«جادی! چرا اینقدر ضد زن هستی؟»

خب بذارین تمرکز کنم… با دختری حرف می زدم. دختر هنرمند است (به قول خودش آرتیست) و از پسری می‌گفت که یک دوربین خوب داره و استودیوی عکاسی نود (۹۰ نه! نــــــود یعنی لخت). مشتری‌هاش میان به استودیوش که توی خونه‌اش هم هست، لخت می‌شن و عکس می‌گیرن.

من با خنده و فکر به رشته سخت عکاسی که توش آدم سخت شاخص می‌شه و خیلی از آماتورها با پول می‌تونن توش جلو بیافتن، می‌گم:

    – پول هم می‌گیره از مشتری‌ها؟

دختر جواب می‌ده:

    – فکر نکنم. نمی‌دونم.

و من با خنده می‌گم:

    – ظاهرا که باید یک پولی هم بده.

دختر اضافه می‌کنه:

    – احتمالا گاهی با بعضی مشترها هم می‌خوابه دیگه.

این یک متلک پسرونه نیست. جدی است و بر اساس منطق. من اضافه‌تر می‌کنم:

    – پس احتمالا باید پول بیشتری هم بده.

و دختر خیلی جدی بهم جواب می‌ده «جادی تو چرا اینقدر ضد زن هستی؟»

شوکه می‌شم. من ضد زن هستم؟ شنیدنش از طرف کسی که مدت‌ها است منو می‌شناسه سخته. من مبارز نیستم و برای نظراتم خیلی وقت ها ترجیح می دهم هزینه ای هم ندم ولی به هرحال می دونم که معتقدم به حقوق زنان (مثل هر موجود دیگه ای) و دفاع ازش. شوک خوبیه… فکر من معمولا خوب خط ها رو می‌گیره می‌ره جلو و دو سه تا خط مختلف رو به نتیجه می‌رسونه اما اینبار هر چند ثانیه که بهش وقت می‌دم به ته خط تحلیلی نمی‌رسه. هی سعی می‌کنم مسیرهای احتمالی مختلف رو به چپ و راست بچینم و ببینم این مکالمه کجاش به ضد زن بودن می‌رسه.

یادم نیست خودم به نتیجه می‌رسم یا خودش بهم می‌گه. اوه! الان یادم اومد. خودش بهم گفت و جوری که الان با یادآوری‌اش شوکه بشم. بهم می‌گه «چرا همه‌اش تو چارچوبٍ شدن و کردن فکر می‌کنی؟». اوه!

جملات من معطوف به این بودن ک دخترها همیشه سعی می‌کنن «پا ندن» و پسرها سعی می‌کنن گیر بندازن و سکس داشته باشن. چرا اصلا فکرم به این سمت نرفت که دختری هست که وقتی دلش سکس می‌خواد، پسری رو پیدا می‌کنه که بدون رابطه عاطفی پایه سکس باشه و خوش تیپ هم باشه و آرتیست هم باشه و باهاش بخوابه. جملاتم رو که مرور می‌کنم.. در اصل اینو گفتم «اگر دختری با پسری که نمی‌شناسه بخوابه، باید پول بگیره». خیلی ضد زن بوده. شوک خوبیه. یک فکر دقیق و عمیق روی یک شوخی ساده که به هرحال زشت بوده اما حالا خیلی بدتره.

چند روز قبل ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان بود (پادکست رادیو فنگ رو از اینجا و پادکست پر استرس صدای تغییر رو از اینجا گوش بدین). این شاید اولین ۲۵ نوامبری است که من حرف تکراری نزدم. امسال ریشه‌های عمیق‌تری از این خشونت رو توی خودم هم دیدم و مطمئن‌تر شدم که جامعه نیاز به آموزش داره. نیاز به حرف زدن و نیاز به ارتباط. اگر داشتیم… می‌خوردیم به سلامتی همه خانم‌هایی که بدنشون مال خودشونه… به سلامتی همه خانم‌ها.

