بایگانی برچسب: s

بیرون اومدن وب چیک: من یک هومو-رمانتیک آسکشوال هستم

webchick

شاید وب چیک رو بشناسین. یکی از سلبریتی‌های دنیای وب و توسعه دهنده دروپال و خیلی چیزهای دیگه. وب‌چیک در یک مطلب جالب، بیرون اومده – اصطلاحی که در دنیا برای اعلام عمومی گرایش جنسی استفاده می‌شه.

مساله اینجاست که گرایش جنسی معمولا چیزی خصوصی نگه داشته می‌شه چون جوامع مختلف در سطوح مختلف با استفاده از خشونت قانونی یا فشارهای اجتماعی، هر چیز غیر معمولی رو سرکوب می‌کنن. حالا این وسط آدم‌های شجاعتری هستن که با حرف زدن از گرایش‌هاشون، باعث می‌شن یکهو میلیون‌ها نفر ببینن که «اوه! پس من تنها نیستم» و این هفته ظاهرا نوبت وب‌چیک بوده.

وب چیک در این هفته توی مطلبش، نوشت که یک هومورمانتیک-آسکشوال است. توی این عبارت بخش هومو یعنی علاقه به جنس موافق – چیزی که از ۱۶ سالگی شروع به کشفش کرده بود. اون می‌نویسه که از ۱۶ سالگی می‌دونسته که علاقه عاطفی خاصی به پسرها نداره و رابطه عاطفی با همجنس‌های خودش یعنی دخترها رو ترجیح می‌ده ولی اضافه می‌کنه که ۲۰ سال دیگه طول کشید تا کشف کنه که برچسب «لزبین» (با تلفظ Lez-bi-a) هم براش مناسب نیست چون علی‌رغم رابطه عاطفی مثبتش با زن‌ها، علاقه خاصی به سکس باهاشون نداره.

این نوشته می‌گه که عدم آشنایی با عبارت «آسکشوال» برای سال‌ها باعث شده بود اون خودش رو لزبین بدونه ولی الان که سرچ بیشتری کرده می‌دونه که:

ویکی‌پدیا:

بی جنس گرا٫بی‌گرایش جنسی٫ بی‌گرایش٫ یا آسکژوالیتی یکی از گرایش‌های جنسی در انسان‌ها است که فرد دارای هیچ‌گونه تمایلات جنسی نمی‌باشد و با هیچ‌یک از دو جنس دیگر دارای روابط جنسی نیست. گفته می‌شود در حدود یک درصد از مردم جهان بی‌گرایش جنسی می‌باشند. آسکژوالیتی با «دوری از سکس» و «تجرّد» که رفتارهایی ناشی از انتخاب افراد هستند فرق دارد. آسکژوالیتی انتخابی نیست و فرد انتخاب نمی‌کند که عمل جنسی نداشته باشد بلکه هیچ علاقه‌ای به انجام اعمال جنسی ندارد. (برای مثال افراد سکژوال-افرادی که جزو دسته‌های دیگر گرایش جنسی قرار می‌گیرند- که در رابطه با افراد آسکژوال هستند منجر به ارتباطی فاقد سکس می‌شود) البته بعضی آسکژوال‌ها هم سکس دارند هر چند که اشتیاقی به آن ندارند. (مثلاً در صورت داشتن پارتنری که خواهان سکس است).

دلیلی که من اینو می‌نویسم؟ در ایران بر اساس آماری مشابه منطقا باید حدود ۷۰۰ هزار نفر آسکشوال داشته باشیم که شاید هیچ وقت این عبارت رو نشنیده باشن و شاید بیرون اومدن وب چیک بهشون کمک کنه تا آخر عمر به خودشون برچسب‌های منفی نزنن و بدونن که آدمی کاملا عادی هستن که اگر خودش رو بشناسه می‌تونه زندگی شاد و مثبتی داشته باشه.

