این بار شما به نشر افق کتاب بفروشید

این طرح جالبی است از نشر افق – یک بازی برد برد برد.

شما اگر کتابی از نشر افق دارین که سالمه ولی خوندینش و دیگه نمی‌خواینش می تونین اونو به نشر افق ببرین و به یک سوم قیمت پشت جلد بهشون بفروشین.

شما اگر کتابی می خواین می تونین به نشر افق برین، قفسه کتاب‌های دست دوم رو نگاه کنین و اگر کتابتون رو پیدا کردین به نصف قیمت پشت جلد بخرینش.

نشر افق هم کمی سود می کنه، هم کتابهاش به چرخش می افته و هم نشون می ده ایده‌های جدیدی داری برای کتابخون‌ها در این وانفسای نخوندن کتاب.

پوستر تبلیغاتیشون اینه:

مرتبط:
به بهانه هفته کتاب: آیا ما ایرانی‌ها بی شعوریم که کتاب نمی خوانیم ؟ یا چی؟
صرف کنید: کتاب دوهزار ساله و نشر چشمه
قفسه سیار کتابخونه آمریکا در ۱۹۲۸ برای بیماران

  • تو رو خدا تا می‌تونین برای خریدن و خوندن کتاب، تبلیغ کنید. خیلی‌ها خیال می‌کنند چاپ کتاب، کار خیلی ساده‌ایه؛ اما اصلاً این‌طور نیست. علاوه بر این، هزینه‌ای هم که نویسنده برای چاپ کتابش، صرف می‌کنه، تقریباً هیچ‌وقت برنمی‌گرده.
    پ.ن: منم توی وبلاگم، گاهی کتاب معرفی می‌کنم؛ اما متاسفانه این پست‌ها، کمترین آمار بازدید رو داره.

  • border

    کتاب دست دوم فروشی مگه چیز جدیده که حالا افق مبتکر ایده جدید حساب بشه ::)
    راسته انقلاب چند تا کتاب فروشی هست که دست دوم می خرند و دست دوم می فروشند؟!

  • ناطق

    در ایران بیشترین محدودیتها در تلویزیون اعمال میشه بعدش در روزنامه و دست آخر در کتابها
    بنابراین بازترین فضا در حوزه کتاب است. بخصوص اینکه در سالهای دولت اصلاحات کتابهای خیلی خوبی چاپ شد.
    امیدوارم وزیر ارشاد دولت روحانی هم یک اصلاح طلب یا یک اصولگرای منطقی مثل مطهری باشه. در این صورت میتوان امیدی به رونق دوباره بازار کتاب داشت.

  • امیر مسعود

    چقدر حرکت برآزنده‌ای. نکته جالب به نظر من اینه که شاید کتاب رو خود نشر افق به مردم نفروخته باشه ولی باز حاضر اون رو تقریبا به قیمت تموم شده بخره! یعنی تقریبا سود رو بیخیال میشه. خیلی عالیه.
    من هلند زندگی میکنم و واقعا به فرهنگ کتاب خوانی این‌ها غبطه میخورم؛ بسیار کتاب می‌خوانند. یه حرکت بسیار جالب که دیدم اینه که مردم تقریبا توی هر کوچه یه کتابخونه گذاشتن و بالاش نوشتن کتابخانه مجانی، اهالی کوچه کتابهاشون رو توی قفسه می‌ذارن و هرکسی میتونه کتاب رو برداره و بخونه.

  • صدرا

    سلام
    من مشهد زندگی میکنم یکار خوبی که تازگی صورت گرففته اینه که تو ایستگاه های مترو قفسه های کتاب رایگان

    گذاشتن من خودم مدیر مدرسه ی جلال رو که خیلی وقت بود میخواستم بخونم اونجا دیدم و برداشتم بعد برگردوندمش با یه کتابی که فکر میکردم بدرد افرادی که از اونجا رد میشن میخوره
    امید وارم این طرح ها جواب بدن و مارو به سمت جامعه ای کتاب خون تر پیش ببرند .
    پی نوشت: این حرفی که الان میزنم رو میخواستم ایمیل کنم گفتم دیگه این همه راه دور نرم همین جا بگم
    اون قضیه ماشین زمان بود بنده خدا تو مصاحبه گفت شیش ماه دیگه همه شادین
    هیچکی فکر میکرد این طوری بشه؟
    میگم بریم پیداش کنیم بدرد میخوره ها …