نکته: این یک بررسی جامع از طرف یک کارشناس نیست. این یک نگاه از یک جهت خاص است به یک اتفاق در زندگی یک آدمی که از قضا بخشی از عمرش در مکان زمانی طی می شه که احمدی نژادهایی که به انواع نیروهای ماوراء طبیعی متصل هستن برای زندگیش تصمیم می گیرن.
خب تیتر تقریبا همه چیز رو می گه. من نه تحلیلگر هسته ای هستم و نه «کارشناس خاورمیانه» و نه تاریخدان و نه حتی علاقمند خاص به یکی از این دو تا ولی تا جایی که می دونم در ماجرای مصدق چیزی که مشهوره اینه که مصدق رفت توی یک دادگاه و نفتی که قبلا دست انگلیس بود رو «ملی» کرد. یعنی در سطح جهان از یکی از حقوق ایران دفاع کرد و با نفی قرارداد قبلی، گفت نفت متعلق به مردم ایران است.
اما در این مورد ظریف و روحانی و دوستان مذاکره کردن و رسیدن به اینکه ما تا ده بیست سال آینده اجازه نداشته باشیم فعالیت خاصی در حوزه هستهای بکنیم و به جاش تحریمهای مرتبط با فعالیتهای نامشخص هسته ای که علیه ما وضع شده بود رفع بشه. در مقایس بچهها، مثل اینه که کاری کردیم که کسی که زورش بیشتره دوست نداشته و وسایل مورد علاقه ما رو گرفته و بعدش رفتیم قول دادیم دیگه بدون اطلاع دقیق اون با هسته بازی نمی کنیم و اونم گفته وسایل ما رو پس می ده که از نظر من خیلی هم خوبه.
اما واقعا به نظرم اینجوریه. نیست؟
نمیگم اینهمه تلاش و فشار و مذاکره و در نهایت توافق مشترک ایران و آمریکا و غیره ارزشمند و مهم نیست. اتفاقا منم به روحانی رای دادم و با توافق جشن گرفتم ولی جریان اصولا ربطی به حقوق ایران و پیروزی و اینها نداره و در نهایت مذاکره هم دقیقا رسیدیم به حرفی که از اولش هم مطرح شده بود: توقف فعالیت های هستهای و محدود کردنشون، انتقال سوخت سوخت مصرف شده به خارج و رفع تحریمهای مرتبط. مطمئنا اینهمه حرف زدن و جزییاتی به نفع ما شده و منم با این شرایط موافقم ولی فاز مصدق رو اصولا متوجه نمی شم (:
ما از اینکه برگشتیم به شرایط حقوقی (و نه اقتصادی) هشت نه سال قبل خوشحالیم و در عین حال هم این رو یک پیروزی بزرگ برای روحانی و ظریف می دونیم ولی نه در مقابل آمریکا و جهان بلکه در مقابل تندروهای داخلی که حاضر بودن و هستن در عین مخالفت مردم، کشور رو به فقر و تباهی بیشتر بکشن ولی برنامههای بی سر و ته اتمی که مشخص نیست آخرش قراره چه فایده ای داشته باشه رو دنبال کنن. همونطور که گفتم نتیجه مذاکرات دقیقا اون چیزی است که از اول هم انتظار می رفت: داریم قول می دیم کلی چیز – که از نظر من اصولا نباید درست می کردیم – رو جمع کنیم و دیگه هم روشون کار نکنیم تا تحریمهای مرتبط با اونها رفع بشن. این به خودی خود نتیجه عجیبی نیست ولی وقتی به یک پیروزی بزرگ تبدیل می شه که یادمون بیاد خاتمی می گفت رییس جمهور کارپرداز یا چنین چیزی بیش نیست و در این کشور هیچ قدرتی نداره. در ضمن! اگر یادمون باشه در این کشور صحبت درباره مذاکره با آمریکا یک تابو بود ولی دیروز هیچ کس براش صرف مذاکره کردن با آمریکا هیجان عجیبی نداشت و همه منتظر بودن که ببینن نتیجه این «مذاکره» چی می شه. چند لحظه به تمام «مرگ بر آمریکا»ها و «خط قرمز»ها فکر کنین و امیدوارم مثل من نتیجه بگیرین که مذاکره دیروز، پیروزی ظریف و روحانی و بقیه دوستانشون بر داخل بود نه پیروزی بر جهان.
جشن توافق برای من مستقل از امیدهایی برای تثبیت نسبی وضع اقتصادی، جشن قدم گذاشتن توی راهی است که انتظار می ره ما توش با دنیا حرف بزنیم، رییس جمهور رو آدمی توان مند بدونیم و حس کنیم ممکنه اتفاقاتی که ما دنبالش هستیم هم در این کشور بیافته – حتی توسط رییس جمهوری که در یک سیستم دموکراتیک حتی نزدیک به رییس جمهور دلخواه من هم نیست.
یک کامنت مهم هم اینه که گفتم اینجا نقلش کنم از سینا:
مخالفم.
