شاید شما هم مثل ما از کتاب هایی که شب امتحان ازشون متنفر میشدین رو آتیش میزدین. اما حالا یک سایت عالی باز شده…. آبجو در مقابل کتاب درسی:
فقط کافیه وارد سایت بشین، آبجوی مورد علاقهتون رو انتخاب کنین و شابک کتاب درسی که پاس کردین رو توی کادر بزنین.
فکر کنین! کتاب سیگنال سیستم من رو که بر میداشت هیچچی، سه تا باکس و دو تا بطر هینکل هم میداد (: کسی چه می دونه، شاید این دلیلی میشد که در طول دانشگاه بیشتر کتاب مرجع بخونیم و کمتر جزوه.
موسسه Ethisphere هر سال فهرستی منتشر می کنه از اخلاقیترین شرکتهای جهان. هر شرکتی که احساس میکنه اخلاقی است میتونه خودش رو کاندیدای این فهرست کنه و بعد از بررسیهایی که به عمل مییاد ممکنه اسمش در این فهرست قرار بگیره.
امسال تقریبا ۳۰۰۰ شرکت کاندیدا شدن و از بینشون ۱۱۰ شرکت بدون ترتیب تحت عنوان شرکتهای اخلاقی سال ۲۰۱۱ معرفی شدن.
در فهرست امسال ۴۲ شرکت غیرآمریکایی حضور دارن (که شش تاشون از ژاپن اومدن). اسمهای آشنا برای من عبارت هستن از اکسنچر، آدیداس، ادابی، بست بای، کاترپیلار، سیسکو، فورد، گپ، جنرال الکتریک، هنکل، جونیپر، مایکروسافت، پپسی، تی موبایل، تگزاس اینسترومنتس، زیراکس و eBay.
بله همین مایکروسافت که صاحب ویندوز است (: پدر کشتگی که نداریم. واقعا هم شرکت خوبیه. شاید براتون جالب باشه که اپل جزو شرکتهای بد که حقوق کم می دن و اینجور چیزها طبقه بندی می شه ولی مایکروسافت در فهرست صد و ده شرکت اخلاقی جهان. اما خب کیفیت محصول ربط چندانی به اخلاقی بودن شرکت نداره (: بگذریم…
شاید این چند وقت، اسم JoliOS را شنیده باشید: یک سیستم عامل ابری از یک شرکت فرانسوی که اجازه میدهد به یک میزکار در ابرها به نام Joli Cloud وصل بشین. بذارین کمی واضحتر توضیح بدم.
در حالت عادی همه چیز توی کامپیوتر شما می گذره. اگر بازی می کنین، یک بازی دارین که روی کامپیوترتون نصب شده، اگر فایلی رو ادیت می کنین در اصل دارین با یک برنامه نصب شده توی کامپیوترتون یک فایل درون کامپیوترتون رو تغییر می دین و غیره و غیره.
اما ایده ابری زندگی کردن یک چیز دیگه است: برنامه ها در وب باشن (مثلا گوگل داکس که آفیس آنلاین و تحت وب است) یا بازیهای فلش و غیره و غیره و فایلها هم همونجا هستن. مثلا توی دراپ باکس یا یک سرور مستقل. ایده سیستمعامل جولی او.اس. اینه که شما رو به یک محیط کار ابری به اسم جولی کلاود وصل کنه. فعلا که این نت بوک سامسونگ هنوز پیش منه، بذارین تستش کنیم.
بعد از چند لحظه سیستم کاملا بوت شده ولی ظاهرا وضعیتش با وضعیت معمول بقیه سیستمها فرق داره!
