هفت عادت انسان‌های بسیار موثر

این اسم یک دوره که هفته پیش رفتیم – سه روز. انگلیسی‌اش بوده The Seven Habits of Highly Effective People و خانم گیتی خوشدل ترجمه‌اش کرده: هفت عادت مردمان موثر. ظاهرا به نظرش رسیده که Highly در عنوان کتاب اضافه است (: به هرحال من فعلا کتاب فارسی رو ندیدم ولی حتما می‌خرم و جداگانه نقد ترجمه رو خواهیم داشت.

جالبی این دوره به این است که بدونیم از سال ۱۹۸۹ که کتاب نوشته شده، تا به حال ۱۵ میلیون نسخه ازش فروش رفته! در شرکت ما رفتن به این دوره سه روزه برای همه کارمندان برنامه ریزی شده و همه باید به شکل دوره ای در اون شرکت کنن.

بحث بدون شک آمریکایی است: چند تا عادت هست که اگر داشته باشین خوشبخت می شین و موفق + هر کسی می‌تونه خوشبخت باشه و موفق به شرط اینکه خودش تلاش که.

قصد من اینجا خلاصه کردن کل کتاب / دوره نیست. اصولا هم نمی‌شه چنین بحثی رو در یک پست وبلاگی خلاصه کرد. به شکل خلاصه بگم که هفت عادت عبارت هستن از:

  1. پرواکتیو باشین: پسیو عمل نکنین.
  2. از اول، آخر رو در ذهن داشته باشید
  3. کارهای اول رو همون اول انجام بدین
  4. تفکر برد-برد داشته باشید
  5. اول تلاش کنید بفهمید، بعد تلاش کنید شما رو بفهمن
  6. سینرژی ایجاد کنید: بگذارید نیروها با هم جمع بشن و چند برابر بشن
  7. اره‌ رو تیز کنید: فقط روی کار تمرکز نکنید. بین منابع و انرژی و سلامتی توازن برقرار کنید تا سبک زندگی موثر رو حفظ کنید

و خب کلی حرف و بحث پشت هر کدوم از اینها. اما یک جنبه جالب کل جریان برای من همین مفهوم بود که یک نفر یک کتاب می‌نویسه و بقیه می‌بینن خوبه. سازمان‌ها گذروندنش رو اجباری می‌کنن و شرکت‌هایی درست می‌شن که به طور تخصصی مواد آموزشی براش درست می‌کنن (از اسلاید و فیلم و تسهیلگر گرفته تا تقویم و پوستر و مجسمه و …) و اونقدر بزرگ می‌شن که مثلا شعبه خاورمیانه می‌زنن و با قراردادهای عالی به بقیه آموزشش می‌دن.

ما یک آموزشگر داشتیم که از دفتر دوبی اومده بود. اصالتا مال اردن بود و در طول سه روز این عادت‌ها رو بحث و تمرین کردیم. خودش سابقا مدیر جایی بوده و همچنین عضو تیم ملی بسکتبال اردن و وقتی این آموزش رو می‌بینه متحول می شه به حدی که کم کم کارش رو ول می‌کنه و با زندگی بر اساس این عادت‌ها و روش‌ها، می‌پیونده به موسسه فرانکلین کاوی و اونجا آموزشگری می‌کنه. بامزه است که این موسسه که فقط روی آموزش‌های مبتنی بر این ایده‌ها کار می‌کنه، درآمد سالیانه ۲۸۲ میلیون دلار داره.

ما که مثل اون متحول نشدیم ولی کلی کلیت موضوع جالب بود: اگر می‌خواهید موثر باشید… اگر می‌خواهید واقعا موثر باشید باید یک راه و روش رو پیش بگیرین و از وقت و منابعی که دارین به خوبی استفاده کنین. شکی نیست که روش استفن کاوی تنها روش ممکن نیست اما یکی از روش‌های موجود است. خلاصه‌اش هم برای من اینه: بدونین دارین چیکار می‌کنین و تعادل رو هم در جنبه‌های مختلف زندگی نگه‌دارید.

معجزه ۲۰۰ خط کد

در این ستون معمولا از شرکت‌های بزرگ نوشته‌ام و تکنولوژی‌هایی که قرار است دنیا را تغییر بدهند اما این هفته می‌خواهم سراغ یک تغییر خیلی کوچک بروم. در مقایس برنامه‌نویسی؛ خیلی خیلی کوچک: یک وصله دویست خطی برای کرنل.

همانطور که می‌دانید، لینوکس در واقع یک کرنل / هسته است که سیستم‌های گنو/لینوکس ما از آن استفاده می‌کند. این کرنل دائما در حال به روز رسانی است اما وقتی به فهرست قابلیت‌های اضافه شده یا بهبود یافته در آن نگاه می‌کنیم، معمولا چیز خاصی دستگیرمان نمی‌شود. تغییرات کرنل در نسخه‌های جدید آنقدر حرفه‌ هستند که برای اکثر کاربران عادی، تنها به شکل تغییر چند عدد در جلوی اسم هسته به نظر می‌رسند و نه بیشتر.

اما ظاهرا قرار است اینبار مساله فرق کند. این هفته یک وصله جدید برای کرنل منتشر شده و زیر تست شخص لینوس توروالدز -نویسنده اصلی لینوکس- است که ظاهرا در دسکتاپ معجزه می‌کند. از نظر فنی این پچ می‌تواند به شکل اتوماتیک تسک‌های هر TTY را گروه‌بندی کند. بازهم مثل پچ‌های قبلی کرنل،‌ اکثر کاربران این مفهوم را درک نمی‌کنند. اما آنطور که بسیاری از آزمایش کنندگان و خود لینوس با هیجان می‌گویند، اینکار تاثیر بسیار بسیار واضحی روی بازدهی کامپیوترهای دسکتاپ در وضعیتی که از پرازنده و حافظه‌شان کار زیادی کشیده می‌شود خواهد داشت. مارک گالبرایت نویسنده این وصله است که ایده اصلی اش از لینوس توروالدز بوده. این پچ در حال حاضر در نسخه سوم است و عجیبترین نکته درباره آن این است که تنها ۲۲۴ خط به کرنل اضافه و ۹ خط از آن حذف می‌کند. به عبارت دیگر، این وصله با تغییر تنها ۲۳۳ خط از کرنل، باعث پرواز کامپیوتر رومیزی در شرایط سخت می‌شود.

آزمایش‌های خود مایک نشان داده که این وصله حداکثر تاخیر پاسخگویی کامپیوتر را ۹ برابر کمتر می‌کند و میانگیر تاخیر را تا حدود شصت برابر پایین می‌آورد! این اعداد آنقدر غیرواقعی به نظر می‌رسند که توروالدز لازم دیده شخصا مساله را بررسی کند و سپس در ایمیلی با اعلام کند که از عملکرد این پچ کوچک بسیار خوشحال و هیجان زده است و معتقد است که این پچ با وجود کوچکی بسیار زیبا نوشته شده.

نویسنده لینوکس می‌گوید که برای آزمایش تجربی این پچ، چندین صفحه وب باز کرده و حینی که پرازنده مشغول کمپایل کردن کرنل بوده، در آن‌ها به بالا و پایین اسکرول کرده است و تغییر *عظیمی* را شاهد بوده. او می‌گوید این ۲۳۰ خط کد، در شرایطی که کامپیوتر مشغول استفاده از بیش از پنجاه درصد توان پردازنده مرکزی باشد، معجزه می‌کند. لینوس ایمیلش را با این عبارت تمام می‌کند که قابلیت زمانبندی گروهی با حضور این پچ، از یک قابلیت مفید در بعضی سرورها به یک پیشرفت عظیم و قابلیتی کشنده در لینوکس تبدیل شده.

من هم مطمئن هستم که اینبار برای به روز رسانی هسته بی‌تاب خواهم بود. مطمئنا هر هسته جدیدی که بیاید، اولین کار من خواندن فهرست تغییرات است و در صورت دیدن عبارت sched: automated per tty task groups در آن، محال است هیچ کاری قبل از به روز رسانی کرنل‌ام انجام دهم.

دو خبر از فیزیک پایه: پادماده و نوترینوها

من فیزیک پایه رو دوست دارم و یکی از جاهایی که واقعا تعجب می‌کنم، کشورهایی هستن که حاضرن بودجه‌های عظیم رو صرف پیشرفت اون بکنن. شخصا درک نمی‌کنم چرا ممکنه یک کشور به این نتیجه رسیده باشه که به جای صرف مستقیم پول برای بهبود زندگی این لحظه شهروندانش یا مثلا ساخت یک کارخونه برای ایجاد اشتغال، پول‌های عظیمی رو صرف فیزیک پایه یا مثلا اخترشناسی یا اینجور علوم بکنه. البته زیاد سخت نمی‌گیرم چون می‌دونم خیلی‌ها هم درک نمی‌کنن چرا یک کشور باید به جای راه انداختن جنگ توی کشورهای دیگه یا مصرف پول برای سرکوب شهروندانش از طریق خرید تجهیزات ضد و شورش و غیره و غیره، پول رو صرف چیزهایی مثل توسعه زیرساخت‌های مخابراتی یا تجهیز دانشگاه‌ها و غیره و غیره بکنه (:

به هرحال… این دو خبر برام خیلی جذاب بود. در واقع برام نشون دهنده ارزش علم بودن توسط کسایی که بیشتر از من ساز و کار پیشرفت و عقب موندن کشورها رو می فهمن. البته شکی نیست که من از نکات فنی هیچکدوم از این دو خبر چندان سر در نمی‌یارم و اگر اشتباه نوشتم چیزی رو یا توضیح بیشتری لازم داشت، خوشحال می‌شم کاملش کنی.

گیر انداختن ۳۸ اتم پادهیدروژن در یک بطری مغناطیسی

نیچر نیوز نوشته که در سرن یا همون سازمان اروپایی پژوهش‌های هسته‌ای که بزرگترین آزمایشگاه فیزیک ذره‌ای جهان است،‌ یک بطری مغناطیسی برای به دام انداختن پادماده رو ساخته‌اند. پادماده یا ضد ماده، به موادی گفته می‌شه که هسته اونها بار منفی و الکترونهای اونها بار مثبت داره (برعکس مواد معمول). این بطری مخصوص به دام انداختن پادماده، در حال حاضر تونسته ۳۸ اتم آنتی-هیدروژن رو توی خودش به دام بندازه.

ژاپن در جستجوی نوترینوها

نوترینوهاذرات بنیادی خنثایی هستند که در ضمن واپاشی بتای هسته‌های اتمی همراه با الکترون یا پوزیترون آزاد می‌شن. ظاهرا یکی از مشکلات نوترینوها اینه که حین تحقیق با تشعشعات کیهانی اشتباه گرفته می‌شن یا چنین چیزی و به همین دلیل ژاپن برای تحیق در مورد اونها به یک معدن قدیمی در عمق یک کیلومتری زمین رو آورده. اونها توی این معدن ۱۳۰۰۰ حسگر نوری کار گذاشتن و بعد با پنجاه هزار تن آب اونجا رو پر کردن تا بتونن آزمایش‌هایشون رو شروع کنن. عکس پایین این معدن رو بعد از نصب سنسورها و در حال پر شدن از آب نشون می‌ده که دو نفر دارن با قایق پارویی توش به سنسورهای در حال زیرآب رفتن، سرکشی می‌کنن.

اگر شما هم مثل من دوست دارین برای مدتی از این عکس به عنوان بک‌گراوند استفاده کنید، تصویر بزرگ اون رو از اینجا دانلود کنید.

شوک! شوک! شوک!

هفته قبل هفته شوک در دنیای نرم‌افزارهای آزاد بود. نه! منظورم جریان آزار جنسی به نویسنده وبلاگ نردچیک و عضو هیات اجرایی کنفرانس آپاچی نیست. بدون شک آن اتفاق بزرگترین و بدترین شوک ممکن در دنیای نرم‌افزارهای آزاد بود. حداقل انتظار من این است که جایی که شعارمان این است که آزادی نرم‌افزار یک فرهنگ است، آدم‌ها باید کمی فرق کنند و به خاطر یک لباس متفاوت یا کمی خوشگذرانی شبانه به خودشان این اجازه را ندهند که به حریم یک نفر دیگر تجاوز کنند. البته بخش بزرگی از این انتظار با نوشته شدن مطلب در وبلاگ نردچیک و نام بردن از فرد خاطی برآورده شد.

به هرحال.. بحث در مورد یک شوک دیگر است. بازهم اوبونتو و بازهم شاتلورث که اینبار دو خبر تکان دهنده داشت. اولی عبارت بود از اینکه گنو/لینوکس اوبونتو از نسخه بعد، به جای گنوم معمول از محیط یونیتی استفاده خواهد کرد. هنوز مشغول هضم این خبر بودیم که یک اعلامیه دیگر از آفریقای جنوبی، ضربه کاری را فرو آورد: در ابونتوی آینده، چیزی به نام ویلند، جای سرویس دهنده گرافیکی ایکس را خواهد گرفت.

این دو خبر در کنار هم کافی هستند تا در صورت وقوع، اوبونتوهای بعدی را به متفاوت‌ترین گنو/لینوکسی تبدیل کنند که در جهان وجود دارد. گنو/لینوکس‌های بسیاری در دنیا هست، از توزیع‌های زیر صد مگابایتی گرفته تا توزیع‌هایی مانند سورس میج که مدیربسته‌های مبتنی بر بش اسکریپت دارند اما واقعا اینکه یک توزیع از محیط آشنا و شناخته و آزمایش شده گنوم به یک محیط کاملا جدید و آزمایش پس نداده مثل یونیتی مهاجرت کند اقدام عجیبی است و اگر آن را اضافه کنید به کنار گذاشتن محیط ایکس بیست و شش ساله (بعله! درست تایپ شده و درست خوانده‌اید؛ بیست و شش ساله) که فراهم کننده پایه گرافیکی رابط کاربری است و رفتن به سراغ یک سیستم جدید و بازهم به اندازه کافی آزمایش پس نداده به نام ویلند، متوجه خواهید شد که اوبونتوی بعدی بی هیچ شکی انقلابی‌ترین گنو/لینوکس حاضر در جهان خواهد بود.

این اتفاق عجیب، یا ناشی از بازارسنجی و آینده‌نگری موشکافانه یک شرکت تجاری بزرگ است یا حاصل جاه‌طلبی و تصمیمات ریسک‌دار یک آدم اهل مخاطره و تنوع‌طلب که دوست دارد بر خلاف جهت جریان آب شنا کند. خیلی از وبلاگ‌ها و متخصصین، این تصمیمات را بسیار خطرناک ارزیابی کرده و حتی با اشاره به تصمیمات نامناسب اوبونتو در گذشته، این را زمین زننده شرکت دانسته‌اند. اما حتی اگر کلیت جریان نیز خوب تمام نشود، یک فایده بسیار بزرگ این اتفاق روحیه‌ای است که کانونیکال به توسعه‌دهندگان داده. واقعا یک برنامه‌نویس با چه انگیزه‌ای جز اینکه اوبونتو علاقمند به مهاجرت از ایکس به چیزی جدیدی است، ممکن است در پروژه‌ای مانند ویلند مشارکت کند؟ این تصمیم شاتلورث، چراغ سبزی است به شروع پروژه‌های جدید و نترسیدن از اسم‌های بزرگ در دنیای آزاد و از این نظر، بسیار ارزشمند برای آینده گنو/لینوکس و به طور عام، آزادی نرم‌افزار.

امشب آنگ سان سوچی آزاد است

آنگ سان سوچی برنده جایزه صلح نوبل است و رهبر مبارزه علیه دیکتاتوری نظامی حاکم در برمه (میانمار). آنگ سان سوچی امروز بعد از هفت و نیم سال حبس خانگی، آزاد شد. او ۱۵ سال از ۲۱ سال گذشته را به خاطر اعتراض‌هایش به دیکتاتوری در برمه، در زندان گذرانده. او آدم با شرفی است که امروز آزاد شده. البته مشخص است که آزادی برای آنگ سان سوچی مفهوم گسترده‌ای است و شاید دوست نداشته باشد امشب که اجازه دارد از خانه بیرون برود و در یک کشور دیکتاتور زده راه برود به او بگوییم که آزاد است اما به هرحال برای من مایه خوشحالی است: یک دیکتاتور کمی عقب نشسته.

جستجو به دنبال یک فتحی

۱فتحی مشهور به شروین فتحی از مشهورهای وبلاگستان بود. می‌گم بود چون سه ماه است پیداش نیست. سیاسی نبود که بگیم دستگیر شد. تو وبلاگش از آزادی نمی‌نوشت که بگیم غیب شده. ۱فتحی از اینترنت می‌نوشت و تکنولوژی و برای من همیشه سمبل هیجان نسل نو در مقابل تکنولوژی خیره کننده‌ای بود که جلوشون پهن شده. حالا یکهو سه ماه می‌شه که خبری از یک فتحی نیست. نه توی وبلاگش، نه توی توییترش، نه هیچ جای دیگه… هیچ جا.

من اول که نگرانی پرهام و وبلاگ ژست مثبت رو دیدم جدی‌اش نگرفتم. آدم‌ها یک روز عاشق تکنولوژی می‌شن و یک روز عاشق زیباترین دخترجهان. درک می‌کردم که ممکنه یک بحران روحی [که می‌تونه مثبت هم باشه] باعث بشه کسی مثل یک فتحی سه ماه چیزی به اینترنت اضافه نکنه (مگه سینا نکرد؟) ولی پرهام یک چیزی گفت که شوک شدم: هاست ۱فتحی اکسپایر شده و شروین تمدیدش نکرده… در واقع سایت 1fathi.com دیگه وجود نداره.

راستش این برای من فقط یک معنی می تونه داشته باشه: ۱فتحی به هیچ چیز دسترسی نداره، ضربه مغزی شده یا مرده. این واقعا یک شوک است. نه به تلفن جواب می ده و نه به ایمیل…. من خیلی کم دست به تلفن می‌شم.. این یعنی… یعنی چی؟ شما نمی‌دونین؟ یعنی هیچ کس در این وبلاگستان دوست غیراینترنتی شروین فتحی نیست؟

قرار بود یک روز ناهار، نزدیک شرکت، شروین یک پیتزای خوب مهمون من باشه… اگر پیداش کردین بگین که یادمه و بگین که خبر بده. اگر زنده بود بگین با دوست دخترش بیاد (:

رونمایی از خطایاب املایی فارسی در نمایشگاه الکامپ

به روز رسانی: سنا توی کامنت‌ها یک لینک دیگه گذاشته که احتمالا نویسندگان برنامه سعی کرده‌اند برای حفظ آبرو تفاوت این برنامه با برنامه‌های غلط‌یاب دیکته‌ای رو توضیح بدن. توی اونجا توضیح دقیق‌تری هست از اینکه این برنامه سه کار می‌کنه:

اين خطاياب قابليت تشخيص حدودا ۲۰ نوع خطاي گرامري را داشته و پيشنهاد تصحيح را ارائه مي‌دهد. علاوه بر اين مي‌توان ويژگي‌هايي همچون قابليت تشخيص كلمات جاافتاده در اصطلاحات پركاربرد زبان، تنظيم ميزان حساسيت خطاياب به خطاهاي معنايي، خطاهابي بخشي از متون،‌امكان سفارشي كردن تنظيمات مختلف براي كاربر و همچنين امكان حذف (افزودن) قواعد گرامري،‌حذف (افزودن) كلمان واژگان و فعال و غيرفعال كردن يكايك مراحل خطايابي و تصحيح را براي اين نرم‌افزار برشمرد.

خب اگر اینکارها رو بکنه خوبه (: البته حدس من اینه که فقط برای مایکروسافت آفیس خواهد بود ولی مهم نیست (: در عین حال فکر کنم نویسندگان برنامه در حال حاضر بیشتر از من و شما به خون اون کسی که اینو افتتاح کرده و بهش گفته «غلط‌یاب املایی» تشنه باشن (:


خارجی‌ها یک اصطلاح اینترنتی دارند به نام WTF؟! صوت تعجب است با چاشنی شوک و در عین حال اشاره به چرند بودن یک موضوع. دقیقا در مودر تیترهایی مثل بالا می‌گن. فرض کنید قائم مقام دبیر شورای عالی اطلاع رسانی بیاد بگه که «در حال حاضر فضاهای رایانه‌ای به صورت لاتین است که برای برخی اقشار مردم استفاده از آن غیرقابل انجام است.» (فارسی‌اش اینه که «اکثریت فضاهای رایانه ای انگلیسی هستند که برای مردم قابل استفاده نیست.») و بعد با هیجان اعلام کنه که یک غلط‌یاب زبان فارسی قراره برای اولین بار رونمایی بشه (: اونهم با حجم کوچیک ۶۰ مگ که حتی می‌تونه ی و گ رو هم اصلاح کنه (گاف هم مگه اصلاح می‌خواد؟! کاف دو جور عربی و فارسی داره ولی گ که فقط فارسیه دیگه اگر خدا بخواد).

راستش تنها چیزی که از این خبر دستگیر من می‌شه اینه که دوباره بازار دروغ داغه و یکسری آدم از بی سوادی یک سری دیگه که کلا وظیفه‌اش باسواد بودنه، سوء استفاده می‌کنن و پول‌های کلان به جیب می‌زنن. مشخصا آقای وزیر و وکیل که نیازی به تحقیق کردن ندارن چون به هرحال پول‌ها جابجا شده و پروژه‌ها انجام ولی برای ثبت در تاریخ یک اسکرین شات براتون می‌ذارم از کامپیوتر خودم:

این عکس یک متن ساده رو در یک ادیتور خیلی ساده نشون می‌ده که از سال‌ها پیش با نصب یک بسته ۲ مگابایتی به نام aspell-fa می‌تونسته غلط‌یابی فارسی انجام بده. نصب این بسته باعث می‌شه که نه فقط ادیتورها که هر برنامه دیگه که جعبه تایپ متن داشته باشه هم بتونه غلط‌یابی کنه. همین قابلیت از نسخه ۲ در فایرفاکس هم بوده و شکی ندارم که آفیس هم بسته‌های خودش رو داشته (:

البته اشکالی نداره… به هرحال دوستان هم باید از پول مالیات‌های ما نون بخورن دیگه… و خب چه خبری خوشحال‌کننده‌تر از اینکه نرم افزار ويراستيار به عنوان اولين نرم افزار خطاياب املايي به همت کارگروه خط و زبان فارسي در محيط رايانه اي دبيرخانه شورايعالي اطلاع رساني در سالن دولت الکترونيک شانزدهمين نمايشگاه بين المللي الکامپ رونمايي شد

پول کلان با نرم‌افزار آزاد، مدل تجاری دروپال

آکوییا که شرکتی است خدمات و محصولات مرتبط با نرم‌افزار آزاد و بازمتن دروپال را عرضه می‌کند، هفته قبل هشت و نیم میلیون دلار دیگر کمک مالی گرفت تا مجموع دریافتی‌های خود در سه دوره قبلی را به بیش از ۲۳ میلیون دلار برساند و مثال دیگری باشد از یک مدل تجاری موفق که حول یک نرم‌افزار آزاد و بازمتن شکل می‌گیرد.

پایه‌گذار اصلی شرکت – درایس بایتارت – دقیقا همان کسی است که هفت سال پیش از تاسیس شرکت، پروژه دروپال را شروع کرده بود. این پروژه در سال ۲۰۰۰ فقط یک دست گرمی بود برای آزمودن تکنولوژی‌های جدید توسط درایس اما به زودی صدها و کمی بعد هزارها برنامه‌ نویس را درگیر خودش کرد وکارش به جایی رسید که نه فقط تعداد بسیار زیادی سایت، که حتی سایت‌های جاهایی مانند کاخ سفید، دانشگاه هاروارد و ام.تی.وی. نیز با آن طراحی شد. درایس در ۲۰۰۷ تصمیم گرفت تا شرکت آکوییا را تاسیس کند. این شرکت به عرضه خدمات و محصولات مرتبط با دروپال می‌پردازد و مستقل از فروش مستقیم خدمات و محصولات، از طریق دریافت کمک مالی به منظور توسعه دروپال نیز، مشغول کسب درآمد است. او در پست اخیر وبلاگش نوشته‌ «کسب درآمد از یک پروژه بازمتن که توسط داوطلبین توسعه پیدا می‌کند، مرحله‌ای طبیعی از روند زندگی هر پروژه است. این یک تغییر بزرگ است و می‌تواند فرصت بزرگی هم باشد.

شرکت آکوییا، در حال حاضر و تنها سه سال بعد از تاسیس هفتاد کارمند دارد و بیش از ۲۴۰۰۰ سایت را روی سرورهایش (به نام باغ‌های دروپال) پذیرایی می‌کند. گفته می‌شود که بخشی از ۲۳ میلیون دلاری که این شرکت درآمد داشته، بخش توسعه نسخه بعدی دروپال شده و مابقی برای تاسیس دفتر جدیدی در اروپا صرف خواهد شد.

این دقیقا همان مدل تجاری‌ای است که شرکت اتوماتیک نیز آن را پی گرفته. شرکت اتوماتیک، با نصب نرم‌افزار آزاد وردپرس روی سرورهای خودش، به مردم این امکان را داده که به رایگان از آن استفاده کنند ولی در مقابل ارائه سرویس‌های اضافی، پول دریافت می‌کند. این مدل تجاری در مورد شرکت اتوماتیک نیز موفق بوده است. نویسنده دروپال در مورد این شیوه می‌گوید که استفاده از آن از نظرش هیچ مشکلی که ندارد هیچ، کسب درآمد از یک نرم‌افزار آزاد بسیار هم جذاب است اما به گفته او چیزی که نباید تحت تاثیر این استراتژی قرار بگیرد، شیوه مدیریت نرم‌افزار و بحث‌های فنی آن است. درایس توضیح می‌دهد که پیروزی دروپال در مقابل رقبای دیگر، از همه بیشتر وابسته به جامعه‌ای بوده که پشت آن شکل گرفته و دلیل شکل گیری چنین جامعه عظیمی هم این بوده که مردم از همان ابتدا شروع کرده‌اند به پول درآوردن از دروپال. شرکت‌های بزرگی با راه‌اندازی سایت از طریق دروپال، پول‌های خوبی به دست می‌آوردند که منطقا بخشی از آن را صرف پیشرفت برنامه اصلی می‌کردند تا درآمدهای آتی را تضمین کنند. او صحبت را با این بحث تمام می‌کند که نکته خطرناک، این است که مدیریت دروپال به جای پیروی از توجهیات فنی برای تغییرات و تمرکز بر توسعه نرم‌افزار، تنها به کسب درآمد بیشتر فکر کند و جهتگیری فنی را فراموش نماید.