  • pej

    جادی دو بار متنتو خوندم کلا جمله بندیت یه جوری بود.
    ولی فک کنم اصولا اگر یک نفر درخواست سکس بده باید پول هم بده.چه مرد چه زن.
    الان هم اینجا خانمهای سن بالایی هستند که به پسر ها پول میدهند تاسکس داشته باشند.

    • آره خودم هم فکر می کردم بهتره بخونمش و با صدا بذارم ولی دیگه حوصله نکردم (:

  • علیرضا

    به نظرت، از اینکه دچار شوک میشیم، باید خوشحال بشیم یا ناراحت؟ راجع به خودمون میگم. جدا از موضوع.

    • متوجه نشدم علیرضا. خب شوک است دیگه. خوشحالی و ناراحتی نیست (: ولی در نهایت نگاه من مثبته. یک چیزی رو می بینیم و حداقل می فهمیم که هست دیگه و بعد تلاش می کنیم اصلاح کنیم

    • ناراحت برای بودن یک مشکل
      خوشحال برای کشف مشکل و داشتن شانس برطرف کردنش D:

  • تجربه جالبی بود
    گاهی وقتی برمیخوریم با این صحنه‌ها! که تصوراتمون از بیرون طور دیگه دیده میشه

  • سلام
    اینجا واقعا موضوع به همین سادگیه؟ مطمئنید دختری که دلش سکس می خواد و….. راحت میره با یکی میخوابه قبلا هم اینطور فکر می کرده؟ ترس من اینه که همون دختر هم در عمق ذهنش اصلا از چنین حالتی راضی نباشه. بعد هم اون شخصی که این عکاسی جالب رو انجام میده آیا اون هم واقعا مثل اون دخترها فکر میکنه؟ یا اون پس ذهنش خوشحاله که داره ………….؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همه چیز انقدر ساده نیست. من همیشه مشکلم با حقوق زنان اینه آیا ما اجازه میدیم زن ها کار کنند یا اینکه داریم از بیشترشون کار می کشیم در حالی که حقوق خیلی کمتری می گیرند و لابد باید خوشحال هم باشن که دارن کار می کنند. به عنوان یک زن فکر نمی کنم لااقل توی جامعه ی ما این چیزی که شما میگید انقدر راحت به این مرحله رسیده باشه . دربهترین حالتش من دخترهایی رو می بینم که ایده آلشون این نبوده وبنابه شرایط تغییر عقیده دادند. شایدهم من اشتباه می کنم .

    • سوفیا جان بحث دقیقا این نیست که زن ها و دخترها باید چیکار کنن. بحث اینه که ما نباید زن و دخترها رو بر اساس کاری که می کنن توی طبقه بندی ذهنی خودمون بذاریم. هر کس آزاده در مورد خودش انتخاب کنه. اصلا صحبت این نیست که این کار/اتفاق خوبه یا بد.

      بحث ساده است: یکسری هستن که می گن اگر خانمی رفت سراغ سکس خارج از خانواده با کسی که بهش علاقه ای هم نداره، باید شلاقش زد یا اونقدر با سنگ توی سرش کوبید تا بمیره. من می گم این کار درست نیست. حالا من باید حواسم باشه که یک قدم دیگه هم جلوتر بیام و درک کنم که اگر کسی این رو انتخاب، نباید تحقیر بشه. باید یاد بگیریم که آدم ها حق دارن در مورد بدن خودشون انتخاب کنن. بحث سر خوب بودن و بد بودن نیست سر نگاه تحقیر آمیز است و عمقی که پیدا کرده.

  • این زبان لعنتی‌! حالا جدیدا (‌شاید هم از قدیما‌) خارجی‌ها از همون عبارت برای هر دو طرف استفاده می‌کنن‌، ولی هر طوری سعی می‌کنم‌، نمی‌تونم با زبان فارسی درک درستی ازش داشته باشم‌! ناخود‌آگاه یه لحظه فکر می‌کنم دختره دو جنسست ;-)
    یه کتابی تو اینترنت هست به اسم «‌زن و سکس در تاریخ‌» نمی‌دونم خوندیش یا نه‌. توش حرف‌های خوبی زده (‌هر چند که خیلی تکرارش کرده باشه‌) ولی می‌تونه کمی کمکمون کنه‌‌ که بفهمیم مشکل به همین «‌کردم‌» و «‌دادی‌» ختم نمی‌شه ;-)

  • من هم قبول ندارم که کسی رو به خاطر انتخابش (حتی اگر از نظر ما درست نیست) محکوم کنیم ولی ما داریم از اون طرف هم باعث تشویق و ترویج یک رفتاری میشیم . قبول کنید خیلی وقت ها خود ما که دم از این آزادی میزنیم برای خودمون چنین چیزی رو نمی پسندیم. من فقط می گم لطفا از اون طرف هم به مسایل نگاه کنیم. نکنه به خاطر افراط دچار تفریط بشیم . همین . آیا واقعا به زن ها قدرت انتخاب دادیم ؟یا شرایط براشون طوری شده که چاره ای جز این ندارند؟
    من خودم همیشه با این مسئله مشکل داشتم که چرا اگر مردبره دنبال چند نفر عیب نداره(به شکل فاجعه لااقل نیست) اما اگر زن این کارو بکنه اسم خاصی روش گذاشته میشه(لااقل توی این جامعه)ولی اینم ببینیم لطفا که این دوجنس خیلی متفاوتند .

    • توی جامعه ای که تمام اجزای حکومتش با پول نفت و مالیات من دست به دست هم دادن که یک چیزی رو بگن ، یک وبلاگ که برعکسش رو بگه از اونطرف بوم افتادن نیست (: خوشبختانه از این باب نگرانی نداریم.

    • jamal

      سوفیا به نظرم درست میگی. من بیشتر نظر ها رو خوندم اما به نظر من نوشته تو به واقعیت و منطق از همه نزدیک تر بود.

  • کافیه بدونیم قضاوت کردن کار ما نیس..

  • خوندن این نوشته اول گیجم کرد.
    چند بار خوندم تا بفهمم کجاش گیج شدم.

    بعد دیدم برای نظر، اینجا بهتره صداهای ذهنم رو بنویسم، همونطور که اینو میخوندم.
    عکاس پول میگیره یا پول میده؟ خوب اینکه خیلی ساده است. عکاسی و مدلینگ هردو میتونن کالای فروخته شده باشن. بستگی داره که کی داره اینجا چی رو میخره. اگه یه عکاس دلش میخواد یه آلبوم از عکسهای برهنه داشته باشه، احتمالا مدل رو میخره. ولی من ممکنه دلم بخواد یه آلبوم از عکسهای برهنه ی خودم داشته باشم، اونوقت این منم که عکاس رو میخرم.

    منجر به سکس میشه یا نه؟ اصولا عکاسی به نظر کار خیلی سکسی ای میتونه باشه. من از دید عکاس ها خوشم میآد، هنرشون در اینه که زیبایی هارو میتونن ببینن که خیلیا به صورت عادی نمیبینن. از اونجایی که دیدن زیبایی یک نفر یک مهارت در داشتن رابطه ی جنسی /احساسی خوب با اون فرد هست، میتونه منجر به یه رابطه ی نزدیک شه. عکاس از مدل عکس میگیره و در عین حال داره مدام زیباییشو تمجید میکنه. اگه وقت داشته باشه (‌بیاید درس فک کنیم، اگه عکاس و مدل حرفه ای باشن ممکنه واقعا وقت اینو نداشته باشن)‌ به هر حال، اگه عکاس وقت داشته باشه مدل هم وقت داشته باشه و از هم خوششون بیاد، فضا به نظر مناسب میآد که با هم سکس بدارن.