یک آسکشوال مثل هر آدم دیگه ممکنه روابط رمانتیک با جنس مخالف یا همجنس یا هر دو جنس داشته باشه یا نداشته باشه. وب‌چیک به خودش می‌گه «هومورمانتیک‌ آسکشوال» یعنی کسی که با همجنس خودش روابط رمانتیک داره ولی سکس براش جذابیت خاصی نداره، هرچند که به دلایل مختلف قابل انجامه.

راستی.. این مطلب رو به پیشنهاد یک دوست آسکشوال نوشتم که مطلب رو برام فرستاده بود تا در موردش در این جمعه حرف بزنیم. اگر نیاز به اطلاعات بیشتر در مورد آسکشوالیته دارین، این ویدئو شاید شروع خوبی باشه.

خودتون رو بشناسین و شاد باشین (:

شعر شاعر هندی در مورد زیبایی و موی بدنش که هزاران بار بازنشر شد

bodyhair
ماجرا از اینجا شروع شد که ناینا(؟) کاتاریای هندی با یه مرد قرار سینما می ذاره. یک تبلیغ در مورد تیغ اصلاح بدن می بینن و ناینا می گه که آدم های مشهور بهتره توی این تیپ تبلیغ ها نباشن چون عملا دارن به آدم ها می گن اگر قراره زیبا باشن، لازمه از این محصولات استفاده کنن. جواب مردی که باهاش بیرون رفته اینه که «اوه اوه چه فمنیستی هستی!»

ناینا می گه این حرف باعث شد به خودش و زندگی اش فکر کنه. به اینکه چطور باید همیشه ابروهاش رو برداره و تقریبا همه بدنش رو وکس کنه. اون میگه هیچ وقت حرف یک مرد که بهش می گه زیباست رو باور نداره چون این حرف در مورد اون بدن خودش نیست بلکه عملا پاسخ به شکنجه هایی است که باید به بدنش بده تا توی استانداردهای تعریف شده در مورد زیبایی جا بشه – مثلا همین اپیلاسیون پر درد و زحمت. اون می گه:

هر وقت کسی بهم می گه زیبا هستم، حرفش رو باور نمی کنم چون به نظرم اگر منو با ابروهای پر پشت و پاهای پر مو ببینه، دیگه نظرش این نیست.

اون شعر زیر رو توی فیسبوکش نوشته که هزاران بار به اشتراک گذاشته شده اما خودش می گه متاسفانه این به اشتراک گذاشته شدن توسط زن ها اتفاق می افته که درد مشترک رو حس می کنن در حالی که انتظار می ره مردها مساله رو بفهمن.

وقتی مردی به من می گوید
که زیبا هستم
او را باور نمی کنم.
من روزهایی را دوباره زندگی می کنم که در مدرسه بودم
روزهایی که مهم نبود چقدر خوب درس می خوانم
روزهایی که اسمم «دختر سیبیلو» بود.
مردی که می گوید زیبا هستم نمی داند
چگونه است زاده شدن در خانواده ای که ایکس پدر را با افتخار گرفته اید
در حال که ایکس مادر در کناری غمزده نشسته
و به نا-زنانگی بدنش افسوس می خورد
این مرد دو رویی را نمی‌شناند
او دنیایی که به من می‌گوید «خودت باش»
و در یک نفس بعدتر، با یک کارت دوست داشتنی رنگ پوستم را می‌سنجد نمی‌شناند
او داغی وکس و درد لیزر را نمی‌شناسد
که تنها وظیفه اش
جایگزینی پوست بیچاره من
با نسخه پیچیده‌ای شده است
که گفته می شود مناسب زنانگی یک خانم است
او ویت و بلیچ را نمی‌شناسند
که موی‌های متراکم را محو می‌کنند
و مدعی بهداشت‌اند
بهداشتی که اگر مردها به سراغش روند غیرمردانه لقب می‌گیرند
او نمی‌داند که ابروهای سرکش چگونه باید رام شوند
و ابروهای پیوسته چگونه به آرامی در این دنیا جان می‌سپارند
تا «زیبایی» حفظ شود
مردی که به من می گوید زیبا هستم،
معجزه شکنجه آسایی که پشت درهایی که رویش
«ورود مردان ممنوع»
نوشته شده را ندیده است.

