نتایج اولیه رو مدتی قبل در وبلاگ منتشر کردم و حالا دوست دیتا ساینتیستم جعفر خاکپور از یکطرف فایل ریز نتایج رو آماده کرده (به قول خودشون کلینزینگ و بقیه کارها) تا هر کس خواست بتونه خودش تحلیل های مورد نظرش رو انجام بده و از اونطرف چند نمودار اولیه ساخته و چند کورلیشن درآورده تا بعدا با هم بقیه رو آماده تر کنیم. مثلا نموداری مثل این:
یا مثلا این که مربوط به حقوق است.
میبینیم که بودن در یک شرکت دولتی حقوق دائمی و متوسط داره ولی مثلا استارتاپ ها با حقوق های کم شروع می کنن و توشون می شه به حقوق های زیاد رسید یا شرکت های تولید نرم افزار امن ترین جا برای گرفتن حداکثر حقوق ها هستن و منطقا یک نفر که خودش رو حرفه ای می دونه باید بین سه تا چهار میلیون حقوق بگیره.
دو تا نمودار رضایت هم جالب هستن. می تونین ببینن تجربه کاری در کجاها باعث رضایت شغلی بالاتر می شه و …
مشخصا این نمودارها می تونن به انواع مختلف گسترش پیدا کنن یا تحلیل های دیگه روشون بیاد و اصولا هم این ایده اولیه و پایه ای این گزارش های سالانه همین خواهد بود که نتایج روی هم انباشته و با همگان به اشتراک گذاشته بشن تا بتونیم تصمیم های صحیح تری بگیریم. به امید روزی که سندیکای برنامه نویس ها مسوولیت این ماجرا رو بر عهده داشته باشه.
در ادامه معرفی برنامه های اردیبهشت پر بار دنیای آزادمون، آخر این هفته یعنی همین فردا پس فردا هم کنفرانس پایتون یا همون پایکان برگزار می شه. چه پایتون ۲ کار می کنین و چه ۳ و چه علاقمند هستین که پایتون رو شروع کنین (با ۳!) پیشنهاد می کنم سری به سایت پایکان بزنین و تو کنفرانس هم شرکت کنین. فعلا ظاهرا امکان ثبت نام نیست و امیدوارم با تخمینی دقیق این امکان باز بشه یا حداقل یکی از بچه های کنفرانس بهمون بگه که وقتی امکان ثبت نام نیست، تبلیغ کردن من چه معنی ای داره (: در ضمن خودم متاسفانه نیستم چون خوشبختانه می رم اهواز.
امروز موقع ارسال اظهارنامه مالیات توی سایت مالیات بر ارزش افزوده یک نکته جالب به چشمم خورد. دوستان خیلی راحت و رسمی از کاربر میخواهند که از مرورگر قدیمی برای کار با سامانه استفاده کنه.
برنامههای پرداخت مالیات واقعا یکی از بدترین ها هستن، حتی بدتر از گلستان.
من هم مثل هر آدم دیگه یک بدن دارم. این بدن متعلق به من است. در عبارت درست تر حتی این بدن، خود من است. هر آدمی در واقع همون بدنش است؛ شامل مغزش و احساساتی که در اون بدن متولد می شن و می میرن. این بدن حق داره در مورد خودش تصمیم بگیره. این بدن حق داره بره بدنسازی. این بدن حق داره چاق باشه. این بدن حق داره لاغر باشه. این بدن حق داره سیگار بکشه و این بدن حق داره انتخاب کنه که چی بپوشه و دقیقا همین بدن حق داره تصمیم بگیره که می خواد به بدن دیگه ای زندگی ببخشه یا نه. بدن من است که تصمیم می گیره آیا لازمه توی بدن من یک موجود دیگه زندگی کنه یا ترجیح می ده تولید مثل نکنه. هر بدن حق داره آخرین حامل ژنی باشه که اونو ساخته یا اگر دوست داشت، ترکیب کننده این ژن باشه با ژن کسی که ازش خوشش می یاد.
همه ما چنین بدن هایی داریم و این بدن هامون وقتی به هم نزدیک هستن موفقتر به حیاتشون ادامه میدن. برای همین قبیلهها و روستاها و شهرها رو ساختیم تا بدنهامون (در واقع خودمون) کنار هم موفقتر به پیش بریم. اما وقتی به هم نزدیک هستیم لازمه توافقهایی رو هم در مورد اینکه چه کارهایی رو چطوری حق داریم انجام بدیم که حداقل صدمه رو به بقیه بزنیم، برای رسیدن به این توافق قراردادهای اجتماعی تنظیم میکنیم. ما برای به حداکثر رسوندن خوشحالیمون، میپذیریم که بر اساس توافق با همدیگه بر سر بدنهامون و محدودههاش، حداقل آسیب رو به هم بزنیم و حداکثر نفع رو ببریم. این چیزی است که حکومت و قانون رو شکل می ده که منطقا نباید چیزی خارج از توافق ما هم با همدیگه باشه.
مساله وقتی باعث بروز اینهمه جک در اینترنت می شه که یک سیستم احساس میکنه اجازه کامل کنترل دیگران رو داره. ما نه فقط یکی از معدود کشورهای جهان میشیم که حکومت توش حق مرگ و زندگی آدم ها رو برای خودش محفوظ می دونه که اتفاقا در کشتن شهروندانمون توسط حکومت بالاترین رتبهها رو هم میگیریم. در همین جا یکسری مون حقوق میگیرن تا نامحسوس مواظب باشن که بقیه اجازه نداشته باشن لباس مورد علاقهشون برای بدنشون رو انتخاب کنن و حق من برای انتخاب چیزی مثل وازکتومی محدود می شه چون یک گروه معتقدن من حتما باید بچه دار بشم و یک سازمان به اصطلاح فعال مدنی هم تبلیغ می کنه که یکسری دیگه که از نظرش مشکل جامعه هستن باید «عقیم سازی» بشن و حالا که نزدیک به تبلیغ هم شده، نظرش تبلیغ دولتی هم میشه. دقیقا ایده فاشیسم در دوران هیتلر: بازتولید اجباری آدم های «خوب» و حذف و عقیم کردن آدمهای «بد» بدون این درک که:
۱- آدم خوب و بد مربوط به شرایط جامعه است و نه ژنهای «دزدی» و «بی حجابی»
۲- اصولا ما جامعه رو تشکیل ندادیم که یک نفر بر اساس سلیقه اونو به جهتی ببره که دوست داره. جامعه متشکل از تک تک افراد است و قوانین و جهتگیری باید اولا منتج از نظر همگان باشه و ثانیا حقوق پایهای هیچ فردی رو نقض نکنه.
در اینجا دیگه واقعا فضا شبیه جک که نه، خود جک است و حداقل امیدوارم من و شما که نه در حکومت هستیم و نه سازمان های مبلغ عقیم سازی داریم و نه نظرمون به ممنوعیت پیشگری از بچه دار شدن یک گروه نزدیک است بتونیم چند لحظه یادمون نگه داریم که در دورانی زندگی کرده ایم که یک بخش از حکومت به یکسری جایزه می دادن که بچه دار بشن، انتخاب بچه دار نشدن رو ممنوع می کردن، یکسری رو عقیم می کردن و تمام تلاششون رو می کردن که یکسری جوری لباس بپوشن که اونها دوست دارن و در نهایت هم معتقد بودن کسانی که شبیه اونها نیستن یا کار عجیبی کردن رو بکشن تا معضلاتشون مساله حل بشه – و سال به سال هم معضلات عظیمتر و وحشتناکتر میشدن.
من و شما باید بدونیم که اتفاقات اجتماعی وابسته به آدم ها نیستن. اینجوری نیست که چند تا آدم خوب داریم و چند تا آدم بد که اگر خوب ها رو تکثیر کنیم و بدها رو اعدام کنیم یا عقیمشون کنیم، جامعه درست شده. جامعه یک ترکیب است و برآیندی از خیلی چیزهای دیگه. ایده «ژن خلافکار» دههها است که در جاهایی که علم حاکمه مورد خنده آدم ها است و البته بخشی از تاریخی هولناک. امیدوارم ما هم روزی به جای کشتن یا عقیم کردن کسانی که دوست نداریم و تلاش برای تکثیر کردن کسانی که دوست داریم، به این فکر بیافتیم که چرا یک نفر باید از حق مسکن و غذا و بهداشت محروم باشه و ما راه حل بدیم که «پس عقیمش کنیم» و چرا یک پسر ۱۷ ساله که همه چیزش رو ما ساختهایم، باید در جامعه مون به یک بچه تجاوز کنه و … تاسف آوره.
آپدیت: متاسفانه در جایی هستیم که بحث آزاد می تونه دردسرهای بزرگی داشته باشه و به همین خاطر کامنت ها رو حذف کردم. یادتون باشه اگر کسی طرفدار سانسور است و فکر می کنه بحث آزاد به ضرر عقیده اش تموم می شه و تهدید به انواع چیزها برای حذف نظرات دیگران می کنه یعنی دقیقا اون آدم می دونه که نظرش در بحث آزاد بازنده است (:
در اولین شماره از رادیوگیک در سال ۹۵، در پشتی رو برای ورود به سال جدید انتخاب می کنیم. از هکرها می گیم و دلایلی که مردم باید از دست دولت هاشون در امان باشن. در این شماره آخرین سنگر ما در مقابل کامپیوترها فروریخته!
Host Chris Anderson interviews Linus Torvalds at TED2016 – Dream, February 15-19, 2016, Vancouver Convention Center, Vancouver, Canada. Photo: Bret Hartman / TED
توروالدز و دعواش در مورد آزاد بودن یا نبودن و دلایل نرم افزار آزاد اعلام کردن لینوکس همیشه مورد بحث بوده [کمی توضیحات خودم]. حالا توی یک گفتگوی تد،توروالدز بحث رو بیشتر باز کرده. حالا در بیست و پنج سالگی لینوکس، اون می گه «من لینوکس رو شروع نکردم که یک پروژه جمعی بشه. من فقط برای خودم شروعش کردم. در نهایت برای من لذت بردن از برنامه نویسی مهم بود و لینوکس رو عمومی کردم بدون اینکه واقعا بخوام از فواید بازمتن بودن استفاده کنم. من فقط میخواستم نظرات مردم در مورد کارم برو ببینم و بشنوم». توروالدز این سال ها هم حاضر نشده لایسنس های آزادتر (از نظر فلسفی) رو بپذیره و روی همون جی پی ال ۲ مونده. اون توی همین مصاحبه می گه «آدم های دیگه رو چندان دوست ندارم اما آدم هایی که روی پروژه ام کار می کنن رو دوست دارم» و البته اضافه هم می کنه که «چیزی که در مورد باز متن دوست دارم اینه که اجازه می ده آدم ها با هم روی یک کد کار کنن؛ حتی وقتی که همدیگه رو دوست ندارم. و گاهی ما واقعا از همدیگه خوشمون نمی یاد».
وقتی از استارتاپ حرف میزنیم نباید فقط به دلیوری فکر کنیم! مثلا تفکر بچه های دیپ گرام که بخشی از وای کامبینیتور هستن این بود که اینترنت داره از یک دنیای متنی به یک دنیای صوتی تصویری تغییر شکل می ده و گوگل، بینگ و بقیه هنوز براش آماده نیستن.. اونها یک موتور جستجو درست کردن که به سرعت می تونه توی فایل های صوتی و تصویری رو نگاه کنه و الگوی کلمات رو بشناسه و صحبت های داخل صداها رو تشخیص بده. اینکار علاوه بر اینکه برای زیرنویس کردن قابل استفاده است، یک سرچ اینجینی روی نقل قول های شفاهی هم درست می کنه. سیستم بایک سیستم یادگیری عمیق (دیپ لرنینگ) کار می کنه [ کمی توضیحات خودم ]. این سیستم در حال حاضر رایگانه و اجازه می ده تا ۴۰ ساعت صدا و تصویر توش آپلود و ایندکس کنین و اگر از من می شنوین چیزی است که تو ایران کاملا بی معنی شده: دانش بنیان… البته کلیت این واژه بی معنیه چون هر چیزی مبتنی بر دانش است و در جهان هم به جای ساختن این اصطلاح ها، فضایی درست می کنن که این شرکت ها بتونن رشد کنن. تعجب نکنین اگر تو همین رادیو گیک گفتیم دیپ گرام فلان میلیون دلار توسط گوگل یا مایکروسافت یا فیسبوک خریداری شده.
هک لینوکس مینت و سرقت ۷۱هزار اکانت و کارگذاشتن بدافزار در ایزو
چی شد؟ همه خبر رو گفتم دیگه عملا (: لینوکس مینت یک توزیع بسیار محبوب لینوکس است. خبر می گه به خاطر اشتباه مدیر سیستم سروری که سایت لینوکس مینت روی اون قرار داره، هکرها تونستن داخلش بشن و مستقل از سرقت اطلاعات کاربران فروم، یک کار خیلی جالب بکنن: جابجا کردن فایل ایزوی لینوکس مینت با یک نسخه ایزو که یک درعقبی هم توش کار گذاشته شده! البته در عمل فقط لینک رو عوض کردن به ایزوی دستکاری شده ولی در نهایت فرق خاصی نمی کنه دیگه. نکته عجیب اینه ک هکر کل اطلاعات فروم رو به قیمت ۰.۱۹ سنت بیت کوین برای دانلود گذاشته یعنی از هر دانلود در این لحظه تقریبا ۸۵ گیرش می یاد. هکر به زد دی نت گفته که «من لنگ ۸۵ دلار بودم» و خب احتمالا در جای دیگه یک بات نت بزرگ با کلی کامپیوتر لینوکس مینت هم برای اجاره قرار داره. نکته اینه که چک کردن ام دی فایو بعد از دانلود می تونست کل این مشکل رو حل کنه.
علی هم برامون از مایکروسافت گفته که ظاهرا در هر شماره می گیم دیگه هر چیزی رو هم اوپن سورس کنه خبرش رو نمی گیم چون هر شماره همینه ولی هر شماره یک آسی رو اوپن سورس می کنه که ….
جادی جان باتوجه به اینکه من یه برنامهنویس داتنِتی هستم ( با گذشته PHP و Python و … ) یسری اخبار درباره مایکروسافت بود که به نظرم شاید بد نباشه یه نیم نگاهی بهش داشته باشی.
همونطوری که میدونی یا شاید شنیدی؛ مایکروسافت سال پیش Net framework رو بصورت اوپن سورس روی Github قرار داد، پروژهای که الان Contrubuterهای مختلفی خارج از مایکروسافت داره و به خوبی روی لینوکس، مک و ویندوز اجرا میشه و از همه مهمتر اینکه Net framework رو با لایسنس M.I.T منتشر کرد …
Visual Studio Code رو بصورت رایگان و متنباز و چند سکویی ارائه داد که خیلی خصوصیات خوب VIM، Sublime، ATOM , … داره.
توزیع لینوکس خودش رو برای سوییچ یا روتر ها تهیه کرد
جدیداً هم اعلام کرده که SQL Server برای لینوکس در حال تولید داره و تا میانههای 2017 ارائه میشه.
نمیدونم خبر داری یا نه؟ اما حدوداً 20 روز پیش خبر رسمی خرید شرکت Xamarin توسط مایکروسافت تایید شد. شاید بهترین خبر برای جامعه داتنت کارها و بقیه برنامهنویسها باشه، زامارین ابزار قوی برای توسعه چند سکویی برنامههای موبایل بصورت Native که نمونه مشابه نداره .
مشکل بزرگ زامارین این بود که خیلی گرون بود! با توجه به کارهای اخیر مایکروسافت احتمال خیلی زیاد بعید نیست که زامارین رو بصورت رایگان روی Visual Studio Community ( ویژوال استودیو رایگان مایکروسافت که در حد نسخه Professional هست ) ارائه بده که شاید بتونه بازار ضعیف برنامههای ویندوز فون رو پر کنه …
به حدی خرید زامارین برای مایکروسافت مهم بود که پروژه Astoria که پل اجرای برنامههای اندروید روی ویندوز 10 بود رو کنسل کرد.
زنده باد دات نت، زنده باد سی شارپ، زنده باد متن باز
در حوزه اندروید اکسپلویت استارگیت نشون داده شده؛ یعنی در واقع دوباره ظاهر شد و اینبار به هکرهای اجازه می ده با هدایت کردن کاربر به سمت یک صفحه آلوده تلفنش رو آلوده کنن. محقق های به اصطلاح اسراییلی نتایج کارشون رو کاملا به شکل پی دی اف منتشر کردن که اتفاقا اطلاعات بیشتر از حد معمولی هم می ده. اونها یک فیلم هم از شیوه کار منتشر کردن. استارگیت یک کتابخونه سی پلاس پلاس است که برای نمایش فایل های مالتی مدیا نوشته شده اما ظاهرا مشکلات زیادی داره. کافیه اول به قربانی بگین به سراغ صفحه ای بره که فایلی توش در حال پخشه. این فایل باعث کرش کردن مدیا سرور می شه. در مرحله دوم مدیا سرور بالا می یاد و دوباره صفحه رو لود می کنه و یک جاوااسکریپت به سرور خبر میده که دستگاه چیه و سرور هم یک فایل مدیای مخصوص اون رو تولید و تو صفحه لود می کنه که دوباره از استارگیت اطلاعات بیشتری می گیره و در کمتر از ده ثانیه تکرار مجددش باعث نصب بدافزار در گوشی هایی می شه که از اندروید ۲.۲ تا ۴ یا پنج یا ۵.۱ استفاده می کنن. اما این همه داستان نیست. اپل ها هم در امان نیستن و هکرهای پالو آلتو نوشن دادن که چطوری می تونن روی گوشی های اپل جیل برک نشده (و البته روی آی پدها) بدون اطلاع یا همکاری صاحبش بدافزار نصب کنن. این تکنیک که AceDeceiver نامگذاری شده با استفاده هوشمندانه از DRM (که همیشه به ضرر استفاده کننده اش است [کمی توضیح]) کلا مکانیزم امنیتی نصب نرم افزار آی او اس رو دور می زنه. تکنیک اصلی استفاده از FailPlay است که انتظار می ره مکانیزمی باشه برای جلوگیری از کپی کردن برنامه های خریداری شده از روی دستگاه به یک دستگاه دیگه ولی خب با یک حمله مرد میانی می شه دستگاه رو گول زد و برنامه ها رو جای دیگه کپی کرد یا حتی در نمونه اخیر برنامه رو روی گوشی منتقل کرد.
تنویر حسن ضحی یک محقق امنیتی بنگلادشی است که همین چهارشنبه غیب شد! ضحی روی موردی کار می کرد که توش هکرها ۸۱ میلیون دلار از بانک بنگلادش دزدیدن و به حساب های تقلبی توی فیلیپین منتقل کردن و غیب شدن. البته هدف اصلی ظاهرا سرقت یک میلیارد دلار بوده که به خاطر چند اشتباه تایپی تنها ۸۱ میلیون منتقل شده! ضحی می گه از چند هفته قبل بدافزارهایی روی کامپیوترهای بانک بنگلادش نصب شده بود و دلیل اصلی کشف نشدنش ضعف سواد مسوولین بانک مرکزی بنگلادش بوده. بعد از انتشار نوشته ها و صحبت های ضحی، مدیر بانک مرکزی و دو تا از معاونینش استعفا دادن و بعدش ضحی غیب شد و خانواده اش نگرانشن. نمی دونم چی در موردش گفت به جز اینکه کشورها باید روش هایی برای گزارش مشکلات و حمایت از گزارش کننده ها داشته باشن نه اینکه تنها تلاششون ساکت موندن همه در مقابل مشکلات باشه.
توی خبر قبل گفتم که دولت ها و شرکت ها باید هکرها رو تشویق به کارهای مثبت بکنن. گوگل یکی از این شرکت ها است که در برنامه های موسوم به باگ باونتی، از هکرهامی خواد که حفرههای امنتیی رو کشف کنن و اطلاع بدن و جوایز بزرگ بگیرن. باگ باونتی فعلی مربوط به هک ریموت کروم بوک است. اگر شما بتونین از طریق وب کروم بوک گوگل رو هک کنین این هک بعد از ریبوت دستگاه کار کنه، جایزه تون ۱۰۰ هزار دلار است. اگر علاقمند به دنیای هک هستین و فکر می کنین چیزی بلدین، این گوی و این میدون. البته باید بگم که پارسال جایزه ۵۰هزار دلار بوده و کسی نتونسته برنده اش بشه ولی به هرحال به تلاشش می ارزه چون حداقل میبینن که منطقا یک هکر باید چه چیزهایی بلد باشه.
در اعماق
و همچنین یادآوری می کنیم که از این شماره سایت دیجیتاتو یکی از تبلیغ دهنده های رادیوگیک است. سایتی که شعارش «زندگی با تکنولوژی» است و سعی اش معرفی تکنولوژی های جدید به آدم ها. دامینش رو که حتما بلدین digiato.com و خوشحالیم که از این طریق پیش قدم شده برای حمایت از رادیو گیک.
اطلاعیه سازمان ملی امنیت ترافیکی آمریکا: مواظب خودروهای هک شده باشین شاید این عنوان تا مدتی قبل ایده یک رمان علمی تخیلی بود اما حالا یک واقعیته. بولتن سازمان ملی امنیت ترافیکی آمریکا گفته که هرچند خیلی از هک ها منجر به مسائل امنیتی نخواهند شد اما مهمه که راننده ها و آدم ها به نشانه ها حساس باشن چون اگر یک هکر کنترل خودرویی در دست بگیره بسیار خطرناکه. بولتن می گه اینترنت چیزها داره کنترل خودروها رو در دست می گیره و تحقیقات زیادی مشکلات امنیتی ریموت توی خودروها رو نشون دادن از جمله ویدئویی که توش یک جیپ توسط هکر هک می شه یا مشکلات امنتیی جی ام و بی ام دبلیو که در هر دو مورد کمپانی ها به سرعت آپدیت دادن و مشکل دیده شده رو حل کردن. بولتن می گه مشکل امنیتی ممکنه هر جایی باشه، از سیستم بی سیم، بلوتوث، یو اس بی، وای فای یا حتی در یکی از اجزا که کمپانی های تردپارتی می سازن و این مشکلات می تونه به یک هکر امکان دسترسی به سیستم کنترل کننده خودرو و همچنین اطلاعات حرکت رو بده. همچنین یک خطر دیگه درست چیزی است که توی همین شماره در مورد لینوکس مینت گفتیم. هکرها ممکنه به سرورهای آپدیت خودروها دسترسی پیدا کنن و کد مخربی رو اونجا قرار بدن که ماشین روی خودش دانلود و نصب کنه. خوشبختانه قانونگذارهای آمریکایی اینقدر با شعور بودن که از نظر قانونی از اکتبر به بعد با تغییر قوانین مردم اجازه پیدا خواهند کرد نرم افزار خودروهاشون رو بررسی کنن و بدونن که توش چی می گذره تا از این طریق مشکلات بیشتری هم کشف و حل بشن.
دوستمون Emi یک لطیفه فرستاده که عملا خودش یک دراعماقه:
یه روز با ماشین زمانم ده سال جلوتر رفتم و از اولین آدمی ک دیدم پرسیدم
گوگل هنوز بهترین موتور جستجوی دنیاست؟
با صدای آروم لرزناکی بهم گفت : هیس! ممکنه صداتو بشنوه.
فن هویی اول به نظرش حرکت کامپیوتر عجیب می یاد. اما بعد فقط می گه «تا به حال چنین چیزی از یک آدم ندیده بودم. خیلی زیبا بود» و هی تکرار می کنه «زیبا، زیبا…». حرکت مورد بحث حرکت ۳۷م مسابقه دوم بین برنامه کامپیوتری آلفا گو است که در قسمت قبلی ازش شنیدیم و حریفش لی سدول که بهترین بازیکن گو در جهانه. لی سدول توی ۵ تا مسابقه ای که این هفته در طبقه چهارم یک هتل زیبا با کامیپوتر داد، ۴ بر ۱ بازنده شد. ظاهرا این حرکت اونقدر قشنگ و عجیب و غیر مرتبط (ظاهرا) با حرکت های قبل بوده که لی سدول مجبور شده ۱۵ دقیقه بهش فکر کن و آخرش هم بازی رو واگذار کنه. یادتون باشه در شماره قبل کمی در این مورد حرف زدیم [تکرار کوتاه و اینکه ده سال آینده قرار بود ماشین ها توی گو ما رو شکست بدن]. فن هویی به عنوان یکی از قهرمانان اروپا در دو سه هفته قبل یک مسابقه پنج دوره با آلفا گو انجام داد که توی هر پنج تا مسابقه شکست خورد – البته خوشبختانه ایشون بخشی از تیم مشاور آلفاگو هم هست و در نتیجه هر طرف که پیروز میشد، پیروز نهایی خود فن هویی بود. بازی اول این روند رو تقریبا ۶۰ میلیون چینی تماشا کردن و متعجب شدن که چطور یک کامپیوتر قهرمان جهان در بازی ۲۵۰۰ساله اوناه شکست می ده. گزارشگرها می گن احساس شکست و ناراحتی ای که به خیلی ازآدم ها دست داده طبیعی است و حتی الون ماسک و سم آلتمن هم اونو تجربه کردن. جایی که می بینیم از ماشین ها شکست می خوریم (توضیح خودم در مورد حافظه و خیلی جاهایی که عقبیم ولی نمی فهمیم). البته بخش جالب اینجاست که فن هویی خیلی هم نگران نیست. اون در طول پنج ماه گذشته بارها و بارها و بارها با ماشین بازی کرده و ازش شکست خورده ولی در بین انسان ها رتبه اش خیلی بهتر شده. در ابتدا اون رتبه ۶۳۳ جهان رو داشت اما حالا تقریبا ۳۰۰ است! ماشین ها هم می تونن باعث پیشرفت ما بشن و مشکل اصلی همونی است که هاوکینگیز بهش اشاره می کنه: سرمایه داری و شیوه استفاده از هوش مصنوعی.
و البته برای اینکه غمگین تموم نکنیم، از تظاهرات هامون می گیم تظاهرات درمقابل ساختمان کنسرسیوم ورلد واید وب علیه هالیوودی کردن وب از طریق اضافه کردن دی آر آم به اچ تی ام ال ۵.
ماجرا مثل همیشه از یکی از بهترین بنیادهای جهان یعنی fsf شروع شده. چند وقت پیش اخبار SOPA و PIPA خیلی روی بورس بود که عمل جمعی ساکنین وب جلوشون رو گرفت. حالا پیشنهاد جدید رسانه های عظیم و هالیوود اینه که به اچ تی ام ال پنج دی آر ام اضافه بشه. این در واقع تلاشی است برای اضافه کردن محدودیت به فرمت های آزاد وب و بستن دست آدم ها در استفاده از نرم افزارها یا اصولا در سطحی بالاتر کنترل کامپیوترشون. این پروپوزال که EME خونده می شه (Encrypted Media Extentions) صدمه ای است تقریبا غیرقابل جبران به آزادی وب. ممکنه ما که توی ایران نشستیم مفهوم «وب آزاد» اصولا برامون مسخره و خنده دار و دور ازدست باشه اما باید بدونیم مشکل چیه. مساله اینه که فعلا فرمت های وب برای همه قابل استفاده هستن و هر کسی با هر ابزاری به شیوه ای که دوست داره می تونه از وب استفاده کنه اما اضافه شدن دی آر ام به استانداردها درست مثل فلش و سیلورلایت که خوشبختانه هر دو در حال احتضارن ساکنین وب رو مجبور خواهد کرد فقط با یک برنامه خاص به اطلاعات دسترسی داشته باشن و عملا کامپیوترشون دیگه توی کنترل خودشون نباشه. این خیانتی است به ارزش های بنیادینی که وب روش بنا شده و در نهایت وب رو تبدیل می کنه به یک لوله کشی انحصاری که شرکت های بزرگ تعیین می کنن چه کسی می تونه چی رو در چه شرایطی روش مصرف کنه. برای من و شما هم لازمه اطلاعاتمون رو در مورد آزادی وب و بی طرفی شبکه بیشتر کنیم .. کسی چه می دونه، شاید یک روز ما هم از بحث سانسور توییتر و فیسبوک و مشکلات عمدی اچ تی تی پی اس های گوگل و بیت باکت و ریپوزیتوری هامون رسیدیم به بحث اینکه استانداردهای وب باید آزاد بمونن.
یه چیزی نگفته موند! دعوای اپل و اف بی آی [ خودم حرف بزنم بخصوص در مورد مفهوم در پشتی و ناامن شدن همه چیز باهاش + مرزهای جغرافیایی مبهم + جامعه آزاد ]
تبریک و تقبیح
تقبیحی داریم برای آپارت که فیلم منو و خاتمی رو حذف کرده.. [کمی توضیح و اینکه تقبیح آپارات نیست، تقبیح سانسورچی وقانونگذار است]. بی بی سی فارسی رو هم داریم در بخش تقبیح ها به خاطر یک مطلب خیلی ضعیف با عنوان «آیا تلفنهای هوشمند ما را شنود میکنند؟». مقاله یک ترجمه است از نوشته ای دیگه توی بی بی سی ولی این عنوان توی ایران منطقا باید شکل دیگه ای نوشته بشه و یک ترجمه صرف از خارج جوابگو نیست؛ در عین اینکه مقاله مثلا می گه عده ای یک برنامه نوشتن که با اجراش هر چی اطراف تلفن میگیم رو صفحه نمایش یک کامپیوتر دیده می شه، خب معلومه که می شه اینو نوشت. مثل اینه که بگیم «آیا تلفن من من را شنود می کند؟» و بعد یکی نشون بده که چطور اگر تلفن زنگ زد و جواب دادیمش… [ توضیحات خودم].
تبریک هم داریم برای پیتزا فروشی دومینو که یک پیتزای زنجیره ای بزرگ در جهانه که با کیوت ترین دستگاه ممکن قراره به شکل خودکار پیتزاها رو به خونه مردم بفرسته (و البته تسلیت به کسانی که شغلشون رو با اینکار از دست می دن.. توضیح در مورد هانی اکسپرس)
تبریکی هم داریم به خانم «نرگس ماوالوالا» که مسوولیت بزرگی در کشف امواج گرانشی که کلی در موردش خبر بود داشتیم… ایشون پاکستانی هستن، لزبین هستن، با پارتنرشون یک بچه دارن و توی یک خانواده زرتشتی به دنیا اومدن و حالا اسمشون کلی مشهوره چون نقشی بسیار مهم در کشف امواج گرانشی که یکی از بزرگترین کشفیات فیزیک اخیره داشتن. اینو یکی از دوستان با ایمیل ناشناس یادآوری کرد تا یادآور این باشه که پیش فرض های ذهنی مون رو دور بریزیم و بدونیم یک خانم لزبین زرتشتی زاده پاکستانی که با پارتنرش یک بچه هم داره، آدم مهمه دنیای فیزیک می تونه باشه و این کارها فقط مال بازیگرها نیست (:
نامه ها
از تماس شما و ابراز تمایل برای انتشار محتوای رادیوگیک روی شبکه ی توشه، سپاسگزاریم. ما از این هفته به طور ثابت و در بسته ی اَپ و تکنولوژیِ چهارشنبههای توشه، رادیوگیک هم میفرستیم و مخاطبانِ توشه محتوای سایت شما را دریافت خواهند کرد. توشه از ابتدای این هفته رسماً آغاز به کار کرد که خبر تصویری راه اندازی آن را میتوانید در ضمیمه ببینید.
خوشحال میشیم اگر رادیوگیک، مخاطبان خود را امکان جدید دریافت محتوا از طریق توشه هم باخبر کند.
آدرس ما در توییتر،تلگرام، فیسبوک و اینستاگرام:
– https://twitter.com/tooshehapp
– https://telegram.me/tooshehapp
– https://www.facebook.com/tooshehapp
– https://www.instagram.com/tooshehapp
موسیقی
موسیقی آخر به نام Mad World از Gary Jules
موسیقی های دیگه «شروین – خداحافظی»، «امیدحاجیلی، تردست» و «The Girl Without Hair».
قرار بود نتایج به طور کامل امروز منتشر بشه ولی یک مشکل پیش اومده: سر من بسیار شلوغه و از کارهام عقب هستن و از اونطرف دوستان در بعضی موارد توی فیلد توضیحات اطلاعاتی رو نوشتن که اطلاعات خصوصی شرکت ها حساب می شه و احتمالا انتشارش مشکلات حقوقی داشته باشه. برای بد قول نشدن من امروز خودم هم برای اولین بار بخش خلاصه نتایج که نمودارهای اتومامیک روی تک تک فیلدها است رو باز کردم و اکسپورت گرفتم و اینجا اتچ می کنم تا با هم نگاهش کنیم. مطمئنا یک مطلب ریزتر در مورد جزء جزء باید بنویسم و نتایج جزیی (خط به خط افراد پر شده بعد از حذف اطلاعات خصوصی شرکت ها) رو هم منتشر کنم که احتمالا می مونه سه چهار روز دیگه.
تا اینجا فایل پیوست رو بالا و پایین کنین که کلی اطلاعات است ولی خب به شکل خامی که خود گوگل اتوماتیک درست کرده. امیدوارم این فایل (و نتایج تکمیلی که چند روز آینده منتشر می کنم) باعث بشه شرایط کاری ما برای خودمون شناخته تر بشه و وضعیت زندگی و حقوقمون بهتر. با تشکر از همه دوستانی که در نظر سنجی شرکت کردن، پی دی اف درفت اولیه jadi.netبررسی وضعیت شغلی برنامه نویسان و مدیر سیستمهای ایران – Results_previwe رو از اینجا دانلود کنید. خیلی هم روش مانور ندین چون خیلی زود نتایج جزیی تر و سی اس ول کل اطلاعات رو منتشر می کنیم تا هر کس دوست داره بتونه روش کار کنه.
چند مطلب قبل گفتم که برای داشتن درک بهتر از بازار کاری که توش هستیم، یک پرسشنامه درست شده که توش بگیم چجوری زندگی می کنیم و چقدر حقوق می گیریم و چیکار می کنیم و چی دوست داریم و …. . تقریبا دو هفته است که این پرسشنامه در حال پر شدن است و تقریبا ۹۰۰ نفر اونو پر کردن. اگر شما هنوز پرش نکردین، شدیدا پیشنهاد می کنم نظرسنجی گسترده وضیعت شغلی برنامه نویسان و مدیران سیستم ایران رو پر کنین و مهمتر از پر کردن، جاهایی که دسترسی دارین به اشتراک بذارین تا آدم های متنوع تری پرش کنن و دید گسترده تری داشته باشیم که چکاره هستیم و منطقا چقدر باید حقوق بگیریم (: نتایج احتمالا در هفته اول ۱۳۹۵ منتشر می شه. برای شناختن شرایط و وضعیت کاری خودمون، توی نظر سنجی گسترده حقوق، شرایط کاری و زندگی برنامهنویسان ایران مشارکت کنین.
پانیدا این هفته از توی یه قفس دراومد و وسط دودها چیزی در مورد «جدایی» و «مرداب حقیقت» خوند؛ نزدیک به راک. به نظر من قشنگ هم بود. سندی هم بعد از اینکه اضافه می کنه که پانیدا تنها کسی است که کمی پیشرفت کرده، چیزی در این مضمون بهش می گه:
ما ایرانی ها ملودی های شرقی دوست داریم. حالا اگر ما موسیقی راک گوش بدیم و برگردیم تو خونه و شجریان بخونه دلمون آرامش پیدا می کنه و شاید اشک بریزیم. موسیقی شما ایرانی نیست و غربیه و برای جامعه ایرانی زیاد کار نخواهد کرد. ممکنه یکی دو آهنگ کار کنه ولی مثل حباب از بین می ره.
این بحث مستقیم خطاب به سندی نیست بلکه سندی مثالی است برای شکل استدلال اشتباه که خودم هم بارها درگیرش می شم. مطمئنا سندی منظور دقیقش اینه که «احتمال موفقیت این موسیقی در ایران پایین است» ولی خب جمله بندی «ما ایرانی ها ملودی شرقی دوست داریم. […] موسیقی شما ایرانی نیست و غربیه و برای جامعه ایرانی زیاد کار نخوهد کرد […] مثل حباب از بین می ره»؛ مستقل از اینکه اصولا سندی چقدر از جامعه امروز ایران درک داره، این سوالات رو به پیش می کشه:
آیا همه ایرانی ها یک جور هستن؟ ایرانی ای نداریم که از شجریان یا موسیقی شرقی خوشش نیاد؟
اگر همه هم موسیقی و ملودی شرقی بخوان ولی یک نفر بخواد راک پانیدا رو گوش بده، مشکلی هست؟ آیا همه باید مثل هم باشن؟
اگر «همه ملودی شرقی می خوان» منتج بشه به اینکه «ملودی غربی کار نمی کنه پس نباشه» که خب اصولا «همه ملودی شرقی می خوان» رو بی معنی می کنه. من نمی تونم کل مخالفانم رو خاموش کنم و بعد بگم «دیدین همه با من موافقن؟» (:
آیا من باید سعی کنم مثل همه باشم؟ ده تا مثل شجریان داریم و مطمئنا پانیدا نمی تونه رقابت زیادی باهاشون بکنه اما یک خواننده راک ممکنه تو گروه علاقمندان راک کلی هم مشهور بشه.
استدلال های بالا عملا در دو قسمت هستن:
استدلال اشتباه «جامعه ما فلان است پس…»
هر استدلال به شکل «جامعه ما فلان است پس فلان فرد باید …» اشتباهه. وضع وقتی بدتر می شه که کل قدرت از فلان حمایت کنه و هیچ کس نتونه نسبت به بهمان تبلغ مثبت کنه یا بسنجه که چند درصد مردم واقعا ایکس رو می خوان.
بهترش رو می شه اینجوری گفت که لازمه حساس باشیم اگر جایی دیدیم که بدون آمار و ارقام همه جامعه رو یکی می کنن و میگن همه جامعه ایکس رو می خوان – بخصوص اگر خودشون مدعی نمایندگی ایکس باشن. بایدحساس باشیم اگر جایی دیدیم سر چهارراه پلیس اخلاق با هر انحراف از ایکس مبارزه می کنه. اگر جایی دیدیم کل سیستم آموزش و پرورش در دفاع از ایکس بنا شده. اگر دیدین هیچ رسانه ای در مخالفت با ایکس آزاد نیست. اگر به شما گفتن هر انحراف از ایکس مجازات های وحشتناک و عیجب غریب داره و غیره و غیره و از همه مهمتر تا وقتی هیچ کس حق نداره بسنجه که اصولا مردم ایکس رو می خوان یا نه. در این شکل احتمالا ایکس خودش می دونه که ایگرگ در بحث آزاد برنده است (:
نمی شه من ادعای مبهمی بکنم که همه طرفدار من هستن و بعد به هیچ مخالفی اجازه حرف زدن ندم. سندی اینکار رو نکرده ولی در جامعه خیلی زیاد می بینیمش. اگر قراره از عرف حرف بزنیم باید مردم آزاد باشن که چیزی که می خوان رو انتخاب کنن و بعد عرف رو مشاهده کنیم نه اینجا بسازیم. عرف یک چیز دستوری نیست بلکه با مشاهده نمونه ها عرف رو تشخیص می دیم.
نمی شه گفت هیچ کس حق نداره آیفون استفاده کنه و هر کس اسم از آیفون بیاره می ره زندان، بعد توی رسانه اندرویدی و انحصاری خودم مدعی بشم که «توجه کنید که هر جامعه ای در جهان مختصاتی داره و جامعه ما یک جامعه اندرویدی است و در این جامعه که مردمش همه اندروید دارن، استفاده از آیفون بخشی از عرف پذیرفته مردم نیست و طبیعتا مخالفت با عرف، تبعاتی رو برای فرد منحرف داره.»
استدلال اشتباه «مثل همه باش»
و آیا حتی اگر «اکثریت ایکس رو دوست دارن» من برای موفقیت تجاری باید برم سراغ «ایکس»؟ اگر هم فرض کنیم سندی از جامعه ایران نظرسنجی کرده یا بررسی انجام داده و دیده در سال ۱۳۹۵ هنوزم اکثریت قریب به اتفاق دنبال ملودی های شرقی هستن، آیا پانیدا برای موفقیت باید شرقی بخونه؟ این بستگی داره هر کس بخواد کجا بایسته و چکار کنه. توی همین مسابقات چند نفر شرقی یا پاپ های مرسوم رو می خونن؟ چقدر ممکنه مردم شجریان، چاوشی، یگانه، … رو ول کنن و پانیدا گوش بدن؟ به جاش اگر پانیدا سبک خیلی خاصی از راک رو بخونه احتمالا تک تک طرفدارهای اون شاخه از راک پانیدا رو خواهند شناخت و گوش خواهند کرد و کنسرت خواهند رفت (حالا به فرض کشور آزاد). متوسط و مرسوم و مثل همه بودن هیچ وقت برای کسانی که می خوان موفقیت جدی کسب کنن توصیه نمیشه. مطمئنا نکته بسیار کوچکتری نسبت به نکته قبلی است ولی خوب بود گفته بشه.
نکته جایزه: هیچ اسکاتلندی واقعی…
حالا که ا اینجا با ما هستین به این مکالمه هم گوش بدین:
توی یک بار یک اسکاتلندی خبری در مورد یک انگلستانی می خونه که سه تا بچه رو کشته. این مرد به بغل دستی اش می گه:
– مردم انگلیس خیلی عجیبن… یک اسکاتلندی هیچ وقت چنین کاری نمی کنه!
فرد بغل دستی بهش جواب می ده:
– واقعا؟ همین پارسال نبود که تو اخبار بود که یک اسکاتلندی سه تا بچه رو کشته بود؟
– بله بله.. منظورم اینه که «یک اسکاتلندی واقعی» هیچ وقت چنین کاری نمی کنه.
این سبکی از مغالطه منطقی است که بهش می گن هیچ اسکاتلندی واقعی. وقتی فقط ایکس حق داره تبلیغ کنه و ایگرگ همیشه حذف و زندان می شه و من می گم «همه جامعه ایکس رو می خواد»، معمولا صدایی هم اگر از ایگرگ ها به گوش برسه سریع می گم «همه اعضای اصیل، شریف، بینا، پاک، … جامعه این رو می خوان» و عملا با مبهم کردن گروهم، هر مخالفی رو کلا از گروه بیرون می ذارم.