اوه! بهم داره می گه که لازم داره به اینترنت وصل باشه! برای یک سیستمعامل ابری عجیب نیست. خودش کارت وایرلس نت بوک سامسونگ رو شناخته و من فقط پسورد وایرلس رو بهش می دم و کاملا بوت می شه و ازم «شناسه جولی کلاود» رو می خواد… من ندارم پس توی همون پنجره یکی درست می کنم و بهش می دم. حالا میرسم به این:
این صفحه اصلی است. در اصل چیزی که جلوی منه یک براوزر است (کروم) که صفحه ای با HTML5 رو که کاملا شبیه یک دسکتاپ است لود کرده. برنامههای من این تو هستن. یک دراپ باکس هم داره که کل فایلهام اون تو خواهند بود و برنامهها هم انواع و اقسام هستن و همه در اصل از روی اینترنت لود می شن: یوتیوب، داکیومنت های گوگل، فیسبوک، ایمیل و … در اصل من توی سیستم عاملی هستم که سخت افزارم رو به خوبی شناخته، من رو از روی شناسه ام می شناسه و فایلهام رو هم توی اینترنت / کلاود نگهداری می کنه. اینجا هم می تونم مثل هر سیستم عامل دیگری برنامه نصب کنم و غیره.
اما این ابر بازی چه فایدهای برای من داره؟ خب من حالا می تونم پشت هر کامپیوتر دیگه ای که توش جولی او.اس. نصب شده باشه بشینم و شناسه ام رو بدم و جوری باشه که انگار دقیقا پشت همین نت بوک نشستم. بدون شک این برای من که توی سه چهار تا جای مختلف با کامپیوتر کار می کنم می تونه عالی باشه. حتی این امکان هم هست که با یک کامپیوتر دیگه وصل بشم به اینترنت، به سایت جولی برم و توی جولی کلاودم با یک براوزر لاگین کنم و براوزرم دقیقا شبیه کامپیوترم باشه.
این رو هم اضافه کنم که برنامه های معمول هم قابل نصب هستن. این در اصل یک اوبونتو است و اوبونتو هم در اصل یک دبیان و نتیجه این رابطه خانوادگی این است که من هر برنامه ای که در کامپیوتر «غیرابری» ام بخوام رو اینجا هم می تونم نصب کنم و داشته باشم.
اوه! البته فاکتور ایران اسلامی رو هم فراموش نکنین (: جولی کلاود یک سیستم کاملا وابسته به سرویس های وب است. کشور عزیز ما هم دومین سانسور کننده اینترنت در جهان. به عبارت دیگه تقریبا اکثریت اجزای جولی کلاود در ایران سانسور هستن و نظر شخصی من رو بخواین با سرعت های مسخره اینترنت اینجا و مفتخر بودنش به دومین کشور سانسور کننده اینترنت در جهان، چیزی مثل جولی او.اس. رو فقط برای کنجکاوی می شه نصب کرد و واقعا فایده عملی نداره.
اصولا خیلی اهل اخبار رسانه های بزرگ نیستم. اما چند روزی است که دیگه اون حداقلی رو هم دنبال نکردم. گفتم نکنه همه در این مورد ساکت باشن و صدایی به جایی نرسه. دوستم میگه چون شیعهها در میون هستن حتما جمهوری اسلامی به اندازه کافی سر و صدا کرده ولی راستش جریان چین رو یادمه که چون با دولتش دوست بودن یک کلمه هم نگفتن از سرکوب شیعیان.
به هرحال… ظاهرا عربستان داره آماده می شه که نیروی امنیتی اش رو بفرسته برای سرکوب معترضین بحرین… اونهم در حینی که حاکم بحرین داره فیگور مذاکره می یاد. اگر نیاز دارین بیشتر بخونین، گاردین رو نگاه کنین.
مرتبط: حینی که جهانیان مشغول «چه کنیم، چه کنیم» هستن، معمر قذافی هم مشغول قتل عام معترضین است. حالا نمی دونم اگر واقعا همه رو قتل عام کرد قراره دوباره پاشه بیاد ایران در مورد مدیریت جهان با ما صحبت کنه یا نه. امیدوارم اگر نرفت ور دست بقیه دیکتاتورهای تاریخ، حداقل باهاش دشمن بمونیم بعد از این داستانها.
دب روی مدیر و موسس Bluefin Labs است و در دانشگاه MIT روی این کار میکند که بچهها چطور زبان یاد میگیرند. برای اینکار در طول پنج سال در تمام.. دقیقا تمام خونه دوربین و میکروفون کار گذاشتهاند و ۲۰۰ ترابایت فیلم و صدا از کل زندگی ضبط کردهاند تا ببینن که بچه در طول چه مراحلی چی میشنوه و چی یاد میگیره و کجا هر چیزی رو میشنوه و … و اونقدر اطلاعات جمع شده تا دانشگاه MIT بتونه باهاش انواع معجزات رو بکنه. اگر پهنای باند دارید دیدن این ویدئو عمیقا پیشنهاد می شه. مثلا در دقیقه حوالی چهار، یک صدای چهل ثانیهای است از تمام تلاش بچه از ابتدا تا انتها برای گفتن کلمه «water» که فوق العاده است (اگر پهنای باند کافی ندارین برین پایین ویدئو).
ارزش این ویدئو برای من جذابیت یک تحقیق است. زیبایی نشون دادن اطلاعات و ارزشی که برای رسیدن به نتیجه قایل میشن. مثلا این امکان رو به وجود آوردن که بشه در هر لحظهای از طول پنج سال گذشته توی نمایی از خونه که از چسبوندن سه بعدی همه دوربین ها به هم به وجود اومده حرکت کرد و رفتار تمام آدمها رو توش دید.
حتی می شه از اینهم جلوتر رفت و خواست که سیستم مثلا در یکساعت اخیر بچه رو با قرمز مشخص کنه و پدر رو با سبز و بعد توی نما چرخید:
یا حتی صدا رو به این بخش اضافه کرد و دید که در سطح خونه کدوم کلمات در کدوم مکان هایی فیزیکی توسط بچه شنیده شدن و کوههایی کشید از کمیت اونها:
البته با اینهمه کار گرافیکی عالی، میشه چیزهای دیگه هم ساخت. مثلا در اینجا نشون میدن که سوشیال نتورک ها رو چطوری می شه به رسانه وصل کرد. اون پایین کل تلویزیونهای مطرح آمریکا در حال نمایش است و اون بالا آدمهای درون شبکههای اجتماعی هستن که ممکنه در هر لحظه در مورد یکی از اون تلویزیونها حرف بزنن و لینکهای بالایی هم نشون دهنده بحث این آدمها با هم است. در هر تصویر می شه زوم کرد و تلویزیون یا اجزای مختلف رو دید. در این تصویر خاص، حجم عظیمی از مردم مشغول دیدن و صحبت با همدیگه در مورد سخنرانی اوباما در سازمان ملل هستن.
گاهی دوستان طرفدار سیستم یا طرفدار نسبی سیستم احساس می کنن که باید بحث کرد. اما در این فضا، با این آدمها در مورد چیزی که دوست دارن نیازی به بحث نیست. چرا؟ اگر خلاصه بگم به این دلیل که «بحث بی معنا است».
طولانی تر بگم؟ بحث در مورد حقیقت، واقعیت، دروغ، وضعیت و … مال وقتی است که شرایط بحث باشه. اگر قرار باشه یکطرف بحث فقط به خاطر چیزی که بهش معتقده بدون رعایت مسایل حقوقی بازداشت بشه (یعنی واقعا فکر می کنید مثلا من و شما دسترسی / حق حقوقیمون توی این کشور عزیز بیشتر از مثلا موسوی و کروبی رعایت می شه؟) اجازه وکیل نداشته باشه، حبس انفرادی و احیانا شکنجه فیزیکی بشه (به نقل خاطره کسانی که تحت شرایط مشابه بودن و از ایران خارج شدن یا نشدن گوش بدین) و بعد از چند بار شرکت در دادگاه «تمرینی»، توی دادگاه «اصلی» بدون حضور هیات منصفه و وکیل انتخابی، رسانهها و دفاع آزاد و … به همون چیزی که توی بازجویی، بازجو لازم دیده محکوم بشه خب چه کاریه بحث کنیم (: این از «نتیجه» بحث کردن (مثلا مراجعه کنید به احکام عبدالرضا تاجیک یا بقیه حقوق بشری های ایران).
یک جنبه دیگه هم مواد بحث است. بحث به شواهد نیاز داره و شواهد باید جمع آوری بشن. راستش وقتی خبرنگار خارجی اجازه نداره بیاد توی خیابون ایران، وقتی تلفن قطع می شه، وقتی دومین کشور سانسور کننده اینترنت در جهان هستیم، وقتی طرف فقط چون گفته وقتی رسیده سر یک انسان در حال مرگ از گلوله توی خیابون چه اتفاقاتی افتاده باید از کشور فرار کنه و در تلویزیون دولتی با پول مالیات من علیه اش فیلم ساخته بشه و وقتی داشتن موبایل دوربین دار در خوش شانس ترین حالت جوابش باتوم برقی و ضرری پونصد هزار تومنی است و طرف باید خوشحال باشه که کارش به کهریزک نرسیده، منطقی است که اصولا کسی مثل من دنبال جمع کردن مواد بحث نباشمه چون به نظرم کسی که صادق باشه همین ها براش مواد بحثه.
استدلال های دیگه هم زیاد هستن ولی نیازی بهشون نیست. اگر هنوز متوجه نشیدن چرا، دوباره پاراگرافهای بالا رو بخونین و مثلا به این فکر کنین که کسانی مثل منتظری، موسوی، رفسنجانی، کروبی و غیره و غیره درست لحظه ای که کمی مخالفت با بخشی از سیستم ابراز می کنن اصولا دستشون به هیچ جا بند نیست و غیب می شن و فحش ناموسی می خورن و با یک جمله کنار گذاشته می شن و … و خب انتظار دارین مثلا یکسری این وسط سر میز استدلال و منطق بشینن و نظراتشون رو بگن؟ ((:
بحث منطقی مال وقتی است که فضای بحث باشه. هر وقت دادگاه آزادی بود، هر وقت هیات منصفه بود، هر وقت قانون محترم بود و هر وقت شکنجه جواب استدلال نبود و سازمان ها و افراد مستقل حق داشتن دنبال مدارک بگردن و بهش دسترسی داشته باشن، مطمئن هستم که من می شینم کنار و فقط مفهوم آزادی دیجیتال رو تبلیغ می کنم چون می دونم کلی کلی آدم شریف خواهند بود که بحث های ضروری تر رو دنبال کنن.
توجه: این یک مطلب خیلی خاص است. مخاطبش نه حرفه ای های لینوکس هستن نه آماتورهای لینوکس. غیر لینوکسی ها هم که اصلا (: تنها احتمال تویی و یکی دو نفری که دنبال اینن که واقعا منطق کامند لاین لینوکس رو درک کنن. این آموزش دستورات لینوکس نیست ولی توش آموزش داره. آموزش اینکه چطوری با لینوکس کار می کنم که لینوکس برام می شه یک ابزار عالی. اینجا سعی کردم قدم به قدم بگم که یک مساله رو چطوری حل می کنم. قدمهای برداشته شده ساده هستن ولی خروجی نهایی مثل جادو زیب است (:
دوستم یک مشکل داره! سایتش هک می شه و اون می خواد از طریق یک روش عجیب جلوش رو بگیره! به عبارت دیگه، وضعیت دوستم اینه که سروری داره که مشکوکه به تغییرات گاه گداری یکسری فایل توش – یک جور هک. می گه چند ساعتی هست که داره سعی می کنه برنامه ای بنویسه که «تمام فایل های یک شاخه خاص و شاخههای درون اون رو چک کنه و اگر توی فایلهایی که در ده دقیقه گذشته عوض شدهاند، مثلا عبارت hacked بود، اسم فایل رو بنویسه.»
گنو/لینوکس یک ابزار عالی است با کلی خرت و پرت که می شه بهم جوششون داد. ما اول چی میخوایم ؟ پیدا کردن تمام فایلهایی که در ده دقیقه گذشته عوض شدهاند. میدونم که دستور find مال این تیپ کارها است و راهنمای هر دستوری هم توی man پیدا میشه. پس میزنم man find و توش میبینم که:
-mmin n
File's data was last modified n minutes ago
خلاص! پس فایند یک سوییچ داره که کل فایلهایی که در n دقیقه قبل عوض شدن رو نشون میده. کافیه بزنم:
من که کیف میکنم (: حالا فهرستی دارم از تمام فایلهایی که در ده دقیقه قبل تغییر کردن. حالا کافیه روشون جستجو کنیم. می دونم که توی find یک سوییچ هم داریم به اسم exec که جلوش هر دستوری بزنیم روی خروجی ها اجرا می شه. برای گفتن به exec که دستورات تموم شده باید یک ;\ بذاریم و جلوی exec هم اگر {} بذاریم یعنی اسم فایلی که پیدا کرده رو اینجا بنویسه. راستی! اینها رو من بار بار اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم توی man find نگاه کردم ولی الان دیگه حفظ شدم. بذارین تست کنیم:
درسته پس. الان قسمت اول فایند، فایل های تغییر کرده در ده دقیقه رو پیدا می کنه و قسمت exec اسم اون فایل رو جلوی یک echo می ذاره که دستور را چاپ می کنه. پس می رم قدم بعدی که grep کردن است. grep توی یک فایل دنبال یک عبارت می گرده و اگر بود، اون قسمت رو می نویسه. من یک سوییچ H هم اضافه می کنم تا اسم فایل رو هم بنویسه. پس در کل دارم:
bash-4.1$ sudo find /home -mmin -10 -exec grep hacked {} \;
grep: ./gedit.jadi.2767816239: No such device or address
grep: ./orbit-jadi/linc-5b12-0-2c85f1f5cb706: No such device or address
grep: ./orbit-jadi/linc-60d9-0-436786093cc42: No such device or address
grep: ./orbit-jadi/linc-5ff8-0-6af67eaaaf2db: No such device or address
grep: ./orbit-jadi/linc-58be-0-373ce140b83c4: No such device or address
this hacked my
اوه! اولا H رو یادم رفت بذارم و در نتیجه اسم فایلها چاپ نشدن و دوم اینکه یکسری error هم دارم. در لینوکس بعضی خروجی ها ارور هستن که با اینکه ما هر دو رو یکجا می بینیم اما ماهیتشون با خروجی برنامه فرق داره. این ارورها مال این هستن که در این حالت خاص من در اینجا روی فایلهایی گرپ کردم که فایلهای معمولی نیستن و محتویات قابل خوندن ندارن.
چیکار کنیم؟ اضافه کردن H که آسونه! برای ارور هم ما یک «دستگاه» جذاب توی لینوکس داریم به عنوان null که مثل بقیه ابزارها توی دایرکتوری dev است و هر چیزی روش نوشته بشه می ره به ناکجا آباد و غیب می شه پس کافیه من خروجی ارور رو به جای خروجی معمولی که روی صفحه است، بریزم روی این دستگاه تا از شرش راحت بشم! خروجی ارور رو با این عبارت می شه کنترل کرد <2 پس در نهایت خواهم داشت:
عالی! (: نتیجه دلخواه دوستم کاملا آزاد و شاد همین دستوره:
توی دایرکتوری home بگرد. فایل هایی که در طول ده دقیقه قبل تغییر کردن رو نشون بده. بعد خط به خط اسم اون فایل رو بذار جلوی دستور گرپ که دنبال عبارت hacked می گرده. راستی! به خاطر سوییچ اچ، اسم فایل رو نشون بده و خروجی ارور استاندارد رو هم بریز توی نول که می ره به ناکجا آباد.
من از ویدئوی قبلی مهرنوش هم خوشم میاومد. توش ساده و سرراست بود و خودش. بدون آلایش زیاد. از اینهم خوشم اومد. زیاد پیچیده نکرده جریان رو. حرفش رو زده و به بارداری اش هم افتخار کرده. فکر کنم بتونه من رو فن خودش بدونه تا این لحظه.
آپدیت: یکی ایمیل زد که گاهی اول ویدئو یک تبلیغ بیست ثانیه ای پخش می شه (: اون مربوط به رادیو تلویزیون من نیست (:
آپدیت دو: ظاهرا می گن ویدئوی تبلیغی ارتش آمریکا هم توی تبلیغات هست. امپریالیسم؟ وبلاگ من؟ ((: هاه.. لعنت بر دیکتاتور و امپریالیسم هر دو (: فعلا کلا ویدئو رو برداشتم تا ببینم به کجا می شه لینک داد که از این ام الخبائث راحت باشیم
آپدیت سه با رمز «درود بر انسانیت» از سایت خودم فایل رو دانلود کنید. . مهرنوش: زن زمستون. ۳۶ مگ ((((:
هکرنیوز مشهورترین سایت خبری هکرها است. هر پروژهای که بتواند به صفحه اول هکرنیوز برسد احتمال موفقیت اش و حداقل دیده شدنش بسیار بالا خواهد بود. لینک
درک رفتار روحهای پک من
بازی مشهور پک من یادتون هست؟ اونی که توی یک مارپیچ یک چیزهایی می خوردیم و جلو می رفتیم و یکسری روح هم دنبالمون می کردن؟ می خواین بدونین روح ها طبق چه منطقی حرکت می کردن؟ این مقاله کاملا توضیحش می ده.
چگونه یک برنامه نویس پیمانکار باشیم؟
فرض کنید شغلی دارید که در آن مردمی که نمی شناسید به شما ایمیل می زنند تا بخشی از یک نرم افزار را بنویسید یا بهبود دهید و پیشاپیش پول را هم پرداخت می کنید. البته لازم نیست فرض کنید. این آدم شغلش این است و درباره اش با شما صحبت می کند
امولاتورها چطور نوشته میشوند؟
تا به حال در یک امولاتور کمودر ۶۴، بازیهای قدیمیتان را بازی کردهاید؟ اگر اهل اینکار نیستید بازهم ممکن است از امولاتور اندروید برای برنامه نویسی استفاده کرده باشید یا از امولاتور یک پروسسور برای کارهای طراحی برق. این مقاله، به خوبی توضیح میدهد که امولاتورها چیستند و چطور کار می کنند
جوری کد بنویسید که انگار تازه برنامه نویسی یاد گرفتهاید
از اینجا اومده که یک نفر پروژههای موفق رو بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که اکثر کسانی که تونستن پروژه رو با موفقیت تجاری کنن کسانی بودن که قبلا برنامه نویسی بلد نبودن. اما چطور ممکنه؟.
چگونه یک سیستم عامل ساده بنویسیم
بحث سر چیزی شبیه مینیکس نیست. اگر علاقمند هستید به زبان اسمبلی یک سیستم عامل x86 بنویسید که حداقل های مورد نیاز را انجام بدهید نگاهی به این مقاله بیندازید.
راستش نمیدونم از این بخش چی در خواهد اومد. من در طول روز چیزهایی خوبی توی اینترنت میبینم. بخشیاش رو برای مجلات و روزنامهها و این چیزها مینویسم. بخشیاش رو برای وبلاگ کنار میذارم تا بنویسم – و دو سه روز یکبار تبها رو میبندم و یکیشون رو مینویسم – و بخشیشون رو نگاه میکنم / میشنوم و فکر میکنم چه خوب بود بقیه هم میدیدن و گوش میکردن.
حالا ایدهام اینه که یک بخش کوچیک باز کنم. چیزی شبیه سانسور ابلهانه. اما اینبار با اسم «مصرف کنید». اینجا احتمالا پهنای باند میخواد. متاسفم که بعضیها دردسر خواهند داشت یا یک بخش غیرقابل استفاده خواهند دیدش. مشخصه که سعی میکنم دو سه خطی هم خودم در مورد هر مطلبش بنویسم ولی به هرحال در این بخش قراره رسانههای دیگر رو با هم مصرف کنیم. اسم مصرف کنید هم یادمون میندازه که تمام رسانهها تولیداتی هستن که ما مصرفشون میکنیم. شاید فکر کنیم داریم از طریق اخبار از دنیا مطلع میشیم، شاید فکر کنیم یک نفر میخواد به ما چیزی یاد بده و غیره و غیره ولی به هرحال نباید فراموش کنیم که مشغول مصرف رسانه هستیم. یا چنین چیزی. به هرحال من متخصص این حوزه نیستم ولی به عنوان یک آزمایش چیزهایی که به نظرم ارزش دیدن داره رو لینک می دم.