به خاطر همه اینها،
وقتی مردی به من می‌گوید زیبا هستم
لبخندی حواله‌اش می کنم، لبخندی که بعد از تمام دردهای پس از کندن نوار موم‌آگین
روی صورتم برجا مانده است
وقتی مردی به من می‌گوید زیبا هستم
در دلم می‌گویم؛
صبر کن تا موها دوباره رشد کنند
و ببینم به نظرت هنوز زیبا هستم یا نه.

ببینین! این دوست هندی‌مون شعرش رو گفت ولی من هنوز نرسیدم پادکست ویژه ام در مورد موی بدن رو درست کنم ولی حداقل به این بهانه می تونم بگم عنوان پادکست این خواهد بود «اصلا بد نیست، خیلی هم خوبه» با عنوان فرعی «نترسین و خودتون باشین و اجازه ندیدن یکسری کمپانی تبلیغاتی به جاتون تصمیم بگیرن» (:

جمعه‌ها با جادی: آیا دوش واژینال مفیده؟ اصلا چی هست!

در شماره ۶۳ رادیو گیک به شکل اتفاقی به دوش اشاره کردیم. حالا که جمعه است می تونم بگم که «دوش» یعنی شستن یا تمیز کردن و دوش واژنال یعنی شستن و تمیز کردن واژن که کانال داخلی اندام جنسی زنانه است. دوش واژنال منطقا یعنی تلاش برای تمیز کردن بخش داخلی اندام جنسی زنانه که معمولا از طریق یک دستگاه تقریبا این شکلی:

douche

و مایعی مثل آب یا سرکه بسیار رقیق یا ترکیب های مشابه صورت می گیره – به امید «بهداشت»، «پیشگیری از باروری»، «رفع بوی نامناسب» و … که همه شون هم اشتباه هستن.

جالبه که مفهوم «بهداشت» رو ما اصولا بد فهمیدیم و اکثرا کارخونه‌هایی که دوست دارن چیزهای مختلف بفروشن دائما تبلیغ کردن که «اگر فلان چیز رو بخرین وضع بهداشت شما بهتر می شه» (: یکیش همین دوش واژنال.

در حال حاضر بر اساس تحقیق های بسیار متنوع و هم نظر استفاده از دوش واژنال توسط پزشک‌ها نهی می شه.

چرا نباید از دوش واژنال استفاده کرد

مشکل اصلی دوش اینه که محیط طبیعی واژن رو به هم می زنه. در تمام بدن ما باکتری های خوب و بد وجود دارن و سطح اسیدی و بازی در جاهای بدن مختلف است. دستکاری کردن این شرایط معمولا نتایج جالبی نداره. دوش واژنال از یکطرف باعث پایین اومدن سطح باکتری های مفید می شه و در نتیجه بیماری‌هایی مثل عفونت های قارچی یا باکتریال وجیونوسیس و از اونطرف اگر شما در حال حاضر چنین مشکلاتی داشته باشین، عفونت رو به سمت داخل بدن پخش می کنه و دردسرهای بزرگتری تولید می کنه.

پس با بوی واژن بد چیکار کنم

نه بوی بد واژن و نه درد و خارجش و غیره رو می شه با دوش بهتر کرد. مطمئنا اگر در جایی که مشکل عفونت وجود داره آب بریزین تا زمانی کوتاه بو پخش نمی شه ولی عفونت با قدرت بیشتر در محیط مرطوب و جذاب به زندگی اش ادامه می ده. در صورتی که هر کدوم از این مشکلات رو دارین بهتره با دکتر زنان تماس بگیرین:
– بوی بد ترشحات واژن
– خارش و سوزش واژن و ترشحات بین سبز و زرد
– سوزش و قرمزی
– درد هنگام ادرار
– درد یا ناراحتی حین سکس

همه اینها می تونن نشونه های بیماری یا عفونت های مقاربتی باشن و شستشوی داخل مهبل فقط می تونه بدترشون کنه و کار تشخیص رو برای پزشک ها سخت تر.

پس چجوری تمیزش کنم؟

خودش خودش رو تمیز می کنه. نگران نباشید. در قدیم بعضی راهب ها نصف پارچه های بلند رو قورت می دادن و بعد از مدتی از معده شون بیرونش می کشیدن تا معده شون تمیز بشه. این همونقدر احمقانه است که کسی سعی کنه داخل واژنش رو با دوش بشوره. اگر مشکلی مثل بوی بد دارین با پزشک مشورت کنین.. البته این رو هم بدونین که واژن به هرحال یک رایحه خاص خودش رو داره که در طول زمان / روز هم تغییر می کنه و بوی بد حساب نمی شه. در صورتی که علاقمند به رعایت بهداشت هستین:
– حین حمام، منطقه بیرونی رو با آب گرم بشورین. شاید بتونین از صابون های ملایم هم استفاده کنین ولی بعضی ها حتی به اون هم احتیاج ندارن
– از تامپون و پد و … «معطر» استفاده نکنین

آیا دوش واژن از بیماری های مقاربتی یا بچه دار شدن پیشگیری می کنه؟

معلومه که نه! حتی بعضی تحقیق ها می گن خطرناکترش هم می کنه چون باکتری های مقاومت کننده جلوی عفونت ها رو حذف می کنه. استفاده از دوش واژنال باعث پیشگیری هم نیست و در صورتی که نیاز به حفاظت در مقابل بیماری های مقاربتی یا بچه دارین، بهتره از کاندوم استفاده کنین یا در شرایط اضطراری از قرص های روز بعد.

ولی پزشکم به من گفته دوش واژنال استفاده کنم

متاسفانه دکترهای زیادی داریم که آپدیت نیستن. چیزهایی که در جهان بی خطر تشخیص داده شدن رو بعضی از ما هنوز خطرناک می دونیم و رفتارهایی در یک کودک که در جهان بیماری طبقه بندی نمی شه رو بعضی از ما سعی می کنیم با قرص درمان کنیم! مطمئنا خیلی از پزشک ها هم سعی می کنن به روز باشن ولی خب بعضی از ما به روز نیستیم. اگر دکترتون بهتون دوش واژنال پیشنهاد کرد به این فکر کنین که چقدر دنیا عوض شده و چقدر جالبه که شما می تونین با کمی سرچ و بررسی منابع رسمی و مقالات روز از دکترتون اطلاعات بیشتری داشته باشین.

نکته جایزه

اصطلاح دوش بگ یا Douche Bag که یک فحش آمریکایی است به اون محفظه دوش اشاره می کنه که مایع مورد نظر رو نگه می داره و معمولا برای افرادی استفاده می شه که فکر می کنن خیلی مهمن یا خیلی باهوشن و رفتارهای خز دارن و به هیچ دردی هم نمی خورن و فقط صدمه می زنن (:

کاندوم غول‌آسا روی اوبلیسک هاید پارک سیدنی با پیام «امنیت»

sydney

مسوولین شهر سیدنی استرالیا امیدوارن با کاندوم پوش کردن ستونی که در سال ۱۸۵۷ به یادبود اولین سیستم فاضلاب سیدنی علم شده، پیامی محکم و استوار به آدم ها بفرستن. این کاندوم ۱۸ متری به شهروندهای سیدنی یادآوری می کنه که اصلی ترین روش پیشگیری از بسیاری بیماری های جنسی، استفاده از ابزاری بسیار ساده به نام کاندوم است. در یک جامعه سالم کاندوم نه شرم آوره نه ضایع بلکه چیزی است برای فان، چه روی اوبلیسک شهر چه توی خونه ها و هر جایی که لازمه باشه.

با بی.دی.اس.ام آشنا باشید (بالای ۱۶ سال)

bdsm

مدت‌ها است که سه درخواست متفاوت برای نوشته‌های جمعه‌ها دارم. اولی می‌پرسه آیا علاقه به سیلی زدن به بدن کسی منحصر به اونه یا بقیه آدم‌ها هم دارنش و دومی می‌پرسه که چرا گاهی دوست داره در رابطه دست و پاهاش بسته باشن و سومی سوال می‌کنه که علاقه به تسلیم کردن خود به یک آدم دیگه اسمش چیه و آیا «طبیعی» است؟ هر سه اینها زیر یک چتر هستن: بی دی اس ام. ‌BDSM که سرعبارت Bondage (بستن)، دیسیپلین (انضباط)، دامیننس و سابمیشن (انضباط و سلطه) و سادومازوخیزم (لذت بردن از درد دادن و کشیدن) است چند ماهی توی اینباکس من خاک خورده اما حالا دیگه نوبتش شده! بریم ببینیم ماجرا چیه!

BDSM چیه؟

همونطور که بالاتر گفتیم بی دی اس ام به چهار شاخه اشاره می‌کنه:

  1. علاقه به بسته شدن یا بستن در سکس. اینکه من دوست داشته باشم پاهام بسته شده باشه، دست‌هام رو نتونم تکون بدم یا حتی به سادگی یک طناب دور بدنم باشه بدون اینکه جاییم رو محدود کنه (اما حس روانی‌اش باقیه!). این مساله ممکنه از یک بستن ساده دست با کراوات پیش بیاد تا یک سیستم پیچیده که نیازمند نیم ساعت آماده سازی است.
  2. علاقمندی به اجبار یک انضباط خاص. مثلا حرف گوش کردن از یک نفر دیگه. درخواست شکلی از رفتار با تحکم. تحمل چیزی که احتمالا راحت نیست و …
  3. رابطه سابمیسیو و دامینینت یا به طور خلاصه ساب و دام (پذیرنده و کنترل کننده مثلا) که ممکنه از شکل‌های ملایم تر تا تندتر (مثلا چیزی که بهش می گن مستر اسلیو یا میسترس اسلیو) ادامه پیدا کنه.
  4. رابطه ای که توش درد دادن و کشیدن مرکزیت داره و مثلا ممکنه توش از شلاق یا چیز دیگه استفاده بشه.

آیا سالمه؟! مریضی نیست؟

از نظر پزشکی و علمی چنین چیزهایی مریضی حساب نمی‌شن. در واقع به شکل فشرده / خلاصه به سکسی، سکس نامناسب می‌گن که توش یکی از نکات سه گانه یک سکس سالم نقض بشه. شروط سه گانه که باعث می شه یک سکس معقول باشه اینها هستن:

  1. شرط عقل. افراد درگیر داخلش بالغ و بالای سن قانونی (۱۸ سال) باشن و در تمام مدت سکس رفتارهایی داشته باشن که عقلی فعال و سالم انتخابش کرده.
  2. شرط سلامت. افراد درگیر، مفهوم سلامت رو درک کنن و کاری نکنن که برای سلامت خطری داره که پذیرفتنی نیست.
  3. شرط رضایتمندی. افراد با علاقمندی و رضایت وارد رابطه بشن. این شرط اگر دقیق نگاه بشه خیلی از رابطه‌هایی که می‌بینیم و بر پایه اصرار و خواهش و التماس و زور است رو به رابطه‌هایی ناسالم تبدیل می‌کنه.

پس با این شروط، هر رابطه بی دی اس ام ممکنه طبیعی و خوب و سالم باشه و ممکنه ناسالم و مضر باشه.

