
ناتوانی استیو جابز

در دفاع از آزادی کیبرد

آقا ما هی سعی میکنیم توضیح بدیم این کشور عزیز داره با مغز شیرجه می زنه توی یک سرمایه داری ناقص، یکسری میگن «ا ا ا ! نگو…. خود احمدی نژاد گفته عدالت محوره.» ما میگیم «بابا! حذف یارانهها که عدالت محوری نیست.» طرف میگه « ا ا ا ! نگو… عدالت اقتصادی باید توی ایران به وجود بیاد.» ما میگیم «چرا چرند میگی؟ خب اینها نیروی کار رو اخراج میکنن بهش میگن تعدیل…. اسم که نشد حرف. خصوصی کردن بیمارستان ها، ناتوان کردن فقرا است از دسترسی به خدمات بهداشتی.» و باز طرف می گه « ا ا ا ! جون من نگو. اینها هدفشون خدمت به اقشار پایین است.» و بهش که میگم « دکتر! استاد! عزیز دل! کدوم خدمت به اقشار پایین؟ الان همه چیز رو دارن مال خصوصیهاشون میکنن و اینها چیزهایی است که تا دیروز مال تو بود و یکهو فروخته شده به فلان و فلان.. » و طرف عربده میکشه «رقابت قیمتها رو پایین مییاره» و میخوام عربده بکشم که «کدوم رقابت آخه؟ اون سرمایهداری خبیث مرده شور آمریکا توش رقابت داره درست. ولی اینا نه سوسیالیسمشون سوسیالیسم بود نه سرمایهداریشون سرمایهداریه.» که دیگه هیچچی نمیگم چون این یکی خبر لالم میکنه:
تنها افراد متمکن و متخصص می توانند نهاد مردمی تشکیل دهند. علیرضا افشار، معاون اجتماعی و فرهنگی وزارت کشور می گوید که از این به بعد تنها افرادی می توانند سازمانهای غیر دولتی را تشکیل دهند که تمکن مالی و یا تخصص در حوزه فعالیت همان ( ان جی او) را داشته باشند.
اینها خجالت نمیکشن؟ سازمانهای غیردولتی رو که قلع و قمع کردن و همه رو فرستادن زندان یا خارج. سازمانهای دولتی خودشون رو جای سازمانهای مستقل جا زدن تا هم سفر برن و هم در هر جای دنیا بگن که «ما سازمان دولتی ایران هستیم و خیلی هم وضعمون خوبه» و حالا… جدی راست راست میگن اگر کسی پول نداشته باشه حق نداره سازمان غیردولتی تشکیل بده؟!! فقط پولدارها میتونن سازمان دولتی تشکیل بدن سردار؟ خب من چی بگم دیگه… حداقل بذارین برای سردار توضیح یک خطی بدم که سازمانهای غیر دولتی برای پیگیری امور مردم درست می شن و مستقل از دولت کار میکنن. کلا در غرب کارشون جلوگیری از بروز تنش شدید توی جامعه و کانالیزه کردن خواستهها و حتی بر عهده گرفتن بخشی از وظایف دولت است. برادر من! این سازمان اونجا یک کاربردهایی داره که کشفش کردن. مال پولدارها نیست که باهاش خوش بگذرونن.
یکی از دوستان بسیار عزیز، از من خواسته بود یک مجموعه سایت خوب فارسی برای مادرش معرفی کنم. بامزه اینه که مادرش هم جزو دوستای خوب من حساب می شه (:
بدون شک کار سختی است. کی می تونه یکسری سایت خوب به یکی دیگه معرفی کنه؟ همونطور هم که سولوژن گفت، فاکتورهایی مثل زن بودن و مادر دوستم بودن و اینها چیزی به اطلاعات ما اضافه نمیکنن. خب.. یک کاری که کردم این بود که از دوستام پرسیدم. توی فرفر و فیسبوک و البته جاهایی که خودم دوست داشتم. نتایج این پست شد که شاید بعدا آپدیت بشه. البته نکته مهم این وسط اینه که کلا اینترنت ایران رو باید با ضد فیلتر چرخید (:
این رو اینجا نذاشتم چون خانم هستید یا چون مادر. گذاشتم چون هر روز با اینها درگیریم.
جدا کردنش از طنز سخته ولی بخش بزرگی در وبلاگستان فارسی است.
مد روز. سایتهایی که محتواش توسط کاربرها درست می شه. توش آدمها با هم دوست میشن. لینک هاشون رو به اشتراک می ذارن و … یک نکته جذابشون اینه که اکثرشون رو می شه با تغییر زبان، فارسی هم کرد.
هها چی باید میگفتم برای عنوان؟
اینترنت در حال حاضر اصلیترین محل کسب خبر خیلی خیلی از آدمها است. من سه نمونه ملایم مییارم و خودتون برین جلو. اخبار چیزی است که هر کس بهتره منبع خودش رو انتخاب کنه و نگاهی هم به منابع دیگه داشته باشه:
این دو تا رو چرا با هم قاطی کردم؟ خودم هم نمی دونم ولی شد دیگه.
این رو هم دقت کنید که توی این فهرست ترتیب معنی نداره. در عین حال فقط مجموعه ای از نظرات دوستانی که جواب دادن و سایتهایی که در اون لحظه توی ذهن من بودن (: احتمالا اگر کامنتها رو دو سه روز بعد ببینین، آدمهای بیشتری سایتهای بیشتری رو معرفی کردن. راستی! بچهها اگر کسی خواست توی کامنتها سایتی رو معرفی کنه، یک توضیح کوچیک هم در موردش بنویسه (:

پاپ بندیکت شانزدهم روز پنجشنبه گفته که که تاکید زیاد رسانهها بر تصاویر و همراه شدن آن با توسعه نامحدود تکنولوژیهای جدید این خطر را به وجود آورده که آدمها بین زندگی واقعی و دنیاهای مجازی سردرگم شوند.
تکنولوژیهای جدید و پیشرفتی که آنها به وجود آوردهاند باعث شده نتوانیم بین حقیقت و توهم فرق بگذاریم و این میتواند باعث سردرگمی بین زندگی واقعی و دنیای مجازی شود. تصاویر هم میتوانند از واقعیت مستقل شوند و این میتواند دنیاهای مجازیای را متولد کند که علاوه بر چیزهای دیگر، باعث بیتفاوتی مردم به زندگی واقعی خواهد شد.
پاپ تذکر داد که استفاده از تکنولوژیهای جدید باید زنگ خطری را به صدا در آورده باشد. بامزه است که این سخنرانی در کنفرانس رسانههای کاتولیک ارائه شده که توسط شورای وابسته به پاپ برای ارتباطات اجتماعی سازمان یافته بود (: و نشون میده که روحانیهای مسیحی هم واقعا نگران افزایش نفوذ رسانهها و توان اونها در شکل دادن به دنیا هستن (:
منبع: مونترال گزت
این یکی دیگه از خبرهایی است که نمیشنویم چون فعلا عدم دشمنی با دولت بحرین مهمتر است از شیعیانش، درست مثل کشور دوست و همسایه چین که توش اصولا سرکوب شیعیان از نظر کشور ما اهمیت خاصی نداره. دردناکه ولی واقعا بحرین هم مشغول سرکوب شدید تمام حرکتهای شیعه و تمام شیعیان فعال است و حتی صدای دولت آمریکا که در حال بستن هزار جور قرارداد نظامی با بحرین است رو هم درآورده.

عکس، یک زن بحرینی رو نشون میده که جلوی دیواری راه می ره که یک انسان شجاع، عکس فعالان شیعه که الان توی زندان هستن رو روش چسبونده. در حال حاضر بحرین اعلام کرده که ۲۳ شیعهای که چند وقت قبل دستگیر کرده بود تروریست هستن و دنبال سرنگونی حکومت بودن. ژنرال عبدالرحمان السید اعلام کرده که این ۲۳ نفر، جزو صدها شیعهای هستند که طی ماههای قبل توسط دولت سنی دستگیر و روانه زندان شدن و حالا هم علاوه بر جرم بالا، متهم هستن به نشر اکاذیب و عضویت در گروههای غیرقانونی. شاید هم دلیل نشنیدن این خبرها، اینه که تلویزیون نمی خواد بگه «نشر اکاذیب، عضویت در گروههای غیرقانونی، تلاش برای سرنگونی و … اتهامات واهی هستن.»
السید اضافه کرده که دادگاه این آدمها در ۲۸ اکتبر برگزار خواهد شد و احتمال داره که در صورت «ثابت شدن» اتهامات، اونها به حبس ابد محکوم بشن. در حال حاضر شیعهها اکثریت بحرین رو تشکیل میدن اما بعضی حاکمان سنی آمارهایی ارائه کردن که تا سال ۲۰۵۰، این اکثریت به اقلیت تبدیل خواهد شد.
منبع: گاردین
میخواستم دوست خوبی رو ببینم و زنگ که زدم گفت در غرفهاش در نمایشگاه رسانههای دیجیتال است. اسم این رو شنیده بودم ولی فکر میکردم یک نمایشگاه تخصصی است درباره رسانههای دیجیتال. متعجب بودم که این دوستم چرا اونجا غرفه داره ولی فرصت رو غنیمت دیدم و گفتم برای دیدنش میرم. گفت محلش مسجد / ایستگاه مترو / نمازخونه / آرامگاهی است که وسط شهر ساختن و بهش میگن مصلی و تنها کاری که توش نمیشه، نماز خوندن دسته جمعی است (:
ورودی عجیب بود.

یک سری میله که مسیر خیلی نازکی رو بینشون باز گذاشته بودن و اگر یک کم قدت بلند بود یا عرضت زیاد، باید کج و کول میشدی و داخل میشدی.

و البته داخل هم که مسجد (: راستش من از بچگی احساس میکنم توی مسجد باید مودب بود و بی سر و صدا و وقتی هم قرآن پخش میشه باید گوش کرد و حرف نزد. اما ظاهرا اینها حرف اون زمانها است و الان مسجد … بگذریم (:
تو که رفتم اولین چیز که توی ذوق زد، همون جریان مسجد بود. بوی عرق و هوای فوق العاده سنگین و گرفته. از پلهها بالا رفتم چون یکسری پرچم کانادا و اینها بهش جو «خارجی» داده بود و گفتم شاید رسانههای دیجیتال جهان هم شرکت کردن توی جریان. اما اشتباه میکردم…

کل مسجد (نمازخانه؟) دو طبقه است. طبقه بالا کارهای هنری عرضه شده بودن. راستش من زیاد دوام نیاوردم. سری به غرفه حجاب و عفاف زدم ولی چهار پنج تا بچه دبیرستانی که جلوی من بودن اونقدر حرف رکیک زدن در مورد پوسترها که اصولا حتی روم نشد مسیر رو ادامه بدم و اومدم بیرون. بعدش هم کاریکاتورها بودن.

اکثرا در فاز اینکه فضای سایبر چقدر فاسده و چقدر زشته و چقدر کثیفه و چقدر خطرناکه و … یکسری هم غرفه بسیج و سپاه و همین ردهها و البته تا حد زیادی خالی. ظاهرا جمعیت اصلی در طبقه پایین بود:

و البته از پلهها که پایین رفتم شوک شدم:

این چیه؟ FreeGate؟ FreeGateway؟ سرچ که کردم ظاهرا همون آنتی فیلتر است (: این رو در ابعاد نیمه هیولا زده بودن یک جایی. فکر کنم طرف اینترنت رو سرچ کرده و هر چی کاریکاتور پیدا میکرده بدون فهمیدن چاپ میکرده برای نمایشگاه (: البته شاید هم معنی دیگهای داره (مثلا پروژه نوشتن یک سافت سوییچ آزاد؟) که من نمیدونم. به هرحال من که شوک شدم (:
طبقه همکف، محل فروش سی دی بود. بازهم حجم زیادی نرم افزار مشهور به اسلامی (اکثرهم تصاویر و صداهای یک روحانی و اینجور چیزها) که مشتری کمی داشتن و یک عالمه هم غرفه سی دی های دیگه و البته شلوغترین بخش، چیزهایی مثل گیمنت:

که البته توش دنبال دختر نگردین چون گیمنت دخترها یک جای دیگه بود که دورش چادر کشیده بودن و ورود آقایان اکیدا ممنوع بود.
اینهم یک عکس از غرفه بازی Wii که ما هم یک دونهاش رو توی خونه داریم و کنسول محبوبمونه.

تقریبا تنها چیزی که توجه من رو جلب کرد (و تنها غرفهای که به جز غرفه دوستم توش داخل شدم) غرفه بازی آسمان دژ بود از شرکت توسعه شبیهساز

این چیزی است که من دوست دارم (: یک بازی دسته جمعی آنلاین (MMO) و خوشحالم که یک نمونه ایرانی داره. منتظرم سفر بعدی برسم یک جایی با اینترنت که بازی رو شروع کنم.
به عنوان نکته آخر هم بگم که به غرفه دوستم که رسیدم، دیدم یک سری ازش چیز میخرن با کارت. ظاهرا کارت رو میشد با دادن کارت ملی گرفت و مثلا ده تومنی که توش هست رو خرج کرد. تاسف برانگیز بود که صد در صد نرمافزارهایی که اکثریت دوست نداشتن بخرن رو میشد با این کارتها داد. یعنی اگر کارت داشتید مثلا سی دی سخنرانیهای آیت الله فلان رو میتونستین مجانی بگیرین و شرکت تولید کننده هم همه پولش رو از کارتی که شما مجانی از دولت گرفته بودین میگرفت. در مقابل نرمافزارهای کاربردی و بازیهای ایرانی رو نمیشد صد در صد با این کارت خرید. معنی؟ مالیاتی که بنده میدم میره توی جیب شرکتهای خصوصی که لینکهای مناسب دارن و اونهایی که چیزی تولید میکنن که اکثریت مردم حاضر نیستن بالاش پول بدن. متاسفانه شروع تاسف بار بود و آخرش هم تاسف بار. وسطش یک چیزهای خوبی بود که تکرار میکنم که شاد باشیم: Wii، خنده بازار پوسترها و آسمان دژ و یکسری از بازیهای ایرانی.
راستی.. برای دیدن یک گزارش شادتر میتونید سری بزنید به گزارش عالی کافه نادری از نمایشگاه رسانههای دیجیتال با عنوان: فمنیسم سیخونک به بسیجی و کمی هم رسانه
پلیس منچستر به عنوان یک آزمایش و برای نشان دادن حجم و پیچیدگی کاری که مشغول آن است، کل تلفنهای دریافتیاش را از ساعت ۵ صبح تا ۵ صبح فردا توییت کرد. پیتر فاهی که یکی از مدیران پلیس منچستر است میگوید :
خیلیها احساس میکنند که پلیس بودن ساده است: کافی است دزدها را تعقیب کنید و به آنها دستبند بزنید. اما د رواقعیت این فقط بخشی از چیزی است که ما در طول روز با آن سر و کار داریم. بخش بزرگی از کار ما، سر و کله زدن با مشکلات اجتماعی است؛ مثل بچه هایی که گم شدهاند، افرادی که مشکل سلامتی دارند و خشونتهای خانگی. مقابله با اینگونه مشکلات نیازمند منابع و وقت و مهارتهای بالایی است.
سازمان پلیس، انتظار دارد که توییت کردن تک تک تلفنهایی که در طول یک روز می شود، به سیاستمداران پیچیدگی کار و نیاز به منابع بیشتر را نشان دهد. به خاطر محدودیتهای توییتر، کل توییتهای این برنامه را در سه شناسه جداگانه ثبت شد: @gmp24_1و @gmp24_2 و @gmp24_3 . نمونههایی از توییتها را نگاه کنید:
![]()
پیرمرد مهربون، بنویت ب. مندلبروت هم فوت کرد (: در ۸۵ سالگی و در اثر سرطان. این آقا کسی بود که روی کل مسایل مختلف ریاضی کار کرد اما چیزی که اون رو مشهور کرد، فراکتالها بودن که توی فارسی فکر کنم بهشون می گیم برخال. ریاض دان دیگری درباره مرگ او گفته است که «اگر بحث تاثیر ریاضیات و کاربرد آن در علوم باشد، مندلبروت تاثیرگذارترین شخصیت ۵۰ سال اخیر بوده.» و نیکولاس سارکوزی (رییس جمهوری فرانسه) هم درباره او گفته «یک ذهن قدرتمند و اصیل که که هرگز از نوآوری و شکستن عقاید قبلی نمیترسید.» (حالا که اینکه سارکوزی چه چیزی در مورد یکی از بهترین ریاضی دانهای دنیا میفهمه، به کنار (: ))