سایت هایی برای شروع

یکی از دوستان بسیار عزیز، از من خواسته بود یک مجموعه سایت خوب فارسی برای مادرش معرفی کنم. بامزه اینه که مادرش هم جزو دوستای خوب من حساب می شه (:

بدون شک کار سختی است. کی می تونه یکسری سایت خوب به یکی دیگه معرفی کنه؟ همونطور هم که سولوژن گفت، فاکتورهایی مثل زن بودن و مادر دوستم بودن و اینها چیزی به اطلاعات ما اضافه نمی‌کنن. خب.. یک کاری که کردم این بود که از دوستام پرسیدم. توی فرفر و فیسبوک و البته جاهایی که خودم دوست داشتم. نتایج این پست شد که شاید بعدا آپدیت بشه. البته نکته مهم این وسط اینه که کلا اینترنت ایران رو باید با ضد فیلتر چرخید (:

ابزارهای عمومی

  • ویکی پدیای فارسی. که یک دانشنامه عظیم است. پر از اطلاعات مفید. صفحه اولش مثل صفحه اول یک سایت است و بیش از صد هزار صفحه‌اش، توضیحات دانشنامه‌ای در مورد چیزهای مختلف. در هر حوزه‌ای. کافیه در سرچ بالا سمت چپ، کلمه‌ای که می‌خواهید را تایپ کنید یا با کلیک کردن، اینطرف و‌آنطرف بروید.
  • یوتیوب . یک مجموعه عظیم فیلم‌های زیر ده دقیقه. از کسی که برای خودش خبر می‌گه تا کسی که راهنمای پختن املت رو منتشر می‌کنه تا مونولوگ عالی بهمن مفید در فیلم قیصر. تقریبا هر تصویری که تصور کنید، اینجا قابل پیدا کردنه. اگر نیست، خودتون اضافه کنید.
  • و صد البته گوگل! گوگل اصلی ترین موتور جستجو در اینترنت است. یک کلمه یا عبارت بهش بدین و هزاران سایت بهتون معرفی می‌کنه که در اون مورد هستن. مثلا این جستجوی گوگل است به دنبال شیوه نگداری گل
  • و البته به نویس – تا اگر هنوز نوشتن فارسی براتون سخته، توش پینگلیش (فارسی با حروف انگلیسی) بنویسید و فارسی واقعی تحویل بگیرید.
  • دیکشنری فارسی. خدا رو چه دیدین؟ یکهو دیدین به درد خورد: دیکشنری فارسی به انگلیسی

کارهای خانه

این رو اینجا نذاشتم چون خانم هستید یا چون مادر. گذاشتم چون هر روز با اینها درگیریم.

  • سایت چنچنه با اسم عجیبش یک سایت آشپزی است
  • همینطور سایت آشپزی آنلاین که اونهم مجموعه بزرگی است از اطلاعات مربوط به آشپزی
  • نی‌نی سایت هم حتی اگر موضوعیت نداشته باشه، دیدنش بامزه است (: یک سایت در مورد شروع بارداری تا بچه‌های پیش‌دبیستانی. جالبیش اینه که این سایت با فروم‌ها (اتاق‌های گفتگو) و مقالات، بسیار فعاله

طنز

  • چنین عروس و چنین خواهر شوهر. فرض کنید یک عروس دارید و یک خواهرشوهر که از همدیگه ایراد می‌گیرن. یکی در میون!
  • اشعار طنز ارمغان. یکی از دوستان پیشنهاد داده. شاید فتح بابی باشه برای سایت‌های شعر دیگه. کلا شعر و شاعری در اینترنت و وبلاگ‌های فارسی واقعا فعاله.
  • مملکته داریم؟ یک وبلاگ مینیمال (با پست‌های کوتاه). چیزهایی که با مملکته داریم؟ تموم می‌شن. مثلا «هر بلای طبیعی که سر خارجی‌ها بیاد عذاب الهیه، ولی هر بلای طبیعی که سر ایرانی‌ها بیاد امتحان الهی! مملکته داریم؟»

ادبیات

جدا کردنش از طنز سخته ولی بخش بزرگی در وبلاگستان فارسی است.