    چرا اینکه جادی میگه لابد یه پولی هم میده توهین به زناس فقط؟ اصلا چرا اینجا انقدر بدیهیه که مدل ها زن هستن؟ مدل مرد هم داریم. یعنی کلا همونقد که مدل زن داریم مدل مرد هم داریم. عکاسی برهنه هم میکنن. اساسا بدن مردها میتونه خیلی زیبا باشه. عکاس هم جنس باز هم داریم.

    عکاسی برهنه لزوما راجع به سکس نیست. عکاسی برهنه ی اروتیک داریم، عکاسی برهنه ی هنری داریم.

    و در آخر، آره، هستن خانمایی(مردایی) که میرن با یکی(زن یا مرد) میخوابن فقط برای سکس. براش پولی هم نمیگیرن. به نظرشون دارن سکس میدن و سکس میگیرن.

    هستن خانمایی(مردایی) هم که با یکی(زن یا مرد) میخوابن ازش پول هم میگیرن. بازم به نظرم اینجا موضوع اینه که چی داره فروخته میشه چی داره خریده میشه. درست مثل مدل شدن. ممکنم هست عکاس و مدل هیچ پولی از هم نگیرن. یعنی هزینه ای که دارن میکنن تو عکاسی و چیزی که به دست میآرن برای هرکدوم برابره.

    طبیعتا، هرکاری میکنن به خودشون مربوطه و تحقیر کردنشون،،، همین که جادی گف.

  • ali

    سام علیک

    از مسئله دور شدن بدم میاد .

    از خانوما خوشم میاد همیشه زنهارو به عنوان شخص اول تو بازیام انتخاب میکنم . بیشتر روابطم در سایبر هم رو با خانوما دارم . خلاصه اگه دو باره به دنیا می آمدم از دختر شدن استقبال می کردم .

    بحث (کردن و دادن) نه به زبانه نه به جنسیت به روحیه و نیاز جفتها مربوطه مثلا دوست من حمید لگنش زیر فشار و ضربه آسیب دید بنده خدا از قبلم دچاره ضعف جسمانی شده بود .

    اون عکاس منحرفه و باید باهاش برخوردشه چه مرد چه زن . اصلا چرا باید مسائل خصوصی مردم رو ثبت کنه اونم مخفی تو خونش وای که چه آدمای بی فکری رفتن پیشش ! وای ! لا اقل عکاسی واقعی بانوان و آقایان این کارو واسه مردم میکنن و تقریبن امن هستن . من تو دوره های بچه های باشگاه شرکت کردم چند بار/ ملت از خودشونو خوانومشون البوم دارن .

    وای از این جامعه مصرف گرا

    یعنی چی : یعنی عرضه وتقاضا

    مردم دنیا دوست دارن خودشونو برادکست کنن مثل youtube بلاگ یا ….
    یا مثلا من دوست دارم بدونم زیر لباس Maria Sharapova چیه ….

    داداش تو مورد نداری قضیه کثیف بود شما فکر کن یه پسری بره پیش یه آقایی برای عکس نود و …
    آدم فکرش همجا میره !؟ بخدا ! شما فکر کن . حالا مرد ستیز شدی ؟

    خانم ها زدن خاکی چه ربطی به سکس داره آخه ها ؟ جوابتو نمیدم تا دیگه بی راه نری ضعیفه ی ضریفه .

  • جادی! این گفت‌وگوی‌ات خیلی «ضدمرد» بود. چرا؟! دقیقا با استدلال شبیه به استدلال خودت. در اصل داری می‌گویی «اگر پسری بخواهد با دختری که نمی‌شناسد بخوابد، باید پول بدهد» (از روی حرف خودت) چرا یک پسر باید چنین کاری بکند؟

    در واقع به نظرم مساله ضدمرد بودن یا ضدزن بودن نیست. مساله این است که به سکس نگاه خریدارانه داری یا نه. و اتفاقا به نظرم دوست‌ات نگاه «تحقیرآمیز به زن» دارد چون از بین این دو برداشت مختلف (و هر دو غلط) ترجیح داد که برداشت «ضدزن» داشته باشد.

