یک ادمین لینوکس چه مهارت هایی لازم داره یا چطوری در لینوکس حرفه ای بشیم

اتاق سرور جادی

این سوال زیاد از من می شه و گفتم یکبار درست در وبلاگ بنویسم که یک مدیر سیستم نیاز به چه مهارت‌هایی داره. اکثرا هم انتظار اینه که لیستی بدیم از کتاب ها و مدرک‌ها یا حتی فهرستی از دستورات و مفاهیم. اما واقعیت امر اینه که لینوکس اصلا سخت نیست و ادمین خوب بودنش نیاز به دانش عجیبی در شروع کار نداره. یک مدیر سیستم تازه کار معمولا باید کنار یک حرفه ای کار کنه و چیزهای جدید یاد بگیره و در نتیجه چیزی که براش مهمتر از دانش است، یاد گرفتن مهارت‌های مربوط به یاد گرفتن است!

مطمئنا اگر شما می خواین مسوول یک سیستم لینوکسی باشین باید کمی لینوکس بدونین! برای اینکار تقریبا هر دوره یا کتاب LPIC1 به شما کمک می کنه و لازمه اعتراف کنم که در کارهای روزمره، مطالب LPIC1 تقریبا از هر چیزی که شما باهاش برخورد می کنین سطح بالاتره. (دوره من رو که دیدین؟ (: )). پس برای شروع با LPIC1 شروع کنین و کلیتش رو بفهمین. این فهمیدن پایه قدم‌های بعدی است.

نظر شخصی من اینه که برای سیستم ادمین خوب بودن، فهمیدن پایه ها، مفهوم فایل سیستم، دایرکتوری بندی لینوکس، مفهوم دامون و سرویس و … و درک فلسفه یونیکس و پوزیکس بسیار مهمتر از دونستن دستورات است. دونستن دستورات خوبه ولی برای پیشرفت شما نیاز به فهم دارین و این فهم پله به پله اتفاق می افته.

گفتم پله به پله؟ بله بله. این بسیار مهمه. اگر می خواین در نرم افزار / تکنولوژی پیشرفت کنین بسیار مهمه که پایه ها رو درک کنین. تا وقتی نمی تونین خط صاف بکشین نمی تونین نقاشی خوبی درست کنین و اونی که می بینین بدون درک پایه ها ظاهرا کارهای عجیب غریب می کنه شبیه کسی است که با خریدن یک کتاب نقاشی که کلی نقطه شماره دار داره و وصل کردن نقطه ها به ترتیب شماره به همدیگه برای شما نقش مار می کشه (: با حوصله باشین، هر چیزی رو سرچ کنین، بخونین، هر جایی هر چیزی که شنیدین که نمی دونستین چیه برین سراغ گوگل انگلیسی و man pageهای لینوکس و بخونین و دقیقا درک کنین اون زیر چی می گذره و سریع تبدیل می شین به آدمی که وقتی کسی چیزی رو درک نمی کنه یا مشکلی هست که منشاء اش معلوم نیست، می یان سراغ شما – چون شما می فهمین اون پایین چی می گذره.

در نهایت نکته بسیار مهم داشتن روحیه تیمی و درک این است که هر کس ممکنه اشتباه کنه و پذیرش این اشتباه کاری است که شما رو از دروغگوها جدا می کنه – و متاسفانه دروغگوها ممکنه پیشرفت کنن ولی خوشبختانه هیچ وقت حرفه ای نمی شن و از کارشون هم لذت نمی برن. الکی نگین همه چیز رو بلدین، الکی نگین هیچ چیز تقصیر شما نیست و خودتون رو از مشکلات دور نکنین. هر مشکل فرصت یاد گرفتن یک چیز جدید است و تکمیل کردن پایه ها و اگر یادتون باشه آدم حرفه ای کسی است که پایه ها رو بلده.

