و در آخر ماه نوامبر هستیم که توش مردها توش ریش و سبیل می ذارن تا هر کس پرسید «چطور؟ می خوای وام بگیری؟» جواب بدن «نه ولی بیا در مورد سرطان های مردانه حرف بزنیم». در این سال، سه چهار تا عکس دریافت کردم از بچههایی که شرکت کرده بودن که براتون می ذارم و عکس بالا رو هم آروین در آفریقای جنوبی گرفته و نوشته جالبه که اینجا کلا جامعه در مورد موومبر تبلیغات داره و مردم می دونن ماجرا چیه و حتی اتوبوسها هم سبیل گذاشتن (:
فوربس گزارش جالبی داره از اینکه گوگل و فیسبوک چطور دارن سعی می کنن اینترنت رو به نفع خودشون مهندسی کنن. مقاله می گه شرکت های بزرگ شبیه زیردریایی هستن که آروم و بی صدا یک جاهایی می چرخن و گاهی فقط رادار یک جایی اونها رو می بینه و مردم خبر دار می شن فلان چیز فلان جا بوده و بعد دوباره غیب می شه. حالا این رادار بخش شغلیابی گوگل است. مثلا یک شغل مربوط به «معمار آی پی» می گه دنبال مهندس هایی هست که بتونن شبکههایی رو مدیریت کنن که بیشترین حجم ترافیک جهان قراره از اون عبور کنه و تحلیل این شبکه رو بر عهده داشته باشن. همچنین توی یک شغل دیگه «مدیران شهری» قراره استخدام بشن که بتونن فیبرهای گوگل رو به شهرهای مختلف ببرن و در رابطه با منابع شهرهای مختلف باشن تا بتونن بهترین سرویس رو به مردم بدن. و همزمان فیسبوک هم دنبال چند «نتورک پلنر» است که بتونه توجیه های تجاری برای گسترش شبکه تهیه کنه و اینترنت اج فیسبوک رو به داخل آی اس پی ها گسترش بده و به مدیران محصولات کمک کنه که با همکاری آی اس پی ها و فیسبوک، سیستم های توزیع محتوا ایجاد کنن».
ماجرا کلاسیک است دیگه.. یک دولت تمامیت خواه که حاضر نیست دموکراسی رو بپذیره و با رای مردم کنار بره، کشف کرده خیلی فاسده و حتی می گه که بقای حزب کمونیست چین رو فساد تهدید به فروپاشی می کنه ولی … یک سایت درست کرده برای گزارش فسادها و مردم معترض هستن که درمواردی که فساد مقامات رو گزارش کردن دچار مشکلات فردی و اداری شدن و حالا دولت می گه که مواظبه کسی رو به خاطر گزارش اذیت نکنن ولی در عین حال هیچ کس حق نداره به جز اینجا، در جای دیگه به فساد اعتراض کنه یا فاسدها رو افشا کنه (: خسته نباشین (:
یکسال قبل بزرگترین سایت زیرزمینی جهان یعنی سیلک رود با عملیات پلیسی عجیب و هیجان انگیزی – در حد فیلم های هالیوود – توسط اف بی آی نابود شد و حالا همین اتفاق سر پسر خلف این سایت، یعنی سیلک رود ۲ اومده. اف بی آی در اطلاعیه گفته که «دفکان» ۲۶ ساله رو در سانفرانسیسکو دستگیر کرده که اداره کننده سیلک رود ۲ بوده. این در حالی است که مدیر سایت قبلی هم هنوز منتظر دادگاهش است. این اتفاق همزمان بود با بسته شدن حدود چهارصد سایت دیپ وب دیگه (کمی توضیح) که حتی بعضی ها رو به شک انداخت که شاید مشکلی در تور کشف شده باشه که باعث این دستگیری های گسترده شده. اف بی آی می گه سیلک رود دو در این یکسال باعث شده ۱۰۰هزار معامله غیرقانونی مواد مخدر صورت بگیره و تقریبا ماهانه ۸ میلیون دلار درآمد نصیب مدیرش کنه. بنتال ۲۶ ساله متهم است به چندین مورد قاچاق، یک مورد توطئه، یک مورد هک کامپیوتری و یک مورد جعل مدارک شناسایی و چندین پرونده پولشویی که حداقل زندان برای این جرایم ۱۰ تا بیست سال زندان خواهد بود.
یک گزارش جدید پنتاگون در مورد وضعیت زیرساخت جنگ افزارهای هسته ای آمریکا یک نکته جالب توش داره: مشکلات سیستماتیک. گزارش به نظر کمدی است ولی توش نوشته «مسوولان مجبور هستند ۴۵۰ موشک قاره پیمای بالستیک را تنها با یک آچار که به کلاهک می خورد، تعمیر می کنند. آنها شروع به پست کردن این آچار به پایگاه های مختلف کردند و در این چند سال هیچ کس بررسی نکرده که آیا آچار مشابهی در تجهیزات ذخیره وجود دارد یا خیر.» اونوقت گیر می دن به ما (: خبیث ها!
و حالا که بحث به خنده و شوخی کشیده شد این خبر رو هم ببینین که توش مردی با یک دوچرخه راکت دار تونسته به 330 کیلومتر در ساعت سرعت برسه! به قول خارجی ها شما آخر هفته چیکار می کردین؟ (گفتن ماجرای یاروی گوگل)
دو سال قبل همه با خبرهای CERN در مورد کشف ذره هیگز بوسون که به ذره خدا مشهور شده بود هیجان زده شدن و دو موسسه مستقل دیگه هم این کشفیات رو تایید کردن. اما حالا بعضی دانشمندها به محاسبات و دقت اونها شک می کنن و می گن ممکنه ذره کشف شده همون هیگز بوسون افسانه ای نباشه.
یه خوبی این خارجی های خبیث اینه که از اول یاد می گیرن چی کلاه برداری است! یعنی یکسری پترن بهشون نشون می دن می گن هر وقت اینو دیدین بدونین که فلان مدل از کلاه برداری است. (توضیح هرمی). یک مدل از این الگوهای کلاه برداری هم کلاه برداری پانزی است. این یوزر که با پایرتیت۴۰ توی فروم های بیت کوین فعالیت می کرد، وعده می داد که اگر بیت کوینتون رو بهش منتقل کنین، هفته ای ۷٪ بهتون سود می ده! دقیقا نمونه هاش رو اطرافمون هم می بینیم.. (توضیح اطرافمون و سودهای مطمئن و دیده شده ماهیانه عجیب غریب و بعد پانزی). حداقل شده بود ۱۰۰ دلار و می تونستین سود رو دوباره سرمایه گذاری کنین. ماجرا ادامه داشت تا ۲۰۱۲ که پایرتیت۴۰ اعلام کرد به دلایل مشکل در شرایط سود کمی کمتر شده و ۳.۹ درصد سود خواهد داد و بعد هی بدقولی کرد تا بالاخره شکایت ها زیاد شد و شکایت کلاهبرداری و بعد از دستگیری مقامات می گن یک پانزی کلاسیک بوده: گذاشتن یک سرمایه اولیه برای دادن سودهای خوب و بعد گرفتن ۷۰۰هزار بیت کوین از مردم به خاطر اعتماد اولیه و بعد بالا کشیدن پول ها. برای ما هم مهمه که این الگوهای کلاه براری رو یاد بگیریم و بشناسیم: پانزی و هرمی.
شماره قبل رادیو گیک در مورد برج های مخابراتی ای گفتیم که کسی نمی دونه کی نصبشون کرده و این هفته وال استریت ژورنال خبری داره در مورد تجهیزاتی که در هواپیماها نصب شدن تا حین عبور از آسمون با تظاهر کردن به اینکه یک برج مخابراتی هستن، اطلاعات هزاران گوشی همراه رو جمع آوری کنن. این مقاله مدعی شده که از سال ۲۰۰۷، چندین هواپیمای کوچیک سسنا با تجهیزاتی مشابه تجهیزات برج های مخابراتی در اسمان شهرهای مختلف آمریکا پرواز کردن تا بتونن مشخصات گوشی مظنونهای جنایتکار رو جمع کنن ولی مشخصه که در این روند اطلاعات خیلی از شهروندان غیرمتهم هم جمع آوری شده. نهادهای آمریکا این اخبار رو نه نقض کردن نه قبول. گفته شده که این دستگاه که سطح مقطعی حدود نیم متر مربع داره، می تونه خودش رو به جای یک دکل خیلی نزدیک / قوی هر کدوم از شرکت های مخابراتی بزرگ جا بزنه و از گوشی ها بخواد که اطلاعات شناسایی شون رو به اون بفرستن و این اطلاعات رو ذخیره کنه و اینکار بسیار دقیق تر و سریعتر از درخواست دادن به شرکت های مخابراتی برای در اختیار گذاشتن اطلاعات کاربران عمل کرده.
قاضی فدرال آمریکا رایی داده که می گه عموم باید اجازه داشته باشن به دیتابیس تشخیص چهره اف بی آی دسترسی پیدا کنن. این یک موقیت بزرگ است برای مبلغان Open-Government. دلیل رای این عنوان شده که با توجه به عظمت این پروزه و توان خیلی بالاش در زیر نظر گرفتن کل جمعیت، لازمه مردم به شکلی روش کنترل داشته باشن و بدونن چه چهره ها / افرادی در دیتابیس هستن و چگونه داره از دیتابیس استفاده می شه. بحث اینه که اگر دولتی واقعا دنبال امنیت است باید بخشی از مردم باشه وکلا مفهوم «دولت /مردم» نباید چیزی خیلی جدا از هم باشه و اگر مردم کاملا خارج از پروسه کنترلی بر چنین دیتابیس هایی باشن، کسانی که قدرت دارند همیشه در قدرت خواهند موند. در ضمن یک تحقیق مستقل ۲۰هزار دلاری روی این سیستم می گه که احتمال اشتباه این سیستم تقریبا یک پنجم موارد است که عدد کمی نیست. اسناد اسنودن نشون می دادن که NSA روزانه میلیون ها تصویر رو شنود می کرده و تقریبا روزی ۵۵هزار تصویر برای تشخیص چهره جدا می کرده. در حین شهادت دادگاه، مسوول سیستم این گزاره که «اطلاعات جمع آوری شده توسط این تصویر به سازمان های دیگه هم داده می شوند» رو رد نکرد.
امروز EFF که سازمان مدافع آزادی های دیجیتال است پروژه ای رو معرفی کرد به اسم Lets Encrypt! در این پروژه یک CA جدید با همکاری موزیلا، سیسکو، آکامای، ایدن تراست و مرکز تحقیقاتی دانشگاه میشگیان ثبت می شه که تلاش می کنه کل وب رو از HTTP به HTTPS منتقل کنه. با اینکه http بسیار موفق بوده ولی مشکل ذاتی اش اینه که امن نیست و می شه راحت توش اطلاعات اینجکت کرد یا شنودش کرد و … و بهترین راه هم انتقال به https است و این CA جدید قراره خود به خود برای وبسایت ها مجوز رایگان منتشر کنه و با یک کلیک یا یک دستور بشه اونو فعال کرد چون در حال حاضر اصلی ترین دلیلی که خیلی سایت ها اچ تی تی پی اس ندارن، روند پیچیده و هزینه بالا و کارهای اداری حقوقی است (مثال از ایران و شیراز).
و توضیحاتی جالب و فشرده و منظم از امین در مورد ورود دو مرحله ای گوگل در مورد بحثی که شماره قبل داشتیم در این مورد که آیا خوبه ورود دو مرحله ای رو فعال کنیم یا نه.
باز هم سازمان خوب EFF امروز درخواستی رو به دادگاه عالی آمریکا داده که با امضا و مشارکت ۷۷ دانشمند علوم کامپیوتر، سعی می کنه توضیح بده که چرا APIها باید غیرقابل کپی رایت شدن باشن. امضا کننده ها بسیار قابل توجه هستن از جمله پنج برنده جایزه تورینگ، چهار برنده مدال ملی تکنولوژی و تعداد زیادی آکادمیسینها، هنرمندها و دانشمندهای مطرح. این داکیومنت همچنین حاوی کدهایی به سی پلاس پلاس، داس، لوتوس ۱-۲-۳، جاوا، هسکل، AWK، TCP?/PI، اسمال تاک، پایتون، اپل اسکریپت و … است و سعی می کنه توضیح بده تصمیمی که باعث شده یک ای پی آی کپی رایت داشته باشه اشتباه است و رابط های برنامه نویسی باید از شمول انحصار خارج باشن. نکته اینه که ای پی آی ها روشی هستن که برنام ها بتونن با هم و با دنیای خارج حرف بزنن و نیاز پیشرفت تکنولوژی اینه که ای پی آی ها بتونن توسط افراد دیگه توسعه داده بشن یا جایگزین بشن. درست همونطور که در همه این سال ها باعث شدن علم کامپیوتر پیش بره و مثلا هنوزم ما بتونیم با نوشتن یک کلمه در وردپرسوسسو و زدن کلید پرینت، به درایور پرینتری که یکی دیگه نوشته خبر بدیم که می خوایم فلان چیز از فلان داکیومنت رو پرینت کنیم. چند وقت قبل با شکایت اوراکل از گوگل برای استفاده از ای پی آی های جاوا در اندروید بحث بالا گرفت و در ۲۰۱۲ قاضی ویلیام آلپوس رای داد که چون دادن کپی رایت ای پی آی های جاوا به اوراکل به معنی محدود کردن مجموعه ای از علامت های کاربردی به یک شرکت است، این مجموعه نباید کپی رایت داشته باشن ولی دادگاه بالاتری این رای رو شکست و گفت باید مساله دوباره بررسی بشه چون اوراکل شاید حق داشته باشه مالکیت ای پی آی هایی که خودش نوشته رو حفظ کنه و مساله رو به دادگاه عالی آمریکا ارجاع داد. حالا این داکیومنت مفصل و دقیق سعی می کنه برای رای مهم بعدی، از نظر درست دفاع کنه و به گفته متخصص حقوقی ای اف اف، «امیدواریم دادگاه عالی رای اول را تایید کند و باعث ادامه پایه هایی شود که چندین دهه باعث پیشرفت و گسترش دنیای تکنولوژی شده است».
تبریک و تقبیح
یکسری تقبیح ها که همیشگی هستن و فراموش نشدنی.. مثلا به عاملان اسید. به اعدام کننده های انسان ها به خاطر عقاید و نظراتشون و به کسانی که نارنجی رو از هم پاشیدن… اما … رشتههای شبکه و امنیت از آی-تی به مهندسی کامپیوتر منتقل شده. یه درس حذف شده و ۵ تا درس بی ربط اضافه شده !!!! و همهی اینها به جای اینکه مثلا یک سال قبل اعلام بشه، سه ماه قبل از آزمون اعلام شده !
یادآوری ۲۵ نوامبر که روز جهانی حذف خشونت علیه زنان است و کل ماه نوامبر و سرطان های مردانه توش بعضی مردها اصلاح نمی کنن تا هر کس پرسید «چرا ریش / سبیل گذاشتی؟» بگن به خاطر آگاهی بخشی در مورد سرطان های مردانه.. اگر مرد هستین حواستون باشه که لازمه در مورد سرطان های مردانه اطلاعات داشته باشین. دنبال « خود آزمایی برای سرطان بیضه» بگردین و تست کنین.. بخصوص اگر بین چهارده تا سی و پنج سال هستین.
یک خسته نباشید هم می گین به کدشکنهای انیگما که الان بعد از کلی سال تعریف کرد نکه در زمستون های سرد لندن جنگ جهانی، لباس زیرهاشون رو روی کامپیوترهای جنگ جهانی که کارشون شکستن کدهای انیگما بود خشک می کردن
تبریکی هم داریم به حسین درخشان که آزاد شده با همه حرف و حدیث هاش و همزمانی همه ای که در زندان هستن یا حتی محکوم به اعدام ولی خب معتقدیم هیچ کس نباید به خاطر نظر و عقیده اش مجازات بشه.
و البته تبریک خوبی هم به حسین علیزاده که فرانسه خواسته بهش نشان شوالیه بده (که مثلا لیلا حاتمی، لیلی گلستان، شجریان و شهرام ناظری و … گرفتن) واولی علی رهبری آهنگساز و رهبر ارکستر گفت تامل بیشتری داشته باشن در دریافت این نشان دلیلش هم این بود: “افرادی کاملا استثنایی هستند که تجلی نامشان چنان جلوه و شکوهی دارد که لقب شوالیه نمیتواند به درخشش نامشان کمکی بکند.” و بعد هم خود علیزاده گفت «به احترام مردم هنرپرور و هنردوست ایران، به نام حسین علیزاده قناعت کرده، تا آخر عمر به آن پیشوند یا پسوندی نخواهم افزود.»
نامه ها
کلی نامه داریم درباره ایرانسل عزیز و کیلو کیلو اسپم که می فرسته.. با فلش اسمس و هر تکنولوژی کشف شده و نشده دیگه حتی وقتی بعد از تماس می گه اینقدر مصرف داشتین تهش می نویسه به فلان اسمس بزنین که فلان (: آقا چه وضعیه؟! ((: پول گوشی رو کامل دادیم پول هر ثانیه مکالمه رو هم به خون پدر حساب می کنیم و هر سیم کارت رو هم خریدیم و آخرش هم این فیلم ها آخه؟
حسین هم خاطره اش رو از گارانتی نوشته. یک سیستم ایسوس آل این وان خریده نزدیک چهار میلیون که یک مشکل داره و بعد از همه پیگیری هاش یا بوق آزاد تلفن های مرسوم به پشتیبانی رو شنیده که هیچکس جواب نمی ده، یا به ۱۱۸ و اینترنت شماره های اصلی رو پیدا کرده و داد و بیداد شنیده یا داخلی گرفته و مغازه هم که فقط می ندازه و فرار می کنه. در نهایت با شرکت پر اهن و تلپ فلان «برای گارانتی تماس گرفتم اما تمام واحد ها بجز فروش تعطیلبودن و کار نمیکردن، اون خانمی هم که از تیم فروش جواب تلفن رو داده بود در کمال بی احترامی صداش رو برد بالا کلی بد و بیراه گفت و بعدم گوشی رو قطع کرد.
یه دوستی حرف قشنگی بهم زد، گفت: “تو انگار معنی گارانتی رو تو ایران نمیدونی ؟!”
این شرح دقیق اتفاقاتی بود که افتاد، هیچ توضیح اضافه ای نمیدم، دیگه قضاوت با خودت.
خواهش اولی که ازت دارم اینه که اگه خواستی این مطلبو منتشر کنی اسم شرکت *** رو حذف نکنی. خواهش دومم اینه که این نکته رو یادآوری کنی: دزدی فقط از دیوار مردم بالا رفتن نیست!
[کمی توضیح از خودم]
پوریا هم پیگیری خوبی داره از پارس آنلاین که گفته از ۱۰ آذر تعرفه های شبانه اش یک سوم بهای ساعت های عادی خواهد بود یا چنین چیزی و گفته پارس آنلاین مدعی است که اینکار برای جلب رضایت مشتریان است (: قبلا هم اتفاق مشابهی در مبین افتاده بود که در وسط قراردادها اعلام شد قیمت شبانه به شرطی رایگان است که مصرف بیشتر از فلان مقدار نباشه. خوشبختانه پوریا تلاش می کنه ماجرا رو پیگیری کنه. درسته که قرارداد ترکمانچای است و هیچ سیستم رگولاتوری یا حمایت از مصرف کننده های دولتی که درست شدن طرف مردم رو نمی گیرن و از نظر قانونی شرکت ها حق دارن اینکار رو بکنن، ولی این قانون ها اشتباهن. قراردادی که من می بندم تا وقتی تموم نشده باید کلیاتش ثابت بمونه. نمی شه من سرویسی بخرم و طرف حق داشته باشه هر وقت خواست بدون هیچ دلیلی سرویس رو عوض کنه یا اصلا قطع کنه (مثلا الان پارس آنلاین بخش رایگانی سرویس شبانه رو کلا قطع کرده). امیدواریم روزی چیزی به اسم اتحادیه مصرف کنندگان هم ایجاد بشه و واقعا مردمی باشه نه ادای حمایت در بیاره و مشخصا اگر شرکتی می خواد چنین تغییری بده باید در قراردادهای جدید بده. دقیقا پوریا هم میگه «من تو لحظه بستن قرار داد با شرابطی سرویس های شما انتخاب کردم که در حال حاضر این شرایط وجود نداره !!!»
بخش آخر
خبری بود در مورد بوزون هیگز که سعی کردم بگم بعد دیدم بهتره به یک فیزیکدان زنگ بزنم… آرش بدیع مدیری برامون خود بوزون هیگز و خبری که الان اومده رو توضیح می ده و به این دو ویدئو هم اشاره می کنه و در مورد کنفرانسی حرف می زنه که روز سه شنبه در همین مورد برای عموم برگزار می شه. پوسترش اینه و اگر فیزیک دوست دارین و وقت می کنین، احتمالا بهتون خوش خواهد گذشت. متاسفانه من نمی تونم برنامه ام رو برای شرکت تنظیم کنم ولی اگر رفتین بهتون خوش بگذره (:
موسیقی
یک پیشنهاد آهنگ Mike Oldfield به نام Nuclear که ویراکس درخواست کرد و پیشنهاد دیگه از طرف سلمان، The Handsome Family Far From Any Road است. بنا به حال و هوای لحظه ادیت یکی از این دو تا رو انتخاب می کنیم که شانس با The Handsome Family بود.
فرض کنید سال ۲۱۰۰ است، یا حتی ۲۰۵۰ و فکر کنین چقدر عجیب است وقتی کسی می شنوه که در سال ۲۰۱۴ کشوری بوده که توش آواز خوندن زن ممنوع بوده، در صورتی که حجاب کسی مطابق نظر حکومت نبوده جرمش زندان و شلاق بوده و اتوبوس هایی در خیابون می ایستادن که بدحجاب ها رو دستگیر کنن و یک عده هم به صورت زن ها اسید می پاشیدن و گروهی دیگه می گفتن باید برای اصلاح زن ها، چوب تر برداشت. روز بیست و پنج نوامبر روزی است که قراره به ما یادآوری کنه برای تغییر این وضعیت نیاز به تلاش است و بهترین تلاش، آگاه سازی و بالا بردن سواد و درک از جهان.
اما اینها که گفتیم همه ماجرا نیست. درسته که در کشور ما سرکوب سیستماتیک مبتنی بر جنسیت جریان داره (چند تا کشور می شناسین که توش مسوولین نگران باشن که نکنه یکهو خانم ها برن دانشگاه و تلاش کسانی که تریبون دارن این باشه که سعی کنن توضیح بدن چرا لازم نیست زن در جامعه باشه و کسی بره زندان چون می خواسته از نزدیک والیبال ببینه) ولی مفهوم خشونت عیه زنان مفهومی گسترده تر است که اتفاقا این روزها با بودن وایبر، در کشور ما بهتر دیده می شه. مفهوم خشونت علیه زنان، شامل مسخره کردن زن ها و دخترها، خنگ دونستن دائمی اونها، فحش دادن رکیک جنسی بخصوص برای تحقیر و اینجور چیزها هم هست. حتی اینکه همکارهای شرکت قبل و بعد از هر مصاحبه کاری در مورد قیافه و هیکل دختری که اومده بود برای مصاحبه نظر بدن بدون شک خشونت علیه زنان است و در یک جای درست و حسابی کاملا ناپذیرفته. نمونه کاری دیگه، این حرف تکراری است که «خانم که به پول حقوق نیازی ندارن».
امروز بیست و پنج نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان است و آگاهی و گسترش ایده های خوب در کنار عمل به موقع، بهترین روش مبارزه با هر نوع خشونتی – چه علیه زنان، چه علیه ادیان، چه علیه بی دینی، چه علیه گرایش ها و …. آگاهی چیز خوبیه چون تقریبا هر چیز بدی از آگاهی می ترسه و بزرگترین تلاشش، سانسور آگاهی است (:
طراحی وب و اپلیکیشن ملزوماتی داره و گرفتن پروژه از خیلی شرکتها هم لازمهاش فضاسازی مرتبط است! نمیگم هیچ کس بدون داشتن دیزاین پد نمی تونه طراحی خوبی انجام بده ولی شکی ندارم که برای نیمی از آدمها داشتن چنین برگههایی با کیفیت کاغذ و چاپ بالاشون انگیزه خوبیه برای شروع یک کار خوب.
درسته که دوستان لطف کردن و یک پک کامل وسایل (شامل خط کش، پاک کن، خودکار، کاغذها) رو برای من فرستادن ولی اگر هم اینکار رو نمی کردن، خودم حتما سفارش می دادم چون نوشت ابزار خوب همیشه عالیه (:
کاغذهای سنگین کیفیتی عالی دارن و چاپ هم بسیار خوبه. خط کش رو به یکسری از دستان هدیه دادم و دفعه قبل که شرکتشون بودم دیدم با تصاویر این شابلن اندرویدی یکسری کار هنری در حد زیرلیوانی خلق کردن که امیدوارم عکسش رو برام بفرستن. همچنین این کاغذها یکی از عواملی بودن که باعث شدن اون مطلب منحنی نرمال و وایبر رو بنویسم چون کشیدن نمودار روی این کاغذها خیلی حال می داد و کلا باید بگم که من یک مشتری راضی بودم. تکرار می کنم که اینطوری نیست که بدون این جو سازی ها نشه کار کرد ولی بدون شک اسمش رو الکی جو سازی نمی ذارم.. جو کار بخش مهمی از کار است و معلومه که اگر بخواین تو چشم ظاهر بین بعضی شرکتها، خودتون رو متفاوت از دیگران نشون بدین، چنین چیزهایی کمک خوبی هستن.
در در مورد دیزاین پد به این سه نکته هم اشاره می کنم:
طراحی بسته های کالا و .. عالی بودن. یک تجربه خوب در ایران.
مداد نوکی (اسم باکلاسش اتود است؟) و روان نویس توی بسته برای استفاده از بعضی طرحهای روی شابلن (که خیلی خیلی ظریف است) کلفت هستن و تو شابلن نمی رن.
این می تونه هدیه خوبی باشه برای پارتنری که تو کار طراحی وب یا اپلیکیشن است.
یکی از سرطانهای مردانه، سرطان بیضه است و تشخیص زودهنگامش درست مثل تشخیص زود هنگامسرطانپستان، روش ساده ای داره.
سرطان تخم / بیضه چندان شایع نیست اما در گروه سنی من و شما (بین پونزده تا سی و پنج) یکی از شایعترینها است. این سرطان احتمال مرگ خیلی کمی داره به شرط اینکه زود تشخیص داده بشه و روش تشخیصش هم بسیار ساده است و احتمالا هر مردی بدون اینکه بدونه گاه گداری خودش رو براش تست می کنه – بدون اینکه بدونه (:
بذارین اول نگاهی بندازیم به این منطقه:
و روش تستی که قراره هر ماه یکبار انجام بشه هم به این شکل است:
خوبه تست بعد از یک حمام گرم باشه که کیسه بیضهها شل و انعطاف پذیرتر است
هر بار یک تخم باید تست بشه. با شست ها قسمت بالا رو بگیرین و انگشتها زیر باشن و با فشار کم تخمها رو حرکت بدین.
متوجه باشین که یکی از بیضهها از یکی دیگه بزرگتر است و این طبیعی است.
در حال بررسی هر تخم، به دنبال برجستگی، توده و ناهمواریهایی باشین که ممکنه به کوچیکی یک برنج باشن.
در صورتی که هر ورم، توده یا برجستگی و ناهمواری احساس کردین یا بدون فشار درد داشتین لازمه به پزشک مراجعه کنین.
این رو هم بدونین که سرطان بیضه یکی از قابل درمانترین سرطانها است و درد یا برجستگی می تونه عوامل بسیار متنوعی داشته باشه و این تست فقط به شما می گه آیا نیاز به مراجعه به پزشک (ترجیحا اورولوژیست) دارین یا نه.
گفته بودم که دارم یک کتاب عالی به اسم گوگل چطور کار میکند و اسلایدهای رسمی اش رو هم باهاتون به اشتراک گذاشته بودم. این کتاب رو اریک اشمیت مدیر اجرایی گوگل و جاناتان روزنبرگ مدیر سابق محصولات و مشاور مدیر اجرایی گوگل نوشتن. این کتاب نه تاریخچه است نه یک کتاب فنی بلکه بیشترین تمرکزش روی کارکردهای داخلی یک شرکت به نام گوگل است. ترجمه کار سختی است و محصول نهایی دیر تموم می شه در نتیجه ایده ام اینه که فصل به فصل که کتاب پیش می ره اونو با شما شریک بشم. منتظر فصل اول باشید.
محمد (NuLL3rr0r@) از هلسینکی ما رو در یک کرش جذاب لینوکس شریک کرده:
چند روز پیش دیدم که یه عکس از بالا نیومدن لینوکس در هواپیمای ترکیش ایرلاین گذاشته بودی. دیدم این هم مرتبط هست به اشتراک بزارم. دیشب توی ترم ۷بی هلسینکی متوجه شدم که مانیتور ترم که معمولا تبلیغات و یه سری اطلاعات شامل اطلاعات وضعیت هوا و … میده کرنل پنیک لینوکس رو نشون میده دلیلش هم انگار memcpy بوده.
چند روز پیش در خبرها بود که یکی از اعضای شورای شهر تهران از مردم خواهش کرده آب شیر نخورن. امروز هم تو تیتر روزنامهها دیدم که اعضای شورای شهر گفتن میرن کتابخونه های عمومی و از مردم هم خواهش کردن که بیان. دویست سیصد سال پیش هم ماری آنتوانت با شنیدن خبر انقلاب به خاطر کمبود نون به مردم گفته بود این چند وقتی که نون کمه، شیرینی بخورن و یه هفتصد هشتصد سال قبل هم مولانا گفته بود که ظاهرا بعضی ها سوراخ دعا رو گم کردن.
عضو محترم شورای شهر باید بدونه که مردم از سر سرخوشی نیست که آب شیر می خورن و از سر تنبلی نیست که نمی رن برای مصرف روزانه آب بطری بخرن. اگر هم واقعا می دونه که آب بطری گرونه و حرفش اینه که «آهای پولدارها! آبی که به فقرا می دین رو نخورین ها!» که اصلا بحث جداست.
در مورد کتاب هم دقیقا همینه. قبلا هم گفتم که در ایران مشکل کم بودن سرانه کتابخونی به خاطر بیشعوری مردم ما نیست بلکه به خاطر سانسور بالایی است که توی کتاب هست و مثلا کتاب زندگی لینوس توروالدز در این کشور مجوز نمی گیره چه برسه به رمان هایی که نویسندهاش صدها میلیون نسخه ازشون می فروشه و چه برسه به کتاب های فوق العاده ای از نویسنده های ایرانی که اجازه نشر ندارن (مثلا همسایههای احمد محمود).
طولانی اش نمی کنم چون حرف ها رو قبلا زدم ولی اگر کسی از شورای شهر رو دیدین بهش بگین که در کشوری که تک تک کتاب ها رو قبلا باید بزرگترمون بخونه و بعدا بگه کدومها اصلا مناسب ما نیست و توی بقیه هم کجاهاش باید حذف بشه تا ما بتونیم بخونیمشون، مردم کتاب خون بشویی که شما می خوای نخواهند شد چون حرفت این نیست که «مردم کتاب بخونین» بلکه اینه که «مردم! این چیزهایی که ما می گیم خوبه رو بخونین».
آپدیت تکمیلی: رابطه علی این مطلب این نیست که «مردم کتاب نمی خونن چون سانسوره». این مطلب می گه «اگر کسی می خواد مردم رو کتابخون کنه، با اصرار موفق نمی شه – باید محتوای خوب رو آزاد کنه».