    از این حرف‌ها گذشته، آدم‌ها با یک حرف یا یک عمل ضد یا موافق چیزی نمی‌شوند. مهم این است که در مجموع چه می‌کنیم، چه می‌گوییم و چه می‌اندیشیم.

  • با کلاس و روشنفکر

    ممنون که جنده بازی رو برامون توجیه کردید!
    من برای با کلاس بودن و روشنفکر بودن با همین یکی مشکل داشتم که اون هم شما حل کردید

    • فرزام

      باکلاس و روشنفکر عزیز /
      میشه جدای از اون واژه ای که بکار بردی موارد دیگه ی روشنفکر بودن رو بیای توضیح بدی که یه ذره ما هم روشن شیم؟
      ———–
      1) مجبور نیستیم هر چیزی بخونیم
      2) یک کامنتی بالاتر هست که خوب :«کافیه بدونیم قضاوت کردن کار ما نیس..»
      3) برچسب نزنید! توهین نکنید! …

  • احمد

    جادی تو ضد زن نیستی.
    من فکر میکنم این به خاطر کثرت اخبار این تجارت های کثیفه.
    به هر وبسایت پورن پولی که سر میزنی بیشتر برای مردها سوژه تولید میکنن و فروش دخترها در بعض کشورها و این جور چیزها ناخودآگاه رو آدم تاثیر میزاره.

  • سکس بدون پایه ی عاطفی؟ ناقص و خشونت علیه انسان محسوب می شه. چه مرد و چه زن. از طرفی هم نوعی گول زدن خود است، چون حتی اگه عاطفه ای هم از اول نباشه در اثر سکس ایجاد می شه، و ما بعدش باید خودمون رو مجاب کنیم که نباید احساساتی بشیم! و این بر خلاف اصول اخلاقی انسانیته. معنی آزادی و اختیار داشتن روی بدن این نیست که فقط جانب بدن رو بگیریم در حالی که به اسم آزادی خواهی سعی می کنیم از عواقبش روی روانمون چشم پوشی کنیم. یک رابطه ی جسمی، روان رو هم درگیر می کنه و بالعکس. هر کدوم بدون دیگری ناقص به حساب میاد.
    البته بحث طولانی بودن رابطه یا کوتاه و موقت بودنش نیست. چنین رابطه ای شاید فقط برای یک شبانه روز برقرار بشه، اما این تصور که می شه جنبه ی عاطفی رو ازش حذف کرد، به بیراهه رفتن و گول زدن خودمونه

    • jamal

      LIKE

  • یک مسئله ی دیگه ای هم هست که خواهش می کنم بهش جانبدارانه نگاه نکنید و ضد روشنفکری قلمدادش نکنید. اون هم اینکه تحقیقات علمی ثابت کرده که مسائل عاطفی مربوط به روابط جنسی روی زن ها اثر مخرب تری می ذاره تا مردها. پس تصور اینکه زن ها هم باید روابط کاملا آزادانه جنسی و جسمی داشته باشند، بیشتر یک جور ظلم کردن به اون هاست. در واقع، مشکل بیشتر از تصوریه که در مورد روابط برای مردها قائل می شیم، و سعی داریم برای برقراری برابری، اون رو به زن ها هم تسری بدیم. یعنی مشکل رو برعکس متوجه شدیم، مشکل آزادی رابطه ی جنسی بدون پایه ی عاطفی داشتن برای زن ها نیست، بلکه مشکل تصور درست بودن چنین چیزی برای مردها در جامعه ی سنتیه. منظورم اینه که اگه بخواهیم برابری ایجاد کنیم، باید به سمتی بریم که این تصور غیر انسانی برای هر دو جنس از بین بره، نه اینکه تصور غلطی که ظاهرا به مردها آزادی می ده، برای زن ها هم اجرا بشه. نمی دونم تونستم منظورم رو بگم یا نه

