماجرای مصدق چیزی که مشهوره اینه که مصدق رفت توی یک دادگاه و نفتی که قبلا دست انگلیس بود رو «ملی» کرد. یعنی در سطح جهان از یکی از حقوق ایران دفاع کرد و با نفی قرارداد قبلی، گفت نفت متعلق به مردم ایران است.

اما در این مورد ظریف و روحانی و دوستان مذاکره کردن و رسیدن به اینکه ما تا ده بیست سال آینده اجازه نداشته باشیم فعالیت خاصی در حوزه هسته‌ای بکنیم و به جاش تحریم‌های مرتبط با فعالیت‌های نامشخص هسته ای که علیه ما وضع شده بود رفع بشه. در مقایس بچه‌ها، مثل اینه که کاری کردیم که کسی که زورش بیشتره دوست نداشته و وسایل مورد علاقه ما رو گرفته و بعدش رفتیم قول دادیم دیگه بدون اطلاع دقیق اون با هسته بازی نمی کنیم و اونم گفته وسایل ما رو پس می ده که از نظر من خیلی هم خوبه.

اما واقعا به نظرم اینجوریه. نیست؟

نمی‌گم اینهمه تلاش و فشار و مذاکره و در نهایت توافق مشترک ایران و آمریکا و غیره ارزشمند و مهم نیست. اتفاقا منم به روحانی رای دادم و با توافق جشن گرفتم ولی جریان اصولا ربطی به حقوق ایران و پیروزی و اینها نداره و در نهایت مذاکره هم دقیقا رسیدیم به حرفی که از اولش هم مطرح شده بود: توقف فعالیت های هسته‌ای و محدود کردنشون، انتقال سوخت سوخت مصرف شده به خارج و رفع تحریم‌های مرتبط. مطمئنا اینهمه حرف زدن و جزییاتی به نفع ما شده و منم با این شرایط موافقم ولی فاز مصدق رو اصولا متوجه نمی شم (:

ما از اینکه برگشتیم به شرایط حقوقی (و نه اقتصادی) هشت نه سال قبل خوشحالیم و در عین حال هم این رو یک پیروزی بزرگ برای روحانی و ظریف می دونیم ولی نه در مقابل آمریکا و جهان بلکه در مقابل تندروهای داخلی که حاضر بودن و هستن در عین مخالفت مردم، کشور رو به فقر و تباهی بیشتر بکشن ولی برنامه‌های بی سر و ته اتمی که مشخص نیست آخرش قراره چه فایده ای داشته باشه رو دنبال کنن. همونطور که گفتم نتیجه مذاکرات دقیقا اون چیزی است که از اول هم انتظار می رفت:‌ داریم قول می دیم کلی چیز – که از نظر من اصولا نباید درست می کردیم – رو جمع کنیم و دیگه هم روشون کار نکنیم تا تحریم‌های مرتبط با اونها رفع بشن. این به خودی خود نتیجه عجیبی نیست ولی وقتی به یک پیروزی بزرگ تبدیل می شه که یادمون بیاد خاتمی می گفت رییس جمهور کارپرداز یا چنین چیزی بیش نیست و در این کشور هیچ قدرتی نداره. در ضمن! اگر یادمون باشه در این کشور صحبت درباره مذاکره با آمریکا یک تابو بود ولی دیروز هیچ کس براش صرف مذاکره کردن با آمریکا هیجان عجیبی نداشت و همه منتظر بودن که ببینن نتیجه این «مذاکره» چی می شه. چند لحظه به تمام «مرگ بر آمریکا»ها و «خط قرمز»ها فکر کنین و امیدوارم مثل من نتیجه بگیرین که مذاکره دیروز، پیروزی ظریف و روحانی و بقیه دوستانشون بر داخل بود نه پیروزی بر جهان.

جشن توافق برای من مستقل از امیدهایی برای تثبیت نسبی وضع اقتصادی، جشن قدم گذاشتن توی راهی است که انتظار می ره ما توش با دنیا حرف بزنیم، رییس جمهور رو آدمی توان مند بدونیم و حس کنیم ممکنه اتفاقاتی که ما دنبالش هستیم هم در این کشور بیافته – حتی توسط رییس جمهوری که در یک سیستم دموکراتیک حتی نزدیک به رییس جمهور دلخواه من هم نیست.


یک کامنت مهم هم اینه که گفتم اینجا نقلش کنم از سینا:

مخالفم.

چون وب‌سایتت پرطرفدار و خودت رو هم دوست دارم، ترجیح دادم اشتباهاتت رو گوشزد کنم:

۱- «رسیدن به اینکه ما تا ده بیست سال آینده اجازه نداشته باشیم فعالیت خاصی در حوزه هسته‌ای بکنیم» <- کاملا اشتباه بود این حرفت! اتفاقا همون‌طور که توافق شده بود، تحقیقات و R&D قراره ادامه پیدا کنه، اونم با همکاری‌های بین‌المللی. فوردو هم تعطیل نمی‌شه و به جای تولید اورانیوم، تحقیقات که باارزشتره توش انجام می‌شه
۲- «توقف فعالیت های هسته‌ای و محدود کردنشون» <- قرار نیست چیزی متوقف بشه، فقط نظارت کامل انجام می‌شه و اون قسمت‌هایی که پتانسیل نظامی دارن (یعنی تجهیزات مرتبط با پلوتونیوم) محدود می‌شن
۳- «انتقال سوخت به خارج» <- قرار نیست سوخت به خارج منتقل بشه، این تنها سوخت مصرف‌ شده (که احتمالا حاوی پلوتونیوم و دیگر مواد به کار گرفته در بمبه) است که قراره منتقل بشه
۴- «برنامه‌های بی سر و ته اتمی که مشخص نیست آخرش قراره چه فایده ای داشته باشه» <- شاید در ابتدا برنامه‌ی اتمی بی‌سر و ته بوده، ولی الان هدف اصلی‌ش تولید انرژی، تولید دارو و تحقیقات برای کاربردهای غیر نظامی آینده است
۵- «قول می دیم کلی چیز – که از نظر من اصولا نباید درست می کردیم – رو جمع کنیم» <- بازم تاکید می‌کنم که کلی چیز رو از دست نمی‌دیم، و اتفاقا اورانیوم ۳.۷درصد برای تولید برق هسته‌ای کاملا کافیه (و برق هسته‌ای هم مهمه، مثلا کشوری مثل لیتوانی قبل از بستن آخرین رآکتورش در ۲۰۰۹، ۷۰٪ برقش هسته‌ای بود؛ منبع)
۶- «مذاکره دیروز، پیروزی ظریف و روحانی و بقیه دوستانشون بر داخل بود نه پیروزی بر جهان» <- چارچوب توافق دیروز، راهی بود برای پیشگیری از ناآرامی بیشتر، پس اصطلاح «پیروزی بر جهان» کلا غلطه و از یک فکر دیکتاتوری نشأت می‌گیره. درست‌تره بگیم که این توافق، یک رابطه‌ی برد-برد بود.

در آخر مشاهده‌ی این منبع هم بد نیست.

پایان عمر کرانچ بنگ، پایان عمر یک لینوکس عالی

crunch

شاید بشه بهش گفت ناراحت کننده ولی کارهایی که با عقل انجام می شن ناراحت کننده نیستن. دولوپر اصلی کرانچ بنگ که لینوکسی سبک، زیبا و کارا بر پایه دبیان و محیط کار ال اوپن باکس است گفته که این سیستم رو دیگه توسعه نمی ده. دلیلش هم منطقی است:

هر کسی که در طول ده سال گذشته در دنیای لینوکس بوده باشه با من موافق است که خیلی چیزها عوض شده‌اند. البته چیزهایی ثابت موندن ولی خیلی چیزها در حد غیرقابل شناخته شدن تغییر کردن. این پیشرفت است، حداقل بخش بزرگی اش و پیشرفت چیز خوبی است. وقتی پیشرفت اتفاق می افته، چیزهایی در گذشته می مونن و در مورد من، کرانچ بنگ است که در گذشته است و باید ازش عبور کنم. من از کرانچ بنگ رد می شم چون صادقانه باور دارم که [این توزیع] دیگه ارزشی اضافه نمی کنه و با اینکه من باهاش خاطره دارم، دیگه فکر نمی کنم که بودن روی کرانچ بنگ به نفع کاربران باشه چون الان می تونن [به راحتی] از دبیان استاندارد استفاده کنن.

حرف معقولیه.. یادتونه دیگه؟ زندگی بالا رفتن از نردبان است و اگر قرار باشه از هر پله نردبان که رد شدیم، اونو بکنیم و با خودمون به بالا ببریم، هیچ وقت به بالای نردبان نمی رسیم. چیزهایی در گذشته هستن که باید ازشون گذشت، کرانچ بنگ برای اقای رانگ یکی از این چیزها بود.

هک فیسنما و نکاتی برای شرکت ها، استارتاپ‌ها، برنامه نویس ها، مدیر پروژه ها و هکرها و بقیه

خبر بزرگ امروز، هک فیسنما بود. کپی پیست ایرانی فیسبوک. هک، ظاهرا یک هک کامل دیتابیس است که به کل اطلاعات دسترسی داره و هکر فایلی متنی حاوی یوزر و ایمیل و پسورد رو در اینترنت گذاشته و گفته دامپ دیتابیس رو هم بعدا منتشر می کنه که امیدوارم نکنه. راستش من نمی خوام خیلی توش دقیق بشم چون اولا امنیت آدم های دور و برمون است و بخصوص اون بخشی از صد هزار کاربر که واقعا با فیسنما کار می کردن و کسانی که پسورد ایمیل و فیس‌نما شون یکیه است و ثانیا در کشور عزیزمون، به جای دستگیری اسید پاش ها به معترضین به اسید پاشی سخت می گیرن و من هم در این موارد ترجیح می دم نظر تخصصی و بررسی دقیق ننویسم و خودم و شما و فیس نما و سانسورچی و هکر و بودجه بگیر و برنامه نویس و همه رو با ذکر همین نکات، به همدیگه بسپارم:

  • شرکت و استارتاپ ها باید پایه هاشون رو محکم بذارن. برنامه نویس این سایت بسیار داغون و بدون اطلاع از حداقل های برنامه نویسی ای بوده که هر کسی در این سطح باید بدونه. لازمه اگر واقعا سیستمی درست می کنین که دوست دارین بمونه از اول با آدم های حرفه ای کار رو شروع کنین نه با هر کس که دور و برتون است یا با کسانی که نمی دونین سطح کاریشون چقدره.
  • در صورتی که مدیر پروژه ای توان تشخیص مهارت های فنی نیرویی رو نداره، لازمه اینکار رو از یک متخصص بیرونی بخواد و حتما و حتما لازمه سیستمش از طریق یک سیستم بی طرف و مستقل کراس چک بشه.
  • برنامه نویس ها هم لازمه از همین الان عهد کنن که دیگه هیچ وقت در هیچ کجای از هیچ پسوردی، پسورد بدون هش و هش بدون سالت ندارن. md5 کردن یک پسورد در یک وبسایت فقط یک قدم مورچه ای بهتر از متن خالص است.
  • اعلام نیاز به چک کردن کیفیت پسورد وظیفه مدیر پروژه است ولی اگر هم بهتون نگفته، حتما کیفیت پسوردی که انتخاب شده رو تست کنید. حداقل هشت حرف و دارای حداقل یکی از حروف بزرگ و کوچیک یا عدد.

