بایگانی ماهیانه: آگوست 2009

لینوکس در هفته سی و سوم

سانسور نقاشی ماتیس در اعتماد ملی

امروز اعتماد ملی یک مقاله داشت در مورد ماتیس (نقاش) با عنوان «معمای حل نشده ماتیس». مطلب به شکل عمومی جالبه (: اما چیزی که توی ذوق می زنه استفاده از تابلویی است که ماتیس از چهره خودش کشیده به جای تابلویی که مقاله کلا در مورد اونه. مشکل این وسط چیه؟ اسم تابلو هست «حمام‌کنندگان در کنار رودخانه» و این شکلی:

خب این تصویر به احتمال زیاد در جمهوری اسلامی ممنوعه اما مساله بانمک اینه که نوشتن مقاله در مورد اون بدون انداختن عکسش کار عجیبیه (: این شد که تصمیم گرفتم اصل مقاله رو پیدا کنم و نقاشی رو ببینم (: در عین حال برام جذاب بود که ببینم آیا واقعا در اول مقاله اصلی هم اون عبارت نسبتا بی‌ربط «هرآنچه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود» که بدون نام بردن از مارکس، آمده وجود دارد یا نه.

در اصل مقاله این عبارت عجیب وجود نداشت. کاملا می شد حدس زد. ترجمه خانم هستی نقره‌چی در کل خوب است اما یک جاهایی هم می‌لنگد. مثلا من نمی‌فهمم چرا باید Bathers به «شناگران» ترجمه شود! در تابلو هم که کسی مشغول شنا نیست (: یک نمونه دیگر از مشکلات ترجمه را هم بیاورم…مترجم اعتماد ملی نوشته:

هر چند متخصصان مي‌دانستند ماتيس نقاشي‌هاي زيادي را به‌عنوان اتود براي «شناگران» كشيده است، هيچكس مطمئن نبود تمام مراحل خلق اين اثر بين سال‌هاي 1909 تا 1916 باشد.

به وضوج با یک جمله طرف هستیم که مترجم دقیق متوجه نشده معنی آن چه بوده. دو جمله تک به تک خوب هستند ولی وقتی به هم می‌چسبند، متن بی‌سر و ته می‌شود. جمله انگلیسی این است:

Although scholars knew Matisse had made a number of other paintings as studies for “Bathers,” no one was sure of all the stages “Bathers” went through between 1909 and 1916.

خب مشکل مشخص شد. ترجمه باید باشد:

هرچند محققان می‌دانستند که ماتیس نقاشی‌های دیگری را به عنوان اتود برای «حمام‌کنندگان» کشیده، اما کسی نمی‌دانست که در طول ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۶، وضعیت «حمام‌کنندگان» چگونه بوده است.

راستش اگر من هم سردبیر بودم، نمی‌تونستم بین چاپ این مقاله بدون تصویر اصلی یا عدم چاپش تصمیم دقیقی بگیرم. به نظر شما اصلا چاپ نشه بهتره یا بدون تصویر چاپ بشه؟

ارتقاء دادن اوبونتوی جاونتی به کارمیک

توجه: اینکار چندان عاقلانه نیست. الان برای رفتن به نسخه بعدی زود است.

راستش رو بخواهید من از اولش هم از اسم «خرگوش شاخ‌دار» خوشم نمی‌اومد… امروز در یک اقدام انفجاری تصمیم گرفتم اوبونتوی ۹.۰۴ خودم رو به ۹.۱۰ ارتقاء بدم. اینکار خیلی ساده است، می‌زنید: update-manager -d

و در صفحه آپدیت، در اون گوشه بالا سمت راست یک دگمه اضافه می‌شه که توش گزینه ارتقاء به نسخه بعدی رو گذاشتن. اون رو که فشار بدین و به اندازه کافی که صبر کنین، لینوکس خود به خود به نسخه بعدی ارتقاء پیدا می کنه.. البته با صرف زمان زیاد و دانلود بیشتر از یک گیگابایت.

شکی نیست که اینکار چندان عاقلانه نیست چون نسخه بعدی اوبونتو هنوز در مرحله آلفا است و حدود دو ماه و خورده‌ای دیگه به عرضه رسمی‌اش مونده. اگر دقیق نمی دونید چیکار می کنید یا اگر از سیستم بک آپ ندارید یا اگر حوصله سر و کله زدن بیشتر با سیستم عامل رو ندارید یا اگر – بر عکس من – از آپدیت کردن خوشتون نمی‌یاد، به هیچ وجه اینکار رو نکنید.

آنگ سان سوچی به حصر خانگی برگشت

خبر جدیدی نیست: یک دادگاه دروغی، یک مدافع واقعی حقوق بشر رو محکوم کرد. اینبار در برمه. آنگ سان سوچی که من قبلا هم درباره اش نوشته ام (اینجا و اینجا)، اینبار به جرم نخ نمای «اقدام علیه امنیت ملی» یا چیزی مشابه، ۱۸ ماه دیگه رو در حصر خانگی خواهد گذروند. این آدم شریف، ۱۴ سال از ۲۰ سال قبل رو در زندان گذرونده.

هویت دیجیتالی

مقاله‌ام برای اعتماد ملی

هرکسی هویتی دارد. هویت انسان وابسته است به برداشت از او به عنوان یک موجود مستقل. در جوامع کوچک این هویت برای همگان قابل درک است اما در جوامع بزرگ مثل کشورهای امروزی، این هویت بیشتر و بیشتر در حال وابسته شدن به مدارک و سوابق است. هر قدمی هم که به سوی عصر اطلاعات و محیط‌های دیجیتالی برمی‌داریم، این هویت انتزاعی‌تر و انتزاعی‌تر می‌شود و دزدی هویت، ساده و ساده‌تر. دزدی هویت در محیط‌های دیجیتال، به معنی ادعای هویت غیر واقعی است. در ساده‌ترین حالت ممکن است یک نفر ایمیلی به نام شما درست کند و به دوستانتان – به نام شما – ایمیل بزند یا وبلاگی به اسم شما درست کند و در آن مطلبی بنویسد که همگان تصور کنند شما نوشته‌اید. این وضعیت جذابی نیست اما وضع می‌تواند بدتر هم بشود.

دولت انگلیس قصد دارد تا سال ۲۰۱۲، به تمام شهروندان خود کارت شهروندی الکترونیک بدهد. به عنوان مرحله آزمایشی این طرح، روز چهارشنبه گذشته دولت انگلیس کارت‌های اولیه را برای تعدادی از خارجی‌های مقیم انگلیس صادر کرد. اما ماجرا ادامه دارد.

روزنامه دیلی میل، از یک متخصص ایمنی به نام آدام لاوری خواست که امنیت این کارت‌ها را آزمایش کند. او با استفاده از یک گوشی موبایل و یک لپ‌تاپ، در عرض چند دقیقه اطلاعات یکی از این کارت‌ها را به کامپیوترش کپی کرد. بعد با کمک یک متخصص تکنولوژی دیگر، تمام اطلاعات کارت را تغییر داد؛ از ظاهر دارنده کارت گرفته تا نام و اثر انگشت و مابقی قضایا.

مرحله آخر، نوشتن این اطلاعات جدید روی کارت بود. او کل اطلاعات را روی کارت نوشت و در بخش توضیحات هم اضافه کرد «من یک تروریستم، به محض دیدن شلیک کنید.». حالا هر پلیسی که در مرز یا هر جای دیگر از او کارت هویت می‌خواست، با این هویت جدید مواجه می‌شد و آن جمله مشکوک.

اقدام این روزنامه و عرضه کارت جدید به پلیس‌، اقدامی است برای نشان دادن ضعف موجود در کارت‌های هویت دیجیتالی. این کارت در کمتر از ۱۲ دقیقه، کپی و تغییر داده شد تا ثابت کند که این تکنولوژی هنوز توان عملیاتی شدن ندارد. هرچند ماموران پلیس انگلیس اعلام کرده‌اند که به زودی به این مقاله پاسخ خواهند داد، اما احتمال زیادی وجود ندارد که برای بخش دوم مقاله پاسخ درخوری داشته باشند. بخش دوم مقاله به این مبحث اشاره دارد که هدف اصلی راه‌اندازی چنین طرح‌هایی، ایجاد بانکی اطلاعاتی از تک تک شهروندان است. بانک اطلاعاتی‌ای که کاربرد اصلی‌اش در اعمال سلطه هرچه بیشتر بر مردم خواهد بود.

دیجیتالی شدن حتی اگر خوب نباشد، ناگریز است اما نکته‌ای که در این میان معمولا مغفول واقع می‌شود، ایمنی شهروندان است. ابهام در شیوه اجرای پروژه‌هایی مانند پاسپورت دیجیتال و انحصار غیرشفاف بانک‌های اطلاعاتی شهروندان، تهدید مستقیم هویت انسان‌ها و حرکتی علیه حریم خصوصی آن‌ها است. اجرای چنین پروژه‌هایی باید به طور کامل شفاف، امن و با اطلاع همگان از جزییات فنی باشد.

یک میلیارد روباه آتشین

مقاله‌ام برای نشریه عصر ارتباط.

هفته گذشت، تعداد مجموع نسخه‌های دانلود شده فایرفاکس، از مرز یک میلیارد نسخه گذشت. یعنی به ازای هر ۶ نفری که روی کره زمین زندگی می‌کنند، یک نفر فایرفاکس را دانلود کرده است. یک میلیارد عدد عظیمی است. موزیلا در کمپین تبلیغاتی «یک میلیارد بعلاوه تو» تذکر می‌دهد که یک میلیارد ثانیه برابر ۳۱.۷ سال می‌شود و یک میلیارد کیلو برابر وزن ۲۵۰ هزار فیل. اما خود موزیلا خاطر نشان می‌کند که عدد یک میلیارد دانلود در طول تاریخ، به خودی خود معنی خاصی ندارد و آماری همچون داشتن سیصد میلیون کاربر فعال، شاخص بسیار مهمتری است.

این مرورگر بازمتن که از سال ۲۰۰۴ تا کنون حدود ۳۱٪ بازار مرورگرهای جهان را چنگ مایکروسافت بیرون کشیده، در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۸ هم با عرضه نسخه ۳ و دانلود ۸ میلیون نسخه از آن در بیست و چهار ساعت اول، رکورد جهانی گینس مربوط به بیشترین دانلود نرم‌افزار در یک روز به نام خود ثبت کرده. اما اینها همه مربوط به گذشته است. سوال اصلی این است که آیا فایرفاکس خواهد توانست از مرز میلیاردی بعدی هم رد شود؟‌ مایکروسافت اعلام کرده که اینترنت اکسپلورر ۸، از زمان معرفی تا کنون حدود ۲۰۰ میلیون بار توسط کاربران دانلود شده است. با داشتن این آمار و گذاشتن آن در کنار عرضه مرورگرهای جدیدی مثل گوگل کروم و رقبایی جدی مثل اوپرا، سوال در این باره که فایرفاکس چگونه می‌تواند به مرز یک میلیارد بعدی برسد جدی و جدی‌تر می‌شود.

نکته اول نوآوری است. فایرفاکس نوآور بوده و به همین دلیل محبوب شده است. داشتن تب‌های مختلف، قابلیت اضافه کردن پلاگین، پوسته‌های متنوع، بازیابی تب‌ها و حتی فرم‌های پر شده بعد از کرش، بازگرداندن تب‌ها و پنجره‌های به تازگی بسته شده، مرور امن و .. همه و همه چیزهایی هستند که افراد را به استفاده از فایرفاکس در مقابل آی.ای. تشویق کردند. ادامه نوآوری سخت است و نیازمند مشارکت همگانی و به اشتراک گذاشتن ایده‌های نو با برنامه‌نویسان.

نکته دوم، ایمنی است. یک نرم‌افزار بازمتن امن تر از یک نرم‌افزار بسته است و این قابلیت در طول سال‌های آینده هم برگ برنده پروژه‌های بازمتن خواهد بود.

به عنوان نکته سوم می‌شود به قابلیت اجرای فایرفاکس روی تمامی سیستم‌عامل‌های مطرح موجود نام برد. فایرفاکس هم روی لینوکس اجرا می‌شود و هم روی مک و این باعث شده که رشد مک و لینوکس، به معنی رشد فایرفاکس باشد.

اینها را بگذارید کنار این حکم اتحادیه اروپا که اخیرا اعلام کرد که در صورتی که مایکروسافت بخواهد ویندوز ۷ را در اروپا بفروشد، حق نخواهد داشت آی.ای. را به اجبار با آن همراه کند. به عبارت دیگر کاربران باید حق داشته باشند مرورگر خود را مستقل از سیستم‌عامل انتخاب کنند. چه این حکم، جلوی فروش ویندوز ۷ در اروپا را بگیرد و چه مایکروسافت نسخه‌ای از ویندوز را عرضه کند که به هنگام نصب، قابلیت انتخاب مرورگر در آن فراهم باشد، قدم بزرگی برای فایرفاکس و تمام نرم‌افزارهای بازمتن برداشته شده است. با در نظر گرفتن همه این شرایط، رسیدن به میلیارد دوم چندان دور به نظر نمی‌رسد.

کتاب صوتی «۲۲ مرثیه در تیرماه»

شمس لنگرودی عالی است. شاعر متعهد با صدای گرم و شعرهای زیبا.. و شعور برای انتشار کتاب ۲۲ مرثیه در تیرماه به شکل اینترنتی، بدون سانسور و با صدای خودش. شمس لنگرودی خیلی خوبه، حتی اگر شعرهاش گاهی بیشتر از اونی که من دوست دارم سیاسی بشه.

لینوکس در هفته سی و دوم