چون وبسایتت پرطرفدار و خودت رو هم دوست دارم، ترجیح دادم اشتباهاتت رو گوشزد کنم:
۱- «رسیدن به اینکه ما تا ده بیست سال آینده اجازه نداشته باشیم فعالیت خاصی در حوزه هستهای بکنیم» <- کاملا اشتباه بود این حرفت! اتفاقا همونطور که توافق شده بود، تحقیقات و R&D قراره ادامه پیدا کنه، اونم با همکاریهای بینالمللی. فوردو هم تعطیل نمیشه و به جای تولید اورانیوم، تحقیقات که باارزشتره توش انجام میشه
۲- «توقف فعالیت های هستهای و محدود کردنشون» <- قرار نیست چیزی متوقف بشه، فقط نظارت کامل انجام میشه و اون قسمتهایی که پتانسیل نظامی دارن (یعنی تجهیزات مرتبط با پلوتونیوم) محدود میشن
۳- «انتقال سوخت به خارج» <- قرار نیست سوخت به خارج منتقل بشه، این تنها سوخت مصرف شده (که احتمالا حاوی پلوتونیوم و دیگر مواد به کار گرفته در بمبه) است که قراره منتقل بشه
۴- «برنامههای بی سر و ته اتمی که مشخص نیست آخرش قراره چه فایده ای داشته باشه» <- شاید در ابتدا برنامهی اتمی بیسر و ته بوده، ولی الان هدف اصلیش تولید انرژی، تولید دارو و تحقیقات برای کاربردهای غیر نظامی آینده است
۵- «قول می دیم کلی چیز – که از نظر من اصولا نباید درست می کردیم – رو جمع کنیم» <- بازم تاکید میکنم که کلی چیز رو از دست نمیدیم، و اتفاقا اورانیوم ۳.۷درصد برای تولید برق هستهای کاملا کافیه (و برق هستهای هم مهمه، مثلا کشوری مثل لیتوانی قبل از بستن آخرین رآکتورش در ۲۰۰۹، ۷۰٪ برقش هستهای بود؛ منبع)
۶- «مذاکره دیروز، پیروزی ظریف و روحانی و بقیه دوستانشون بر داخل بود نه پیروزی بر جهان» <- چارچوب توافق دیروز، راهی بود برای پیشگیری از ناآرامی بیشتر، پس اصطلاح «پیروزی بر جهان» کلا غلطه و از یک فکر دیکتاتوری نشأت میگیره. درستتره بگیم که این توافق، یک رابطهی برد-برد بود.
هر کسی که در طول ده سال گذشته در دنیای لینوکس بوده باشه با من موافق است که خیلی چیزها عوض شدهاند. البته چیزهایی ثابت موندن ولی خیلی چیزها در حد غیرقابل شناخته شدن تغییر کردن. این پیشرفت است، حداقل بخش بزرگی اش و پیشرفت چیز خوبی است. وقتی پیشرفت اتفاق می افته، چیزهایی در گذشته می مونن و در مورد من، کرانچ بنگ است که در گذشته است و باید ازش عبور کنم. من از کرانچ بنگ رد می شم چون صادقانه باور دارم که [این توزیع] دیگه ارزشی اضافه نمی کنه و با اینکه من باهاش خاطره دارم، دیگه فکر نمی کنم که بودن روی کرانچ بنگ به نفع کاربران باشه چون الان می تونن [به راحتی] از دبیان استاندارد استفاده کنن.
حرف معقولیه.. یادتونه دیگه؟ زندگی بالا رفتن از نردبان است و اگر قرار باشه از هر پله نردبان که رد شدیم، اونو بکنیم و با خودمون به بالا ببریم، هیچ وقت به بالای نردبان نمی رسیم. چیزهایی در گذشته هستن که باید ازشون گذشت، کرانچ بنگ برای اقای رانگ یکی از این چیزها بود.
خبر بزرگ امروز، هک فیسنما بود. کپی پیست ایرانی فیسبوک. هک، ظاهرا یک هک کامل دیتابیس است که به کل اطلاعات دسترسی داره و هکر فایلی متنی حاوی یوزر و ایمیل و پسورد رو در اینترنت گذاشته و گفته دامپ دیتابیس رو هم بعدا منتشر می کنه که امیدوارم نکنه. راستش من نمی خوام خیلی توش دقیق بشم چون اولا امنیت آدم های دور و برمون است و بخصوص اون بخشی از صد هزار کاربر که واقعا با فیسنما کار می کردن و کسانی که پسورد ایمیل و فیسنما شون یکیه است و ثانیا در کشور عزیزمون، به جای دستگیری اسید پاش ها به معترضین به اسید پاشی سخت می گیرن و من هم در این موارد ترجیح می دم نظر تخصصی و بررسی دقیق ننویسم و خودم و شما و فیس نما و سانسورچی و هکر و بودجه بگیر و برنامه نویس و همه رو با ذکر همین نکات، به همدیگه بسپارم:
شرکت و استارتاپ ها باید پایه هاشون رو محکم بذارن. برنامه نویس این سایت بسیار داغون و بدون اطلاع از حداقل های برنامه نویسی ای بوده که هر کسی در این سطح باید بدونه. لازمه اگر واقعا سیستمی درست می کنین که دوست دارین بمونه از اول با آدم های حرفه ای کار رو شروع کنین نه با هر کس که دور و برتون است یا با کسانی که نمی دونین سطح کاریشون چقدره.
در صورتی که مدیر پروژه ای توان تشخیص مهارت های فنی نیرویی رو نداره، لازمه اینکار رو از یک متخصص بیرونی بخواد و حتما و حتما لازمه سیستمش از طریق یک سیستم بی طرف و مستقل کراس چک بشه.
