- توییت کردن از خط فرمان جزو کارهای محبوب لینوکسیها است. حالا مقاله خط فرمانی برای توییت کردن یک ابزار کامل رو برای توییت کردن و توییت خوندن از خط فرمان برامون معرفی می کنه.
- موسسه لینوکس، گزارش جذابی منتشر کرده از اینکه کرنل چقدر سریع در حال توسیعه است، کی داره توسعهاش میده، چجوری و چه کسی داره ازش حمایت میکنه (فرمت پی دی اف)
- نسخه جدید مجله حلقه کامل منتشر شد: شماره بیست و هفت (انگلیسی)
- خب اگر هفته قبل هفته بک گراوندهای اسکلور بود، این هفته ظاهرا هفته ۶۰ تصویر پس زمینه عالی برای اوبونتو است.
- به مبارکی و میمنت، زوزه هم اعلام کردم که نسخه بعدی (۱۱.۲) از دسکتاپ پیشفرض کی دی ای استفاده خواهد کرد. البته کاربران حق انتخاب میزکار را حین نصب خواهند داشت ولی دگمه پیش فرض روی کی دی ای خواهد بود. (فارسی از لینوکس شیر)
- کانونیکال هم شدیدا داره روی برنامه جدید نصاب اوبونتو کار می کنه. اگر علاقمند هستید بدونید یکی دو ورزن دیگه، لینوکس (یا حداقل فقط اوبونتو) چطوری نصب خواهد شد اینجا رو یک نگاه بندازید (انگلیسی).
ژولیت
آپدیت در آخر مطلب
امروز ژولیت نامی بهم ایمیل زده بود. به انگلیسی توضیح داده بود که
سلام
من ژولیت هستم. یک دختر دوست داشتنی و جوون که درک بالا و صداقت زیادی هم دارم. من تبلیغات رو در فلان سایت دیدم و ازش خوشم اومد و تصمیم گرفتم باهات تماس بگیرم. من واقعا دوست دارم با تو دوست بشم. حتی اگر ازدواج کرده باشی هم دوست دارم یکی از دوستانت باشم. من دلیلی دارم که تو رو برای دوستی انتخاب کردم و اگر دوست داری بیشتر بدونی، با من تماس بگیر. با هم که بیشتر حرف بزنیم و همدیگه رو بیشتر بشناسیم و با هم عکس رد و بدل کنیم ممکنه دوستای خوبی بشیم.
منتظر تماست هستم
با آغوش باز
ژولیت
هاها.. اسپمه؟ خب معلومه ولی با چه هدفی؟ نه لینک بخصوصی داره و نه حرف از پول و حساب بانکی و اینها زده. برام جالب شده که این چجوری اسپمی است؟ احتمالا اینها رو یک ماشین میفرسته و اگر جواب بگیره، دوباره یک ماشین بهمون جواب میده. من هم برام جالب شد حالا که حداقل ایمیلم توی این فهرست اسپم هست، یک جواب بدم تا ببینم این مدل اسپم حرف حسابش چیه (: براش نوشتم:
ژولیت عزیز، ایمیلت یک جورهایی برام جالب بود. می شه در موردت بیشتر بدونم و عکست رو هم بگیرم؟
و منتظرم ببینم چی میشه. الان افسوس میخورم که کاش چیز پیچیدهتری توی ایمیل مینوشتم (مثلا اینکه «از کدوم شهر هستی؟») تا ببینم جواب استاندارد فرستاده میشه یا مرتبط با جواب من. شاید هم اصلا جوابی نیاد ولی خب اسپم بازی بانمکی بود و منتظرم ببینم این اسپمرها چقدر پیشرفت کردن.
در عین حال جالبه که به شکل پیش فرض، تصور کرده که من یک مرد علاقمند به رابطه با یک دختر جوون و دوست داشتنی هستم. نکته اینه که همین اسپم برای خانم ها هم میره؟ یا بر اساس جنسیت فرستاده میشه و مثلا خانمها از «جرج» ایمیل میگیرن و محتواش چیه… خوشحال میشم این جواب رو بهم بگین (:
آپدیت: جواب اومد. یک نامه طولانی استاندارد که توضیح میده زولیت یک پدر پولدار داشته که مرده و شش و نیم میلیون دلار ارث داره که می خواد به کمک من، از کشور خارجش کنه و احتمالا من باید سه چهار هزار دلار براش بفرستم تا بتونه کارهای مقدماتی خارج کردن ۶.۵ میلیون دلار و ازدواج با من رو انجام بده (:
انتخابات افعانستان

اول بگم که خوشحالیام در این انتخابات اینه که ژیلای عزیز دیشب آزاد شده تا انتخابات رو دنبال کنه. انتخاباتی که میدونم در موردش اطلاعات زیادی داره و نتیجه هم براش مهمه. من اطلاعات خیلی زیادی ندارم ولی واقعا دوست دارم مردم بتونن به کسی رای بدن که براشون کشور بهتری بسازه. خوشحالی من در انتخاب افعانستان به این هم هست که این انتخابات ناظرهای خارجی داره. توی کشور فقیر و کمسوادی مثل افغانستان انواع تقلبها خواهد بود (از فروش برگه رای گرفته تا رای دادن بر اساس نظر جنگ سالاران حاکم بر منطقه) اما خیلی خوبه که تا حد زیادی به شمارش آراء و نبودن دروغ حین اون میشه اطمینان کرد.
به هرحال انتخاب کرزای محتملترین نتیجه است ولی به هرحال دیدن یک انتخابات آزاد در یک کشور همسایه، برای مایی که نه انتخابات آزاد داریم و نه شمارش منصفانه، دلچسبه.
لینوکس در هفته سی و سوم
- با جلوههای بصری لینوکس آشنا هستیم و حالا وقت جلوههای صوتی است: Earcandy مدیر صدای پالسآودیو است با یک ویژگی عالی: اگر در حال گوش کردن آهنگ، فیلمی شروع به پخش شود (حتی در وب)، صدای موسیقی خود به خود ضعیف و محو میشود تا فیلم را درست ببینید و بعد از تمام شدن فیلم، موسیقی ادامه پیدا میکند. برای نصب و آشنایی بیشتر به اینجا بروید.
- حالا که بحث معرفی نرمافزار شد، با شاتر هم آشنا بشین، یکی از قویترین ابزارهای عکس گرفتن از صفحه.
- مجموعه بانمکی از ایرادهای عجیب و غریب ویندوز (طنز)
- این کارتون ام تاکس رو هم ببینین: خرد برای شما …
- آماروک چند وقتی است که به خاطر یک باگ کوچیک، متن آهنگ های در حال اجرا رو پخش نمیکنه بردیاکس برامون مشکل رو حل میکنه. توضیح برای غیرکیدی ایها: آماروک پخش کننده آهنگ است و در حال پخش اکثر آهنگها، – اگر ازش خواسته باشین – خودش متن رو دانلود میکنه و نشون میده.
- اگر اسلکور استفاده میکنین، این بیست و پنج تا تصویر پس زمینه عالی برای لینوکس اسلکور رو، ندیده نمیرین!
سانسور نقاشی ماتیس در اعتماد ملی
امروز اعتماد ملی یک مقاله داشت در مورد ماتیس (نقاش) با عنوان «معمای حل نشده ماتیس». مطلب به شکل عمومی جالبه (: اما چیزی که توی ذوق می زنه استفاده از تابلویی است که ماتیس از چهره خودش کشیده به جای تابلویی که مقاله کلا در مورد اونه. مشکل این وسط چیه؟ اسم تابلو هست «حمامکنندگان در کنار رودخانه» و این شکلی:

خب این تصویر به احتمال زیاد در جمهوری اسلامی ممنوعه اما مساله بانمک اینه که نوشتن مقاله در مورد اون بدون انداختن عکسش کار عجیبیه (: این شد که تصمیم گرفتم اصل مقاله رو پیدا کنم و نقاشی رو ببینم (: در عین حال برام جذاب بود که ببینم آیا واقعا در اول مقاله اصلی هم اون عبارت نسبتا بیربط «هرآنچه سخت و استوار است دود میشود و به هوا میرود» که بدون نام بردن از مارکس، آمده وجود دارد یا نه.
