کسی نباید به خاطر عقیده و اظهار اون، به زندان بره

در هفته‌های اخیر، یکبار دیگه ایران اسلامی تبدیل شد به بزرگترین زندان خبرنگاران جهان. این واقعا متاسف کننده است و من واقعا شرمنده‌ام. در حال حاضر ایران ۳۶ روزنامه‌نگار زندانی داره که دوستان آنلاین ما ابطحی و وحیدآنلاین و خانم توحیدلو و ژیلا بنی یعقوب هم جزو اونها هستن. من می خوام اونها سریعا آزاد بشن. در ظاهر من قدرتی ندارم ولی زیبایی کار اینه که بهترین آدم‌های طول تاریخ با من هم نظر بوده‌ان و همین الان هم با شرافت‌ترین انسان‌های دنیا، با من همراهن. من به همراه تمامی آدم‌های شجاع تاریخ و شریف زمین، خواهان آزادی افرادی هستم که به خاطر عقیده و اظهار اون، به زندان می‌رن.

این رو به دعوت بلاگنوشت نوشتم. کسی رو دعوت نمی کنم چون می دونم همه خودشون می دونن که باید بنویسن.

  • مهدی

    سلام
    روزنامه نگار به زندان رفته چون برای اطلاع رسانی آزاد به مردم تلاش کرده. حالا نوکیا و زیمنس تجهیزاتی در اختیار ایران گذاشتن که از اونها برای سرکوب آزادی استفاده بشه، گیرم که این تجهیزات استفاده مفید هم داره که مطمئنا داره اما وقتی آشکار از اونها برای سرکوب حقوق بشر و محدود کردن آزادی بیان استفاده می شه آیا نباید اعلام برائت کنه از این نوع استفاده و توضیح بده چطور می شه از دام این تجهیزات گریخت و امکاناتی رو برای گسترش آزادی و امنیت اطلاعات از شنود برای کاربران ایرانی ارائه بده؟ خوشحال می شم در این رابطه هم نظرت رو بدونم.

  • Pingback: بلاگ نوشت » بنام آزادی()

  • براستی چگونه سرمان را در مقابل جهانیان بالا بگیریم :(

    از اینکه دعوت حقیر رو پذیرفتید از شما ممنونم :)

  • Iranian

    http://mojesabzeomid.blogspot.com/
    Friday، July 24، 2009
    فراخوان براي هسته مركزي
    تجربه خاموشي 30 تير خيلي خوب بود ولي درسهايي گرفتيم كه پيشنهادات زير براي هماهنگي و تاثير گزاري بيشتر ارائه مي گردد:
    1- يك هسته مركزي تشكيل شود از تمام كساني كه در اين زمينه فعاليت داشته اند
    2- اين هسته بايد از گروههاي مختلف تشكيل شده باشد:
    – گروه فني كه بهترين و اصلاح شده ترين طرح را ارائه كند
    – گروه اطلاع رساني به بالا. منظورم افراد و سايتهائي كه بسيار مورد بازديد قرار مي گيرند مثل فيس بوك آقاي موسوي، سازگارا، موج سبز آزادي و … و توجيه آنان كه اين طرح از خيلي طرحهاي ديگر بهتر است
    – گروه اطلاع رساني به عموم از طريق بالاترين و …
    – گروه كامپيوتر براي ثبت دوميني مانند موج سبز آزادي و بروز كردن آن بنحويكه مثل بسياري از سايتها يك سايت مرجع باشد كه هر روز مورد بازديد قرار گيرد.
    -گروه جمع آوري اطلاعات خاموشي از داخل كشور و مراكز برق مثل ديسپاچينگ و برقهاي منطقه اي بطوريكه اطلاعات موثق ارائه كند
    -گروهي براي مبارزه با عوامل نفوذي. اگر به بالاترين مراجعه كنيد، مي بيند كه روي تمامي اخبار مربوط به خاموشي برق چند نفر نظر غير واقعي دادند.
    – مي شود اين گروه در فيس بوك يا ياهو گروپ يا … تشكيل شود

    از همه كساني كه دراين راه مي توانند ما را ياري كنند دعوت به همكاري مي گردد.
    ارسال شده توسط موج سبز اميد در 11:15 PM 0 نظرات
    Thursday، July 23، 2009
    چرا تاثير گزارترين جنبش مدني محجور مانده است
    به جرات مي‌توان گفت كه بجز مهندسين برق- قدرت كسي از مسئله ناپايداري در شبكه برق خبر ندارد. از اينرو جنبش خاموشي برق كه از 3 هفته پيش مطرح شده، محجور مانده است. نيك مي‌دانيم كه اين حركت از همه حركتهاي ديگر كه تا كنون انجام شده هم ايمن تر است و هم تاثيرگذارتر. تاثيرگذاري آن به اين دليل است كه دولت شايد بتواند اينقدر به ا… اكبر گفتنها و تجمعات بي‌تفاوتي نشان بدهد تا مردم خسته شوند، ولي در اين مورد نمي‌تواند بي‌تفاوت باشد.
    از طرف ديگر اين كار نه تنها يك فعاليت اعتراضي است بلكه از آن مهمتر يك كار عملياتي محسوب مي‌شود. از اينرو از تمامي وبلاگها و اشخاصي كه در اين جهت اطلاع رساني كرده‌اند درخواست مي‌گردد همديگر را يافته و يك شوراي هماهنگي تشكيل دهند مانند كاري كه در موج سبز آزادي اتفاق افتاده است. وظايف اين شورا به قرار زير خواهد بود:
    1- ايجاد هسته مركزي كه تمامي راهكارهائي كه از كانالهاي مختلف آمده را ارزيابي كرده و آنها را هماهنگ كرده و به عنوان راهكار تائيد شده نهائي ارائه كند.
    2- از تمامي توان خود جهت وصل شدن به كانالهاي مطرح اطلاع رساني نظير بالاترين، سازگارا، موج سبز آزادي، فيس بوك آقاي موسوي، ابراهيم نبوي، كانالهاي ماهواره اي، ايميل و … بهره ببرد. و نهايتا خود به مركزي تبديل شود كه مورد مراجعه مخاطبين قرار گيرد. (طبق تحقيقاتي كه به عمل آمده هنوز درصد زيادي از اين جريان بي خبرند).
    3- تبديل اين عمليات از روز خاص به يك روند به نحويكه مردم بطور معمول هر شب سر يك ساعت مورد توافق دست به اين كار بزنند و يك قسمت از كارهاي روزانه آنها گردد.
    4- بهترين محرك در چنين اقداماتي ارائه فيدبك است تا مردم از نتيجه كار خود با خبر شوند و روز بروز تعداد بيشتري به اين جنبش ملحق شوند. وگرنه دلسرد خواهند شد. از اينرو بايستي از همه كانالهاي ارتباطي كه افراد اين شورا در وزارت نيرو و شركتهاي تابعه، ديسپاچينگ، برقهاي منطقه اي و … بصورت روزانه اطلاعات جمع‌آوري و به اطلاع عموم برسد.
    5- از همين الان براي به ثمر رسيدن اين كار اساسي و حياتي شروع كنيد

  • Pingback: اميربلاگ - دوست دارم دوستانم را آزاد ببینم()

  • من آرزو دارم کسی در این کشور در زندان نباشد

  • مهدی: اگر نوکیا زیمنس یک شرکت حقوق بشری (؟) بود حرفت درست بود اما این شرکت یک شرکت تجاری است که در یک سیستم سرمایه داری به دنبال حداکثر کردن سود است. چنین شرکتی هیچ وقت نمی یاد از هر سیستم سیاسی اعلام برائت کنه. ممکنه ترجیح بده به این تیپ کشورها این دستگاه ها رو نفروشه (چون فروشش در کشورهای دیگه رو می یاره پایین) ولی هیچ وقت نمی یاد مثلا خودش رو با حکومت ایران بد کنه یا از یک جناح سیاسی در برابر یک جناح دیگه حمایت کنه.
    چیزی که نباید فراموش کنیم که اینها شرکت هایی سرمایه داری هستن برای حداکثر کردن سودشون. حتی اگر شرکتی ادعا می کنه که طرفدار حقوق بشر است، مهمترین دلیلش، بالا بردن وجهه و سودش است نه حمایت از حقوق بشر صرف.

  • مهدی

    آرزوی تو بسیار زیباست

  • مهدی

    جادی نوکیا و زیمنس متعلق به شرکت هایی هستند که کشور متبوعشون اعلامیه جهانی حقوق بشر رو پذیرفته و به نقض حقوق بشر در سایر جاهای جهان مثل ایران اعتراض کردند(حداقل آلمان رو به خوبی می دونم) حالا چطور می شه این شرکت ها بدون هیچ منع و محدودیت آخرین فناوری رو برای تحدید آزادی بیان در اختیار ایران قرار بدهند؟ و هیچ منعی از جانب قوانین و کشورشون و همچنین قوانین بین المللی نداشته باشند. آیا پذیرش این اعلامیه ها فقط نمادینه؟ آیا هیچ نظارتی نباید باشه و فشاری باشه که شرکت ها رو از در اختیار گذاشتن این فناوری ها منع کنه؟ در مورد حمایت از جریانات سیاسی کاملا با تو هم نظر هستم ولی من از نگاه حقوق بشر که چیزی بدیهی در کشور اونهاست به ماجرا نگاه کردم و همچنان فکر می کنم حقوق بشر می تونه از طرف مردم فشاری باشه روی این شرکت ها تا از این معاملات صرف نظر کنند یا رسما محدود بشوند.

  • مهدی: راستش نمی دونم نظر سیاسی ات چیه و چه نگرشی داری ولی چپ ها راحت توضیح می دن که وقتی بحث پول در میوونه، شرکت ها و دولت ها دست به دست هم می دن برای حداکثر کردن سود. بدون شک الان نوکیا زیمنس ناراحته از اینکه اینکار رو کرده چون سودش در جهان به خطر افتاده (و پولی که صرف خوب کردن چهره اش می کنه تا حدی حروم شده) ولی تصور اینکه یک دولت به هر دلیلی ممکنه منافع مالی کشورش (یا شرکت های کشورش) رو به خاطر حقوق و بشر و اینجور داستان ها به خطر بیاندازه، چندان نزدیک به واقع نیست.
    در عین حال امضای اعلامیه جهانی حقوق بشر به معنی پذیرش اون برای شهروندان اون کشور است. جایی از اعلامیه نمی گه که دولت باید جلوی سرکوب حقوق بشر توسط شرکت ها در سایر نقاط جهان رو بگیره. حتما می دونی که کشور ما هم اعلامیه رو امضا کرده (:
    این خیلی بده (و برای همینه که دولت و شرکت‌های تجاری بزرگ بدن) اما این بد بودن دلیلی نمی شه که اونها از سودشون کوتاه بیان.

  • سهراب رستمیان

    دلم برای نوشتن تنگ شده بود و پیشنهاد پویش عزیز، انگیزه ای شد که بعد از مدتی، لذت نوشتن را دوباره بچشم
    این روزها، جمع آوری و انتشار خبر های موثق از سایتها و بلاگ های معتبر، چنان وقتم را گرفته که خواب را در نوبت می گذارم
    .
    آن روزی که بعد از وقایع کوی دانشگاه تهران و در زمان خاتمی، روزنامه ها بصورت فله ای توقیف شدند، با برادرم بودم و از جلو کیوسک روزنامه فروشی می گذشتیم
    روزنامه فروش محل، روزنامه ها را به دوقسمت تقسیم کرده بود، روزنامه های اصلاح طلب همه در یک سمت و روزنامه های دست راستی در سمت دیگر و کنار جوی آب، جایی بود که اگر کسی هم کش می رفتشان، متوجه نمی شد. آن روز، آن سمت دیگر، خالی بود. برادرم چند شاخه گل سرخ بر جای آن روزنامه های خالی گذاشت، اشک در چشمان روزنامه فروش حلقه زد، هیچ وقت این صحنه را فراموش نمی کنم و در خاطرم حک شده است
    .
    اولین نمودهای خودکامگی آقا، زمانی هویدا شد که در مجلس ششم، طرح آزادی مطبوعات با حکم حکومتی وتو شد
    هنوز هم روزنامه های آن روزها را آرشیو شده باید در خانه ام داشته باشم، همان روزهایی که آزادی بیان را ولو اندک تجربه کردیم، گرچه آزادی بعد از بیان معنایی نداشت و بیان کنندگان اندر محاق شدند
    از همان روزها، صبح امروز حجاریان، نوشته های گنجی و ستون حسنی اش را خوب بیاد دارم و هنوز هم دلتنگش هستم. پیشاپیش، هزینه خریدش را، حتی کمی بیشتر از مبلغ اصلی، به روزنامه فروش می دادم که برایم روزنامه را نگه دارد، ولی در حال حاضر، بیشتر از آن، دلتنگ خود حجاریان هستم و نگران او و ستم و شکنجه ای که بر او می رود، امروز خواندم که در زندان یرقان گرفته. این را اضافه کنید به تمام بیماری و معلولیتش.
    یزید با سجاد بیمار کاری نکرد، این ها با حجاریان کاری کرده اند که روی یزید در تاریخ سفید شده است
    برای ساعتی، محل کارم را ترک می کردم تا به مرکز پخش روزنامه مشارکت بروم تا قبل از تمام شدنش، نسخه ای تهیه کرده باشم
    معتاد روزنوشته های وب نوشت ابطحی بودم و دلم برای نوشته هایش تنگ شده است که یک ماه و اندی است که نمی نویسد، خوب بیاد دارم که در نمایشگاه کتاب تهران دیدمش و عرض ادبی کردم و با آن روی گشاده همیشگی، پذیرای احوالپرسیم شد
    آنقدر روزنامه نگار و ژورنالیست و بلاگ نویس و عکاس در این مدت دستگیر شده اند و در زندان هستند و اتفاقا معلوم هست که چه بر سرشان می آید، که از هرکدامشان اگر چند سطر بنویسم، مثنوی خواهد شد
    امیدوارم سرنوشت آنها، مانند جوانانی نباشد که همه می دانستیم کجایند و در تابوت از زندان خارج شدند
    آتش زیر خاکستر فعلی به تجربه تاریخی سده اخیر ایران، بی نتیجه نخواهد شد و البته هر تحولی، هرچند کوچک، بی هزینه نبوده است.
    گفتن و نوشتن این حرف ها از راه دور آسان است.
    شاید به قول بعضی ها، از دور نگاه می کنیم و می گوییم لنگش کن
    اگر هم چنین باشد، نه کامل که تا حدودی این گفته صحیح است ولی این گونه نیز نیست که بی تفاوت و راحت از کنار مسئله بگذریم و کوچکترین و ناچیزترین کار برای من و امثال من، انتشار و اطلاع رسانی برای غیر ایرانیان شده است
    بماند که با بلاگ های متعددی که هنوز برچسب فیلتر نخورده اند، این اطلاع رسانی برای داخل ایران نیز انجام می شود
    و یا تجمعات ایرانیانی که از هر گروه و مرامی، همرنگ (سبز)، هم صدا و هم شعار با مردم داخل ایران، به تمام دنیا نشان می دهند که آنان که به ناحق و با کشتار و به بند کشیدن بر مسند حکومت و ریاست جمهوری نشسته اند، منتخب مردم ایران نیستند و انتخاب مردم، گزینش دیگری بوده و با بردباری، متانت و آرامش، خواسته های برحق طبیعیشان را طلب می کنند.
    به امید از بند رستن همه زندانیان سیاسی علی الخصوص اهل قلم
    و به آرزوی رسیدن به ایرانی آزاد و حکومتی مردم سالار برای همه ایرانیان
    سهراب رستمیان، پنجم مرداد هشتاد و هشت

  • ارکو

    كارگران ايرانخودرو سركوب وكشتارمردم را محكوم مي كنند
    همكاران گرامي ودوستان كارگر
    زحمكتكشان به خاك خون كشيده شدند
    آزاديخواهان و جوانان را در روز روشن به رگبار مي بنند
    اين است جواب دولت سركوبگر به جوانان آزاديخواه
    ديروزدانشگاه
    امروز ميدان آزادي
    وفردا….
    ما جمعي از كارگران ايرانخودرو ضمن سركوب خونين زحمتكشان و كشتار وجشيانه آزاديخواهانرا محكوم كرده و خواهان محاكمه عاملين اين حوادث مي باشيم
    زنده باد آزادي

  • كارگران ايرانخودرو

    کارگران ایران خودرو
    دستگیری تمام آزاد اندیشانرا محکوم و خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان می باشیم
    زنده باد آزادی
    نابود باد استبداد و دیکتاتوری