انتشار آلبوم موسیقی با ۱۹ آهنگ روی فلاپی


گروه Batch Totem آلبوم جدید خود به نام Trunkeret & Ikonisk که حاوی ۱۹ ترک موسیقی است را به شکل کاملا فشرده روی یک فلاپی ۳.۵ اینچی ۱.۴۴ مگابایتی منتشر کرده است.

مطمئن نیستم کسی وبلاگم را بخواند که تا به حال این فلاپی‌ها را ندیده باشد ولی خیلی تعجب می‌کنم اگر کسی به جز من این وبلاگ را بخواند که ویندوز ۹۵ را از روی فلاپی نصب کرده باشد (دقیقا سی عدد فلاپی).

اما چرا بعد از اینهمه سال، این گروه سراغ این ایده رفته‌اند؟ جدای از شهرت که حدس اولیه من است، فرد مرکزی گروه توضیح می‌دهد:

ایده اصلی این است که آلبومی را روی یک حامل عملا در حال انقراض که از نظر زیبایی شناختی بسیار با موسیقی هماهنگ است، منتشر کنیم. دیدگاه پروژه این است که از فشرده سازی بسیار قوی برای شکل دادن به موسیقی استفاده کنیم و نه از روش‌های محدود کننده‌ای که باعث کم شدن حجم آهنگ‌ها می‌شوند.

وی ادامه می‌دهد که این فشرده سازی بالا باعث شده در صورت تبدیل آهنگ‌ها از WAV به MP3، اصوات تغییر کنند و این یک جور کپی‌رایت رادیکال است. به عبارت دیگر در جاهایی از آهنگ «دامنه» و تعداد کم بیت استفاده شده، باعث شده بر اساس تئوری نیکوئست، ghost frequencies ایجاد شود. به همین دلیل گروه پیشنهاد می‌کند که برای گوش کردن به این آهنگ‌ها از کامپیوتری دارای subwoofer استفاده کنید.

امکان خرید آنلاین این آلبوم وجود دارد و یک ترک نمونه آن را هم می‌توانید از اینجا دریافت و گوش کنید (فقط ۴۲ کیلوبایت).

این پست را تقدیم می کنم به دوست عالی‌ و آودیوفیل‌ام hifi.ir یا همان صدا و سیستم‌های صوتی به این امید که اشکالات ترجمه یک متن تخصصی را یا ببخشد یا تذکر دهد که اصلاح‌شان کنم (:

لینک خبر

ماه عسل آزادی بیان در افغانستان و گریزی به شعر امروز

این بار در کابل آدم های بیشتری رو دیدم. البته تنوع خیلی زیاد نبود ولی خب نسبت به دفعه قبل، جمع متفاوتی بود. چیزی که این بار برام بسیار جذاب شد، آزادی بیان در افغانستان بود.

برخلاف کشور اسلامی ما، کشور اسلامی افغانستان فعلا محدودیت خیلی زیاد روی روزنامه ها و مجله ها، اینترنت، تلویزیون و کتاب نداره. مثل یک کشور آزاد، شما حق دارید هر چیزی رو روی کاغذ بنویسید، به چاپخونه بدید و بعدا پخش اش کنید. مثل یک کشور پیشرفته شما حق دارید یک سایت داشته باشید و در اون نظرات خودتون رو بنویسید. مثل یک کشور آزاد حق دارید به دولت اعتراض کنید و آزاد بمانید.

البته شکی نیست که با وجود تندروها، جان شما در خطر خواهد بود. در طولی که من اونجا بودم، یک خبرنگار (اجمل نقشبندی) و دو خانم که در تلویزیون کار می کردند کشه شدند. یک روز یکی از بهترین شرکت کننده ها سر کلاس نیامد چون فامیل اش که در «پولیس ملی» بود در درگیری با طالب کشته شده بود. اما… اما جایی که من آنجا اقامت داشتم، کتابی چاپ کرده بود به اسم «علیه فراموشی»، دوستی که دفعه قبل بهش درس اسپیپ داده بودم، سایتی زده بود به اسم «کابل پرس» که این روزها بیش از چهار هزار خواننده در روز دارد و در چهارماهی که من ایران بودم،‌ پنج تلویزیون جدید در کابل راه اندازی شده بود. در افغانستان اگر شما ۱۰ هزار دلار داشته باشید (یعنی اگر من ماشین ام را بفروشم و پس انداز خانواده را به آن اضافه کنم) می شود یک رادیوی جدید محلی شروع کنید!

مردم راحت صحبت می کنند. اینترنت کم است ولی آزاد است. کسی تصمیم نمی گیرد شما حق دارید چه چیزی بخوانید یا بگویید یا به چه کسی لینک بدهید. مثلا یک نفر به مناسبت مرگ یک خبرنگار «نامه ی عاشقانه به رییس جمهور» می نویسد… بخشی از نامه هست:

رییس محترم! میدانی که با وجود تدویر جلسات جهانی توکیو و لندن ، و علی رغم بی خوابی هایی کابینه ات در امر فقر زدایی، هنوز تازیانه “مفلسی” بالای سرم میچرخد، و از هیبت آن، دراین پنج سال موفق نشده ام تا ریش و سر و صورتم را اصلاح کنم، پس ایجاد اداره” نهی از منکر” را برای چه منظور فرمودید؟! آیا شراب مفتی که در تمامی کافی های کابل، پریچهره های چینی “آفر” میکنند، برای غیر قاضی های این سرزمین حرام هست؟! آیا منصفانه هست برای کشیدن”شیرینی” از کام دوایر دولت، دوباره فرق کابل کیبل بخورد؟! با این پولیس روحانی که قرار است به خیابان بیایید، سرنوشت کرونای بچه مقامات، و از همه مهم تر، جنباندن ریش قاضی چه خواهد شد؟ من خیلی میترسم، رییس صاحب جمهور! باور کنید خیلی میترسم، اگر خدای ناکرده روزی برسد که این پولیس تمام اختلاس گران، رشوه خواران، بودجه اندوزان، وغیره را به زندان بی اندازد، در آن صورت این کشور را کی اداره خواهد کرد؟ چه کسی پیدا خواهد شد تا کار وزارت و انجو و ریاست را سربه راه سازد؟! آیا شما گاهی به پایوازی دوستان تان خواهید رفت؟

من از آزادی بیان لذت می برم حتی اگر در افغانستان باشید و خطر مرگ همراهش. لااقل مرگ همراه آن قانون نیست. در دانشگاه یکبار در یک جلسه یک نفر در «تریبون آزاد» گفت که اگر از حجاب به تنگ آمده باشد باید چکار کند و علاوه بر تعطیلی جلسه و گروه تشکیل شده و کلی ادا و اصول، چندین نفر تا مرز اخراج از دانشگاه پیش رفتند. اما در افغانستان که هیچ زنی به راحتی نمی تواند بی حجاب از خانه بیرون بیاید، روح الامین امینی در شب شعر غزلی می خواند با مطلع:

وقتی که دستانش آرام درگیر یک روسری بود

تصویر زیبای باران، در زیر یک روسری بود

اگر علاقمند هستید، کل شعر را با صدای خود آقای امینی بشنوید این فایل را با فرمت آزادی OGG دریافت کنید

یا استادی می سراید:

مرا سنی نهادی نام و اورا

به نام شیعه از من دور کردی

به هم نزدیک گردیدیم روزی

که ما را زنده در یک گور کردی

این است که شعر به حرکت درمی آید و شعرهای افغانستان خواندنی می شود. برای پیشرفت شعر و ادبیات،‌ نام گذاری تولد شهریار به نام روز شعر کافی نیست. شهریار را دوست دارم چون بعضی شعرهایش دلچسب است ولی از یک طرف هم دوستش ندارم چون آزاده نیست. شعر این روزهای افغانستان آزاده است. شهریار هیچ وقت نمی تواند بسراید:

دیریست محتسب را با شیخ اتحاد است

یارب میان دزدان این اتحاد تا کی

آزادی بیان است که شعر را پیشرفت می دهد. همینطور کشور را و همینطور انسان را.

آهنگ رپ درباره ویستا

آهنگی درباره دو نفر نرد رو گوش کنید که منتظر اومدن ویستا هستند
فایل نیم مگ است و ۲۵ ثانیه نزدیکه سه مگ است و حدود دو و نیم دقیقه و بامزه.

نرد یا Nerd هم بنا به تعریف کسی است که با شور و اشتیاق مسایل روشنفکری یا رازآمیز – مثلا کتاب، بازی کامپیوتری،‌ نرم افزارهای جدید و … – را دنبال می کند و به همین دلیل از زندگی اجتماعی (مثل ورزش، دوستان و … ) جدا می شود.

کتاب Snow Crash

خواندن این کتاب را قبل از رفتن به سفر تمام کردم.

نویسنده: نیل استفنسون

سال: ۱۹۹۲

ژانر: سایبرپانک

زبان: انگلیسی

دسترسی: دزدی ! از ایمول گرفتم. اگر کسی خواست و پیدا نکرد براش ایمیل می کنم.

دلیل انتخاب: یک کتاب علمی تخیلی سایبرپانک. جزو آثار کلاسیک و اولین کتابی که به شکل موفقیت آمیز کلمه Avatar رو وارد سایبراسپیس کرد.

این کتاب یک کتاب پست مدرن است که بر خلاف اسلاف سایبرپانک، طنز و سیاست را هم قاطی کار کرده است. به گفته ویکیپدیا:

این کتاب مانند بسیاری از کتاب های پست مدرن، شیوه ای خاص و ساختاری آشوبی دارد که ممکن است تعقیب آن برای خوانندگان مشکل باشد. این کتاب حاوی ارجاعات بسیاری به جغرافی، سیاست، انسان شناسی، فلسفه، زبان شناسی، تاریخ و علوم کامپیوتر دارد که ممکن است باعث شود خوانندگان بعد از اتمام کتاب آن ها را پیگیری کنند.

ماجرای اصلی کتاب در آمریکای آینده اتفاق می افتد: جامعه ای در نهایت سرمایه داری که در آن همه چیز، حتی امنیت و جاده ها کاملا خصوصی شده اند (چیزی که در ایران نیز شروع شده است) و باندهای مافیایی کنترل کشور را در دست دارند. در کنار این دنیای دنیای دیگری هم وجود دارد: سایبراسپیس ! جایی به اسم Metaverse که آدم ها با زدن عینک مخصوص و با استفاده از کامپیوتر به آنجا وارد می شوند و در آنجا تجارت می کنند یا مشهور می شوند یا به باندهای مختلف می پیوندند. قهرمان اصلی داستان Hero است: یک هکر و استاد شمشیربازی در جهان واقعی و مجازی. دختری به اسم Y.T. نقش دوم را دارد: یک پیک اسکیت سوار که هر شب در رستوران سر راه لباس یکپارچه اسکیت سواری را در می آورد و مثل یک دختر خوب پیش مادرش می رود و از تفریحاتش در طول روز تعریف می کند.

کتاب سرشار است از دین های کهن (بخصوص سومری) و زبان شناسی و ماجرای برج بابل و تفاسیر مربوط به آن نقش بسیار مهمی در کتاب دارد. البته خوشبختانه برای خواندن کتاب احتیاج به هیچ دانش قبلی ندارید هرچند که شروع کتاب به انگلیسی برای خواننده فارسی زبان کمی پشتکار و جرات می خواهد. در اوایل کتاب به راحتی از هر پاراگراف ممکن است ده کلمه غیرقابل فهم باشند ولی در اواسط کار وقتی غرق داستان شدید ناگهان متوجه می شوید که پنجاه صفحه است که همراه Hero و دوستان مافیایی و با کمک اسلحه Reason مشغول پرسه زدن در دریاها و لا به لای قایق های مهاجرانی هستید که ماشین وار کنترل می شوند تا آمریکا را تسخیر کنند.

کتاب فوق العاده بود. من لذت بردم. پیشنهاد میکنم برای تمرین انگلیسی به جای کتاب های کلاسیک کتاب های مدرن بخوانید. خواندن مثلا بینوایان به فارسی هم برای من کشش کافی را ندارد چه برسد به انگلیسی. ولی موقع خواندن یک کتاب پر کشش مثل این (یا مثل کتاب بعدی: Hitch Hikers Guide to Galaxy) حتی شده مستقیما انگلیسی بخوانید می خوانید تا کتاب را ادامه دهید.

دختری با گوشواره های مروارید

نمی دونم دیشب فیلم سینما چهار رو دیدید یا نه. فیلم درباره داستان زندگی ورمیر نقاش هلندی و داستان خلق تابلوی دختری با کوشواره های مروارید بود. در جایی از فیلم یکی از دوستان نقاش که سابقا هم مدل نقاشی اون بوده تابلویی از خودش رو به دختر خدمتکار نشون می ده که اون رو وحشت زده می کنه و مردم هم از اینکه دختر خدمتکار در تابلوی بعدی ورمیر مدل خواهد بود ابراز انزجار می کنند. این تابلو در فیلم سانسور شده بود !

جنبه ابلهانه جریان اینجاست که کل داستان با نشون ندادن این تابلو گنگ و مبهم شده بود ! خوشبختانه لیلا هم درباره این جریان نوشته و هم تصویر تابلوی سانسور شده رو در وبلاگش گذاشته کار جالبیه و تابلوی جالبی که تازه داستان رو با معنی می کنه !

سایت کتاب «گروه زیرزمینی» در مورد هکرهای استرالیا

«فیلتر ابلهانه» قرار است سایت های ابلهانه فیلتر شده را بررسی کند و برای اولین بار رفته است سراغ سایت کتاب گروه زیرزمینی که همانطور که قبلا درباره اش نوشته ام کتابی است تحقیقی درباره فعالیت هکرهای سال های هشتاد و شش تا نود و چهار در استرالیا کتاب چون مربوط به هکرها است نه سکس دارد و نه چیز دیگر (البته هکرها استثنا هم دارند) ولی احتمالا سانسور چی عزیز از کلمه Underground می ترسیده. نکته مثبت این سایت این است که اجازه می دهد شما به شکل قانونی و رایگان متن کتاب را دریافت کنید و خودتان پرینت بگیرید و آن را بخوانید. این سایت در شرکت های داتک و چند شرکت دیگر فیلتر است. شاید بد نباشد در آخر سال جایزه ای هم برای فیلترهای احمقانه بدهیم. به شرطی که دوستان اضافه کنند در چه سرویس دهنده هایی هرکدام از این سایت ها فیلتر هستند تا آخر سال یک جایزه بدهیم به سرویس دهنده ای که بیشترین فیلتر احمقانه را دارد.

کتاب: کاربردهای وبلاگ

نام کتاب:‌ کاربردهای وبلاگ
ویرایشگران: الکس برونز – خوان یاکوب

اولین مجموعه مقاله درباره وبلاگنویسی که توسط متخصصان و وبلاگ نویسان در حوزه های گوناگون نوشته شده است. کاربردهای وبلاگ طیف گسترده ای از کاربردهای فعلی وبلاگ ها و افق آینده آن را بررسی می کند. هرچند که وبلاگ نویسی در حال حاضر یکی از حوزه های به سرعت در حال گسترش اینترنت است، کاربردهای اصلی وبلاگ ها چندان مورد توجه محققان قرار نگرفته است. با توجه به گستردگی شیوه های نوشتن در وبلاگ ها (از وبلاگ های خبری و روزنوشت های شخصی گرفته تا بلاگ های بازاریابی، آموزشی، چرک نویس نویسندگان، شرکتی و اقتصادی و …) به تصویر کشیدن گونه های مختلف وبلاگ در شرایط مختلف کار مشکلی است. این کتاب تلاش می کند این کار مشکل را انجام دهد.


از نوشته های پشت کتاب:
“این کتاب نگاهی وسیع ولی در عین حال عمیق به تاثیرات اجتماعی، سیاسی، تجاری و دانشگاهی ای است که وبلاگ ها در جامعه ما دارند. شدیدا توصیه می شود !” رابرت اسکوبل، بلاگر شرکت مایکروسافت

“ما وبلاگ می نویسیم پس ما بازیگران فردای خود هستیم. یاکوب و برونز نقشه ای جذاب و مفید برای شیوه، اخلاق و پتانسیل جذاب ترین مفهوم اینترنت ارائه کرده اند. بسیار توصیه می شود.” پت کین، مشاور، خواننده و فعال اجتماعی و نویسنده Play Ethic.

مقدمه کتاب به شکل پی دی اف را می توانید از اینجا دریافت کنید و در صورت توان و علاقمندی برای سفارش از آمازون به کاربرد وبلاگ ها در آمازون مراجعه کنید.