برنامه نویس ها هم لازمه از همین الان عهد کنن که دیگه هیچ وقت در هیچ کجای از هیچ پسوردی، پسورد بدون هش و هش بدون سالت ندارن. md5 کردن یک پسورد در یک وبسایت فقط یک قدم مورچه ای بهتر از متن خالص است.
اعلام نیاز به چک کردن کیفیت پسورد وظیفه مدیر پروژه است ولی اگر هم بهتون نگفته، حتما کیفیت پسوردی که انتخاب شده رو تست کنید. حداقل هشت حرف و دارای حداقل یکی از حروف بزرگ و کوچیک یا عدد.
و اما هکرها:
ما قدرت شما رو می دونیم (: همیشه خوبه این قدرت در راه خوبی مصرف بشه و حداقل صدمه رو به آدم های نامرتبط بزنه. می شد همین دیتابیس رو با جایگزین کردن یک کاراکتر از هر هش منتشر کرد تا حداقل ایمیل های منتشر شده، هک نشن.
اینکارها جالبه و خیلی چیزها رو نشون می ده و حتی گاهی مفید ولی زندگی واقعی یک چیز دیگه است. ISMS بخونین و LPI و سیسکو و تو کار باحالی که می کنین «حرفهای» بشین.. یعنی این بشه شغل معتبرتون (: الان کلی نیاز به آدم های حرفه ای هست که نداریم و مثلا همین فیسنما باید قبل از این اتفاق کلی از شما دعوت می کرد برین کمکشون.
و توصیه به همه کاربران وب
پسورد خوب سرمایه گذاری است! حتی در این دیتابیس منتشر شده هم اگر شما یک پسورد خوب (حروف کوچیک و بزرگ و عدد و علامت) داشته باشین، احتمالا امن خواهید بود! هنوزم که هنوزه اصلی ترین پسورد 123456 و 111111 و … است.
پسورد جاهایی که حدس می زنین در پیت باشن و جاهایی که فکر می کنین خوب هستن رو متفاوت بذارین. فیس نما کاملا بی تعهد نسبت به تمام پسوردهای شما عمل کرده پس عاقلانه اینه که در هر سایتی که بهشون مطمئن نیستین، پسوردی جدا از پسورد ایملیتون رو استفاده کنین.
اگر عضو فیسنما بودین، هین الان پسوردتون رو عوض کنین.
و در نهایت نکتاتی برای فیسنما:
– سری بعد از برنامه نویس خوب استفاده کنین
– اگر نمی تونین بسنجین از کسی خواهش کنین بسنجه
– کد رو بدین یک نفر که سر در میاره بررسی کنه
– تمام پسوردها رو غیر معتبر کنین و دوباره کاربر بگیرین
– برای پروژه ها مدیر بذارین. هر محصول باید یک مدیر داشته باشه که با مشورت حرفه ای ها، کار رو جلو ببره.
این بود توصیه هایی به تمام اقشار جامعه که البته بخش محوری اش اینه که خوش باشین و بخندین تا هک بعدی.
از دیروز که پلیس استهکلم به پایرت بی حمله کرده و سرورها پایین اومده، هیچ خبری از سرورهای جدید نیست. بعضی روزنامه ها می گن سایت های جایگزین ایجاد شدن ولی این امر واقعیت نداره و اشتباه روزنامه ها مربوط به سایت های پروکسی ای است که شبیه پایرت بی بودن ولی سرچ و اطلاعاتشون فقط وابسته به پایرت بی اصلی بوده که حالا بسته بوده.
مورد قبلی حمله پلیس سال ۲۰۰۶ بود که با تظاهرات گسترده در مقابلش مقاومت شد ولی اینبار ظاهرا برای همه مساله چیزی بیشتر از خبرهای توی سایت و روزنامه نیست. حمله پلیس به دیتاسنتر به درخواست گروه ضد-پایرسی Rights Alliance بوده.
بعضی ها حتی معتقد هستن که این مساله نگرانی خاصی نداره و شکایت کپی رایتی از پایرت بی و بسته شدنش به روح مساله صدمه خاصی نمی زنه چون پایرت بی در واقع نشونه ای بوده از فرهنگی که حداقل این سایت تورنت خاص، دیگه نماینده اش نبوده. ایده اصلی پایرت بی در هنگام افتتاح این بود که در ده سالگی بسته بشه اما اینکار رو نکرد و حالا ظاهرا تمرکزش بیشتر روی درآمد زایی است و اضافه کردن تبلیغات و مهمونی گرفتن. در این شرایط که روح هکر پسند اولیه این سایت کم رنگ تر شده، طبیعی است که عکس العمل مردم هم نسبت به هشت سال قبل متفاوت باشه.
خلاصه اینکه پیش بینی من اینبار عکس العمل مستقیم ضعیف است و در مقابل شکل گرفتن هسته هایی دیگه با افکار و عملکردی شبیه پایرتبیای که ده سال پیش اونقدر برای همه هیجان انگیز بود. اتفاقات بد می افتن ولی معمولا منجر به اتفاقاتی بهتر می شن.
آپدیت ساعت ۱۸ دهم دسامبر: همونطور که علی و امین در کامنت ها اشاره کردن، دامین thepiratebay.cr در این لحظه امکان سرچ هم داره. کند است ولی کار می کنه (:
هکرهای روسی مدعی شدن که پنج میلیون اکانت جیمیل (گوگل) رو هک کردن و فهرستی هم دادن از ایمیل ها که ایمیل منم جزوشون هست (: برام بسیار باعث خوشحالی است که از صبح بیشتر از پنج نفر بهم ایمیل زدن که پسوردم رو عوض کنم. هم نشون می ده دوستان اخبار رو جدی دنبال می کنن و هم نشون می ده امنیت دوستاشون براشون مهمه.
اما این خبر موجب نقد و بررسی های زیادی شد و نتیجه نهایی این بود که این پسوردهای لو رفته نه فقط جدید نستن که احتمالا به جیمیل هم مربوط نمی شن و از سایت دیگه ای می یان. پسورد منم توشون بوده ولی پسوردی مربوط به تقریبا ده سال قبل و مربوط به سایت هایی که من بهشون هیچ اعتمادی نداشتم. احتمالا یک نفر یک سایت قدیمی رو هک کرده یا چنین چیزی. اگر علاقمند هستین از اینجا چک کنین که پسورد شما هم جزو این پنج میلیون پسورد هست یا نه.
ممنون از همگی و ما حداقل از این نظر امن و امان هستیم و مثل همیشه تکرار می کنیم که پسورد مثل مسواک است: هر دو سه ماه باید عوض بشه و با هیچ کس نباید مشترک باشه!
بعضی ها می گن شماره ۴۲ برای هر گیکی مقدس است و بعضی ها می گن هیچ چیز برای گیک ها مقدس نیست چون هر چیز با علم امکان تغییر. ما بدون اینکه وارد این دعوا بشیم وارد شماره ۴۲ می شیم و پته همه خبیث ها رو آب می ریزیم.. آخرش هم عاشق می شیم. با ما باشین.
پتنت ترول ها رو می شناسیم (توضیح) و با وجودی که دولت ها دارن سعی می کنن قوانینی تصویب کنن که جلوی این مسخره بازی گرفته باشه، این ترول ها هنوز هم زنده هستن و طبق تحقیق اخیر موسسه پرینسواترهاوسکوپرز هی هم دارن بد و بدتر می شن. این تحقیق می گه در پروندههای جدید، ۶۷ پرونده ها از طرف پتنت ترول ها مطرح شده که خیلی هاشون بیرون دادگاه حل می شن (بخونین یک پولی می گیره از طرف تا بیخیال پرونده بشه و اذیتش نکنه یا بخونین هر شرکت باید یک پولی به زورگوها / لات ها / .. بده تا بتونه کار کنه و بخونین هر محصولی که من و شما قراره بخریم باید یک باجی به یک کله گنده داده شده باشه که البته ما بهش عادت کردیم دیگه (: ولی اینبار پتنت ترول است که علم رو هم داره کند می کنه) بگذریم بحث قاطی شد (:
شرکت مایکروسافت در یکی از بزرگترین اخراج های این سال ها داره ۱۸هزار کارمندش رو اخراج می کنه که ۱۲۵۰۰ تاش کسانی هستن که از طریق خریدن شرکت نوکیا وارد این کمپانی شده بودن. عملا یعنی نوکیا داره خیلی خیلی کوچیکتر می شه. معلومه که ایمیل همیشگی هم زده شده که «با اینکار داریم تلاش می کنیم خیلی خوب بشیم و فعال باشیم و اصلا نگران نباشین و …» ولی اگر کسی نوکیا رو دوست داشته باید خیلی نگران باشه و اگر کسی در مایکروسافت کار می کرده باید خیلی نگران باشه. [صحبت در مورد شرکت ها و اینکه زندگی ما نباید به شرکت ها تقلیل پیدا کنه یا هیچ چیزی امن نیست و چند بعدی بودن و بحث یخچال ]
[توضیح روز صفر] . حالا فرض کنین.. فرض که نه.. بدونین که هکری هست به اسم جرج هوتز Hotz که وقتی ۱۷ سالش بود اولین کسی شد که ای فون ای تی اند تی رو در ۲۰۰۷ کرک کرد و لاکش رو باز کرد ولی هیچ کس بهش توجه کرد و همه تمرکز رو گذاشتن روی اینکه چیکار کنن که دیگه کسی نتونه آنلاک کنه (که موفق هم نشدن). همین آقای ایشون یکی دو سال بعد پلی استیشن سونی ۳ رو مهندسی معکوس کرد و تنها هنری که از سونی بر اومد این بود که ازش شکایت کنه و در آخر با گرفتن تعهد که دیگه هیچ محصول سونی رو هک نخواهد کرد از شکایتش صرف نظر کنه! ولی ماجرای گوگل فرق می کنه. وقتی هوتز تونست سیستم عامل گوگل کرم رو در اوایل امسال هک کنه، گوگل بهش جایزه ای ۱۵۰هزار دلاری داد و از اینکه کمک کرده سیستم عامل امن تر بشه تشکر کرد. دو ماه بعد هوتز ایمیلی از کریس اوانز – مهندس امنیت گوگل – دریافت کرد که دعوتش می کرد به کار.. کار تمام وقت روی امنیت هر محصولی که گوگل قراره بده بیرون. گوگل حالا هم اعلام کرده ک پروژه ای به اسم پروژه روز صفر رو داره که اکسپلویت های روز صفر رو کشف می کنه و حل می کنه چون مردم باید حق داشته باشن بدون ترس، از اینترنت استفاده کنن.