و اما هکرها:

  • ما قدرت شما رو می دونیم (: همیشه خوبه این قدرت در راه خوبی مصرف بشه و حداقل صدمه رو به آدم های نامرتبط بزنه. می شد همین دیتابیس رو با جایگزین کردن یک کاراکتر از هر هش منتشر کرد تا حداقل ایمیل های منتشر شده، هک نشن.
  • اینکارها جالبه و خیلی چیزها رو نشون می ده و حتی گاهی مفید ولی زندگی واقعی یک چیز دیگه است. ISMS بخونین و LPI و سیسکو و تو کار باحالی که می کنین «حرفه‌ای» بشین.. یعنی این بشه شغل معتبرتون (: الان کلی نیاز به آدم های حرفه ای هست که نداریم و مثلا همین فیسنما باید قبل از این اتفاق کلی از شما دعوت می کرد برین کمکشون.

و توصیه به همه کاربران وب

  • پسورد خوب سرمایه گذاری است! حتی در این دیتابیس منتشر شده هم اگر شما یک پسورد خوب (حروف کوچیک و بزرگ و عدد و علامت) داشته باشین، احتمالا امن خواهید بود! هنوزم که هنوزه اصلی ترین پسورد 123456 و 111111 و … است.
  • پسورد جاهایی که حدس می زنین در پیت باشن و جاهایی که فکر می کنین خوب هستن رو متفاوت بذارین. فیس نما کاملا بی تعهد نسبت به تمام پسوردهای شما عمل کرده پس عاقلانه اینه که در هر سایتی که بهشون مطمئن نیستین، پسوردی جدا از پسورد ایملیتون رو استفاده کنین.
  • اگر عضو فیسنما بودین، هین الان پسوردتون رو عوض کنین.

و در نهایت نکتاتی برای فیسنما:
– سری بعد از برنامه نویس خوب استفاده کنین
– اگر نمی تونین بسنجین از کسی خواهش کنین بسنجه
– کد رو بدین یک نفر که سر در میاره بررسی کنه
– تمام پسوردها رو غیر معتبر کنین و دوباره کاربر بگیرین
– برای پروژه ها مدیر بذارین. هر محصول باید یک مدیر داشته باشه که با مشورت حرفه ای ها، کار رو جلو ببره.

این بود توصیه هایی به تمام اقشار جامعه که البته بخش محوری اش اینه که خوش باشین و بخندین تا هک بعدی.

پایرت بی، هنوزم پایینه و شاید هیچوقت هم بالا نیاد

pirate

از دیروز که پلیس استهکلم به پایرت بی حمله کرده و سرورها پایین اومده، هیچ خبری از سرورهای جدید نیست. بعضی روزنامه ها می گن سایت های جایگزین ایجاد شدن ولی این امر واقعیت نداره و اشتباه روزنامه ها مربوط به سایت های پروکسی ای است که شبیه پایرت بی بودن ولی سرچ و اطلاعاتشون فقط وابسته به پایرت بی اصلی بوده که حالا بسته بوده.

مورد قبلی حمله پلیس سال ۲۰۰۶ بود که با تظاهرات گسترده در مقابلش مقاومت شد ولی اینبار ظاهرا برای همه مساله چیزی بیشتر از خبرهای توی سایت و روزنامه نیست. حمله پلیس به دیتاسنتر به درخواست گروه ضد-پایرسی Rights Alliance بوده.

بعضی ها حتی معتقد هستن که این مساله نگرانی خاصی نداره و شکایت کپی رایتی از پایرت بی و بسته شدنش به روح مساله صدمه خاصی نمی زنه چون پایرت بی در واقع نشونه ای بوده از فرهنگی که حداقل این سایت تورنت خاص، دیگه نماینده اش نبوده. ایده اصلی پایرت بی در هنگام افتتاح این بود که در ده سالگی بسته بشه اما اینکار رو نکرد و حالا ظاهرا تمرکزش بیشتر روی درآمد زایی است و اضافه کردن تبلیغات و مهمونی گرفتن. در این شرایط که روح هکر پسند اولیه این سایت کم رنگ تر شده، طبیعی است که عکس العمل مردم هم نسبت به هشت سال قبل متفاوت باشه.

خلاصه اینکه پیش بینی من اینبار عکس العمل مستقیم ضعیف است و در مقابل شکل گرفتن هسته هایی دیگه با افکار و عملکردی شبیه پایرت‌بی‌ای که ده سال پیش اونقدر برای همه هیجان انگیز بود. اتفاقات بد می افتن ولی معمولا منجر به اتفاقاتی بهتر می شن.

آپدیت ساعت ۱۸ دهم دسامبر: همونطور که علی و امین در کامنت ها اشاره کردن، دامین thepiratebay.cr در این لحظه امکان سرچ هم داره. کند است ولی کار می کنه (:

در مورد خبر هک شدن پنج میلیون اکانت جیمیل

هکرهای روسی مدعی شدن که پنج میلیون اکانت جیمیل (گوگل) رو هک کردن و فهرستی هم دادن از ایمیل ها که ایمیل منم جزوشون هست (:‌ برام بسیار باعث خوشحالی است که از صبح بیشتر از پنج نفر بهم ایمیل زدن که پسوردم رو عوض کنم. هم نشون می ده دوستان اخبار رو جدی دنبال می کنن و هم نشون می ده امنیت دوستاشون براشون مهمه.

اما این خبر موجب نقد و بررسی های زیادی شد و نتیجه نهایی این بود که این پسوردهای لو رفته نه فقط جدید نستن که احتمالا به جیمیل هم مربوط نمی شن و از سایت دیگه ای می یان. پسورد منم توشون بوده ولی پسوردی مربوط به تقریبا ده سال قبل و مربوط به سایت هایی که من بهشون هیچ اعتمادی نداشتم. احتمالا یک نفر یک سایت قدیمی رو هک کرده یا چنین چیزی. اگر علاقمند هستین از اینجا چک کنین که پسورد شما هم جزو این پنج میلیون پسورد هست یا نه.

ممنون از همگی و ما حداقل از این نظر امن و امان هستیم و مثل همیشه تکرار می کنیم که پسورد مثل مسواک است: هر دو سه ماه باید عوض بشه و با هیچ کس نباید مشترک باشه!

رادیو گیک شماره ۴۲ – رشته بیکار؛ سخت است هیچ کاری نکردن

بعضی ها می گن شماره ۴۲ برای هر گیکی مقدس است و بعضی ها می گن هیچ چیز برای گیک ها مقدس نیست چون هر چیز با علم امکان تغییر. ما بدون اینکه وارد این دعوا بشیم وارد شماره ۴۲ می شیم و پته همه خبیث ها رو آب می ریزیم.. آخرش هم عاشق می شیم. با ما باشین.

مشترک رادیو گیک بشین


آر اس اس رادیو گیک

اپلیکیشن اندروید رادیو گیک

رادیو گیک در آیتونز

رادیو گیک در ساوند کلاود

رادیو گیک روی پایرت بی

اخبار

پتنت ترول ها مسوول ۶۷٪ دعواهای حقوقی پتنتی

troll
پتنت ترول ها رو می شناسیم (توضیح) و با وجودی که دولت ها دارن سعی می کنن قوانینی تصویب کنن که جلوی این مسخره بازی گرفته باشه، این ترول ها هنوز هم زنده هستن و طبق تحقیق اخیر موسسه پرینس‌واترهاوس‌کوپرز هی هم دارن بد و بدتر می شن. این تحقیق می گه در پرونده‌های جدید، ۶۷ پرونده ها از طرف پتنت ترول ها مطرح شده که خیلی هاشون بیرون دادگاه حل می شن (بخونین یک پولی می گیره از طرف تا بیخیال پرونده بشه و اذیتش نکنه یا بخونین هر شرکت باید یک پولی به زورگوها / لات ها / .. بده تا بتونه کار کنه و بخونین هر محصولی که من و شما قراره بخریم باید یک باجی به یک کله گنده داده شده باشه که البته ما بهش عادت کردیم دیگه (: ولی اینبار پتنت ترول است که علم رو هم داره کند می کنه) بگذریم بحث قاطی شد (:

مایکروسافت و اخراج ۱۸۰۰۰ کارمند از جمله ۱۲۵۰۰ کارمند نوکیای سابق
mic

شرکت مایکروسافت در یکی از بزرگترین اخراج های این سال ها داره ۱۸هزار کارمندش رو اخراج می کنه که ۱۲۵۰۰ تاش کسانی هستن که از طریق خریدن شرکت نوکیا وارد این کمپانی شده بودن. عملا یعنی نوکیا داره خیلی خیلی کوچیکتر می شه. معلومه که ایمیل همیشگی هم زده شده که «با اینکار داریم تلاش می کنیم خیلی خوب بشیم و فعال باشیم و اصلا نگران نباشین و …» ولی اگر کسی نوکیا رو دوست داشته باید خیلی نگران باشه و اگر کسی در مایکروسافت کار می کرده باید خیلی نگران باشه. [صحبت در مورد شرکت ها و اینکه زندگی ما نباید به شرکت ها تقلیل پیدا کنه یا هیچ چیزی امن نیست و چند بعدی بودن و بحث یخچال ]

پروژه روز صفر گوگل
MEMBER EXCHANGE-PEOPLE

[توضیح روز صفر] . حالا فرض کنین.. فرض که نه.. بدونین که هکری هست به اسم جرج هوتز Hotz که وقتی ۱۷ سالش بود اولین کسی شد که ای فون ای تی اند تی رو در ۲۰۰۷ کرک کرد و لاکش رو باز کرد ولی هیچ کس بهش توجه کرد و همه تمرکز رو گذاشتن روی اینکه چیکار کنن که دیگه کسی نتونه آنلاک کنه (که موفق هم نشدن). همین آقای ایشون یکی دو سال بعد پلی استیشن سونی ۳ رو مهندسی معکوس کرد و تنها هنری که از سونی بر اومد این بود که ازش شکایت کنه و در آخر با گرفتن تعهد که دیگه هیچ محصول سونی رو هک نخواهد کرد از شکایتش صرف نظر کنه! ولی ماجرای گوگل فرق می کنه. وقتی هوتز تونست سیستم عامل گوگل کرم رو در اوایل امسال هک کنه، گوگل بهش جایزه ای ۱۵۰هزار دلاری داد و از اینکه کمک کرده سیستم عامل امن تر بشه تشکر کرد. دو ماه بعد هوتز ایمیلی از کریس اوانز – مهندس امنیت گوگل – دریافت کرد که دعوتش می کرد به کار.. کار تمام وقت روی امنیت هر محصولی که گوگل قراره بده بیرون. گوگل حالا هم اعلام کرده ک پروژه ای به اسم پروژه روز صفر رو داره که اکسپلویت های روز صفر رو کشف می کنه و حل می کنه چون مردم باید حق داشته باشن بدون ترس، از اینترنت استفاده کنن.

پایرت بی و مبارزه با سانسور اینترنت

پایرت بی رو حتما همه می شناسیم.. سایت تورنت و بعد فعال آزادی در اینترنت و بعد تشکیل دهنده احزاب طرفدار اینترنت در کشورهای متنوع و حتی عکس العمل نشون دهنده نسبت به وقایع هشتاد و هشت ایران و .. خلاصه یک گروه عالی. سایت اعلام کرده آخر تابستون براوزر جدیدی می دن که با تکنولوژی پی۲پی می تونه فیلترینگ رو رد کنه و معلومه که کمک جالبی خواهد بود برای ما. این برنامه کاملا اوپن سورس است (که امیدوارم باعث نشه مثل سایفون بپکه) و از لیب تورنت، وب کیت، اسکولایت و نود جی اس استفاده می کنه و حتی سیستم دی ان اس خودش رو هم خواهد داشت. چشم به راهیم استاد!

چین و سانسور وی-چت

دوست و همسایه و برادر و همکیش عزیز چین هم وی چت رو سانسور کرد. این برنامه در چین برای گردش اخبار و اطلاعات استفاده می شد. حداقل اینقدر شرف داشتن که اینو بگن «بعضی از مردم از این برنامه برای پخش اطلاعات مضر برای عامه و غیرقانونی استفاده می کردند و از این طریق به سیستم اینترنت و رضایت مردم اسیب می رساندند». خلاص (:

زبان‌شناس‌های کامپیوتری می گن زبان انسان به مثبت بودن گرایش داره

تحقیق ا ز۱۹۶۹ شروع شد. زمانی که دو روانشناس دانشگاه ایلینویز بعد از مطالعه فرهنگ های مختلف گفتن که انسان ها گرایش دارن به استفاده از کلمات مثبت و حالا کامپیوتر تونسته به کمکون بیاد تا در مقیاسی خیلی بزرگتر همین رو تکرار کنیم. یک برنامه، ۱۰۰ هزار کلمه در ۲۴ زبون از فرهنگ های مختلف رو بررسی کرده و به این نتیجه انسان ها مستقل از فرهنگشون گرایش دارن به مثبت بودن در استفاده از کلمات. به عبارت دقیق تر «کلمات زبان طبیعی انسان در تمام جهان بایاسی مثبت دارد». اونها اول ده هزار کلمه پر مصرف زبان هایی مثل چینی، روسی، انگلیسی، پرتغالی برزیلی، کره ای ، عربی و .. رو انتخاب کردن و بعد به کمک صحبت کنندگان این زبون ها اونها رو روی مقیاس خیلی منفی تا خیلی مثبت جا دادن ودر نهایت کافی بود به کتاب ها و شعرها و موسیقی و توییتر و .. نگاه بشه تا ببینیم مردم بیشتر کلمات منفی استفاده می کنن یا مثبت و نتیجه این بود: مثبت! یک دلیل دیگه برای مثبت و امیدوار بودن (:

شعرهای برای کرنل لینوکس

یک خانمی هم هست که وقتی تصمیم گرفت کرنل لینوکس رو درک کنه و شروع کرد به خوندن کتاب هایی مثل understanding the linux kernel، به جای نوت برداشتن شعر گفت! اگر برین به http://www.linux-poetry.com/ شعرهایی در وصف و توصیف و تشریح بخش های مختلفی از کد می بینین. مثلا الان بالاترین شعر اینه که : رشته بیکار. هیچ کاری نکردن پیچیده است – برای یک سیستم عامل. اجرای حلقه ای بی نهایت، پاسخ دادن به اینتراپت ها که در وصف فایل process.c است (: اگر هیچ آشنایی با کرنل ندارین و تا حالا نگاهش نکردین شاید نقطه شروع خوبی بشه (:

در اعماق

اثر انگشت کامپیوتر شما روی اینترنت مونده!

ترکیبی از محققین دانشگاه های پرینستون و Kuleuven بلژیک نشون دادن که از ۱۰هزار سایت اول اینترنت، ۵.۵٪ سایت ها اسکریپت هایی دارن که از کامپیوتر شما اثر انگشتی می گیرن و می تونن بعدا تو اینترنت تشخیصش بدن! من صد در صد موضوع رو نفهمیدم ولی ظاهرا یکسری دستور باعث می شه کامپیوتر عکسی بکشه که در هر کامپیوتر متفاوت از بقیه در می یاد و این رو استفاده می کنن برای تشخیص این که شما همون‌آدمی هستین که فلان جا هم بودین. چند وقت پیش اروپا تلاش کرد با محدود کردن cookie ها و اینجور چیزها کمی پرایوسی به وب بیاره ولی این روش که عملا هم نمی شه جلوش رو گرفت نشون می ده که پرایوسی کامل در وب تقریبا غیرممکن است.

