بایگانی برچسب: s

رادیوگیک شماره ۸۳ – جی دی پی آر – مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا

توی این شماره ویژه، به مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا می‌پردازیم. قانونی که باعث شده این روزها حتی اگر در یخچال رو هم باز کنیم، یه ایمیل بیاد و بگه «پرایوسی پالیسی» ما رو قبول کنین تا بتونیم ادامه بدیم. اما قبلش، بررسی مفهوم پرایوسی و حریم شخصی!

‏- دانلود نسخه ام پی تری
‏- دانلود نسخه او جی جی

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

‏- آر اس اس فید برنر
‏- کانال تلگرام
‏- گوگل موزیک
‏- پادکست در آیتونز
‏- ساوند کلاود
‏- فولدر دراپ باکس
آرشیو تحت وب رادیو گیک

آهنگ ها

  • از طرف ماری – آهنگ sway رو با اجرای دین مارتین به آراز
  • شهرام همیشه شب پره
  • sway – dean martin
  • Melanie-Brand-New-Key
  • سینا حجازی – گلخونه

قشر جدید کارگرها، نیاز به سندیکا دارن – نمونه‌های تپسی و اسنپ

جمع کردن و به اشتراک گذاشتن اطلاعات چیزی است که در فرهنگ ما خیلی مرسوم نیست و وقتی مواردش پیش میاد، لذت بخش و خوبه. مثلا یک راننده اسنپ در این پست اطلاعات کاملی از تجربه اش نوشته که به ما پرسپکتیو این شرکت رو از صندلی راننده نشون می‌ده.

می‌بینید که حدود درآمد برای هر ساعت، ۱۳ هزار تومن است و رحیم آقا روزی حدود ۵ ساعت کار می‌کرده. این درآمد ناخالص است یعنی هزینه خرید موبایل، خودرو، بنزین و تعمیرات خودرو و غیره به حساب نیومدن. قابل درک است که برای کاری به سختی رانندگی تاکسی. بد نیست برای نتیجه گیری دقیق‌تر نگاهی هم به درآمد پرکارترین راننده تپسی بندازیم. این نمودار پردرآمدترین راننده تپسی است در چند ماه گذشته:

البته لازم به ذکره که خود تپسی می‌گه این راننده یا به قول خودشون سفر، روزی ۱۰ ساعت برای رسیدن به این درآمد کار کرده. حتما می‌دونین که ذات کار کردن روزانه ۱۰ ساعت در قانون ما و اکثر جهان ممنوعه چون از یکطرف برای کارگر صدمه زننده است و از اونطرف بخصوص در چنین شغلی، برای من مسافر هم امنیت رو پایین میاره.

اما اصلی‌ترین بخش این مطلب، اینه که این آدم‌ها بخشی از شرکت‌هاشون نیستن. اگر من در تپسی راننده هستم، جزو شرکت تپسی نیستم بلکه رابطه‌ام با شرکت تقریبا چیزی مشابه یک مسافر تپسی است. همین مساله در مورد همه سیستم‌های دیگه هم صادقه و بحث یک شرکت نیست.

بحث اینه که در شرکت‌های جدید تا جایی که بشه کارمندها، تولید کننده‌ها و تولید کنندگان اصلی ثروت از دایره شرکت بیرون نگه داشته می‌شن. در این سیستم‌ها شما آدم‌هایی هستید کاملا مستقل که درست مثل مصرف کننده، از این سیستم استفاده می کنین تا درآمدی موقف داشته باشین. نه ربطی به شرکت دارین، نه بیمه هستین، نه می تونین گواهی اشتغال به کار بگیرین، نه هیچ حق قانونی دارین و هر روزی که سرحال و سالم بودین کار می کنین و حقوق می گیرین و هر روزی که مریض بودین یا امکان کار نداشتین، پول هم نخواهید داشت.

این کاملا متفاوت است با مفهوم کارمندی/کارگری/حقوق بگیری که توش شما حقوق ثابتی دارید و در صورت مریض بودن مرخصی با حقوق دارید و حتی برای تفریح هم اجازه دارین سالی نزدیک یک ماه سر کار نرین ولی حقوق بگیرین.

در این شرایط حداقل چیزی که لازمه، فشار بیشتر به این شرکت‌ها توسط سازمان‌های حمایت از کارگران است تا تضمین کنن که با رعایت ساعت کاری می تونین به حدود حداقل درآمد برسن و حقوقی مثل بیمه بیکاری و غیره رو داشته باشن. در سطحی بهتر لازمه چنین قشری از جامعه امکان داشتن یک سندیکا رو داشته باشن تا حداقل در مورد شکل قرارداد و غیره با هم به نتیجه ای مشترک برسن و در اون مورد با کارفرما چونه زنی کنن.

برچسب‌های «در صورت مخدوش شدن این برچسب، دستگاه فاقد گارانتی است» قانونی نیستند

البته در قانون فدرال آمریکا. استدلال پشت ماجرا هم اینه که هر کس حق داره دستگاهی که خریده رو بررسی کنه یا اگر نیازی می‌بینه تعمیر کنه. امروز کمیسیون تجارت فدرال به شش شرکت بزرگ در این باره هشدار داده و گفته که این شیوه از اخطار و فاقد گارانتی دونستن دستگاه در صورتی که باز شده باشه، نقض قانون فدرال است.. بر اساس این قانون هر کالایی که بالاتر از ۱۵ دلار قیمت داشته باشه رو اجازه دارید خودتون یا در هر جایی تعمیر کنید و شرکت فروشنده نمی‌تونه بگه «چون باز شده، فاقد گارانتی است».

پایه این قانون هم اینه که هیچ کس حق نداره دو چیز رو به اجبار در یک بسته بفروشه. اگر من از اپل موبایل می‌خرم باید حق داشته باشم اجزای دیگه اش (از هدفون تا سرویس تعمیر) رو از جای دیگه بخرم و این تفاوتی در اینکه «اگر دستگاه خراب بوده، فروشنده موظفه تغییرش بده» ایجاد نمی‌کنه. مشخصه که اگر در اثر تعمیر نفر سوم یا خود دارنده دستگاه، مشکل حادتر شده باشه یا مشکل دیگه ای به وجود اومده باشه،‌ شرکت فروشنده مسوولیتی در این مورد نداره ولی اینکه کلیت تعویض / رفع مشکل رو فقط به خاطر اینکه صاحب دستگاه تصمیم گرفته خودش اون رو بررسی کنه یا اینکار رو به یک نفر دیگه بسپره، زیر سوال بره، در آمریکا غیرقانونی است.

پس یادمون باشه اگر دستگاهی داریم، اون دستگاه واقعا باید مال ما باشه. باید بتونیم به شکلی که دوست داریم ازش استفاده کنیم. باید بتونیم ازش سر در بیاریم. باید بتونیم تغییرش بدیم و باید بتونیم اونو به بقیه بدیم. گرفتن این حق‌ها از مشتری، در واقع یعنی اون دستگاه دیگه مال من نیست بلکه مال کارخونه است و من فقط حق یک شکل خاص استفاده در یک جای خاص رو ازش خریدم. درست مثل کنسول‌هایی که در فلان قاره کار نمی‌کنن یا پخش کننده‌هایی که فلان مدل آهنگ رو پخش نمی‌کنن.

اگر می خوایم گیک باشیم، باید تا جایی که می‌شه صاحب ابزارهامون باشیم و ازشون سر در بیاریم!

قانونی که لازم داریم: لزوم گفتن «تبلیغ پولی» وقتی مشغول تبلیغ پولی هستیم

در نبود رسانه مورد اعتماد و قیمت های نجومی رسانه های انحصاری حکومت و ناکارایی فروختن گوشه و کنار و شهر، خیلی از تبلیغ دهنده ها دارن به تاثیرگذارها رو می‌یارن. کسانی که فالوئرهای نسبتا زیادی دارن یا فالوئرهای مرتبطی دارن و احتمالا اگر حرفی بزنن، آدم های زیادی اونو می‌بینن.

تبلیغ ها ممکنه از تخفیف توی فروختن یک چیز باشه تا رایگان دادن یک چیز دیگه برای بررسی یا حتی تبلیغ های خیلی مستقیم مثل اینکه «یک میلیون می دیم که بگی دستمال کاغذی فلان خیلی نرمه» و غیره و غیره. اما مشکل اینجاست که خط مرز اینکه چه چیزی تبلیغ است و چ چیزی نظر شخصی خود کسی که شما دوستش دارین، مشخص نیست. مثلا من دیروز یه لامپ هوشمند خریدم که می شه با ای پی آی کنترلش کرد و معلومه که اگر بگم کدوم لامپ رو خریدم و چرا به بقیه ترجیحش دادم، کسانی که منو دنبال می کنن یا کارهای فنی ام رو دوست دارن، با نگرانی کمتری اونو در مقابل رقبا انتخاب می کنن. اما چی می شه اگر پول بگیرم و چیزی که از نظر خودم عالی نیست رو «عالی» انتخاب کنم؛‌ چون به هرحال برای من فلان میلیون تومن سود داره اگر اینو بگم. همین اتفاق می تونه توی سایت های خبری بیافته یا اینستاگرام و هر چیز مشابه.

طبق قوانین جهانی، تبلیغ پولی باید از تبلیغ غیر پولی مشخص باشه. الان هم که در دنیا تاثیرگذارها دارن بیشتر می شن و یک ویدئوبلاگ ممکنه جای بسیار مناسبتری از تلویزیون برای تبلیغ فلان بیسکوییت باشه، Advertising Standards Authority (ASA) که قوانین تبلیغ رو می‌نویسه داره به این مساله توجه بیشتری می‌کنه. مثلا طبق قانون جدید هر ویدئوبلاگر یوتوبی که برای چیزی که می گه پول گرفته، باید این مساله رو در متن عنوان کنه. در موردی دیگه اینستاگرام هم اعلام کرده که هر وقت کسی محتوایی رو پست کنه که در قبالش پول گرفته باشه، لازمه با تگ این مساله رو مشخحص کنه.

اما جای این قانون در ایران بسیار خالیه و ما نمی دونیم که فلان سایت تکنولوژی که می گه فلان بلندگو خیلی خوبه، واقعا اونو بررسی کرده یا از کسی پول گرفته که اینوب گه. در مورد نشریات این مساله با تیتر «رپرتاژ آگهی» مشخص می‌شه و لازمه کشور ما هم قوانینی داشته باشه که تولید کننده‌های دیجیتال رو هم موظف کنه اگر چیزی رو در قبال پول می گن، مساله رو برای مخاطبشون مشخص کنن. درست همونطور که تلویزیون‌ها موظف هستن قبل از پخش آگهی ها اعلام کنن که «بخش آگهی‌ها» شروع شده (:

موسسه ASA در توضیح قانون جدیدیش می گه:

مهم است که ما بدانیم که در حال دیدن یک تبلیغ هستیم. با دانستن این موضوع تصمیمات آگاهانه‌تری در مورد چیزهایی که می‌شنویم خواهیم گرفت. این روزها محتواهای تبلیغاتی آنلاین به شکلی عرضه می‌شوند که سابقا شکل شناخته شده تبلیغاتی نبودند و در نتیجه ما باید مشخصا از اینکه در حال دیدن یک تبلیغ هستیم آگاه شویم تا حق تصمیم‌گیری در مورد اینکه علاقمند به دنبال کردن آن هستیم یا نه را داشته باشیم. به عبارت ساده‌تر، عادلانه نیست که کالایی مخفیانه تبلیغ شود.

چنین قوانینی در بعضی کشورها هست و توی بعضی های دیگه تازه داره تصویب می شه (مثلا انگلستان) و طبق اون اگر کسی برای تولید یک محتوا یا گفتن چیزی پول گرفته، باید این مساله رو مشخص کنه. منطقی است در ایران هم چنین قوانینی باشه تا فضایی که مصرف کننده دائمی اش هستیم، شفاف تر و صادق تر باشه.

مرتبط:
اعترافات یک تاثیرگذار اینستاگرامی
داستان کوتاه انسان ناخودآگاه

قوانینی که کم داریم: قانون ممنوعیت استفاده از منابع بدون اطلاع صاحب منابع

ما توی ایران قوانین اضافی خیلی خیلی زیاد داریم و در بسیاری موارد اگر درست بررسی کنیم که «راه حل فلان چیز چیه» به جواب «کم کردن قوانین و کنترل دولتی» می‌رسیم. دولت خوب دولتی است که دستش رو از زندگی مردم و اقتصاد کوتاه می‌کنه به جز در مواردی که چیزی باید در اختیار همه قرار بگیره و اشکالی هم نداره که کل سیستمش از نظر مالی ضرر ده باشه، مثلا بهداشت عمومی، حمل و نقل، آموزش، غذا و مسکن.

اما این وسط قوانینی هست که جاشون واقعا خالیه. امروز و فردا دوتاشون رو می نویسم. برای امروز لازمه قانونی داشته باشیم که در حوزه ما برسه به اینکه:

هیچ برنامه‌ای اجازه ندارد بدون مجوز کاربر از منابع سیستم او استفاده کند.

البته قانون طول و دراز جرایم رایانه ای ما رو می شه به این چسبوند ولی جای یک قانون شفاف و درست و بدون طول و تفسیرهای اضافی خالیه. این مساله در دورانی که درگیر انواع بدافزار روی گوشی ها بودیم مهم بود و حالا که سایت ها می تونن با جاوااسکریپت انواع کارها رو کامپیوتر ما انجام بدن حتی مهمتره.

مثلا میلوکس تو وبلاگ اختاپوسش بررسی کرده که یک نفر هموطن عزیز کلی سایت با دامین ir. داره که اسکریپت کوین هایو رو یواشکی روی کامپیوتر کاربر اجرا می‌کنن یا کلی مورد مشابه داریم که یک اپ روی گوشی نصب می شه تا کار ایکس رو بکنه ولی در پشت صحنه کار ایگرگ رو هم بدون گفتن به کاربر انجام می ده (از ارسال سمس برای عضو کردن کاربر توی انواع سرویس ها تا استفاده از سی پی یو تا اطلاع دادن مکان و …). چنین چیزی بدون اطلاع کاربر باید ممنوع باشه چون کامپیوتر من متعلق به من است و اگر کسی مخفیانه چیزی رو روش اجرا کنه، در واقع داره از منابع من برای خودش استفاده می کنه. مثالش در دنیای فیزیکی شبیه این می شه که یکی بیاد به من بگه «با ماشین بیا پیشم که همدیگه رو ببینیم» و حینی که داریم گپ می زنیم از ماشین من بنزین برداره و بعد هم مدعی بشه «خودت اومده بودی تو پارکینگم» (:

مرتبط:
ماین کردن کریپتوکرنسی بدون اطلاع بازدیدکننده ها: مونرو و کوین هایو

حالا آی اس پی‌های آمریکا اجازه دارن اطلاعات کاربران رو به تبلیغات‌چی‌ها بفروشن

دیروز مجلس نمایندگان آمریکا رای عجیبی داد؛ البته رای عجیبی که همه منتظرش بودن و می‌دونستن رای می‌یاره. طبق این رای قوانین قبلی مرتبط با پرایوسی و خلوت کاربران سرویس دهنده های اینترنت لغو شد. این مساله هفته قبل در مجلس سنا رای آورده بود و حالا برای نهایی شدن تنها نیازمند امضای ترامپ است؛ و ترامپ امضا می کنه.

بذارین ماجرا رو دقیق‌تر بگم. پارسال کمیسیون ارتباطات فدرال یک قانون تصویب کرد که طبق اون اگر یک سرویس دهنده اینترنت می خواست اطلاعات اینترنت‌گردی کاربرانش رو به تبلیغات چی‌ها بفروشه، باید از کاربران اجازه می‌گرفت. تلاش‌ها برای خنثی کردن این قانون توسط اوباما وتو شد و این قانون باقی موند. اما حالا که کاخ سفید و کنگره هر دو در دست‌های جمهوری خواه‌ها هستن، طبق قوانین آمریکا این قانون ملغی اعلام شده. البته به شرطی که ترامپ هم امضاش کنه.

اگر ترامپ این مصوبه رو امضا کنه، آی آس پی‌های آمریکایی دیگه برای فروختن اطلاعات اینترنت گردی مشتری‌ها به تبلیغات‌چی‌ها، نیازمند مجوز گرفتن از کاربران نیستن. این مصوبه توی مجلس با ۲۰۵ رای مخالف و ۲۱۵ رای موافق تصویب شد. حتی بعضی از خود جمهوری خواه‌ها هم به این مصوبه رای منفی دادن. یکی از نماینده ها تو سخنرانیش گفت که «واقعا چی فکر می کنین که رای مثبت می دین؟ چی تو ذهن‌تونه؟ فقط یک دلیل خوب بیارین که کامکست باید مریضی مادر من رو بدونه. هفته پیش من تو اینرتنت لباس زیر خریدم، واقعا لازمه اطلاعات اینکه چه سایز و چه رنگی خریده ام رو آی اس پی بدونه و به بقیه بفروشه؟».

و البته اگر سواله باید بگم که چیزی مثل Incognito هم در این موارد موثر نیست و فقط رمزنگاری است که می تونه جلوی دیده شدن فعالیت های شمار و بگیره. اینکاگنیتو فقط باعث می شه براوزر کارهای شمار و به خاطر نسپرده و هیچ تاثیری روی آی اس پی عزیز که داره فعالیت های شما رو نگاه می کنه تا بعدا به تبلیغات چی ها بفروشه، نداره (:

تقریبا می شه گفت احمقانه ترین قانون که شاید فقط تصویب شده تا قدرت‌نمایی CRA و جمهوری خواه‌ها در مقابل FCC و دموکرات‌هایی باشه که حالا دارن فکر می کنن «حالا چی می شه!».