وبلاگستان چیز خاصی نیست، هیجان زده نشیم

keep-calm-and-update-your-blog

وبلاگ ها یک زمانی جامعه ایران رو منفجر کردن و خاتمی رو مجبور به سانسور اینترت. چرا؟ چون سال‌ها بود که سرکوب سعی می کرد بهمون بگه همه شبیه هم هستن و هیچ کس بی حجاب نیست و هیچ کس لزبین نیست و هیچ کس رابطه جنسی خارج از خانواده پذیرفته شده حکومت نداره و هیچ کس دوست نداره از ایران بره و همه معتقد هستن آمریکا بده و همه معتقد هستن خدا وجود داره و ما خیلی خوش شانسیم که صاف بین این چند هزار شاخه دینی، با بهترینش متولد شدیم و هیچ کس اصولا از هیچ چیز ناراضی نیست و به همه چیز که تلویزیون و کتاب درسی می گه باور داره.

اون زمان همچنین وبلاگ ها انحصار خبری رو شکسته بودن و مردم شروع کرده بودن خوندن اینکه ظاهرا در دهه ۶۰ هزاران مخالف حکومت قتل عام شدن و چند وقت پیشش اسلام شهر اتفاقاتی افتاده بوده و بعدش به کوی دانشگاه حمله شده و … فلان قرارداد نفتی وضعش فلان جوره و فلان وزیر فلان خونه رو داره و … اون زمان هر وقت دو تا جوون تو دانشگاه به هم می رسیدن در مورد وبلاگهاشون حرف می زدن و چند تا وبلاگ جدید به همدیگه معرفی می کردن و خب معلومه که اینترنت باید سانسور می شد.

به نظرم دلیلی که شروع کردیم به جمع وبلاگ‌ها بگیم «وبلاگستان» هم همین بود. ایران دیگه جمعی از مردم متنوع نبود. ایران جامعه ایرانی ها هم نبود. ایرانی که نشون می دادن یک چیز یک دست بود که توش همه یک شکل رفتار می کنن. چیزی شبیه یک کارخونه یا سربازخونه. ما یک جامعه لازم داشتیم که متنوع باشه، انواع آدم هایی که دور و برمون می بینیم توش باشن و نمودی واقعی از آدم هایی باشه که اینجاها زندگی می کنن. اینه که کشور جدیدمون رو تشکیل دادیم: وبلاگستان.

اما وبلاگستان نقشش رو بازی کرد و کنار رفت. درست مثل سکاف. پله‌ بعدی برای جامعه ما شاید اورکات بود (جادی قدیمی رو اضافه کنین و بخندین). اورکات از وبلاگستان واقعی تر بود. اگر تو وبلاگستان اسم مستعار داشتیم و فقط فریاد می زدیم «این شکلی هم هست»، توی اورکات گفتیم که «من این شکلی هستم». عکسهای بی حجاب اورکات انفجار عظیمی بود و درست مثل انفجار وبلاگستان، جمع کردنش غیر ممکن. کسی نمی تونه خورده‌های باقی مونده از یک آتیش بازی رو جمع کنه و دوباره فشفشه بسازه (: اورکات همون وبلاگستان بود ولی با پیوند واقعی بین یک URL و یک آدم و از وقتی اومد دیگه بچه‌ها تو دانشگاه افتخار نمی کردن که شخصا سه تا وبلاگ دارن. حالا تعداد دوست‌ها مهم شده بود.

جامعه بازم داره پیش می ره. الان تو فیسبوک هستیم و انواع شبکه های اجتماعی ریز و درشت و اصل و کپی شدن پاتوق ایرانی‌ها. اما واقعیت رو بخواین وبلاگستان به معنی سابقش رو فیسبوک کنار نزد، بلکه جامعه کنارش زد. جامعه ما دیگه اون جامعه محدود، بسته، خاموش و ظاهرا-همگن دهه هفتاد نیست و در نتیجه نیازی هم به یک کشور مجازی به اسم وبلاگستان نداریم. الان توی جامعه آزاد اندیش هست، دموکرات هست، چپ هست، لیبرال هست، لزبین هست، پانک هست، رپ هست، آتئیست هست و … هرچند همه به نوبه خودشون زیر فشار و سرکوب هستن ولی دیگه دیده شدن و نیازی به مهاجرت به وبلاگستانی ندارن که توش فقط یک URL بشن.

اما ترس نداره! وبلاگ و وبلاگستان یک وسیله است. اگر بخوایم نوستالژیک باشیم و ناله کنیم که «وای وبلاگستان کمرنگ شد» منطقی تره این ناله پایه‌ای تر رو بکنیم که «وای وب داره از بین می‌ره». می دونیم که گوشی ها شدیدا در حال پیشرفت هستن و احتمالا تا چند سال دیگه حجم عظیمی از ارتباطات از طریق اپلیکیشن‌ها و صفحات مخصوص گوشی‌های همراه خواهد بود و احتمالا وب به شکلی که الان می شناسیمش کمرنگ‌تر خواهد شد. اما ترس داره؟ نه! وبلاگ یک رابط است. بحث اینه که حرفی در جامعه داره زده می شه و خونده می شه. اینکه بترسیم که وبلاگستان کمرنگ شده مثل همونه که بترسیم که دیگه کسی به سخنرانی‌های عمومی گوش نمی ده یا روزنامه کمرنگ شده یا … پیام در حال انتقاله – چه واسطش روزنامه باشه، چه وبلاگ و چه فیسبوک.

مرتبط:
در باب وبلاگستان و سیم خارداری که جلوی سیل کشیده اند (:
آقا اجازه! وبلاگستان دچار رکود شده؟
غول به چراغ بر نمی‌گردد
دردسرهای خوشتیپترین و باحالترین پسر وبلاگستان بودن

آیا استیو جابز کد نویسی بلد بود؟

سوال ایمیلی از استیو وزنیاک، یکی از دو موسس اپل:

من دانشجوی علوم کامپیوتر هستم (متاسفانه مهندسی نمی خوانم) و به عنوان رشته فرعی دانشجوی رشد کودک و طرفدار جدی تمام کارهایی که شما کرده‌اید و علاقمند به اینکه روزی کارهای مشابهی بکنم. چند سوال دارم و بسیار خوشحال می شوم اگر جوابش را از شما بشنوم: – آیا استیو جابز کد نوشتن بلد بود؟ آیا او یک مهندس است (یعنی وقتی شما داشتید روی اپل کار می کردید او اصولا متوجه می شد مشغول چه کاری هستید)؟

پاسخ وزنیاک:

استیو هیچ وقت کد ننوشت. او مهندس نبود و هیچ طراحی اصیلی هم انجام نداد اما به اندازه کافی فنی بود که بتواند طراحی دیگران را تغییر دهد یا به آن اضافه کند. من شخصا تمام اپل یک و اپل دو را انجام دادم؛ شامل انتخاب فیچرها. من همه BASIC را خودم نوشتم (با دست روی کاغذ چون پول اسمبلر نداشتم). تنها شخصی که در نوشتن بخش‌هایی از کد اپل ۲ کمک کرد آلن باوم بود که در نوشتن برنامه monitor همکاری کرد.

منبع

جمعه‌ها: خوراکی‌ها تفاوت سکس در پورن و زندگی واقعی رو توضیح می دن


سکس در زندگی واقعی و و پورن، با هم فرق داره. این پیامی است که ویدئوی بالا در هفته گذشته داد و اینترنت رو پر کرد از بحث در این مورد. من همیشه گفتم که یاد گرفتن سکس از پورن، مثل اینه که بخواین از دیدن فیلم‌های جکی چان، دعوا کردن تو مدرسه رو یاد بگیرین. اگر اینترنت اسلامی عزیز دست و پاتون رو نبسته، فیلم یک دقیقه ای و خورده‌ای بالا رو ببینین یا عکس‌های پایین رو نگاه کنین:

بذارین اول نگاهی بندازیم به سایز پورن استارهای مرد:

pvsspp

۱۵ تا ۲۲ سانتی‌متر! اما در دنیای واقعی:

pvssps

۱۲ تا ۱۷ سانتی‌متر! همچنین توی پورن موی خیلی کمی اون پایین هست در حالی که در زندگی واقعی ۶۵٪ زن‌ها و ۸۵٪ مردها مو دارن.

pvsshair

همچنین در پورن ظاهر وجاینای واژن همه زن‌ها تقریبا شبیه همدیگه است اما در دنیای واقعی تفاوت خیلی زیاده:

pvssvag

بحث تحریک شدن هم هست. آدم‌های واقعی برای شروع به ده تا دوازده دقیقه وقت نیاز دارن که در مقابل پورن استارها که قارتی شروع می کنن بسیار زیاده:

pvsstahrik

همچنین پورن استارهای مرد می تونن دقیقه‌ها، ساعت‌ها و روزها جلو عقب کنن در حالی که ۷۵٪ مردها در سه دقیقه به ارگاسم می‌رسن.

pvsspump

اینهم هست که با اینکه تمام پورن استارهای توی فیلم‌ها ظاهرا فقط با دخول ارگاسم می‌شن، در زندگی واقعی ۷۱٪ زن‌ها این شرایط رو ندارن.

بقیه چیزها چی؟

– فقط یازده و نیم درصد زن‌ها در دنیای واقعی رابطه جنسی با جنس موافق رو تجربه می کنن.
– فقط ۴۰ درصد سکس آنال اِیْنال (مقعدی) رو تجربه می کنن.
– فقط ۲۰ درصد سکس سه نفره رو تجربه کردن.
– و فقط ۴۰ درصد بستن‌های سَبُک رو تجربه کردن.. فقط؟! ظاهرا درصد بالایی است.

pvssbondage

و این ترجمه کامل نبود پس خوبه برگردین به بالا و تلاش کنین فیلم رو ببینین. اگر کسی زحمت آپلود در جایی رو کشید بگه تا من به لینک مطلب اضافه کنم.

آپدیت: برای دانلود به این کامنت و این کامنت نگاه کنین یا تا هفت روز آینده از اینجا بگیرین.

مصرف کنید: سرکار گذاشتن ان اس ای توسط یک کارگردان ایرانی-هلندی

اگر ندیدیدن و اگر اینترنت درست و درمون دارین حتما ببینین (: در سه دقیقه این کارگردان ایرانی – هلندی که ساکن و تبعه هلنده زنگ می زنه به ان اس ای با لهجه ایرانی – عربی می گه که یک ایمیلش گم شده و یکی تو مغازه کامپیوتر بهش گفته NSA از همه ایمیل ها یک کپی داره و درخواست داره که اون کپی رو بگیره. کار بامزه ای است و بازم نشون دهنده خیلی چیزها،

آپدیت: به درخواست بیشمار دوستان ویدئوی سر کار گذاشتن ان.اس.ای. رو گذاشتم اینجا (کمتر از ۶ مگ)

شیوه تغییر پسورد در گوگل

اینجا می نویسم که دفعه بعد اگر کسی پرسید از کجا باید پسورد جیمیل رو عوض کنه، فقط لینک بدم.

در مرحله اول باید روی مثلث کوچیک کنار عکس سمت بالای راست کلیک کنیم و وارد بخش Account بشیم. اینطوری:

changepassword_first_step

و در صفحه جدیدی که باز می شه بریم سراغ بخش امنیت و پسورد و این چیزها که خارجی ها بهش می گن Manage Security:

changepassword_seccond_step

و حالا کافیه در اینجا Change Password رو فشار بدین و پسورد رو عوض کنین:

changepassword_3rd_step

میانبر: از اول برین به https://security.google.com/settings/security و خلاص

نکته پسوردی: پسورد مثل مسواک است: به کسی نباید بدینش و هر دو ماه یکبار هم باید عوض بشه.

نکته مسواکی: اگر یک نفر هستین خمیر دندون بزرگ بخرین و هر بار خمیر دندون می خرین باهاش مسواک هم بخرین. مسواک کهنه و داغون رو نزنین بهتره.

سی روز از نوشتن چلنج ۲۵۰ اسکوات گذشت

سی روز پیش در مورد چلنج رسیدن به ۲۵۰ اسکات نوشتم و بعضی هاتون شروع کردین به انجام اینکار.. امروز کسی هست تموم کرده باشه؟ نظرتون در مورد ادامه چیه؟ من خیلی حیفم می اومد روزهای بعد که حس می کردم کل عضله های پا در حال تحلیل رفتن هستن. چلنج صد تا شنا رو شروع کنیم چطوره؟ کسی نظری داره؟

رجانیوز و تلاش برای گرفتن امتیاز در کلاب فیدیلیو

خبرگزاری(؟) رجا نیوز در لابلای خبرهایی مثل کشف فتنه از زبان آمریکایی ها و افشای پروژه ضد امنیتی رفع فیلتر فیسبوک و خاطره همسر شهید اندرزگو از پیشگویی شهید در مورد رهبر انقلاب و غیره یک خبر عالی هم داره: معرفی تبلیغاتی سایت فیدلیو با کلی تعریف و تمجید و یک لینک بخصوص به سایت:

fidilio_rajanews

حالا چرا این سایت مستضعف پرور به این سایت که قبلا در موردش مقاله داشت که «سایت فیدیلیو در شرایطی که ما فلان و فلان هستیم یک مسابقه همبرگر خوری گذاشته که توش یک نفر فلان تا همبرگر رو می خوره در حالی که در کشور فلان و فلان» چنین مطلب تبلیغاتی ای رو نوشته؟ خیلی ساده: برای گرفتن ریفرال.

اگر به لینک نگاه کنین، می ره به اینجا: http://club.fidilio.com/membership?r=54516. یعنی این خبر شما رو می فرسته به سایت فیدیلیو ولی تاکید می کنه که «این آدم رو من معرفی کردم ها! توی کارتم اعتبار بریز» و این اعتبار رو احتمالا می شه به عنوان یک قهوه مجانی یا یک کارت طلایی گرفتن با فلان قدر تخفیف و .. مصرف کرد.

این جور وقایع همیشه برای من نشون دهنده جریان فکری ای هستن که کل مشروعیتش رو نه فقط بین مخاطبان که پیش خودش هم از دست داده. دقیقا همون جریان فروشگاه «یاس بسیجیان» که تو هفت تیر درست می شه و بعد از مدتی کلمه «بسیجیان» رو از تابلوی عظیم سردرش حذف می کنه؛ نه فقط چون می دونه که حذف این کلمه باعث فروش بیشتر خواهد بود بلکه به این دلیل که فروش بیشتر رو بیشتر از حفظ اون اسم دوست داره. اگر نمونه دیگه ای می خواین می گم صندوق قرض الحسنه بسیجیان که وقتی بانک می شه ترجیح می ده به خودش بگه «بانک مهر اقتصاد» تا پول بیشتری جذب کنه.. و این جذب پول بیشتر رو خیلی مهمتر می دونه تا حفظ اون اسم. اینها نشونه های بسیار جالبی هستن از روندی که در جریانه.

راستی.. اگر دوست دارین یک قهوه ای چیزی به یک خبرنگار که شغلی داره که توش باید به چیزهایی که دوست داره بد بگه ولی خب دل هم داره و دوست داره کارت فیدیلیوش هم شارژ بشه کادو بدین، روی این لینک به فیدیلیو که حاوی کد دریافت جایزه اون آدمه کلیک کنین تا با رفتنون به اون سایت، یک چیزی به این دوستمون هم برسه.

در پروژه آزمایشی گرید کامپیوتینگ مشارکت کنین

دوستمون معین یک ایده بامزه رو عملی کرده: پیاده سازی یک رایانش مشبک. برای دیدن، مشارکت در این رایانش مشبک و شاید هم برنده شدن یک جایزه کافیه به این صفحه برین و صفحه رو باز بذارین تا یک ترد در کامپیوترتون به ضرب تعدادی ماتریس کمک کنه. این یک پروژه آزمایشی است که بد نیست برای ساعت‌هایی توش مشارکت کنین تا علم یک کم پیش بره.

خود معین توضیح داده:

معمولا برای محاسبات پیچیده و سنگین مجبوریم که یک کلاستر از پردازنده ها درست کنیم، اینکار علاوه بر تمام مزیت هاش، یکسری معایب هم داره، هزینه بالا، مصرف انرژی و تولید گرما که از عوامل محیط زیستی اون حساب می شند.این اتفاق در حالی می افته که تعداد زیادی کامپیوتر در حال استفاده خیلی کمی از توان پردازششون هستند، معمولا زیر ده درصد.به زبان ساده به استفاده از توان این کامپیوترهای برای انجام یک پردازش هدفمند رایانش مشبک می گند.چندین سال که در دنیا از این روش برای محاسبات علمی با مشارکت افراد علاقه مند استفاده میشه.مثلا SETI@HOME برای جستجوی هوش فرازمینی(با پردازش سیگنال های دریافت شده از فضا توسط ناسا) و یا برای FOLDING@HOME که برای تاشدگی پروتئین برای تولید برنج مرغوب تر استفاده میشه(لیست بیشتری رو می تونید اینجا ببینید).در همه نرم افزارها افراد داوطلب باید یک نرم افزار روی کاپیوتر خودشون نصب کنند، ولی این دفعه ما می خواهیم اینکار رو با استفاده از Web Worker ها و تحت وب انجام بدیم.یعنی استفاده از کامپیوتر شما برای انجام یکسری محاسبات در مدت زمانی که شما در یک سایت هستید.