  • سایت اثر که ادبیات مدرن است. یک مجله ادبی.
  • سایت گنجور که مجموعه اشعار کلاسیک ایران است. مثل یک کتابخونه برزگ با آثار شاعران قدیم
  • مجله ادبی ۳پنج. یک مجله ادبی جذاب. با کارهایی از جوان‌های و مشاهیر (:

شبکه‌های اجتماعی

مد روز. سایت‌هایی که محتواش توسط کاربرها درست می شه. توش آدم‌ها با هم دوست می‌شن. لینک هاشون رو به اشتراک می ذارن و … یک نکته جذابشون اینه که اکثرشون رو می شه با تغییر زبان، فارسی هم کرد.

  • فیسبوک. مشهورترین شبکه اجتماعی این روزها برای پیدا کردن دوستان قدیمی، دیدن عکسهایشان. فعالیت‌هاشون و غیره و غیره. تقریبا جایی که اگر نباشین، ممکنه بخش بزرگی از خزه (مخفف مودبانه و غیرجنسیتی خاله زنک) رو از دست بدین
  • فریندفید. توش دوستانتون رو اد می کنید و باهاشون بحث می کنید و چیزهایی که می فرستن رو می بینین و جواب می دین یا رد می شین. بدک نیست.

های کالچر

هها چی باید می‌گفتم برای عنوان؟

اخبار

اینترنت در حال حاضر اصلی‌ترین محل کسب خبر خیلی خیلی از آدم‌ها است. من سه نمونه ملایم می‌یارم و خودتون برین جلو. اخبار چیزی است که هر کس بهتره منبع خودش رو انتخاب کنه و نگاهی هم به منابع دیگه داشته باشه:

  • آفتاب. یک سایت برای شروع (:
  • بالاترین. یک سایت که اخبارش رو مردم می فرستن. در واقع بخشی از کاربران اینترنت چیزهایی که به نظرشون مهم می یاد رو اینجا پست می کنن و وقتی بقیه هم توافق می کنن که مهمه، در صفحه اول به نمایش در می یاد. معتاد کننده.
  • روزنامه شرق. بدون شرح
  • تغییر برای برابری سایت مربوط به کمپین یک میلیون امضا برای حقوق برابر زن و مرد در ایران
  • بی بی سی فارسی بی بی سی هر چی هم که پشت سرش بگن، یکی از بهترین منابع کسب خبر است. این هم سایت فارسی‌اش.

شیوه زندگی

هنر و سرگرمی

این دو تا رو چرا با هم قاطی کردم؟ خودم هم نمی دونم ولی شد دیگه.

  • گلها. به یاد همون گل‌های قدیم (: رادیوی موسیقی.
  • وان.ایکس انگلیسی است ولی نیازی به متن ندارین توش (: یک مجموعه از عکس‌های عالی

وبلاگ‌ها

تکنولوژی

  • نارنجی د رمورد گجت‌ها… به یاد کارآگاه گجت
  • . یک پزشک اخبار تکنولوژی که یک پزشک می‌نویسه (:

این رو هم دقت کنید که توی این فهرست ترتیب معنی نداره. در عین حال فقط مجموعه ای از نظرات دوستانی که جواب دادن و سایت‌هایی که در اون لحظه توی ذهن من بودن (: احتمالا اگر کامنت‌ها رو دو سه روز بعد ببینین، آدم‌های بیشتری سایت‌های بیشتری رو معرفی کردن. راستی! بچه‌ها اگر کسی خواست توی کامنت‌ها سایتی رو معرفی کنه، یک توضیح کوچیک هم در موردش بنویسه‌ (:

حسین درخشان


می دونم که اکثرا دوستش نداریم ولی اگر قرار باشه فقط از کسایی دفاع کنیم که دوستشون داریم و در مورد کسانی که دوستشون نداریم حرفی نزنیم، خیلی نزدیک می شیم به اونایی که به دوستاشون هر امتیاز مثبتی که خودشون نمی خوان رو می دن و کسانی که دوست ندارن رو می‌کشن و شکنجه می کنن و ساکت.