پس به شکل خلاصه:

  • دونستن کلیاتی از دستورها مهمه ولی مهمترین بخش نیست. LPIC1 رو دوره کنین
  • بخش حفظی لینوکس رو می شه در حد کار راه افتادن یکی دو هفته ای یاد گرفت
  • هیچ چیز حفظی نیست (: درک کردن و استمرار در هر چیزی باعث می شه بقیه فکر کنن شما چیزها رو حفظ کردین
  • اشتیاق داشته باشین و از کارتون لذت ببرین. اگر با لذت یاد نمی گیرین یعنی اینکار برای شما نیست
  • مطلقا هیچ وقت در هیچ شرایطی چیزی که نمی فهمین رو کپی پیست نکنین. با دولایه یاد گرفتن تقریبا می شه هر چیزی رو در دنیای کامپیوترها فهمید. یکبار وقت بذارین و یک عمر لذت ببرین.
  • هیچ وقت احساس خفن بودن نکنین و با علاقه و اشتیاق یاد بگیرین و بگین «نمی دونم ولی یاد می گیرم»
  • جرات اشتباه داشته باشین. تکنولوژی خیلی وقت ها با سعی و خطا و تلاش کار می کنه و بهترین آدم کسی است که اشتباهات رو اصلاح می کنه نه کسی که اشتباه نمی کنه
  • با تیم کار کنین. از هم تیمی ها یاد بگیرین، به هم تیمی ها یاد بدین و در کنار هم پیش برین. اون آدمی که عینک سیاه می زنه و سرش تو لپ تاپه و فضاسازی هکری می کنه، در شرکت معمولا خز ترین آدم است‌ (:
  • گوگل بهترین دوست شماست و برای اینکه دوستی حفظ بشه، باید چیزهایی که خودتون یاد می گیرین رو هم یک جایی مثلا وبلاگ، فروم، ویکی، … بنویسین.
  • لبخند بزنین. اگر نمی تونین لبخند بزنین یعنی یک جای کار اشکال داره!

پ.ن. اون لاستیک های روی کفش مال این هستن که خاک وارد اتاق سرورها نشه. اون دستگاه هم اسمش هست KVM. مانیتور و کیبوردش به شکل کشویی از لای سرورها می یاد بیرون و بر اساس اینکه چه دگمه ای رو بزنین به یکی از سرورها وصل می شه. انگار یک مانیتور و کیبورد دارین که به هر کدوم از سرورها که لازمه وصله.

مرتبط: چگونه در کامندلاین لینوکس حرفه ای بشیم؟

  • کارت درسته فقط همین

  • محمد

    سلام جادی دوتا سوال
    این kvm که گغتی به کارت گرافیک سرور وصل می شه ؟ اصلا این سرور ها گرافیک داره یا پورت کنسول؟
    این دیتا سنتر اسمش چیه ؟ چندتا از این دیتا سنتر ها تو ایران داریم که این قدر با وسواس ایزوله شده باشن؟

    • جادی

      کارت گرافیک دارن بله (: مثل اینه که کلی سیم از کی وی ام می ره بیرون و هر کدوم به ماوس و کیبورد و مانیتور یک سرور وصل می شن و بعد تو یک سوییچ رو می چرخونی و این ماوس و کیبورد و مانیتور که جلوتن وصل می شن به یکی از اون کامپیوترها. کی وی ام های کوچیک خونگی هم هستن که اصولا همین کار رو می کنن و مثلا باعث می شن بتونی با یک ماوس و کیبورد و مانیتور و با چرخوندن مکانیکی یک کلید به دو تا کامپیوتر مختلف وصل باشی

      • محمد

        ولی درباره دیتا سنترهای ایران چیزی نگفتیا!

        در مورد پورت کنسول (منظورم همون RS232) به خاطر این پرسیدم که معماری سرور های گوگل رو دیده بودم که گویا پورت گرافیک نداره (http://www.cnet.com/news/google-uncloaks-once-secret-server-10209580/)

        در مورد KVM هم تجربه هایی داشتم البته با همون خونگی هاش ولی خوب به نظرم پورت کنسول خیلی بهینه تره چون شنیدم پردازش گرافیکی بازده سرور رو میاره پایین.

  • حسین

    هیچ چیز حفظی نیست (: درک کردن و استمرار در هر چیزی باعث می شه بقیه فکر کنن شما چیزها رو حفظ کردین
    :D جمله جالبی بود

  • خیلی خوب بود جادی جان. ولی چیز جالبی که بود. مثلا دیتا سنتر آسیاتک و افرانت یه سری قانون مثل همین خاک گیری رو رعایت نمیکنن. خیلی برام جالب شد کدوم دیتا سنتر هستی. :)

  • از طرز فکر و نحوه نگرشتون به دنیای اطرافتون و اینکه چطور یک مسئله رو هندل میکنید خیلی خوشم میاد!
    انشاالله که تا آخر همینطور موفق و سربلند باشید!

  • ولی خودمونیم عجب خنده شیطانی و خبیثی می‌زنی جادی!
    یوووهووهووههههااااااا !!!

  • بهزاد

    عالی بود جادی جان. ممنون ??

  • سلام…
    چه جالب! من Lpic رو از رو فیلمای اموزشی یوتوب وقسمتی از فیلم اموزشی خودت رو دیدم و میتونم بگم از بر هستم…
    الان چند تا شرکت سراغ دارم که نیرومیخوان، ولی جرات نکردم برم جلو و برام سواله که چطوری میشه رزومه به هم زد؟

    شبیه سازی کردن به نظرم چندان گزینه‌ی خوبی نیست( مثلا با ویرچوال باکس الان ویندوز سرور دارم ولی فوق‌العاده سیستمم سنگین میشه و نمیکشه چون قدیمیه!)…
    خرید سیستم های خیلی قوی هم منابع اولیه لازم داره…

    ایا راهی هست که بشه رزومه تهیه کرد؟ یا بهتر بگم چون شاید رزومه اسم خوبی نباشه! چطوری کار تمرینی برا خودم راه بندازم….

    الان من بزرگ‌ترین کار شبکه‌ای که تونستم انجام بدم شبکه کردن لپ‌تاپ لینوکسی با PC ویندوزی با یه مودم وایرلسه(یکی با سیم وصله و دیگری وایرلسه) و دیتا شیر میکنم بینشون…

    ولی قطعا این حداقل نیاز یه شبکه‌ی واقعی و بزرگ یا یه دیتاسنتر که سایتی با روزانه هزاران بازدید نیست…

    • جادی

      در این مورد هم بعدا می نویسم. بهترینش قوی کردن پایه ها است و بعد رفتن تو یک شرکت و شروع به کار و البته جالبتر از اون داوطلب شدن در کمک به بقیه و حل کردن مشکلات و مشارکت در پروژه های بازمتن که حسابی می تونه رزومه رو پر کنه.

  • koosha

    عالی ، مثل همیشه . واقعا لذت بردم .

  • تبريک ميگم 9 سالگي اين وبلاگ رو. 9 سال پيش در چنين روزي بود که نخستين مطلبت نوشته شد!

    • جادی

      هاها جدی؟ مرسی ((: البته من قبل از این وبلاگ های دیگه رو داشتم و یک جایی آرشیو پاک شد (: ولی راست می گی نه سالگی این وبلاگ است.

  • بسیار خوب و عالی …
    فقط من منظورت رو از اون بخش که گفتی مثل اینه که نقطه‌ها رو به هم وصل میکنن دقیق متوجه نشدم. یعنی منفی بودنش رو نگرفتم. چون همون طور که میدونی، ICT یه دریاست و نمیشه کسی ادعا کنه من همه چی رو میخوام درست کنم. مثلا فیسبوک سیستم عامل سیستم‌هاش، زبون برنامه‌نویسی و … رو کاری نداره و صرفا سرویس شبکه اجتماعی رو مبتنی بر اون ارایه میده. گوگل پردازنده نمیسازه و … . یه زنجیره یا سلسله نقاطه دیگه. نه؟

    • جادی

      باید مفصلتر بنویسم. منظورم اون کتابچه ها است که الکی شماره ها رو وصل می کنی و فکر می کنی نقاشی کرده ای (: و البته در هر دو مثالی که زدی می شه گفت فیسبوک زبون برنامه نویسی خودش رو داره و گوگل هم سخت افزار خودش رو برای شبکه می سازه! [ واقعی ]. بعدا در موردش می نویسم ولی خب با کلیت حرفت موافقم و بله در اون سطح قراره هر کس متخصص حوزه خودش باشه.

      • ممنون. فکر میکنم تا حدی گرفتم و موافقم. البته همچنان منتظرم تا بنویسید … :)
        (درباره گوگل و فیسبوک منظورم به عنوان کار بیسیکشون بود. البته بطور خاص این چیزی که در مورد فیسبوک گفتی رو واقعا اطلاعی ندارم.)

  • رک‌های هوآوی هست پشت سرت :)))

  • نون

    جالبه که من تو استرالیا اصلا kvm ندیدم وبه جاش تو دیتا سنتر ها crash cart هست. البته حتما حتما تمام دیوایس ها ریموت منیجمنتشون فعاله و در شرایط خیلی خاص آدم احتیاج به دسترسی مستفیم به دیوایس پیدا می کنه.

    • جادی

      وابسته به کاربرد هم هست. مثلا در جایی که در نقش هاستینگ کار می کنه تعداد KVM بسیار بسیار کمه یا اصلا نیست ولی وقتی هر مثلا در یک سایت مخابراتی هر شرکت سرویس مستقل خودش رو در رک مستقل خودش داره، اکثرا روشون یک کی وی ام هم هست – بخصوص برای نصب و راه اندازی اولیه چون هر سرور کار مستقلی می کنه و گاهی حتی محیط گرافیکی دارن و خب بعد از فروش پول این ی وی ام رو از مشتری می گیرن و می ذارن بمونه. ممطئنا انتظار می ره LO همه سیستم ها هم فعال باشه برای دسترسی از راه دور (داخل شبکه).

  • طاهر

    شايد به خاطر اينكه شما تواستراليا تقريبا همه چيز رو مجازي كردين :)

  • ممنون جادی. یکی از بهترین و کاربردی‌ترین مطالبی بود که خوندم. بعضی قسمت‌ها رو شاید نشه درست درک کرد، مثلا موضوع فکوس نکردن روی دستورات رو، چون اکثرا (و خود من) فکر می‌کنیم مهم ترین قسمت هست. اما تو تجربه چندین ساله خودت رو داری می‌گی.

  • هامون

    اونجایی که شما نشستین حکم بهشت رو داره برای ماهایی که رویای سیس ادمین شدن رو در سر می پرورونیم :)) و اون نگاه خیلی وسوسه کنندست برای ما که دستمون کوتاهه . خلاصه نکن این کارو با دل ما آقا جان :دی

  • امنیت رو به لیست بالا اضافه کنی فک کنم تکمیل شه. متاسفانه یکی از بزرگترین چیزهائی هست که SysAdmin ها همیشه دست کم میگرن. درسته که امنیت یک چیز نسبی هست اما یک حداقل هائی هست که یک SysAdmin باید رعایت کنه که با همون حداقل ها اکثریت آسیب پذیری ها رفع میشن.

    مثالش این میتونه باشه که مثلا به عنوان یک SysAdmin از شما می خوان مثلا یه Database مثه PostgreSQL, MySQL, Redis نصب کنین. خیلی از تازه کارها نصب میکنن و Service رو Start می کنن بدون اینکه بدونن این Database ها به جز PostgreSQL همگی اجازه دسترسی از بیرون رو میدن و یک هکر اولین کاری که میکنه پورت های سرویس های مشهور رو چک میکنه و انوقته که یک هکر n00b هم می تونه به چیزهای زیادی دسترسی پیدا کنه.

    اینو ضرب کنید در BIND, LDAP, Postfix, Exim, Dovecot, Web Server, Xen, ESXi, OpenStack و …. که هر کدوم علاوه بر نصب و پیکربندی بایستی با Hardening اون ها آشنا باشید به عنوان یه SysAdmin.

    یه موضوع پر اهمیت دیگه هم در هر Scale از یه سرور تا یه دیتاسنتر قضیه پشتیبان گیری یا Backup گرفتن هست که من خیلی ها رو دیدم که به دلیل سهل گرفتنش بیچاره شدن. مثلا یه مورد یادمه که طرف RAID نرم افزاری بسته بود روی یک PC (برخلاف سرورهای اصلیش که سخت افزاری RAID داشتن) برای نرم افزارهای امور اداری استفاده میکرد و به خیال اینکه خب RAID هست دیگه، دو هفته یک بار Backup دستی میگرفت غافل از اینکه یک باگ کوچولو توی ماژول RAID لینوکس بود که اگر دیسک FULL می شد مقادیر زیادی از دیتای هارد رو پاک میکرد!!

    راستی عکست خیلی عالیه!

  • آقای جادی یادمه یه جا گفته بودی متوجه شدی که سیس ادمین خوبی نیستی و واسه همین می‌خوای ببوسی بذاری کنار. شما که همه‌ی شرایطی که گفتین رو داری. چی شد به این نتیجه رسیدید؟ خواهشا جواب بدید اگه گیری توش هست ما از الان نریم سراغش!

    • جادی

      من گفته بودم؟ کجا گفته بودم؟ البته من هیچ چیز خوبی نیستم و معمولا دوست ندارم یک چیز خاص باشم (: ترجیح می دم همه چیز رو تست کنم و تو هیچ کدوم هم بهترین نباشم که کل کارم اون نباشه (:

    • عمو

      فکر کنم گفته بود «مدیر» خوبی نمیشه نه «مدیر شبکه»

  • محسن

    مرسی جادی بخاطر پست جالبت
    بخصوص قسمت وصل کردن نقطه ها به هم و فکر کنی نقاشی کشیدی خیلی جالب بود و مطلب رو به خوبی برای من رسوند

  • aLI

    هارد درایوت همیشه اس اس دی باشه :دی
    کارت شبکه ات هم سیسکو
    همینا واسه یه سیس ادمین کافیه

    من شخصا قبل از خواب هاردمو بغل میکنم و به vMWare و Lxc شب بخیر میگم (منظور از شب ساعت 5 صبحه )

  • محمدحسین

    سلام جادی
    یک سوالی داشتم
    دارم دوره ی LPIC1 شمارو میگذرونم
    حالا برای کار کردن با لینوکس و امتحان کردن چیزایی که یاد گرفتم نیاز هست یه سرور مجازی ای چیزی بخرم؟؟
    یا روی لب تاب لینوکس نصب کنم؟؟
    از یه طرف من یه رزبری پای از یکی از دوستام هدیه گرفتم میشه روی همون لینوکس نصب کرد و باهاش کار کرد؟؟

  • جادی گرامی
    برای یاد گرفتن و پاس کردن دوره مقدماتی لینوکس چیکار کنیم؟
    من میخاستم شروع کنم ویدیو هاتو ببینم که فهمیدم یه دوره آموزشی مقدماتی لینوکس هم برای تازه کار هایی مثل من هست!
    منبع آموزشی چیزی پیشنهاد میکنی؟

  • عمو

    همونطور که گفتی کار با یک تیم خیلی مهمه به خصوص برای فردی مثل من که در سطح قبل از صفر محسوب میشه :)
    تو محل کارمون هم کلی سرور، سرویس، امکانات، تجهیزات و افراد کار بلد هستند که اگه بشه باهاشون باشم کلی چیز میشه یاد گرفت ازشون. (درسته که همشون ویندوزین بودند ولی جدیدا چند سرویس و سرور لینوکسی هم اضافه شده)
    ولی از طرفی هم شرایط و جو کاری به گونه‌ای که فشار روانی و اخلاقی زیادی وارد میکنه و با خودم میگم نباید اینجا کار کرد.
    یه جورایی باید انتخاب کنم که برم و همه این چیزا رو بیخیال شم به علاوه یک مدت بیکاری یا خطوط قرمز شخصی رو بپیچونم و ادامه بدم، خیلی سردرگم کننده ی برام.

  • h

    درسته آقای جادی اینکه این فهم پله پله اتفاق می افته
    اما مشکل اینه چطوری از این فهم استفاده کنیم > درسته میگن آدم های باهوش آدم های باسوادی نیستن؟
    وقتی در زمینه هدفمون چیزهایی یاد میگیریم اما جوابگو هدفمون نیستن یا اگر می خوای زیاد به مسائلی وارد بشی که از مسیرمون فاصله می گیریم(ولی واقعا دوست داریم یاد بگیریم!!)
    دوست دارم دنبال مدرک نباشم هر چقدر یاد گرفتم ازش بتونم بهره ببرم تا بتونم مثل افرادی خدمت به بشریت کنم نه
    فقط کاری کنم.

  • h

    درسته آقای جادی اینکه این فهم پله پله اتفاق می افته
    اما مشکل اینه چطوری از این فهم استفاده کنیم > درسته میگن آدم های باهوش آدم های باسوادی نیستن؟
    وقتی در زمینه هدفمون چیزهایی یاد میگیریم اما جوابگو هدفمون نیستن یا اگر می خوای زیاد به مسائلی وارد بشی که از مسیرمون فاصله می گیریم(ولی واقعا دوست داریم یاد بگیریم!!)
    دوست دارم دنبال مدرک نباشم هر چقدر یاد گرفتم ازش بتونم بهره ببرم تا بتونم مثل افرادی خدمت به بشریت کنم نه
    فقط کاری کنم.

  • کتابچه مبانی یونیکس و اینترنت هم می‌تونه مفید باشه. مفاهیم یونیکس رو از پایه آموزش میده. ترجمه فارسی در
    اینجا
    :

  • محمد

    سلام جادی عزیز، اگه امکانش باشه یه همچین پستی رو راجب کسی که مخابرات خونده و می خواد تو زمینه مخابرات فعالیت داشته باشه بنویس. من مخابرات خوندم و توی یک شهر کوچیک تو شمالغرب کشور زندگی می کنم. تا به امروز وقت خودمو با برنامه نویسی تلف کردم (چون من فقط بلدم کد بنویسم، برنامه نویس نیستم) از طرف دیگه فک می کنم اون چیزی که تو دانشگاه یاد گرفتم برای بازار کار خوب نیست و می خوام دانش خودم رو افزایش بدم ولی تا به امروز نتونستم کسیو پیدا کنم که راهنماییم کنه. شما توی کتاب”لینوکس و زندگی” راجب انتخاب مسیر حرفه ای نوشته بودین ولی اون برای کسی هست که مهندسی کامیوتر خونده نه برای کسی که مخابرات خونده. ممنون از پستهای زیباتون

  • محمد

    سلام جادی عزیز، اگه امکانش باشه یه همچین پستی رو راجب کسی که مخابرات خونده و می خواد تو زمینه مخابرات فعالیت داشته باشه بنویس. من مخابرات خوندم و توی یک شهر کوچیک تو شمالغرب کشور زندگی می کنم. تا به امروز وقت خودمو با برنامه نویسی تلف کردم (چون من فقط بلدم کد بنویسم، برنامه نویس نیستم) از طرف دیگه فک می کنم اون چیزی که تو دانشگاه یاد گرفتم برای بازار کار خوب نیست و می خوام دانش خودم رو افزایش بدم ولی تا به امروز نتونستم کسیو پیدا کنم که راهنماییم کنه. شما توی کتاب”لینوکس و زندگی” راجب انتخاب مسیر حرفه ای نوشته بودین ولی اون برای کسی هست که مهندسی کامیوتر خونده نه برای کسی که مخابرات خونده. ممنون

  • Pingback: اضافه کردن مای کامپیوتر به اوبونتو دسکتاپ()