پایرت بی و مبارزه با سانسور اینترنت
پایرت بی رو حتما همه می شناسیم.. سایت تورنت و بعد فعال آزادی در اینترنت و بعد تشکیل دهنده احزاب طرفدار اینترنت در کشورهای متنوع و حتی عکس العمل نشون دهنده نسبت به وقایع هشتاد و هشت ایران و .. خلاصه یک گروه عالی. سایت اعلام کرده آخر تابستون براوزر جدیدی می دن که با تکنولوژی پی۲پی می تونه فیلترینگ رو رد کنه و معلومه که کمک جالبی خواهد بود برای ما. این برنامه کاملا اوپن سورس است (که امیدوارم باعث نشه مثل سایفون بپکه) و از لیب تورنت، وب کیت، اسکولایت و نود جی اس استفاده می کنه و حتی سیستم دی ان اس خودش رو هم خواهد داشت. چشم به راهیم استاد!
دوست و همسایه و برادر و همکیش عزیز چین هم وی چت رو سانسور کرد. این برنامه در چین برای گردش اخبار و اطلاعات استفاده می شد. حداقل اینقدر شرف داشتن که اینو بگن «بعضی از مردم از این برنامه برای پخش اطلاعات مضر برای عامه و غیرقانونی استفاده می کردند و از این طریق به سیستم اینترنت و رضایت مردم اسیب می رساندند». خلاص (:
تحقیق ا ز۱۹۶۹ شروع شد. زمانی که دو روانشناس دانشگاه ایلینویز بعد از مطالعه فرهنگ های مختلف گفتن که انسان ها گرایش دارن به استفاده از کلمات مثبت و حالا کامپیوتر تونسته به کمکون بیاد تا در مقیاسی خیلی بزرگتر همین رو تکرار کنیم. یک برنامه، ۱۰۰ هزار کلمه در ۲۴ زبون از فرهنگ های مختلف رو بررسی کرده و به این نتیجه انسان ها مستقل از فرهنگشون گرایش دارن به مثبت بودن در استفاده از کلمات. به عبارت دقیق تر «کلمات زبان طبیعی انسان در تمام جهان بایاسی مثبت دارد». اونها اول ده هزار کلمه پر مصرف زبان هایی مثل چینی، روسی، انگلیسی، پرتغالی برزیلی، کره ای ، عربی و .. رو انتخاب کردن و بعد به کمک صحبت کنندگان این زبون ها اونها رو روی مقیاس خیلی منفی تا خیلی مثبت جا دادن ودر نهایت کافی بود به کتاب ها و شعرها و موسیقی و توییتر و .. نگاه بشه تا ببینیم مردم بیشتر کلمات منفی استفاده می کنن یا مثبت و نتیجه این بود: مثبت! یک دلیل دیگه برای مثبت و امیدوار بودن (:
یک خانمی هم هست که وقتی تصمیم گرفت کرنل لینوکس رو درک کنه و شروع کرد به خوندن کتاب هایی مثل understanding the linux kernel، به جای نوت برداشتن شعر گفت! اگر برین به http://www.linux-poetry.com/ شعرهایی در وصف و توصیف و تشریح بخش های مختلفی از کد می بینین. مثلا الان بالاترین شعر اینه که : رشته بیکار. هیچ کاری نکردن پیچیده است – برای یک سیستم عامل. اجرای حلقه ای بی نهایت، پاسخ دادن به اینتراپت ها که در وصف فایل process.c است (: اگر هیچ آشنایی با کرنل ندارین و تا حالا نگاهش نکردین شاید نقطه شروع خوبی بشه (:
در اعماق
اثر انگشت کامپیوتر شما روی اینترنت مونده!
ترکیبی از محققین دانشگاه های پرینستون و Kuleuven بلژیک نشون دادن که از ۱۰هزار سایت اول اینترنت، ۵.۵٪ سایت ها اسکریپت هایی دارن که از کامپیوتر شما اثر انگشتی می گیرن و می تونن بعدا تو اینترنت تشخیصش بدن! من صد در صد موضوع رو نفهمیدم ولی ظاهرا یکسری دستور باعث می شه کامپیوتر عکسی بکشه که در هر کامپیوتر متفاوت از بقیه در می یاد و این رو استفاده می کنن برای تشخیص این که شما همونآدمی هستین که فلان جا هم بودین. چند وقت پیش اروپا تلاش کرد با محدود کردن cookie ها و اینجور چیزها کمی پرایوسی به وب بیاره ولی این روش که عملا هم نمی شه جلوش رو گرفت نشون می ده که پرایوسی کامل در وب تقریبا غیرممکن است.
شولدرپد کار پسورد دزدی رو برای شما راحت می کنه
دزدین پسورد یک کامپیوتر از روش های فنی کار راحتی نیست ولی دزدهایی که دنبال پسورد شما هستن معمولا دنبال راه حل های پیچیده فنی نمی رن – مهندسی اجتماعی -. یک محقق امنیتی در آفریقای جنوبی با کتابخونه آزاد تشخیص تصویر OpenCV یک برنامه نوشته که می تونه رو گوشی های آیفون و غیره ران بشه و پسورد هر کسی که در اطراف شما مشغول زدن پسوردش روی آی پد است رو بدزده. ماجرا اینه که با زدن هر کلید، یک لحظه مربعی آبی ظاهر می شه که می گه چه حرفی رو فشار دادین و اگر از دور گوشی رو به سمت کسی بگیرین که داره پسوردی رو وارد می کنه، برنامه صفحه رو می بینه و از مربع های آبی ای که ظاهر می شن حروف رو می خونه. به همین سادگی. انگار خودتون خیره شدین به صفحه و مربع ها رو مثل گرگ تند تند می خونین .. که برای یک برنامه کار راحتیه. حالا فرض کنین همین رو نصب کنیم روی عینک گوگل و فاتحه مع الصلوات!
توی اسلش دات که سایت خبری گیک ها است یک بحث جالب درگرفته: اینترنت چیزها و سازمان های بیمه [توضیحات خودم در مورد اینترنت چیزها، بیمه، وصل شدن دو تا به هم و بالا پایین رفتن هزینه ها و زیر نظر بودن همیشگی ]
اگر به عنوان یک گیک خواننده بویینگ بویینگ یا لینوکس ژورنال دات کام باشین، از نظر ان اس ای لازمه بیشتر از بقیه زیر نظر باشین. مطلب رو اول یک سایت آلمانی نوشت و بعد بقیه. بحث سر برنامه ای است به اسم XKEYSCORE که با شنود بخشی از ترافیک اینترنت سعی می کنه حدس بزنه چه کسانی باید زیر نظر باشن و یکی از این فاکتورها جستجو به دنبال TOR و Tails است و طبق گفته اون سایت آلمانی، خود لینوکس ژورنال هم که در این موارد نوشته جزو «فروم تندروها» طبقه بندی شده! کسی هنوز نمی دونه چرا و این چه حماقتی است و برمیگردیم به داستان قدیمی که وقتی حکومت شروع کرد به زیر نظر گرفتن آدم ها کسی نمی تونه ماجرا رو به موقع متوقف کنه و اونها هم اینقدر داده جمع می کنن که توش گم میشن! خلاصه احتمالا من و شما هم از نظر ان اس ای اکستریمیست شدیم رفت (:
کریستوفر میمز پسورد اکانت توییترش رو گذاشته کریستوفر میمز و اونو توی یک مقاله در وال استریت ژورنال منتشر کرده. این اکانت توییتر از ۲۰۰۷ فعاله و ۵۱هزار توییت داره ولی اون می گه اینکار خطری نداره. بحث اینه که دوران پسوردها داره به سر می رسه. گوگل الان روی یک پروتکل جدید کار می کنه که هنوز هم اسمی نداره. انتظار می ره این پروتکل به شما اجازه بده با داشتن گوشی موبایلتون، هر چیزی رو انلاک کنین یا وارد هر چیزی بشین (معلومه چیزهایی که مجوزش رو دارین). اول به نظر احمقانه می یاد که ما اینو جایگزین پسوردی بکنیم که تو ذهنمون است ولی فرقش اینه که پسورد توی ذهن رو می شه دزدید یا شنود کرد ولی تلفن قابل تکثیر نیست و اگر هم گم شد سریعا می شه غیرفعالش کرد. از اونطرف ما همیشه پسوردهای تکراری استفاده می کنیم و یک مشکل امنیتی در یکجا، بقیه جاها رو هم به خاطر می ندازه.
مرگ آخرین کد تاکر ناواجو ناواهو در ۹۲ سالگی
چستر نز آخرین فرد زنده از ۲۹ سرخپوست ناواجویی ناواهویی بود که در جنگ جهانی دوم هنرنمایی ای کردن که از دست هیچ کدوم ز ریاضی دان های متفقین بر نیومده بود: ساختن رمزی برای مکالمه. افراد زیادی از جمله تورینگ افسانه ای تلاش کرده بودن شکلی از رمزنگاری رو درست کنن که .. [توضیحات خودم – علیه ژاپن – ۳۰ غیر ناواجو ناواهو فقط بلد بودن حرف بزننش و شکل نوشتاری هم نداشت – فیلم ویندتاکر – سرخپوست ها بلینکر (نوری) و مورس یاد گرفتن و کلمات نظامی رو جایگزین کردن (مثلا لاک پشت برای تانک و NEHEMAH که برابر مادر بود برای آمریکا و …۱۳ کشته دادن]
قرار شد اوباما به شکل سرزده با سربازهای آمریکایی دیدار بکنه و بعدش فهرستی به رسانه ها داده شد از افرادی که در این دیدار حضور داشتن. در این فهرست یک اسم بود و یک لقب عجیب: رییس دایره جاسوسی آمریکا در افغانستان! اسمی که انتظار می ره هیچ کس ندونه (برای امنیت و دردسرهای بعدی). کاخ سفید سریعا اعلام کرد که اشتباه شده و این اسم نباید هیچ جا منتشر بشه و همینطور هم شد ولی این فهرست رو ۶۰۰۰ نفر دریافت کرده اند و مطمئنا دیگه چیز مخفی ای توش نیست. یکی می گه اگر اسنودن یک اسم رده بالا منتشر کرده بود الان با درون بهش حمله کرده بودیم و یکی دیگه می گه وقتی کاخ سفید چنین اسمی رو افشا می کنه فقط یک «اوپسسس» است ولی افراد رده پایین برای چیزهایی بسیار ساده تر تو زندان هستن. خلاصه منینگ چشمش رو باز کنه ببینه (:
تبریکها، تقبیحهاَ و تعجبها
تعجب ! تعجب می کنیم از نویسندگان راهنماهای زبون برنامه نویسی هسکل که توش گفتن «writing programs that do not require comments is the better choice» و حرفشون هم اینه که کد هسکل قراره تمیز، خوانا و خود معرف باشه و با انتخاب متغیرهای خوب و اسم های درست، برنامه نویس باید تلاش کنه نیاز به توضیح رو به صفر برسونه! ایده عجیبی است ولی در متن خودش، منطقی.
