کاندوم یعنی اهمیت قایل شدن

من مواردی از سکس بدون کاندوم رو می شنوم که شوکه می‌شم. از دوستان که می‌پرسم چرا بدون کاندوم سکس می‌کنن می‌گن چون لذتش بیشتره. واقعا نمی‌دونم چه حجمی از مغز باید مشکل پیدا کرده باشه که بتونه باعث بشه دو آدم بدون برنامه رابطه دائمی بدون کاندوم با هم سکس کنن.

شاید هم مشکل از اینکه آدم‌ها فکر می کنن چیز خاصی هستن یا اهمیت خاصی توی دنیا دارن. مثلا به طرف می‌گم آخه چرا با فلانی بدون کاندوم خوابیدی که الان اینطوری بشه، توضیح داد که چون فلانی گفت با کس دیگه رابطه نداره یا فلانی گفت بلده چیکار می کنه یا گفت فلانی فلان. دوست من! آدم با آدم فرق زیادی نداره و نه فلانی و نه تو تافته جدا بافته نیستین.

آخه رفیق من! کاندوم که ترس نداره. گاهی حتی خیلی هم خوبه. اصلا بگیر ترس داره و بده، بهتره از بارداری ناخواسته و ایدز و سوزاک که! این مریضی ها و بارداری هم ربطی به مهندس بودن و تحصیل کرده بودن و آدم تمیزی بودن و اینها نداره. ویروس به هیچ وجه مدرک تحصیلی نگاه نمی‌کنه و بوی بد و خوب بدن هم براش فرقی نداره و تمیز و کثیف و تحصیل کرده و غیرتحصیل کرده رو مبتلا می کنه.

خلاصه اینکه اگر کسی رو دوست دارین، آرامشش و سلامتش رو بخواین. اگر هم عقل کسی اینقدر نمی رسه که بتونه تشخیص بده کاندوم به چه دلیل مورد نیازه، کلا باهاش بودن رو از همین حالا فراموش کنید سنگین ترید.

توضیح: دلیل نوشتن این متن مهم خبر تکون دهنده‌ای در آمریکا بود در باب مقاوم شدن سوزاک در برابر آنتی‌بیوتیک‌های مرسوم:

برای سال‌ها، مسوولین بهداشت عمومی نگران این امر بودند که سوزاک – که یکی از شایع‌ترین بیماری‌های انتقال یابنده جنسی در جهان است – ممکن است در برابر آنتی‌بیوتیک‌های مرسوم که برای درمان آن استفاده می‌شوند – سفالوسفرین سفالوسپورین – مقاوم شود.

حالا این اتفاق افتاده.

بر اساس این گزارش، از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، میزان مقاومت سوزاک در برابر درمان‌های مرسوم چند برابر شده و گونه جدیدی از سوزاک به نام H041، مقاومت زیادی در برابر سفتریاکسون نشون می ده. این خبر رو اضافه کنین به اینکه سوزاک از طریق سکس دهانی هم انتقال پیدا می کنه و دوباره به اهمیت استفاده از کاندوم فکر کنین.

البته بگم که نیازی به وحشت نیست. در کشور ما تجویز آنتی بیوتیک‌های قوی بدون توجه چندان به عوارض جانبی رایجه و این مطلب هم نمی گه که سوزاک واقعا خطرناک شده ولی مقاوم شدنش به درمان رایج باب خوبیه برای یادآوری مزایای استفاده از کاندوم در سکس های خارج از خانواده های امن.

منبع پوستر قبل از ادیت

دانلود پوستر ادیت شده با کیفیت بالاتر

آپدیت: دوستان توضیح دادن که لازمه تذکر بدم که درسته وحشت عمومی از سوزاک لازم نیست ولی ایدز یک نکته کاملا قابل توجه است برای هر کسی که رابطه جنسی داره

محکومیت هشت فعال حقوق بشر در بحرین به حبس ابد

دادگاه نظامی امروز بحرین، هشت فعال حقوق بشر رو به حبس ابد و سیزده نفر دیگه رو به حبس‌های متنوع محکوم کرد. جرم؟ براندازی مشهور خودمون و همکاری با دشمن و این حرفها.

زینب الخواجه (@angryarabiya) که دختر یکی از مشهورترین فعالان حقوق بشر بحرینی یعنی عبدالهادی الخواجه است جریان رو توییت کرده.

مایه خجالته و این واقعیت که من در کشوری زندگی می کنم که بیشترین نسبت اعدام انسان ها در تمام جهان رو داره و گزارشگران سازمان های بین المللی رو هم به کشور راه نمی ده چیزی از حق من برای عصبانی بودن از دیکتاتوری بحرین کم نمی کنه.

تکرار می کنم: لیبی، بحرین، سوریه و هر دولت دیگه که با شکنجه و زندان و اعدام مردم سعی می کنه قدرتش رو حفظ کنه مایه خجالته. هرچقدر هم بیشتر ادعای اخلاق و معنویت کنه، مسخره تر و مسخره تر می شه.

مسابقه برنامه نویسی برای اندروید و بادا

سامسونگ توی ایران داره خوب کار می کنه. پول نسبتا خوبی داره خرج می کنه تا کارهایی که توی ایران نشده بود رو بکنه. از جمله دادن سخت افزار به وبلاگنویس‌ها برای تست. خرج کردن پول برای داشتن مطالب (نه الزاما تاییدی) توی وبلاگ ها و مجلات و غیره و برگزاری سمینار و مسابقه و اینطور چیزها.

حالا هم یک ایده خوب دیگه داره: مسابقه برنامه نویسی برای سیستم عامل اندروید یا بادا به زبان فارسی

جایزه نفر اول در هر سیستم عامل ۵ میلیون تومن است که به نظرم رقم کاملا خوبیه و محصول نهایی هم چندین و چند برنامه جذاب خواهد بود برای اندروید و بادا. من که از همین لحظه شروع کردم ((: البته نه در نقش برنامه نویس. قرار شد با دو تا از دوستان با ایده کار کنیم. اگر برنده شدیم نود درصد برای برنامه نویس. پنج درصد برای من به عنوان همراه، دوست، نشون دهنده لینک، بحث کننده در مورد ایده ها و غیره و پنج درصد هم برای تیم توی شرکت که خرج تفریح و شادی می شه!

به نظرم شما هم سری بزنید…

پی.نوشت. به دلیل مشکلات فنی، سایت بادا او اس دات آی آر از بعضی دی ان اس ها قابل ریزالو شدن نیست. امیدوارم بتونن حلش کنن.

تلنگر: انتشار انحصاری اسناد ویکیلیکس در مورد پاکستان در خود پاکستان

چند وقت قبل تصمیم گرفتم برای یک دوره دو ماهه کار برم پاکستان. جالبه که تقریبا به هر کس که می‌گم عکس العمل غیرمعمول نشون می‌ده و می گه چرا پاکستان و این داستان‌ها. همکارهای پاکستانی هم تجربیات مشابهی اینجا دارن. ما احساس می‌کنیم پاکستان یک کشور داغونه با حکومت دیکتاتوری و مردم متحجر.

مطمئنا بخشی از برداشت ما صحیحه ولی به جای تکرار همیشگی اینکه «ما از همه بهتریم ولی دارن به زور ما رو بد می‌کنن» بهتره دنیا رو نگاه کنیم و فکر کنیم و برنامه بهتر شدن برنامه ریزی و تلاش کنیم.

بهانه این نوشته این خبره:

در یک قرارداد با موسسه انتشاراتی داون پاکستان، تمام اسناد درز پیدا کرده آمریکایی در مورد پاکستان، به شکل انحصاری اول به این انتشاراتی داده می‌شه تا قبل از هر جا در خود پاکستان چاپ بشه. دقت کنید که اونجا پاکستانه و این‌ها همون اسنادی هستن که در ایران کسی حق نداره حتی ازشون حرف بزنه بدون اینکه بگه «همه خوب هاش واقعی است و همه بدهاش جعلی و دروغ»

نمی‌خوام زیاد داستان بگم ولی برای تلنگر یک نگاه هم به سایت داون بندازین یا به صفحه ویژه اسناد درز کرده آمریکا برین و ببینین کشور همسایمون چقدر توش آزادی بیان جلوتر از کشور ما است.

می‌دونم اکثرمون هزار جور دفاع و استدلال و غیره داریم ولی به نظر من در کنار همه اون حرف‌ها، واقعا هم به اینجور تلنگرها نیاز داریم (:

زیبایی‌های مصر

گفته بودم که چندان اخبار رو دنبال نمی‌کنم ولی دلیل نمی شه از زیبایی‌هاش لذت نبرم…


هاها… به مبارک می گه برو که منم برم خونه و قصه تمومه شه.


اگر حکومت شما اینترنت رو آورد پایین، حکومتتون رو بیارین پایین. ناشناس


مردم در جلوی پلیس ضد شورش هستن. پلیس در حد خز، سنگ پرت می کنه به مردم و مردم هم با سنگ جواب می دن. پلیس ضد شورش تیر هوایی می زنه (احتمالا اعتقادات دینی، اخلاق یا عقلشون اجازه نمی ده مستقیم به مردم شلیک کنن) و در مقابل نفربرهای ارتش می یان جلوی مردم و خودشون رو می کنن سپر مردم در مقابل پلیس و مردم پشت زره پوش های نظامی سنگر می گیرن و به پلیس سنگ پرت می کنن. البته به معنی پیوستن ارتش به مردم نیست بلکه نشون می ده که ارتش عقلش می رسه که کشتار راه نندازه یا حداقل رییس سی سال اخیر حکومت مصر اینقدر عقل به خرج می ده که از طریق کشتار مردم سعی نکنه کماکان رییس بمونه و حتی از ارتش استفاده می کنه که تا حد ممکن کار به خونریزی کشیده نشده.

چرا در مورد اتفاقات اخیر نمی نویسم

راستش من گاهی در مورد یک چیزهایی می نویسم و در مورد یک چیزهایی نه. معمولا دوستان ایمیل می زنن که چرا مثلا فلان چیز رو ننوشتی یا چرا فلان چیز رو تحلیل نکردی. حتی این اواخر یکی ایمیل زده بود که چون فلان مطلب – به قول خودش بی اهمیت – رو در حالتی که یک جریان مهم دیگه داشت اتفاق می افتاد نوشتم، پیام خیلی خوبی منتقل کردم!

به خاطر این جریان‌ها لازمه چند تا توضیح بدم:

  • من اصولا ایدئولوژی خیلی پیچیده ای ندارم. اینجوری نیست که مثلا بگم انقلاب در هر صورتی خوبه و از تحول حتما استقبال می کنم. دوستان انقلابی هستن که از هر انقلابی هر جای دنیا خوشحال می شن. من اینطوری نیستم. بعضی‌ها هم می‌گن هر چیزی که هست خوبه و بهتره جلوی شلوغی گرفته بشه. من اونطوری هم نیستم.
  • من در مورد چیزهایی که بهشون علاقه دارم، اگر در موردشون چیز جالبی یا قابل گفتنی بدونم، می نویسم. مثلا الان واقعا برام جالبه که توی تونس یا مصر چه خبره ولی چون وقت نمی کنم در موردش بخونم، چیزی هم نمی نویسم. اگر هم می خوندم و چیز مستقلی برای گفتن نداشتم، باز هم نمی‌نوشتم.
  • به شکل عمومی اهل شعار دادن در گروه‌های بزرگ نیستم. اگر همه دارن از یک چیزی می گن، خب چه نیازیه من هم تکرار کنم اگر حرف جدیدی ندارم؟ موضع گیری مال اونها است که ازش پول در می یارن یا از طریقش زنده می مونن.
  • من برای خودم ارزش های پایه ای ساده ای دارم. مثل آزادی بیان و عدم خودفروشی به خاطر قدرت. اگر این فاکتورها در جامعه ای بالاتر بره خوشحال می شم و اگر پایین بیاد ناراحت می شم. اما الزامی هم ندارم در موردشون بنویسم
  • و در نهایت اینکه کیبرد آزاد وبلاگ شخصی یک گیک است که علاقه شدید به سیستم عامل و آزادی بیان داره. اینجا خبرگزاری نیست که رفقا (: هیچ پیام پنهانی هم نداره. همونی است که هست

هاها راستی بگم که:

  • آزادی بیان این نیست که هر کس هر جایی هر چیزی بگه. آزادی بیان اینه که آدم ها حق آزادی عقیده و تبلیغ اون رو داشته باشن. هر کس اجازه داشته باشه وبلاگ خودش رو داشته باشه و هر کس بتونه بر رسانه‌‌ای که توسط پول خودش اداره می‌شه کنترل داشته باشه. اگر کسی دغدغه آزادی بیان در این کشور رو داره، جای مبارزه زیاده (:

این رو گفتم چون کامنت یکی از دوستان به عنوان اسپم حذف شده بود و من هم باید بخونم و اگر واقعا اسپم باشه تاییدش نمی کنم. ربط زیادی به بحث بالا نداشت ولی خب گفتم حالا که بحث شخصیه اینم همین لا ما ها بگنجونم.

منابع آگاه خبری

خبر گذاشتن بدون فهمیدنش، یک دردسر بزرگ توی خبرگزاری‌های جدید است. قدیم‌ها سیستم توزیع به شکل انحصاری در دست شرکت‌های بزرگ بود و در نتیجه هر کی می رفت اونجا هم منابع بهتری داشت هم شنونده‌های بهتر اما حالا کم کم مفهوم خبرگزاری در حال از بین رفته و کسانی هم که واقعا کار بلدن توی اکثر اونها کار نمی کنن. از جمله دوست لحظه‌های شادی مون، فارس نیوز مشهور به فالز نیوز که احتمالا اگر قرار باشه توی بازار آزاد رقابت کنه، کلا زنده نخواهد موند (:

بگذریم و سوتی جدیدشون رو ببینیم:

فرض کنید شما این خبر رو قبلا توی یک سایت طنز ندیده باشین و حتی به عنوان خبرنگاردیجیتال، weekly world news رو هم با شعار «قابل اتکاترین خبرگزاری جهان» نشناسین ولی آیا کماکان حتی اگر حتی توی منابع خیلی محتاط هم یک مطلب ببینین که از دو ماه دیگه، فیسبوک تعطیل می‌شه محاله اگر کوچکترین درکی از دنیای دیجیتال داشته باشین جرات کنین خبرش رو کار کنین چه برسه به نقل قول کردنش از منابع آگاه.

و البته از یک منظر دیگه: بیخود نیست وضعیت ما اینه با این منابع آگاه و این کارشناس هامون (:

آپدیت: فالزنیوز خبرش رو حذف کرده. یک کار مسخره و کاملا غیرحرفه ای دیگه در دنیای دیجیتال. اگر جایی به خودش می گه خبرگزاری و دنبال اعتبار است،‌ حتی وقتی کشف می کنه در موردی اشتباه کرده یا حتی اگر بهش ثابت بشه که بی سواده ، فقط باید زیر خبر بنویسه که به فلان دلیل اشتباهه یا با خط زدن یک بخش، اصلاحش کنه. حذف کردن خبر و تغییر دادنش در طول زمان و اینها فقط باعث بی آبرویی بیشتر می شه (:

دلقک برزیلی روی صندلی‌های کنگره

من دست افتادن دولت‌ها رو دوست دارم. هر جا که باشن. دولت‌ها تقدس‌های احمقانه برای خودشون درست می کنن و وقتی این تقدس شکسته می شه آدم‌ها تازه می‌بینن که دولت واقعا در بهترین شکل یک انتخاب توسط خودشونه و در بدترین شکل یک تحمیل از طرف آدم‌هایی کاملا معمولی به اونها.

به همین خاطر خوشحالم که توی انتخابات کنگره برزیل، فرانسیسکو اولیویرا (که با اسم مستعارش تیریکا بهتر شناخته می‌شه) در انتخابات نمایندگی فدرال رای آورده. این دلقک تلویزیونی با این لباس در تبلیغ‌های تلویزیونی‌اش ظاهر می‌شد:

و شعارش این بود که «یک نماینده فدرال چیکار می‌کنه؟ من واقعا نمی‌دونم ولی اگر بهم رای بدین و نماینده بشم، کشف می‌کنم و بهتون می‌گم.» این مرد بامزه، ۱.۳ میلیون رای آورد (بیشترین رای در کل کشور) و انتخاب شد اما منطقا خیلی‌ها از این موضوع خوشحال نشدن. مخالفین می‌گن که حضور یک دلقک در مجلس، باعث بدنامی می‌شه ولی بامزه است که همین آدم‌ها وقتی مجلس با افتضاحات مالی مختلف روبرو بود حرفی نمی‌زدن. اونها برای مخالفتشون از این در وارد شدن که تیریکا سواد خوندن و نوشتن نداره و قانونا به این دلیل نمی‌تونه به مجلس بیاد. این ادعا وقتی تیریکا ثابت کرد که به حد کافی می‌تونه بخونه و بنویسه، رد شد. جالبه که رییس جمهور برزیل لولا دا سیلوا که زمانی خودش واکسی و بعد کارگر صنایع آهن بوده و تا ده سالگی سواد خواندن و نوشتن نداشته و تقریبا به همین دلایل علاقمند به مسایل سیاسی شد و بعد از رشد در اتحادیه کارگری با انتخابش چپ های دنیا رو خوشحال کرد هم گفته که گرفتن تست سواد از یک دلقک تلویزیونی و بعد راه دادنش به مجلس حماقت/مسخره است و با این حرف عملا رای مردم رو زیر سوال برده.

من کارشناس سیاسی و توسعه و این چیزها نیستم. برزیل رو هم می دونم که وضعش خیلی بد نیست و فکر کنم دوست مشترک ایران و آمریکا هم هست ولی کاملا مستقل از همه چیز و بخصوص بعد از خوندن حرف‌های مخالفین، خوشحالم که مردم برزیل ترجیح دادن اینبار یک دلقک توی کنگره‌شون باشه تا یکسری آدمی که فایده‌شون هیچ وقت درک نشده. حداقلش اینه که تیریکا ممکنه بعد از یکی دو سال بهشون بگه یک عضو کنگره واقعا اون تو چیکار می کنه که مستحق کلی حقوق و مزایا است. مردم برزیل از حقشون برای انتخاب یک دلقک استفاده کردن و به نظر من هم بامزه می یاد (:

منابع: بلومبرگ، msnbc و AFP