چند تا از پایه‌ای ترین مشکلات سمپاد رو با هم مرور کنیم

کشورهای کمی سمپاد دارن، نه اینکه عقلشون نرسیده ولی به دلایلی بسیار گسترده تر. ایران سمپاد داره چون نظام دوست داشت «نخبه‌ها» رو کشف کنه و یه جوری به نفع خودش تربیت کنه؛ بخونین کانالیزه. بسیار هم ناموفق بود در این یک کار. سمپاد خوبی های خیلی زیادی داشت. همین الان یکی تو توییتر می گفت خیلی خوبه چون بهش فرصت داد کلی چیز جالب رو تجربه کنه. من سمپاد درس دادم و محیط رو تا حدی درک می کنم. سمپاد رو اگر به عنوان یک مدرسه با امکانات بیشتر و پول مستقل از بقیه نگاه کنین خب معلومه که خوبه، ولی اشکال های جدی ای هم داره. یک نگاه سریع بندازیم:

  • امکاناتی که در سمپاد هست از کجا اومده؟ هی برین بالا یکی می خواد بگه از بودجه رییس جمهور است و اون یکی بگه از فلان جا ولی در نهایت در کشور ما یک حجم محدودی منابع آموزشی هست و وقتی حجم عظیمی از اونها یک جای خاص متمرکز می شن، یعنی سهم بقیه جاها کم شده
  • آزمون های ورودی سمپاد اصولا هوش رو نمی‌سنجن. انواع کلاس های کنکور و … در نهایت باعث شدن نمونه ای که دارن تو سمپاد درس می خونن اکثرا از خانواده های بالاتر از متوسط باشن. این مساله سریعا در حال گسترش هم بوده و هست. اوایل کلاس ها پذیرای بچه های فقیر هم بود ولی الان یک لحظه فکر کنین کدوم کلاس سمپاد رو یادتون می یاد که توش بیشتر از نصف بچه ها از متوسط به پایین جامعه اومده باشن؟
  • چیزها در طبیعت در یک نمودار نرمال قرار می‌گیرن. هوش و موفقیت تحصیلی و درس خون بودن و … هم جزو این چیزها است. اگر شما نمونه ای از بالای نمودار رو جدا کنین و در یک کلاس بذارین، بازهم شکل نرمال زنگوله‌ای به خودش می گیره. یک مشکل کلاس «تیزهوشان» اینه که هر کدوم از این بچه ها می تونستن در مدرسه خودشون بسیار موفق و خفن حساب بشن ولی اینجا نصفشون معمولی هستن و مثلا ده درصدشون «تنبل».
  • توزیع امکانات فرصت های بیشتری به افراد جامعه می ده. به همین دلیل کشورها هر چقدر پیشرفته تر می شن سعی می کنن توزیع رو برابرتر کنن تا فرصت به استعدادهایی که در جاهای کمتر دیده شده بروز می کنه هم برسه. سمپاد عملا خلاف این ایده عمل می کنه.
  • سمپاد معمولا سیستم آموزشی اشتباهی داره. کنکوری های سابق و بچه های ۲۰ ساله چون توی کنکور نفر اول شدن با هیجان معلم سمپاد می شن و فکر می کنن باید به یک بچه راهنمایی درس دبیرستان بدن و به بچه دبیرستان درس دانشگاه. این از نظر روانشناسی آموزش اشتباهه و متون مختلفی براش هست. ما وقتی رفتیم درس بدیم کلی گشتیم و خوندیم در این باره. یک سیستم آموزشی درست باید معلم های پر تجربه تر داشته باشه؛ در واقع معلمی یک شغل و مهارت و علم است که اتفاقا سواد در حد آموزش در دبیرستان کمترین اهمیت رو انتخاب یک معلم خوب داره. مشکل سمپاد در بخشی از معلم هاش اینه که فقط چون یک نفر خودش دانش رو بلده، تصمیم می گیره از ترم بعد معلم هم باشه. این به نظرم یکی از بدترین قسمت های طراحی سمپاد است.
  • ایده «بهترین ها رو جمع کنیم و پرورش بدیم» ذاتا فاشیستی است. معنی اش این نیست که اگر ما رفتیم سمپاد حتما فاشیست هستیم بلکه معنی این حرف اینه که این کار دقیقا اونی است که هیتلر هم تلاش می کرد بکنه و اصرار می کرد آدم های قشنگ با هم ازدواج کنن تا نیروهای خوب برای آلمان نو ساخته بشه. این اصرار به ازدواج «درون گروهی» رو هم حتی در سمپاد داشتیم. جالبه که این سیستم با اینکه در لحظه اول با ذهنیت فاشیست زده خیلی از ما هماهنگه، در لحظه دوم باید یادمون بیاریم که حتی به شکل تجربی هم هیچ جا جواب مثبتی نداده. بشر کمی پیچیده تر از لوبیا است (: راستی اونطرف این بحث، بحث عقیم کردن «خنگ ها» است (:
  • سمپاد با اصرار به آدم هاش می گه «شما باهوشین». این فشار روانی گاهی بسیار ازار دهنده می شه. بخصوص اگر برین دانشگاه و یکهو ببینین همه در حال هورا کشیدن برای شما نیستن، فیزیک هالیدی رو قبلا خوندین و سر کلاس حوصله تون سر می ره و اتفاقا آدم هایی که مهارت های اجتماعی یا هوش اجتماعی بالاتر، همه رو جذب خودشون کردن نه کسانی که تو کنکور اول شدن یا برچسب باهوش به سینه‌شون چسبیده.

و یک نکته دیگه هم هست که هیمشه حرف منه؛ تو سمپاد صادقه و در بقیه جاها هم، از جمله در یاد گرفتن برنامه نویسی:

  • سمپادی ها از خودشون جلو می افتن. این خطرناکترین اتفاق در پیشرفت علمی/فنی است. ما داور جشنواره دانش آموزی سمپاد هم بودیم. یک بچه بدون اینکه الکترونیک بلد باشه مدعی بود کارت صوتی ساخته، یکی دیگه بدون اینکه آمار استنباطی بدونه تحقیق جامعه شناسی در حد لیسانس تحویل داده بود و یکی دیگه سوخت موشکی ساخته بود که از هر چیزی که ناسا اختراع کرده پیشرفته تر بود. این مساله که «تو باهوشی» باعث می شه بچه هایی که مستعد جلو افتادن از خودشون هستن به جای فرصت کافی برای بازی با آهنربا و باتری و سیم و لامپ و آرمیچر، شروع کنن به طراحی میکروپروسسور و خب چون باهوش بالاخره باید یک چیزی تحویل بدن و دیگه هیچ وقت فرصت نمی کنن بشینن پایه ها رو بخونن چون اینکار مستلزم برگشت به عقبه. اتفاقا یک سیستم سالم باید اگر هم نخبه ای تشخیص می ده تلاش کنه کانالیزه اش نکنه و بذار در چند بعد رشد کنه تا بتونه دقیقا به یک آدم مفید تبدیل بشه.

همه این حرفها معنی اش این نیست که سمپادی ها بد هستن (: اتفاقا خیلی بچه های خوبی توشون هستن. الان از اطرافیان من تقریبا همه سمپادی هستن ولی اینکه ما به چیزی نزدیک هستیم یا ازش منفعت بردیم نباید دلیل بشه که بدی هاش رو نبینیم. بذارین حالا که اینجایین چند تا خاطره و نکته بامزه هم بگم:

  • یک دوست سمپادی خیلی مفتخر یکبار می گفت «مشکل اینکه اینهمه آدم با ضریب هوشی بالا رو یک جا جمع می کنن اینه که اتفاقات غیرقابل تصوری می افته». پرسیدیم چی و توضیح داد که «مثلا اونجا آدم ها همدیگه رو در یک روابط فامیلی می شناختن. فلانی زن اون یکی بود، اون یکی عموی این و بعد دو نفر می گفتن مثلا برادر هستن و اون که زن این بود خودش همزمان شوهر کس دیگه بود» (: اینهمه هوش اصلا باعث مدت ها خنده ما بود.
  • یک مقاله خوب هست به اسم نوابیغ که من مدت ها پیش تو سایتم نقلش کردم. اتفاقا نوشته/جمعآوری/ترجمه خود سمپاد است
  • بعد از اینکه بچه ها با من دوست شده بودن یکبار دو تاشون خیلی با استرس اومدن و گفتن یک سوال دارن. بالاخره پرسیدن «آقا شما نماز می خونین؟» راحت گفتم «نه» و جیغ کشان رفتن (: بعدا اومدن و گفتن باور نمی کردن معلمی باشه که نماز نخونه!‌ (:
  • بعدها من از معلمی سمپاد اخراج شدم؛ با سینا و دوستانی دیگه علوم اجتماعی درس می دادیم و تلاش کردیم بخش علوم انسانی رو توی سمپاد راه بندزایم که واقعا هم با حمایت آدم های خوبی از خود مجموعه سمپاد شد.
  • موقع تحقیق محلی برای «استخدام» من در سمپاد، ازم پرسیدن چطور مشکلی ندارم که سینا به عنوان یک آدم مجرد به خونه ام رفت و آمد کنه!
  • اتاق معلم های سمپاد خیلی بامزه بود. بخصوص برخورد بچه هایی که تازه سال اولی بود که رفته بودن دانشگاه و یکهو از دانش آموز می شدن معلم سمپاد. شوخی های دبیرستانی کماکان در اتاق اساتید که سابقا جای مقدس و خفنی حساب می شد جریان داشت و چهره های «عجب گولی خورده بودیم»‌ دوستان عالی.

کلی خوش گذشت و دوستش داشتم و تلاشم رو کردم ولی دلیل نمی شه که چشم روی اشکالاتش ببندیم. اگر همه می تونستن مدرسه ای مثل سمپاد باشن خوب بود ولی اینکه حداقل امکانات رو از دیگران دریغ کنیم تا بتونیم نیروهای خودمون رو پرورش بدیم متاسفانه به جوانان هیتلری نزدیکتره تا کشورهای اسکاندیناوی. اوه، اینم یادمون باشه که آدم ها نسبت به مدرسه شون عرق خاصی دارن؛ من عاشق البرزم و همه جا حاضرم ازش دفاع کنم و مناظره داشته باشم که باحالترین کارها رو توش کردیم و بهترین مدرسه است؛ ولی واقعیت اینه که تنها دبیرستانی است که من در زندگی ام توش درس خوندم و این کمی بایاس ایجاد می کنه. بهتره بخندیم و برای ساخت دنیای بهتر از اینی که داریم تلاش کنیم (:

  • mk

    سازمان ملى پرورش اسب هاى دونده :)))

  • Masoud Pourmoosa

    شبیه این برای بنیاد ملی نخبگان و چهره‌های ماندگار هم صادقه. من هم مدت‌ها پیش دربارهٔ همین موضوع نوشته بودم، البته با استدلال‌هایی متفاوت. این‌جا:
    نخبه‌گزینی یا نخبه‌پروری؟
    https://masoud.abkenar.net/blog/fa/?p=26

  • سینا

    شاید برات جالب باشه که وقتی ما سال اول دبیرستان بودیم (سال ۱۳۷۲) برای اولین بار علامه حلی تهران شهریه مطالبه کرد. یکی از ناراحت کننده ترین صحنه های دوره تحصیلم لحظه ای بود که پدر یکی از بچه های سال بالایی که نانوا بود، به دلیل مشکلات اقتصادی بچه اش رو ثبت نام نکرد و این اتفاق در حضور همه ما افتاد. ببین چه تأثیری روی بچه ای داره که مدت‌ها دارن تو مغزش میکنن تو بهترین و باهوش‌ترینی و بعدش به دلیل درآمد پایین پدرش ثبت‌نام‌اش نمی‌کنی!

  • aoi

    من اگه سمپاد درس نمیخوندم همین چندتا دوستی که الان دورمن هم نداشتم و الان یه آدم افسرده بودم

  • Morteza Kasravi

    مدارس این سبکی همه جای دنیا تقریباً هستن. و عموماً دولتی اینجا رو ببین: https://en.wikipedia.org/wiki/Gifted_education فک می کنم مال ایران دنباله رو آلمان بود.
    شهریه ها متناسب با درآمد خانواده متغیر بود. مثلا کسی که پدرش رفتگر بود کمک هزینه می گرفت.
    ترکیب معلم ها آدم های با تجربه بود برای درس های پایه و دانشجو برای فعالیت ها.
    البته اینا به جز اولی تجربه خودم ه. شاید الان اون جوری نباشه.
    و راجع به استدلال اگه امکانات یه جا جمع بشه: این استدلال فقط وقتی درسته که با پخش کردن منابع بقیه تغییر محسوس بکنن. نسبت مدارس سمپاد به غیر از اون خیلی کمتر از این حرفاس که پخش بودجه منطقی باشه. راجع به این (خیلی انتزاعی ه ولی قشنگ ه) https://en.wikipedia.org/wiki/Fair_division

    • Masoud Pourmoosa

      چه چیزهای خوبی نوشتی و مقاله‌های خوبی معرفی کردی! ممنون.
      این خیلی نکتهٔ مهمیه: بالا بردن بودجهٔ تعداد خیلی محدودی مدرسه ممکنه ضرر زیادی به سطح هزاران مدرسهٔ معمولی نزنه، ولی یک جزیرهٔ کیفیت می‌سازه که شاید چیزهای خوبی ازش دربیاد. من البته همچنان با خیلی از اشکال‌هایی که جادی برشمرد موافقم. و نمی‌دونم که در مجموع وجود سمپاد خوب هست یا نه.
      در ضمن، متغیربودن شهریه با سطح درآمد خانواده رو تأیید می‌کنم در مدرسهٔ خودمون. اتفاقاً من هم جزء کسانی بودم که شهریهٔ خیلی کمی می‌دادم.

    • sham

      توی اون لینک که فقط 11 کشور رو نوشته چنین مدارسی دارن. چطور میگید “همه جای دنیا تقریبا هستن”؟

  • مصطفی

    جادی پیشنهاد میکنم یکم رو ادبیاتت کار کنی :)
    من که مدت هاست مقاله هات رو میخونم متوجه میشم منظورت رو ولی فکر میکردم اگر پدرم اینو بخونه شاید یه جاهاییش رو متوجه نشه (پدرم معلمه :)

  • Pingback: حرف‌های نگفته من از سمپاد! - عسل راد()

  • Muhammadreza Haghiri

    جادی مساله قشنگ و جالبی بود. به‌خصوص این که وقتی این دوستان سمپادی نمیتونن دانشگاه هایی مثل شریف و خواجه نصیر و … قبول بشن، حس خیلی بدی پیدا میکنن! یکی از دوستان و هم دانشگاهیای خودم تعریف میکنه که از سال ۹۳ که تهران مرکز قبول شده هر موقع به مدرسش سر میزنه، دبیرایی که میشناختنش شروع میکنن تیکه انداختن و مسخره کردنش. این هم میتونه از باگهای این سیستم باشه.

  • ssalGeroMeeS

    یکی دیگه از کارهایی که به اون دید فاشیستی دامن می زد سعی برای ساختن یه هویت سمپادی بود و یه جور “اتحاد” ساختگی که هیچ پایه ای نداشت غیر از همون که ما نخبگانی هستیم که تو این مدرسه درس می خونیم و بار ساختن آینده روی دوش ماست و البته منت‌ش از طرف ما روی سر همه آدمایی معمولی.
    توی فرزانگان بچه ها هر سال “سرود ملی”( واقعا با این عنوان) می‌ساختن و در هر فرصتی تو حیاط دور هم جمع می‌شدند و با هم میخوندن که به نظر من صحنه‌های مشمئزکننده‌ای می‌آفرید.
    هیچ‌وقت در گفتمان‌هایی که در مدرسه وجود داشت، اسم عدالت به گوشم نرسید و هیچ وقت این مساله که ما به قیمت محرومیت دیگران از امکاناتی برخورداریم، بحث نشد. به چشم خودم دیدم که بچه‌هایی که در ابتدا فقط پر از اشتیاق بودند در انتهای ۷ سال تحصیل تو اون مدرسه به موجودات پرادعا و طلبکار و افسرده ای تبدیل شدند که حتی توقعات همون فضا از موفقیت رو هم محقق نکردند. خود من چند سالی طول کشید تا از شر بخشی از اون توهمات خلاص شم و یک سری رفتارهای اجتماعی ( که قاعدتا باید مدرسه به یادگیریش کمک می کرد ولی نکرد) رو یاد بگیرم.

    • aoi

      من 7سال فرزانگان خوندم و هیچ سرودی نمیخوندیم و تاحالا هم نشنیده بودم، ما به قیمت محرومیت بقیه از امکانات برخوردار نشدیم، واقعا فک میکنی اگه سمپاد نبود هزینه هاش میرفت پای مدارس دیگه؟ هرگز

  • مهمل

    من به عنوان یه سمپادی، که الان نزدیک 10 سال از پیش دانشگاهیم گذشته و کل دوره راهنمایی و دبیرستان و پیش دانشگاهی رو در یک مدرسه (شهید رجایی اسلام شهر) گذرونده می تونم یه سری تجربه رو به اشتراک بزارم:
    یک سیستم آموزشی غلطی که زمان ما یا حداقل تو مدرسه ما بود. واسه درسی مثله ادبیات ساختار جریمه نوشتن یه ساختار جا افتاده بود، واسه کوچکترین اشتباه مجبور بودی یک بار از کل کتاب ادبیاتت بنویسی.
    واسه درسایی مثل زبان که کتابی به اسم look, listen and learn که فکر کنم واسه قرون وسطای اروپا بود درس داده میشد. :) کلا هرکی که ریاضی یا فیزیکش خوب بود میشد دانش اموز خوبه و چیزایی مثه حل کردن 100 تمرین فوق سخت کتاب مبتکران ریاضی در یکروز یا فیزیک هالیدی میشد نشونه برتری یه دانش آموز.
    مفهومایی مثه مشتق و سینوس و مثلثات رو از اول راهنمایی تا زمان اصلیش که فکر کنم دوم دبیرستان بود بیش از سه بار به ما درس داده بودن و واقعا 90 درصد آدما هیچی نفهمیده بودن ازش. صرفا برای اینکه بتونی تو دوره راهنمایی سوالای فیزیک هالیدی رو با مشتق و انتگرال حل کنی بدون هیچ درکی!
    هیچ خبری از آموزش های مربوط به شهروندی، مسولیت ها و رفتار های اجتماعی و چیزای کاربردی مثه اینا نبود. فقط و فقط ریاضی و فیزیک!
    برای کلاس های المپیاد، یه سری جوون 18 19 ساله از یه جایی به اسم کانون (قلمچی نیست، یه جای موسسه مذهبی طوربرای بچه های پایین شهر بود)، پنج شنبه ها میومدن و تمرینای دانشگاه یا سوالای حل نشده خودشون رو از ما ها می پرسیدن.
    جالبه که بگم که خروجی های تاپ! اون مدرسه که مثلا رتبه های دو رقمی و سه رقمی کنکور بودن، در نهایت الان دارن برای موسسات کمک آموشی کنکور کار می کنن!

    • فvihn

      ما یک تکمیلی داشتیم قانون اساسی ایران و تغییرات روی آن را می گفتند و نگاهی هم به قانون اساسی سایر کشور ها داشتیم. بسیار عالی بود! همیشه هم سر کلاس های غیر ریاضی و فیزیک اینا مثل ادبیات و جغرافیا و …. همیشه خودمون بحث رو به حاهای خوب می رسوندیم. توی سمپاد خود دانش آموزا باید مسیر رو مشخص کنند نه دبیر و ….

  • Sina Momken

    مجبورم تک‌تک بولت‌هات رو جداگانه نقد کنم:
    ۱- بودجهٔ سمپاد فکر کنم بخشی‌اش از بیت رهبری می‌اومد، ولی واقعا در حدی نبود که اگه تو کل آموزش و پرورش پخش بشه تاثیر خاصی بذاره. ضمن اینکه تقسیم مساوی بودجه‌ها لزوما عدالت نیست؛ وقتی کسی تلاش کرده و در زمینه‌ای هم استعداد داره باید امکانات پرورش اون رو در اختیارش گذاشت.
    ۲- قبول دارم کمتر از نصف سمپادی‌ها از طبقهٔ پایین‌تر از متوسط بودند ولی تو غیرانتفاعی‌ها همون‌ها هم نیستند. اگر سمپاد نبود شاید استعداد همون قشر هم به هدر می‌رفت. در مورد کلاس کنکور و غیره، باید گفت وقتی موقعیتی بوجود میاد همیشه اینطور دکان-دستگاه‌ها هم سبز می‌شن.

    ۳- اتفاقا اینکه چند نفر باهوش کسایی رو ببینند که از خودشون باهوش‌تره و تو قشر متوسط قرار بگیرند خیلی هم خوبه اتفاقا، تا بفهمند که از دماغ فیل نیفتادند! اگه تو مدرسه به اینجا نرسند، تو دانشگاه، سر کار یا جاهای دیگه بالاخره باهاش مواجه می‌شوند.
    ۴- اینو قبول دارم که توزیع امکانات باید نزدیک به یکنواخت باشه ولی اگه همین سمپاد هم نبود چه مدارس بهتری قرار بود تو شهرستان‌های محروم ایجاد بشه؟! هیچی!
    ۵- این قضیه معلم‌های جوون اتفاقا مهم‌ترین دلیلش کمبود بودجهٔ سمپاده. دقیقا چون معلم‌های باسابقه‌تر حقوق بیشتری باید بگیرند، سمپاد مجبور بود برای گند نخوردن تو کیفیت با این محدودیت بودجه‌اش، از فارغ‌التحصیل‌های برترش (در کوتاه‌مدت) استفاده کنه. البته منم با این قسمتش خیلی موافق نیستم، خصوصا که حداقل توی قسمت‌های مدیریتی‌تر و راهنمایی بچه‌ها از افراد باتجربه حتما باید استفاده بشه، نه کسایی که هنوز تکلیف‌شون با خودشون معلوم نیست!
    و کاملا موافقم که معلمی یک شغل کاملا تخصصی هست ولی بودجه‌ش نبود دیگه.

    ۶- اگر جمع کردن بهترین‌ها بر اساس خصوصیات ژنتیکی و غیراکتسابی باشه اشتباهه، ولی وقتی براساس تلاش‌ها و توانایی‌ها باشه چرا باید غلط باشه؟ دقت کن که جمع کردن دانشجوها در دانشگاه‌های برتر و جمع کردن استعدادها در گوگل هم دقیقا همینجوریه.
    ۷- فشار روانی «شما باهوشین» پس همیشه باید باهوش بمونید و مایهٔ افتخار، بنظرم کاملا درسته و یکی از بزرگترین اشکالات سمپاد و بچه‌هاییه که پرورش می‌ده.

    در آخر اینکه بنظرم نظراتت در مورد سمپاد بایاسه، که احتمالا بخاطر خاطره بدت از تدریس تو سمپاده. خاطره بدت هم بیشتر به خاطر رک بودن و سیاست نداشتن‌ت هست. وقتی بودجه‌ات از بیت رهبری میاد، انتظار داری ازت می‌پرسن نماز می‌خونه خیلی راحت بتونی بگی نه؟!!!

  • ssalGeroMeeS

    مساله این نیست که اگر همه این امکانات سمپاد هم تخس می‌شد تو مدارس دیگه تاثیری نداشت، بحث اینه که عده ای رو ( که توی متن به درستی اشاره شده با چه معیارای معیوبی) جدا کنی و امکانات متفاوتی در اختیارشون بگذاری، که چی بشه؟ که بلکه اونا چیزای بهتری از آب دربیان؟

    اصلا می‌شه همون حرف رو برعکس کرد، که اگه تعداد مدارس و دانش‌آموزان سمپاد محدودن، پس اصلا چه تاثیر قابل توجهی داره اگه یه گروه محدودی بخوان امکانات متفاوتی داشته باشن؟

    پرورش استعدادهای خاص بچه‌ها می تونه توی خود سیستم آموزشی وجود داشته باشه بدون اینکه همچین تمایزگذاری عمده‌ای اعمال بشه.

  • Sina Deuxshiri

    در مدارس سمپاد هم از دانش آموزان حدود سه چهار میلیون پول می‌گیرن. البته تا جایی که من اطلاع دارم.

    • شیرین

      اطلاعاتتون رو به روز کنید. چنین چیزی نیس

      • بینام

        از ما نزدیک ۷ ملیون گرفتن حلی۴ تهران

  • KI

    چرا نماز نمی‌خونی؟ ?

  • حامد

    سلام جادی
    قسمت زیادی از حرفات رو قبول دارم اما بیشترشون برای تهران و شهرهای بزرگ که مدارس دولتیش از حداقل های مناسبی برخوردارن صدق میکنه. من تو سمپاد بندرعباس درس خوندم. بندرعباس از لحاظ امکانات آموزشی و فرهنگی بسیار فقیره. هرچند سطح امکانات و معلمهای مدارس سمپادش نسبت به مدارس دیگه شهر بهتر بودن اما به هیچ وجه با مدارس عادی تهران قابل مقایسه نبود. میتونم با قطعیت بگم اگه سمپادی در بندرعباس وجود نداشت، استعداد و توانایی های من و امثال من توی اون شهر تلف میشد. به عبارت دیگه سمپاد جزو معدود فرصتهایی بود که اجازه میداد سطح تحصیلی و آموزشی بچه های اون شهر به سطح نرمال شهرهای بزرگ کشور برسه.

  • F.D

    جادی یکی از بد ترین نوشته هات رو خوندم! ببین یک سری چیزها که گفتی واقعا ناراحت کننده بود برام. چون خودم توی سمپاد بودم دبیرستان رو ولی راهنمایی یک مدرسه ی غیر انتفاعی بودم.

    خوب اولا گفتی سمپاد جاهای درست درمون جهان نیست! اولا هست زیاد هم هست! ببین تو خارج مدارس خصوصیشون مثل ایران نیست! مدرسه ی خصوصی غیر انتفاعی تو ایران هدفش اینه بیشتر یک نظارت بیشتر روی بچه ها هست و بچه معتاد و … نمی شه ! ولی تو خارج مدرسه ی خصوصی هر چقدر هزینش می ره بالاتر سطح امکانات و آموزش و استاد و … می ره بالا! به طوری که طرف همون قدر که افتخار می کنه می گه دانشگاه فلان درس خوندم می گه دبیرستان فلان جا بودم!
    بعضی از این مدارس قدمت چند صد ساله دارند و کسی که می ره تو باید قوانین رفتاری و آموزشی و علمی بسیار سنگینی رو رعایت کنه !
    بعد خروجی هاشون رو هم ببینی یکی شده وزیر یکی دانشمند یکی خبرنگار حرفه ای و ….!

    شما خودت تیزهوشان درس نخوندی و فقط درس دادی واقعا شرایط نمی تونستی ببینی . از نظر منی که تو تیزهوشان بودم خیلی چیزها بسیار بسیار تفاوت داشت!

    بچه ها همیشه چرا می پرسیدند! خیلی کم می شد افرادی رو پیدا کرد که چرا نپرسند! درصد بسیار بالایشون واقعا ضریب هوشی بالایی داشتند! سست و تنبل نبودند و نمی خواستند باشند! همیشه می شد یک جمعی رو پیدا کرد که روی یک مسیله علمی یا جامعه و … کار کنند! ولی راهنمایی من تیزهوشان نبودم! همش مسخره بازی و پورن و فحش بود!

    کل مدارس غیر تیزهوشان شهر ما شاید 5 تا رتبه ی کنکور که دانشگاه های خوب رو بتونند بروند نداشتند! ولی مدرسه ما فقط چند نفر موفق به کسب رتبه ی خوب نشدند!
    تو کل تاریخ شهر رو ببینید کلا یک نفر هم نداشتیم که مدال المپیاد داشته باشه! ولی مدرسه ی ما هر سال داشت!

    بیشتر دوستای سال پایینی و بالایی و هم دوره ای های خودم الان توی بهترین دانشگاه ها و شرکت ها و تیم های ریسرچ خوب دنیا مشغول هستند!

    ما کلی کتاب تکمیلی داشتیم جادی عزیر! مطمین باش کتاب ها رو ببری دانشگاه به عنوان امتحان بدی 95 درصد به بالا می افتد!

    بعضی از مسایل فیزیک و ریاضی تکمیلی رو چند روز باهم می شستیم می زدیم سرش و حلش می کردیم!

    تو یک کلاس 20 نفره آدم هایی داشتیم که ضریب هوشیشون و گیرایی استدلالشون بهت آور بود واقعا گاهی اوقات ترسناک!!

    دوستی داشتم که دیوان شعر نوشت -مدال طلای ادبیات برد – شاگرد اول بود- کنکور هنر رتبه ی زیر 15 شد- برق شریف هم رفت با کنکور!

    توی دوستای خودم کلی دوست پولدار داشتم که 24 ساعته کلاس می رفتند ولی تعداد خیلی خیلی کمیشون قبول شدند!

    یکی دو مورد هم قبول شد یکیشون سال اول و یکی دیگشون سال دوم اخراج شد!

    واقعا خیلی دردناکه برایم وقتی این تهمت ها رو می زنی بدون اینکه واقعا شرایط توی تیزهوشان رو بدونی! و بدون اطلاع روی یک سری جو و ترند توی توییتر بیایی حرف بزنی!

    ببین تو این مدارس دولتی یا نمی دونی چه خبره یا دوست نداری بگی! همین آدم ها اگر تو مدرسه عادی بودن یا معتاد می شدند و ….! (جدی می گم!)

    من خودم سر جلسه ی کنکور مشکل پیدا کردم و یک دانشگاه درجه 2 قبول شدم! که بجز خودم فقط 2 تیزهوشانی دیگر تو کلاس بودند! ببین کلاس توی دانشگاه برام جهنم بود! 4 سالش ! جهنم! اینقدر این افراد کم استعداد بودند و درست فکر کردن رو بلند نبودند اصلا لازم به درس خوندن نبود! همین طوری اگر سر کلاس گوش می دادم شاگرد اول می شدم! یکیشون یک بار توی 4 سال تحصیل نشد درسی رو غیر از جزوه بخوانه!

    به استادم می گفتم چرا اینقدر سطح پایین کار می کنی! می گفت فکر کردی اینا می کشند!

    تا صبح می تونم بنویسم ولی چه فایده! همون طور که بقال سر کوچه میاد به فلان پزشک و کار آفرین و مهندس با سواد اشکال می گیره و می گه پولش دزدیه است اینم قضیش همونه! یک عده آدم شکست خورده ویا کم استعداد و یا تنبل تو ایران همیشه اینطوری هستند!

    کلا ایرانی و سست عنصری!

  • eagle2

    من توی امتحان سمپاد قبول نشدم و مجبور شدم تو مدارس مزخرفی درس بخونم، بخاطر اینکه مدارسی که حداقل ادعا میکردن کیفیت آموزش بهتری ارائه میدن همه جو مذهبی نامعقولی داشتن و نه من اونا رو دوست داشتم و نه اونا منو.
    به نظرم داشتن مدارسی که کیفیت آموزش بالاتری ارائه میدن مثل سمپاد اصلا ایده بدی نیست و همه جای دنیا وجود داره. اما نکته اینجاست که وقتی بخوای کیفیت آموزش رو بالا ببری، مشکل سطح علمی مطرح میشه. وقتی دانش آموزانی تو کلاس باشن که درک مطالب در سطح کتاب درسی هم براشون دشوار باشه، همه انرژی و وقت معلم صرف آموزش به اونها میشه و عملا چیزی به اونها که دوست دارن یک قدم جلوتر از کتاب درسی رو بدونن نمیرسه. به نظر من کاملا بدیهیه که سمپاد یا هر موسسه آموزشی که میخواد کیفیت کارشو بالا ببره، بیاد یکسری شرایط و حداقل هایی برای ورود بذاره. امتحان ورودی از هر نوعش مسلما نمیتونه ارزیابی کاملی از هوش و استعدادهای یک نفر ارائه بده، اما حداقل کاری که میکنه اینه که آدمها رو وادار میکنه برای بدست آوردن چیزی که میخوان تلاش کنن، حالا حتی اگه این تلاش در حد رفتن کلاس تقویتی و معلم خصوصی و .. باشه. این باعث میشه آدمایی که میان توی سمپاد حداقل “علاقه” داشته باشن به بودن تو همچین مدرسه ای که قراره سختگیرتر باشه و از دانش آموز بیشتر کار بکشه. در نهایت هم متاسفانه پول میتونه همه کاری رو آسونتر کنه، از جمله ورود به سمپاد. این واقعیتیه که در مورد اکثر چیزا وجود داره، و من هیچ راه حلی براش ندارم. بهرحال آدمایی که فقیرترن (مثلا استطاعت گرفتن معلم خصوصی و .. رو ندارن) مجبورن بیشتر زحمت بکشن تا به سمپاد راه پیدا کنن و این باعث میشه اکثریت دانش آموزهای این مدرسه از طبقات بالاتر اقتصادی باشند. این پدیده رو میشه تو دانشگاههای خوب مثل شریف هم دید.
    اون قسمت استدلالت که میگی ایده سمپاد فاشیستی هست رو اصلا متوجه نمیشم. ایده فاشیسم این بود که یکسری امتیازات رو به گروهی خاص میداد و بقیه رو ازش محروم میکرد. سمپاد امکانی هست که در اختیار همه هست، فقط باید برای بدست آوردنش به اندازه کافی زحمت بکشن – حالا اینکه یک عده بخشی از اون زحمت رو با صرف پول بیشتر آسون میکنن دلیل بر این نمیشه که سمپاد فقط برای پولدارهاست.
    اگر استدلالت رو بپذیریم پس همه دانشگاههای درست درمون دنیا فاشیستی رفتار میکنن چون هم شرط معدل و زبان و.. دارن هم شهریه میگیرن و هم اینکه هر کسی موفق به ورود بهشون نمیشه.

  • Ala

    شايد بدترين تاثيري كه از جو مدرسه گرفتم اين بود كه فكر ميكردم خاص و ويژه هستم، و درواقع در مسابقه ي زندگي از خيليها جلو افتاده م و البته بايد مراقب باشم كه اين موقعيت رو از دست ندم. فكرش رو كه ميكنم ميبينم اون دوران نظام ارزشگذاري اشتباهي داشتم (كه البته چيز عجيبي هم نيست؛ چه سمپادي چه غير سمپادي در بزرگسالي با خودِ دوران مدرسه مون تفاوت داريم(: ) و تصور ميكردم متفاوت بودن، پيچيده بودن و درك نشدن، ارزشه.
    Oh well :)

  • از ماست که بر ماست!

    شما هیچ ایده ای در مورد سمپاد ندارید! از نوشتتون کاملا معلومه! به نظرم از این به بعد در مورد مسایلی که ازشون چیزی نمی دونید صحبت نکنید یا اول اطلاعات مناسب از منبع های مناسب کسب کنید! ببین همین بچه ها اگر تو سمپاد نبودند همین هایشون هم که به کمک منبع های خوب و اضافه درسی ، تکلیف های سخت و زیاد، امکانات بهتر ، یک دست بودن سطح کلاس و بالا رفتن سطح کلاس و افزایش بهره وری کلاس , تاثیر آدم های تلاش گر و باهوش رو هم و …. که در ایران و جهان به جایی رسیده اند هیچی نمی شدند توی این سیستم خراب آموزشی !

    الان تو مملکت هر جا داریم که درست کار می کنه و یا سر پا است یک سری آدم بی خود جلو کار هستند ولی پشت ماجرا دست سمپادی هاست! همین سمپاد هم برداشته شه باید بریم غاز بچرونیم!
    اتفاقا توی دوران محمود به شدت از هر نظر نابودش داشتند می کردند ! الان وضعیتش رو نمی دونم!

    پس به جای سم و نفرت پراکنی از رو احساسات و بی اطلاعی و … کمی قبل از نوشتن برای اینکه وقتی یک چیزی همه در موردش حرف می زنند من هم یک حرفی گفته باشم کمی بیاندیشیم!

    وب فارسی که شما بلاگ نویس برجستش هستی ته اش رو باید خوند! هوایی زیاد می زنی تو پستات جادی جان!
    چرا در مورد چیزایی که اطلاع درست داری صحبت نمی کنی؟ چندمین مطلبی هست که اینگونه است و از شما می بینم! قبلا هم چند مطلب در مورد رمزنگاری و هوش مصنوعی و فیزیک هم دیدم که بسیار اشتباه داشتند از منظر علمی! حتی یادمه آخر یکی از اون ها گفته بودید برید لینکداین اندورسم کنید !!

    • Amir

      از لحن و ادبیات شما مشخصه که قضیه رو از بالا نگاه نمی کنی و درک درستی از کل جامعه ندارید . مشخصه برتر بودن (توهمش رو البته ) رو فقط سهم خودت می دونی و به جز عده محدودی بقیه را برده و کارگر می دونی . با افراد سمپادی زیادی در ارتباط بودم و نوع نگرش نخبه بودن و تاثیر این نگرش بر رفتارشان اصلا جنبه مناسبی نداشته و فقط امیدوارم در زندگی , افرادی با دیدگاه های امثال شما در جامعه کم باشن

  • پوریا صفرپور

    جادی من تو سمپاد نبودم و تو نمونه دولتی درس خوندم.
    در واقع اون هم آزمون داشت و یادمه از بین چند هزارنفر تو گیلان ما 26 نفر قبول شدیم.
    راستش الان که به او سالها نگاه میکنم و همه چیز رو کنار هم میذارم حس میکنم خوبیهاش ببیشتر از بدی هاش بود.
    ببین نمونه دولتی برای کسی مث من که تو یه روستای دورافتاده تو گیلان بود، حکم معجزه رو داشت. جادی من به چیزی که این روزا هستم نمیبالم، چون اصولا بالیدن یا سرزنش کردن رو یه چیز مضحک میدونم ولی اگر من تو اون نمونه دولتی قبول نمیشدم چیزی که الان بودم یه چیزی در حد همکلاسی های اون زمانمه که یا با موتورسیکلت دورودور میزنن یا تو همون دبیرستان محله معتاد و عصبی شدن.
    نمونه دولتی من رو از خانواده م جدا کرد، جدی میگم، شاید گاهی میشد که ماهی یکبار میرفتیم خونه. تنهایی و کنار اومدن با مشکلات فردی بین جماعتی که دائما و به طور مسخره ای رقیب حساب میشن واسه یه بچه 15 ساله ممکن نیست! آسیب غیر قابل انکار بود.
    جادی نمونه دولتی برای من مث “کشتی نجاتی بود که میدونستی توش دهنت سرویسه!” این بهترین چیزیه که میتونم بگم.
    و اینکه، من مث این جماعت انتلکتیک نمیگم کسی نباید نقد کنه و اگه راس میگی به جای نقد ایده بده. اما واقعا اگه 50 خط نقد مینویسی یه خط هم ایده اصلاح بده.
    کیفیت این پستت مثل مابقی نبود واقعا. جسارت من رو ببخش

  • شایان منصوری

    به هر حال ما به مدرسمون افتخار میکنیم. با همه خوب و بدش. من خیلی از حرفای این مطلب رو قبول داشتم. مدت ها طول کشید خودم رو از شر بعضی از چیزهایی که اونجا کسب کردم خلاص کنم تا آدم بهتری باشم و سازگار تر با بقیه. این ماجرای دین و مذهب هم خیلی وقت و عمر من یکی رو که تلف کرد تا به تعادلی برسم. ولی خداییش نمیتونم با قطعیت بگم که مدرسه ما بیشتر از مدارس دیگه رو مخ بچه ها بودن از این نظرا. همه کسایی هم که اونجا بودن به یک اندازه کیف نمیکردن. تاثیری هم که گرفتن یکسان نبود. در مورد شهریه و امتحان ورودی: پدر من پنج سال بیکار بود اون سالها بعدم که کار میکرد کار ثابت نداشت ولی خوب احساس فقر نمیکردم. ابتدایی نمونه مردمی نرفتم به خاطر شهریه. شیفت بعدازظهر میرفتم. مدرسه برای همه کلاس آماده سازی امتحان تیزهوشان برگزار کرد. از شیفت صبح بیست برابر شیفت عصر مدرسه ما قبولی داد برای سمپاد. برای سمپاد مادرم هر سال میومد صحبت میکرد، یه تخفیفی میدان.
    به هر حال خیلی چیزا جو اون دوران بود. خیلی وقتا فکر میکنم اگر سمپاد نمیرفتم یا اگر المپیاد نمیرفتم چی میشد. آیا چیزی برام آسون یا سختتر میشد؟ جوابی ندارم.
    ماها یه جوری محکوم بودیم که تکنوکرات بشینم. آیا این جبری که به ما تحمیل شد انصاف بود؟
    من به همه شاگردانم درس سادگی و سازگاری با همه رو میدم. به علاوه چیزهای خوبی که تو مدرسه یاد گرفتم مثل مهارت حل مسأله و شجاعت در انجام کار سخت. شعار ما این بود که سخته پس حال میده.
    هیچ وقت هم احساس نکردم ما حق کسی رو خورده باشیم. فکر میکنم همه برای ما هر چیزی که بلد بودن کردن. همه نیت خیر داشتن. بعد خداد سال میخوام یه چیزی رو نقد کنم قطعا باید شرایط اون دوران رو در نظر بگیریم. اینجایی که من الان هستم در ممالک غرب هم همچین مدارسی هست. به عنوان کارآموز میان دانشگاه ما تابستون ها این محصل ها و تفاوت آشکاری با بقیه بچه ها دارن. جادی فکر کن بخوای کوسه رو تو آکواریوم بزرگ کنی، ماهی قرمز رو تو اقیانوس و ماهی آکواریومی رو تو حوض بندازی. جور در نمیاد. اما خوب توام راست میگی با بچه باید مثل بچه برخورد کرد. منم حال نمیکردم تو راهنمایی درس دبیرستان میدادن ولی از درسای دانشگاهی که تو دبیرستان خودم خیلی راضی هستم و هنوز که هنوزه برام کاربرد دارن.

  • یادم میاد سال پنجم دبستان من هم قبول شدم تیزهوشان. یک خانمی اومد مصاحبه با من و وقتی از وضع زندگی من و خانواده‌ام آگاه شد و فهمید تنها منبع درآمد خانواده ما حداقل حقوقی است که مادرم می‌گیره خودش بنده خدا با ناراحتی گفت که الزاما باید هزینه مربوط به سرویش را بدی و هزینه برخی کلاسها را و من می‌دونستم که اون مبالغی که اون خانم می‌گه را مادرم نمیتونه بده برای همین بهش گفتم مادرم توانایی پرداخت این مبالغ را نداره. گفت پس ناراحت نمیشی اگه نتونی بری مدرسه تیزهوشان و من که اون روزا فکر می‌کردم اونجا چیز عجیبی نیست پذیرفتم که به خاطر اینکه نمیتونم خرجش را بدم نرم. تو مصاحبه گفتن رد شدی. این خاطره هنوز تو ذهن من هست. وقتی رفتم دبیرستان بالاشهری هراتی این شکاف را بیشتر دیدم. فقط از لباس پوشیدن بچه‌ها می شد این شکاف را دید. جادی جان این واقعا وحشتناکه که طبقه ضعیف همه امیدهاشو از دست بده. بعدها برای دبیرستان هم قبول شدم یک مدرسه خیلی خوب ولی بازم همین قصه

  • emir

    والا من بی سواد یه زمانی سمپاد قبول شدم (مرحله اولش البته) وقتی اسم هزینه هاش اومد، گفتم غلط بکنم بخوام برم.
    شاید اگر می رفتم اوضام بهتر بود ولی خب خیل پشیمون نیستم. حداقل اینه که توی مدارس عادی همیشه شاگرد ممتاز بودم و با کمترین تلاش بهترین نتیجه رو می گرفتم. :D
    و اینکه دوستان سمپادی من اکثراً نتونستن جاهایی که دوست داشتن قبول بشن تو کنکور
    خیلیاشون تو این مورد مشکل داشتن

  • سلام جادی جان

    اول یه انتقاد داشتم بهت، اینکه تجارب شخصی خودت و به کل یه مجموعه تعمیم دادی که کار خیلی اشتباهی هست.همون طور که حرفای من سندی واسه برعکس بودن موضوع نیست. من صرفا این حرفها رو به عنوان مثال نقض از تجارب خودم میگم

    من خودم راهنمایی و دبیرستان رو تو سمپاد یزد گذروندم و خیلی از حرفایی که زدی رو نه دیدم و نه حس کردم! شاید دلیلش این باشه که تو مدارس سمپاد هم مثل خیلی جاهای دیگه شاید سیاست واحدی وجود داشت ولی نحوه اجرا بسته به مدیر مجموعه بود و این طور که معلومه خیلی متفاوت.
    ۱-در مورد خود ما موضوع شهریه کاملا به توانایی مالی خانواده دانش‌آموز برمیگشت.
    ۲-در مورد امکانات و بودجه مدرسه ما از خیلی از مدارس دیگه سر بود ولی همون موقع مدارس غیر انتفاعی امکانات اموزشی خیلی بهتری داشتن. مدرسه ما حتی دیوار نداشت! فضای سبز نداشت! راهنمایی و دبیرستان تو یه ساختمون مستقر بودن و …
    ۳-در مورد معلم های جوون و دانشجو هم باید بگم ما همچین مواردی نداشتم. بودن بچه‌های علاقه‌مندی که میومدن و کلاس فوق برنامه میذاشتن ولی به عنوان معلم نبودن!
    ۴-در مورد جو اسلامی مدرسه هم باید بگم تجربه شخصی من اینه که تو مدرسه ما اکثر دانش‌آموزا از نماز گریزون بودن و واقعا به زور نمره انضباط و … به نماز میرفتن!
    ۵-در مورد از خودشون جلو افتادن، فشار روانی شما باهوشین، تنبل شدن یه عده از باهوشا تو یه جمع نخبه و کلا خود مجموعه سمپاد، مثال خودت در مورد چاقو رو میگم! واسه خیلیا این تشویق کننده و مثبت هست ولی خب واسه بعضیام منفی. نمیشه اثار مثبتش رو ندیده گرفت و کلا نفی‌ش کرد.
    ۶-در مورد بودجه هم نظرم اینه که توزیع یکسان معنیش عدالت نیست! اتفاقا این که پول در جایی هزینه بشه که بدون نتیجه و بازخورد باشه عین بی عدالتیه!

    و در آخر هم باید بگم یک طرفه مطلب نوشتن کار درستی نیست،‌ شاید بهتر باشه یه مطلب هم در مورد
    خوبی‌های سمپاد بنویسی. مطمئن خیلی از آدمهایی که وبلاگت رو میخونن و قبلا
    برخوردی با این موضوع نداشتن الان از سمپاد یه چیز خیلی بد تو ذهنشون
    ساختن.

  • جادی، اون تیکه ش که گفتی روابط فامیلی بین بچه ها بوده، مختص سمپاد نیست. ما هم تو مدرسه (راهنمایی) و هم تو دانشگاه اینو داشتیم!

  • سینا

    پدر من مشاور دبیرستان هست و چندسالی هم در تیزهوشان کار کرده بود و به همین خاطر همیشه از تیزهوشان بد میگفت و میگه. یادمه به خاطر جوی که توی مدرسه ما بود یواشکی امتحان تیزهوشان رو دادم و قبول هم شدم ولی در آخر نگذاشت برم. دلایلش هم خیلی شبیه دلایل تو بود و البته دلایل دیگری هم داشت از جمله اینکه “تست های هوشی که در مدارس عادی و سمپاد میگیریم میگه که سمپادی ها چندان باهوش تر از بقیه نیستن، بیشتر اینها فقط به زور شکنجه و پول پدر و مادرشون اینجا درس میخونن و هرسال هم سطح هوش میاد پایین تر”.

    الان حدود ده پونزده سال از اون موقع که یواشکی امتحان دادم و در تیزهوشان قبول شدم ولی نرفتم میگذره و دارم میبینم که دوستان و فامیل چه بلایی سر کودکانشون میارن تا بتونن در مدرسه ای درس بخونن که نوجوانی شون رو ازشون بگیره. بعضی از بچه های فامیل ما حتی حق ندارن توی مهمونی های خانوادگی شرکت کنند چون باید “مدیریت زمان” یاد بگیرن تا در سمپاد قبول بشن! وقتی این چیزارو میبینم برای پدر و مادرشون تاسف میخورم و دلم برای اون بچه ها میسوزه که الان نمی فهمن چه بلایی داره سرشون میاد.

    واقعا من متوجه نمیشم وقتی مدرک صنعتی شریف و دانشگاه تهران فرق چندانی با واحد های پیام نور و آزاد واحد شاسگول آباد نداره و همه مون قراره یک درس تئوری و از پیش تعیین شده و صد البته تاریخ گذشته بخونیم و از همونجا هم “کاغذ پاره” ای بگیریم و در آخر بقیه عمرمون رو برای دولت کار کنیم(!)، این همه هزینه و نابود کردن کودکی و نوجوانی برای چی؟! من نمیگم کسی درس نخونه یا بره به دانشگاه سطح پایین، اما یه دانشگاه متوسط به نظر من بهترین جا برای کسی هست که دنبال مدرک برای کار هست.
    (این رو هم بگم که من با رتبه خوب و در دو تا از بهترین دانشگاه های کشور کارشناسی و ارشد رو خوندم ولی بعد از فارغ التحصیلی از ارشد به این نتیجه رسیدم که فقط وقتم رو تلف کردم و کارهای خیلی بهتری هم میشد به جای ۲۴ ساعته درس خوندن و دانشگاه رفتن انجام داد!)

    به اون دوستانی هم که میگن بودجه سمپاد چیزی نیست که بخواد در بقیه مدرسه ها تقسیم بشه و نتیجه خاصی بده باید بگم که شما “هزینه فرصت” این بودجه رو حساب کن. در سال چند میلیارد تومن هزینه سمپاد و سمپادی ها در کل کشور میشه؟ با این پول چند تا آزمایشگاه، زمین ورزش، تجهیزات آموزشی و گردش علمی میشه برای مدارس مختلف برگزار کرد؟ با همین پولی که صرف سمپاد میشه چقدر میشه کارخونه ساخت تا از درآمدی که بدست میاد در آموزش و پرورش صرف بشه؟ با این پول چند تا مدرسه میشه ساخت تا مجبور نباشیم “خیرین مدرسه ساز” برامون مدرسه بسازند؟ با این پول چقدر تجهیزات گرمایشی و سرمایشی برای مدارس مختلف میشه ایجاد کرد؟ با این پول چند مدرسه در مناطق محروم رو میشه مجهز کرد؟ با این پول چند تا معلم رو میشه آموزش داد تا سطح آموزشی بالاتر بره؟ با این پول چند تا دوره آموزشی کوتاه مدت میشه برای بچه ها برگزار کرد؟ با این پول چند تا اردوی ۱ روزه در آخر هفته ها میشه برای بچه ها اجرا کرد تا با شغل های مختلف آشنا بشن تا آینده شون رو بر اساس علایق خودشون و با آگاهی بسازن نه از روی آرزوهای شکست خورده پدر و مادرشون؟

  • Danial

    تو سایت Quora یه نفر سوال کرده بود که‌ فرق نظام آموزشی شوروی و آمریکا چی بوده، یه نفر که فارغ‌التحصیل MIPT (معادل همون شریف ایران و MIT) روسیه بود جواب داده بود و بعد تو یه جمله خلاصه‌ش کرده بود، «امریکا اول همه رو آموزش میده بعد نخبه‌ها رو پیدا می‌کنه، شوروی اول نخبه‌ها رو پیدا می‌کرد بعد آموزش می‌داد».
    غیر از روسیه، فرانسه هم همین شکلیه، احتمالا تو آسیا شرقی هم باید بشه پیدا کرد ولی به نظرم این مدل آموزشی عادلانه‌تره (اگه واقعا نخبه‌ها واردش بشن) چون طبعا نخبه استعداد بیشتری داره و برای شکوفایی‌ش باید منابع بیشتر سمتش بره تا جایی که از تمام ظرفیت منابع استفاده نشه، اگه اراده‌ای هم تو اصلاح سیستم آموزشی هست شخصا به نظرم بهتره اول از دانشگاه شروع بشه، اگه مثلا هر سه استان یه دانشگاه مثل شریف داشته باشن تاثیرش خیلی چشم‌گیرتره، البته بهتره رفت و بودجه‌ش رو درآورد و برآورد کرد که‌ تفاوت بودجه به مدرسه سمپاد با به مدرسه معمولی اگه مثلا تو سیستان صرف می‌شد فرق چشم‌گیری می‌کرد یا نه تا حدس و گمان زدن. (در ضمن سمپادی نبودم)

  • محمود

    واسم عجیبه که نویسنده ادعا می کنه با فضای سمپاد آشناست. دوس ندارم کامنت طولانی ای بذارم ولی باید بگم که تحلیل فاجعه بوده. فقط به چند تا نکته از متن اشاره میکنم:

    1) امکانات سمپاد: دقیقا کدوم امکانات؟؟ چیزی که مدارس سمپاد رو از بقیه مدارس متمایز می کردو دانش آموزان اش بودن نه امکاناتی که وجود نداشته. البته فرهنگ توانگر ستیزی و خود مظلوم پنداری ترجیح میده تصور کنه که دلیل این تمایز امکانات بوده باشه نه تلاش و استعداد فردی.

    2) فاشیسم: واقعا از فاشیسم یعنی اینکه هیتلر آدمای خوشگل و باهوش رو کنار هم میذاشت و اینا. چه تعریف دقیق و بی نقصی(!) و چه نتیجه گیری کاملی.

    3) جلو افتادن از خویشتن: جدن بچه ها تو سمپاد از ناسا چند گام جلو تر ان؟

    به عنوان یه دانش آموز سابق سمپاد که در دهه 70 و اوایل دهه 80 دانش آموز بودم، باید عرض کنم نه تنها به شخصه وضعیت مالی خوبی نداشتیم، بلکه بیشتر از نصف کلاس به مراتب از ما در وضعیت ضعیف تری از نظر مالی بودنن.

    به عنوان نظر شخصی باید عرض کنم که این نوشتار از لحاظ ساختاری فاصله ی بسیار زیادی با “انصاف” داره.

    • NODET

      نکته دقیقا همینه! تو ایران امکاناتی نیست! موفقیت و قدرت علمی و … سمپادی ها هم فقط به خاطر خودشون و دوستیاشون و تلاششون و فرهنگشون است! (در کل خودشون!)

      یکی از کتاب های اضافه ی درس ریاضی دوم دبیرستانمون رو حذف کردند ، با اینکه خیلی سخت بود ولی بچه ها اعتراض کردند و برگردوندنش!
      یکی از استاد های درس آمار بد بود و اینقدر اعتراض کردیم عوض کردند!
      سال 88 یک یارویی اومد سخنرانی خیلی بی سواد و بد دهن بود! و کلا چرت و پرت می گفت! بچه ها بلند شدند ترک کردن سالن رو در حالی که قبلش به شدت مدیر بچه ها رو ترسونده بود!
      خود بچه ها وایمیستادن المپیاد و …. کار می کردند! تو کشور هم هر چی مدال بود برنده می شدند!
      بچه ها خیلی زحمت می کشیدند! تمام کتاب های مدرسه های عادی رو که داشتیم هیچ! کلی کتاب اضافه و سخت هم داشتیم! همچین افرادی که این فشار را تحمل می کنند خیلی آدم های قوی هستند بخصوص از بعد روانی و فکری! من خودم مادر زادی ریاضی و فیزیکم خیلی قوی هست :)) ولی زبان انگلیسی ام بسیار ضعیف بود! یک تکمیلی داشتیم چند صد صفحه لغت های بسیار سخت! باور کنید پیر شدم سر اون! هر صفحش 30 تا حداقل لغت در می آوردم! ولی واقعا به سختیش ارزید و الان وضعم خوبه تو زبان!
      تو دانشکاه سمپادی هایی که متوسط و متوسط به بالا بودن زمان تحصیل در سمپاد سطحشون خیلی خیلی بالاتر از شاگرد اول های مدارس عادی است! خیلی بالاتر!

      مخصوصا تو استدلال !

      اینا فکر می کنند کسی که میاد تو سمپاد تو ناز و نعمت قرار می گیره! خیر! طرف باید پوستش کنده شه اگر نه اخراج می شه! کسی هم که می بینه سختشه و … می تونه بره یک مدرسه دیگه!

      سال اول دبیرستان حدودا 30 نفر بودیم سال چهارم دبیرستان 15 نفر! نصف کلاس رفتند یا اخراج شدند!

      مدرسه ی ما زیست نداشت. فقط ریاضی چون مدیر می گفت تنبل ها می روند زیست :| . بچه های ما تا سوم دبیرستان همون مدرسه ما می موندند و سال چهارم می رفتند یک مدرسه عادی و نکور زیست می دادند!

      همیشه بیش از 70 – 80 درصد کسایی که تو شهر ما پزشکی قبول می شدندهمین بچه ها بودند!

  • Gholamreza Esfandani

    آقا خواستم یه چی بگم دیدم دوستان از خجالتت در اومدن :).
    بعضی از حرفاتو قبول دارم منتها اکثرشو نه. :)

  • Erfan Hosseini

    تقریبا با نیمی از حرفات موافقم،ولی نیمه ی دیگه به نظرم به خاطر این غلطه که خودت توو سمپاد درس نخوندی.
    مثلا بحث نمودار نرمال رو درست میگی،میگیره ولی نه با همون میانگین،سمپاد میاد سطح درسارو میبره بالا تا اون میانگین بشه همون میانگین قبلی،یه بچه ی به اصطلاح تنبل توو محیط سمپاد باز هم از بچه های مدارس عادی قوی تره (باید نسبت به نمودار اونا سنجیده شه)،این کاملا توو دانشگاه نمود پیدا میکنه من خودم نمونه اش رو بین دوستام دیدم که طرف توو مدرسه ته کلاس بود الان توو دانشگاش رنکه،که خب اونم باز دلیلش اینه که شاید دانشگاه سطحش پایین تره به نسبت.در کل حضور بین یه تعداد آدم با دانش بیشتر باعث میشه که خود به خود تو هم دانشت بیشتر بشه و برعکس.توو همین حیطه برای مثال من راهنماییم توو مدرسه دولتی با دبیرستانم توو سمپاد زمین تا آسمون فرق میکرد،توو راهنمایی همیشه معدلم بیست بود،هیچ ترسی هم نداشتم که یکی رقیبم بشه چون بچه ها اون پتانسیل رو نداشتن که یهو پیشی بگیرن ازت برا همین خیلی تلاش خاصی نمیکردم ولی توو سمپاد رقابت و توانایی بچه ها اونقدر بالا بود که من یه ذره غفلت کردم یهو یه ترم از نفر اول سقوط کردم به پنجم!
    چیز دیگه ای که سمپاد حداقل به نصف بیشتر دانش آموزاش میده اینه که راهشون رو پیدا کنن،یه موردی که من به شخصه خیلی باهاش مشکل دارم توو جامعه ما اینه که طرف واسه کنکور درس میخونه ولی نمیدونه رشته چی میخواد بره،فقط میگه رشته های برتر،حالا اینکه چرا برق برتره،ریاضی و پلیمر نه،معلوم نیس!ولی سمپاد با پژوهشی کلی آپشن میذاره جلوی پات.چیزی که به نظرم نتیجه همه ی این کارای سمپاد رو از بین میبره همون کنکوره!
    بحث فاشیست هم از پایه غلطه،اگه بخوای همچین بحثی بکنی کلا تمام سیستم آموزشی کشور زیر سوال میره،چون همین منوال در مورد دانشگاه ها هم صادقه،منطق اینه که این افراد بهتر امتحان دادن و اومدن توو این مدارس/دانشگاه ها پس حقشونه از امکانات بهتری برخوردار بشن،و این اصلا یه چیز اکتسابی نیست.هر آدمی بالاخره توو یه چیزی استعداد داره،نکته ی دانش آموزای سمپاد اینه که اون استعداد هارو کشف کردن و اکثراً دارن درموردش یه کاری میکنن و ولش نکردن به امون خدا!
    در مورد شهریه هم اتفاقا خیلی باهامون راه میومدن.اینطوری بود که با توجه به درآمد خانواده از ما شهریه میگرفتن
    مقایسه با کشور پیشرفته ات هم غلطه،برای نمونه دانمارک که داره همه رو یکسان پرورش میده کلی هم داره مالیات میگیره!پولشو داره میخواد همه رو یکسان پرورش بده!اینجا اون پولو ندارن (فارغ از بحث سیاسیش) میگن آقا خوبارو جمع کنیم بهشون امکاناتی حالا مثلا نزدیک به دانمارک بدیم بقیه همون حالت سابق.
    منطقی هم هست.شما اگه همه رو یکسان پرورش بدی داری پولتو حروم میکنی!
    و اما در مورد جو اسلامی که اشاره کردی،من دبیرستان هم البرز قبول شدم هم حلی،اون زمان تابستون البرز دو روز آزمایشی گذاشت و کلاس تشکیل داد،هنوز جواب امتحان سمپاد نیومده بود،هر دو روز مجبورمون کردن بریم نمازخونه طبقه آخر نماز ظهر بخونیم و نیم ساعت هم به خطبه گوش بدیم،کلاس مهدویت گذاشته بودن برامون یه روحانی جوون هم آورده بودن تا قشنگ شست و شوی مغزیمون بکنه،مدرسه 4 تا روحانی داشت.حیاط به اون قشنگی رو تقسیم کرده بودن میگفتن شما توو این قسمت فقط بمونید،در کل جو طوری بود که بعد اون دو روز کاملا افسرده شده بودم.این در حالیه که توو حلی فقط برای پیچوندن کلاس نمازخونه رفتم و به جای کلاس مهدویت کلاس آموزش بورس داشتیم!

  • Radin

    دوست من، رک گویی و طنز همیشه به این معنی نیست که حرف شما درست هست. به قول امام عدالت این هست که برای استعداد های مختلف شرایط مختلف قرار بدیم. متاسفانه پر از اشکالات علمی، حقیقی و دروغ هایی بود که فقط سعی در بازی با ذهن مردم داشت.

  • Mahsa Sh

    چقدر کامنت طولانی! و چقدر مخالف:))
    خب طبعا یه قسمت مخالف‌ها کسانی هستن که دوران نوجوونیشون رو دوس داشتن و بهش تعصب دارن. یه عده‌شون ورودی قدیمی‌های سمپادن (کسانی که از راهنمایی سمپاد بودن) و تجربه و شاید تصور دیگه‌ای از مدرسه نتونستن داشته باشن. یه عده هم جاهایی بودن که شرایط خاص داشته.
    درمورد تک تک حرفات موافقم و یه جورایی کمی آرامش‌بخش بود. مرسی

  • من خودم دانش‌آموز سمپاد بودم و با صحبت‌هات تا حد زیادی موافقم. غیر از این، مشکلات دیگه پایه‌ای سیستم آموزشی ما هم چنان زیاده که در حوصله یک کامنت نمی‌گنجه. فراموش نکنیم که کلا سیستم آموزش عمومی مدرن به شکلی که بشر الان می‌شناسه هم زیر سوال هست و خیلی نظرات وجود داره که سیستم آموزشی باید به شدت قابل شخصی‌سازی باشه و در واقع بر اساس واقعیت که تفاوت میان آدم‌ها هست کار بکنه، نه بر اساس تطابق سلایق/استعدادها/زندگی همه آدم‌ها.
    کلا مشکلات بسیار فراوانه و تغییرات زیادی مورد نیازه. جالبه که عده زیادی اومدن اینجا کامنت می‌ذارن که نه اشتباه میگی و خیلی هم همه چیز گل و بلبله! نتایج افتضاح سیستم آموزشی ایران (البته که شامل سمپاد هم) در تولید علم/خلاقیت/نوآوری رو همه داریم می‌بینیم.
    در این مورد توصیه می‌کنم مثلا این سخنرانی کن رابینسون در TED رو ببینید:
    http://www.ted.com/talks/sir_ken_robinson_bring_on_the_revolution?language=fa

  • امیر

    خوب این روابط فامیلی و سوال پرسیدن درباره نماز خوندن یعنی مختص بچه های سمپاده کلا؟:))

    اگه حضور میداشتین خودتون تو مدارس سمپاد متوجه میشدید که خیلی ازحرفاتون صحت نداره.
    مراکز سمپاد شهرای غیر شهرای بزرگ که اولا امکاناتشون هیچ فرقی نداره بلکه خیلی هم کمتر از مدارس هیئت امنایی و غیر انتفاعیه.
    من خودم اکثر دوستام غیر سمپادی هستن و دبیرهاشون بعضا از ما بهتره ولی این چیزی که من فهمیدم اینه که بچه های مدارس دیگه خودشون تلاش نمیکنن غالبا و ربطی به مدرسه یا امکانات آموزشی نداره.حالا شاید تو کل کشور 10 تا مرکز سمپاد با اون امکانات تخیلی ای که شما گفتید وجود داشته باشه که نمیشه به کل تعمیم داد.
    ولی مدارس سمپاد نسبت به غیر انتفاعیا هزینه کمتری دریافت میکنند و کمک هزینه دارن در همه زمینه ها.
    درسته که واقعا مدارس سمپاد عیب هایی دارند ولی خوب به نظر من خوبیاشون خیلی بیشتر از بدی هاشونه.

  • مازیار

    کل علت نامگذاری نمودار نورمال ( bell shaped) نورمال بودنشه! تقریبا توی تمام بررسی ها چیزی مشابهش به وجود میاد. تفاوت اینه که معنی نمودار چیه.

    در مورد علت وجود مدارس سمپاد، یا حتا برای اینکه درک شاید مستقل تر و بهتری از ایده هایی که درواقع پشت مدارسی مثل سمپاد یا باقی مراکز ( که مخصوص گروه خاصی از دانش آموز هاست ) داشته باشی، شاید بد نباشه حتا بری عقب تر. چیزی مثل The republic book که اگر وقت داری تمامشو بخونی که عالیه، و اگر نه کتاب ۵.

    تفاوتی که امروز با اون زمان وجود داره این هست که ما خیلی از تفاوت های فیزیکی رو میتونیم فراموش کنیم، چون وجود یا عدم وجودشون بی ربط به نوع زندگی امروزست، ولی معنیش این نیست که اون تفاوت ها وجود ندارند.

    به همون دلایلی که ما تلاش اطفالی که مشکلات ژنتیکی دارند رو سقط کنیم، یا سعی میکنیم، کسانی که در جوامع فقیر هستند یا دولت امکان کمک مالی بهشون رو نداره قانع کنیم از تولید مثل خودداری کنند، دلیلش این نیست که ما نژاذ پرستیم، دلیلش اینه که اون بچه زندگیش سخت خواهد بود ( نه چون ماها نژاد پرستیم، چون طبیعیت جوریه که هست، و اعداد و ارقام جوری رفتار میکنند که باید بکنند، اینکه ما چی دلمون بخواد بیابون رو به زمین بارور تبدیل نمیکنه! )
    ( و باز این سوال که ایا چیزی اخلاقی هست یا نه به ایدیولوژی فرد بستگی داره. شاید بد نباشه کمی هم مطالعه در مورد utilitarianism داشته باشی)

    من دانشجویی سمپاد بودم، ورودی ۱۳۸۴، و تقریبا حتا یادم نمیاد نماز خوندن یک معلم هیچ وقت مورد سوال بوده باشه. ما در مورد عقاید فرد میپرسیدیم، یا اون عده ای که مشابه من بودند، سعی میکردند عقاید فرد رو به چالش بکشند، نماز خوندن یا نخوندن یا حتا نوع نماز خوندن جزو جزییات بی ربط ( بی ربط به موضوع اصلی ) حساب میشه. ( شاید این موضوع که عقلانی بودن یا نبودن دعا کردن مورد سوال بوده باشه، و دنبال بشه با عدالت و حق تصمیم گیری که همه حداقل مفاهیم یک نوع عقیده ی دینی هستند و هم زمانی و تناقضشون مورد چالش باشه )

    در مورد نوع پروژه ها، باید این موضوع رو در نظر بگیری که تفاوتی بین کار های فنی و علوم پایه هست. من به ریاضیات علاقه داشتم، در کنارش موقعی که حتا نمیدونستم انتگرال اصلا چی هست ( شاید ۹ ساله بودم ) از سر کنجکاوی و بلد نبودن نحوه ی محاسبه ی انتگرال برنامه ای نوشتم ( اون موقع با فورترن ) که مقدار یک انتگرال تعیین شده رو محاسبه کنه.
    قطعا من خبر نداشتم، انتگرال در واقع مساحت زیر یک نمودار رو حساب میکنه، یا اصلا اون چیزی که توی یک کتاب مهندسی در مورد فشار روی ستون ها دیده بودم چی بود.

    همونجوری که کسی که از یک برنامه ی طراحی استفاده میکنه، نیاز نیست نحوه ی درست شدن اون برنامه رو بدونه تا چیزی طراحی کنه، یا همونجور که یک معمار صرفا بنای بیرونی رو طراحی میکنه و براش مواد مورد استفاده ی داخل مطرح نیستند، چیزی از ارزش کارش رو کم نمیکنه.
    برعکس این یکی از خوبی های مدارس سمپاد هست که میذاره تو هر کاری دلت میخواد بکنی. و بله من حوصلم الان هم سر دانشگاه سر میره، و به جاش درس های رشته های دیگه رو که ازش اطلاعی ندارم برمیدارم به جای رفتن سر کلاس های درس خودم ( و در این هم هیچ ایرادی نیست )

    و بله کسایی که رفتار اجتماعی بهتری دارند افراد بیشتری در اطرافشون هست، ولی خیلی از اون افرادی که دورشون هست رو اگر کمی بشناسی حس میکنه که به شدت ادم های خسته کننده ای هستند که حتا باهاشون نمیشه یک بحث ساده داشت. و در نهایت شاید کمی مدت بیشتری وقت ببره با ادم هایی اشنا میشی که مثل خودت هستند و بحث کردن باهاشون بهترین لحظه های زندگیت رو تشکیل میده. همونجوری که توی ابتدایی من با افرادی بودم که تمام فکرشون این بود که کی عضو کدوم تیم فوتبال باشه و من دلم میخواست کله ی معلمی که میگفت اگر تو سوال “از” بود باید منها کرد و اگر “با” بود باید جمع رو به دیوار بکوبم.
    معلومه من و اون افراد نباید توی یک سیستم درس بخونیم، اون ها باید به یک مدرسه ای برند که ورزش اهمیت اصلی باشه، و من به جایی که ریاضی.
    جدا کردن پدیده ی بدی نیست! یک پدیده ی ضروریه.

    • سینا

      فکر نمیکنم اینجا کسی با اینکه مدارس مختلفی مثل ورزشی، هنری، فنی، ریاضیات، علوم رایانه، کشاورزی، پزشکی و … برای سلیقه های مختلف داشته باشیم مخالف باشه که شما اینطور جوش آوردی!

      بحث اینجا سر اینه که حجم عظیمی دانش آموز داریم که از بین اینها تعداد خیلی کمی به روش های غیر عادلانه ای “انتخاب” میشن و به این تعداد کم در مکانی متفاوت، آموزش های متفاوت و امکاناتی متفاوت و ناعادلانه با دیگران داده میشه و این تعداد کم رو چند level بالاتر از دیگر افراد در نظر میگیرند طوری که خود اینها هم کم کم باورشون میشه که با دیگران فرق دارند و هوش سرشارشون قراره دنیا رو تکون بده!
      (طبق مشاهدات فکر میکنم بخش خیلی بزرگی از افرادی که به بیرون کشور میرن و دیگه بر نمیگردن همین سمپادی ها هستند، کسانی که سرمایه مملکت که از جیب تک تک افراد داخل مملکت و با عدم رعایت عدالت در طی سالیان طولانی برای رشد این افراد هزینه شده رو با خودشون میبرن چون بهشون یاد دادند که اینها افراد متفاوتی هستند و نباید با دیگران در یک مکان درس بخونند، کار بکنند و زندگی کنند و بچه بیارن و کلا نفس بکشن!)

      ساده تر بخوام بگم بحث سر این هست که افرادی وجود دارند که وجود سمپاد رو حق خودشون و بخش بسیار خاص و کوچکی از جامعه میدونند، بدون اینکه به حق دیگران (وجود مدارس از نوع دیگر برای سلایق مختلف) احترام بگذارند یا حتی از اون دفاع کنند، و متاسفانه اگه در جامعه بگردی افراد خیلی زیادی رو پیدا میکنی که با اینجور مدارس (هنری، ورزشی و …) مخالفند و فکر میکنند بچه خودشون یا بچه های دیگران باید فقط دکتر و مهندس بشه! و نتیجه اینه که حتی یک عدد مدرسه موسیقی یا مدرسه هنر یا مدرسه ورزشی در کشور نداریم!
      (البته بگذریم از آموزشگاه هایی که به اسم مدرسه فوتبال و … کار میکنند و کاملا متفاوت از مدارس اینچنینی در خارج از کشور هستند و نمونه های وطنی بیشتر شبیه باشگاه های پاره وقت هستند تا مدرسه!)

      اینجاست که جادی میگه عدالت رعایت نمیشه، وگرنه مشخصه که گذاشتن انیشتین و رونالدو و مایکل جکسون توی یک کلاس بی عدالتیه!
      اما جادی میگه بی عدالتی تر از این، لی لی به لالا گذاشتن انیشتین و جدا کردن و هزینه های بیشتر برای انیشتین از جیب رونالدو و مایکل جکسون هست با این ایده که انیشتین باید در زمینه فیزیک تحصیل کنه و “ممکنه”، تاکید میکنم، “ممکنه” که در آینده به جایی برسه و اسمی برای خودش دست و پا کنه، پس انیشتین خیلی مهمتر و برتر از اون دو نفر دیگه ای هست که هیچ علاقه ای به فیزیک ندارند و به توپ و رقص و ساز بیشتر علاقه دارند!

      بله آقا مازیار، سمپاد شاید ۱ یا ۱۰ یا ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ سال دیگه بعد از صادر شدن یک بخشنامه دیگه بی عدالتی نباشه، اما در شرایط امروز جامعه نهایت بی عدالتی هست.

      • سینا

        چیزی که در رابطه با پاراگراف دوم کامنتم یادم رفت بگم اینه که این رفتار (فرار از جامعه و در شرایط حاد، خروج از کشور و نابودکردن سرمایه گذاری دولت از جیب مردم برای آموزش سمپادی ها به امید ساخت کشور صنعتی تر!) حتی در صحبت های شما هم دیده میشه!

        شما خودت داری میگی حقته که در مدارس خاص و جدای از دیگر افراد جامعه درس بخونی و این رو عدالت میدونی! در دانشگاه هم به قانون شکنی کردن و سر کلاس حاظر نشدن افتخار میکنی و وقتت رو به جای گذراندن به شکل قانونی (شرکت در کلاس هایی که در اول ترم گرفتی) به یادگیری در کلاسهای دیگر رشته ها می گذرونی چون خودت رو برتر از همکلاسی هات میدونی!

        مطمئنا همین طور پیش بره در چند سال آینده هم همین رفتار خود برتر بینی رو در مقابل همکاران هم خواهی داشت و در نهایت به نقطه ای میرسی که میبینی این جامعه جلوی پیشرفت تو رو گرفته و سالها سرمایه گذاری از جیب چند ده میلیون نفر رو با خودت از این کشور میبری و برای افرادی کار میکنی که کوچکترین هزینه ای برایت نکردند و فقط از کنارت به سود میرسند! درصورتی که این پیشرفت تو جدای از تلاش خودت، از جیب همین افراد داخل همین جامعه و به قیمت عدم پیشرفت مقطعی جامعه به امید سرمایه گذاری برای آینده بوده.

        امیدوارم این کامنت رو بخونی و متوجه بشی که چرا ما مخالف مدارسی با سیستم سرطانی مثل سمپاد هستیم. این رو مطمئن هستم که نه من و نه جادی و نه هیچ انسان عاقلی مخالف درس خوندن شما در مدارس خاص (با سیستمی عادلانه و منطقی و با تاکید بیشتر بر علوم ریاضی) و درس خوندن کس دیگه ای در مدارس خاص دیگر (با تاکید بر مثلا موسیقی یا ورزش یا هر چیز دیگه) نیست.
        امیدوارم یه روزی غده سرطانی سمپاد هم برچیده بشه و مدارسی با تاکید بر عدالت و منطق و پیشرفت جامعه (چیزی شبیه به مدارس در غرب) جایگزین بشه.

  • جادی جان ممنون از متن خوبت. من متوجه یک قسمتش نشدم. از خودشون جلو میفتن، یعنی چی؟ بیشتر توضیح میدی. (منظور این که واقعا کارهایی میکنند که از سطح خودشون بالاتره یا این که نوابیغ طور حس میکنند کارهایی کردند که از سطح خودشون بالاتره؟)

    • jadijadi

      ذهنیت شون از واقعیت شون جدا می افته. مثلا یکی که تازه سواد یاد گرفته مدعی بشه ک کتاب ویتگنشتاین رو می خونه شبها. این آدم دیگه نه به خودش و نه به بقیه روش نخواهد شد بگه که «حالا می شه یه کتاب داستان حسنی و گاو حسنی به من قرض بدین؟» (:

      جادی

      • یاسین

        مثالت عالی بود :))

  • intman

    I’ll try to discuss some of the items. Sorry I don’t have a Farsi keyboard.

    امکاناتی که در سمپاد هست از کجا اومده؟ هی برین بالا یکی می خواد بگه از
    بودجه رییس جمهور است و اون یکی بگه از فلان جا ولی در نهایت در کشور ما یک
    حجم محدودی منابع آموزشی هست و وقتی حجم عظیمی از اونها یک جای خاص متمرکز
    می شن، یعنی سهم بقیه جاها کم شده

    1- This is a typical leftist argument. I respect these kinds of arguments when they are rational. Because if they’re irrational, the less educated working class easily believe them! Why your argument is irrational?

    We have a (so-called) democracy. We elect the president. He suggests an education minister and the parliament approves the education minister. So where this budget comes from? From people’s will. So please don’t talk about injustice. Have you ever called the person who represents you in parliament to discuss your concern.

    ====================

    آزمون های ورودی سمپاد اصولا هوش رو نمی‌سنجن. انواع کلاس های کنکور و … در
    نهایت باعث شدن نمونه ای که دارن تو سمپاد درس می خونن اکثرا از خانواده
    های بالاتر از متوسط باشن. این مساله سریعا در حال گسترش هم بوده و هست.
    اوایل کلاس ها پذیرای بچه های فقیر هم بود ولی الان یک لحظه فکر کنین کدوم
    کلاس سمپاد رو یادتون می یاد که توش بیشتر از نصف بچه ها از متوسط به پایین
    جامعه اومده باشن؟

    I agree that nowadays most of rich people’s kids are getting into Sampad. But don’t change the facts by saying the exams don’t measure IQ. Are you an education expert? And those rich kids who get into Sampad are not, by any means, not intelligent. They had better access to resources. In many cases, their parents are doctors or university professors. (This implies that they inherited some IQ genetically).

    ==============

    سمپاد معمولا سیستم آموزشی اشتباهی داره. کنکوری های سابق و بچه های
    ساله چون توی کنکور نفر اول شدن با هیجان معلم سمپاد می شن و فکر می کنن
    باید به یک بچه راهنمایی درس دبیرستان بدن و به بچه دبیرستان درس دانشگاه.

    I’m sorry you can’t generalise this as this mostly happens in big cities such as Tehran. This rarely happens in smaller cities. Generalising based on a small fraction of data is unscientific.

    ======================

    ایده «بهترین ها رو جمع کنیم و پرورش بدیم» ذاتا فاشیستی است.

    I need to investigate more about this. But I can tell you this: The idea that everyone regardless of their talents and efforts should be regarded equally is also fascistic.

    You are an expert in Linux and whatnot. Because of that you are working in good company called Sambad. Following your argument: the idea of having talented Linux admins in Sambad is a fascistic.

    Do you see the irrationality here?

    I think the mentioned cases are enough to undermine your post. There are factual and meaningful things in your post too. But I don’t give credit to this post because irrational cases. There are two options:

    1- I’m wrong: Scientifically prove that you are right and I’m wrong.
    2- You’re wrong: You need to overcome your bias to make this articale valuable.

    keep up the good work! :)

  • parsa

    به عنوان یک دانش آموز تازه فارغ التحصیل سمپاد اگر بخوام جواب بدم: در مورد نکته دومی که گفتی که اینجا تجمع قشر بالاتر از متوسط میشه، تا حدودی درسته. گرچه تقریبا از بعد از برکناری اژه ای این موضوع خیلی شدت بیشتری گرفت. قبل از اون اتفاقا سوالات خیلی بیشتر هوشی بودن و غیر قابل آموزش.
    در مورد نکته ی سوم که گفتی دانش آموزا تو یه منحنی نرمال می افتن درسته ولی دقیقا تمام اعضای این منحنی حتی 10 درصد تنبل میدونستن و بهشون تلقین شده بود که بهتر از اکثر باقی دانش آموزای کشورن.
    در مورد نکته ی پنجم اتفاقا در مدرسه ای مثل سمپاد اصفهان تمام معلم ها، دبیرای قدیمی و فوق العاده با تجربه بودن و ما به هیچ عنوان مشکلی از این نظر نداشتیم. حتی معلم های جوان هم که اکثرا خودشون از فارغالتحصیل های همین مدرسه بودن چون جو دانش آموز ها رو میدونستن آموزش در سطح اعتدالی و خوبی میدادن.
    در مورد فشار روانی تلقین باهوش بودن: یکی از مواردی که خیلی خیلی من در مورد مدرسه خودمون میپیسندیدم این بود که غیر از درس، در خیلی از زمینه های دیگه هم به نسبت مدارس دیگه پیشرو بودن. تمام المپیاد ها، روباتیک، ساختن فیلم و موسیقی و … اغلب دانش آموزها (حداقل بیش تر از سه چهارم) از نظر هوش و مهارت اجتماعی نسبت به باقی دانش آموزای هم دوره بهتر بودند.
    ولی در مورد این که سمپادی ها از خودشون جلو می افتند: این فوق العاده درسته و اغلب سمپادی هایی هم که به مشکل خوردن از همین مورد بود.
    یه نکته ای که از نظر خود من سمپادی جالب به نظر میرسه: من اگر تو اون منحنی نرمال جزو 10 درصد پایین بودم، بازهم رقابتم با کسانی بود که همون سال رتبه های تک رقمی کنکور و مدال های طلای المپیاد بودن. این به من اعتماد به نفس میداد و منو تشویق میکرد تا سطح بالاتر و چالشی تری برای رقابت اتخاب کنم و براش تلاش کنم/.

  • amir j

    جادی جان سلام

    پنج شیش روز بعد پستت می بینمش… بیات نشده باشه ایشالا ;-)

    نوشتارت با عنوان همخونی داشت، به مشکلات پایه ای سمپاد پرداختی -و نه آورده ها و خوبی‌هاش- که البته لزوما با همش موافق نیستم، با برخیش مخالف :)

    -سمپادی بودم راهنمایی شیراز و دبیرستان حلی تهران – دو فضای دست اول و متفاوتش رو تجربه کردم. وحدتی بر این واژه (سمپاد) حکمفرما نیست. همون فیل و ظلمات و مالش و اینا. هر چی تجربه‌ای داره و محترم.

