دلیلی برای استفاده از کاندوم: کاندومهای ویاگرا داراگر با این پلاستیک مشکل دارین و اگر حس می کنین باعث می شه «قدرت»تون رو از دست بدین یا اگر نبود قدرت رو میندازین گردن این بیچاره یا هر چی، یک خبر خوب براتون دارم! دورکس کاندومی داره که با داشتن ژل زینیفیل می تونه جای قرص ویاگرا رو براتون بگیره. این داروی قانونی میتونه مقدار خون بیشتری به موضع مورد نظر بفرسته و ایستادگی طولانی تر و شادتری رو براتون به ارمغان بیاره. روش کار زینیفیل اینه که با داشتن نیتروگلیسیرین باعث ریلکس شدن دیوارههای رگ میشه و اینکار جریان خون رو روونتر میکنه و در نهایت رسیدن خون بیشتر، باید پایداری بیشتر و شادتر می شه. زینیفیل علاوه بر نیتروگلیسیرین مادهای داره که جذب پوستی اون رو تقویت میکنه پس دیگه لازم نیست قرص قورت بدین. منبع |
![]() کمپین تبلیغاتی «فرزند آینده» در فیسبوکاگر کاربر برزیلی فیسبوک باشین و اسمتون «جادی» باشه، ممکنه این چند روز درخواست دوستی دریافت کنین از بچهای به اسم «جادی کوچولو»! اگر روی اسم «جادی کوچولو» کلیک کنین و صفحه این بچه تازه پا به دنیا گذاشته رو ببینین، متوجه خواهید شد که با یک کمپین تبلیغاتی تجاری برای کاندومهای مارک Olla طرف هستین که بهتون می گه اگر واقعا نمی خواین به زودی با «جادی کوچولو» دوست بشین، بهتره از کاندوم استفاده کنین. این شکل از تبلیغ بر اساس قوانین کاربری فیسبوک ممنوعه چون پشت هر پروفایل فیسبوک باید یک انسان واقعی قرار داده باشه ولی شکی نیست که این تبلیغ، جالبه و چشمگیر. |
![]() سرویس اشتراک کاندومهای سرریچاردزشرکت سر ریچارد اشتراک ماهانه قبول می کنه! میتونین به سایتش برین و با تنظیم نوار لغزانی که میگه «چند بار در ماه شانس در خونهتون رو می زنه؟» اعلام کنین که چند تا کاندوم در ماه میخواین. بعد کافیه نوعی که میخواین رو از بین «فوق نازک»، «کلاسیک دون دون»، «دون دون لذت بخش»، «فوق بزرگ» و «مجموعه» انتخاب کنین و کار تمومه. البته اگر الان مشترک کاندوم های سر ریچاردز بشین به خاطر ایام عید خارجی، تخفیف ۳۵٪ خواهد بود. |
![]() کاندوم ۶۸ دلاری لویی ویتانواقعیه. لویی ویتان می دونه کسانی هستن که فکر می کنن اونقدر باکلاسن که کاندومشون هم باید با بقیه فرق کنه. اگر شما جزو اونها هستین می تونین وارد مغازههای لویی ویتان بشین، ۶۸ دلار پول بدین و یکی از این کاندوم های لوکس بخرین. مشخصه که با انجام اینکار خز، خودتون رو از انواع و اقسام مدلهای بانمک دیگه محروم کردین ولی خب در عوض دلتون خوشه که پولدارین (: |
چطوری اسکریپت نویسی بش یا هر چیز دیگه یاد بگیریم؟
دراگو توی مطلب مربوط به نوشتن یک اسکریپت بش پرسیده:
چطور میتونم توی اسکریپت نوشتن واسه bash مسلط بشم؟
اول باید بگم که آدمها از شیوههای مختلف چیز یاد میگیرین. بعضیها تئوری، بعضیها با نگاه کردن و تکرار و بعضیها با عمل. من جزو گروه آخری هستم. شما ممکنه توی گروه دیگه یا جایی بین گروهها باشین.
من به شکل کلی چیزها رو عمیق یاد نمیگیرم. حداقل عمیق شروعشون نمیکنم. در ضمن چیزی رو توی خلاء هم یاد نمیگیرم. همینه که از ریاضی فراری بودم همیشه ولی مثلا فیزیک رو بیشتر دوست داشتم. من باید یک سوال واقعی برای حل کردن داشته باشم و بعد برم به سراغ جمع کردن ابزار لازم.
قدم اول پیشنهادی من برای خودم، خوندن Tutorial است. خوندن راهنماهای سریع و مقدماتی. مثلا اگر بخوام بش رو یاد بگیرم، یک گوگل برای Bash Tutorial می کنم و بعد هفت هشت تا از صفحههایی که به نظرم خوب بیان رو با میدل۰کلیک کردن باز میکنم. اونوقت توی همه اونها یک چرخ میزنم و یکی دو تا شون رو برای خوندن انتخاب میکنم. منطقا دنبال چیزهایی هستم که خیلی کوتاه نباشن ولی خیلی خیلی هم بلند نباشن و بشه یک بعد از ظهر یا چند ساعته خوندشون. اونوقت تند و تند میخونم.
نمیدونم چرا به هرکی اینو میگم میخنده:
(((: درسته. من معمولا چیزی که نیاز به کلاس و اینها داشته باشه نمینویسم. استفاده میکنم ولی خودم نمینویسم چون کلا اسکریپتهای کوچیک بیشترین چیزی است که دنبالشم. من اینها رو توی این راهنماهایی که پیدا کردم یاد می گیرم و بعد سرچ میکنم. مثلا اگر بخوام کل فایلهای توی یک دایرکتوری که ممکنه توشون فاصله هم داشته باشن رو یکی یکی پروسس کنم، گوگل می کنم دنبال bash script loop files in directory space in filename (: دقیقا. اون مطلبی که قبلا نوشته بودم با نتیجه اولین جستجویی است که اینجا اومده. این از من (: من اینطوری کارم رو خیلی سریع راه می ندازم و بدون اینکه حوصله ام سر بره یک دید کلی نسبت به ابزاری که ازش استفاده می کنم پیدا می کنم. در ضمن بعدش این فرصت رو دارم تا از ابزارهایی که خوشم اومده بیشتر استفاده کنم و شروع کنم به یاد گرفتن عمقیتریشون. این روش که گفتم فقط به شما یک دید کلی می ده. اگر بخواین متخصص چیزی باشین باید درست و معقول از روی یک کتاب اونها رو بخونین (: در آخرش سه تا نکته رو اضافه می کنم:
یادی از روزهای خوب قدیمی کمتر هالیوودی
نامه سرگشاده به گروه کیوسک برای آزاد کردن آلبوم هایشان در ایران
آپدیت: جواب آرش سبحانی نوازنده، خواننده و شاعر کیوسک رو به پایین متن اضافه کردم
کیوسک عزیز،
ما جمعی از کسانی هستیم که دوست داریم به موسیقی شما گوش کنیم و دزدی را هم دوست نداریم اما بین دزدی و گوش نکردن به موسیقی شما، اولی را انتخاب کردهایم.
ما به دلایلی همچون محدود بودن به اینترنت ایران، نداشتن کردیت کارت، ممنوع بودن آثار شما در ایران و غیره امکان خرید آثار شما را نداریم.
ما میدانیم که روشی هست برای خرید آثار آیتیونز: باز کردن یک شناسه با آی پی آمریکا و دادن آدرسی جعلی در خارج و سپس خرید کارتهای هدیه اپل به قیمتی بیشتر از ارزش واقعی از دلالان و شارژ آن شناسه و بعد دریافت آهنگهای شما با آیتیونز. اما ما نه از آیتیونز استفاده میکنیم و نه میخواهیم با هویتی جعلی و پر درسر خریدار آثار شما باشیم.
اکثر ما از استفاده کنندگان نرمافزارهای آزاد هستیم و میخواهیم به شما پیشنهاد کنیم در مورد مجوز نشر آثارتان تصمیم جدیدی بگیرید. بهترین حالت این است که آثار را با مجوزهایی آزاد منتشر کنید که در عین نگهداری مالکیت معنوی آثار برای شما و ادامه فروش آن در فروشگاهها، به دیگران نیز اجازه میدهد تا در صورت انتخاب بتوانند به رایگان و به شکل قانونی آن را دانلود کنند. در صورت انتخاب انتشار آزاد دیگر هنرمندان نیز خواهند توانست بخشهایی از آثار شما را در آثارشان استفاده کنند و یا ریمیکسهای قانونی از کارهای خوب شما عرضه کنند. اینکار توسط هنرمندانی همچون کوری دکترو در حال انجام است و به گفته آنها این کار نه تنها فروش آثار را پایین نیاورده که بالا هم برده است. در صورت علاقمندی نگاهی به creativecommons.orglegalmusicforvideos بیاندازید که شامل اطلاعات و لینکهای بیشتری به آثار منتشر شده تحت مجوز Creative Commons هستند.
پیشنهاد ابتداییتر، اضافه کردن این متن به اجازهنامه کپی رایت است که «کسانی که به هر دلیل توان خرید آثار را ندارند، میتوانند به رایگان آن را استفاده کنند». البته به شکلی که خودتان میپسندید.
بنا به تجربه دیگران و بنا به وضعیت فعلی جهان، امیدواریم اینکار ضربه ای به فروش آنلاین شما نزند و تنها باعث شود گستره وسیعتری از مردم موسیقی شما را بشنوند و در کنسرتها، موفقتر باشید. ما معتقدیم شما موسیقیتان را برای شنیده شدن میسازید و ما هم تا به حال برای خودمان بین دزدی و نشنیدن، دزدی را انتخاب کردهایم و خواهیم کرد اما بسیار خوشحال میشویم این سوال «دزدی یا نشنیدن» توسط هنرمندانی که فهم بهتری از ساز و کار دنیای دیجیتال و رفتار انسانها دارند، به هم بخورد.
جمعی از علاقمندان شما در ایران
رایا مرادی
محمد طرفه نژاد
شهاب شهسواری
سجاد بارودکو
آرش اصغری
حمید عظیمی
مهرداد مومنی
مصطفی پاکپرور
لیشام شهبازیان
امین صفاری
سعید زبردست
شهرزاد شجاعی
مریم رضاپور
امیر هوشنگی
محمود روحانی
علی خاندانی
محراب پورفرج
مهدی شریعتمداری
علیرضا الله دادی
عرفان نجفآبادی
علی اردستانی
حامد ذوالفقاری
فرود غفوری
امیر صادقپور
حامد ملک
مهدی وهاب
علی مشاطان
حسن آیتی
مهدی فتاحی
مهران خواجوی
ایریکس اسماعیلی
حجت پورخُسروانی
دانیال بهزادی
جاوید اسماعیلی
محمدرضا کمالی فرد
رحمان موسویان
شهاب هاشمی
آپدیت
آرش سبحانی (نوازنده، خواننده و شاعر کیوسک) توی کامنتها جواب داده
دوستان بسیار تحت تاثیر قرار دادید ما رو. ما از روز اول مثل آلبوم پیش بدنبال راهی بودیم که برای دوستان داخل ایران آلبوم رو بصورت رایگان روی سایتمون قرار بدیم و امیدواریم تا پایان این هفته مشکلات تکنیکیشو حل کنیم. مشکل دوستان بیرون از ایران هستند که هم دسترسی و هم توانایی خرید دارند ولی اگر ببینند جایی میتونند مجانی دانلود کنند از حمایت خود داری میکنند و میرن سراغ دانلود مجانی. شما میدونید که تولید یک آلبوم برای یک گروه هزینه اش کم نیست و با سالی ۱۰-۱۲ کنسرت هزینه آلبوم بعدی تامین نمیشه. اگر همه ایرانی ها این رو میفهمیدند و حمایت میکردند عالی بود و ما هم دوست داریم همونطور که شما هم به درستی گفتید کار پخش بشه ولی متاسفانه شرایط به نفع ما نیست. شما نگاه کنید از گروه های ایرانی داخل و خارج از ایرانچند تاشون 5 آلبوم تولنستند تولید کنند. ما با تقبل هزینه از منابع شخصی خودمون تا اینجا اومدیم و اگر فرهنگ حمایت از هنرمند بین کسانی که توانایی شو دارند جا نیوفته مطمئن نیستم بتونیم ادامه بدیم.
از همتون تشکر میکنم و امیدوارم برسیم زودتر به روزی که بتونیم بدون دغدغه پیشنهاد شما رو عملی کنیم.
آرش سبحانی
شبیه لیلیت بازی بوردلند هستید؟ استخدام شوید
بازی بوردرلندز یک بازی First Person Shooter با داستانی علمی تخیلی است که رگههایی از RPG آن را جلو میبرد. این بازی توسط شرکت GearBox برای پلی استیشن ۳، ایکس باکس، ویندوز و مک عرضه شده و حالا قرار است نسخه دوم آن هم به بازار بیاید.
این بازی با چهار شخصیت اصلی قابل بازی کردن است که یکی از آنها لیلیت نام دارد:
لیلیت یکی از شش سیرنی است که در کل کهکشان باقی مانده. او قدرتهای مافوق بشری دارد و میتواند حین راه رفتن وارد بعدی دیگر از جهان شود. ورود او به بعد دیگر باعث میشود دشمنان او را نبینند و نتوانند صدمهای به او بزنند همچنین ورود و خروج او به این بعد، باعث ایجاد شوکی قوی و کشته شدن افراد حاضر در محل میشود.
اسلحههای مورد علاقه او اسلحههای تکنولوژیک است و قدرت اصلیاش این است که در طول زمان توانایی بیشتری برای صدمه زدن پیدا میکند.
اما میدانید که این چیزها برای من خیلی جذاب نیست. ماجرا وقتی برای من جذاب میشود که میخوانم:
شرکت گیرباکس برای عرضه نسخه دوم این بازی و تبلیغ آن به دنبال کسی میگرد که چهره و اندامی بسیار شبیه لیلیت داشته باشد. شروط اینها هستند:
- زنی بین هجده تا سی سال
- توانایی آمدن به دالاس تگزاس در سه هفته اول دسامبر و سر فیلمبرداری حاضر شدن
- نیازی به سابقه هنرپیشگی نیست
چرا گنو/لینوکس رو دوست دارم: انتقال کلی کتاب به پوشه هم نامشون
یک دوست ایمیل زده که:
۱۲۰۰ تا کتاب دارم که همه در یک دایرکتوری هستن. می خوام یک دایرکتوری برای هر یک کتاب ساخته بشه و کتاب بره توی دایرکتوری خودش. یعنی می خوام ۱۲۰۰ تا دایرکتوری بسازم و هر کتاب رو کپی کنم سر جاش.
چراش رو من نمی دونم… ولی چجوری اش رو می دونم: گنو/لینوکس پر از ابزارهای ریز است که هر کدوم برای کار خودشون بهترین هستن و ترکیب اینها باعث می شه بشه تقریبا هر چیزی ساخت. کل کار رو می شه توی یک خط انجام داد اما پیچیدگی با احتمال استفاده شدن فاصله در نام فایل بیشتر می شه. حتما روش های ساده تر هم هست اما من اینطوری نوشتم:
jadi@freebasse:/tmp/books$ cat ../p.sh #!/bin/bash SAVEIFS=$IFS IFS=$(echo -en "\n\b") for f in books/* do mkdir "$f"_dir mv "$f" "$f"_dir/ echo "$f" done IFS=$SAVEIFS
یک حلقه for است که همه فایل ها رو یکی یکی می ندازه وسط دایره. هر کی وسط باشه اول یک فولدر براش ساخته می شه با _dir و بعد یک mv روش اجرا می شه و خلاص. اون IFS متغیری است که توی بش تعریف می کنه جدا کننده فیلدها از هم باید چی باشه. معمولا اسپیس است اما چون اینجا ممکنه اسم فایل توش اسپیس داشته باشه، کردیمش «سرخط».
نکته: دوستم بعد از گرفتن این گفت که کامپیوتر ویندوزی است (: کماکان راحته. کافیه یک اوبونتو یا هر توزیع لینوکس دیگه دانلود کنید، روی یو اس بی نصبش کنین و لایو بوت کنین و این کارها رو انجام بدین و دوباره بوت کنین و برگردین توی ویندوز عزیز. مثل همیشه: بک آپ فراموش نشه!
آپدیت: دوست خوبم مهدی بیگی توی کامنت ها این شیوه راحت تر و بهتر رو پیشنهاد داده:
find -type f -exec mkdir '{}'.tmp \; -exec mv '{}' '{}'.tmp \; -exec mv '{}'.tmp '{}' \;
که فقط یک دستور است. دستور find می تونه چیزهای مختلف رو پیدا کنه و اینجا با سوییچ f دنبال فایل می گرده. بعد روی تک تک اون فایل ها چیزی که جلوی سوییچ exec هست رو اجرا می کنه و هر بار به جای {} یکی از فایل های پیدا شده رو می ذاره. در نهایت هم اسلش سمی کالن می گه چیزی که جلوی سوییچ exec بوده تموم شده.
مالیات پول زوره
بی بی سی فارسی امروز یک مقاله داره که توش احمدی نژاد میگه مالیات پول زور نیست. متاسفانه باید بگم اشتباه کرده و مالیات پول زوره.
دو نکته اینجا مهمه.
اول اینکه چرا فقط وقتی زورتون می رسه مالیات سی درصدی می گیرین؟
من یک مهندسم توی یک شرکت کاملا وفادار به قانون. حقوقم حوالی دو میلیون است که این روزها عدد عظیمی نیست ولی شرکتم چون اهل زیرآبی رفتن نیست عین همون دو میلیون رو به عنوان حقوقم ثبت می کنه و ازش (چون زیاده) ۳۰٪ مالیات کسر می شه. من کمترین مالیاتی که ممکنه در یک ماه بدم ۴۴۰هزار تومن است و بیشترین مالیاتی که تا حالا دادم تقریبا ۱۱۰۰۰۰۰ تومن در ماه است. سوالم اینه که اگر مالیات پول زور نیست، رییس جمهور، نمایندههای مجلس و غیره نگاه کنن ببینن چقدر ماهانه دریافتی دارن و چقدر مالیات می دن. اگر نسبتش همین بود تازه میرسیم به بخش دوم.
آیا کسانی که میلیاردی پول در میارن هم همینقدر مالیات میدن؟ کسانی که ده میلیونی در می یارن چطور؟ با یک پزشک که سه تا مطب کار می کنه و یک بیمارستان سهام داره صحبت می کردم و غر می زد که امسال براش هفتصد تومن مالیات «بریدن». تقریبا یک دوازدهم من. همینطور دوست بازار آهن که تو کار بساز بفروشی هم هست شاکی بود که پارسال پونصد تومن مالیات داده.
اگر مالیات پول زور نبود، دادنش بستگی به زور و اخلاق نداشت.
دوم اینکه بدون نظر من هر کس زور داره خرجش می کنه
اگر مالیات پول زور نباشه من باید خیلی هم از دادن و خرج شدنش خوشحال باشم. فرض کنید من بتونم مجلسی رو انتخاب کنم که نظارت داشته باشه روی بودجه کشور و بر اساس نظر همه ایرانیها، پول رو خرج کنه.. حالا یا در یک سیستم اکثریتی (که توش اقلیت حق حرف زدن و تبلیغ دارن) یا از اون بهتر توی یک سیستم حزبی پارلمانی (که توش هر نظری درصد خودش توی مجلس رو داره). اما حالا پول به زور از من گرفته میشه و اصولا به من گفته نمیشه که کجا داره خرج میشه. در اصل هر کس زورش برسه مالیات رو میگیره و هر جا دوست داره خرج میکنه و این روزها هم که بخش بزرگی اش خرج می شه تا طرفش زورش رو حفظ کنه که بتونه مالیات بیشتری بگیره.
خلاصه اینکه
مالیات پول زوره رفیق (: تعارف که نداریم. حالا زورتون می رسه میگیرین و زورتون میرسه جایی که دوست دارین خرج میکنین فدای سرمون ولی دیگه در این دورانی که پلیس حمله می کنه به خونه و هر چهارراه پر از پلیس اخلاق شما است و سه هزار میلیارد رو بیخیال می شین و پلیس برای دستگیری مشاور رییس جمهور باید گاز اشک آور بزنه و آخرش عقب نشینی کنه و وقتی ثابت می کنین از یک لات قوی ترین باید آفتابه بکنین تو دهنش که نشون بدین الان از شما ضعیف تره و غیره و غیره دیگه زور که نباید خجالت داشته باشه (: خب زورتون می رسه می گیرین. ما هم می خندیم می ریم پی کارمون. اما پول زور، پول زوره.
اگر می خواین پول زور نباشه
نمی دونم چرا ممکنه ولی اگر واقعا دوست دارین مالیاتی که می گیرین پول زور نباشه دو تا قدم اصلی داره:
۱- از همه بر اساس یک معیار برابر و بدون زیرآبی رفتن بگیرین و خودتون هم جزو همه باشین
۲- در یک سیستم دموکراتیک و شفاف خرجش کنین
مصرف کنید: ویدئو کلیپ بچه ننه با صدای محسن لرستانی
پست رو تقدیم می کنم به جلال سالی
یک ویدئو کلیپ محلی با داستانی مرسوم: دختره پسره رو ترک کرده و رفته با یک بچه ننه دوست شده. پسر لر / کرمانشاهی براش می خونه «برو با اون ابرو قشنگ، از سرتم زیادیم / اسم منم دیگه نیار، امروز اعصابم قاطیه / امروز حالم حال سگه، کوفتیم نکن برو دیگه / بختت بسوزه آسمان، دیگه شده آخر زمان / تو این همه خلق خدا، ببین کی شده رقیب ما»
یکی از دوستهای پسره، با دوربین چند تا عکس از دوست دخترش و یک پسر دیگه میگیره بعد اونها رو چاپ می کنه و به این دوستمون نشون میده. خواننده دنبال رقیب عشقی اش است میگرده. همزمان می خونه «یادت می یاد ای بی وفا، چمنی(؟) منو زجرم دادی / چمنی(؟) می ماندم چشم انتظار ، شاید بیای سر قرار / گفتی ننم نمی ذاره ، بیام بیرون سر قرار / داشم بشم گیر می ده و ، کلشم شنگه دعوا(؟)» و ادامه می ده که حالا چطور شکر روزگار دیگه ننهات گیر نمی ده بری سر قرار با این پسر جدیده؟ و همزمان قلیون چاق می کنه و می خونه که «دیگه بدجور حالم خرابه، عرق سگی برام شرابه».
نهایت ماجرا؟ با پرس و جو از آدم ها بچه ننه رو پیدا می کنه و می خونه «اینو بدان بچه ننه ، پرونده من وزن توئه / من زندگیم رفته به باد ، بچه ننه دارم برات / وقتی ابرو برمی داری ، نازتر می شی از قناری / …» و می ره با کلمات یک زهره چشمی ازش میگیره و میره سر قرار با دختره و عکسها رو بهش نشون می ده و به هم می زنه و با یک سیلی نسبتا آروم قهر می کنه می ره سراغ زندگی اش.
بعدش هم تیتراژ است با شماره تلفن شاعر و نویسنده و کارگردان و بازیگرها و غیره و در نهایت حتی تشکر از مدیریت پیتزانانی (علی عرب).
چرا دوستش دارم؟
چون طبیعی است و مال خود آدم ها. می دونین که من پروژه هایی که آدم های واقعی سراغش می رن رو دوست دارم. طرف نه سعی کرده یک الگانس اجاره کنه بشینه توش نه رفته دوبی نه هیچ چیز. خیلی معقول تو محله خودشون هنرش رو استفاده کرده.
شاید برای بعضی ها خنده دار باشه. منهم کلی خندیدم ولی از سر شادی. حسابی خوشم اومد. اولا که داستان خوبه. بر خلاف مجید خراط ها طرف منطقی با جریان برخورد می کنه. می شه بهش کلی اشکال فمنیستی گرفت اما دقت کنیم که کی داره چی می خونه. کماکان برای من و شما بده ولی به عنوان یک خواننده از لرستان/کرمانشاه که دوست دخترش بهش خیانت کرده به نظرم ویدئو و برخورد پیشرو است. کاش اون سیلی آخر هم نبود که می تونستیم بگیم طرف از من و شما هم با شعورتره که فقط رفته به پسره و دختره گفته که می دونه و رابطه اش رو به هم زده.
محلی بودنش هم عالیه! به دانشگاه هامون توی شهر تهران نگاه کنین که وقتی از همه جای ایران آدم می یاد توش، از سال دوم دیگه کسی رو توش نمی بینین که ته لهجه حتی داشته باشه. فرهنگ خودشه، لهجه خودشه، شهر خودشه، پیتزا فروشی خودشه و دوستای خودش. من از این جریانش هم کلی لذت بردم.
خلاصه پیشنهاد می کنم یکبار دیگه ویدئو رو ببینین (یا اگر با اینترنت جمهوری اسلامی هستین امیدوارم تا الان لود شده باشه که بتونین پخش رو شروع کنین). کماکان شاده و پر از خنده. بخصوص ترکیب هایی که تو شعر استفاده شده (مثلا اینکه وزن پرونده من از وزن هیکل جنابعالی سنگین تره!) ولی در حدی خوبه که من ایران بودم حتما یک اسمس تشکر به خواننده می زدم (:




