دوره رایگان مهندسی استارتاپ دانشگاه استنفورد

startupeng

انتقادات زیادی به شکل فعلی استارتاپ در ایران و مفهوم و کارکردها و خروجی‌هاش هست. می‌شه پرسید کیا تا حالا موفق بودن و از کجا اومدن، می شه پرسید نیازمندی‌های زیرساختی حضور استارتاپ‌ها چیه و آیا اونها رو داریم و می شه سراغ این جنبه رفت که اصولا مفهوم استارتاپ حاصل کدوم مرحله از بلوغ صنعت نرم‌افزار است و آیا ما مراحل قبلی رو طی کرده‌ایم که بتونیم تمرکز رو روی استارتاپ‌ها بذاریم یا نه. اما خب امسال سال بودجه‌های میلیاردی برای شرکت‌های دانش‌بنیان و استارتاپ است و مطمئنا بیشتر از سال‌های قبل در اطرافمون استارتاپ خواهیم دید. بد هم نیست چون به هرحال چیزیه که جاش خالیه و اگر اینجا دوست داره سریع رشد کنه،‌ بهتر از اینه که اینجا هم سریع رشد نکنه (:

حالا تو این شرایط یک چیز خوب داریم: دوره رایگان کورسرا از دانشگاه استنفورد در مورد مهندسی استارتاپ. اگر اهل استارتاپ و اینها باشین یا دوست داشته باشین شرکت خودتون رو پایه بذارین، این دروس بدون شک هیجان انگیزن:

  • مقدمه
  • ابزارها: ویرچوال ماشین‌ها، IAAS/PAAS، خط فرمان یونیکسی،‌ ادیتورها،‌ DCVS
  • فرانت اند: اچ تی ام ال، سی اس اس، جاوااسکریپت، وایرفریم، تحقیق بازار
  • بک اند: SSJS، دیتابیس‌ها، فریم‌ورک‌ها، دیتا پایپ‌لاین‌ها
  • ای پی آی‌ها: تمپلیت کلاینت ساید، اچ تی تی پی، SOA/REST/JSON، API as BizDev

و البته بخش مهمی که حداقل برای من دوره رو بسیار جذاب کرده:

  • تاسیس شرکت: شروع، ساخت و جمع‌آوری سرمایه
  • رشد دادن شرکت: پیش بردن، حسابداری و …

منطقا برای شرکت لازمه علاوه بر انگلیسی و نظم و جدیت، کمی در مورد برنامه نویسی و پایه‌های HTML و CSS‌ و جاوااسکریپت بدونین و صفحه مهندسی استارتاپ دانشگاه استنفورد در کورسرا چند کتاب پیشنهادی هم معرفی کرده و البته باید بتونین توی وب سرویس‌های آمازون هم یک اکانت مجانی باز کنین.

اگر اهل کتاب‌های فنی هستین بدونین که پکت‌پاب هر روز یک کتاب رایگان عرضه می کنه

کتاب های فنی رایگان پکت پابمحمد برامون نوشته که

من یکی دو روز پیش متوجه شدم که PacktPub – که یه ناشر انگلیسی هست و صد البته مطمئنم که می شناسیش چون اکثر کتاب هاش در زمینه نرم افزارهای اپن سورس هست – از چند روز پیش تا ۱۶-۱۷ روز دیگه اقدام به عرضه رایگان کتاب هاش می کنه. به این شکل که هر روز یک کتاب. فقط کافیه یک اکانت ایجاد کنی.

هر چند که این کتاب ها فنی هستند و ممکنه استفاده همگانی نداشته باشه به نظرم اومد که چون بلاگ پر بازدیدی داری و اکثر بازدید کنندگان بلاگت گیک های کامپیوتری هستن، بد نیست پیشنهاد گذاشتن یک پست رو بهت بدم.

البته این به اینجا ختم نمیشه و کلا آدم های باحالی هستن و جالب اینجاست به DRM اعتقادی ندارن، برای روز جهانی ضد DRM هم کتابهاشون رو با تخفیف عرضه می کردن.

اگر به نظرتون خوبه، به پکت‌پاب برین و اکانتتون رو ایجاد کنین.

لینک‌های شاد آخرین دوشنبه اردیبهشت ۹۴

ساندویچ کتاب

  • بابــون وب سایت مخصوص توسعه دهنده گان وب و برنامه نویسان است که محلی برای به اشتراک گذاری ایده های جدید طراحی وب سایت، الهام گرفتن، مقالات جدید، آموزش ها و مثال های عالی است. اولین کسانی باشید که پست های جدید را مشاهده می کنید، دکمه ی زیر را بفشارید و با من در تماس باشید. مطمئن هستم اگر وارد بابون بشین، چیزهایی می بینین که قبلا حتی از وجود بعضی هاش اطلاع هم نداشتین
  • «دو میلیون مانع بین من و توست، پس با من از بادمجان بگو»، «پایان پیش از پایان» و «نقاشی که بومش دیوارهای خیابان است» عناوینی نیستن که توی وبلاگستان گجت زه این روزها بشه از کنارشون به آسونی گذشت. سایت نیم سایه جای خوبیه برای پناه بردن به مطالبی خوب از دست این اینترنت فارسی پر شده از مطالب زرد فقط به دنبال خواننده و تبلیغ. من که مشترک فید نیم سایه هم شدم.

ماه خلوتی بود و اگر شما هم دوست دارین وبلاگ، کار، ایده یا پروژه تون توی آخرین دوشنبه ماه بعد در جادی.نت معرفی بشه، کافیه یک ایمیل به jadijadi روی جیمیل بزنین. خوش باشین و خوش بگذرونین.

جشن اختتامیه مسابقات برنامه نویسی بیان

دوستان بیان لطف داشتن و برام دعوتنامه شرکت در اختتامیه مسابقه برنامه نویسی شون رو فرستادن. من به خاطر برنامه های شخصی نمی تونم شرکت کنم ولی پیشنهاد می کنم به ایونت این برنامه نگاهی بندازین چون شاید شما بخواین شرکت کنین. همین شنبه است، موسیقی داره و در برج میلاد و با این تفاصیل مشخصه که نیاز به ثبت نام.

حواستون به جمعه همین هفته هست دیگه؟ کنفرانس پایتون!

من بسیار خوشحالم که تقریبا شش ماه قبل کشف کردم که مدیر خوبی نیستم و از کارم استعفا دادم و برگشتم سراغ دنیای برنامه نویسی. الان هم از این جریان بسیار خوشحالم و زندگی راحتتر، شادتر و خلاقتری دارم. در این دوره زبان اصلی ای که دارم استفاده می کنم پایتون است. پایتونی که دو روز دیگه کنفرانس ایران اون برگزار خواهد شد. به این سایت برین تا در این هفته عالی که انتشار اوبونتو رو داشتیم و بعدش انتشار دبیان رو، فرصت یاد گرفتن چیزهای جدید و دیدن دوست های خوب رو داشته باشین. راستش من نمی دونم می یام یا نه چون او روز برام روز خیلی شلوغی است ولی اگر علاقمند به دنیای برنامه نویسی هستین، کنفرانس پایتون ایران فرصت خیلی خوبیه که به همت دوستانی عالی فراهم شده. (**در این مطلب اول به اشتباه نوشته بودم کنفرانس پنجشنبه است! تاریخ جمعه صحیحه!)

لینک های شاد آخرین دوشنبه فروردین ۹۴

anotherworld

دو تا شرکت عالی

همایشهای پیش رو

  • به زودی شاهد همایش پی اچ پی خواهیم بود. نمی دونم هنوز پر شده یا نه ولی اگر اهل پی اچ پی هستین یا مثل من علاقمند به دیدن دوستان، پیشنهاد می کنم سری به سایت همایش پی اچ پی ایران بزنین و ببینین وضعیتش چطوریه، بخصوص اگر کار جالبی با پی اچ پی کردین حتما به شکل مقاله سابمیت کنین چون بسیار ارزشمنده. راستی در این همایش منم حرف می زنم! البته نه دقیقا در مورد پی اچ پی!
  • و البته پایتونی ها هم پرچم رو بالا نگه داشتن و کنفرانس پایتون ایران هم به زودی اجرا می شه و بازم خوبه توش شرکت کنین تا هم از دیدن دوستان لذت ببرین و هم گپ های خوب بزنین و هم سخنرانی ها رو بشنوین. معمولا نمی شه اینجوری یک روزه کلی چیز یاد گرفت و بهتره از این تیپ فرصت ها استفاده کنیم: لینک ثبت نام

آگهی کار

  • مجله اینترنتی پاریسنا دنبال آدم هایی می گرده که بتونن توی حوزه های مختلف وبلاگنویسی کنن و تجربه اینکار رو داشته باشن از اینجا شرایط استخدام و ایمیل تماس رو ببینین

معرفی دو فیلم در خلاف جهت زمان که احتمالا یکیش رو دیدین

نوروز است و روزها و ساعت هایی که خیلی ها خیره می شن به ساعت تا ببینن زمان چطوری پیش می ره و دقیقا کی به لحظه تحویل سال می رسه. اما زمان همیشه هم رو به جلو نمی‌ره، فیلم‌هایی زیادی داریم که توشون زمان یکهو به جایی دیگه – مثلا وسط سرخپوست ها یا سال ۲۰۵۰ – پرتاب می شه و بعدش طبیعی به پیش می تازه و فیلم‌های کمتری هم داریم که توشون زمان عقب عقب حرکت می کنه. من این هفته دو تا از این فیلم‌های معکوس رو دیدم.

معلومه که برعکس نشون دادن یک فیلم چیزی شبیه به افکت‌های چارلی چاپلینی درست می کنه و اجازه هم نمی ده ما درست روایت رو متوجه بشیم. تکنیک هر دو فیلم برای فرار از این موضوع پریدن های ده دقیقه ای به عقب بود. یعنی اول پنج دقیقه آخر ماجرا نشون داده می شدن و بعد زمان ده دقیقه عقب می رفت و پنج دقیقه قبل از تیکه آخر رو می دیدیم و به همین شکل عقب عقب می رفتیم تا برسیم به ابتدای ماجرا.

یکی از فیلم‌ها بسیار مشهور بود و یکی از فیلم‌ها – تا جایی که من می دونم مهجور – و تقریبا مثل همه داستان های دراماتیک، اونی که مهجورتر بود، دیدنی تر بود اما بسیار سنگین تر.

Memento

فیلم اول ممنتو بود که من تعریفش رو زمان دانشگاه شنیده بودم. اگر ندیدینش شدیدا توصیه می شه. داستان مردی که از یک قتل شروع می کنه و در روند فیلم خیلی زود متوجه می شین که مشکل جدی حافظه نزدیک داره و با اینکه گذشته و اتفاقاتی که منجر به از دست دادن حافظه اش شده رو به خوبی به یاد می یاره، در هر زمان حافظه ای بیشتر از چند دقیقه نداره و در نتیجه وسط دویدن در خیابون یکهو با خودش فکر می کنه چرا دارم می دوم و با دیدن یک مرد که اونهم در حال دویدن است می فهمه که در حال تعقیب و گریز هستن. قهرمان داستان (لئونارد) برای رسیدن به هدفش از همه اتفاقات مهم عکس های پولاروید می گیره و زیرشون برای خودش یادداشت می ذاره و مهمترین اتفاقات رو هم روی بدنش خالکوبی می کنه.

فیلم ممنتو حتما توصیه می شه ولی حتما در زمانی که دقت کافی دارین و می دونین دنیا چطوری داره عقب عقب حرکت می کنه.

Irreversible (غیرقابل برگشت/تغییر)

irreversible

این فیلم فرانسوی ۲۰۰۲ اصلا شوخی بردار نیست. دیدن صحنه های جدی تجاوز و خشونت بیش از حد مورد علاقه من نیست و اصولا نمی دونم چرا این فیلم رو دیدم و چرا به دیدنش ادامه دادم. این فیلم سبک چیزهایی است که من در چند دقیقه اول می فهمم مال من نیست و کنارش می ذارم ولی در این روایت خاص چون زمان معکوس بود احتمالا هیچ وقت حس نکردم پنج دقیقه از فیلم گذشته و من دوستش ندارم تا قطعش کنم. فیلم روایت یک شب عجیب در پاریس است ک منجر به قتل مردی در شرایطی بسیار عجیب شده و شما پنج دقیقه پنج دقیقه در ماجرا عقب می رین تا به دلیل پایه ای این قتل برسین. اسم فیلم اون رو به فضایی فلسفی می بره (شایدم فرانسوی بودنش) و شما می بینین که اتفاقات بسیار عجیبی که شاهدش هستین ظاهرا نتایج منطقی چیزهایی بودن که اتفاق می افتادن و واقعا ماجرا غیرقابل برگشت بوده. فیلم فرانسوی است و منی که فرانسه بلد نیستم لازمه برای فهمیدنش به زیرنویس ها نگاه کنم که نتیجه اش اینه که باید صحنه های طولانی از تجاوز و کارهای خشن و غیرعادی رو شاهد باشم و بدیش هم اینه که حتی در صحنه های اغواگری که به شکل کلاسیک می تونن به شما بگن که «منو ببین من جذابم»، شما قبلا دیدین که در آینده این آدم جذاب قراره به شکلی فجیع بمیره و این هم لایه جدیدی از فیلم درست می کنه.

در فیلم غیرقابل برگشت یا غیرقابل تغییر، شخصیت ها عالی هستن، بازی ها بسیار خوبه و کاملا احساس می کنین این آدم ها با هم رابطه ای واقعی دارن. من از این فیلم خیلی خوشم اومد ولی باید دقت کنین که حاوی مقادیر زیادی صحنه های خشونت و سکس است و توی زاویه بندی دوربین هم تعارف های مرسوم رو نداره و حتی برهنگی بخش جلوی بدن مردان رو هم به شکل کامل داره – چیزی که خیلی فیلم ها از زیرش در می رن.


متاسفانه سانسور موجود باعث شده اخطار «بالای هجده سال» تبدیل به یک تبلیغ بشه ولی واقعیت اینه که اگر زیر سن قانونی هستین، این فیلم هنوز مال شما نیست. و بله! من اصولا فیلم بین نیستم ولی مقدار زیادی فیلم رو هاردم هست که می خوام بذارن پخش بشن و اونهایی که فکر کنم ارزش معرفی دارن رو به همین شکل غیرحرفه ای معرفی خواهم کرد.

بازی وبلاگی سال نو: هفت سینی از اسم کتاب‌ها


(منبع عکس)

احسان در وبلاگش دعوت جالبی کرده: نام بردن از کتاب‌هایی که دوستشون داریم و با سین شروع می شن. کار سختی است ولی خب محدود شدن به «سین» باعث می شه این پست با پست پنج کتاب تاثیر گذار تفاوت داشته باشه!

در حال و هوای من، چهار کتابی که می تونم با «سین» پیشنهادشون کنم (حالا شما بگیرین با صدای س) اینها هستن:

  • سرگذشت یک انقلابی اتفاقی؛ فقط برای تفریح (لینوس توروالدز) این کتاب که من اسم دومش رو اول آوردم، به شما می گه که سیستم عامل لینوکس چطوری ساخته شده! اینقدر جذاب بود که شخصا ترجمه اش کردم و آزاد رو اینترنت منتشرش کرده ام و پیشنهادش می کنم به هر کسی که تکنولوژی / برنامه نویسی رو دوست داره.
  • سنو کرش (نیل استیفنسون) راستش اگر مجبور نبودم کتاب‌هایی با صدای «س» نام ببرم، این اینجا نبود. SnowCrash یک رمان پست سایبرپانک است. کتابی در مورد جهانی که اقتصاد و سیستم های سرمایه داری اش فروریخته و فقط چند چیزش هنوز درست کار می کنه: میکروچیپ و برنامه نویسی و تحویل پیتزا! در این دنیا یک قهرمان که مسلح به برنامه نویسی و شمشیربازی است جایی بین فضای مجازی و دنیای واقعی سعی می کنه به همکاری دوست دخترش که یک پیک اسکیت سوار است در کنار ارتش‌های خصوصی که ناوهای هواپیمابر رو خریدن و کتابخونه‌هایی که نتیجه خصوصی سازی سازمان‌های اطلاعاتی کشورها هستن دنیا رو نجات بده! این رمان به فارسی ترجمه شده ولی هنوز منتشر نشده… امیدوارم اینم مثل کتاب قبلی به زودی منتشر کنم!
  • صبحانه قهرمانان (کرت وونه گات). کتابی است که به هرحال با صدای س شروع می شه و گفتم تو این لیست باشه خوبه. کرک وونه گات از نویسنده های محبوب من است و این کتاب رو به خودش هدیه داده تا بتونه هر چی که دوست داره رو بدون توجه خاص به روند داستان و این چیزها توش بنویسه. من دوستش داشتم و امیدوارم شما هم دوستش داشته باشین. نمی دونم به فارسی ترجمه شده یا نه ولی اسم انگلیسی اش هست The breakfast of champions.
  • و سقوط آلبر کامو و سلاخ خانه شماره پنج رو هم در این لیست می ذارم چون دعوت کننده اصلی بازی هم گذاشته و خودش هم در موردشون توضیح خوبی داده

شما چه کتابی رو دوست داشتین که با «س» شروع شده؟ تو وبلاگ یا تو کامنت ها بنویسین.. ظاهرا قراره سال ۱۳۹۴ سال کتابخونی باشه!