مطلب مهمان هفته وایبر – ده فکری که وایبر به ذهن متبادر می کند

در ادامه هفته وایبر و مطالب مرتبط با وایبر، مطلب مهمان زیر رو دریافت کردم که به نظر مناسب انتشاره.

viber2

اولین باری که به یک گروه وایبری دعوت شدم برمی‌گردد به بهمن سال گذشته، موضوع گروه شرکت در یک مهمانی بود، آدمها به سرعت در گروه اضافه می‌شدند، آدم‌هایی که نه من می‌شناختمشان و نه متوجه می‌شدم از طریق چه کسی اضافه می‌شوند، سیل عکس‌ها و شماره‌ها و صدای نوتیفیکیشن وایبر بود که روانه می‌شد. از آن تاریخ به بعد گروه‌های وایبری بخشی از ارتباطات روزانه‌ام شد، گروه همکاران، گروه دوستان، هم‌مدرسه‌ای‌ها، هم محله‌ای‌ها، خانواده، گروه‌های تخصصی‌تر برای بحث در مورد موضوعات خاص و…حجم بزرگی از حافظه گوشی همراه پر شد از عکس‌ها و ویدئوهای وایبری، از آدمهایی که در بیشتر مواقع نمی‌دانستم چه کسانی هستند و مثلا چرا فلان موضوع برایشان آنقدر جذاب بوده که برای گروهی از آدمها بفرستند. اولین سوالی که در این مدت از خودم پرسیدم این بود که «وایبر» به عنوان یک «شبکه اجتماعی متفاوت و پویا» دقیقا جای چه چیزی را پر کرده است؟ می‌گویم «پرکرده است» چون فکر میکنم یک جای خالی بود که وایبر به سرعت آن را گرفت، برای خودش جایی باز نکرد، ناگهان همه‌گیر شد و حالا هر روز کنار هرکسی در مترو یا اتوبوس هم بایستی صدای نوتیفیکیشن وایبر است که می‌آید و سرهایی که در میان پیام‌های رنگ و وارنگ وایبر می‌چرخند. سوال بعدی این بود که محتوایی که وایبر منتقل می‌کند از کجا می‌آید و نشان‌دهنده چیست؟ آیا می‌شود به صرف بررسی محتوای رد و بدل شده در وایبر ارزیابی سریعی از مطلوبات یا نیازهای ارتباطی و اجتماعی آدمهای ایرانی داشت؟ این ده مورد، مسائلی است که در این چند ماه به مرور به آنها فکر کرده‌ام شاید بشود به این لیست ده یا دهها مورد دیگر هم اضافه کرد.

۱- آیا وایبر جای خالی ارتباطاتی که نداریم را پر می‌کند؟ محیط اجتماعی فعلی (جاری/ایران) به شکلی است که هیچ فضایی برای ارتباطات اجتماعی تصادفی وجود ندارد، نقشی که شاید قدیم‌ترها بازار و سرگذر بر عهده داشتند و در کشورهای دیگر امروز کافه و بار آن را بر عهده دارند. محیط‌های اجتماعی بسته و تفکیک‌شده که دنیای اجتماعی آدم‍ها را به محیط کار، خانه-چهاردیواری، بخش مجردی، بخش خانواده و یا حتی محیط‌های تفکیک شده جنسیتی در وسایل حمل و نقل تا پارک و سینما تقسیم می‌کند و تا حد زیادی حتی آن را هم محدود و مدیریت می‌کند، هیچ فضایی برای تنفس آدمها، برای برقراری ارتباطات گاه و بیگاه و اصلا تصادفی آنها باز نمی‌گذارد. وایبر مثل چتری مجازی این جایگاه را پر می‌کند، آدمها را به هم وصل می‌کند و برای آنها فرصت معاشرت فراهم می‌کند.

۲- آیا ما تا این حد سکسیست هستیم؟ اولین دفعاتی که پیغام‌های سکسیستی را روی گوشی موبایلم و از کسانی که می‌شناختم دیدم، باور نمی‌کردم، دفعات بعدی عصبانی بودم و یکی دو بار دعوا کردم، اما به تدریج آنقدر تکرار شد که برایم این سوال مطرح شد که آیا واقعا ما تا این اندازه سکسیست هستیم؟ پیامهایی که هر بار با موضوع خنگی دختران، خشونت‌هایی که به نظر فرستنده بامزه می‌رسید، تکرار کلیشه‌های جنسیتی در قالب طنز یا پیام‌های پند و اندرز در گروه‌های وایبری این شک را برایم به وجود آورد که شاید ما در بعضی زمینه‌ها نه تنها پیش نرفتیم که فرو رفتیم. خندیدن به هر قیمتی و به هر چیزی قهقرایی بود که تصورش روزهای اول برایم سخت بود و این روزها امیدی برای بیرون رفتن از آن ندارم.

۳- چرا گفته‌های آدم‌های معروف را تکرار می‌کنیم؟ بعد از فیس‌بوک، وایبر دومین شبکه اجتماعی است که گفته‌هایی از آدم‌های مشهور در آن به وفور به اشتراک گذاشته می‌شود، این پیامها از «امیدواری به زندگی» تا «توصیه رفاقت»، «نادیده گرفتن دنیا»، «چگونه شاد باشید؟» گسترده است. بیشتر وقتها نمی‌شود نسبت بین فرستنده و متن را به درستی دریافت؟ آیا این گفته‌ها که اینقدر بین کاربران شبکه‌های اجتماعی در ایران محبوب هستند در واقعیت رفتاری آنها هم تغییری ایجاد می‌کند؟ اصلا میان آن طنز سکسیسیتی و این گفته‌های انسان‌دوستانه و برابری‌طلب چه نسبتی برقرار است؟

۴- آیا از برقراری هر شکلی از رابطه اجتماعی ناتوانیم؟ ما دوستان نزدیکی بودیم، تا قبل از گروه وایبری «دوستان» از هم حال و احوالی می‌پرسیدیم یا گپ می‌زدیم. روزی که گروه دوستان را در وایبر درست کردیم فکر کردیم که این ارتباط بیشتر می‌شود، از حال هم بیشتر خبر خواهیم داشت و با هم در مورد مسائل مختلی گپ خواهیم زد؛ اما اینطور نشد، گروه بعد از مدتی تبدیل به محل رد و بدل شدن جک‌های روزانه، اخبار و در بیشتر موارد سکوت‌های طولانی شد، این اتفاقی بود که برای گروه همکاران، دوستان دیگر و حتی گروه‌های تخصصی‌تر هم افتاد. گاهی سلام و علیکی و رد و بدل کردن اطلاعاتی که در بسیاری مواقع با رگبار جک و پیام‌های عمومی دیگر قطع می‌شوند، گم می‌شوند، ارتباطی شکل نمی‌گیرد.

۵- حرفی برای گفتن نداریم؟ همیشه فکر میکردم که ما آدمهایی هستیم محروم از فضاهایی که دیالوگ در آن شکل بگیرد، وقتی با گروههای وایبری روبرو شدم تصورم این بود که این فضای مجازی در حدی قادر است این فضا را بسازد، اما سوالم امروز این است که آیا واقعا ما حرفی برای گفتن داریم؟ یا تصور من از ابتدا اشتباه بود

۶- در آرزوی یافتن شخص مورد نظر؟ شما هم حتما تجربه‌هایی نظیر این را دارید که کسی را که هرگز یک بار هم ندیده‌اید و دیالوگی نداشته‌اید تنها به دلیل بودن در یک گروه فکر کند شما شخص مورد نظر زندگیش هستید، دریافتی که بیشتر از سر استیصال در برقراری رابطه و راضی شدن به حداقل شرایط رابطه یعنی جنسیت و عضویت در یک گروه به نظر می‌رسد.

۷- آیا وایبر می‌تواند ابزاری سیاسی باشد؟ جواب این سوال را نمی‌دانم، شاید بشود سوال را اینطور پرسید :«آیا فرستادن جک‌های سیاسی در گروه‌های وایبری به معنای سیاسی بودن آن است؟» یا شاید باید اول تعریفمان را از سیاست مشخص‌تر کنیم.

۸- آیا وایبر ما را به هم نزدیکتر کرده است؟ به خاطر کار و مشغله روزانه، یا به خاطر ناامید شدن از گرفتن پیام‌هایی که شاید در ابتدا انتظار یا آرزویش را داشتم، دیگر وایبر را در طول روز نگاه نمی‌کنم، شبها وقتی عدد نسبتا بزرگ پیامهای وایبری را می‌بینم، بیشتر مواقع رغبتی برای خواندن آنها ندارم، به این فکر میکنم که آیا وایبر ما را به هم نزدیکتر کرد؟ چقدر سخت است که در میان آن عدد بزرگ بی‌معنا، یک پیغام احوالپرسی فرستاد و چقدر عجیب است که وقتی به ظاهر با کسانی در ارتباط روزانه‌ای تلفن را برداری و حالشان را بپرسی.

