بستن روزنامه‌ها و فشار به خبرنگاران

ایران جزو بزرگترین سرکوب کننده‌های مطبوعات است و یکی از زندان‌های بزرگ خبرنگاران. اخیرا در یک رکورد دیگه هم مشغول رقابت با معدود کشورهای شرکت کننده در این بازی هستیم: کوچ دادن اجباری خبرنگاران.

خاطره‌ام از زمانی است که یکسری دوستام رو دستگیر کرده بودن. اونها می‌خواستن عید دیدنی برن پیش مادر کسی که بچه جوونش توی زندان مرده بود و بهش بگن که لباس سیاهش رو در بیاره. پلیس دستگیرشون می کنه و مشخصه که جرمی هم اتفاق نیافتاده و حتی اتهام بچسبی هم ندارن. آزادی قطعیه ولی خب با کسانی طرف هستیم که کلی دروغ می گن و کار رو کش می دن تا شب بشه و بعد هم که تعطیلات عید و کل دوستای ما تعطیلات عید رو توی اوین بگذرونن تا بعد از باز شدن اداره‌ها و برگشتن قاضی از مرخصی و غیره، بعد از یک هفته بدون حتی یک معذرت خواهی آزاد بشن.

این وسط یکی می گفت که قاضی بهش گفته باید وثیقه بیاره. مشخصه که یک خبرنگار وثیقه ملکی نداره. قاضی قبول می کنه فیش حقوقی بذارن و خانم خبرنگار رو آزاد کنن ولی بعد از اینکه قاضی می‌شنوه کل حقوق این دوستمون در رده ۲۴۰ تومن است، فکر می کنه دارن بهش دروغ می گن و کارها رو سخت تر می کنه! در نهایت با بردن فیش حقوقی روزنامه، قاضی مجبور می شه قبول کنه که یک خبرنگار کل حقوقش ۲۴۰ تومن در ماهه و خوشحال می شدم ببینم چی با خودش فکر می کنه.

حالا در شرایطی که خبرنگارها واقعا یکی از کمترین حقوق های قابل باور در جامعه رو دارن، یک فشار دیگه بهشون بستن روزنامه است. یک خبرنگار همینجوری هم حقوقش رو دیر می گیره. من برای کلی مجله و روزنامه نوشتم و تا حالا یک ریال هم نگرفتم چون نظرم اینه که اصولا به راحتی نمی تونن پول بدن. راستش بسته شدن روزنامه اعتماد برای من به این معنی است که ۱)‌ در یک کشور با حداقل آزادی بیان زندگی می کنم و ۲) یک کار خیلی اولویت بالا از لیست کارهای سه شنبه ام حذف می شه. اما همین خبر برای خیلی ها یعنی یک فشار دیگه برای ساقط کردنشون از حداقل زندگی ای که دارن و تذکر دادن به همه دانشجوها و غیره که «اگر بیاین توی خط حقوق بشر و مطبوعات و رسانه آزاد و آزادی بیان و اینها، تلاشمون رو می کنیم که حین حفظ ابروی نسبی، گرسنه نگهتون داریم». راستش من اینو خیلی دور نمی دونم از مثلا اینکه من یک رودخونه داشته باشم و به مخالفانم بگم «اگر بخواین با ما بجنگین حق ندارین از اینجا آب بخورین» یا مثلا تمام منابع نون کشور رو دستم بگیرم و بگم «فقط کسانی که همه اش از من خوب بگن حق دارن سیر بشن». خلاصه… می گیم به سلامتی اونی که وقتی رودخونه رو فتح کرد، به کسایی که مجیزش رو نمی گفتن هم آب داد.

