امروز هشت مارس است، روزی که زنان جنگیدن تا به عنوان یک انسان شناخته بشن. اگر شما هم معتقد هستین که زن و مرد هر دو انسان هستن، یک فمنیست هستین (:
برای دریافت کارت پستالهای دیگه به سایت تغییر برای برابری مراجعه کنین.
در دفاع از آزادی کیبرد
امروز هشت مارس است، روزی که زنان جنگیدن تا به عنوان یک انسان شناخته بشن. اگر شما هم معتقد هستین که زن و مرد هر دو انسان هستن، یک فمنیست هستین (:
برای دریافت کارت پستالهای دیگه به سایت تغییر برای برابری مراجعه کنین.

واقعا عجیبه که چجوری یک سیستم که مشهور بود به بهترین بانک اینترنتی چجوری ممکنه یکهو از هم بپکه. اول که اون اشتباههای فاحش و بچگونه در تغییر سایت که مستقل از توان فنی، نشون دهنده نداشتن دید صحیح مدیریت پروژه و کار حرفه ای در یک تیم نرم افزاری بود و نشون می داد که پروژه ها می تونن بدون اینکه کسی اونها رو درست چک کنه و تایید بشن لانچ بشن. بعد هم مشکلات متنوع چندین روزه در بانکداری اینترنتی و در نهایت پیام «پول شما احتمالا منتقل شده» که بازم مستقل از همه چیز دیگه نشون می داد یکسری آدم که احتمالا تو خونه برنامه نویسی می کردن و هیچ وقت در هیچ پروژه ای در این سطح درگیر نبودن از نظر خودشون یکسری پیغام نوشتن بدون اینکه بدونن اینکار باید توسط متخصص جریان انجام بشه (بله. چنین پیغام هایی رو باید یک نفر که تخصصش اینه بنویسه. بهش می گن Copy Editor). و حالا هم که این:

ظاهرا بانک نمی دونه یا خودش رو به ندونستن می زنه که اصولا کاربرد این پیامک ها چیه! این پیامک ها برای خنده نیستن بانک عزیز. اگر من پولی به یکی منتقل کنم از رو این پیامک مطمئن می شم که پول منتقل شده و اگر بخوام بدونم آیا فلان پول رو دادم یا نه می رم پیامک هام رو می بنیم و اگر بخوام بدونم الان تو حسابم دقیقا چقدر پول هست می رم سراغشون و اگر کسی اکانت من رو بدزده و روزی ۹ تومن ازش برداره با این پیامک ها قراره متوجه بشم و .. . اگر می خوای صرفه جویی کنی و فکر می کنی مثلا برای ۹ تومن انتقال پول نمی ارزه اسمس بدی من می رم یک بانک دیگه و اگر واقعا یکسری آدم فکر می کنن این اسمس ها مزاحمشون است می تونی گرفتن یا نگرفتنش رو انتخابی کنی. اگر واقعا دنبال راحتی ما هستیم این تبلیغات رو نفرست یا مثلا يهای عربی ات رو فارسی بنویس (ی):

بانک سامان واقعا در این مدت پشت سر هم ثابت کرده که دیگه بانک پیشروی دنیای الکترونیک من نیست و من شخصا تا این نظرم عوض نشه هیچ پول دیگه ای توی حسابش نخواهم ریخت.
اسکرین شات اول از @shayan
امیر برامون نوشته که چند وقت قبل توی سخنرانیای بود و اِد کاتمول رئیس پیکسار رو دید و با روند رسیدن به داستان و طرحهای نهایی فیلم UP آشنا شد. نسخه اول ایده این فیلم در مورد یک شهر/دژ فضایی بود که با مردم روی زمین میجنگیدن و اگر فیلم رو دیده باشین می دونین که تنها چیزی که از این ایده در فیلم نهایی مونده، کلمه UP است. امیر از توجه به جزییات توی پیکسار هیجان زده بود و سراغش رفت و چیزهای متنوعی خوند دو مقاله خوب برای کیبورد آزاد نوشت در مورد شخصیت آرت در فیلم دانشگاه هیولاها که من در دو مطلب منتشرش می کنم. این اولی است.
یکی از جالبترین شخصیتهای فیلم جدید پیکسار، آرت هیولایِ هیپیِ صورتی با موهای بلند و دانشجوی رشته فلسفه موج نو است. آرت یکی از اعضای ناهمگون انجمن برادری اوزما کاپا است که مایک و سالی به آن ملحق شدند.
آرت با ظاهر پهن و رنگین کمانی که دارد، از آن دسته دانشجوهایی است که دفتر رؤیا دارد و مشتاق است «تا با شما بخندد و با شما گریه کند.» شکل آرت، شخصیت بی دغدغهاش و نحوه حرکت کردن (و ترساندنش) چالشهای طراحی این شخصیت بودند.

سازندگان فیلم تلاش میکردند شخصیتهایشان بر اساس انواع دانشجوهایی باشد که معمولاً در دانشگاه با آنها روبرو میشویم؛ مثل ورزشکارها، بچه باحالها، و خرخونها. ولی به گفته کارگردان، دَن اسکانلون «ما نمیدانستیم آرت چه شکلی است. اون برای ما یه راز بود. و به طرز عجیبی همین شُد تعریف شخصیت آرت. بعداً متوجه شدیم که این خودش یک نوع از دانشجوهای دانشگاه است.»
در ادامه کارگردان دَن اسکانلون، طراح کریس ساساکی و مدیر تولید ریکی نیروا درباره روند تکامل شخصیت آرت توضیح میدهند.

آقای اسکانلون در ابتدا پیشنهاد کرد که آرت دانشجوی رشته تئاتر باشد. بنابراین آقای ساساکی با طرح روبرو شروع کرد که شبیه یک سوسمار بود با شال گردن. به گفته آقای ساساکی «ما روی این شخصیت دراز و بدون سینه کار میکردیم که خیلی تئاتری بود.» ولی داستان به سمت دیگری رفت و آرت شخصیت مرموزتری شد.
در فرایند طراحی این شخصیت به استیصال رسیدم چون نمیدونستم به کدوم جهت باید ببرمش. یه بار صرف شوخی، حرف A رو کشیدم و دو نقطه به عنوان چشم گذاشتم وسطش. بعد به خودم گفتم هی! این به نظر بامزه میاد. شاید همه جاش فقط پاِ. بعد فکر کردم با یه همچین بدنی، حتماً راه رفتنش خیلی خندهدار میشه.
خارج از فیلمنامه
وقتی در فیلم احتمال بازداشت اعضای اوزما کاپا پیش میآید، آرت فریاد میزند «نمیتونم برگردم زندان!». تک جملههایی مثل این کاراکتر آرت را پیچیدهتر میکند و شناخت تماشاگر از کاراکتر را به چالش میکشد. آقای نیروا در طرح اولیه زیر سعی داشت شخصیت مرموز و عجیب آرت را به تصویر بکشد.

من فکر میکردم آرت دچار ریزش موِ. ولی بعداً این ایده رو کنار گذاشتیم چون نمیخواستیم که یه رد از خودش به جا بذاره. این از نظر تکنیکی چالش بزرگی میشد.» آقای نیروا افزود تیم فنی مقداری عصبی شد وقتی که این طرح را دید «همچنین من خیلی اون موی منگولهای روی سرش رو دستکاری میکردم که این بیشتر تیم فنی رو عصبانی میکرد.
رسیدن به شکل نهایی
نقاشی زیر از کارگردان هنری دایس ساتسومی، چیزی است که طراحها به آن میگویند «رنگی خام». این طرح نظر نهایی نسبت به شخصیت است بعد از ساخته شدی ماکت با گل رس.

این ایده آقای ساتسومی بود که رنگ آرت صورتی باشد و نوارهای رنگی پیشنهاد آقای ساساکی بود. «یادمه میخواستم نواریاش کنم تا یه جورایی حس جوراب ساق بلند رو داشته باشه».
ویژگی که در طول فرایند تکامل شخصیت آرت تغییر نکرد دهان بسیار بزرگش بود که بیشتر فضای صورتش را میپوشاند. گروه طراح همچنین نمیخواستند که دندانها تیز باشند. به گفته آقای ساساکی «با این کار میخواستیم کمتر تهدیدکننده به نظر بیاد و بیشتر خودمونی باشه. همچنین یه مقدار دندانها رو جابجا کردیم تا یه دندون مرکزی نداشته باشه.»
حرکت هیولا
آرت در فیلم موجود پشمالویی است، مخصوصاً در پاها که کرکهای ریزی با رنگ متفاوت هم دارد. سه منبع الهام شکل، حرکت و دستهای آرت را تعریف کردند. اولین آنها حرکات عجیب گروه مامِنشانتس بود. به گفته آقای نیروا «به دَن چند ویدیو یوتوب درباره این گروه نشون دادم. مخصوصاً تو یکی از اجراها یه آدم تو یه لوله منعطف بزرگ بود. این لوله شخصیتی بود که با یه توپ بازی میکرد.»
دومین منبع الهام نمایش ماپتس بود. پیکسار مایل بود که آرت و باقی هیولاها مثل کاراکترهای ماپتس دوست داشتنی، جذاب و نه خیلی ترسناک باشند. منبع سوم برنامه ساتوردی نایت با حضور کریس فارلی بود. به گفته آقای نیروا «نحوه ایستادن کریس فارلی برامون جالب بود. موقع حرف زدن، اون پاهاش رو باز میکرد و دستهاش رو بین پاهاش میذاشت و ما عاشق احساس اون حالت بودیم.»

تامبلر Movie Code ایدهای عالی داره؛ گذاشتن اسکرین شات از صحنههایی در تلویزیون که توشون یک کد دیده می شه و بحث در مورد اون کد.

مثلا اینجا یک نفر در سریال استرایکبک داره سعی می کنه از طریق کدهای جی.کوئری یک موشک کنترل شونده رو در اختیار بگیره. البته این هر جی.کوئریای نیست! کد از جاوااسکریپتهای دایرکتوری ادمین وردپرس برداشته شده.
و اگر اون به نظرتون عجیب اومد به کارهای جیمز باند در سکای فال نگاه کنین (تقریبا دقیقه ۸۷):

اینجا سه تا زبون با هم ترکیب شدن.
به بقیه تامبلر کدهای برنامه نویسی در تلویزیون و سینما سر بزنین و لذت ببرین.
جایزه: و البته فراموش نکنین که اگر دارین فیلم می سازین یا می خواین پیش دوستای نوب، هکر به نظر برسین؛ سایت مثل یک هکر تایپ کنید راه حل نهایی شماست.
از عبارت «نیروهای سرکوب» تعجب نکنین. این نیروها کارشون سرکوب مردم است. البته یکی از حربههای سرمایه داری اینه که برای چیزهایی که همه می فهمن بد است، اسم های خوب انتخاب کنن. مثلا به «اخراج گسترده» بگن «تعدیل ساختاری» یا به پول گرفتن از هر کسی که ماشینش رو کنار خیابونی که قبلا آزاد بوده پارک می کنه بگن «عادلانه کردن فضای پارک شهری» یا به سانسور اطلاعات و خرج میلیاردها برای جلوگیری از دسترسی مردم به دانش بگن «پالایش» یا به قانونی که شدیدا علیه منطق و سبک رفتار مردمه رو بگن «قانون حمایت از خانواده» (:
در این شرایط شبه-منطقی است که هر دولتی مدعی بشه که هر تظاهراتی علیه اش کار دشمن یا فواحش یا دیوانه ها است و لازم به سرکوب و نیروهای سرکوب متخصص رو هم داشته باشه و البته بعضی ها هم اصولا نیروهایی که قرار بوده وظیفه شون دفاع از کشور در مقابل خارجی ها باشه رو تبدیل کنن به نیروهای دفاع از خودشون در مقابل مردم (:
به هرحال… این شما و این صحنههایی زیبا از تقابل انسانها و نیروهای سرکوب.