تبریک هم داریم از استاد دانشگاه آریزونا که گفته اگر دانشجوهای دختر موی زیربغل و پاشون رو برای ده هفته نزنن و از ماجرا یک ژورنال درست کنن بهشون نمره مثبت می ده (: هاها.. در مورد دلایل و اینها شاید یک پادکست مستقل بدم یک روزی و مقایسه با دانشگاه ما هم باحاله که مثل مدرسه است و همه چیزش از قبل مشخص.
تبریک ملایم هم به برنامه نویس های شرکتی که Yo رو نوشتن [کمی توضیح] منتظر «هوی» وطنی هستیم (:
تبریک محکمی هم به گوگل به خاطر کمپین «چیزهایی که دوستشون دارین با کد درست شدن» تا بپردازه به خانمها، حضورشون در تکنولوژی و تکرار این مفهوم که ما خیلی از چیزهایی که می سازیم یا استفاده می کنیم با کد کار می کنن و اتفاقا خیلی ها با این کد نویسی هست که هویت خودشون رو شکل دادن. و تبریک مرکبی هم داریم به خانم های ایرانی که مطمئن هستم یکی از بالاترین سطوح فنی در تمام جهان رو دارن.. چه برنامه نویس چه طراح چه متخصص رادیو و چه هر تخصص فنی دیگه. باعث افتخارمه همیشه.
چه خبره این هفته.. با اینهمه تبریک به نظرم باید یک پارتی می افتادیم! ((: تبریک بعدی مال بیل گیتس که جایزه اش برای کشف یک کاندوم بهتر ظاهرا داره به نتیجه می رسه. گروهی یک ماده به اسم هیدروژل-قوی ساختن که می گن حس نزدیکتری به پوست داره ولی تا به بازار نیومده یادمون باشه که حس ایدز و هپاتیت و استرس بچه هی ناخواسته بسیار وحشتناک تر از حس کاندوم هستن (:
و البته بزرگترین تسلیت به به اصطلاح کشور اسراییل و هر کس دیگه که راه حلش در جهان، کشتن آدم ها است و هر ایده احمقی که فکر می کنه اگر آدم ها رو بکشه، مشکلات حل می شن.
نامه ها
از فاطمه هم تشکر می کنیم برای ایمیل خیلی طولانی ولی بسیار دقیقش در مورد کلی از شماره های رادیو گیک و بحث هاش در مورد رمزنگاری.
عجیبترین این هفته مال بهداد است:
کاوه عزیز هم دردنامه ای نوشته که در نهایت می رسه به اینکه نیاز به کمی نمره بیشتر در امتحان ورودی دانشگاهی داره که در یکی از کشورهای خارج داده و درخواست کرده من با هک کردن این مشکل رو حل کنم.. توضیحات خودم
جواد
سلام جادی عزیز
راستش مشکلی پیش اومده که امیدوارم بتونی کمکم کنی
همایون
جدیدا اپ پارس هاب رو نصب کرده بودم (مارکت ایرانیه اندرویده)
علی به دو نکته مهم اشاره کرده:
یه اتفاق برام این هفته افتاد گفتم بد نیست برات بگم .
بخش آخر
به افتخار شماره ۴۲ در موردش حرف می زنیم.. ۴۲ عدد بسیار مهمی در دنیای گیک ها است: مثلا شماره اسکی * است که وایلد کارته. دومین ورد ۱۶ بیتی هر فایل تیف همیشه ۴۲ است، توی فایل سیستم ریزر ۴، آی نود دایرکتوری روت ۴۲ است، توی لایبری سی گنو یک تابع داریم به اسم memfrob که هر چیزی بهش بدین رو با ۴۲ ایکس اور می کنه و حتی الان می تونین حدس بزنین تعداد روزهای دیفالت برای اکسپایری پسورد دامین توی مایکروسافت ویندوز چقدره: ۴۲ روز (: در نهایت Answer to The Ultimate Question of Life, the Universe, and Everything
۲۵ می روز حوله چون
A towel, it says, is about the most massively useful thing an interstellar hitchhiker can have. Partly it has great practical value. You can wrap it around you for warmth as you bound across the cold moons of Jaglan Beta; you can lie on it on the brilliant marble-sanded beaches of Santraginus V, inhaling the heady sea vapours; you can sleep under it beneath the stars which shine so redly on the desert world of Kakrafoon; use it to sail a miniraft down the slow heavy River Moth; wet it for use in hand-to-hand-combat; wrap it round your head to ward off noxious fumes or avoid the gaze of the Ravenous Bugblatter Beast of Traal (such a mind-bogglingly stupid animal, it assumes that if you can’t see it, it can’t see you); you can wave your towel in emergencies as a distress signal, and of course dry yourself off with it if it still seems to be clean enough.