پ.ن. باور کردنی نیست ولی ظاهرا در همین سیستم ، هفته قبل رفتن مشاور مطبوعاتی رییس جمهور رو دستگیر کنن و تو روزنامه ایران بعد از زد و خورد و گاز اشک آور چون زور ضابطین قضایی به آقای فلانی نرسیده فعلا بیخیال دستگیری شدن (: بعد آدم های بی گناه ما رو کل تعطیلات توی اوین نگه می دارن که احتمالا درس عبرت بشه. اوه راستی! اون دوران بعضی از بچه ها که لینک های دولتی داشتن سعی کردن جلوی این ضایع بازی رو بگیرن – حتی با توسل به خود گروه زندانی کننده و این استدلال که بابا آخه این چه کاریه که می ذارین تو رزومه‌تون. همون موقع مرد شریفی به اسم مهدی کروبی با اینکه می گفت هیچ کاری از دستش بر نمی یاد و کسی حرفش رو نمی خونه همه تلاشش رو کرد که بچه ها تمام تعطیلات عید رو بی دلیل توی زندان نباشن. این بود که بعدا وقتی گفت حقوق بشر براش مهم شده و می خواد در موردش حرف بزنه، من باور کردم و هنوزم افتخار می کنم به رای ام به این شیخ شریف شجاع که آخر عمری نون دونی رو تعطیل کرد (:

  • امیر رضایی

    جناب جادی

    حق با شماست متاسفانه سیستم قضایی مملکت ما دچار مشکلات بسیار عدیده ای بوده و هست

    علاوه بر موضوع خبرنگاران ، سایر مواردی که شما به آنها اشاره نکردین رو بنده اینجا اعلام می کنم اطاله دادرسی ، عدم اجرای قانون بصورت یکسان برای همه و ….

    در حقیقت بنظر من شاهد نوعی رفتار بگونه ای هستیم که گویا بعضی ها دایه مهربانتر از مادر برای مملکت ما شده اند

    در جایی که یکی از بزرگترین آموزه های دینی بما میگوید انتقاد باید بدون لکنت زبان و ترس از حاکم بیان شود

    راستی کاش از سابقه اون شیخ شریف (نفر 5 انتخابات) در دوران تصدی گری مشاغل حکومتی اطلاع داشتید ایشون خودشون زندان درست کرده بودند و بدون اجازه کسی افراد رو حبس میکردند حالا در موقع مدت بسیار مدید کاندیدا شدن ناگهان مهربان شده اند

    بقول معروف ما موندیم دم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس رو از ایشون

    • جادی

      به به دوست قدیمی (:‌خوشحالم که صادقانه نوشتی بخش هایی از مشکلات رو. در مورد شیخمون هم بگم که همون زمان سریعا توضیح رو اضافه می کردم که «هر کس که در این سیستم بوده یعنی جزو سیستمی بوده که داره به انحراف می ره و ازش نخواین پاک باشه». تنها نکته ایشون این بود که حداقل از یک جایی به بعد از بازی کنار گذاشته شد یا خودش کنار رفت یا هر چی. حداقل از یک جایی به بعد دست هاش کمتر آلوده است وگرنه همینطور که گفتی، هر کسی سابقه ای در این سیستم داره، سابقه ای در این سیستم داره. مثلا در مورد منتظری هم همین رو می گفتیم. می گفتیم ایشون همون زمان گربه نره بودن تو جک ها و نباید فراموش کرد ولی حداقل از یک جایی به بعد دید بهتره اون دنیا رو محکمتر بچسبه تا زور و جانشینی و قدرت و غیره رو و رفت کنار یا گذاشته شد کنار. اما در کلیت جریان،‌ حق با شما است و از موسوی تا خاتمی و هر کس دیگه که در این سیستم (و حتی هر سیستم سیاسی دیگه) کاره ای بوده احتمالا نمی تونه ادعا کنه پاکه.

  • دوست

    جادی جان الان اومدن گیر دادن به ما که باید وبلاگمون را تعطیل کنیم .کلی هم حکم قضایی دارن که مسخره بازی فقط . به هر چی بگی گیر دادن .من چه کنم ؟