↵ مردی برای پلیس ضد شورش اوکراین پیانو می زنه [اوکراین ۲۰۱۳]

↵ مرد تونسی با یک نون باگت جلوی پلیس ضد شورش که از دیکتاتور کشور دفاع می کنه موضع گرفته [تونس ۲۰۱۰-۲۰۱۱]

↵ کشیش شجاع به عنوان یک سپر انسانی از تظاهرات کنندگان در جلوی پلیس ضد شورش دفاع می کنه [اوکراین ۲۰۱۳]

↵ تظاهرات کنندگان جنبش سبز از جون یک پلیس ضد شورش که به دست مردم افتاده حفاظت می کنن [ایران ۲۰۰۹]

↵ پلیس ضد شورش آلمان برای حرکت در کنار تظاهرات کنندگان «اشغال» کلاههاشون رو برداشتن. [فرانکفورت ۲۰۱۱]

↵ سرباز ارتش مصر از دستور دیکتاتور برای سرکوب مردم خودداری کرده و با مردم دست می ده. در مصر ارتش گفت وظیفه اش دفاع از کشوره و قرار نیست بین دیکتاتور و مردم، از یکی دفاع کنن. همین اتفاق در انقلاب ما هم افتاد. [مصر ۲۰۱۱]

↵ پلیس ضد شورش رومانی قلبی که یک بچه بهش هدیه کرده رو روی سپرش نگه داشته [رومانی ۲۰۱۲]
سایت کدینگ دات کام جایی است که توش می شه کد نوشت، کدها رو به اشتراک گذاشت، با روبی و گو و جاوا و نود و پی اچ پی و سی و پایتون ور رفت. وردپرس و جانگو و بوت استرپ نصب کرد و دستی به مای اسکوئل و مونگو رسوند و دسترسی روت هم داشت! اینجا می تونین کدها رو با بقیه به اشتراک بذارین و توی کلاس با هم تمرین حل کنین. یک جور شبکه اجتماعی ویژه گیک ها و برنامه نویس هایی که نیاز به یک سرور اینترنتی برای کارهاشون دارن.
البته توجه لازمه که این سیستم یک VPS یا سرور یا چنین چیزهایی نیست بلکه یک محیط توسعه است که از طریق وب می تونین بهرش دسترسی داشته باشین و توش کارهایی که می خواین بکنین رو تست کنین و غیره. برای خیلی ها ممکنه خیلی خیلی مفید باشه و برای بعضی ها ممکنه اصلا به درد نخوره.
و Koding داره فقط تا ۱۶ ساعت یا حدود ۴۰ ترابایت دیگه این امکانات رایگان رو می ده! از یکی از لینک های زیر عضو بشین و اتوماتیک یک گیگ اضافه بگیرین و فضای بقه دوستان رو هم اضافه کنین.
پ.ن. اگر می خواین فضای شما هم اینجا اضافه بشه، کامنت بذارین و آی دی تون رو بگین تا وقتی نفر بعدی درخواست نداده لینک شما می مونه (:
پ.ن. زمان رو به اتمام است..
در قسمت قبلی این پست، ۲۰ عکس کلاسیک رو دیدیم از روزهای اولیه شرکتهای بزرگ تکنولوژی. اونجا گفتیم که این عکسها به ما می گه باید تلاش کنیم و قدم به قدم رشد کنیم و البته یادآوری می کنه که ایده رشد باید از اول در شرکتها باشه.
اونجا گفتم و اینجا هم می گم که عبارت «هر کس تلاش کنه بزرگ/موفق/پولدار می شه» اشتباهه. پیروزی شدیدا وابسته به کلی زیرساخت و شرایط اجتماعی است و دنیا مثل یک مسابقه برابر بین آدمهایی با شرایط برابر نیست ولی به هرحال می شه این تیکه رو واقعی دونست که هیچ کس بدون تلاش، موفق نخواهد شد. پس خوبه اگر کاری رو شروع می کنیم توش تلاش کنیم.
این شما و این سری دوم عکس شرکتهای بزرگ دور و اطراف ما، در روزهای اولیه شون.
موسسین اینتل و اولین استخدامشان، ۱۹۷۸. اندی گروو اولین استخدام اینتل بود که اینجا در سمت چپ ایستاده. روبرت نویس و گوردون مور هم در عکس هستن و از اونها مهمتر یک طراح از پردازنده ۸۰۸۰ اینتل که یکی از اولین کامپیوترهای پی سی بر اساس اون ساخته شد. گروو شنیده بود که این دو نفر از شرکت فیرچایلد سمیکونداکتور (جایی که هر سه شون با هم کار می کردن) جدا شدن و اونم تصمیم گرفت بهشون بپیونده. در این لحظه بزرگترین درسش برای من اینه که از جدا شدن از شرکت ها و تاسیس شرکت خودم نترسم!

مرکز سانتاکلارای اینتل، ۱۹۷۰. کارمندان بیرون مرکز سانتار کلارای اینتل ایستاده اند. جایی که اینتل ۴۰۰۴ که یک سی پی یوی ۴ بیتی بود ساخته شد. در ۱۹۷۲ پروسسور هشت بینی ۸۰۰۸ ساخته شد. این پروسسور برای استفاده در ماشین حساب ها ساخته شده بود و در دهه ۱۹۹۰ برای ساخت کنسول های بازی مورد استفاده گرفت و بعد در ساخت کامپیوترهای شخصی.

رییس و نایب رییس IBM در کنار یک آی بی ام ۳۶۰، حوالی ۱۹۷۰. آی بی ام به ناسا کمک کرد انسان را به ماه بفرستد و در ۱۹۷۱ واتسن که در تصویر زیر در سمت چپ ایستاده استعفا داد و نیم قرن ریاست خانواده واتسن پایان یافت. رییس بعدی فرانک. ت. کری بود.

کامپیوتر آی بی ام ۷۰۹۰، ۱۹۶۱. آی بی ام ۷۰۹۰ یک مینفریم بود با قیمت ۲.۹ میلیون دلار (اگر می خواهید به قیمت امروز برسید باید با توجه به تورم عدد را ده برابر کنید). این کامپیوتر سریعتر از قبلیها بود و نسبت به آنها ارزان به حساب میآمد. آی بی ام ۷۰۹۴ حین فرود به روی ماه در ۱۹۶۹ استفاده شد.

موسسین اچ پی، ۱۹۶۳. این تصویر بیل هیولت و دیو پاکارد را نشان می دهد – در کارخانهشان. هیولت پاکارد یا همان HP برای ساخت انواع وسایل الکترونیک تاسیس شد ولی بعد تمرکزش را بیشتر به سمت کامپیوتر سوق داد.

دفتر مرکزی سامسونگ، دهه ۱۹۳۰. سامسونگ در ۱۹۳۸ توسط لی بیونگ چول تاسیس شد. این شرکت که در آن زمان سامسونگ شونگوی نامیده می شد تجارت مواد غذایی انجام می داد و نودل خودش را میساخت. شرکت بعد از جنگ کره به سراغ عرضه پشم رفت و بعد از مدتی خدماتی مثل بیمه، پارچه و حتی سرویسهای امنیتی را هم به محصولات خود افزود. از ۱۹۶۰ سامسونگ به سراغ الکترونیک، نیمه رساناها، نمایشگرهای ال سی دی و گوشیهای موبایل رفت و در ۲۰۱۲ به بزرگترین عرضه کننده گوشی موبایل جهان تبدیل شد).

لی بیونگ چول موسس سامسونگ، ۱۹۷۶. لی بیونگ چول که در مرکز تصویر دیده می شود در حال گوش دادن به توضیحات یک کارمند در مورد سیستم کامپیوتری است. عکس در ۱۹۷۶ گرفته شده و فرزند لی در سمت چپ تصویر ناظر ماجراست. سامسونگ امروزه توسط بسیاری از ورثه لی اداره می شود و می گویند که شخص لی در مصاحبه استخدام بسیاری از صد هزار کارمند سامسونگ شخصا حضور داشته. لی در ۱۹۸۷ در سن ۷۷ سالگی درگذشت.

پنج میلیونمین تلویزیون سامسونگ، ۱۹۷۸. امروز سامسونگ هنوز هم در حال رکورد شکستن است. این عکس در ۱۹۷۸ برداشته شده؛ زمانی که سامسونگ رکورد ساخت پنج میلیون تلویزیون را شکسته بود. این روزها این شرکت از ۸۰ شرکت دیگر تشکیل شده و تقریبا ۴۲۷هزار کارمند دارد. درآمد سامسونگ تشکیل دهنده ۱۷٪ تولید ناخالص ملی کل کره است.

موسسین اوراکل در جشن یکسالگی این شرکت، ۱۹۷۸. در این تصویر موسسین اوراکل یعنی اد اوتز، باب ماینر و لری الیسون اولین سال تاسیس شرکتشان را به همراه اولین کارمند جشن گرفتهاند. اد اوتز و این کارمند بعدا شرکت را ترک کردند و در ۱۹۹۳ باب ماینر از سرطان ریه درگذشت. اوراکل در حال حاضر دومین شرکت نرم افزاری بزرگ جهان بعد از مایکروسافت است و مدیر عامل آن یعنی لری الیسون به یکی از پولدارترین افراد دنیا تبدیل شده.

مایکل دل، حوالی ۱۹۸۷. مایکل دل سر هم کردن و فروختن کامپیوترهای پی سی را در ۱۹۸۴ شروع کرد؛ آنهم در اتاقش در دانشگاه تگزاس. او سریعا دانشگاه را ترک کرد تا به فروختن کامپیوترهای شخصی ادامه بدهد. در ۱۹۸۵ «توربو پی سی» اختراع شد و ارزش شرکت را تا پایان سال به ۷۳ میلیون دلار رساند. در ۱۹۸۸ بود که کمپانی به نام دل نامگذاری شد.

کارخانه دل، حوالی ۱۹۸۹. در اینجا مایکل دل را در شرکتش مشاهده میکنید. شرکت در ۱۹۸۸ سهامی عام شد و سریعا تبدیل به یک شرکت چند میلیارد دلاری شد. مایکل دل که شرکت را در ۱۹ سالگی شروع کرده بود در نهایت در سال ۱۹۹۲ به عنوان جوانترین مدیرعامل یک شرکت فورچون ۵۰۰ شناخته شد.

موسسین گوگل، کالیفرنیا، ۱۹۹۹. پدر و مادر لری پیج هر دو علوم کامپیوتر خوانده بودند و در دانشگاه میشیگان تدریس میکردند پس عجیب نیست که پسرشان راه آنها را ادامه داد و دکترایش را در کامپیوتر ساینس گرفت. او و سرگئی برین که دانشجوی دکترا بود روی بکراب کارمی کنند که پروژه ای تحقیقاتی بود برای «شمردن و ارزشدهی به بکلینکهای اینترنت». در این عکس این دو را در منلو پارک میبینید که دفتر اول آنها بود تا بعد در همان سال به پائو آلتو نقل مکان کنند.

سرورهای اصلی گوگل، ۱۹۹۸. این جایی است که گوگل آغاز شد؛ چند کامپیوتر سطح پایین در دانشگاه استنفورد. برین و پیچ الگوریتم امتیازدهی به صفحهها (پیج رنک) را اختراع کرده بودند که می توانست به هر صفحه وب بر اساس لینکهایی که دریافت کرده امتیاز بدهد. این سیستم در نهایت تبدیل به مغز متفکر سیستم جستجوی وب آنها شد و گوگل به دنیا آمد.

تیم گوگل، کالیفرنیا ۱۹۹۹. این عکس اولین گروه کارمندان گوگل در دفتر پالو آلتو را نشان می دهد. ماریسا مایر میگوید که آن بنر گوگل توسط او و پاول بوچیت نصب شده. از این گروه تنها ۷ نفر در شرکت ماندهاند: لری پیج و سرگئی برین، امید کردستانی، خوان بردی، سوزان وجین، اورس هولزله و سالار کمانگر.

مایر به گوگل می پیوندد، ۱۹۹۹. ماریسا مایر قبل از اینکه به مدیرعاملی یاهو انتخاب شود، برای ۱۳ سال در گوگل بود. او حالا در حال ایجاد تغییرات عمده در یاهو و خریدن چیزهای جدید برای شرکت است از جمله تامبلر به قیمت ۱.۱ میلیارد و ساملی به قیمت ۳۰ میلیون دلار. این زن توسط نشریه فوربس به عنوان یکی از قویترین زنان دنیای تکنولوژی شناخته شده و در حال حاضر ۳۸ سال دارد.

موسسین یاهو، حوالی ۱۹۹۴. «راهنمای جری برای شبکه جهانی وب» عملا چیزی شبیه دفترچه تلفن سایتهای اینترنتی بود و نه یک موتور جستجو. اما این سیستم سریعا محبوبیت به دست آورد و در مدتی کوتاه همه برای رسیدن به وبسایتهای مورد نظر و حتی به عنوان اولین صفحه ورود به اینترنت از یاهو استفاده می کردند. در ۲۰۰۸ مایکروسافت به یاهو پیشنهاد ۴۴.۶ میلیارد دلار برای خرید داد که رد شد. امروزه ارزش سهام یاهو در حدود ۳۴ میلیارد دلار برآورد میشود.

جف بزوس، موسس آمازون، ۱۹۹۴. در ۱۹۹۴ جف بزوس شغلش را به عنوان نایب رییس یک شرکت وال استریت ترک کرد تا سعی کند آنلاین چیز بفروشد. او فهرست اولیه فروشش را از بیست مورد به پنج مورد تقلیل داد: سی دی، سخت افزار کامپیوتر، نرم افزار، فیلم و کتاب. در ۱۹۹۵ آمازون دات کام شروع به فروش کتاب کرد و در نظریه ای عجیب در تجارت اعلام کرد که تا نیمه چهارم سال ۲۰۱۱ به دنبال سود کلان نیست! امروزه آمازن ۶۰ میلیارد دلار در سال سوددهی درآمد دارد و بیشتر از ۱۰۰هزار کارمند در سراسر دنیا را مدیریت می کند.

موسس و مدیر عامل اول eBay، حوالی ۱۹۹۸. eBay که اول AuctionBay نامیده می شد سایت شخصی یک ایرانی آمریکایی به نام پیر امیدیار بود. قبل از اینکه سرویس دهنده هاست از امیدیار بخواهد به خاطر درخواست زیاد وبسایتش به اکانت سطح بالاتری سوییچ کند ، امیدیار مجبور شده بود یک نفر را استخدام کند تا به چکهایی که به آدرسش میرسید رسیدگی کند. در ۱۹۹۸ شرکت سهامی عام اعلام شد و در ۲۰۰۲ پیپل را خرید و بعد در ۲۰۰۵ اسکایپ را. شرکت در ۲۰۱۲ چهارده میلیارد دلار سود داشته و تقریبا ۲۷هزار کارمند دارد.

موسسین فیسبوک، ۲۰۰۴. داستین موسکویتز، کریس هاگز و مارک زوکربرگ سه هم اتاقی در دانشگاه هاروارد بودند که فیسبوک را در همان اتاق ساختند. سایت اول تنها برای دانشجویان هاروارد طراحی شده بود ولی بعد در سپتامبر ۲۰۰۶ برای همه در دسترس قرار گرفت. گفته میشود تا ۲۰۱۲، فیسبوک حدود یک میلیارد کاربر فعال دارد. موسکویتز فیسبوک را ترک کرد تا آسانا را راه اندازی کند و هاگز در حال حاضر ادیتور نیو ریپابلیک است.

موسسین یوتیوب، ۲۰۰۵. چاد هارلی، استیو چن و جاوید کریم اول کارمند پیپل بودند اما از آنجا جدا شدند تا سایت اشتراک ویدئو در وبی به نام یوتوب بسازند. اولین ویدئوی یوتوب با نام من در باغ وحش توسط جاوید کریم در ۲۳ آوریل ۲۰۰۵ آپلود شد. تا جولای همان سال سایت روزانه به ۱۰۰ میلیون بازدید صفحه رسیده بود و چهار ماه بعد گوگل یوتوب را به قیمت ۱.۶۵ میلیارد دلار خرید.

دوستانی دارن کنفرانس فردای شکست برگزار می کنن که بین اینهمه برنامه استارتاپ و غیره جاش خالیه (: برنده ها بخصوص در حوزه استارتاپ کسانی نیستن که یکهو با یک ایده عالی موفق می شن بلکه کسانی هستن که دست از تلاش نمی کشن. هرچند که خیلی تبلیغ کردن ولی گفتم اینجا هم بذارم شاید کسی خواست شرکت کنه (:
