محدودیت ها در شرکت های نرم افزاری و راه های مقابله

هانی یک ایمیل مفصل زده و خاطره اش رو گفته از اولین و آخرین روزش از کار در یک شرکت نرم افزاری. بعد از همه مصاحبه ها و مراحل اداری در نهایت رفته اون شرکت و لپ تاپش رو گرفته. لپ تاپ ویندوزی بدون پسورد ادمین و نیازمند مجوز برای نصب هر برنامه اضافی. به گفته خودش حدود ۱۵ نفر دیگه بدون هیچ مشکلی اونجا کار می کردن ولی هانی مجبور شده همون روز بگه که دیگه نمی یاد.

این شرایط برای خیلی از ما غیرعادی نیست. اینترنت محدود. کامپیوترهایی که دوست نداریم. سیستم عامل نخواستنی. اجازه نداشتن برای نصب برنامه و … جزو فضاهای کاری خیلی از شرکت ها هستن. حتی چیزهای حادی تر مثل دوربین یا عدم اجازه صحبت با موبایل یا حتی چک کردن اون در پشت میز تا مجوز تنها دو تا چایی سر ساعت معین در طول روز.

با اینها باید چیکار کرد؟ هانی استعفا داده. بقیه کار کردن. من الان در شرکت جدیدم با مک کار می کنم چون نیاز شرکت است ولی مثلا تو شرکتی که دوربین کار گذاشتن، استعفام رو همون روز دادم. اینجا دو جور جواب می شه داد:

انتخاب های شخصی هر فرد

اون پونزده نفری که راحت اونجا کار می کردن واقعا شاید هیچ مشکلی حس نکنن. یکی هست با ویندوز راحته. یکی هست که اصولا ساعت کاری براش ۸ ساعتی است که می فروشه که حقوق بگیره و اینکه اینترنت داره یا نه اصلا براش مهم خاصی نیست. من که تو شرکت جدید باید با مک کار کنم اینو یه فرصت می بینم برای طرفدار افراطی چیزی نبودن و تجربه کردن و دیدن تکنولوژی ها (حین غر زدن!) و همین غر من شاید برای یکی دیگه فرصت باحالی باشه که فکر کنه «ایول این شرکت مکبوک می ده!».

انتخاب های شخصی افراد به خودشون مربوطه و ممکنه برای بعضی هامون بسیار عجیب باشه و برای بعضی هامون اصلا به چشم نیاد. مثلا من اگر مجبور بودم با ویندوز هم کار می کردم ولی غیر ممکن بود روی پیشرفته ترین لینوکس حاضر باشم کار کنم بدون اینکه پسورد ادمین بهم بدن یا مثلا محدودیتی روی نصب برنامه که هیچ، روی انتخاب تم برام بذارن.

من شخصا در این موارد خط قرمزهام مشخصه. محدودیت اینترنت، نظارتی مثل دوربین یا نرم افزار چک کردن مصرف و …، محدودیت دیوایس، نداشتن کنترل صد در صد روی کامپیوترم و .. باعث می شه همون روز تصمیم بگیرم از جایی که هستم برم.

در چنین مواردی اولین قدم مطرح کردن مشکل است. گاهی در سازمان ها پذیرفته است که سیاست ها مورد علاقه من نباشن ولی بتونن تغییر کنن. مثلا در یک سازمان ۳۰۰ نفری من انتظار ندارم که آی تی به همه پسورد ادمین بده ولی انتظار دارم به بخش فنی یا حتی کسی که درخواست کنه اینو بده. مثلا در نوکیا اینطوری بود که شما در حالت پسورد ادمین نداشتین و فقط اجازه نصب برنامه های مرسوم از طریق پورتال بود. ولی خب این امکان هم وجود داشت که یکی بگه خودش مسوولیت رو قبول می کنه و هر چی می خواد نصب می کنه؛‌ مثلا من می تونستم لینوکس نصب کنم ولی دیگه آی تی شرکت فقط در حد مسائل کلی مثل تعریف ایمیل و اینها پاسخگو باشه نه تنظیمات و مشکلات روزمره من.

انتخاب های گروهی

اینجا مساله فرق می کنه. ما به عنوان مهندس کامپیوتر،‌ برنامه نویس،‌ آی تی کار یا هر چی که هستیم باید یکسری حمایت های گروهی از هم بکنیم. مثلا می شه گفت اگر کسی جایی کار می کنه اونجا باید ابزار کار در اختیارش بذاره. ایده اینکه «لپ تاپ خودت رو میاری دیگه؟» مثل اینه که به یک کارگر کارخونه بگیم موقع اومدن باید آچار فلان رو بخره بیاره سر کار یا اگر قراره من از خونه کار کنم باید شرکت هزینه اینترنت خونه رو بده یا اگر قراره با تلفن با من تماس بگیرن اصلا غیرعادی نیست که هزینه های تلفن رو بتونم بگیرم. این هنوز به اندازه کافی جا نیافتاده تو ایران و لازمه روش کار کنیم.

در واقع بازهم یم گم که ما توی ایران باید چیزی داشته باشیم به اسم سندیکای برنامه نویسان و مدیران سیستم که به شکل جمعی توش عضو باشیم و حق عضویت بدیم و در مقابل حمایت های حقوقی و غیره بگیریم. مثلا ما نیازمند یک شکل از قرارداد هستیم که یک وکیل از طرف ما تاییدش کرده باشه و هر کس عضو اتحادیه است با اون قرارداد استخدام بشه. در چنین قراردادی درخواست سفته موقع استخدام ممنوعه منطقا و توش اضافه کاری و کار از خونه و تلفن نصفه شب که می گه سرور خراب شده لطفا ریستش کن و … دقیقا بر اساس قانون کار حقوق میگیره. چنین سندیکایی می تونه علیه کارفرمایی که بالا سر برنامه نویس ها دوربین نصب می کنه شکایت کنه و سعی کنه تو دادگاه برنده بشه و اگر شد اینکار همه جا غیرقانونی باشه و این حرفها.

به نظرم این تیپ چیزها یک گروه جدا هستن که باید در موردشون به بلوع برسیم و در نهایت بپذیریم که فلان چیز خط قرمز همه برنامه نویس ها است و مثلا اگر شرکتی هست که می گه باید لپ تاپ خودتون رو برای کار بیارین،‌ ما توش کار نمی کنیم. حتی اگر بعد از گرفتن لپ تاپ هم به دلایل بسیار متنوع تصیمم بگیریم با لپ تاپ خودمون کار کنیم (کاری که من معولا می کنم).


چیزی مثل امضای سفته در مقابل استخدام برای منم پیش اومده و بسیار برخورنده بوده ولی در نهایت قبول کردم چون به نظرم چاره ای دیگه ای نبود. اینه که می گم خوبه با هم حرف بزنیم سر این چیزها. حداقلش اینه که می تونیم بگیم تا شنیده بشه یا کارفرماها شناخته بشن. گفتن تجربیات و خوب و بد اولین قدم درمان یک چیزه. شما چطور؟‌ چیزی هست که حس کنین لازمه به این متن اضافه بشه؟ شرط عجیبی که تجربه کرده باشین؟ شیوه برخوردتون باهاش چی بوده؟ برام جالبه مجموعه ای جمع کنیم که حداقل به بقیه ایده بده.

یه شرکت خوب چه شرکتیه

آرمان پرسیده:

همه جا توی کارآفرینی و استارت آپ گفته می‌شه که کارمند خوب چیه ولی کسی نمیگه شرکت خوب چه شرکتیه.

خب این چیزی نیست که یک نفره بشه بهش جواب داد یا از اون بالاتر،‌ جواب عمومی داشته باشه. ممکنه مساله برای هرکسی فرق کنه. ولی خوبه به چند تا نکته بولت لیستی که این لحظه به ذهنم می رسه اشاره کنم:

  • شرکت خوب، درک می کنه که ارزش نهایی رو نیروهای کارش تولید میکنن. اینطوری براشون ارزش قائل می شه و سعی می کنه نگهشون داره و با آوردن نیرو از پایین، نیروهای موجود رو به بالا هل بده.
  • شرکت خوب سعی می کنه نیروهاش باسوادتر بشن تا کار مفیدتر انجام. جایی که مدیرش فکر کنه کارها رو خودش می فهمه و فقط چند نفر می خواد که مثل دست‌های افزوده، کارها رو انجام بدن جای جالبی نیست
  • شرکت خوب شفافیت داره و توش تقریبا مشخصه کی چیکار می کنه و چقدر میگیره و چه مزایایی داره و اگر تلاش کنه به کجا می رسه. این یکی از باگ های کل جامعه ایران هم هست که توش شفافیت نیست و در نتیجه هیچ کس نمی دونه مسیر صحیح برای پیشرفت چیه و همه دنبال فرعی ها می گردن. نمونه کاملا برعکس داشبورد شفافیت بافر.
  • شرکت خوب منافعش رو با کارمندها تقسیم می کنه. شاید تو ایران خیلی مرسوم نیست هنوز ولی شرکتی مثل مایکروسافت اگر شما پروژه رو به موقع یا زودتر تحویل بدین به شما سهام شرکت می ده. وقتی من سهام شرکتم رو دارم با علاقه تلاش می کنم هر لحظه بهتر بشه تا سهام منم بره بالا
  • شرکت خوب از شما فقط کار نمی خواد. براش مهمه که شما یک زندگی خوب خارج از شرکت هم داشته باشین و برای تفریح و بقیه چیزهاتون وقت کافی بذارین. شرکت می فهمه که اگر هر شب تا ۶ و ۷ موندین یا هیچ مرخصی ای نرفتین یعنی شرکت درست کار نمی کنه.
  • و خب بحث محیط و زیرساخت هم هست. شرکت خوب اینترنت خوب داره، صندلی راحت داره، نورش مناسبه، لپ تاپ خوب می ده، گوشی می ده، هزینه ارتباطات شما رو حساب می کنه و ..
  • شرکت خوب می دونه که حقوق اولین فاکتور شادی نیست. حقوق خوب می ده ولی چیزهای دیگه مثل امکانات رفاهی،‌ تقدیر از کار خوب، امکانات ورزشی و … رو هم داره.
  • شرکت خوب مواظبه که شما دائما پیشرفت کنین و حواسش هست که شما برنامه های شخصی برای پیش رفتن داشته باشین و بهش برسین
  • شرکت خوب جایی است که شما فقط توش یک مهره نیستین برای یک کار مشخص. شما بهش اضافه می کنین و می فهمه که گوش کردن به شما براش سود آوره.

دیگه چی؟ الان اینها به ذهنم رسید. شما تکمیل کنین و البته لازمه تکرار کنم که به نظر من در نهایت شرکت ها دنبال سود خودشون هستن نه خوشحالی و پیشرفت شما و این باید درک بشه.

کتابی برای کودکان: دانشنامه قاعدگی

وقتی رادیو گیک سری جوراب شلواری مربوط به پریود رو منتشر کردم چندین بازخورد داشتم. یکی از دقیق هاش این بود که «بالا پایین شدن هورمون» یک اصطلاح م رسومه و از نظر فنی درست نیست. یکی دیگه این بود که «کلیت پی ام اس از نظر علمی زیر سواله» که خب درسته و در بخشی از رادیو در موردش حرف زدیم و یک فیدبک مهم دیگه هم این کتاب بود:

که توی نگاهی که من بهش انداختم که به نظر تا حد خوبی قابل قبول بود. البته کماکان در ترجمه به موهای زنان گفته زائد و به موهای مردان کاری نداره که تو رادیو جوراب شلواری دیگه ای در موردش حرف زده ایم.

خلاصه اینکه پیشنهاد می کنم چه بچه ای در اطرافتون هست که این کتاب رو لازم داره چه بچه ای نیست که این کتاب رو لازم داره، کتاب کودکان – دانشنامه پریود و قاعدگی رو دانلودی بکنین و ورقی بزنین. احتمالا به شکلی به دردتون خواهد خورد.. چه اطلاعاتش، چه سبکش، چه بودنش و چه دونستن اینکه هست و می شه به کسی معرفی اش کرد.

آیا ربات تلگرام «حرفت رو ناشناس بهم بزن» امنیت داره؟

یکی از ایده های جالبی که هم خوب پیاده شد و هم خوب ازش استقبال شد، ربات حرف ناشناس تلگرام بود. شما می تونین عضوش بشین و لینکی درست می شه که از طریق اون بقیه می تونن بهتون ناشناس پیام بدن. اگر بخواین جواب بدین باید پول بدین ولی خب شما دقیق نمی دونین دارین به کی جواب می دین بلکه فقط می تونین متنی رو تایپ کنین و به دست اون ناشناس می رسه.

طبق گزارش های خودشون خیلی خوب استقبال شده و درآمد قابل توجهی هم داره. از نظر فنی هم پیاده سازی خوبه و هم زیرساخت. بحث های فرهنگی هم هست که چرا ما دوست داریم ناشناس پیام بگیریم یا چرا فکر می کنیم باید ناشناس پیام بدیم و این چیزها. یا مثلا فکر میکنیم لابد اگر آدم ها می تونستن بهمون ناشناس پیام بدن حتما چه حرف های مگویی داشتن که بگن ولی خب در عمل حداقل برای من که بخشی از پیام ها تشکر است و بخشی سوال! که خب من نمی تونم بهشون جواب بدم.

اما… اما آیا این امنیت داره؟ این سوال بارها از من پرسیده شده. جواب کلی اش اینه که «هر چیزی که در اینترنت می ذارین رو باید تصور کنین روزی توسط همه قابل دسترسی باشه». در خصوصی ترین و امن ترین جاها هم می شه تصور کرد که اطلاعات لو بره، پخش بشه یا دسترسی غیرمجاز بهش باشه. پس امنیت کلی اصولا روی اینترنت نداریم.

اما این ربات تا جایی که من می دونم امنیتی که ادعا می کنه رو داره. یعنی فرستنده و گیرنده نمی تونن با پول یا کلک یا روش دیگه ای هویت همدیگه رو کشف کنن. ولی خب مطمئنا نویسنده برنامه و کسانی که به دیتابیس ها دسترسی دارن (چه مجاز چه غیر مجاز چه به زور)‌ احتمالا می تونن به سادگی همه پیام ها رو بررسی کنن، هویت ناشناس ها رو ببینن و یا حتی به شکل معکوس ببین چه کسانی برای فلان شخص پیام فرستادن و پیامشون چی بوده. نمی گم این اتفاق روزمره می افته ولی از نظر برنامه نویسی این باید کاملا ممکن باشه.

حالا باید دید که خود گردانندگان ربات ناشناس، چه ادعایی در این مورد دارن. انتظار من اینه در چنین سازمان هایی میزان و شکل دسترسی به این اطلاعات کاملا تعریف شده باشه. این چیزی است که من معمولا در ایران ندیدم. مثلا اگر بانک ایکس پروژه اش رو می ده به شرکت ایگرگ، چیزی در این مورد که چه رده هایی از افراد شرکت ایگرگ به چه شکلی می تونن روی دیتابیس خریدهای آدم ها کوئری بزنن صحبتی نمی شه. در مورد ربات ناشناس هم خوبه چنین بحثی باشه که بدونیم توی اون شرکت چه آدم هایی به چه دلایلی ممکنه بتونن به دیتابیس دسترسی پیدا کنن و مثلا آیا یک برنامه نویس که اونجا کار می کنه می تونه تمام پیام های خصوصی که من فرستاده ام رو بخونه یا نه. این رو می شه هم از نظر اخلاقی و هم از نظر فنی محدود کرد.

پس به شکل خلاصه، پیام های ربات ناشناس مثل هر چیز دیگه روی اینترنت شاید روزگاری برای همه قابل دسترسی بشن ولی در حال حاضر تا جایی که ما می دونیم تنها کسانی که به دیتابیس ها دسترسی دارن (چه قانونی چه غیرقانونی چه به زور) می تونن پیام ها و هویت فرستنده ها رو کشف کنن – که احتمالا باید محدودیت هایی در شرکت برای این شکل از دسترسی تعریف شده باشه.

اگر حرفی هست در کامنت ها بگین و با وجودی که من طرفدار شفافیتم، برای ارتباط موضوعی اینم این لینک ربات ناشناس منه ((:

نرم‌افزارهای اداره دادگاه [و جاهای عمومی دیگه] باید توسط عموم قابل بررسی باشن

توی رادیو گیک قبلی از برنامه ای حرف زدیم که توی دادگاه در مورد زندان رفتن محکومین نظر می ده و سرش بحث و گفتگو بود که اصولا آیا می شه کسی رو با یک برنامه بسته و انحصاری که از ساز و کارش سر در نمیاریم به زندان بفرستیم یا نه. حالا مساله جنبه جدیدی هم پیدا کرده. دیروز قاضی دادگاه جلوی درخواست اصلاح برنامه احتمالا مشکل دار مورد نظر رو گرفته.

مدعی العموم (که در جهان از حق کلیت مردم دفاع می کنه)‌ می گه که از دسامبر ۲۰۱۶ که این برنامه آپدیت شده، اشتباه هاش بیشتر شده. قبلا یک قاضی درخواست اصلاح برنامه رو رد کرده بود در حالی که مدی العموم می گه بعد از آپگرید آخر، چندین نفر بدون اینکه واقعا نیازی باشه به زندان فرستاده شدن، یا دستگیر شدن یا حتی اشتباها به عنوان مزاحم جنسی شناخته شدن – البته اینجا نرم افزار فقط این رو بر عهده داشته که به قاضی کمک کنه تصمیم بهتری بگیره و مستقیما تصمیم نمیگرفته.

مساله اصلی اینه که وقتی ما کارهای مهمتر و مهمتر رو می دیم دست نرم افزارها اولا باید کاملا از نحوه کار اونها سر در بیاریم و گروهی مشخص باید بتونین در این مورد که این نرم افزار صحیح کار می کنه یا نه اظهار نظر کنن و از اونطرف باید حق تک تک شهروندان و سازمان ها باشه که به سورس و الگوریتم های تشخیصی چنین چیزی دسترسی داشته باشن.

اگر می خواین هکر بشین، سعی نکنین هکر بشین

می گن روزی یک عاشق شمشیر بازی پیش استاد رفت. استاد ازش پرسید برای چی اومده و جواب داد «برای اینکه بهترین شمشیرباز ژاپن بشم». استاد لبخند زد و گفت «عالی! حالا اون جارو رو بردار و جارو بکش». بعد از کشمکش های مرسوم شاگرد اصرار کرد که لازمه زیاد تمرین کنه و اگر روزی ۴ ساعت تمرین کنه چقدر طول می کشه بهترین استاد بشه. استاد بهش گفت ۲۰ سال. گفت اگر روزی ۸ ساعت تمرین کنه چی؟ جواب شد ۱۵ سال. اما این هنوزم برای شاگرد زیاد بود پس گفت اگر روزی ۱۲ ساعت تمرین کنه و خیلی جدی و مستمر چی؟ استاد بهش گفت اونجوری تقریبا باید ۴۰ سال کار کنه.

هر انسان توانی داره و سطحی از انگیزه. هیجان اولیه هکر شدن اینه که به همه چیز دسترسی داریم و هر جا می خوایم می ریم و همه از ما می ترسن و بقیه بهمون احترام می ذارن. واقعیت اینه که زندگی هکرها اینطوری نیست. تقریبا شبیه هیچ کدوم از فیلم هایی که می سازن نیست. هکرها به معنی نفوذگرها منظم و خیلی پر حوصله کارهای بسیار تکراری می کنن. معمولا نه پول خاصی دارن نه شهرت خاصی. اونها که تخصص رسمی شون امنیت است هم معمولا دنبال یکسری قرارداد هستن و می شینن تو سازمان یکسری ابزار استاندارد اجرا می کنن.

در ضمن مستقیما حرکت کردن به سمت هکر شدن مثل اینه که شما بگین دوست دارین خط تون خیلی خوب باشه و بشینین دائم یک جمله رو تکرار کنین. روش درست تر اینه که الفبا رو درست یاد بگیرین و هر کدوم رو درک کنین و بنویسین و بعد با هم ترکیبشون کنین. در اصل اگر شما می خواین یک هکر خوب بشین بهترین کار اینه که پایه ها رو درست یاد بگیرین:

  • سیستم عامل
  • شبکه
  • امنیت
  • برنامه نویسی

و از اون پایینتر حتی چیزهایی مثل جامعه شناسی، روانشناسی، ریاضی، آمار و حتی زیست شناسی (: [ جامعه شناسی و روان شناسی برای مهندسی اجتماعی و زیست شناسی برای درک مغز و خطاهاش و در نهایت همشون برای داشتن سطح بالاتری از دانش در حوزه های مختلف بعلاوه لذت بردن از دونستن چیزهای جدید ].

اینجوری شما به یک نینجا یا دزد دریایی تبدیل می شین که کسی جلودارش نیست. این خیلی فرق داره با کسی که برای شهرت یا هر چیز دیگه به بقیه کلک می زنه تا بهش اعتماد کنن و یه برنامه رو گوشی شون نصب کنن یا کی لاگر می ذاره لپ تاپش رو قرض می ده به بقیه یا دو تا ابزار از یک سی دی ران می کنه (: انتخاب با شماست که کدوم رو دوست دارین ولی از من میشنوین در اولی (بلد بودن پایه ای خیلی چیزها) کلی اعتبار و امکان تغییر کار و جاهای خوب کار کردن و لذت بردن از نتایج است و توی دومی (یاد گرفتن چند تا ابزار اماده و دروغ گفتن و .. که بهش می گیم اسکریپت کیدی یا بچه اسکریپتی) حداکثر شهرت اینکه مجری تلویزیون بگه یک هکر که درگاه بانکی الکی درست کرده بودم رو گرفتیم و تعجب همکلاسی ها و احتمالا یه پلی گرفتن از یه آدم پر زور و خدمت بهش. من اولی رو ترجیح می دم چون فان تر است و پایدار تر.

اگر شما هم دوست دارین یه آدم با سواد باشین و هک براتون فقط به معنی دزدی و ورود غیرمجاز نباشه، اولی رو انتخاب کنین و همین حالا برین سراغ این لیست:

  • یاد گرفتن لینوکس یا هر سیستم عامل دیگه ای که دوست دارین ولی عمیق
  • یاد گرفتن دیتابیس های مختلف و کار کردن باهاشون
  • یاد گرفتن شبکه در حد سی سی ان ای
  • یاد گرفتن پروتکل های ارتباطی از اچ تی تی پی تا تی سی پی تا اف تی پی تا اس ان ام پی تا هر چی که هر جا دیدین
  • یاد گرفتن رمزنگاری با درک اتفاقات پشتش. از درک بیت کوین تا کلیدها تا اس اس اچ تا هش هایی مثل ام دی ۵ تا اسکرام (رمزنگاری)
  • یاد گرفتن ریاضی پایه تر و آمار
  • یاد گرفتن برنامه نویسی و نوشتن برنامه های جالب از شکستن رمز تا دانلود یک سایت و پریدن در اینترنت و انتقال فایل و هر چی به کارتون اومد
  • یاد گرفتن ابزارهای مرتبط از دیباگرها تا دامپ کننده های شبکه و غیره
  • و ..

و بدونین که برای چنین هکری کلی کار باحال هست و کلی فرصت کسب اعتبار ولی خب ما معمولا به اون سطح نمی رسیم که مثلا باگ فلان ابزار گوگل رو کشف و گزارش کنیم و کلی جایزه ببریم و در نتیجه مثل همون شاگرد شمشیربازی، چون دوست داریم خیلی زود پیشرفت کنیم عملا به سمتی می ریم که پیشرفت زیادی توش نیست. بازم می گم: انتخاب با شما.

۲۸ نقل قول از شخصیت های جنگ ستارگان +‌ ترجمه بهترین هاش در این لحظه

اینها در این لحظه به نظرم بهترین هاش هستن:

  • توانایی صحبت معنی اش این نیست که هوشمند هم هستی – کویی گن جین
  • جلوی تغییر رو همونقدر می شه گرفت که جلوی خورشیدها رو از طلوع کردن – شبی اسکای واکر
  • خودت رو آموزش بده که چیزی که نگرانی از دست بدی رو ول کنی – یودا
  • پس اینگونه است که آزادی می میرد… در خروش تشویق ها – پدمه آمیدالا
  • ترس منجر به عصبانیت می شود. عصبانیت منجر به نفرت و نفرت منجر به رنج -یودا
  • هیچ انرژی مرموزی وجود ندارد که سرنوشت مرا کنترل کند – هان سولو

[ منبع ]

لینک های شاد دوشنبه های آخر ماه – خرداد ۱۳۹۶ از ربات تلگرامی فارسی فهم تا #بازارکار و وسیله

شخصی باحال

  • گروهی از دوستان هم دو تا پادکست شروع کردن. اولی در مورد شبکه که شماره آخرش به اسم تخصص شبکه، امروز و فردا اینجاست و دومی در مورد مهاجرت که آخرین شماره اش در مورد مصاحبه کاری اینجاست. امیدوارم ادامه بدن.
  • یک کار بامزه شخصی هم بها دان است. سیستمی که با خوندن ۲۰ هزار آگهی دیوار و یادگیری ماشین، می تونه با گرفتن محله، مساحت، تعداد اتاق و البته شهر، قیمت خونه رو «حدس» بزنه. یک پروژه شخصی خوب که می تونه با کمی تکمیل شدن به یک پروژه جدی تبدیل بشه. نیازهای اولیه از نظر من؟ سن بنا و در قدم های بعدی داشتن تاریخچه (سری زمانی) و البته منابع بیشتر و حتی زنده بودن نسبت به آگهی ها و مشخص کردن فاکتورهای تاثیر گذار و بعدش شاید حتی سرچ مستقل از یادگیری ماشینی روی دیتای موجود. نمونه خوبی از اینکه وقتی چیزی یاد میگرین چطوری یادگیری رو عمیق تر کنین و عمومی تر. می تونست حتی بازمتن یا آموزشی باشه (:
  • ربات تلگرامی دوست ندارم ولی ربات توییتری باحاله (: این ربات توییتری چیزهایی که فارسی باشن و توشون رپوزیتوری گیت هاب باشه رو ریتوییت می کنه. پیشنهاد؟ برای زبان های دیگه هم ربات های دیگه ساخته بشه. شاید کسی دوست داشت و فالو کرد یا حتی مشهور شد (: همینطور پیشنهاد می کنم اگر نیست خودش آزاد رو گیت هاب باشه.
  • مهدی هم سایتی برای معرفی و جمع آوری کسبه کشور توی تهران و کلانشهرها نوشته. خود سایت اسمش هست سر راست و باحالیش اینه که مخزن گیت هاب هم داره. خودش تو وبلاگش کمی توضیح بیشتر داده. کلیت ایده باحاله ولی برای بزرگ شدن نیاز به جمع آوری اتوماتیک اطلاعات از منابع دیگه داره و خب شکلی دیگه به جز یه جیسون خیلی بزرگ (: امیدوارم ادامه اش بده
  • رضا ویدئو های پایکان ۲۰۱۷ آمریکا رو سرورش آپلود کرده؛ برای کسانی که یکجا می خوان و با یوتوب مشکل دارن: ویدئوهای پایکان ۲۰۱۷

تلگرام

سایت‌ها و استارتاپ ها

  • سایت روال یک کپی ایرانی از یک استارتاپ خارجی است، ولی کپی معقول از یک سایت که نیاز داریم کپی اش باشه!‌ روال نمونه ایرانی مدیوم است. جایی که می شه متن های خودتون رو منتشر کنین.. بیشتر با ایده متن های بلند. شما بنویسین، خودشون قشنگ و مرتب خواهد بود.
  • پادپُرس هم یک استارتاپ مانند است برای پرسیدن «چرا»ها. چرای اصلی این ماه در مورد کتاب خوانی است. نوآ۶ رو ببینین و اگر دوست داشتین، مشارکت کنین.

همایش ها

بازار کار و وسیله

  • من یک Raspberry PI 3 Model B A1.2GHz 64-bit quad-core ARMv8 CPU, 1GB RAM با کیس سفید و مموری 16 گیگ خریدم که بدون استفاده مونده. اگر امکان داره برای فروش آگهی بزنید توی دوشنبه های آخر ماه قیمت پیشنهادی فروش 160 هزار تومان است (آپدیت: فروش رفت)
  • شرکت استارتاپی AbrNetwork جهت راه اندازی وب سرویسی با رویکرد اتصال ماشین به ماشین (M2M) نیازمند برنامه نویس های پایتون، گو، ارلنگ و جاوا است. رزومه خود را به ایمیل Pourcheriki@gmail.com ارسال کنید یا با شماره ۰۹۱۲۸۹۹۳۱۱۶ تماس بگیرید.