    طبیعیه از لحاظ آماری فراوانی بازخورد‌ها راجه بهش از بیرون دیوار و حصار بیشتره تا از درونش.
    خب این طبیعیه که تجربه بیرون موندن از اون حصار چه ترومای بزرگیه برای نوجوون‌های مستعد و متقاضی که بعضا خیلی تواناتر از بچه‌های درون حصار بودن.
    در این تب از متن به خشم خودم بپردازم از ویرانه ی فعلی سمپاد که ناش از نگرش‌هایی مشابه بود که این رویکرد سمپاد برای کشور مضر است و با ازدیاد نامینال این مدارس رسما الان پوسته‌ای ورچلوزیده ازش مونده. مثل این که در خانه شیطان بزرگ! بگن چرا استنفورد یا هاروارد داریم، اسم نصف کالج ها و دانشکده های کشور رو بزارن استنفورد! یا مثلا هاروارد 6.. (بدیهی: قیاس اغراق شده برای توصیف گروتسک بودن ماوقع – نمی خوام بگم حلی هاروارده یا استنفورد…)
    عجیبه که دوستان اینقدر رو بودجه های غریب و حتی شهریه های بالا مانور می دن. دورانی که شخصا تجربه کردم همه قشری از جامعه تووش بود از پدر خیاط داشتیم تا معاون وزیر تا نمینده مجلس تا کاسب موفق بازار…
    بعدها که از اون فضا جداشدیم و در دانشگاه تازه دیدیم چقدر دیوارهای طبقاتی جدی هست و در مدرسه چه سالم و بی بایاس رسما با توانمندی هامون کنار هم بودیم…چیزی که خیلی ارزشمند بود و در بازخوردهای دوستان هم مشهوده که چقدر ارزش مند بود!
    به تجربه دیدم رفتارشناسی و فرهنگ بخشی متفاوتی بر نسل های مختلف و سال های متفاوت حتی یک مدرسه سمپاد حاکمه. (تاکید بر فیل… حتی یه لِنگِ فیلی مشخص!) دوره هایی دیدم بسیار خودبزرگ بین و جوگیر…دوره هایی بسیار پرابلم سالور ولی خاکی
    دورانی که من سپری کردم تووش نه خبری از تحقیر بقیه بود، نه خودبزرگ بینی و جوگیری… یه مشت خنگ و خوول بودیم که خل‌ها و گیک های مشابه خودمون رو می یافتیم…تو اون دوره تلسکوپ ساختیم (بدون هیچ ساپورت مالی) یه تاریکخونه عکاسی به پا کردیم (با دراختیار گذاشتن یک توالت غیرقابل استفاده باز هم بدون مالی)…
    این نبود که منبع غریبی از تامین مالی اونجا باشه، به جاش نگرش و چشم انداز داشتن سنیورها و ارشدهامون و مانع درست نمی کردند! و خودشون هم نوعا گیک‌های نسل خودشون بودن…

    این خیلی ارزشمند بود… ارزشمندترین دورانی که تو تحصیل داشتم (بعدش پزشکی نهران و رشته دومی{ارتباط تصویری} در دانشگاه تهران خوندم) ولی همیشه حسرت اون سبک بالی و جمع دوستان رو خوردم …
    الان هم خشمگینم از این که به جای تقویت فضایی مشابه، با برداشتی نادرست اونجا رو عملا تخریب کردند(هرچند معدود مراکزشون هست که هنوز می شه راحت تووش گیک بود)

    امیدوارم برسیم به نقطه ای از توسعه یافتگی که اگر عدم تقارن دیدیم، بقیه رو بسازیم! نه سازه رو تخریب کنیم یکدست شیم…

    • NODET

      امیدوارم برسیم به نقطه ای از توسعه یافتگی که اگر عدم تقارن دیدیم، بقیه رو بسازیم! نه سازه رو تخریب کنیم یکدست شیم…

      این قسمت کامنتت خیلی برام جالب بود!

      متاسفانه توی 8 سال قبل روحانی سر همون نگرشی که گفتی سمپاد رو با خاک یکسان کردند!

  • Mahdigp

    خیلی خوب بود جادی

  • مهمترین تفاوت مدارس عادی و خاص

    به نظر من مهمترین مساله در تفاوت بین مدارس خاص و مدارس عادی پسرانه، رواج زیاد سوء استفاده جنسی از همجنس در مدارس پسرانه است، یعنی سوء استفاده جنسی توسط همکلاسی ها از یکدیگر، اصلاً در مورد همجنس گرایی صحبت نمی کنم چون این افراد اصلاً همجنس گرا نیستند بلکه منظور این است که بخاطر عدم دسترسی به جنس مخالف و فشار و عقده جنسی، برخی دانش آموزان تلاش می کنند با همکلاسی خودشان روابط همجنس گرایانه برقرار کنند، در شرایط فعلی با گسترش موبایل های هوشمند و شبکه های ماهواره ای و اینترنتی و موبایلی تعداد این اغفال های جنسی توسط همسالان در مدارس پسرانه خیلی زیاد است که ربطی هم به همجنس گرا بودن ندارد چون این افراد همجنس گرا نیستند بلکه برخی از دانش آموزان عادی هستند که به جنس مخالف دسترسی ندارند و بدلیل سن کم امکان ازدواج هم ندارند و معمولا چند سال هم در مدرسه سابقه مردودی دارند و دارای خانواده های مشکل دار یا مجرم هم هستند.
    این رفتارهای جنسی در مدارس بزرگسالان یا شبانه خیلی زیاد باید باشد زیرا تقریبا تمامی دانش آموزان آنها معمولا مردودی دوره ای روزانه هستند.
    یا در برخی آموزشگاه های غیر وابسته به آموزش و پرورش مثل آموزشگاه های زبان غیر مختلط شهرستانی که دانش آموزان پسر ب سن بالا همکلاس با دانش آموزان با سن کمتر می شوند
    سپس در مدارس هنرستان یا کاردانش یا هنر باید تعداد این اغفال ها جنسی باید زیادتر باشد زیرا دانش آموزان آنها در اکثر موارد بدلیل نمرات پایین به اجبار به این رشته ها فرستاده شده اند
    و همچنین در مدارس عادی که تعداد زیادی از دانش آموزان در رشته های علوم انسانی درس می خوانند هم این روابط خیلی زیاد است چون اکثر این دانش آموزان بدلیل نمرات پایین درسی به اجبار به این رشته ها فرستاده شده اند و اصولا علاقه ای به ادامه درس ندارند و خانواده های آنها هم معمولا علاقه ای به درس ندارند

    تصور این است که این روابط در مدارس گران قیمت مثل مدارس غیر انتفاعی به دلیل فرهنگ بالای خانواده ها کمتر است و همچنین در مدارس تیزهوشان و نمونه مردمی دانش آموزان به فکر درس هستند و کمتر به این مسائل فکر می کنند

    این تفکر می تواند درست باشد و دلیل این مسأله تعداد زیاد مدارس غیرانتفاعی یا تیزهوشان است که دوره های راهنمایی و دبیرستان را در یک ساختمان برگزار می کنند که نشان دهنده این است که در سالهای گذشته موارد کشف شده از اغفال کردن جنسی دانش آموزان سال بالاتر از کودکان کم سن تر خیلی کم بوده است
    در حالیکه در دبیرستان های عادی موارد کشف شده از اغفال جنسی دانش آموزان بالاتر از دانش آموز سال اول دبیرستان آنقدر بالاست که محال است بتوان دوره های راهنمایی و دبیرستان را در یک ساختمان برگزار کرد

    ولی همانطور که گفته شد بدلیل گسترش شبکه های اینترنتی ماهواره ای و موبایلی تعداد اغفال جنسی بین همسالان و همکلاسی ها در مدارس تیزهوشان هم به هیچ عنوان صفر نیست. ولی آنقدر کمتر هست که پرداخت هزینه هنگفت معلم خصوصی برای قبولی کنکور مدارس تیزهوشان را توجیه پذیر کند.
    زیرا اگر چنین هزینه هنگفتی پرداخت نشود والدین باید شاهد بروز سوء استفاده جنسی از پسر بزرگتر خود باشند و سپس از طریق او در تمامی پسران خود باشند که بدنبال این سوء استفاده جنسی و سرخوردگی و بی انگیزگی برای ادامه تحصیل، باید پول خیلی بیشتری به معلم خصوصی بدهند تا این پسران نمرات خیلی عادی بتوانند در مدرسه بگیرند
    و آینده این فرزندان نابود شده و خسارت مالی شدیدتری دارد

  • آزادی وقتی با من مخالفت نکنی

    صرفا جهت اطلاع بقیه خوانندگان من یک کامنت خیلی طولانی تحلیلی اینجا گذاشته ام که تایید نشده است نه به کسی توهین کرده ام نه از شخص حقیقی نام برده ام و نه مساله سیاسی مطرح کرده ام ولی جادی جان بدون هیچ دلیل سیاسی یا خطر امنیتی کامنت مرا تایید نمی کند این را اینجا نوشته ام چون وقتی ایشان از همچنسگرایان یا بهایی ها حمایت می کند عده ای اشک می ریزند که جادی چقدر طرفدار آزادی هست ولی بدانید ایشان هیچ فرقی با بقیه مردم ندارد و یک کامنت را صرفا چون مطابق سلیقه اش نیست منتشر نمی کند.

    • jadijadi

      همین کامنت رو هم اینجا می بینی دیگه (: جادی.نت تایید و رد کامنت و این چیزها نداره مگر اینکه خطر جدی در اسلام عزیز داشته باشه یا توهین به کسی باشه که درخواست کنه حذف بشه یا اصولا سیستم اسپم تشخیصش بده.

      • مصطفی

        لعنت به کسایی که باعث میشن کسانی مثل تو اینجوری به اسلام متلک بندان…

  • آزادی وقتی با من مخالفت نکنی

    دفعه بعد خواستم کامنت بگذارم اول چند خط در مورد همجنسگرایی و بهایی ها و حقوق زنان می نویسم بعد کامنتنم را می نویسم که در عرض چند دقیقه بلافاصله کامنتم تایید بشه مجددا تاکید می کنم کامنت حذف شده من حاوی هیچ مطلب سیاسی حقوقی امنیتی اطلاعاتی نبود ولی بدلیل اینکه مطابق سلیقه جادی جان نبود حذف شده و منتشر نشده است بطور کلی برام جالبه که چرا جادی هیچ وقت اول پست هایش را در سایتهای پرسش پاسخ مذهبی مثل پرسمان و اسکن دین مطرح نمی کنه بعد توی وبلاگ خودش نقدش را به جواب آنها را مطرح کنه یعنی هم خود پرسش و جواب آنها و نقد خودش را باهم منتشر کنه مثلا اول در سایت پرسمان پرسش کنه بعد جواب آنها را همراه پرسش خودش با نقد کردن جواب آنها توی وبلاگش منتشر کنه

    http://www.porsemani.ir/

    http://www.pasokhgoo.ir/taxonomy/term/686

  • Pingback: افت تحصیلی ششم - تولید محتوا و فناوری های نوین آموزشی کانال(radiomohtava@)()

  • ناشناس

    توی مدرسه‌ی ما:
    – خبری از معلم های جوان نیست
    – در مورد شهریه، هستند کسانی که ازشون گرفته نمیشه
    – در مورد از خود جلو افتادن، مطمئن نیستم اینجا همچین مشکلی داشته باشه.
    – مدیرمون میزنه توی سرمون:‌ شما باید سخت‌کوش باشید و سخت کوش هستید و …
    – مدیر میگه شاید کمتر از ۱۰ درصدتون باهوش باشید، بقیه سخت کوش هستید.
    – الآن که دبیرستانه و مجبوریم برای کنکور آماده شیم، ولی توی راهنمایی یک معلم ریاضی داشتیم دعوت به خلاقیت میکرد.
    – معلم راهنمایی مون درس دبیرستانی میداد، سرک میکشید به دبیرستان، اما بیشتر روی سوالات مفهومی و با خلاقیت تاکید میکرد.(یعنی به سمت المپیاد میرفت سوالاتش)
    ولی کلیت موضوع یعنی تمرکز منابع، قابل تامله.
    راستی من هم بندرم!