چرا بی دی اس ام؟ چرا یکی دوست داره برده باشه یا رنج بکشه؟

هیچکس تا حالا نتونسته خیلی دقیق و محکم توضیح بده که چرا یک نفر رنگ قرمز رو بیشتر دوست داره و یکی مزه ترش رو به شیرین ترجیح می ده. در مورد سکس هم همینه. بعضی‌ها این علایق رو به زندگی طبیعی ربط می‌دن و مثلا می‌گن کسی که در زندگی همیشه دست بالا رو داره و باید به بقیه بگه چیکار کنن، علاقه بیشتری به این داره که توی سکس بتونه خودش رو ول کنه و دیگه مسوول کنترل اینکه سکس چجوری اتفاق می افته نباشه (مثلا دست و پاش بسته باشن!). به همین دلیل است که توی فیلم‌ها خیلی وقت‌ها کسی که علاقمند به کنترل شدن است، در دنیای واقعی یک مدیر رده بالای بانکی است. توی این نگرش، سکس یک کنترل کننده و متعادل کننده است و در تقابل با اون مدیر بانک، گفته می‌شه کسی که کنترل رو دست می‌گیره با ارضا شدن در این شرایط، داره شخصیت کنترل کننده اش رو برای زندگی روزمره کمی متعادل‌تر می کنه.

البته نگرش ساده‌تری هم هست؛ نگرش‌هایی که اصولا اعتقادی به تحلیل های پیچیده روانی ندارن و سکس رو یکجور نمایش و بازی دو طرفه می‌بینن که آدم ها بر اساس شخصیتی که شکل گرفته یکی از نقش‌هاش رو می‌پذیرن. درست همونطو رکه تو بچگی با اعتماد روی یک تاب می‌شینیم تا یکی دیگه هل‌مون بده یا از جایی می‌پریم که کسی ما رو بگیره، در بزرگ‌سالی هم سکس‌های بی دی اس ام تقویت کننده اعتماد و یک رابطه خیلی عمیق هستن که توش می‌پذیریم سرنوشت رو به یکی دیگه بسپریم و هر دوطرف از این مساله لذت ببریم.

بر پایهٔ یک مطالعه در سال ۲۰۱۳، افرادی که گرایش‌های بی‌دی‌اس‌ام دارند، نسبت به گروه شاهد، دارای ویژگی‌های شخصیتی مطلوب‌تری بودند. در این افراد روان‌نژندی کمتری دیده می‌شود، برون‌گراتر هستند، آمادگی بیشتری برای تجربه‌های تازه دارند، احساس بهزیستی بیشتری می‌کنند، وظیفه‌شناس‌ترند و به پس‌زده‌شدن حساسیت کمتری دارند؛ با این وجود سخت‌تر می‌توان با آن‌ها به توافق رسید. در این مطالعه کسانی که نقش مافوق را بازی می‌کردند نسبت به افراد مطیع نتایج بهتری کسب کردند. این مطالعه پیشنهاد می‌کند به این نوع فعالیت‌ها بیشتر به چشم یک فعالیت تفریحی نگاه شود تا بروز فرایندهای روانشناختی.

آیا این یک مد جدید نیست؟ ایا اعتیاد درست نمی کنه؟

نیازهای انسانی شکل‌های نسبتا مشابهی دارن. همونطور که در دنیای واقعی و آزاد یک مرد با دیدن زن بی حجاب به مرز انفجار نمی‌رسه، دونستن و آگاهی در مورد سکس هم باعث نمی شه گرایش شما عوض بشه یا رفتارتون تغییر چندانی بکنه. اتفاقا در سطح علمی الان معتقد هستن که اگر شما آگاهی جنسی بیشتری داشته باشین و بدن خودتون رو به جای سرکوب کردن، بهتر بشناسین، زندگی روانی سالم‌تری خواهید داشت و در نتیجه جامعه بهتری ساخته می‌شه. سکس‌های خشن یا حاوی کنترل یا درد از قدیم بودن و حالا هم در همه جوامع حضور دارن. از یونان باستان تا کاماسوترا شاهد چنین چیزهایی هستیم و بهترین روش برخورد باهاشون اینه که در موردشون آگاهی داشته باشیم. کسی که دوست داره در سکس خشونت کنه لازمه از شروط سه گانه یک رابطه سالم آگاه باشه تا نه به کسی صدمه بزنه و نه کاری غیراخلاقی بکنه. در مقابل اگر همین شخص رو سرکوب کنین احتمالا به آدم خیلی نافرم‌تری در اجتماع می‌رسین. چیزی که متاسفانه در جامعه خودمون فراوون می بینیم. همین خطر در مورد کسی که دوست داره مورد خشونت هم قرار بگیره هست. چنین آدمی باید در محیطی معقول و منطقی این مساله رو تجربه کنه و در صورتی که از اون محروم بشه ممکنه دست به کارهای خیلی خطرناکتری بزنه.

سکس هم تقریبا شبیه غذا است. بر اساس ذائقه‌ها حد معقولی ازش لازمه. شاید یکی بخواد سالی یکبار پیتزا بخوره و یکی دیگه هفته ای یکبار. اینکه من غذاهای سبک دوست دارم معنی اش این نیست که ماهی یکبار چلوکباب و سالی یکبار دیزی نخورم و این هیچ ربطی به این نداره که یکی دیگه عادت داشته باشه هر جمعه چلوکباب بخوره و غذای برنجی رو به نونی ترجیح بده. همه ما هم به اندازه معقولی که خوردیم سیر می شیم و اگر کسی هست که خوردن هر روزه غذای چرب داره بهش صدمه می زنه یا اونقدر می خوره که به هیچ کار دیگری در دنیا نمی رسه، باید به پزشک مراجعه کنه.

آیا چون در موردش می‌نویسم اهلش هستم؟

این رو آوردم تا به کسانی که خواننده دائمی جادی.نت هم یادآوری کنم که این تیپ سوال‌ها در حوزه شخصی آدم ها است. پرسیدن چیزهای مربوط به سکس و غیره نه کول بودن کسی رو می‌رسونه و نه «راحتی» اش رو. اشاره به مسائل جنسی ممکنه در یک بحث به نظر شما برسونه که خیلی خفن هستین ولی معمولا باعث ناراحتی دیگران و بخصوص کسانی می شه که شما انتظار دارین با این بحث ها به شما نزدیکتر بشن (: اینجور سوال ها و بحث ها فقط وقتی درست است که دو طرفه باشه و در فضایی مرتبط و نزدیک پیش بیاد. حتی اون موقع هم بهتره «نپرسین». توی حرف آخر می‌گم.

چجوری مطمئن باشیم سه شرط برقراره؟

در مورد شرط بلوغ و عقل که مساله ساده است. در مورد سلامت نیاز به آگاهی دارین. سلامت مفهوم پیچیده ای است چون مثلا سیگار بدون شک برای سلامتی ما مضر است ولی در محدوده ای از ضرر که به خودمون اجازه می دیم بکشیمش. مطمئنا حتی رد شدن از خیابون هم «خطرناک» است و برای سلامتی مضر چه برسه به ورزشی مثل اسکی یا کوه نوردی که ممکنه باعث مرگ بشه. پس در مورد بی دی اس ام بسیار مهمه که آگاهی داشته باشین و شراط اول جادی در سکس رو یادتون باشه:

یاد گرفتن سکس از فیلم پورن درست مثل یاد گرفتن کاراته از فیلم‌های جکی چان است.

اطلاعات خودتون رو زیاد کنین، تجربیات قدم به قدم داشته باشین و با علم و اگاهی پیش برین. در ضمن کلمات امن رو هم بلد باشین. در این تیپ چیزها کسانی که عاقلانه و آگاهانه وارد می شن، از دو کلمه امن – مثلا «زرد» و «قرمز» – استفاده می‌کنن. اولی هر جا که گفته بشه یعنی داریم روی خط مرزها راه میریم و بهتره روند رو کند کنیم و دومی هر جا گفته بشه یعنی «همین لحظه همه چیز قطع». تذکر دوم برای کسانی که خواننده همیشگی نیستن اینه که:

«نه» یعنی «نه». اگر کسی می گه «نه» به هیچ وجه اصرار و «بعدا خوشت می یاد» و … جایز نیست. اگر کسی به چیزی راضی نیست، ادامه اون چیز متجاوزانه است.