۹- آیا وایبر محیط خوبی برای شناخت نسبی از فضای اجتماعی ایران است؟ اولین بار زمانی این سوال به ذهنم رسید که اعلام شد وایبر متعلق به اسرائیل است و هرچه در آن رد و بدل می‌شود تحت نظارت آنهاست. از خودم پرسیدم اطلاع از آنچه در وایبر می‌گذرد چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ اگر بخواهم فردی به این سوال پاسخ دهم، پاسخم این است که هیچ معنایی. چند درصد مردم ایران دسترسی به گوشی‌های هوشنمند دارند؟ چند درصد دسترسی به اینترنت دارند؟ از این مجموعه چند درصد وایبر دارند؟ چند درصد از کسانی که وایبر دارند در این گروه‌ها فعالیت می‌کنند؟ شاید پاسخ دقیق به این سوالات بتواند مشخص کند که چرا فکر میکنم این اطلاعات جز برای سطح خرد امنیتی در داخل کشور معنا و ارزش خاصی ندارد.

۱۰- آینده گروه‌هایی نظیر گروه‌های وایبری چه خواهد شد؟ وقتی من تازه اینترنت را کشف کرده بودم، گروه‌های چت در یاهو رونقی داشتند، از بحث و تبادل نظر تا هیجان معاشرت با جنس مخالف. اما بعد از مدتی بر سر آنها چه آمد؟ مطمئنم که هجده ساله‌های فعلی هیچ تصوری از آن چت‌روم‌ها ندارند، شاید یک حدس معقول این باشد که بر سر گروههای وایبری هم همین بلا بیاید، اما سوال مهم‌تر این است آیا بین محتوایی که در چت‌روم‌های یاهو رد و بدل می‌شد با این محتوا تفاوت معناداری وجود دارد یا نه؟ راستش را بخواهید من فکر میکنم جواب این سوال هم منفی است.

  • شک ندارم وایبر هم مثل فیسبوک به همون سرعت که محبوب شد، زود هم از آب‌و‌تاب خواهد افتاد! یا حداقل برای من که عمرش همینقد کم بود…
    دلیلش، و دلیل اکثر اون ده مورد بالا میتونه این باشه که ما ایرانی‌ها هر ابزاری رو بدون توجه به فرهنگ استفاده اون بکار میبریم. شاید سازنده وایبر (و دیگر وایبرسانان) هم فکر نمیکرد که روزی ما ایرانی‌های همیشه در صحنه اینهمه کاربرد غیر مرتبط و کاذب برای اون بسازیم!

  • سهیل

    خب به سرنوشت گروه های چت یاهو مسنجر دچار بشوند مگه چه اتفاق خاصی می افته این سرویس ها یک مدتی محبوب هستند و بعد از مردم عقب می مانند و سرویس جدیدی جایش را می گیرد. اتفاقا چند وقت یکی از دوستان هم ار وایبر می نالید که چه بر ما آمده وایبر چیزی بر سر ما نیاورده وایبر یک وسیله است اگر دردی هم هست جای دیگری است ولی مشکلی که واقعی است این است که ظاهرا برای هر پدیده ای در ایران عده ای دلواپس پیدا می شود که می خواهد مردم را به راه درست برگردانند. لذت نمی برید و احساس می کنید محیط نا امنی است اجباری در کار نیست آن اینستال یک دقیقه هم وقت نمی برد.

    • جادی

      آن اینستال؟ (: مثل اینکه از یک پنجره ببینی چقدر تو کوچه دزدی و قتل و تجاوز هست و بعد یکی بگه «خب اگر ناراحتی پنجره رو ببند» (: کاربرد وایبر اینه که داره به ما نشون می ده چه مشکلاتی در جامعه مون داریم.

  • سعید

    تحلیل بسیار جالبی بود. من خودم هم به شخصه به چند تا از نکات بالا رسیده بودم. این سوال برای من مطرح بود که گمشده ما چیه؟ چرا مردم به این شکل افراطی دارن از برنامه‌های چت استفاده می‌کنن؟ فکر کنم نکته شماره یک جواب درستی به این سوال باشه.
    یه سوال دیگه هم که برام مطرحه اینه که این برنامه‌ها چقدر می‌تونن در خراب کردن رابطه‌ها ( ازدواج یا پارتنری) موثر باشن؟ چقدر امکان داره که یه نفر یه آدم جذاب‌تر از پارتنرش رو توی یکی از این گروه‌ها ببینه و جذبش نشه؟

    • بابا کسی که میخواد جذابتر ها رو ببینه همه جا هست .. اینها وسیله اند . موضوع اینه که این وسیله ها نرم افزارها و … میان ولی فرهنگش رو نداریم تا استفاده درست و مناسب ازش داشته باشیم.

      • سعید

        یه تفاوت اساسی و خیلی مهم که این برنامه‌ها و فیسبوک با دنیای واقعی وجود داره اینه که توی محیط اونا دیگه اون خط قرمزی که هر کسی واسه حریم خصوصیش در دنیای واقعی داره، وجود نداره یا خیلی کمرنگ‌تره. تو دنیای واقعی ( خیابون، محیط کار، مهمونی یا هر جای دیگه) رد شدن از خط حریم خصوصی آدما کار راحتی نیست در حالی که توی دنیای مجازی تقریبا هیچ خطی وجود نداره. مثلا من تو فیسبوک یه خانم متاهل جذاب می بینم، کافیه براش مسیج بفرستم یا اددش کنم و آروم آروم شروع به صمیمی شدن کنم. و از اونجا که خیلی از آدما این ارتباطات مجازی رو در ابتدای کار چندان جدی نمی‌گیرن ممکنه بعدا کار به جاهای باریک بکشه.

        شایدم من زیادی بدبینم؟

        • Shevin

          @سعید
          بله درست میگید این هم هست و زیاده، دقیقا دارن مشکل جامعه و بهتر بگم جوامع رو نشون میدن!
          وقتی کسی که تو فیس بوق به اصطلاح پا میده مطمینن تو جامعه بهتر پا میده، فقط مشکل اینجاست تو جامعه سختتره چون آشنا میبینه ولی تو جامعه مجازی فقط خودش.
          یه مشکلی که داریم اینه مشکلات همه به هم گره خوردن از مشکل جنسی تا مالی و شخصیتی کاری و اجتماعی، دلایلش هم زیاده فقط نکته اینجاست که این دنیای مجازی شده مثل خواب و رویای نیمه حقیقت یافته واس همین مردم میان عقده ها رو پیاده میکنن. این در اصل داره به ما مشکلات جامعه رو ناخودخواسته نشون میده و فیلتر کردنش مشکل حکومتی رو.
          مطمینن کسی که متاهل و پایبند نیست چه مرد چه زن هیچ فرقی نداره، مشکل روانی داره و باید مشاوره بره که خیالتو راحت کنم تمام مشاورای خانواده پر از ایناست، تو مرکز مشاوره ای که دوستم بود من چیزایی دیدم که مطمین باشید حالتون از تشکیل خانواده بهم میخورد مخصوصا روزایی که باهاش به دادگاه های خانواده میرفتم!
          مشکلای روانشناسانه (روانی نگم بار منفی داره تو عرف ما متاسفانه) تو جامعه زیاد شده و شخصیت ها شکل نگرفته.

          • راستی سعید همونطور که shevin‌ گفت زن و مرد نداره … کسی که متعهد نباشه حتمن زنه ؟ :)))
            دیگه این مشکل چه ربطی به تکنولوژی داره ؟ :)))
            این بحثش جداست … نمیشه که به خاطر مشکلات روانی که چند نفر دارن و یا اصلن همه دارن بیان بگن استفاده از فلان چیز قدغنه !!!!!
            مث همین که مردا نمیتونن خودشونو کنترل کنن پس زنا باید چارقد بندازن!!!
            بالا هم اشاره کردم فرهنگ استفاده هستش و کم کم جا انداختنش نه حذف کردنش

            • مشکلات همیشه نمیتونه روانی باشه البته * هر نوع مشکلی که هست که میتونه در نتیجه خیلی عوامل باشه .. که بحث در این مورد تو کامنت این پست جادی درست نیست … موضوع چیز دیگه است اینجا

              • Shevin

                بله مشکلا همش روانی نیست! منم نگفتم همش اونه! گفتم مشکلات روانی یعنی تفکری شخصیتی روحی اعصابی و… زیاد شده! و خود اینا دلیلش هموناست که شما میفرمایید:)

            • سعید

              @nasrin
              من فقط مثال زدم. من ضد زن نیستم.
              من نگفتم حذف کنیم، من هم میگم باید فرهنگ سازی کنیم. باید به جامعه گفته بشه که شما وقتی از این برنامه‌ها استفاده می‌کنین “در دسترس” هستین. یه مثال دیگه بزنم: ما معمولا شماره‌مون رو همه جا پخش نمی‌کنیم، اون جزو حریم خصوصیمونه، در نتیجه کسانی که می‌تونن به ما اس‌ام‌اس بزنن هم محدوده و جزو حریم خصوصی. ولی وقتی از این برنامه‌ها یا فیسبوک استفاده می‌کنیم هر کسی هر وقت که بخواد می‌تونه برامون مسیج بفرسته، و این یعنی اینجا دیگه حریم خصوصی آنچنانی در کار نیست.

  • امین

    یکی دیگه از کاربردای وایبر تو ایران ، پخش سریع شایعه است.شایعاتی که خیلی ساده میشه به دروغ بودنش پی برد.یه نمونه اش رو همین امروز دیدم.تو گ‌روهی عضوم طرف با یه هیجان خاصی خبر گذاشته که یه اسیدپاشی دیگه در شب گذشته این بار در مشهد،زیرش هم لینک خبر تو سایت خبر آنلاین.لینک رو که چک میکنی خبر درسته،مربوط به اسیدپاشیه ولی مشکل اینجاست که خبر مربوط به ۳۰ آبان ۱۳۹۰ هست نه شب گذشته!!! مضحک تر اینکه زیر اون لینک تو وایبر همه از ایشون تشکر کرده بودن، برای اطلاع رسانی !یعنی هیچ کدومشون زحمت باز کردن لینک رو به خودشون نداده بودن؟؟

  • سانی

    من هم به این نتیجه رسیدم که آدم ها حرف خاصی برای گفتن ندارن، برای همین از جوک ضد زن گرفته تا جملات افراطی فمینیستی هر چی دستشون میاد شر میکنن. منظور خاصی هم ندارن از چیزهایی که شر میکنن.

  • amir hossein

    هیچ موقع سعی نکردم با ادمایی که میتونم باهاشون به صورت رو در رو ارتباط داشته باشم،ارتباط مجازی داشته باشم
    به نظرم این فضاها برای پیدا کردن ادمای جدید و ارتباط با اوناس و نمیتونه جای ارتباط رو در رو،رو بگیره
    والا من که کلا تو یه گروه بیماران… عضو م :-D

  • میلاد

    بحث فقط وایبر نیست. بنظر من خیلی از ماها عادت نداریم از یک “چیز” درست استفاده کنیم و اونقدر ازش بد استفاده (!) میکنیم تا خسته شیم ( و خز ش کنیم ) و بعدش میریم سراغ یکی دیگه و این داستان ادامه داره. البته با وجود همه گیر شدن گوشی های اندرویدی هر چی گیرمون میاد نصب میکنیم و این روند رو موازی پیش میبریم :))
    من همچنان واتساپ رو ترجیح میدم چون دقیقا کاری که “نیاز” داریم ( ارتباط ) رو انجام میده.

    وایبر خر عست!

  • مکتوم

    سواله قشنگیه که وایبر واقعا جایه چیو پر کرده. جوابا نه سطحی اما کم عمق بودن.
    کاربرد آخر این شبکه ها در نهایت سهولت و صرفه جویی در هزینه برای ارتباطاته. ضمن اینکه ما نو جدیدی از ارتباطات هم داریم که قبلا میخواستیم به زور با mms و غیره پر کنیم. اما حالا اینا اومدن تا این نسل جدید ارتباط رو با هزینه کمتر و آسونی بیشتر بیارن. ضمنا با اگر خاطرتون باشه سرویسایه عجیب غریبی مثه کنفرانس تلفنی داشتیم که برای کاربردای خاصی بود. حالا تمامی اینا در دسترس همست. اونم به سادگی. اونم با هزینه کمتر.
    وایبر و امثال وایبر یک بخش عمده ای از این نوع نیاز رو رفع کرده. اما همیشه بودن کسایی که تویه یاهو گروپ عضو میشدن یا سایتایی مثله جکستان و غیره سر میزدن. یادتون نیس همیشه ما اهل وب چقدر کامپیوترامون چیز جذابی بود چون همیشه توش کلی عکس و کلیپ داشتیم؟ کلی جک میخوندیم و داستان و چیزایه عجیب داشتیم؟ حالا افراد خیلی زیادی در هر سطح از کاربری به اونجور محتواها به سهولت دسترسی دارن. اون حباب ترکید. مث سیل تا طبقات مختلف جامعه حرکت کرد.
    من فکر می کنم واقعیت اینه که فرهنگ خیلی از ما با 9gag و reddit و … جور نیس. نوع شوخ طبعیه ما متفاوته. در حقیقت وایبر کمک کرده تا بدون گیک شدن به اون گنجینه هایی که برای عده ای ارزشمند هست دست پیدا کنن. بدون تولید محتوا از احساس داشتن محتواهای جذاب لذت ببرن. حتما کسایی رو میشناسید که خیلی محبوبن تو همین شبکه هایه اجتماعی صرفا بخاطر داشتن محتواهای خیلی زیاد.
    این یه آپگرید سادس. که البته طبعاتش تا لایه های مختلف زندگی و جامعمون رو تحت تاثیر قرار داده.

  • مطلب خیلی خوبی بود، خصوصا بندهای ۲، ۳ و ۵. این سه تا سوال از زمان اسپم‌های ایمیلی دوستانه برام مطرح بوده و هست ولی گروه وایبری «فرزانگان Pro» تنها گروهیه که مثال نقضی هست واسه همه این موارد! همین وایبر تونسته دوستان و هم شاگردی‌های دوران مدرسه که بعد از دقیقا حدود یک دهه، از کل دنیا دوباره دور هم جمع کنه و تو این چند ماه، دوستای قدیمی نه فقط تو ایران، بلکه تو کشورهای دیگه هم با هم قرار گذاشتند و دور هم جمع شدند و حرف زدند.
    الان مدتیه که این گروه شده بخشی از زندگی هممون. به ندرت توش جوک و سخن ارزنده رد و بدل میشه و به جاش دوستان، احوال همو میپرسند و از دونسته‌های هم استفاده می‌کنند. شاید به نظر همچنان اتلاف وقت بیاد، اما وقتی بدونی تو میون شلوغی‌های دنیای سرد و فوق سریع امروز که غول‌های سرمایه دار به فکر بیشترین بهره‌کشی از انسان‌ها (در حد فریز کردن تخمک‌های آدمی) به خاطر منافعشون، جایی هست مجازی، که بعد از دغدغه‌های روزمره، می‌تونی دقایقی بری توش و بدونی که ۴ نفر فیزیکی اون طرف هستند که سال‌های زیادی از عمرت رو در قالب دوست باهاشون گذروندی، مشترکات فکری زیادی باهات دارند و حتی می‌تونی سر مسایل مختلف باهاشون بحث و گفتگو کنی یا حتی فقط با مرور خاطرات یا از سر همون مشترکات به قدری بخندی و قهقهه بزنی که اطرافیان شک و تعجب کنند(!) و اما خودت شارژ شی، خیلی خیلی ارزش داره.

    این خود ماییم که تصمیم می‌گیریم چه طور از ابزارهای فن‌آوری استفاده کنیم و خود ما هم توانایی استفاده بهینه ازشون رو داریم، اما معمولا و متاسفانه این کار رو نمی‌کنیم و به جاش همون پنجره سکوت رو اختیار می‌کنیم تا فقط به عنوان یه شنونده صامت، بشنویم، بخونیم، سر در بیاریم و تو دلمون یا پشت سرشون بد بگیم و تمسخرشون کنیم تا جایی که کاسه صبرمون لبریز بشه و به همون دکمه آن‌اینستال یا ترک گروه متوصل بشیم.

    حال، در مورد گروه‌های نوعی دیگه، آیا تا به حال کسی به اون دوستان، آشنایان و رفقایی که مطالب سکسیست جزو تفریحات روزمرشون هست، گوشزد شده که چقدر مطالبشون می‌تونه آزار دهنده باشه؟ آیا این دوستان اصلا خودشون از سکسیسم مطلع هستند؟ به نظر من، جواب هر دوی این سوال‌ها، نه هست…

    • و نكته آخرى كه يادم رفت زودتر بنويسم اين كه اون گروه وايبرى براى اعضاش، به جاى چت روم ياهو، بيشتر حكم يه كانال آى آر سى پيدا كرده، با قوانينى كه براش وضع كرديم و رعايت ميكنيم مثل ممنوعيت فينگليش.

  • مهیار ب.

    نکته‌ای که در استفاده از تمام امکانات اینترنتی و یا غیر اینترنتی‌ای که آمدند و خواهند آمد این است که اگر به روش استفاده از (در ایران) تمام این ابزارها نگاه کنید می‌بینید که همه‌چیز برمی‌گردد به کمبود احساساتی و روابط اجتماعی که بیشتر ایرانی‌ها دچارش هستند و این را به خوبی می‌توان در اولین برخورد و یا ارتباط از طریق این سرویس‌ها درک کرد، از نظر تئوری سرویسی که به صورت فیزیکی وجود ندارد و چیزی بیشتر یک بستر نیست نمی‌تواند زیان‌آور باشد ولی کمبودی که درون کاربرهاست به راحتی می‌تواند تأثیرگذار باشد؛ اینکه بگوییم استفاده نادرست از یک سرویس باعث می‌شود که این اتفاق رخ بدهد و اصولاً یک ابزار کنار برود و جای خودش رو به دیگری دهد شاید از نظر فرهنگی استدلال درستی برای نوآوری‌های یک ابزار تازه باشد چون به نظر طبیعی می‌رسد ولی از دید اجتماعی و منطقی تنها پاک کردن صورت مسائله است. (تو لینوکس این کار گناهی است نابخشودنی: دی)
    چون همه‌ی این موضوعات درست برمی‌گردد به کمبودهایی که هر فرد در ایران داراست نه گونه‌ی برخورد فرهنگ یک جامعه با یک سرویس (همان‌طور که جادی اشاره کرد) برای همین بعد از مدّتی استفاده، کاربرها از این ابزار خسته می‌شوند و این روند رو کاملاً طبیعی می‌دانند و هیچ موقع خود اجازه نمی‌دهند که به این فکر بیافتند واقعاً چه چیزی باعث می‌شود که یک فرد در اولین روزهای استفاده از این ابزار بسیار پرشور و پر شوق است ولی درست بعد از دورانی این روند سرد شده و به خاطره تبدیل می‌شود.
    بدون شک شناسایی دلیل اصلی این اتفاق کاری است بسی سخت و دشوار چراکه به تخصّص و تجربهٔ افرادی ماهر در این زمینه نیاز دارد ولی اگر از دید سطحی و عامیانه به این موضوع نگاه کنیم خواهیم دید که استدلال این موضوع درست برمی‌گردد به ضعف احساساتی، اجتماعی، کمبود اعتمادبه‌نفس، تکرار کارهای روزمره، نداشتن هدف، بیکاری و هزاران استدلال دیگر.

    در ضمن این نظر شخصیِ بنده است و دلیلی ندارد کسی آن را قبول کند و یا باور داشته باشد.
    خوش باشید

  • محمدرضا

    ببینید جامعه ما جامعه ای است که گذر سنت به مدرنیته رو هنوز انجام نداده ، پدیده هایی مثل وایبر یا فیسبوک پدیده های

    پست مدرن هستند یعنی برای جوامع غربی که گذر سنت به مدرنیته را انجام داده اند طراحی شده اند ، اصلا طراحی و تفکر

    پشت اینها برای ایران و اهدافی که شما تصورش را میکنید نبوده ، برای همین بعد از مدتی احساس سر خوردگی کرده اید

    به زبان ساده تر این برنامه ها اصلا راجع به ما ساخته نشده ، اما به هر حال اثرات عمیق و غیر قابل پیش بینی میگذارد که

    باید از لحاظ روانشناسی و جامع شناسی بررسی بشود

  • زهرا

    من عضو هیچ گروه خاصی در وایبر یا واتس نیستم.فقط برای ارتباط داشتن با خواهرم که خارج از ایرانه (فقطم به خاطر هزینه پایینش) از واتس و وایبر استفاده میکنم. و خیلی هم راضیم. اگه ازین جنبه نگاه کنیم برنامه های خیلی خوبی هستن.

  • خیلی خوب می‌شه یک قرار هنگ آوت بذاریم و مستقیم تبادل نظر کنیم.