شولدرپد کار پسورد دزدی رو برای شما راحت می کنه

دزدین پسورد یک کامپیوتر از روش های فنی کار راحتی نیست ولی دزدهایی که دنبال پسورد شما هستن معمولا دنبال راه حل های پیچیده فنی نمی رن – مهندسی اجتماعی -. یک محقق امنیتی در آفریقای جنوبی با کتابخونه آزاد تشخیص تصویر OpenCV یک برنامه نوشته که می تونه رو گوشی های آیفون و غیره ران بشه و پسورد هر کسی که در اطراف شما مشغول زدن پسوردش روی آی پد است رو بدزده. ماجرا اینه که با زدن هر کلید، یک لحظه مربعی آبی ظاهر می شه که می گه چه حرفی رو فشار دادین و اگر از دور گوشی رو به سمت کسی بگیرین که داره پسوردی رو وارد می کنه، برنامه صفحه رو می بینه و از مربع های آبی ای که ظاهر می شن حروف رو می خونه. به همین سادگی. انگار خودتون خیره شدین به صفحه و مربع ها رو مثل گرگ تند تند می خونین .. که برای یک برنامه کار راحتیه. حالا فرض کنین همین رو نصب کنیم روی عینک گوگل و فاتحه مع الصلوات!

سازمان های بیمه و اینترنت چیزها

توی اسلش دات که سایت خبری گیک ها است یک بحث جالب درگرفته: اینترنت چیزها و سازمان های بیمه [توضیحات خودم در مورد اینترنت چیزها، بیمه، وصل شدن دو تا به هم و بالا پایین رفتن هزینه ها و زیر نظر بودن همیشگی ]

ان اس ای و سایت لینوکس ژورنال

اگر به عنوان یک گیک خواننده بویینگ بویینگ یا لینوکس ژورنال دات کام باشین، از نظر ان اس ای لازمه بیشتر از بقیه زیر نظر باشین. مطلب رو اول یک سایت آلمانی نوشت و بعد بقیه. بحث سر برنامه ای است به اسم XKEYSCORE که با شنود بخشی از ترافیک اینترنت سعی می کنه حدس بزنه چه کسانی باید زیر نظر باشن و یکی از این فاکتورها جستجو به دنبال TOR و Tails است و طبق گفته اون سایت آلمانی، خود لینوکس ژورنال هم که در این موارد نوشته جزو «فروم تندروها» طبقه بندی شده! کسی هنوز نمی دونه چرا و این چه حماقتی است و برمیگردیم به داستان قدیمی که وقتی حکومت شروع کرد به زیر نظر گرفتن آدم ها کسی نمی تونه ماجرا رو به موقع متوقف کنه و اونها هم اینقدر داده جمع می کنن که توش گم میشن! خلاصه احتمالا من و شما هم از نظر ان اس ای اکستریمیست شدیم رفت (:

کریستوفر میمز، پسورد خبرنگار وال استریت ژورنال
password

کریستوفر میمز پسورد اکانت توییترش رو گذاشته کریستوفر میمز و اونو توی یک مقاله در وال استریت ژورنال منتشر کرده. این اکانت توییتر از ۲۰۰۷ فعاله و ۵۱هزار توییت داره ولی اون می گه اینکار خطری نداره. بحث اینه که دوران پسوردها داره به سر می رسه. گوگل الان روی یک پروتکل جدید کار می کنه که هنوز هم اسمی نداره. انتظار می ره این پروتکل به شما اجازه بده با داشتن گوشی موبایلتون، هر چیزی رو انلاک کنین یا وارد هر چیزی بشین (معلومه چیزهایی که مجوزش رو دارین). اول به نظر احمقانه می یاد که ما اینو جایگزین پسوردی بکنیم که تو ذهنمون است ولی فرقش اینه که پسورد توی ذهن رو می شه دزدید یا شنود کرد ولی تلفن قابل تکثیر نیست و اگر هم گم شد سریعا می شه غیرفعالش کرد. از اونطرف ما همیشه پسوردهای تکراری استفاده می کنیم و یک مشکل امنیتی در یکجا، بقیه جاها رو هم به خاطر می ندازه.

مرگ آخرین کد تاکر ناواجو ناواهو در ۹۲ سالگی
COLIN POWELL WITH NAVAJO CODE TALKERS.
چستر نز آخرین فرد زنده از ۲۹ سرخپوست ناواجویی ناواهویی بود که در جنگ جهانی دوم هنرنمایی ای کردن که از دست هیچ کدوم ز ریاضی دان های متفقین بر نیومده بود: ساختن رمزی برای مکالمه. افراد زیادی از جمله تورینگ افسانه ای تلاش کرده بودن شکلی از رمزنگاری رو درست کنن که .. [توضیحات خودم – علیه ژاپن – ۳۰ غیر ناواجو ناواهو فقط بلد بودن حرف بزننش و شکل نوشتاری هم نداشت – فیلم ویندتاکر – سرخپوست ها بلینکر (نوری) و مورس یاد گرفتن و کلمات نظامی رو جایگزین کردن (مثلا لاک پشت برای تانک و NEHEMAH که برابر مادر بود برای آمریکا و …۱۳ کشته دادن]

سوتی کاخ سفید و انتشار اسم رییس سی ای ای در افغانستان
Soldiers take photos as U.S. President Barack Obama shakes hands with troops after delivering remarks at Bagram Air Base in Kabul

قرار شد اوباما به شکل سرزده با سربازهای آمریکایی دیدار بکنه و بعدش فهرستی به رسانه ها داده شد از افرادی که در این دیدار حضور داشتن. در این فهرست یک اسم بود و یک لقب عجیب: رییس دایره جاسوسی آمریکا در افغانستان! اسمی که انتظار می ره هیچ کس ندونه (برای امنیت و دردسرهای بعدی). کاخ سفید سریعا اعلام کرد که اشتباه شده و این اسم نباید هیچ جا منتشر بشه و همینطور هم شد ولی این فهرست رو ۶۰۰۰ نفر دریافت کرده اند و مطمئنا دیگه چیز مخفی ای توش نیست. یکی می گه اگر اسنودن یک اسم رده بالا منتشر کرده بود الان با درون بهش حمله کرده بودیم و یکی دیگه می گه وقتی کاخ سفید چنین اسمی رو افشا می کنه فقط یک «اوپسسس» است ولی افراد رده پایین برای چیزهایی بسیار ساده تر تو زندان هستن. خلاصه منینگ چشمش رو باز کنه ببینه (:

تبریک‌ها، تقبیح‌هاَ و تعجب‌ها

تعجب ! تعجب می کنیم از نویسندگان راهنماهای زبون برنامه نویسی هسکل که توش گفتن «writing programs that do not require comments is the better choice» و حرفشون هم اینه که کد هسکل قراره تمیز، خوانا و خود معرف باشه و با انتخاب متغیرهای خوب و اسم های درست، برنامه نویس باید تلاش کنه نیاز به توضیح رو به صفر برسونه! ایده عجیبی است ولی در متن خودش، منطقی.

تبریک هم داریم از استاد دانشگاه آریزونا که گفته اگر دانشجوهای دختر موی زیربغل و پاشون رو برای ده هفته نزنن و از ماجرا یک ژورنال درست کنن بهشون نمره مثبت می ده (:‌ هاها.. در مورد دلایل و اینها شاید یک پادکست مستقل بدم یک روزی و مقایسه با دانشگاه ما هم باحاله که مثل مدرسه است و همه چیزش از قبل مشخص.

و تسلیتی مهم داریم به همه مسوولان و روسا و حکما و چرخانندگان و صلاح بینندگان و غیره کشور چون در مقیاس بهترین کشورهای جهان در بین ۱۲۵ کشور به مقام شامخ ۱۱۵ دست پیدا کرده یعنی فقط ده کشور در جهان برای زندگی از ما بدتر هستن. تعجب هم نکنین.. یک چیزهایی غیرقابل تحمل است ولی ما بهشون عادت کردیم (:

تبریک ملایم هم به برنامه نویس های شرکتی که Yo رو نوشتن [کمی توضیح] منتظر «هوی» وطنی هستیم (:

تبریک محکمی هم به گوگل به خاطر کمپین «چیزهایی که دوستشون دارین با کد درست شدن» تا بپردازه به خانمها، حضورشون در تکنولوژی و تکرار این مفهوم که ما خیلی از چیزهایی که می سازیم یا استفاده می کنیم با کد کار می کنن و اتفاقا خیلی ها با این کد نویسی هست که هویت خودشون رو شکل دادن. و تبریک مرکبی هم داریم به خانم های ایرانی که مطمئن هستم یکی از بالاترین سطوح فنی در تمام جهان رو دارن.. چه برنامه نویس چه طراح چه متخصص رادیو و چه هر تخصص فنی دیگه. باعث افتخارمه همیشه.

چه خبره این هفته.. با اینهمه تبریک به نظرم باید یک پارتی می افتادیم! ((: تبریک بعدی مال بیل گیتس که جایزه اش برای کشف یک کاندوم بهتر ظاهرا داره به نتیجه می رسه. گروهی یک ماده به اسم هیدروژل-قوی ساختن که می گن حس نزدیکتری به پوست داره ولی تا به بازار نیومده یادمون باشه که حس ایدز و هپاتیت و استرس بچه هی ناخواسته بسیار وحشتناک تر از حس کاندوم هستن (:

و البته بزرگترین تسلیت به به اصطلاح کشور اسراییل و هر کس دیگه که راه حلش در جهان، کشتن آدم ها است و هر ایده احمقی که فکر می کنه اگر آدم ها رو بکشه، مشکلات حل می شن.

نامه ها

از فاطمه هم تشکر می کنیم برای ایمیل خیلی طولانی ولی بسیار دقیقش در مورد کلی از شماره های رادیو گیک و بحث هاش در مورد رمزنگاری.

عجیبترین این هفته مال بهداد است:

کاوه عزیز هم دردنامه ای نوشته که در نهایت می رسه به اینکه نیاز به کمی نمره بیشتر در امتحان ورودی دانشگاهی داره که در یکی از کشورهای خارج داده و درخواست کرده من با هک کردن این مشکل رو حل کنم.. توضیحات خودم

جواد
سلام جادی عزیز
راستش مشکلی پیش اومده که امیدوارم بتونی کمکم کنی

همایون
جدیدا اپ پارس هاب رو نصب کرده بودم (مارکت ایرانیه اندرویده)

علی به دو نکته مهم اشاره کرده:
یه اتفاق برام این هفته افتاد گفتم بد نیست برات بگم .

بخش آخر

به افتخار شماره ۴۲ در موردش حرف می زنیم.. ۴۲ عدد بسیار مهمی در دنیای گیک ها است: مثلا شماره اسکی * است که وایلد کارته. دومین ورد ۱۶ بیتی هر فایل تیف همیشه ۴۲ است، توی فایل سیستم ریزر ۴، آی نود دایرکتوری روت ۴۲ است، توی لایبری سی گنو یک تابع داریم به اسم memfrob که هر چیزی بهش بدین رو با ۴۲ ایکس اور می کنه و حتی الان می تونین حدس بزنین تعداد روزهای دیفالت برای اکسپایری پسورد دامین توی مایکروسافت ویندوز چقدره: ۴۲ روز (: در نهایت Answer to The Ultimate Question of Life, the Universe, and Everything

۲۵ می روز حوله چون

A towel, it says, is about the most massively useful thing an interstellar hitchhiker can have. Partly it has great practical value. You can wrap it around you for warmth as you bound across the cold moons of Jaglan Beta; you can lie on it on the brilliant marble-sanded beaches of Santraginus V, inhaling the heady sea vapours; you can sleep under it beneath the stars which shine so redly on the desert world of Kakrafoon; use it to sail a miniraft down the slow heavy River Moth; wet it for use in hand-to-hand-combat; wrap it round your head to ward off noxious fumes or avoid the gaze of the Ravenous Bugblatter Beast of Traal (such a mind-bogglingly stupid animal, it assumes that if you can’t see it, it can’t see you); you can wave your towel in emergencies as a distress signal, and of course dry yourself off with it if it still seems to be clean enough.
More importantly, a towel has immense psychological value. For some reason, if a strag (strag: non-hitch hiker) discovers that a hitchhiker has his towel with him, he will automatically assume that he is also in possession of a toothbrush, face flannel, soap, tin of biscuits, flask, compass, map, ball of string, gnat spray, wet weather gear, space suit etc., etc. Furthermore, the strag will then happily lend the hitch hiker any of these or a dozen other items that the hitch hiker might accidentally have “lost.” What the strag will think is that any man who can hitch the length and breadth of the galaxy, rough it, slum it, struggle against terrible odds, win through, and still knows where his towel is, is clearly a man to be reckoned with.
Hence a phrase that has passed into hitchhiking slang, as in “Hey, you sass that hoopy Ford Prefect? There’s a frood who really knows where his towel is.” (Sass: know, be aware of, meet, have sex with; hoopy: really together guy; frood: really amazingly together guy.)[3]

موسیقی

محمد رضا باب دیلن رو پیشنهاد کرده بود و گوش کردم و عالیه ولی در این لحظه با توجه به حال و هوا از روزبه نعمت اللهی، د دیوونه رو می ذاریم برای اون بخشی که می گه با رد شدن تو از خیابون، تمام اونایی که عاشق بودن واسه چند لحظه مردد شدن و حتی از اینم سنگین تر اونجا که با دیدن زنی مو شرابی که موهاش از بالا روی صورتش ریخته می گه می گه «یه زن زیر یک ابشار شراب، یک کم کمترین صحنه رو فکر کن. ببین جای این صحنه تو شهر نیست… به من نه… به مردم یه کم فکر کن» به سلامتی همه اونهایی که می دونن هر روز که بدون عشق بگذره… شدیدا ضرره.

اسرائیل

qaza

در حال حاضر ظاهرا به خاطر آدم ربایی و کشتن سه اسراییلی و یکسری راکت رد و بدل شده اسراییل داره غزه رو بمباران می کنه و آدم ها رو راحت و آسوده می کشه و بی خانمان می کنه. دلیل اصلی اما چیزی جدی تر از این اتفاق است. واقعیت اینه که اسراییل لازم داره عربده بکشه «من لات ترم».

درسته که مالیات ما برای جنگ راه انداختن استفاده می شه، درسته که پولی که فقرا و مریض‌های ما لازمش دارن رو می فرستن برای بقیه جاها و درسته که در حالی که هموطن من کنار بیمارستان می‌میره، از کشورهایی مریض با هواپیما وارد می شه و درسته که تلاش می شه فلسطین برای من و شما تبدیل بشه به یار صمیمی حکومت ولی واقعیت چیزی بسیار متفاوت هم هست. ما با حکومت هایی طرف هستیم که از طریق بستن و کشتن و ارعاب می خوان همه رو به شیوه خودشون مجبور کنن و اتفاقا مردم فلسطین شباهت‌های بسیاری ولی مطمئن باشین در مقیاسی حادتر.

مردم فلسطین مستحق زندگی ای شایسته هستن و شخصا هم پول من و شما رو نخوردن و رنج و بی خانمانی اونها رنج و بی خانمانی بشریت است و غصبی که نسبت بهشون اتفاق می افته، درست همون غصبی است که من و شما هم در لایه‌هایی ملایم‌تر درگیرشیم. فلسطین نماد مبارزه در جهانه و اسراییل بهترین نماد اون حکومت‌هایی که اصلی ترین حرفشون اینه که «من از شما لات ترم» و معلومه که ما بهترین آدم‌ها هستیم برای متنفر بودن از این تیپ حکومت‌ها.