اما حرف آخر

آدم‌ها گرایش‌های جنسی خودشون رو می‌دونن. این متن شما و هیچ کس دیگه رو «منحرف» نمی کنه. شما یا می دونین که چنین چیزی رو دوست دارین یا می دونین که دوست ندارین. مطمئنا اگر چنین علاقه‌ای دارین، باید بدونین که مثل هر چیز دیگه ای توی سکس، افراد زیادی هستن که علاقه‌ای مشابه شما دارن و تا وقتی شروط «سکس سالم» رو رعایت می کنین همه چیز طبیعی است ولی خب معلومه که پیدا کردن پارتنر کار راحتی نیست چون حرف زدن از این چیزها راحت نیست – وگرنه اینجا مشغول خوندنش نبودین!

حرف آخر اینه که دوست باشین و سالم و مهربون و قوی و آگاه و چیزهای خوب پیش می یان. در مورد این چیزها از کسی مستقیم سوال نکنین چون تا یک جایی اصولا نقض حریم شخصی است و از یک سطحی به بعد هم معمولا آدم ها جواب‌های درست به شما نمی دن. حین شروع به سادگی و آروم و قدم به قدم پیش برین تا کشف کنین چی دوست دارین و با شناختنش منتظر رفتارهای سالمتر و شادتر باشین. اگر شما قدم به قدم پیش برین معمولا طرف مقابل رو هم کشف می کنین که چی دوست داره و چی دوست نداره و چی بهتر از یک احترام متقابل در یک فضای صمیمی که هر کس توش به چیزی می خواد می رسه؟ یادمون باشه که زندگی تقلیدی از فیلم های پورن نیست و بهتره با شناخت واقعی از دنیا، تجربیاتی خوب و از اون مهمتر سالم داشته باشیم.

دنیا داره یک چلنج جدید کاندوم رو تجربه می‌کنه، شما هم برای چلنج آماده باشین

کاندوم چیز خیلی جالبیه. یک قطعه بسیار منطعف و بسیار مقاوم که قراره خصوصی باشه و ربطی به سکس داره. اینها رو که بذارین کنار هم می‌رسین به وسیله‌ای که اتوماتیک هیجان داره. زمانی که همکلاسی‌های ما گذرشون برای کار دوره بیرستانی به داروخانه می‌افتاد، معمولا چند باکس کاندوم از داروخونه «غیب» می شد. یکسال هم کلاس ما رو به خاطر اینکه به مناسب دهه فجر با کاندوم باد شده تزیین شده بود، یک روز تعلیق کردن ۰ که من هیچ وقت نفهمیدم جریمه است یا تشویق!

از اونطرف آب هم چیز پر هیجانی است. شادی آوره و خب البته اگر یادتون باشه، شاد شدن باهاش نسبتا ممنوع (:

این دو تا رو که با هم ترکیب کنین، می‌رسین به هیجان این روزهای اینترنت: چلنج کاندوم پر از آب که از ارتفاع کمی رها می‌شه روی سر یک نفر و به خاطر ارتجاع بالاش، می‌چرخه و برمی‌گرده روی سر «قربانی» (:

معلومه که هر عقل سلیمی می گه اینکار رو نباید توی خونه تست کنین

condomchallenge

هاها. معلومه که اگر یک پسر دبیرستانی ایرانی باشین با جملات بالا احتمالا مشغول فکر به چیزهای دیگه هستین ولی خوبه شادی اینکار به فکرهای دیگه اش بچربه؛ مثل این خانم:

و اگر می‌خواین به چیزهای دیگه فکر کنین به این فکر کنین که کاندوم اصولا ابزاری برای امن بودن است و اینکار امن حساب نمی‌شه و از اونطرف آیا کسی رو دارین که بتونین این رو باهاش تست کنین و روی اینترنت بذارین، چرا؟ (:

حرف آخر هم اینه که چلنج اصلی داشتن اطلاعات صحیح در مورد کاندوم، دونستن شیوه کار اون و به کار بستن این اطلاعات است و بقیه چیزهای فان های جانبی. با کاندوم‌هاتون خوشحال باشین (: