بایگانی برچسب: s

پلیس عصبانی بریتانیا، اسم، آدرس و تاریخ تولد محکومان را توییت می کند

تحقیر یک ایده بسیار قدیمی مجازات است. این شیوه، روش اصلی مجازات تا قرن‌های هفده و هجده بود ولی بعد با بالا رفتن شعور نسبی جوامع، روش های اصلاحی را جایگزین اون کردند.

اما ظاهرا وقتی آدم‌ها (تیم‌ها) عصبانی می‌شوند و کنترلشان بر اوضاع کم می‌شود عقلشان هم تا حدی عقب نشینی می‌کند و با کنار گذاشتن عقل و شعوری که در طول قرن‌ها تلاش شده روی هم انباشت شود، می‌روند سراغ کارهای غریزی مثل تحقیر افراد و خرد کردن شخصیتشان.

این کار در ایران منجر به فرو کردن لوله آفتابه در دهن بدون حتی صادر شدن حکم قاضی درباره فرد و اعمال مشابه می‌شود و در انگلستان منجر به چنین توییت‌های از طرف اداره پلیس:

پلیس منچستر، مشغول توییت کردن اسم، تاریخ تولد و محل تولد مجرمانی است که محکوم شده‌اند. اینکار شاید غیرقانونی نباشد ولی برای من شکل مدرنتر آفتابه در گردن انداختن و تحقیر کردن آدم ها است: روشی برای داغ زدن به یک انسان. حتی اگر طرف دزد باشد و از طرف دادگاه هم به خاطر دزدی محکوم شده باشد، بردن آبرویش در ملاء عام کاربردی ندارد جز تسکین خشم طرف برنده (در اینجا پلیس).

بر حق بودن پلیس، منتخب بودن دولت، آزادی احزاب، لات بودن فرد دستگیر شده، قانون شکنی و غیره هم روی چنین مواردی تاثیری ندارد. هرچقدر هم شکل کار متمدانه باشد، نفس عمل همان انداختن آفتابه در گردن است و همانقدر دور از تمدن و مریض.

منبع: گیزمودو

ساکن انگلستان هستید؟ به مجلس بگویید دست دولت را از رسانه‌های اجتماعی عقب بزند

در بریتانیا رسانه ها آزادند، احزاب آزاد اجازه شرکت در انتخابات دارند و اگر دولت منتخب مردم بخواهد کاری بکند باید از مجلس منتخب مردم اجازه بگیرد اما این اصلا به معنی کامل بودن این کشور نیست.

اصطلاحی هست که می‌گوید قدرت فساد می‌آورد و قدرت مطلق فساد مطلق. دیوید کامرون با توجه به شورش‌های اخیر لندن گفته باید اختیارات بیشتری برای کنترل رسانه‌های اجتماعی به هنگام مشکل داشته باشد. Open Rights Group در این توماری ساخته تا به مجلس فرستاده شود. این تومار می‌گوید می‌گوید:

دولت با تمرکز روی افزایش اختیارش برای بستن، زیرنظر گرفتن یا قطع کردن ارتباطات آدم‌ها، روی موضوع اشتباهی سرمایه گذاری کرده است. شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر کاربردهای مثبتی بسیاری دارند مانند اخطار در مورد خطرها و جمع کردن مردم برای پروژه‌های پاکسازی. شنود این شبکه‌ها و بررسی ارتباطات شخصی مردم یا افزایش قدرت دولت برای بررسی اطلاعات کاربران، ناقض آزادی ارتباطات است و روشی بسیار خطرناک. قانونگذاری عجولانه با اطلاعات و تحلیل‌های محدود به منظور پاسخگویی به شرایط غیر عادی، باعث ایجاد قوانین نامتعادل شده و حقوق اولیه انسان‌ها را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

اگر در انگلیس هستید و حتی اگر معتقد هستید که اینها فقط یکسری آشوبگر هستند که به دنبال غارت مغازه‌ها یا نمایش خشم کور هستند، به نظر من لازم است به این نکته هم توجه کنید که کنترل هر بخشی از رسانه توسط دولت، ناقض آزادی بیان است. اگر در انگلیس هستید و می‌خواهید همین را به مجلس بگویید، به اینجا بروید.

(تصویر: Riot Police, با مجوز Creative Commons Attribution Share-Alike (2.0) از zoonabar’s photostream)

پی.نوشت. الان دیدم که اخیرا پلیس بریتانیا مجوز استفاده از ماشین های آب پاش را علیه اغتشاش کنندگان دریافت کرده.

تلنگر: انتشار انحصاری اسناد ویکیلیکس در مورد پاکستان در خود پاکستان

چند وقت قبل تصمیم گرفتم برای یک دوره دو ماهه کار برم پاکستان. جالبه که تقریبا به هر کس که می‌گم عکس العمل غیرمعمول نشون می‌ده و می گه چرا پاکستان و این داستان‌ها. همکارهای پاکستانی هم تجربیات مشابهی اینجا دارن. ما احساس می‌کنیم پاکستان یک کشور داغونه با حکومت دیکتاتوری و مردم متحجر.

مطمئنا بخشی از برداشت ما صحیحه ولی به جای تکرار همیشگی اینکه «ما از همه بهتریم ولی دارن به زور ما رو بد می‌کنن» بهتره دنیا رو نگاه کنیم و فکر کنیم و برنامه بهتر شدن برنامه ریزی و تلاش کنیم.

بهانه این نوشته این خبره:

در یک قرارداد با موسسه انتشاراتی داون پاکستان، تمام اسناد درز پیدا کرده آمریکایی در مورد پاکستان، به شکل انحصاری اول به این انتشاراتی داده می‌شه تا قبل از هر جا در خود پاکستان چاپ بشه. دقت کنید که اونجا پاکستانه و این‌ها همون اسنادی هستن که در ایران کسی حق نداره حتی ازشون حرف بزنه بدون اینکه بگه «همه خوب هاش واقعی است و همه بدهاش جعلی و دروغ»

نمی‌خوام زیاد داستان بگم ولی برای تلنگر یک نگاه هم به سایت داون بندازین یا به صفحه ویژه اسناد درز کرده آمریکا برین و ببینین کشور همسایمون چقدر توش آزادی بیان جلوتر از کشور ما است.

می‌دونم اکثرمون هزار جور دفاع و استدلال و غیره داریم ولی به نظر من در کنار همه اون حرف‌ها، واقعا هم به اینجور تلنگرها نیاز داریم (:

دو سه تا میز دیگه برای ایستاده کار کردن

گفته بودم که ایستاده کار کردن داره کم کم بین هکرها مد می‌شه. توی کامنت‌های همون مطلب، ابوالفضل گفته بود که خط مرزهای خیلی محکم بین «ایران» و «خارج» نکشم. حرفش هم درست بود. اینجا دو تا عکس جدید براتون می‌ذارم از آدم‌هایی که فکر می‌کنن به خاطر سلامتی بهتره ایستاده کار کنن و اینکار رو هم می‌کنن.

عکس بالا متعلق به ست براو است. طراح گرافیک که خودش پایه‌های میزش رو با یک هزینه کم بلندتر کرده و از میز نشسته‌اش یک میز ایستاده در آورده.

اما عکس دوم مال یک هنرمند دیگه به اسم کای رومهر است از eBoy که در کنار میز ایستاده‌اش یک میز نشسته با صندلی توپی هم درست کرده برای مواقعی که می‌خواد مصرف کالری‌اش رو به صفر برسونه (:

گذاشتن این عکس‌ها در اینترنت نشون می‌ده که این امر اصلا در سطح جهان «عادی» نیست و گرنه کسانی که تمام روز اینطوری کار می‌کنن عکسشون رو نمی‌ذاشتن. راستش من هم این روزها تقریبا نیمی از وقت کار توی خونه رو برای فان ایستاده کار می‌کنم تا ببینم این مد چی می‌گه. اینم عکسش:

برای تموم کردن بحث بگم که معمولا خط مرزهای عجیبی توی دنیا نیست. درسته که ایران تنها کشوری در جهان است که توش حجاب اجباریه ولی کماکان این نظریه قابل پذیرشه که کشورها خیلی عجیب و غریب با هم تفاوت ندارن. دوستی دارم که هر وقت کسی از خارج حرف می‌زنه یادآوری می‌کنه که سومالی و گواتمالا هم خارج هستن و من خودم هم یکی از مباحث دائمی‌ام با همه اینه که جاهای مختلف دنیا در کلیت ماجراشون تفاوت‌های خیلی عجیبی با هم ندارن و زندگی در همه جا تا حدی شبیه همدیگه است و معمولا اینطوری نیست که مثلا مردم عادی یک کشوری یک جوری زندگی روزمره داشته باشن که ما با شنیدنش شوکه بشیم و برعکس. درسته که اتفاقات جزیی تفاوت‌های بزرگ دارن (مثلا ممکنه یکی از کشته شدن یک معترض خیابانی بدون خشونت تعجب کنه یا از شلاق خوردن یک آدم به خاطر نوشیدن الکل به قول خودش فکش بیافته) ولی در نهایت در نود و نه درصد جنبه‌های روزمره زندگی و در دیدی گسترده‌تر، زندگی مردم مردم در تمام دنیا به هم نزدیکه و اینجوری نیست که مثلا هکرهای دنیا یک چیزهای جدیدی کشف کرده باشن که ما اصلا نفهمیم یا برامون عجیب باشه.

برگ برنده ما باید پیوند خوردن با دنیا باشه اونهم از طریق دیدن شباهت‌هاش.

پی.نوشت. تصویر پشت زمینه لپ تاپم عکس پیش فرض ویندوز ایکس پی نیست، اینه

آپدیت: این رو هم یکی از خواننده ها فرستاده (: گفته فعلا راضی است. راستی.. یک نکته مهم هم تو کامنت ها بود: اینجوری آدم مفیدتر کار می کنه چون واستاده نمی شه زیاد علافی کرد و مغز دائم مقایسه می کنه و می گه اینکار ارزش داره و فلان کار ارزش نداره

توهم دیکتاتور خوب

الان دیدم که چند روز قبل جو بایدن – معاون رییس جمهور آمریکا – به شبکه پی بی اس گفته حسنی مبارک دیکتاتور نیست و به انقلاب کنندگان هم گفته که خشونت نکنن.

مطلب قبلی من هم – الان که می خونمش – یکطرفه است. بدون شک در این انقلاب / شورش هم آدم‌ها دارن کشته می‌شن و پلیس داره خشونت می کنه و تنها چیزی که من سعی کردم اونطرف بهش اشاره کنم، زیبایی‌هایی بود که توی همبستگی، انقلاب و امید هست و ابراز خوشحالی از اینکه فعلا تلاش نشده ارتش به شکل مستقیم و با کشتن آدم‌ها، شورش رو سرکوب کنه (که کار هم نخواهد کرد).

حالا… حتما لازمه که بگیم «حسنی مبارک دیکتاتور است» .. اصلا بذارین انگلیسی بگم که جو بایدن هم بفهمه.

Dear Joe Biden,
Hosni Mubarak might be your friend and you might give him $1.3billion/year in military aid to his govenment but Hosni Mubarak is a dictator, torturing people and arrests peoples with no respect to law and human rights.

البته چون ایرانی هستم لازمه فارسی هم بگم که اطرافیان هم بفهمن (: «حسنی مبارک هم دیکتاتوره. حسنی مبارک هم آدم‌ها رو بدون رعایت قانون و حقوق بشر زندانی می کنه و حسنی مبارک هم سعی می کنه – حالا با کمی مراعات چهره بین المللی اش – با شکنجه و ترسوندن و دزدیدن انتخابات، سر کار بمونه.»

این رو هم اضافه کنم که من هیچ اعتقادی به مفهوم «دیکتاتور خوب» ندارم. نه رضا خان دیکتاتور خوب بود نه حسنی مبارک. اصولا آدم خوب نمی تونه دیکتاتور بشه و هیچ سیستم دیکتاتوری هم نمی تونه خوب باشه.

درسته که رضاخان ایران رو مدرن کرد، درسته که زیرساخت‌ها رو ساخت، درسته که بدون سمبل کردن بخش عظیمی از زیرساخت‌های تهران رو ساخت (از بهترین بیمارستان‌ها تا بهترین دانشگاه‌ها تا خیابون ولی عصر و …) و درسته که راه آهنی رو کشید که الان دولت بعد از چندین دهه هنوز توی تعمیر یا گسترش هم احساس افتخار می‌کنه ولی کماکان معتقدم که چیزی به اسم دیکتاتور خوب یا حکومتی تحت عنوان دیکتاتوری خوب وجود نداره. هر دیکتاتوری فاسد می‌شه و هر سیستم غیردموکراتیک نرم‌افزار کشور رو خراب می‌کنه، حتی اگر دائما براش سخت افزار بخره.

آوت سورس کار آی.تی. به زندان

آوت سورس یعنی دادن کار خودتان به یک نفر دیگر. مثلا شرکت ما بخشی از کار طراحی دکل‌ها را به یک شرکت دیگر آوت سورس می کند. حالا یک شرکت آوت سورس هندی به سراغ یک زندان رفته تا کار وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر را به زندانی‌ها و کارگاه زندان آوت سورس کند.

رادیات اینفو سیستمز با ایالت آندرا پرادش هند قرار دادی بسته که طی آن ۲۰۰ نفر از زندانی‌ها در طول روز به وارد کردن اطلاعات ارائه شده توسط این شرکت به کامپیوتر خواهند پرداخت. بنا به گفته مدیر زندان «این برنامه تامین کننده آینده خوبی برای زندانی‌ها است چون کاری را یاد می‌گیرند که بازار به آن احتیاج دارد.»

کسانی که طی این برنامه به کار مشغول شوند، روزانه ۲.۲۰ دلار حقوق می‌گیرند که بسیار بیشتر از حقوق معمول کار در زندان (یعنی ۰.۳۳ دلار) است. دلیل اصلی انتخاب این زندان، درصد بالای افراد باسواد (یعنی ۴۰٪) عنوان شده. در صورت موفقیت این برنامه، از الگوی آن در بقیه زندان‌های ایالت نیز استفاده خواهد شد.

سانسور در چین، یک قدم احمقانه‌تر شد

چین هم یکی از معدود کشورهای دنیا است که اینترنت رو فیلتر می‌کنه. اگر سرکوب اخیر اینترنت در ایران رو در نظر نگیریم و به شرایط «طبیعی» نگاه کنیم، چین کشور فعلا پرچمدار سانسور در دنیای دیجیتال است. طبق یک قانون جدید، قرار شده که از تاریخ اول جولای، همه عرضه کنندگان پی.سی. در این کشور، در کنار سیستم عامل، برنامه فیلتر کردن اینرنت رو هم روی کامپیوترها نصب کنند.

در حالی که در اون کشور هم خیلی‌ها جوابشون به این محدودیت‌ها، یاد گرفتن روش رد شدن از اونها است، یکسری هنرمند جواب دیگه‌ای به این محدودیت جدید دادن. اونها اعلام اعتصاب عمومی اینترنتی کردن؛ عدم استفاده از اینترنت برای گشت‌زنی در اینترنت، بازی، چت یا هر کار دیگه به مدت ۲۴ ساعت.

بدون شک، این اعتصاب، فایده چندانی نداره. نه کسی ضرر خاصی می‌کنه و نه سرکوب‌های دولت چین کم می‌شه، اما حداقل چیزی که هست اینه که آدم‌ها خودشون یادشون می مونه که سانسور در حال شدیدتر شدن است و به دولت و بقیه هم می گن که این رو می‌فهمن، حتی اگر نتونن کار چندانی بکنن.