در اصل مقاله این عبارت عجیب وجود نداشت. کاملا می شد حدس زد. ترجمه خانم هستی نقرهچی در کل خوب است اما یک جاهایی هم میلنگد. مثلا من نمیفهمم چرا باید Bathers به «شناگران» ترجمه شود! در تابلو هم که کسی مشغول شنا نیست (: یک نمونه دیگر از مشکلات ترجمه را هم بیاورم…مترجم اعتماد ملی نوشته:
هر چند متخصصان ميدانستند ماتيس نقاشيهاي زيادي را بهعنوان اتود براي «شناگران» كشيده است، هيچكس مطمئن نبود تمام مراحل خلق اين اثر بين سالهاي 1909 تا 1916 باشد.
به وضوج با یک جمله طرف هستیم که مترجم دقیق متوجه نشده معنی آن چه بوده. دو جمله تک به تک خوب هستند ولی وقتی به هم میچسبند، متن بیسر و ته میشود. جمله انگلیسی این است:
Although scholars knew Matisse had made a number of other paintings as studies for “Bathers,” no one was sure of all the stages “Bathers” went through between 1909 and 1916.
خب مشکل مشخص شد. ترجمه باید باشد:
هرچند محققان میدانستند که ماتیس نقاشیهای دیگری را به عنوان اتود برای «حمامکنندگان» کشیده، اما کسی نمیدانست که در طول ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۶، وضعیت «حمامکنندگان» چگونه بوده است.
راستش اگر من هم سردبیر بودم، نمیتونستم بین چاپ این مقاله بدون تصویر اصلی یا عدم چاپش تصمیم دقیقی بگیرم. به نظر شما اصلا چاپ نشه بهتره یا بدون تصویر چاپ بشه؟
ارتقاء دادن اوبونتوی جاونتی به کارمیک
توجه: اینکار چندان عاقلانه نیست. الان برای رفتن به نسخه بعدی زود است.
راستش رو بخواهید من از اولش هم از اسم «خرگوش شاخدار» خوشم نمیاومد… امروز در یک اقدام انفجاری تصمیم گرفتم اوبونتوی ۹.۰۴ خودم رو به ۹.۱۰ ارتقاء بدم. اینکار خیلی ساده است، میزنید: update-manager -d
و در صفحه آپدیت، در اون گوشه بالا سمت راست یک دگمه اضافه میشه که توش گزینه ارتقاء به نسخه بعدی رو گذاشتن. اون رو که فشار بدین و به اندازه کافی که صبر کنین، لینوکس خود به خود به نسخه بعدی ارتقاء پیدا می کنه.. البته با صرف زمان زیاد و دانلود بیشتر از یک گیگابایت.

شکی نیست که اینکار چندان عاقلانه نیست چون نسخه بعدی اوبونتو هنوز در مرحله آلفا است و حدود دو ماه و خوردهای دیگه به عرضه رسمیاش مونده. اگر دقیق نمی دونید چیکار می کنید یا اگر از سیستم بک آپ ندارید یا اگر حوصله سر و کله زدن بیشتر با سیستم عامل رو ندارید یا اگر – بر عکس من – از آپدیت کردن خوشتون نمییاد، به هیچ وجه اینکار رو نکنید.
آنگ سان سوچی به حصر خانگی برگشت
خبر جدیدی نیست: یک دادگاه دروغی، یک مدافع واقعی حقوق بشر رو محکوم کرد. اینبار در برمه. آنگ سان سوچی که من قبلا هم درباره اش نوشته ام (اینجا و اینجا)، اینبار به جرم نخ نمای «اقدام علیه امنیت ملی» یا چیزی مشابه، ۱۸ ماه دیگه رو در حصر خانگی خواهد گذروند. این آدم شریف، ۱۴ سال از ۲۰ سال قبل رو در زندان گذرونده.
هویت دیجیتالی
مقالهام برای اعتماد ملی
هرکسی هویتی دارد. هویت انسان وابسته است به برداشت از او به عنوان یک موجود مستقل. در جوامع کوچک این هویت برای همگان قابل درک است اما در جوامع بزرگ مثل کشورهای امروزی، این هویت بیشتر و بیشتر در حال وابسته شدن به مدارک و سوابق است. هر قدمی هم که به سوی عصر اطلاعات و محیطهای دیجیتالی برمیداریم، این هویت انتزاعیتر و انتزاعیتر میشود و دزدی هویت، ساده و سادهتر. دزدی هویت در محیطهای دیجیتال، به معنی ادعای هویت غیر واقعی است. در سادهترین حالت ممکن است یک نفر ایمیلی به نام شما درست کند و به دوستانتان – به نام شما – ایمیل بزند یا وبلاگی به اسم شما درست کند و در آن مطلبی بنویسد که همگان تصور کنند شما نوشتهاید. این وضعیت جذابی نیست اما وضع میتواند بدتر هم بشود.
دولت انگلیس قصد دارد تا سال ۲۰۱۲، به تمام شهروندان خود کارت شهروندی الکترونیک بدهد. به عنوان مرحله آزمایشی این طرح، روز چهارشنبه گذشته دولت انگلیس کارتهای اولیه را برای تعدادی از خارجیهای مقیم انگلیس صادر کرد. اما ماجرا ادامه دارد.
روزنامه دیلی میل، از یک متخصص ایمنی به نام آدام لاوری خواست که امنیت این کارتها را آزمایش کند. او با استفاده از یک گوشی موبایل و یک لپتاپ، در عرض چند دقیقه اطلاعات یکی از این کارتها را به کامپیوترش کپی کرد. بعد با کمک یک متخصص تکنولوژی دیگر، تمام اطلاعات کارت را تغییر داد؛ از ظاهر دارنده کارت گرفته تا نام و اثر انگشت و مابقی قضایا.
مرحله آخر، نوشتن این اطلاعات جدید روی کارت بود. او کل اطلاعات را روی کارت نوشت و در بخش توضیحات هم اضافه کرد «من یک تروریستم، به محض دیدن شلیک کنید.». حالا هر پلیسی که در مرز یا هر جای دیگر از او کارت هویت میخواست، با این هویت جدید مواجه میشد و آن جمله مشکوک.
اقدام این روزنامه و عرضه کارت جدید به پلیس، اقدامی است برای نشان دادن ضعف موجود در کارتهای هویت دیجیتالی. این کارت در کمتر از ۱۲ دقیقه، کپی و تغییر داده شد تا ثابت کند که این تکنولوژی هنوز توان عملیاتی شدن ندارد. هرچند ماموران پلیس انگلیس اعلام کردهاند که به زودی به این مقاله پاسخ خواهند داد، اما احتمال زیادی وجود ندارد که برای بخش دوم مقاله پاسخ درخوری داشته باشند. بخش دوم مقاله به این مبحث اشاره دارد که هدف اصلی راهاندازی چنین طرحهایی، ایجاد بانکی اطلاعاتی از تک تک شهروندان است. بانک اطلاعاتیای که کاربرد اصلیاش در اعمال سلطه هرچه بیشتر بر مردم خواهد بود.
دیجیتالی شدن حتی اگر خوب نباشد، ناگریز است اما نکتهای که در این میان معمولا مغفول واقع میشود، ایمنی شهروندان است. ابهام در شیوه اجرای پروژههایی مانند پاسپورت دیجیتال و انحصار غیرشفاف بانکهای اطلاعاتی شهروندان، تهدید مستقیم هویت انسانها و حرکتی علیه حریم خصوصی آنها است. اجرای چنین پروژههایی باید به طور کامل شفاف، امن و با اطلاع همگان از جزییات فنی باشد.