کشورهایی با بیشترین فارغ التحصیلی مهندسی در سال:‌ ایران سوم

من همیشه فکر می کردم بقال محل از کجا می فهمه من مهندس هستم که بهم می گه «آقای مهندس چه شیری بدم خدمتون» و از اونطرف هم برام عجیب بود که یک آگهی «استخدام مهندس» با چند ده رزومه مواجه می شه که عملا اکثرشون توانایی‌های لازم رو ندارن. امروز فوربس در مطلب کشورهایی با بیشترین فارغ التحصیل مهندسی که عملا فقط یک اینفوگرافی بر اساس داده‌های فروم اقتصاد جهانی است جوابم رو داده: ایران از نظر تعداد فارغ التحصیل مهندسی در رتبه سوم جهان است! بعد از روسیه و آمریکا و البته حضور کشورهایی مثل اندونزی و ویتنام هم در بین ده کشور اول تعداد مهندس‌هایی که سالانه مدرکشون رو می گیرن، قابل توجه است.

تعداد فارغ التحصیلان مهندسی ایران

دوره رایگان مهندسی استارتاپ دانشگاه استنفورد

startupeng

انتقادات زیادی به شکل فعلی استارتاپ در ایران و مفهوم و کارکردها و خروجی‌هاش هست. می‌شه پرسید کیا تا حالا موفق بودن و از کجا اومدن، می شه پرسید نیازمندی‌های زیرساختی حضور استارتاپ‌ها چیه و آیا اونها رو داریم و می شه سراغ این جنبه رفت که اصولا مفهوم استارتاپ حاصل کدوم مرحله از بلوغ صنعت نرم‌افزار است و آیا ما مراحل قبلی رو طی کرده‌ایم که بتونیم تمرکز رو روی استارتاپ‌ها بذاریم یا نه. اما خب امسال سال بودجه‌های میلیاردی برای شرکت‌های دانش‌بنیان و استارتاپ است و مطمئنا بیشتر از سال‌های قبل در اطرافمون استارتاپ خواهیم دید. بد هم نیست چون به هرحال چیزیه که جاش خالیه و اگر اینجا دوست داره سریع رشد کنه،‌ بهتر از اینه که اینجا هم سریع رشد نکنه (:

حالا تو این شرایط یک چیز خوب داریم: دوره رایگان کورسرا از دانشگاه استنفورد در مورد مهندسی استارتاپ. اگر اهل استارتاپ و اینها باشین یا دوست داشته باشین شرکت خودتون رو پایه بذارین، این دروس بدون شک هیجان انگیزن:

  • مقدمه
  • ابزارها: ویرچوال ماشین‌ها، IAAS/PAAS، خط فرمان یونیکسی،‌ ادیتورها،‌ DCVS
  • فرانت اند: اچ تی ام ال، سی اس اس، جاوااسکریپت، وایرفریم، تحقیق بازار
  • بک اند: SSJS، دیتابیس‌ها، فریم‌ورک‌ها، دیتا پایپ‌لاین‌ها
  • ای پی آی‌ها: تمپلیت کلاینت ساید، اچ تی تی پی، SOA/REST/JSON، API as BizDev

و البته بخش مهمی که حداقل برای من دوره رو بسیار جذاب کرده:

  • تاسیس شرکت: شروع، ساخت و جمع‌آوری سرمایه
  • رشد دادن شرکت: پیش بردن، حسابداری و …

منطقا برای شرکت لازمه علاوه بر انگلیسی و نظم و جدیت، کمی در مورد برنامه نویسی و پایه‌های HTML و CSS‌ و جاوااسکریپت بدونین و صفحه مهندسی استارتاپ دانشگاه استنفورد در کورسرا چند کتاب پیشنهادی هم معرفی کرده و البته باید بتونین توی وب سرویس‌های آمازون هم یک اکانت مجانی باز کنین.

ما مشتری نیستیم، کالاییم. گپی با سایت میدان در مورد داده‌های بزرگ

توانا بود هر که دانا بود. این جمله شاید بهترین بیان وضعیت امروز ما در ارتباط با غول‌های اینترنتی‌ای همانند گوگل، فیسبوک و صنعت داده‌های بزرگ باشد. هر که در مورد ما بیشتر می‌داند، تسلط بیشتری بر ما دارد. رابطه‌ای که ما به عنوان کاربر با شرکت‌هایی همانند گوگل و فیس‌بوک برقرار کرده‌ایم به معامله‌ای فاوستی می‌ماند. معامله‌ای که ما در آن خصوصی‌ترین اطلاعات خود را در برابر تعدادی سرویس رایگان اینترنتی در اختیار این شرکت‌ها قرار داده‌ایم. اطلاعات خصوصی‌ای که اکثریت‌مان هیچ ایده‌ای نداریم که چه استفاده‌ای از آنها می‌شود و در اختیار چه کسانی قرار می‌گیرند. آیا چنین معامله‌ای عادلانه است؟ آیا کابران از ابعاد داده‌هایی که جمع‌آوری و پردازش می‌شوند باخبرند؟ آیا این تهدیدی برای دولت‌هاست یا فرصتی برای حکمرانی همه‌جانبه؟ از طرفی دیگر اگر داده‌های بزرگ و سرویس‌های اینترنتی مرتبط با آن لازم و به درد بخورند آیا آلترناتیوی جز آنچه غول‌های اینترنتی در برابرمان قرار می‌دهند قابل تصور نیست؟ به دنبال پاسخی برای این سوال‌ها با جادی، فعال و نویسنده در حوزه تکنولوژی و اینترنت گفتگو کردیم.

خوشحال می شم اگر علاقمند هستین گپ و گفت من با بچه‌های سایت میدان در مورد بیگ دیتا رو بخونین و نظراتتون رو بهمون بگین

توجه مهم: همونطور که حمید در کامنت‌ها تذکر میده، در این مصاحبه تمرکز روی جنبه‌های منفی کنترل اطلاعات کاربران توسط دولت‌ها و شرکت‌های بزرگه. بیگ دیتا مفهومی بسیار وسیعتر داره و در ترکیب شدنش با دیتا ساینس به کارهایی به نفع جامعه هم می‌رسه اما خب در اینجا به یک معنی خیلی خاص بکار رفته.

بازهم گنو/لینوکس، بازهم دورهمی‌های عالی: اینبار دو روز زنجان با بچه‌های زیکانف

zconf

زیکانف چیز غریبی است. از اون چیزها که توی ایران انتظار نداریم ببینیم و وقتی می بینیم به یک کلیتی امیدوار می شیم. برنامه‌ای که چند ساله داره خوب و عالی اجرا می شه و اسپانسرهای معقول و خوبی داره،‌ بخصوص اداره کل ارتباطات و فناوری اطلاعات استان زنجان و آدم رو یاد اتفاقاتی مثل اوگ کمپ می ندازه. من هر سالی که ایران بوده ام با علاقه رفته ام و اکثرا هم لطف داشتن و مقاله ارائه داده ام. یک برنامه دو روزه با خوابگاه و رفت و آمد و گشت در شهر و بستنی و دیدن یه گنبد و رفتن به یک کوه. برای من همیشه خاطراتی عالی داشته. امسال هم حتما می رم و دارم دنبال موضوع مقاله می گردم.

در ضمن در بحث آزاد زیکانف قبلی پیشنهاد کردم که فضاسازی بهتری برای دوستی و گپ و گفت باشه و ظاهرا اینبار خیلی جدی تر جزو برنامه ها است. امیدوارم به پیشنهاد میز هم عمل بشه:

بیرون میزهایی باشه با موضوعات مختلف. مثلا یک تابلو بالای میز بگه «Go» و آدم هایی که می خوان در مورد اون گپ بزنن برون اونجا یا یک میز بگه «Data Science» یا بیگ دیتا یا توزیع های سرور یا هر چیز دیگه. این به بچه‌هایی که جزو هیچ دسته و گروهی نیستن کمک می کنه که راحتتر با جمع قاطی بشن.

ایده من اینه که یک سخنرانی داشته باشم با موضوع «خیلی خفن نباشیم» با محوریت همین که ما باید سعی کنیم بخشی از یک جامعه باشیم و دوست پیدا کنیم و یاد بدیم و یاد بگیریم و با غریبه ها حرف بزنیم و …

خلاصه اینکه زیکانف در راهه،‌ مقاله‌‌ای اگر دارین آماده کنین و بفرستین و سریعتر هم ثبت نام کنین چون با توجه به خوابگاه و دو روز زندگی دور همی، احتمال اینکه بتونین بدون ثبت نام بیاین بسیار پایینه.

اندیشه‌های از داخل تاب: ای بریج برلین، چرا خوب، چرا بد

امروز صبح از وقتی بیدار شدم این آی.بریج از همه جا ظاهر شده؛ بخصوص از توی توییتر. یک هشتم دوستان خوبم یا داخل کنفرانس هستن یا رفتن پوشش بدن یا گزارش می کنن از لایو استریم و این چیزها و یک هشتم هم دارن نقد می کنن و می گن مفید نیست و غیره. خوشبختانه سه چهارم دوستام اصولا ربطی به این جریان ندارن و دارن در مورد خودکشی، فروش نقاشی و رحلت توییت می کنن.

اما …

اما کلا آی بریج چیه

یک گردهمایی – احتمالا سالانه – که سعی می کنه ایرانی‌ها و کارآفرین‌ها و سرمایه‌گذارها و … رو دور هم جمع کنه تا ببینن چیکاره هستن و دنیا دست کیه. این کنفرانس پارسال تو دانشگاه برکلی برگزار شد و الان توی آلمان و مدعی است که بزرگترین گردهمایی ایرانیان در خارج از کشور در سه دهه اخیر است. حالا اینکه این درسته یا نه رو نمی دونم چون کنسرت شاه ماهی موسیقی ایران هم همین ادعا رو داره (: حداقل باید یک قید «فنی» اضافه می شد بهش احتمالا (:

آیا خوبه؟

معلومه که خوبه. یکسری آدم جمع شدن در مورد تکنولوژی بالا در ایران حرف بزنن. حداقلش اینه که آدم هایی که تو دنیا اهل پول خرج کردن روی تکنولوژی هستن (از شرکت‌هایی مثل FI گرفته تا کسانی مثل دیو مک لور) خبردار می شن که جایی به اسم ایران هست که توش آدم های باسوادی داره و اگر توش پول بذاری، پول در میاری. این برای خیلی از ما بهتر از اینه که توی شرکت های کوچیک وطنی… بذارین بولت لیست بنویسم که چرا خوبه.

  • حضور شرکت های بزرگ در ایران، پول‌های بزرگ رو به صنعت می یاره. حتی اگر این پول رو مستقیم به من ندن، این مساله اتوماتیک دستمزدها، کیفیت کار، مدیریت و … رو بالا می بره. ما الان خیلی چیزهامون با هزینه‌های جهانی است! لپ تاپ زیر دست به قیمت جهان خریداری شده، اینترنت سیصد برابر قیمت جهانی خریداری شده، بنزین داره به جهان نزدیک می شه، ماشین دو سه برابر جهان است و… و خب چی می شه استاندارد شرکت ها و مدیریت و حقوق هم بالا بره؟
  • کنفرانس‌های این چنین باعث می شه خارجیها نسبت به ایران دید پیدا کنن. حداقلش اینه که می دونن چه خبره و چیکار داریم می کنیم. به ایرانی‌های خارج نشین هم اجازه می ده مشارکت داشته باشن. مطمئن باشین خیلی‌هاشون دوست دارن کمکی در ایران بکنن و این سیستم ها این اجازه رو بهشون می ده
  • این برنامه‌ها ما رو به جهان وصل می کنه. هر چقدر که ما ایزوله‌تر باشیم وضعمون بدتر و خطرناکتره و هر چقدر که در جهان بازی کنیم، بیشتر و بیشتر مجبوریم با قواعد جهان بازی کنیم و باید بگم که با همه انتقادات به بازی جهانی، من قواعد بازی جهان رو از وضع فعلی ام خیلی بیشتر می پسندم.

و خب این نکته مهم که:

  • یکسری دارن یک کاری می کنن. حتی اگر از نظر من مفید نیست تا وقتی با پول، اسم، زندگی من مشغولش نیستن اوکی است. این مساله در مورد تلویزیون شب خیز هم صدق می کنه، در مورد بنیاد بازرگان هم صدق می کنه، در مورد آی بریجز هم صدق می کنه. خب جمع شدن در این مورد حرف بزنن، از بودجه من که برنداشتن (: من اگر مفید می دونم سعی می کنم برم، اگر مفید نمی دونم نمی رم و حق نقد رو هم در هر دو حالت دارم.

آیا بده؟

بد نیست ولی مثل بالا می تونم اشکالاتی که باعث می شه – به نظرم به حق – برای بعضی ها واپسزننده(؟) باشه رو اشاره کنم:

  • بیشتر ما تو ایران از دکون متنفریم و خب اقلیتی هستن که دکون رو زندگی خودشون کردن. یک دوره هر کس می خواد پول بگیره اسمش رو می ذاره جنبش نرم افزاری و یکی دیگه سانسور اینترنت رو فرصت خودش برای درآمد می دونه. تو این شرایط عملا باید به آدم های مرسوم که چرخ‌دنده‌ها رو می چرخونن حق داد که در برابر هر موتور جدید موضع بگیرن چون تقریبا هر موتوری که دیده ایم، از رو ما رد شده (: از ماشین نیروی انتظامی بگیر تا سیستم عامل و مسنجر ملی (:
  • شوآف در ایران حرف اول رو می زنه. هر کس که می خواد بگه مهمم این روزها یک ربطی به استارتاپ داره و تقریبا تنها استارتاپ های موفقی که ما تا حالا دیدیم، کپی خارجی بودن. اینه که وقتی این آدم ها جایی جمع می شن و نظر تخصصی می دن، منطقا باید در مورد روش سریع کپی ایده در یک کشور بدون کپی رایت و دارای سانسور و مرزهای بسته باشه نه مفاهیم عمیق اقتصادی و فلسفه شرکت سازی و سیاست جهانی در راستای اقتصادی محلی و … (: من کنفرانس رو ندیدم و دوستام توش هستن و استارتاپ های جالبی در ایران هم دیده ام ولی می تونم درک کنم که چرا موضع گرفته می شه. در شرایط ما کپی ذاتا اشکال نداره ولی صاحبش رو متخصص تکنولوژی های های تک نمی کنه (: احتمالا اصلی ترین گیر اینه که «آدم هایی که مدعی این چیزها هستن، واقعی نیستن»
  • بعد از بودجه‌های عظیم تکفا، بودجه‌های عظیم مبارزه با تهاجم فرهنگی، بودجه های عظیم افسری و سربازی و سرجوخگی جنگ نرم، بودجه‌های عظیم فلان و فلان حالا امسال نوبت بودجه‌های عظیم شرکت‌های دانش بنیان است که اصلا هم بد نیست. ولی وقتی می بینیم که عنوان انگلیسی کنفرانس HighTech است و عنوان فارسی دانش بنیان یاد همه دانش بنیان‌هایی می افتیم که امسال تو ایران درست شدن و سال بعد بر اساس بودجه‌ها اسمشون کلا یک چیز دیگه خواهد بود.
  • من محتوا رو دنبال نمی کنم ولی دو تا توییت عجیب / غیرقابل باور دیدم: در مورد تحریم ها حرف زده نمی شه و برای حجاب تعهد گرفته شده. این دو تا عجیبه. اگر قراره در مورد حضور در ایران و فرصت ها حرف بزنیم احتمالا بیشتر از اینکه «چقدر استارتاپ» داریم باید به این برسیم که اصولا ما چند تا شرکت کامپیوتری درست و حسابی داریم که در دنیا یکی از موارد مورد نیاز رشد استارتاپ ها هستن یا مثلا چرا در شاخص‌های انجام بیزنس، پایینترین های جهان هستیم و اینترنت نداریم و زیرساخت داغونه و … اینها اصلی ترین چالش های رشد هستن نه عدم برگزاری استارتاپ ویکند یا نبودن شتاب دهنده ها (: در واقع باید بگم که امیدوارم محتوا واقعی باشه در چنین کنفرانس‌هایی – برنامه اینه که دید در مورد ایران رو واقعی کنیم نه فانتزی.
  • و البته دلایل غیرمنطقی هم هست. آدم ها در برابر موفقیت دیگران مخالفت می کنن. آدم ‌ها در مورد چیزهایی که در موردش نمی دونن مخالفت می کنن. آدم ها در مورد کارهای نکرده خودشون و کارهای کرده دیگران نظرشون اینه که «من اگر می خواستم بهترش رو می کردم» و … به هرحال کنفرانسی است که برگزار می شه و خوبه، آدم هایی هم هستن که پیگیر بودن و می رن ولی گروهی هم سر اینکه «این آدم ها آدم های واقعی نیستن و آدم های خوب بازی داده نشدن» ناراحتن. واقعیت اینه که ممکنه من سواد بیگ دیتای بهتری از کسی داشته باشم که اونجا می ره و اسمش رو «دانشمند دیتا» می ذاره و از خارجی‌ها طلب سرمایه گذاری تو شرکتش رو داره ولی در نهایت خارجی ها دنبال یک شرکت هستن و اتفاقا همون آدم آدمی است که شرکت داره و اگر پروژه رو بگیره اصولا ممکنه بیاد با من کار کنه (:

نکته برای هم‌دوره‌های خودم

ما داریم بزرگ می شیم. الان برامون یک آدم سی چهل ساله یک پیرمرد یا پیرزن عجیب نیست بلکه دوست سابق و فعلی‌مون است. باید قبول کنیم که پوزیشن ها دارن عوض می شن. دوست سابق من کاملا حق داره الان فضای مدیریت یک شرکت بین المللی رو داشته باشه و فقط چون من قبلا باهاش تو پارک سر جلسه فلان تو سر و کله هم می زدیم یا سواد برنامه نویسی نداره معنی اش این نیست که الان حق نداره با سرمایه گذارهای بزرگ حرف های بزرگ بزنه (: من در مورد خودم تصمیم گرفته ام کارآفرین و زوکربرگ بعدی و تحلیلگر و راهنمای شرکت های کوچیک و … و کارشناس استارتاپ و … نشم ولی این دلیل نمی شه که به بقیه که دوست دارن این چیزها باشن، بشن گیر بدم. در نهایت جامعه و سرمایه است که می گه هر کس در راهش موفقه یا نه و اتفاقا پول خیلی توی این موارد دقیق عمل می کنه و هیچکس با عوض کردن عنوان شغلی اش تو لینکدین به Profesional @ facebook پولدار نمی شه.

یک نقل قول خوب هست که به نظرم وقتشه اکثرمون بهش دقت کنیم:

روز وحشتناکی است اون روزی که ببینین همکلاسی های مدرسه شما دارن کشور رو اداره می کنن.

و این نقل قول الان برای من به خوبی قابل حسه. اما واقعا وحشتناک نیست و اتفاقا جالبه و به ما می گه وقتشه تصمیم بگیریم کجای این دنیا می خوایم بایستیم. انتخاب شخصی من یک آدم مستقل شاد و خندون توی این تاب است که تازه تحویلش گرفتم:

اندیشه های تاب

و یکی دیگه هم انتخابش کنفرانس کارآفرینان ایران است. اگر حق من رو خورده باشه باید افشا بشه ولی اگر فقط بحث انتخاب شرافتمندانه است، من به همینی که دارم – و به طور خاص شما دوستان عزیز – راضی ام و خوشحال… البته اینم بگم که ترجیح می دادم آلمان رو می رفتم و با دوستان بعد از کنفرانس سری به شادمانی‌های شهر می زدم ولی خب با این تاب و نوشتن آزاد از خونه خودم ترکیب نمی شه (:

جمعه‌ها: مدارس نیویورک به دبیرستانی‌ها شیوه استفاده از کاندوم رو آموزش می دن

ممکنه شما با آموزش در مورد جنسیت یا توضیح رفتارهای جنسی توی مدارس موافق باشین یا نباشین ولی چیزی که شکی توش نیست اینه که هر آدمی در مرحله ای از زندگی شروع به شناختن جنسیت خودش و بعد شناخت رفتارهای جنسی می کنه و حداقل مدارس دولتی نیویورک به این نتیجه رسیدن به علاوه بر تشریح این تغییرات در بدن برای دانش‌آموزان، خوبه توی دبیرستان در مورد کاندوم و نحوه استفاده از اون هم توضیح بدن.

سخنگوی دپارتمان آموزش این شهر می گه «آموزش شیوه استفاده از کاندوم مدت‌ها است که بخشی از برنامه ارائه کاندوم در مدارس بوده و نشون داده که در استفاده بیشتر از کاندوم موثر است. اگر ما اجازه بدیم در کلاس آموزش سلامت در دبیرستان‌ها هم در مورد کاندوم آموزش داده بشه، موفق خواهیم شد اطلاعات صحیحی رو به دانش‌آموزان ارائه کنیم».

بحث نشون دادن روش استفاده از کاندوم چهار ساله که مطرحه و بالاخره امسال تصویب شده اما پدر و مادرهایی که دوست ندارن بچه‌شون در مورد سکس امن اطلاعات کسب کنه، اجازه دارن بچه‌ها رو از حضور در کلاس منع کنن به شرطی که تعهد بدن که اطلاعات لازم رو در خونه به بچه‌ها آموزش خواهند داد.

مرتبط
آموزش ویدئویی استفاده از کاندوم توسط ناشناس
آموزش تصویری استفاده از کاندوم توسط ناشناس
پاسخ افسانه‌هایی در مورد کاندوم

به دنبال کتاب / پی دی اف / منبع خوبی برای LPIC102 نسخه ۴

همونطور که احتمالا می دونین من مدتی قبل دوره رایگان آموزش ویدئویی لینوکس LPIC1 امتحان ۱۰۱ رو منتشر کردم و قرار هم بود سریع بریم سراغ امتحان ۱۰۲. اما مشکلی که پیش اومده که اینه که سر فصل های امتحانی ۱۰۲ تغییر کردن و می دونیم که این مدرک فقط سر فصل های رو می گه و برای دیدن اینکه باید دقیقا چه چیزی رو توی امتحان بخونیم، لازمه چند تا امتحان بدیم. خب حالا همه اینها رو گفتم که چی؟ می خواستم بگم آیا کتابی می شناسین که سرفصل های امتحانی رو تشریح کرده باشه که بدونیم در دوره ۱۰۲ باید چی درس بدیم دقیقا؟‌ به عبارت دیگه آیا کسی کتابی جدید برای امتحان LPIC102 version 4 داره؟

نکاتی به بهانه جشن انتشار ۱۵.۰۴

جشن و همایش نرم افزارهای آزاد و اوبونتوی ۱۵.۰۴

اوبونتو هر شش ماه یکبار منتشر می شه. این انتشار در سراسر جهان جشن‌های انتشاری به همراه داره که توسط جامعه کاربری این توزیع محبوب برگزار می شن. توی ایران هم سال‌ها است این جریان ادامه داره و با اومدن هر اوبونتوی جدید، بهانه خوبی داریم که دور هم جمع بشیم.

جشن امسال با همکاری خیلی خوب بچه‌های ACM دانشکده کامپیوتر دانشگاه تهران و مثل همیشه با حمایت دلگرم کننده شرکت رمیس و بخش آموزشی اون یعنی ارژنگ برگزار شد. صبح کارگاه‌ها برگزار شد که به نظرم از همه سال‌های قبل بهتر بود و بعدش هم همه توی سالن اصلی جمع شدیم و سخنرانی‌ها رو گوش کردیم و در نهایت هم ناهار و عکس‌های یادگاری و خداحافظی.

با خیلی ها حرف زدم و از همایش راضی بودن ولی صداهای بلندی انتقادی رو هم می‌شنیدیم. معلومه که هر چیزی همیشه می تونه بهتر بشه یا حتی می تونسته بهتر باشه و این ما هستیم که باید برای بهتر کردنش دست به دست هم بدیم. من به عنوان یکی از کسانی که از پشت صحنه جشن‌ها هم خبر داره تلاش خیلی زیاد آدم‌هایی که برای اینکار نه پولی می گیرن و نه حتی در خیلی موارد اعتباری نصیبشون می شه رو دیدم و به نظرم این دوره یکی از بهترین‌ها بود. برای توضیحات بیشتر می‌خوام چند نکته رو به شکل مستقل متذکر بشم که بتونیم اون طرف داستان رو هم ببینیم و در ضمن تلاش کنیم هر همایش از قبلی بهتر بشه.

مشکلات فنی

همه بچه‌های برگزار کننده از بچه‌ها دانشگاه تهران تا کسانی که ارائه داشتن هم مثل همه دوست دارن هیچ مشکل فنی در طول کنفرانس پیش نیاد. ولی خب مشکل همیشه پیش می یاد. ما باید در کنار هم با دوستی و مهربونی سعی کنیم مشکلات رو حل کنیم و حتی بهشون بخندیم. دست زدن جمعیت حین تلاش برای وصل کردن پروژکتور ایده خوبی بود و فضا رو تلطیف می کرد. هیچ کس اونجا متخصص صوتی تصویری یا پروژکتور نبود و مثل همه دانشگاه‌های دیگه کلا چند ساعتی سالن رو به آدم می دن و باید امیدوار باشیم که همه چیز درست کار کنه و اگر نکرد دور هم حلش کنیم.

ثبت نام

ثبت نام کارگاه‌ها و پیش ثبت نام همایش از طریق اینترنت انجام شد ولی ثبت نام خود همایش در صبح روز همایش اتفاق می افتاد. این دو تا تا حدی با هم اشتباه شدن و خیلی از کسانی که فقط در گارگاه‌ها ثبت نام کرده بودن فکر می کردن این ثبت نام برای همایش هم هست. هرچند که اصولا «ثبت نام» در این تیپ گردهمایی ها خیلی هم چیز قرص و محکمی نیست. بر خلاف دفعه پیش میزهای پذیرش بسیار منظم بود ولی بازهم متاسفانه خیلی ها بعد از ساعت ۹ در محل حاضر شدن و درخواست ثبت نام داشتن که کار رو سخت می کنه. البته من هنوز طرفدار این نظریه هستم که بهتره خیلی هم سخت گیر نباشیم در این مورد و اجازه بدیم آدم ها وقتی دیرتر می یان هم از کل همایش لذت ببرن.

سطح صحبت‌ها و کارگاه‌ها

به نظر من اینبار سطح کارگاه ها بسیار بهتر بود و سخنرانی ها هم خوب بودن. ممکنه یکی دو تا از سخنرانی‌ها برای همه مخاطبین نبود یا کارگاهی به درد کسی نمی خورد ولی خب این در همه همایش‌ها طبیعی است. مطمئنا می شه که بهتر بشه ولی نکته اینه که تیم برگزار کننده از هیچ کس نمی خواد که از قبل سخنرانی اش رو برای تایید به کسی بده در نتیجه طبیعی است که گاهی چیزهای غیرجذابی از توشون در بیاد. به هرحال در جشن‌های بعدی همیشه سعی می شه کسانی که بهتر بودن تکرار بشن، موضوعات از قبل هماهنگی کلی داشته باشن و کسانی که خوب نبودن برای شرکت مجدد نیازمند اصلاح باشن.

نظم – زمان بندی

متاسفانه زمانبندی این برنامه خیلی فشرده است چون می خوایم تا ظهر تموم بشه و ناهار آخرین مرحله اش باشه. معمولا امکان اجرای یک برنامه صبح و بعد از ظهر نیست و در نهایت مجبوریم صبح کارگاه باشن و بعدش سالن عمومی و بعدش ناهار و تمام. در چنین برنامه فشرده ای کافیه یک نفر سخنرانی‌اش رو طولانی کنه یا جمع شدن بچه‌ها توی سالن طول بکشه و .. تا برنامه دچار مشکل زمان بندی بشه. این رو باید هر بار اصلاح‌ کرد و سعی کرد که بهتر باشیم. اما از اونطرف مساله دیگه‌ای هم هست:‌ آخر یک کارگاه چند نفر می خوان بیشتر بدونن و سوال بپرسن یا چند نفر می خوان تو حیاط عکس بگیرن یا گپ بزنن یا برن استیکر بردارن. آیا باید اینها رو ممنوع کرد؟

نظم – ناهار و صندلی و …

ادعای صحیحی است اگر بگیم «من که ثبت نام کردم چرا باید صندلی نداشته باشم؟». هیچ جواب خیلی قانع کننده ای هم براش نیست. اما از اونطرف باید ببینیم مشکل اجرا چیه: مساله اینه که خیلی ها بدون ثبت نام می یان، خیلی ها که بعد از پر شدن ظرفیت به ثبت نام نرسیدن می یان و خیلی ها با دوستاشون می یان. همه هم دوست دارن کارگاه ها رو شرکت کنن، غذا بخورن و تو سالن اصلی باشن. اینجا با یک مساله پیچیده طرفیم: هر چقدر سخت تر بگیریم نظم بهتر می شه ولی افراد بیشتری از حضور در جشن جا می مونن و هر چقدر راحتتر بگیریم در حق کسانی که زودتر ثبت نام کردن جفا می شه ولی در عوض به همه سهم کوچیکتری از کیک می رسه. واقعا اینکه کجا باید پیچ رو بست رو من هم نمی دونم اما این رو مطمئن هستم که ترجیح می دم در یک سالن گرم و شلوغ باشم ولی همگان و با درهای باز باشم تا در یک جای مرتب و منظم که درش روی کسانی که دیر رسیدن یا خبر نداشتن بسته است. اگر قرار بود نشست کارآفرینان برتر خاور میانه یا مثلا گردهمایی ائمه جمعه رو برگزار کنیم خب باید نظم رو در حد اعلاء می گرفتیم و کارآفرین یا امام جمعه ای که سرخود می اومد رو راه نمی دادیم ولی وقتی با جامعه لینوکس طرفیم، از نظر من بهتره همدلی بیشتری داشته باشیم و اجازه بدیم در قبال گرما و شلوغی، همه فرصت شرکت داشته باشن؛ بخصوص که ثبت نام هم راحت و عمومی است و مایی که ثبت نام کردیم تفاوتمون با کسی که ثبت نام نکرده احتمالا فقط دیدن زودتر اعلامیه جشن است.

از اونطرف کسانی که ثبت نام نکردن بهتره حواسشون به این نکته باشه و خودشون رعایت کنن که اولویت ها با کسانی است که ثبت نام کردن. مثلا ما توی همین جشن مواردی داشتیم که بدون ثبت نام ناراضی بودن از اینکه چرا ناهار بهشون نمی رسه و حتی از یکی شنیدم که «خب پولش رو بگیرین ولی غذا بدین» (:

من با خوشحالی می تونم بگم که مدافع این نظریه هستم که این همایش ها نباید نظم آهنین داشته باشه و سیال بودنش بخشی از فرهنگش است. درست همونطور که در دنیای لینوکس ادعای اینکه «همه جمع بشن یک توزیع خوب بدن» اشتباهه و قدرت این سیستم در سیال بودنش، شاخه شاخه بودنش و روند هماهنگ با طبیعت اون است.

در حوزه نظم به نظرم کار خیلی خوب تیم برگزار کننده در مورد کارگاه‌ها بود. با کمال دوستی و احترام، ابتدا فقط کسانی که ثبت نام کرده بودن اجازه داخل شدن به کارگاه‌ّها رو داشتن ولی بعد از اینکه چند دقیقه ای از شروع کارگاه‌ها گذشت، در صورت بودن صندلی خالی بقیه هم وارد شدن و نشستن – از جمله خودم.

خروجی‌ها

به دلایلی نامشخص ما هیچ وقت نتونستیم فیلم جشن‌های قبلی رو بگیریم. در مواردی برگزار کننده‌ها تکه‌هایی از فیلم‌ها رو منتشر کردن ولی هیچ وقت فیلم‌های کامل منتشر نشده. اینبار سعی شده در هماهنگی با بچه‌های خوب ACM دانشگاه تهران، فیلم‌ها به طور کامل روی اینترنت منتشر بشه. منتظر هستیم ببینیم چی می شه (: به نظرم این بخش می تونه برای خیلی از کسایی که نیومدن، لذت بخش باشه – بخصوص کارگاه‌ها.

اشکالات

اصلی ترین اشکال در این همایش سخنرانی نامرتبط اسپانسر، گرم بودن سالن و ویدئوی نامرتبط ای سی ام بود که به نظرم بعد از دیدن اشکالات می تونست اصولا پخش نشه (: با غذا هم به نظرم باحالتر بود یک چیزی مثل ماست یا سالاد بدن که خب چون سلف دانشگاهه نمی دونم چطوری می شه درخواست کرد. همچنین به جای آب میوه شخصا چایی و قهوه رو ترجیح می دم.


به نظر من این یکی از بهترین جشن‌های انتشار اوبونتو بود و مثل همیشه هدف اصلی‌اش دور هم جمع شدن، دیدن و گپ و گفت. ممنون از همه و می دونیم که همیشه کاستی هست و ما هم مطمئنا دوست داریم در سالنی بزرگ با بهترین غذاها و همه چیز مجانی و بهترین امکانات فنی جشن بگیریم ولی با شرایطی که داریم به نظرم جشنی واقعا عالی بود. یادمون باشه که فرق جامعه لینوکس با خیلی جاهای دیگه در همین فرهنگ همراهی عمومی و مشارکت در بهتر کردن دنیا است. جشن بعدی می بینمتون (:

اشاره: در کامنت ها با دوستان حرف می زنیم. ظاهرا بعضی ها می گن بیشتر از ظرفیت سالن برای سالن ثبت نام شده بود که اگر اینطوره (هنوز چک نکردم با برگزار کننده ها)‌ کاملا اشتباهه. از اونطرف راهکار دادن هم مهمه. معلومه که غذا باید به کسانی که ثبت نام کردن برسه ولی راهکار چیه؟ موافقین به کسانی که ثبت نام نکردن غذا ندیم؟ معقوله که در سالن اصلی کسانی که ثبت نام کردن باید جا داشته باشن ولی راهکار چیه؟ نگهبان جلوی در سالن، چک کنه و کسانی که کارت ندارن رو راه نده تا اول همه برن؟