حاضرین زیر دوربین کار کنید؟‌

یکی از دوستان توی یک ایمیل به یک نکته پیچیده اشاره کرده:

مدیرم تصمیم گرفته توی محل کارم دوربین مدار بسته کار بذاره. من حاضر نیستم جایی کار کنم که یک دوربین تمام وقت مشغول ضبط کردن حرکاتم است. نظر تو چیه؟

بدون شک یکی از پیچیده‌ترین بحث‌های ممکن. دوربین‌های مدار بسته دائما دارن ارزونتر و ارزونتر می شن و کارفرماها به دلایل مختلف بیشتر و بیشتر علاقمند به استفاده از اونها. دلایل اونها چیزهایی مثل بالا رفتن بهره‌وری، کنترل امنیتی و جلوگیری از «مشکلات» است. استدلالشون هم برای رد مخالفت‌ها اکثرا اینه: «مگه کاری بدی می‌کنین که نگران دوربین هستین؟ آنرا که حساب پاکه از محاسبه چه باکه؟»

اما من شخصا از اینکه یک دوربین توی محل کارم بهم نگاه کنه خوشم نمییاد که هیچ، ازش خیلی بدم هم می‌یاد. دلایلم؟ سعی می‌:نم در دو بخش طبقه بندیشون کنم:

خلوت

حساب پاک بی معنیه. اصولا بحث «پاکی» بی معنیه. هر آدمی برای خودش یک خلوت داره که باید محترم باشه. من حق دارم کاری بکنم که از نظر طرف مقابل غیرپاک است و بخوام این مخفی باشه و در عین حال در بسیاری از حالت‌های دیگه، من حق دارم نخوام همه چیزم توسط یک نفر دیگه قابل دیدن باشه. مثلا ممکنه من بخورم زمین، باسنم رو بخوارونم یا هر کار مشابه دیگه و نخوام یک نفر این‌ها رو در فیلم نگاه کنه و بخنده یا ضبط کنه و نگه داره.

روابط قدرت

این مهمتره… داشتن دوربین توی کلاس،‌ یک جور بازتولید خیلی خشن روابط قدرت در سازمان است.

چرا من نباید توی دفتر مدیر دوربین بذارم و هر وقت خواستم اونو نگاه کنم؟ اگر بحث امنیت مهمه، دفتر رییس که مهمترین جای امنیتی است. دلیلش واضحه. چون رییس صاحب سازمانه و حق داره بقیه رو نگاه کنه. دوربین القا کننده بالادست و پایین دست است. یک نفر باید دائما بقیه رو کنترل کنه. این شکل از سازمان به نظر من جای کار کردن نیست (:

نتیجه من

به نظر من، سازمان باید مبتنی بر اعتماد متقابل کار کنه. اگر دوربین مال امنیت است، می‌شه نصبش کرد و فقط شبها روشنش کرد یا زمانی که کسی نباید در سازمان باشه. اونهم همه جا به تساوی. از دفتر مدیر تا اتاق راننده‌ها. اما اگر کاربرد دوربین،‌ تکنولوژیک کردن شیوه‌های مدیریت قرن ۱۸ و ۱۹ است، بهتره با یک مشاور حرف زد و مشکل عدم اعتماد توی سازمان رو حل کرد… یا از سازمان رفت.

نتیجه شما

خیلی خوشحال می‌شم کامنت بذارین. می‌بینین که نظر من پخته نیست. مشکل این دوستمون واقعی است و من هم شخصا خیلی خوشحال می‌شم در مورد این بحث، استدلال‌های بیشتری داشته باشم. به هرحال نه فقط سازمان‌های ما، که دولت و کشور ما هم شدیدا داره به سمت برادربزرگ‌تر پیش می‌ره و شکی ندارم که دوربین‌هایی که در سطح شهر وظیفشون زیرنظر گرفتن مردمه، بیشتر و بیشتر خواهد شد.

  • محمد

    قبل از اشاره به موضوع بالا فبلش باید بگم کشور ما مدتهاست که به سمت بیگ برادر رفته و به طور کاملا موزیانه در ارتباطات و حوزه خصوصی افراد جاسوسی صورت میگیره – در اتفاقات اخیر هم که شاهدش بودیم چهطور از طریق
    deep packet inspection و قطع سیستم های مخابراتی و شنود تماس های بین الملی عملا و عریان جاسوسی میکردن

    در مورد موضوع بالا باید بگم که در کشورهای خارجی بخصوص در انستیتو های تحقیقاتی های-تک و نظامی این یک امر عادی هست در بعضی از شرکت های بزرگ هم به کار گرفته شده ولی هدف اونها بالا بردن بهره وری غیزه بوده ولی در ایران کاربردش چیزی جز ورود به مسائل شخصی و تجسس نیست اینکه چگونه باید جلوی این امر ایستاد باید به صورت گروهی اعتراض بشه این بستگی داره به تخصص اون افراد و اهمیت اون شرکت به نگه داشتن نیروی انسانیش یا نه به طور مثال در یک ازانس هواپیمایی یک کارمند ساده اونقدر ها برش کاری نداره و فکر نمیکنم اعتراض گروهی هم راه به جایی ببره ولی در یک مرکز یا شرکت مهم و تاثیر گذار که نیروی انسانی جزو سرمایه های اونجا هستند قطعا اعتراض گروهی باعث میشه مورد توجه مدیریت قرار بگیره
    اعتراضات فردی بی تاثیر خواهد بود
    روش خاص دیگه هم هست که به نظرم نوعی آنارشیسم در مورد این دوربین های سی سی تی وی یا به صورت لوکال یا تحت شبکه هست که برا حتی قابل کنترل هستند که از یوزر های عادی کاری بر نمی یاد
    http://www.liveleak.com/view?i=481_1191791335

  • پریسا

    منم خیلی با نوشته تون موافقم.البته راستش به نظر من اهمیتی نداره که هدف “بالا بردن کارایی “باشه یا “فضولی و جاسوسی و شبیه به اینا” چون وجود یه دوربین دایما روشن که از یه جای بخصوص هم مدام چک و کنترل می شه یا حتی اگه کنترل مداوم نشه و ضبط یشه یعنی ایجاد یه بستر برای تجاوز به حریم شخصی همه ی حاضرین تو اون سازمان.تازه اگه صرف وجود دوربین رو تجاوز محسوب نکنیم.به نظر من تنها دلیلی که می تونه دوربین مدارسته رو توجیه کنه امنیته و برای این کار هم بسته به میزان امنیتی بودن اون سازمان می شه یا فقط ساعات غیرکاری روشنش کرد یا اینکه محل های مهم سازمان مثل اتاقی که اسناد مهمی نگه داری می شه یا چیزی شبیه به اون که معمولا هم کارمندی توش مستقر نیست مدام زیر پوشش دوربین باشن.دانشگاه و خوابگاه ماهم از پارسال تو همه ی فضاهای باز و محوطه دوربین گذاشتن و این واقعا برای همه بحران شده چون حس امنیت آدم کاملا مختل می شه.و جالبه که این جا به راحتی و کاملا صریح اعلام می کنن که برای کنترل دانشجوها و زیرنظر گرفتنشونه:)

  • این نکته رو توی مقاله یادم رفت و اینجا اضافه می کنم که به نظرم باید سازمان های مرتبط با کار (از قانون کار گرفته تا شوراهای مستقل کارگری که توی ایران سرکوب می شن) در این مورد نظر بدن و احیانا قانون تصویب کنن. چیزی مثل نظارت روی دلیل نصب و نحوه استفاده از دوربین‌ها.

  • طيب

    به نظر من در محيطهايى كه تعداد افراد نسبتا زيادى مثلا 10 نفر به بالا مشغول به كار هستند يا محيط كار جورى است كه ارباب رجوع زيادى دارد مثل بانك گذاشتن دوربين مداربسته توليد مشكل نميكند ولى در اطاق كارى كه شايد 2 يا 3 همكار مشغول هستند هيچ توجيهى ندارد.

  • صادق

    خیلی واضح. نه.

  • من با دوربین مشکلی ندارم، ما توی اتاقمون ۷-۸ ماه هست که دوربین داریم و هر کاری می‌خواهیم می‌کنیم، این بستگی داره که شما کجا باشید، مدیرتون کی باشه، همکارهام جبوی دوربین وارد سایت پورن هم می‌شن (همکارهام نه من!!) یا وسط روز بچه‌های برنامه نویس ویط اتاق فرم‌های ورزش‌های رزمی تمرین می‌کنند، چون می‌دونیم کار دوربین برای امنیت فیزیکی هست نه پاییدن کارمندها و راستش خیالمون هم راحته وقتی از اتاق بریم بیرون و یک وسیله گرون مثل لپ‌تاپ یا موبایل روی میز هست.

    بنابراین با اعتماد متقابل موافقم، اما اعتماد از مدل خودمون، یعنی ما به مدیرمون اعتماد داریم اون هم به ما، می‌ونه ما کارمون رو می‌کنیم حتی اگر روزی ۳۰ دقیقه فیلم ببینیم یا مقاله بخونیم و ما هم می‌دونیم مدیر بر مبنای خروجی کار قضاوت می‌کنه. اما اگر روزی جایی کار کنم که مدیر بهم بگه برای نمونه چرا فلان روز بجای کار نشسته بودی و نیم ساعت با همکارت صحبت می‌کردی می‌دونم که جوبش به تو چه هست، چون کارمون رو تحویل داریم. بنابراین هرگز جایی کار نمی‌کنم که یه OLA با همکارها و مدیرم نداشته باشم.

    اما نکته مهم این که این اطلاعات کجا آرشیو می‌شن و چه کسانی به اون دسترسی دارن؟ مثلا این که توی راهرو با کی حرف زدی یا هر روز به کدوم همکار سلام می‌دی می‌تونه بعدا دردسر ساز باشه، بنابراین زمانی که قراره توی اتاق دوربین دار باشیم دلم می‌]واد با مسئول حراست یه توافق نامه امضا کنم که قول بده این تصاویر بدون دلیل دست کسی نره و در قبال تصاویر گرفته شده مسئولیت قضایی بپذیره. (واگر نه قردا تصویر خودتون رو با دختر همکارتون توی یوتوب می‌بینید که … هیچکس هم مسيولیت اون رو نمی‌پذیره)

    ای بابا در کشوری که حقوق اولیه آدم‌ها رعایت نمی‌شه چقدر خوش‌بین هستیم …

  • احمد

    من با استدلال شما موافقم
    نصب دوربین در محل کار کارمندان یه شرکت (نه جایی مثل بانک که محل رفت و آمد افراد مختلفه) یه جور توهین و نشون دهنده عدم اعتماد به اونهاست و یا بهتر همون که گفتی برهم زدن اون حریم شخصی افراد و وارد شدن به اون.
    درضمن که برای من هم این موضوع به یاد آورنده دست بالا و دست پایین هستش، این که چرا یه مدیر حق داشته باشه افراد زیردستش رو تحت کنترل داشته باشه اما خودش هیچ وقت تحت نظر کسی نباشه اصلا قابل قبول نیست حتی برای مسایل امنیتی
    راستی بابت نکته آخر هم که نمیدونم میدونی یا نه که انگلستان دارای بیشترین تعداد دوربینهای امنیتی توی خیابونها هستش و جایی خوندم که مردم انگلیس به طور متوسط روزی چند ده بار از توسط این دوربینها ازشون فیلم گرفته میشه
    متاسفانه در کشور ما و تمامی کشورهای مثل ما این طبقه حاکم برای کنترل افراد و سرکوب و ایجاد رعب از این دوربینها استفاده میشه. یاد یاد آلمان شرقی، شوروی، یا چین بیفتیم …

  • با سلام
    البته من در حد نظر دادن در مورد این موضوع نیستم ( پس چرا می‌دم)
    از نظر من چهاردیواری است و اختیاری یعنی هرکسی می‌تونه برای کارش و اموالش هر تصمیمی بخواد بگیره (مدیر) . منم آزادم تا هر تصمیمی دوست داره بگیرم . برای همینه که هیچ وقت نه کار دولتی کردم و خواهم کرد و نه کاری می‌کنم که اختیارم با کس دیگری باشه .
    در یک محیط آزاد اون شرکتی موفق می‌شه که بتونه برآیند کارش رو مثبت نگه داره و از نظر من یک شرکت زورگو و دیکتاتور هیچ وقت موفق نیست .
    یا علی

  • به نظرم ایده‌ی جالبی اومد که ایشون به طور خیلی محترمانه و دوستانه از مدیر بخوان که اون هم در اتاقش دوربین بذاره و بقیه ببینن. این که چه طوری می‌شه مدیر رو در شرایط بدی گذاشت که سر دوراهی قرار بگیره، نمی‌دونم!

  • من

    جادی، مدتهاست که می‌خوام نظرت رو در مورد فروش امکانات جاسوسی به دولت ایران، توسط شرکتی که براش کار می‌کنی (درست می‌گم؟) رو بدونم.
    http://online.wsj.com/article/SB124562668777335653.html
    منظورم اینه که اذیتت می‌کنه این موضوع؟ برام جالبه نظر تو و کارمندان ایرانی شرکتهای مربوط رو در این مورد بدونم. خیلی هم بی‌ربط نیست به موضوع این پستت :)

  • Arash

    Aya nazarat inja approve bayad beshe ya eshkal az tarafe man bode?

  • Arash

    اوه آفتاب آمد دليل آفتاب!‎
    منم نظرمو بصورت خام میگم و با یک سوال شروعش میکنم: آیا شما حق داری کاری کنی که تمام فعالیت توی لپتاپت مثلا حتی وبکمت لاگ بشه؟ مطمينا آره. اما آیا شما اجازه داری روی کامپیوتر خونوادتون که مثلا پدر خونواده با بوجه‌ ی خانواده برای استفاده عموم تهیه کرده هم دارین؟ فک نمکنم!!
    حالا وقتی شما میگی یک کارخونه یا یک شرکت یا… که صاحابش ریس شرکت هست همچین کاری میشه کرد؟ جواب آره هست. حالا میخوام وارد نظر اصلی خودم بشم. دوست دارم بدون پیش داوری بخونیش: تا زمانی که توی سیستممون ریس شرکت مالک اونه جواب سوالت اینه که اشکالی نداره. اما اگه شرکت یا کارخونه بین تمام کارگرا و مهندسا و مدیراش به تساوی تقسیم شده باشه دیگه اولا این دوربین وجودش فایده ای نداره چون همه به یک اندازه صاحبشن و ثانیا همه دارای حق در تصمیم گیری (هر کسی به اندازه توانش برای ساختن اون کارخونه زحمت کشیده و کاملا بی انصافیه که بگیم اون کارگری که ۱۰ساعت کار کرده تازه اخرش یک حقوق بخور نمیر شاید هر چند ماه یه بار بهش بدن)
    ممکنه بگی این یک فکر و توهمه اما من میگم اول باید درست یا نادرست بودنشو قبول کنیم و اگر فک میکنیم درسته در جهتش تلاش کنیم

  • آزاده اکبری

    دفعه اولی که به من گفتن تو آسانسور محل کارمون دوربین هست، من کلی خجالت کشیدم. فکر کن فقط چند بار آقای نگهبان دیده بود که من دارم لباس زیرمو صاف و صوف می کنم! من با اون بحث خلوت خیلی موافقم. الان بعد 6 ماه جنگ با کل سازمانی که توش کار می کنم تونستم خودمو از یک پارتیشن به یه اتاق با “در” و “دیوار” منتقل کنم. من فکر می کنم این دوربین ها از این ایده می آن که کارفرما صاحب ماست، مارو برای ساعات کاری خریده. پس حق داره ببینه که ما چی کار می کنیم. من هم همیشه استدلال تو رو می کردم، خب پس کی رئیسو کنترل می کنه؟ بامزه اینجاست که دو تا از مدیرای ارشد ما همیشه خدا دیر میان سر کار، در حالی که ما همه مون فرم حضور و غیاب داریم و اگه دو ساعت دیر بیایم نصف روز مرخصی برامون محسوب می شه. مساله فقط اعتماد و سرمایه اجتماعی در سازمان نیست مسئله درونی شدن روابط کارگر- کارفرما توی یک هرم به شدت نابرابر قدرت در کارگرهاست. همین سازمان مذکور، شورای کارمندان داره، فکر می کنی تا حالا یه بار فقط یه بار هم که شده کسی اعتراض کرده؟ مسلماً نه. من اعتراض کردم گفتن ” دل خوش، خام و جوونم” خلاصه ش یعنی بهم گفتن خفه شو!

    — راستی مرسی از بازی، خیلی باحال بود!

  • پرهام

    من هم مخالف هستم. موافقت با این موضوع استارت تنگ تر شدن این مسائل هست. اول دوربین میزارن و وقتی صدای ما در نیاد از فردا موبایل و لب تاپ هم میخوان چک کنند و بعد میرن سراغ لباس زیر!!!!!!!!!! همه اینها هم برای امنیت ما هست!!

  • مینا

    من هم شدیدا با این مساله مخالفم فکر نمی کنم هیچ کس از کنترل شدن و زیر نظر گرفته شدن خوشش بیاد دوربین مداربسته حتی اگر هیچ مشکلی ایجاد نکنه مدام اینو بهمون میگه که ما زیردستیم و برای ساعت های کاریمون انگار توسط مافوقمون خریداری شدیم

    اگه مشکل سازمانی وجود داره چارش دوربین نیست اگه مساله امنیتیه باید جاهایی دوربین باشه که مدارک و اموال ارزشمند نگه داری میشه…دو سال پیش جایی کار می کردم که مدیر بخشمون به همچین روندی معتقد بود و مدام دوست داشت کارمندا
    رو زیر نظر داشته باشه
    دوربینی در کار نبود اما وقت و بی وقت پشت در اتاقمون گوش وایمیساد یا ناگهانی در رو باز می کرد و مثه بازرسا میومد کنار میزمون و نحوه ی کار کردنمون رو به شکل خنده داری چک می کرد گاهی مکالمات تلفنی بین اتاقا و بین کارمندا رو شنود میکرد
    و وقتی بهش انتقاد می کردیم
    همون جمله ی آن کس که حساب را پاک است از محاسبه چه باک است رو
    به زبون میورد…در حالی که مساله مساله ی پاک بودن یا نبودن نیست این نوع کنترل یه جور دهن کجی و تجاوز به حریم خصوصی کارمنداست تموم اون 195 روزی رو که اونجا کار کردم جزء بدترین روزای زندگیم بود
    بارها به شکل جدی بهش اعتراض کردم اما همکارای دیگم سعی می کردن با سکوت از کنارش
    رد شن و من به خامی و جوونی متهم می شدم
    حالا شما فکر کنید اگه همچین ادم مریضی حق داشت و می تونست تو اتاقای کارمندا دوربین مدار بسته بزاره چه قد چندش آور بود هر روز باید به خاطر نحوه ی سلام و احوال پرسی کردن با دیگران یا چه می دونم شیوه ی خاص انجام دادن کارت
    یا حتی چیدمان پرونده ها روی میزت یا نحوه ی لباس پوشیدنت مورد بازخواست قرار می گرفتی

    ———–
    راستی مرسی به خاطر در پشتی :)

  • مینا

    یه چیزی بگم …من روی هر کدوم از آیکنای این صفحه کلیک می کنم با همون پیام نحس و مسخره ی فیلتر مواجه میشم
    این روزا چه تو دنیای واقعی و چه تو دنیای مجازی هر طرف می خوای بری یهو به میله های یه قفس بر می خوری انگار هر روزم این قفس داره تنگ تر و تنگ تر میشه
    احساس خفگی می کنم …30 سال از انقلاب گذشته و 20سال از جنگ ،ملیون ها نفر برای آزاد زندگی کردن نسل من شهید شدن اما بعد از این همه مدت هنوز از
    اولیه ترین آزادی هامون محرومیم
    تاسف آوره …بیشتر از خودم دلم برای همه ی اونایی می سوزه که خون پاکشون بی ثمر مونده
    —–
    ببخشید درددلم اومد و نشد جلوشو بگیرم …یعنی جای دیگه ایی نبود که به زبون بیارم