  • جادی

    لاله: صحبت «باید» نیست. اگر متن رو درست خونده باشی می بینی که بحث این نیست که فطرت چی می گه و غیره. بحث اینه که اگر کسی به اینها که تو می گی معتقد نبود آیا حق داری شلاقش بزنی یا نه؟ چه روحی چه جسمی.

  • دوست قدیمی

    یاد حرف تاریخی دوستت رضا انوری افتادم، می دونی یعنی چی و توضیح بیشتر نمی خواد.

  • کیان

    دو مورد جدا از هم تو این مطلب و نظرات این پست بود.

    در مورد رفتار جنسی مرد و زن، پیشنهاد میکنم به جای اینکه بهش از دید اجتماعی نگاه کنید و به کسی و یا یه نوع رفتار برچسب درست و غلط یزنیم، از دید علمی نگاه کنیم. ریچارد داوکینز تو کتاب”the selfish gene” تو یکی از چند فصل اضافه شده در نسخه سالگرد چاپ کتاب، میاد از دید فرگشتی این قضیه رو بررسی میکنه. در طبیعت چون زن حامله میشه و باید از بچه تا زمان استقلالش محافظت کنه -یعنی داره هزینه هنگفتی برای بقای ژن هاش پرداخت میکنه-، اینطوری فرگشت پیدا کرده که در انتخاب جفت وسواس به خرج بده، و راحت با هر کی جفت گیری نکنه.

    از اون طرف مرد بذرشو (منظور اسپرم) همه جا میپاشه و هزینه ی دیگه ای براش نداره. پس اینطوری میشه که جنس مذکر به چند جفتی بودن تمایل داره، اینطوری ژن هاش شانس بیشتری برای ادامه بقا دارن.

    البته خود جامعه ها هم فرگشت پیدا میکنن. بعضی جامعه ها که ماده انتخاب زیادی داشته باشه، نر ها مجبر میشن به تک جفتی و وفاداری بعد از حاملگی ماده، تا بتونن حداقل یه بار انتخاب بشن. و در بعضی جوامع حیوانی (و البته انسانی) یه نر قلدر چندین جفت ماده داره.

    این روندی هست که موجودات زنده فرگشت پیدا کردن. زن ها پا نمیدن، مرد ها هم علاقه مندن تا جایی که میتونن با بیشترین دفعات رو با ماده های مختلف جفت گیری کنن.

    حالا اگه بگید این فرایند های فرگشت واسه انسان ها دیگه عملی نیست، و ما با لوازیم پیشگیری میتونیم هزینه حاملگی رو از بین ببریم، و سکس فقط برای لذت هست. باید جواب داد درسته که انتخاب طبیعی دیگه برای انسان مدرن بی اثر، اما تاثیرات پیشین در ژن های ما نهفته شده. یه مثال خوب (از خود جتاب داوکینز) وقتی به تصاویر پورنوگرافی نگاه میکنید، کاملا اطلاع داریم که فقط یک تصویر روی مانیتور یا مجله هست و نه یک موقعیت جفت گیری! اما دست خودمون نیست و برانگیخته میشیم. :)

  • کیان

    مورد دوم آزادی زن ها

    آزادی دادنی و گرفتنی نیست. هر موجود زنده ای (گفتم موجود زنده نه فقط انسان) کاملا آزاده. اما در واقعیت این آزادی بسته قدرتش محدود میشه. یه زن آزاد کار میکنه، اما کار فرما از شرایط جامعه استفاده کرده و پیشنهاد حقوق کمتری به زن میده. و فعلا هم شرایط جامعه طوری هست که زن ها این کارو قبول میکنن. و در خیلی موارد کفر مرد ها رو هم در میارن (مثل کارگرهای مهاجر که کفر کارگرهای بومی رو درمیارن).

    حالا یه قدرت کنترل کننده (مثلا حکومت) باید بیاد قانون وضع کنه که شرایط حقوقی نباید بر اساس جنسیت باشه. البته این نوع قوانین بدیهی گاهی مضحک میشن (مثلا هر مردی باید حق باردار شدن داشته باشه! با اینکه نمیتونه اما باید حقش رو داشته باشه -یه طنز ار فیلم life of brian گروه monty python)

    در کل کسی به حق دیگران توجهی نمیکنه و همه جا اول “خود” هست، اینه که میگن دنیا Dog eat Dog
    وقتی سطح رفاه به جایی برسه که هیچ کسی از روی اجبار دست به کاری نزنه (مثل دختری که به بدترین شرایط کاری تن میده -یا مرد-) اونوقت این حقوق برابری خودبخود رنگ حقیقت میگرن. تا اون موقع باید منتظر حکومتی باشیم که بزور قوانین رو ثبت و اجرا کنه (باشد که علف زیر پایمان سبز شود)

  • ali

    مى گويد: ((نزديك زنا نشويد چرا كه عمل بسيار زشتى است و راه و روش بدى است )) (و لا تقربوا الزنا انه كان فاحشة و ساء سبيلا).
    در اين بيان كوتاه به سه نكته اشاره شده .
    الف – نمى گويد زنا نكنيد، بلكه مى گويد به اين عمل شرم آور نزديك نشويد، اين تعبير علاوه بر تاكيدى كه در عمق آن نسبت به خود اين عمل نهفته شده ، اشاره لطيفى به اين است كه آلودگى به زنا غالبا مقدماتى دارد كه انسان را تدريجا به آن نزديك مى كند، چشمچرانى يكى از مقدمات آن است ، برهنگى و بى حجابى مقدمه ديگر، كتابهاى بدآموز و ((فيلمهاى آلوده )) و ((نشريات فاسد)) و ((كانونهاى فساد)) هر يك مقدمه اى براى اين كار محسوب مى شود.
    همچنين خلوت با اجنبيه (يعنى بودن مرد و زن نامحرم در يك مكان خالى و تنها) عامل وسوسه انگيز ديگرى است .
    بالاخره ترك ازدواج براى جوانان ، و سختگيريهاى بى دليل طرفين در اين زمينه ، همه از عوامل ((قرب به زنا)) است كه در آيه فوق با يك جمله كوتاه همه آنها را نهى مى كند، و در روايات اسلامى نيز هر كدام جداگانه مورد نهى قرار گرفته است .
    ب – جمله ((انه كان فاحشة )) كه مشتمل بر سه تاكيد است (ان و استفاده از فعل ماضى و تعبير به فاحشه ) عظمت اين گناه آشكار را آشكارتر مى كند.
    ج – جمله ((ساء سبيلا)) (راه زنا بد راهى است ) بيانگر اين واقعيت است كه اين عمل راهى به مفاسد ديگر در جامعه مى گشايد.
    فلسفه تحريم زنا
    1 – پيدايش هرج و مرج در نظام خانواده ، و از ميان رفتن رابطه فرزندان و پدران ، رابطه اى كه وجودش نه تنها سبب شناخت اجتماعى است ، بلكه موجب حمايت كامل از فرزندان مى گردد، و پايه هاى محبتى را كه در تمام طول عمر سبب ادامه اين حمايت است مى گذارد.
    خلاصه ، در جامعه اى كه فرزندان نامشروع و بى پدر فراوان گردند روابط اجتماعى كه بر پايه روابط خانوادگى بنيان شده سخت دچار تزلزل مى گردد.
    براى پى بردن به اهميت اين موضوع كافى است يك لحظه چنين فكر كنيم كه چنانچه زنا در كل جامعه انسانى مجاز گردد و ازدواج برچيده شود، فرزندان بى هويتى كه در چنين شرائطى متولد شوند تحت پوشش حمايت كسى نيستند، نه در آغاز تولد و نه به هنگام بزرگ شدن .
    از اين گذشته از عنصر محبت كه نقش تعيين كننده اى در مبارزه با جنايتها و خشونتها دارد محروم مى شوند، و جامعه انسانى به يك جامعه كاملا حيوانى تواءم با خشونت در همه ابعاد، تبديل مى گردد.
    2 – اين عمل ننگين سبب انواع برخوردها و كشمكشهاى فردى و اجتماعى در ميان هوسبازان است ، داستانهائى را كه بعضى از چگونگى وضع داخل محله هاى بدنام و مراكز فساد نقل كرده و نوشته اند به خوبى بيانگر اين واقعيت است كه در كنار انحرافات جنسى بدترين جنايات رخ مى دهد.
    3 – تجربه نشان داده و علم ثابت كرده است كه اين عمل باعث اشاعه انواع بيماريها است و با تمام تشكيلاتى كه براى مبارزه با عواقب و آثار آن امروز فراهم كرده اند باز آمار نشان مى دهد كه تا چه اندازه افراد از اين راه سلامت خود را از دست داده و مى دهند.
    4 – اين عمل غالبا سبب سقوط جنين و كشتن فرزندان و قطع نسل مى گردد، چرا كه چنين زنانى هرگز حاضر به نگهدارى اينگونه فرزندان نيستند، و اصولا وجود فرزند مانع بزرگى بر سر راه ادامه اعمال شوم آنان مى باشد، لذا هميشه سعى مى كنند آنها را از ميان ببرند.
    و اين فرضيه كاملا موهوم كه مى توان اينگونه فرزندان را در مؤ سساتى زير نظر دولتها جمع آورى كرد شكستش در عمل روشن شده ، و ثابت گرديده كه پرورش فرزندان بى پدر و مادر به اين صورت چقدر مشكلات دارد، و تازه محصول بسيار نامرغوبى است ، فرزندانى سنگدل : جنايتكار بى شخصيت و فاقد همه چيز!
    5 – نبايد فراموش كرد كه هدف از ازدواج تنها مساله اشباع غريزه جنسى نيست ، بلكه اشتراك در تشكيل زندگى و انس روحى و آرامش فكرى ، و تربيت فرزندان و همكارى در همه شئون حيات از آثار ازدواج است كه بدون اختصاص زن و مرد به يكديگر و تحريم زنان هيچيك از اينها امكان پذير نيست .
    امام على بن ابى طالب (عليه السلام ) در حديثى مى گويد: از پيامبر شنيدم چنين مى فرمود:
    فى الزنا ست خصال : ثلث فى الدنيا و ثلث فى الاخرة :
    فاما اللواتى فى الدنيا فيذهب بنور الوجه ، و يقطع الرزق ، و يسرع
    الفناء.
    و اما اللواتى فى الاخرة فغضب الرب و سوء الحساب و الدخول فى النار – او الخلود فى النار -:
    در زنا شش اثر سوء است ، سه قسمت آن در دنيا و سه قسمت آن در آخرت است .
    اما آنها كه در دنيا است يكى اين است كه صفا و نورانيت را از انسان مى گيرد روزى را قطع مى كند، و تسريع در نابودى انسانها مى كند.
    و اما آن سه كه در آخرت است غضب پروردگار، سختى حساب و دخول – يا خلود – در آتش دوزخ است .

    • الف

      تکبیر…………

  • شفق

    مرسی جادی. خیلی خیلی خوب بود برای من. نکته ریزی بود. نظر دارچینم قشنگ بود

  • Pingback: بیست و پنجم نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان | کیبرد آزاد()