دنیای بهتر من و شما، با انسان هایی ساخته می شه که بیخودی دستگیر نمی شن، اگر به دلیل منطقی دستگیر شدن دسترسی به رسانه و وکیل دارن و اگر رفتن دادگاه کسی محاکمه شون می کنه که زندگی اش از راه سرسپردگی به سیستم حاکم تامین نمی شه. توی دنیای بهتری که هر روز حضورش بیشتر و بیشتر حس می شه، آدم ها صدها روز توی زندان غیب نمی شن تا به هر کاری تن بدن. توی دنیای بهتر، حسین درخشان می تونه حرف بزنه. اگر مجرمه بره زندان و اتفاقا شخص من حق دارم از حسین شکایت کنم که چرا به بهترین و شریف ترین دوستانم انواع تهمت ها رو زده. ولی برای رسیدن به اون دنیا، حسین باید آزاد باشه، باید وکیل داشته باشه، باید حقوق انسانی داشته باشه و نباید حتی با دلیل، ارتباطش با جهان خارج قطع بشه.

با تشکر از نازلی برای یادآوری همیشگی اش.

دزدان مطالب وبلاگ ها

سایت نارنجی همیشه به شکلی حاد درگیر دزدیده شدن مطالبش توسط سایت‌ها و مجلات و روزنامه‌ها است. حالا در یک ابتکار از وبلاگ نویسان خواسته در این مورد بنویسند تا حداقل آگاهی عمومی در این مورد که اینکار دزدی است بره بالاتر و شاید تعدادش کمتر بشه.

من واقعا نمی دونم در این باره باید چی بنویسم. به نظرم نیاز به هیچ توضیح و تفسیری نداره: کپی و پیست کردن مطالب از وبلاگ ها و انتشار اونها به نام خود یا بدون نام نویسنده اصلی، دزدی است. صاف و ساده (:

آدمی که اینکار رو می کنه یک بازنده واقعی است. کسی که همیشه مطالب من رو می دزده، مشخصه که وبلاگی داره با خواننده خیلی خیلی کمتر از من. مجله ای که نوشته‌های من رو می دزده، بدون شک اونقدر بدبخته که نمی تونه یک نویسنده درست پیدا کنه و کسی که مطالب من رو به اسم خودش توی فروم‌ها می ذاره، توان جواب معقول دادن بهشون رو نداره.

اما یک وجهه دیگه هم هست. سایت‌ها و وبلاگ‌ها و مجلاتی که خواننده دارن و این خواننده رو به شکل غیراخلاقی از زحمت دیگران به دست آوردن. به نظرم کار این افراد خیلی غیراخلاقی است. بخصوص وقتی سعی می‌کنن بهش شکل اخلاقی بدن. مثلا دو سه تا از سایت‌ها مشهور توی ایران هستن که کارشون کپی و پیست مطالب دیگران است و نوشتن چنین چیزی بالاش: «این مطلب از سایت فلان برداشته شده» یا زیر مطلب می نویسن «نویسنده: بهمانی» بدون اینکه لینک بدن یا خواننده رو به مطلب راهنمایی کنن. حتی ممکنه www.foo.com رو هم تایپ کنن ولی اونو لینک نمی کنن. اینکار به نظرم زشت تر از کار یک دزد معمولی است که قبول داره دزده.

و آخرین نکته صاف و ساده: سینا همیشه بهم می گفت که توی رانندگی قبول کنم که دیگران حق اشتباه دارن. اینجا هم همینطوره. کسانی رو دیدم که از نظر فنی بلد نبودن لینک بدن. کسانی رو دیدم که اصولا نمی دونن کپی و پیست کردن مطالب دیگران زشته (باورش برام خیلی سخته) و کسانی هستن که دلایل دیگه ای دارن (مثلا اینکه فیلتر نشن که به نظرم غیرقابل قبوله برای لینک ندادن به منبع)…. قبول می کنم که بعضی ها اشتباه می کنن. از جمله سردبیرهای بیچاره‌ای که مطالب کپی و پیست شده دیگران رو برای نشریه‌شون از «نویسنده‌ها» تحویل می گیرن و توان این رو ندارن که بررسی کنن ببینن مطلب اصل است یا دزدی. اما چیزی که همیشه لازمه وجود داشته باشه، قبول اشتباهه بعد از دیدن اشتباه.

قالب ساز آنلاین، فارسی، رایگان

توی ایران ایده‌های خوب زیادن ولی معمولا اجرای خوب کم می‌بینیم. از اون کمتر، پروژه‌هایی هسنتد که استمرار رو هم به ایده خوب و اجرای خوبشون اضافه کنن. یکی از استثناء‌ها، http://templategenerator.ir است.

توی این سایت می‌تونید بدون نیاز به دانش فنی، و بر اساس سلیقه خودتون تمپلیت‌هایی بسازین که توی وبلاگ‌هایی مثل وردپرس، بلاگ اسپات، پرشین بلاگ، بلاگفا و … قابل استفاده باشن. از اون بهتر می تونین در بین تمپلیت‌هایی که دیگران ساختن بچرخین، بهشون امتیاز بدین یا اگر ازشون خوشتون اومد، دانلودشون کنید.

خاطرات دهه شصت

گاهی آدم یک چیزهایی می‌بینه که مو به تنش راست می‌شه.. حداقل من که اینطوری‌ام. نه از ترس. نه از سرما… نمی‌دونم.. از یک جور احساس عجیب که انگار هنور در دنیایی زندگی می‌کنیم که توش چیزهای با ارزشی هست. یکی از این چیزهای با ارزش، وبلاگ خاطرات دهه شصت است.

وبلاگ رو که ببینید، شاید حس کنید که غلو کرده‌ام… نمی‌دونم… ولی من با دیدن چنین چیزهایی حس می‌کنم که دنیا هنوز چیزهای باارزش زیادی داره. درسته که من کسی رو دوست دارم که به دنیام ارزش زندگی کردن می‌دن اما دیدن این چیزها، برام جذابه چون می‌بینم که.. نمی‌دونم.. چون مو بر تنم راست می شه (:

تنها افسوسم اینه که چنین کارهای عالی‌ای چرا روی بلاگفا انجام می‌شن؟ بلاگفا قبلا تجربه پاک کردن وبلاگ‌ها رو داره و کسی که از خاطرات دهه شصت می‌نویسه هم همیشه لبه مرز پاک شدنش از دنیایی است که توش قراره هیچ چیز ارزش نداشته باشته.

نرم‌افزارهای غیرآزاد من

روزبه شفیعی در آستانه روز آزادی نرم‌افزار، یک بازی جذاب راه انداخته: لینوکسی‌ها نرم‌افزارهای غیرآزاد خودشون رو معرفی کنن. اما بذارین قبل از معرفی مال خودم، کمی حاشیه برم.

۱- نرم‌افزار آزاد، نرم‌افزاری است که آزاده (: آزاد به معنی مجانی یا رایگان یا مفت بودن نیست. آزاد یعنی بتونین متن برنامه رو بخونین، عوض کنین، با دوستانتون به اشتراکش بگذارین و دنیا رو بهتر کنین. آزادی نرم افزار یعنی حق استفاده از دنیایی بهتر و حق بهتر کردن دنیا.

۲- استالمن، یکی از شخصیت‌های افسانه‌ای دنیای نرم‌افزار آزاد است. کسی که اصطلاح رو باب کرد و سال‌ها است از آزادی نرم‌افزار دفاع می‌کنه: یک هکر واقعی.

۳- گنو/لینوکس به شکل عمومی یک نرم‌افزار آزاد است اما تمام قطعاتش هم آزاد نیست. مثلا فلش پلیری که من استفاده می کنم یک نرم‌افزار انحصاری است که با وجود رایگان بودن، من حق دیدن سورسش، تغییرش و پخش مجددش رو ندارم.

۴- برنامه با نمکی هست به اسم «ریچارد استالمن مجازی». کافیه این برنامه رو اجرا کنید تا بهتون بگه چه برنامه‌های غیرآزادی روی سیستم گنو/لینوکس شما نصبه.

اما بازی! توی این بازی گنو/لینوکسی‌ها برنامه استالمن مجازی (یا همون vrms ) رو اجرا می‌کنن و نتیجه رو توی وبلاگ می‌ذارن. حالا نتایج من اینه:

خب ظاهرا من از اکثر دوستان در کم بودن برنامه‌های غیرآزادم جلو هستم (: احتمالا چون سیستمم جدیدتر نصب شده (: البته نمی‌دونم چرا کرنل لینوکسم رو غیرآزاد تشخیص داده! من ۶ برنامه غیرازاد دارم (یعنی چهار صدم درصد کامپیوترم) و ۵ برنامه کانتریب که دقیق نمی‌دونم فرقش با غیرآزاد چیه (: برنامه‌های غیر آزاد من اینها هستن:

  • اسکایپ برای چت در محل کار
  • پخش کننده فایل‌های فلش
  • یکسری کدک‌های غیرآزاد مایکروسافتی (مثلا برای پخش wmv)
  • یکسری فونت مایکروسافتی برای سازگاری در محیط کار
  • درایور کارت گرافیکی که بازمتن یا آزاد نیست ولی رایگانه

شما هم اگر گنو/لینوکس کار می‌کنید، خوبه که فایل‌های غیرآزاد خودتون رو کشف و اعلام کنید (:

مسابقه طراحی صفحه ۴۰۴

تا حالا شده برین به یک وبسایت و به جای دیدن صفحه مورد نظر بشنوین: Page Not Found؟ این ایراد به ایراد ۴۰۴ مشهوره و وقتی نشون داده می‌شه که شما صفحه‌ای رو درخواست داده باشین که روی اون سایت وجود نداره. تکنیک‌هایی هست که این صفحه رو خودتون طراحی کنید. جذابیت اینکار اینه که اینترنت رو زیباتر می کنه و مراجعین به سایت شما هم – وقتی که اشتباه بیان – به جای بستن بی‌معنی و بستن صفحه، با صفحه معقولی مواجه می‌شن که مشتاقشون می‌کنه به موندن در سایت….

حالا وبلاگ خوب عصیان، در یک حرکت عالی، مسابقه‌ای گذاشته برای کسانی که بهترین طراحی صفحه ۴۰۴ رو بکنن. خوبیش اینه که هم آموزش می‌بینیم که چطوری اون صفحه رو عوض کنیم و هم وبلاگمون رو یک قدم بهتر می‌کنیم… پیشنهاد می‌کنم شما هم کلیک کنین و برای بهتر کردن وبلاگ خودتون، توی مسابقه شرکت کنین.

نکته بد: این تکنیک به درد کسانی می‌خوره که وبلاگشون روی هاست خودشون است… اگر هم کسی کمکی در این مورد خواست، من در خدمتم (:

– طراحی لوگو از مداد رنگی

قتل امید رضا میر‌ صیافی در زندان

آدم برای زنده موندن به یکسری چیز احتیاج داره. چیزهایی مثل هوا و غذا و آب برای همه در هر لحظه ضروری هستن و چیزهایی مثل آزادی بیان و پزشک برای بعضی‌ها در بعضی‌ مواقع ضروری. به نظر من چه هوا رو با طناب قطع کنند و چه گردش خون رو با کارد و چه جلوی مراقبت‌های بهداشتی برای یک بیمار قلبی رو بگیرن، قتل انجام دادن و نه فقط باید خجالت بکشن، که باید جواب هم بدن و فکر هم بکنن به اینکه کجان و دارن چیکار می کنن.

من بدون اینترنت در سفر بودم و خبر وبلاگ‌نویس ایرانی در زندان اوین درگذشت رو دیر دیدم. بودم هم قدرتی برای کاری نداشتم ولی هنوز هم برای ثبت خبرها دیر نیست. یک وبلاگنویس ایرانی که به خاطر بیان نسبی عقایدش در زندان جمهوری اسلامی ایران بود، به خاطر امتناع از مراقبت‌های بهداشتی و از عارضه قلبی درگذشت. مایه خجالت است. اولین مورد از چنین مرگی نیست. می‌گویند ۹ مورد دیگر مرگ مشابه در چند سال اخیر رخ داده است. بیشتر و بیشتر مایه خجالت است و مایه ترس. ترس من و شما نه. ترس حکومتی که برای انتقادهای گسترده، جوابی ندارد. مایه ترس است و امیدوارم که مایه تفکر طرفدارانش که جایزه طرفداری شان، بیشتر از دانشگاه و مدرک و شغل و آسودگی نسبی فکر نیست، آنهم از اینکه تلویزیون هر روز برایشان تکرار می‌کند که عقیده شان درست است.