بایگانی ماهیانه: دسامبر 2008

چگونه یک هاست بخریم


در واقع من نمی‌خوام وبلاگم در این باره باشه ولی دوست خیلی خوبی این سوال رو کرده بود و دیدم بهتره به جای اینکه هر ماه توی چت جواب بدم، یکبار اینجا بنویسم.

هاست دقیقا یک فضا روی دیسک یک کامپیوتر متصل به اینترنت است که به شما اختصاص پیدا کرده. معمولا شما این امکان را دارید که از طریق یک اتصال FTP به این سرور وارد شوید (کلمه عبور و نام کاربر) و روی آن فایل کپی کنید. مثلا اگر شما دامین Jadi.ir را داشته باشید و یک هاست برایش بخرید، شرکت فروشنده هاست کامپیوترش را طوری تنظیم می‌کند که هر کس به آدرس Jadi.ir آمد، فایل درون دایرکتوری home/jadi/public_html/ را ببیند. حالا وظیفه شما خواهد بود که از طریق FTP (مثلا برنامه آزاد و بازمتن http://filezilla-project.org/) به هاست خودتان متصل شوید و یک فایل به نام index.html در آن دایرکتوری بگذارید تا به بازدید کنندگان نشان داده شود.

اما یک هاست چه مشخصاتی دارد؟ نگاهی به تصویر کنار بیاندازید. معمولا کافی است شما به یک شرکت فروشنده هاست مثلا پرشین تولز وارد شوید و به بخش هاستیگ بروید. سرویس‌های مختلف قیمت‌های مختلف دارند. ولی فرقشان چیست؟

Web Space یعنی روی این هاست چند مگ فایل می‌توانید بریزید. البته فضای بانک اطلاعاتی هم به حجم فایل‌های شما اضافه خواهد شد. مثلا اینجا من فقط حق دارم ۱۰۰ مگ از هارد میزبانم را اشغال کنم. برای یک وبلاگ معمولی، این عدد کافی است (:

Bandwidth هر کسی که برای دیدن سایت من بیاید، از سایت من متن، عکس و بقیه چیزها را دانلود خواهد کرد. اصلا هم لازم نیست حتما دگمه دانلود را بزند. همین که یک عکس در سایت من دیده می‌شود، یعنی از سایت من به کامپیوتر طرف منتقل شده است. پهنای باند یا همین Bandwidth می‌گوید که من در ماه حق دارم ۲ گیگابایت (۲۰۴۸ مگابایت) فایل منتقل کنم. این یکی از مشکل‌زا ترین بخش‌های هاست است. چرا؟ فرض کنید حجم صفحه اول سایت من (یعنی عکسها و متن‌های صفحه اول)‌ در مجموعه ۳۰۰ کیلوبایت باشد. هر سه نفر که به سایت بیایند، یک مگ از پهنای باند ماهانه من مصرف شده. من کلا ۲۰۰۰ مگ پهنای باند ماهانه دارم (یعنی دو گیگ در ماه). نتیجه؟ در ماه کلا ۶۰۰۰ نفر می‌توانند صفحه من را باز کنند! این تقریبا آمار یک روز بازدید کیبرد آزاد است و نتیجه این است که من باید هاست گرانتری بخرم ! این عددی است که موقع خرید هاست به آن توجه کنید. البته لازم نیست خیلی هم سخت بگیرید. کمترین را بخرید و هر لحظه که کم آمد، اختلاف را پرداخت کنید و به یک سطح بالاتر بروید.

MailBoxes چند تا ای میل می‌توانید روی این هاست تعریف کنید؟ الان ۱۰ تا است. یعنی من می توانم ه ایمیل به شکل jadi@jadi.ir یا admin@jadi.ir یا … داشته باشیم. این در ظاهر مهم است ولی در واقع یک ایمیل هم زیاد است چون این روزها همه ایمیل‌های قرص و محکم روی یاهو و جیمیل و دیگر سرویس‌های تجاری را به این ایمیل‌های غیرقابل اطمینان ترجیح می‌دهند (: مگر اینکه به طور خاص به دنبال کاربری خاصی باشید.

subdomains یعنی چیزهایی مثل blog.jadi.ir یا news.jadi.ir و … اینها می‌توانند سایت‌هایی کاملا جدا باشند یا بخش‌های مختلف یک سایت. در واقع شما با خرید هر دامین می‌توانید بی‌نهایت زیردامین تعریف کنید ولی سرویس‌های تجاری شما را به تعدادی خاص، محدود می‌کنند.

FTP Account برای انتقال فایل به سرور (مثلا برای نصب یک وبلاگ) نیازمند یک شناسه اف تی پی هستید. همین یکی برای هر کاری کافی است مگر اینکه کاربرد خاصی برایش داشته باشید.

My SQL مهم است! این روزها تقریبا هر چیزی که بخواهید نصب کنید، نیازمند یک بانک اطلاعاتی هستید و مشهورترین آن‌ها، همین مای.اسکیوال است. اینجا شما حق دارید ۲ تا بانک اطلاعاتی مای اسکیو ال برای خودتان تعریف کنید پس به راحتی می‌توانید دو وبلاگ مختلف روی سایتتان راه بیاندازید. البته در بسیاری سیستم‌ها می‌شود نسخه‌های گوناگون را روی همان یک بانک هم تعریف کرد. معمولا این تعداد برای کسی مشکل‌زا نمی‌شود.

PHP سرور از زبان PHP پشتیبانی می‌کند. یعنی اگر فایلی با پسوند PHP به سرور منتقل کنید، روی آن «اجرا» خواهد شد. این روزها تقریبا همه برنامه‌های آشنای ما با PHP نوشته می‌شوند و همه سرورها هم از آن پشتیبانی می‌کنند. آخرین سروری که بدون پشتیبانی از PHP دیده‌ام، تقریبا مال ۸ سال قبل بوده.

CGI یک شیوه برنامه‌نویسی است و در واقع اگر کسی بگوید از آن پشتیبانی می‌کند یعنی یک دایرکتوری به نام cgi-bin هست که اگر فایل‌های اجرایی در آن بریزید (مثلا پرل با پسورند pl) اجرا خواهند شد. این کار کمی پچیده‌تر از کار کردن با PHP است و نیاز به کمی تجربه دارد (: تنها برنامه بسیار مرسومی که این روزها از این روش استفاده می‌کند، مووبل تایپ است که پیشنهاد می‌کنم سراغش نروید و از وردپرس استفاده کنید.

JSP جاوا و این چیزها. من سررشته‌ای ندارم (:‌

Support پشتیبانی (: 24/7 یعنی هفت روز هفته روزی بیست و چهار ساعت جوابتان را می‌دهند (: احتمالا در این سرویس با ایمیل. ممکن است اگر به سرویس‌های بالاتر بروید یک شماره تلفن هم به شما بدهند که بیست و چهار ساعته بتوانید به آن زنگ بزنید و حل مشکل کنید. در واقع اگر من بخواهم یک دلیل برای خرید سرویس از یک جای خوب بیاورم، پشتیبانی است (: راستش را بخواهید هنوز هم که هنوز است، بهترین پشتیبانی را در پرشین تولز دیده‌ام (:

Price که همان قیمت است. فکر کنم از ۱۰ تومن هم بتوانید سرویس پیدا کنید ولی گول قیمت را نخورید. قیمت معقول بدهید برای سرویس معقول. نه لازم است چیز عجیبی بخرید نه لازم است دنبال ارزان‌ترین سرویس باشید. من سرویسی مثل این که اینجا را می‌بینید را خوب می‌بینم. البته به جز پهنای باند ۲ گیگ که واقعا کم است. به نظرم اگر همین سرویس، پهنای باند ۵ گیگ بده (مثلا به اسم سرویس دانشجویی!) خیلی خوب خواهد بود (:

دیگر چیزها بعله!‌ هنوز مانده. گاهی از Dedicated IP و تعدادشان حرف می‌زنند. یعنی شما چند آدرس IP خواهید داشت. در بسیاری از مواقع همین یکی بس است و اگر کسی نمی‌داند «آی پی اختصاصی» به چه دردی می‌خورد، معنش‌اش این است که به دردش نمی‌خورد. نکته مهم دیگر CPanel است. انجام خیلی از کارها توسط یک کاربر معمولی راحت نیست. مثلا اگر شما یک دامین جدید بخرید به سختی می‌توانید آن را به هاست فعلی متصل کنید. یا اگر لازم باشد یک بانک اطلاعاتی My SQL تعریف کنید،‌ احتمالا علاقه‌ای ندارید وارد خط فرمان شوید و دستورات لازم را تایپ کنید. شما یک صفحه می‌خواهید که با کلیک روی آن تعداد کاربران را ببینید، اسکیوال تعریف کنید، حتی وبلاگ نصب کنید و …. این صفحه گرافیکی معمولا یا CPanel است یا Plesk و در آدرسی مثل این قرار دارد: http://jadi.ir/cpanel و برای ورود به آن باید نام کاربر و کلمه عبور را تایپ کنید. تقریبا اکثر سیستم‌های تجاری، این امکان را دارند ولی خوب است قبل از خرید از این نکته اطمینان حاصل کنید (:

چه سیستم عاملی؟

خب انتخاب خیلی ساده نیست. FreeBSD پایداری بهتری برای وب سرور داره ولی کنترل حرفه‌ای تری می‌خواد و ممکنه ایرانی‌ها گرون‌تر بفروشنش. لینوکس راحت‌تر و همه‌گیرتر است و اکثر وب سرورهای جهان ازش استفاده می‌کنن. البته نهایتا انتخاب‌های مختلف لینوکس برای کاربر نهایی فرق چندانی نداره. من خودم Debian رو ترجیح می‌دم ولی CentOS هم کاملا مرسومه (:‌ به هرحال انتخاب سیستم عامل، تا وقتی که قرص و محکم باشه تفاوت چندانی ایجاد نمی‌کنه (:

ضریب جیم یا چرا در مورد تونل دی ان اس می نویسم

بیاین یک ضریب تعریف کنیم و اسمش رو بذاریم ضریب جیم که یک مفهوم است و نه یک عدد. ایده من این است که اگر میزان مفید / جالب بودن یک پست وبلاگ رو ضربدر تعداد افرادی که اون رو مفید / جالب می‌دونن بکنیم، یک عدد به دست می‌یاد که می‌تونیم بهش بگیم ضریب جیم. چون دو تا مقدار اولی به راحتی سنجش پذیر نیستن، ضریب جیم هم قابل بیان عددی نیست.

حالا که ضریب جیم رو داریم، می تونیم به راحتی تصمیم بگیریم چه مطلبی رو باید در وبلاگ نوشت و چه مطلبی رو نه. مد‌ت‌ها قبل یکی از دوستانی که من خیلی خیلی کم دیده‌امش ولی یکی از بهترین دوستانم است (هه هه! ضریب جیم اینجا هم خودش رو نشون می ده!) لینک http://dnstunnel.de/ رو برام فرستاد. من هیچ وقت نمی‌دونستم باید در موردش چی و چقدر بنویسم اما همیشه برام بسیار جالب بود و جذاب و مفید. حالا که ضریب جیم رو معرفی کردم، می‌دونم که این مطلب باید نوشته بشه. حتی اگر فقط به درد یک نفر بخوره (: شدیدا پیشنهاد می‌کنم دیگران هم بخوننش. البته فقط صورت مساله رو:

صورت مساله: جایی نشسته‌اید که شبکه محلی بی‌سیم دارد اما وقتی وصل می‌شوید و آدرس سایتی را وارد می‌کنید یک صفحه لاگین باز می‌شود که باید کد وارد کنید یا اعتبار بخرید و … تا وقتی این کد را وارد نکرده‌اید یا اعتبار نخریده‌اید، هر سایتی که بزنید،‌نتیجه همین صفحه است.

غیرطبیعی است؟ اصلا (: اکثر فرودگاه‌ها، مکان‌های عمومی، هتل ها و … که اینترنت پولی دارند، با این روش کار می‌کنند.

راه حل؟ http://dnstunnel.de/

من توضیح فنی نمی‌دهم. کار خیلی راحتی هم نیست ولی احتمالا برای بعضی‌ها واقعا ارزش خواندن دارد و برای بعضی‌ها از نظر فنی واقعا جذاب. مطمئنا آدم‌های خیلی کم با علاقه خیلی زیاد که باعث متعادل شدن ضریب جیم می‌شود (:‌

نکته: این کار احتمالا غیرقانونی است. حواستان باشد. احتمالا همه شما هم مثل من اعتقاد دارید که Internet Should be Free / اینترنت باید رایگان باشد ولی به هرحال این ایده همه نیست (:

من دیگر بایت فایت بازی نمی‌کنم


تبلیغ بایت فایل را این روزها زیاد دیده‌ایم. من اولین بار که تبلیغ فارسی را دیدم، شوکه شدم و بنا به علاقه همیشگی‌ام به بازی‌های ایفای نقش با بازیکنان خیلی زیاد یا به قول خارجی‌های Mass Multi Player Role Playing Game یا همان MMPORPG تصمیم به بازی گرفتم و عضو شدم (:

بازی ماجرای جنگ بین خون‌آشام‌ها و گرگ‌نماها است. من گرگ نما را انتخاب کردم و شدم «گرگ‌نمای Jadi». بازی کاملا مبتنی بر مرورگر و متنی است. در واقع هیچ اکشنی وجود ندارد. از منو به «شهر» می‌روید و از آنجا به «میخانه» و در میخانه کلیک می‌کنیم که می‌خواهیم یک ماموریت آسان داشته باشیم. در ماموریت نوشته «به غار برو و با نگهبان حرف بزن». از منو (یا با کلیک روی عکس) به غار می‌رویم و فقط یک جای کلیک هست: صحبت با نگهبان.

کلیک می‌کنیم و صفحه بعد نوشته:

نگهبان به تو می گوید که باید یک غول بکشی‌

غول ها در غار هستند پس دوباره روی غار کلیک می‌کنیم و «۱۰ دقیقه مبارزه» را انتخاب می‌کنیم. یک شمارنده شروع می‌شود و ده دقیقه را می‌شمارد. بعد از ده دقیقه، باید به صفحه پیام‌ها برویم و بخوانیم که شکست خورده‌ایم یا پیروز شده‌ایم. اگر پیروز شده باشیم باید از منو پیش نگهبان غار برویم و بخوانیم:

تشکر! تو یک غول را کشتی. این هم پاداشت.

و بعد مثلا ۱۰۰ سکه به پولمان اضافه می‌شود. می‌توانیم از منو روی خانه کلیک کنیم و بعد روی تمرین کلیک کنیم و از منوی بعدی، کلیک کنیم که ۹۰ سکه خرج افزایش توانایی ما بکند. حالا توانایی به جای ۵ شده است ۶ و احتمال پیروزی بیشتر است. حالا باید به میخانه برویم و روی ماموریت کلیک کنیم یا روی شکار کلیک کنیم و ۱۰ دقیقه دیگر بیاییم ببینیم پیروز شده‌ایم یا شکست خورده ایم یا روی قبرستان کلیک کنیم و ۱ ساعت دیگر بیاییم و ۱۰۰ تا به پولمان اضافه شده باشد.

بی‌مزه است؟ بعله (: ولی نکته جذاب این است که بقیه «آدم‌ها» هم مشغول همین کار هستند و بازی هم اعتیاد آور است. آدم می‌گوید یک روز دیگر هم بازی کنم و فلان سلاح را بخرم که ۱۰ تا به توانایی حمله اضافه می‌کند. بعد می‌گوید حالا یک تمرین دیگر هم بکنم و ۱ دانه به قدرت دفاعی اضافه کنم و …

اما من دیگر بازی نمی‌کنم. الان رتبه خوبی دارم (رتبه ۱۵) ولی بازی وافعا بی‌نمک است. مشکل این بازی در مقایسه با بازی‌های مشابه این است که هیچ خلاقیت یا استراتژی‌ای ندارد. روند بازی کاملا ثابت است و چه باهوش باشید و چه خنگ، چه علاقمند به جادوگری باشید و چه اهل مبارزه، چه بخواهید شرافتمندانه جلو بروید و چه از طریق حیله گری و حمله به دیگران ودزدیدن پولشان، … در واقع انتخابی ندارید. یک روند معقول بازی هست که همه همان را جلو می‌روند و تنها نکته که بعضی ها را جلوتر و بعضی‌ها را عقب می‌اندازد این است که بعضی‌ها زودتر شروع کرده‌اند و بعضی‌ها دیرتر و بعضی‌ها روزی ۲ ساعت وقت برای بازی می‌گذارند و بعضی‌ها بعضی روزها سر نمی‌زنند. این است که من بعد از حدود دو هفته بازی، کنارش می‌گذارم (: البته فقط همین هم نیست. یکی دیگر از دلایل این است که مترجمین فارسی تصمیم گرفته‌اند اسم «میخانه» را به «چایخانه» عوض کنند و این به نظر من مسخره است (: بخصوص وقتی عکس صفحه چایخانه یک گارسون چاق و دوست داشتنی باشد که دو لیوان یک لیتری آبجو در دست دارد (:


خداحافظ بایت فایت (:

گیک لینوکس هستید وقتی که…



 اگر کسی از «اون یکی سیستم عامل» حرف زد، حواستان سراغ FreeBSD برود.

 در طراحی خانه یا وب سایت از پنگوئن استفاده می‌کنید.

 غلط یاب را تنظیم می‌کنید تا new را با gnu عوض کند.

 هر بار که برای مصاحبه شغلی می‌روید، جلسه تبدیل به جلسه تبلیغاتی لینوکس می‌شود.

 حواستان به حداکثر uptime هست و سعی می‌کنید رکورد خودتان یا دیگران را بشکنید.

 خانه مرورگرتان روی /. تنظیم شده.

 اگر فایل autoexec.bat ببینید، سعی می‌کنید catش کنید.

 پیش می‌آید که fstab را از اول بنویسید و به نظرتان هم عجیب نمی‌آید.

 در ورد مایکروسافت هم تایپ می‌کنید ‌:wq

 در هر جایی، TAb می‌زنید تا نوشته‌ها کامل شوند.

 اگر مجبور بشوید پشت ویندوز بنشینید، از نبودن Virtual Desktop، دائما غر می‌زنید.

 معتقدید اگر بخواهید، به راحتی می‌توانید به روشنایی (Enlightenment) برسید.

 یادتان هست که صفحه لاگین ویندوز ۹۵ و ۹۸ کلید Cancel هم دارد!

 در کیف یا جیبتان یک سی دی اوبونتو، دبیان و فدورا پیدا می‌شود.

 بوت کردن دستگاه بعد از نصب یک نرم‌افزار، عصبی‌تان می‌کند.

 هر وقت می‌خواهید سی دی توزیع محبوبتان را استفاده کنید، کشف می‌کنید که سی را به کسی قرض داده‌اید.

 احساس می‌کنید یک روز باید استاد vi بشوید.

 بر روی کامپیوتر خانه، بیشتر از ۵ سرویس شبکه را فعال کرده‌اید.

 تنها باری که کامپیوتر شما ریبوت می‌شود، وقتی است که می‌خواهید یک توزیع جدید را امتحان کنید.

 اگر در مورد ویندوز کسی را راهنمایی کنید و کار کند، احساس شرم می‌کنید.

 خواب پنگوئن می‌بینید.

 هر چیز بی‌مزه‌ای را می‌خوانید یا ترجمه می کنید فقط چون مربوط به لینوکس است!

سانسور ابلهانه است

سانسورچی عزیز، شاید دوستش نداشته باشی ولی دوست دارم نمودار بازدیدکنندگان ماهانه‌ام را تقدیم کنم به تو. به تویی که از دو ماه قبل سانسور وبلاگم را شروع کردی و ماه قبل در همه سرویس دهنده‌ها کاملش کردی.


در واقع می‌خواستم از فیلترینگ و سانسور سایت خودم ننویسم (: الان هم نیازی نیست بنویسم. نمودار را نگاه کن و ببین چقدر بچه‌گانه سانسور می‌کنی و جالب‌تر اینکه خودت هم یا بدون فیلتر کار می کنی یا برای خواندن، از فیلتر رد می‌شوی.

اوایل سانسور شدن، آدم ناراحت می‌شود ولی من همیشه به زمانی فکر می‌کنم که اگر دولت تصمیم به حذف نویسنده‌ای می‌گرفت، دیگر نه کتابی از او باقی می‌ماند و نه اثری. حالا در روزگاری زندگی می‌کنیم که وقتی حکومت تصمیم به سرکوب یک عقیده/نوشته می‌گیرد، آن فرد بیشتر خوانده می‌شود و راحت‌تر می‌نویسد. سانسور همیشه احمقانه است و این بار ابلهانه (: این را هم فراموش نکن که شاید بتوانی از نظر فنی سطح ابلهانه بودنش را کم کنی ولی هر کاری هم که بکنی، مثل تمام تاریخ، سانسور احمقانه بوده و احمقانه باقی خواهد ماند (:

ششمین جشنوار خیریه پیام امید

یکی از خوانندگان خوب، این آگهی رو فرستاده و خواسته براش توی سایت بذارم. بدون شک من هم از فقر در کشورم و سیاره‌ام بدم می‌آد و علاقمند به کمک هستم. کاملا تئوری‌های کلان رو قبول دارم و معتقدم اصولا بودن فقیر و نیازمند یا اصولا فقیر بودن یتیم، غیرقابل قبوله. اما این رو هم قبول دارم که اینچنین کمک‌هایی در وضع حاضر زندگی این آدم‌ها رو کمی بهتر می‌کنه و بودن این سازمان‌ها خوبه. درست مثل تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان که بودنش خوبه در حالی که نهایت آرمان من نیست (: اوه و در عین حال برام مهم بود که این موسسه، در صفحه درباره ما،‌ در مورد فرصت‌های برابر صحبت کرده که به نظرم بسیار مهمه (:


 آدرس: پیام امید

 مکان فیزیکی جشنواره: خیابان ولیعصر، پایین‌تر از چهارراه پارک وی، روبروی رستوران سوپراستار، مجتمع فرهنگی تفریحی سپید

 زمان: ۲۷ و ۲۸ و ۲۹ آذر

 ساعت: ۱۰ صبح تا ۹ شب

گزارش کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران در سال ۲۰۰۸: بشترین روزنامه‌نگاران، آنلاین نویس‌ها بوده‌اند

امروز، «کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران
» گزارش سالانه خود در مورد وضعیت خبرنگاران جهان در سال ۲۰۰۸ را منتشر کرده است. بر اساس این تحقیق با گسترش تاثیر خبرنگاری آنلاین، تعداد آنلاین نویسندان زندانی نیز در سراسر جهان در حال افزایش است و ۴۵٪ کل فعالان رسانه‌ای جهان که در زندان به سر می‌برند را وبلاگنویسان، خبرنگاران آنلاین و فعالان در سایت‌ها تشکیل می‌دهند.

این گزارش نشان می‌دهد که در اول دسامبر ۲۰۰۸، حداقل ۱۲۵ خبرنگار در زندان‌های جهان بوده‌اند که ۲ نفر از سال گذشته کمتر است. چین کماکان بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران و این آمار خجالت آور را ۱۰ سال است که ادامه داده. در مرحله بعدی کوبا، برمه، اریتره، ازبکستان و آذرباییجان و ایران کشورهای بعدی هستند.

از این ۱۲۵ نفر، ۵۶ نفر فعالان رسانه‌های آنلاین هستند و تعداد آنلاین نویسان زندانی از سال ۱۹۹۷ که اولین مورد این موضوع گزارش شد تا کنون دائما در حال افزایش بوده است.

مدیر اجرایی کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران می‌گوید: «روزنامه‌نگاری آنلاین چشم‌انداز رسانه و شیوه‌ای که ما بایکدیگر ارتباط برقرار می‌کنیم را تغییر داده است. این قدرت و تاثیر نسل جدید روزنامه‌نگاران آنلاین، توجه حکومت‌های سرکوبگر را در سراسر جهان جلب کرده و باعث شده به این شکل از خبرنگاری حمله کنند».

تقریبا ۱۳ درصد خبرنگارانی که در زندان هستند،‌ محاکمه نشده‌اند. این تاکتیک توسط کشورهای اریتره، اسراییل، ایران، آمریکا و ازبکستان استفاده می‌شود که طی آن، افراد دستگیر شده و تحت عنوان بازجویی، برای مدت‌های طولانی در زندان نگاه داشته می‌شوند.

در ایران، پنج خبرنگار در زندان هستند که عبارتند از:

 محمد حسین فلاحیازاده : دستگیر شده در اول نوامبر ۲۰۰۶. دلیل دستگیری این خبرنگار العالم، گزارش او در مورد سرکوب شدید دولت علیه معترضین ایرانی-عرب استاد خوزستان بوده است.

 عدنان حسن‌پور: خبرنگار کرد که در شهر مریوان دستگیر شد و به دلیل اقدام علیه امنیت ملی به مرگ محکوم شد.

 محمد صدیق کبودوند : از نشریه پیام مردم و عضو سازمان حقوق بشر کردستان. نشریه او پس از ۱۳ شماره توقیف و مدیر مسوول آن دستگیر شد. این خبرنگار به سپری کردن ۱۱ سال در زندان محکوم شده است.

 مسعود کردپور: خبرنگار مستقل. این خبرنگار کرد در شهر بوکان دستگیر شد. اتهامش تبلیغ علیه نظام است به دلیل مصاحبه‌اش با بی.بی.سی. و رادیو فرانسه. به اتهام فوق الذکر، به یکسال زندان محکوم شده است.

 مجتبی لطفی: خبرنگار آزاد. این طلبه وبلاگنویس در قم دستگیر شد و اتهامش انتشار نظرات آیت الله منتظری علیه محمود احمدی نژاد بوده است. او در دادگاه به پنج سال تبعید محکوم شد.

معلمی که روی برگه‌های امتحان تبلیغ می‌فروشد


تام فاربر از بچه‌ها کلی امتحان می‌گیرد. به هر حال او یک معلم ریاضی است. اگر هزینه هر برگه امتحان را ۳ سنت دلار حساب کنید، امتحان‌های او در هر سال به ۵۰۰ دلار بالغ می‌شود در حالی که مدرسه سالیانه ۳۱۶ دلار بیشتر به او نمی‌دهد. از نظر تام فاربر، این امتحان‌ها برای پیشرفت درسی بچه‌ها و آماده شدن آن‌ها برای امتحان پایان ترم الزامی است.

این معلم برای حل این مشکل، شروع به پذیرش تبلیغ روی برگه‌های امتحانی کرده است. ۱۰ دلار برای یک خط تبلیغ در کوییزها، ۲۰ دلار برای امتحان‌های فصل و ۳۰ دلار برای امتحان آمادگی نهایی. تا می‌گوید «در مواقع سخت باید تصمیم‌های سخت گرفت».

این تصمیم چند روزی بیشتر نیست که اعلام شده و در همین مدت کوتاه،‌ ۷۵ ایمیل برای سفارش تبلیغ آمده و ۳۵۰ دلار پول جمع شده است. تبلیغات روی برگه آمادگی امتحان نهایی هم به طور کامل فروخته شده‌اند.

رابرت ویسمن،‌ مدیر موسسه «اخطار تجاری» که یک موسسه غیرانتفاعی است برای مبارزه با تجاری شدن مدارس و نظام آموزشی، نسبت به این تصمیم اعلام نگرانی کرده است. او می‌گوید که تبلیغ دهندگان برای رسیدن به چیزی پول خرج می‌کنند و این چیز، دسترسی به کودکان است.

در حال حاضر تقریبا دو سوم تبلیغ‌های داده شده از سوی پدر و مادرهای دانش‌آموزان داده شده‌اند و حاوی جملات مثبت و انگیزه‌بخش هستند. بقیه تبلیغات، به شرکت‌های تجاری مربوط می‌شوند. مثلا یک شرکت مهندسی و یک دندانپزشک که برای جمله «در طول تابستان، دندان‌هایتان را با سیم مرتب کنید» به تام پول داده است. مدیر مدرسه می‌گوید که ترکیب تبلیغات فعلا چندان بد نیست و حداقل چیزی مثل «این تبلیغ توسط شرکت نایکی یا مک‌دونالد در اختیار شما قرار گرفته« نیست.

بنا به آمار سازمان ملی آموزش، هر معلم به طور متوسط ۴۳۰ دلار از جیب خودش برای لوازم مورد نیاز کلاس پول مصرف می‌کند. در همین امسال بود که کریستین فون رویتن، معلمی در اوکلند شرقی که برای کلاسش ۲۰۰۰ دلار پول خرج کرده بود،‌ با یک آگهی در اینترنت از مردم خواست که بخشی از این هزینه را متقبل شوند.