More importantly, a towel has immense psychological value. For some reason, if a strag (strag: non-hitch hiker) discovers that a hitchhiker has his towel with him, he will automatically assume that he is also in possession of a toothbrush, face flannel, soap, tin of biscuits, flask, compass, map, ball of string, gnat spray, wet weather gear, space suit etc., etc. Furthermore, the strag will then happily lend the hitch hiker any of these or a dozen other items that the hitch hiker might accidentally have “lost.” What the strag will think is that any man who can hitch the length and breadth of the galaxy, rough it, slum it, struggle against terrible odds, win through, and still knows where his towel is, is clearly a man to be reckoned with.
Hence a phrase that has passed into hitchhiking slang, as in “Hey, you sass that hoopy Ford Prefect? There’s a frood who really knows where his towel is.” (Sass: know, be aware of, meet, have sex with; hoopy: really together guy; frood: really amazingly together guy.)[3]
موسیقی
محمد رضا باب دیلن رو پیشنهاد کرده بود و گوش کردم و عالیه ولی در این لحظه با توجه به حال و هوا از روزبه نعمت اللهی، د دیوونه رو می ذاریم برای اون بخشی که می گه با رد شدن تو از خیابون، تمام اونایی که عاشق بودن واسه چند لحظه مردد شدن و حتی از اینم سنگین تر اونجا که با دیدن زنی مو شرابی که موهاش از بالا روی صورتش ریخته می گه می گه «یه زن زیر یک ابشار شراب، یک کم کمترین صحنه رو فکر کن. ببین جای این صحنه تو شهر نیست… به من نه… به مردم یه کم فکر کن» به سلامتی همه اونهایی که می دونن هر روز که بدون عشق بگذره… شدیدا ضرره.
در حال حاضر ظاهرا به خاطر آدم ربایی و کشتن سه اسراییلی و یکسری راکت رد و بدل شده اسراییل داره غزه رو بمباران می کنه و آدم ها رو راحت و آسوده می کشه و بی خانمان می کنه. دلیل اصلی اما چیزی جدی تر از این اتفاق است. واقعیت اینه که اسراییل لازم داره عربده بکشه «من لات ترم».
درسته که مالیات ما برای جنگ راه انداختن استفاده می شه، درسته که پولی که فقرا و مریضهای ما لازمش دارن رو می فرستن برای بقیه جاها و درسته که در حالی که هموطن من کنار بیمارستان میمیره، از کشورهایی مریض با هواپیما وارد می شه و درسته که تلاش می شه فلسطین برای من و شما تبدیل بشه به یار صمیمی حکومت ولی واقعیت چیزی بسیار متفاوت هم هست. ما با حکومت هایی طرف هستیم که از طریق بستن و کشتن و ارعاب می خوان همه رو به شیوه خودشون مجبور کنن و اتفاقا مردم فلسطین شباهتهای بسیاری ولی مطمئن باشین در مقیاسی حادتر.
مردم فلسطین مستحق زندگی ای شایسته هستن و شخصا هم پول من و شما رو نخوردن و رنج و بی خانمانی اونها رنج و بی خانمانی بشریت است و غصبی که نسبت بهشون اتفاق می افته، درست همون غصبی است که من و شما هم در لایههایی ملایمتر درگیرشیم. فلسطین نماد مبارزه در جهانه و اسراییل بهترین نماد اون حکومتهایی که اصلی ترین حرفشون اینه که «من از شما لات ترم» و معلومه که ما بهترین آدمها هستیم برای متنفر بودن از این تیپ حکومتها.
برقراری ارتباط با اعضای شبکههای رسانهای معاند نظام اسلامی و طراحی و به روزرسانی سایتهای آموزشی شهروند خبرنگار به سفارش شبکههای خبری غربی و دریافت بودجه از آنان
انتظار دارین چی بگیم؟ که «خب جرم چیه؟» واقعا مگه لازمه کسی اینو بگه؟ حتی اگر قبول کنیم که «برقراری ارتباط با اعضای شبکه های رسانه ای فلان» داشتن خب مگه این جرمه؟ یا مثلا ساخت سایت آموزش شهروند خبرنگاری به سفارش بهمان؟ مگه منبع سفارش جرم رو مشخص می کنه و مگه اصولا جایی از قانون گفته که اگر یک خبرگزاری خارجی کاری سفارش داد، انجام دهنده اش مجرمه؟ اگر کسی کاری غیرقانونی کرده می تونستن بگن ولی بعد از اینهمه روز زندان و بی خبری و … می گن «بعضی هاشون اعتراف کردن» و حکم ها هم چیزی است که احتمالا خود طرف اصلا درکی ازش نداره و تناسبش با «جرم» ادعا شده فقط وقتی معنی پیدا می کنه که حکم داره می گه «ما زورمون می رسه و همه تون باید ساکت باشین»… واقعا کسی می دونه یازده سال یعنی چی؟ وقتی اصلا اسمی از جرمی نیست کجای قانون رو باید نگاه کنیم که ربط اون «جرم» با «مجازات» چیه؟ بگذریم… حرفی برای زدن نیست.به سادگی یک جای عالی رو از هم می پاشن و باید پرونده ای درست بشه و کسی هم که حق نداره چون و چرا کنه. حرفی هم نیست… فرمون دست دوستان است و هر جوری برونن، خاطره اش همیشه خواهد موند. همونطور که بازداشت زنانی که دوست دارن والیبال ببینن و زندان رفتن زیباکلام چون با سیاست های هسته ای مخالف بوده خاطره ای تلخ می شه از دورانی که فرمون دست دوستان بوده.