قاعده بزرگتر: پول الکی از هیچ جا تولید نمی شه

بهیز برامون نوشته:

جادی امروز توی یکی از فروم ها در مورد این وبسایت مطلبی دیدم coingeneration.com که برام جالب به نظر اومد .
نوشته بود که سایت یه برنامه میده که روی سیستم نصب کنی .برای یک دوره زمانی یک کانکشن رایگان برای اتصال ۱ thread سی پی یو به سیستم میده که مینیمم درامد ۱ دلار در روز میده که ظاهرا پرداخت هم کرده …..

– اولین چیزی که ذهنم به طرفش رفت بیت کوین بود اما یک ترد سی پی یو که نمی تونه اینقدر درآمد برای سایت داشته باشه
– خود سایت گفته از قدرت سی پی یو ها می خواهیم یک ابر کامپیوتر بسازیم تا برای پیش بینی وضع هوا و اینجور چیزا استفاده کنیم
– لوگوی سایت هم که مشخصه

می خواستم ببینم اطلاعاتی در موردش داری ؟ واقعا قصد جاسوسی داره ؟

اصل اول جادی رو یادتونه؟ می گفت اگر در قرعه کشی ای شرکت نکردین، توش برنده نمی شین. این اصل تابع یک قاعده بزرگتره: پول الکی تولید نمی شه. این قاعده به شکل پایه ای هم در مورد انواع کلاه‌برداری‌های هرمی کار می کنه و هم در مورد این تبلیغات که در روز نیم ساعت کار کنین و ماهی چهارصد دلار بگیرین یا یک برنامه نصب کنین که تبلیغ نشون می‌ده و دیگه لازم نیست کار کنین و فلان برنامه رو نصب کنین و ماهی صد هزار تومن بگیرین.

نکته: صد هزار تومن در ماه پولی نیست که بخوایم باهاش کل اطلاعات زندگی و حتی هویتمون رو به کسی که نمی شناسیم بدیم.

این سیستم‌ها لازمه از یک جایی پول در بیارن. سوال اصلی اینه که آیا کاری که شما می کنین اونقدر پول تولید می کنه و آیا واقعا کسی ارزونتر از شما حاضر نیست اون کار رو بکنه که طرف مجبور شده شما رو پیدا کنه؟ خوشبختانه کشورهای دوست و برادر خواهر هند و چین کنار ما هستن که هم وضع اینترنتی بهتری دارن، هم جمعیتی بیشتر و هم وضع کلی اقتصادی خرابتر از من و شما در سطح فردی.اگر هر روشی باشه که بشه از اینترنت پول در آورد و تنها نقطه قوتش ارزش پایین پول ما باشه، هند و پاکستان و چین شانس خیلی بیشتری اونجا دارن. سری بزنین به سایت‌های داوطلب شدن برای برنامه نویسی مثلا با بیست دلار برای یک پروژه کوچیک و ببینین چقدر چینی و هندی و پاکستانی اونجاست (:

اگر هم بحث مقیاس باشه، قیمت پایین کامپیوترها خود به خود برنده می شه. اگر فقط رشته از یک سی پی یوی شما برای طرف ۳۰ دلار در ماه می ارزه و ارزشی بیشتر از ۳۰ دلار براش ایجاد می کنه، کافیه طرف پول دو سه ماه شما رو کنار بذاره و یک کامپیوتر بخره که قدرت بیشتری از یک ترد سی پی یوی شما داره و تا آخر عمر ازش پول در بیاره بدون اینکه پولی به شما بده.

اما این سایت‌ها چیکار می کنن و از چی پول در می یارن؟ این سایت‌ها معمولا دو سه ماه اول پول می دن تا همه فروم‌ها پر بشن از اینکه فلان جا واقعا پول می ده و بعد که یک جمعیت عظیم بهشون حمله ور شد، دیگه پول نمی دن یا فقط به درصدی از سایت‌ها که به درد می خورن می دن. اما به چه دردی؟ به دردی که بیشتر از صد هزار تومن در ماه بیارزه. این کارها در بهترین حالت اسپم فرستادن است از کامپیوتر قربانی‌ای که به خاطر صد هزار تومن در ماه آی پی آدرسش، کامپیوترش، پهنای باندش، مشخصات حساب بانکی اش، هویتش، اطلاعات روی دیسکش، پسوردهاش، فهرست دوستانش، تاریخچه کارکردش در اینترنت و همه چیزهای دیگه روی کامپیوترش رو در اختیار یک شرکت مجهول گذاشته و در بدترین حالت‌ها انجام جرایم مالی با اون کامپیوتر مثل شر کردن فایل‌های غیرقانونی یا آی پی طرف یا حتی خرج کردن کردیت کارت های دزدی توسط هویت طرف.

همونطور که خودت هم گفتی، این سیستم‌ها اصلا قابل اطمینان نیستن و در ضمن پولی هم که می دن ارزش خاصی نداره. حتی در ریال داغون ما هم، صد هزار تومن در ماه پولی نیست که بخوایم باهاش کل اطلاعات زندگی و حتی هویتمون رو به کسی که نمی شناسیم بدیم.

نصف یک مطلب در مورد رمضان

دین اصولا یک چیز فراعقلی است. به قول با کلاس‌ها امر قدسی. فراعقلی بودن اما قرار نیست با عقل تضاد داشته باشه. دین حوزه‌هایی رو جواب می داد که علم ازشون عاجز بود ولی علم که کم کم پیش رفت، دین‌هایی که قدیمتر مرزبندی کرده بودن دچار مشکل شدن. مرزهای دین و علم به هم خورد و دین باید خودش رو با عقل هماهنگ می کرد. به عبارت دیگه در طول تاریخ که عقل پیشرفت کرده و در حوزه‌هایی با دین در مورد موضوع مشترکی نظر دادن، دین همیشه یا از اول درست می گفته یا بعدا خودش رو منطبق کرده (مثلا در مورد چرخش زمین به دور خورشید، ناصحیح بودن برده داری و کنیز گرفتن اسرای جنگی و شیوه تولید جنین و …) یا سعی کرده مقاومت کنه که باعث محو اون دین شده (مثلا آساترو یا درویدیسم که عقیده شون نتونست در مقابل منطق و علمی که دین جدیدتری مدعی اش بود دوام بیاره و از کل اروپا محو شد).

پ.ن. یک دونه کامنت رو نگه داشتم. دو سه تا رو حذف کردم و الان هم کامنت های این مطلب رو می بندم چون اصولا دلیل اینکه مطلب رو نصفه نوشتم این بود که آزادی بیان نیست و اگر شرایطی بود که دوستان نظراتشون رو در کامنت ها اعلام کنن که خب لازم نبود مطلب نصفه باشه. اگر هم کسی فکر می کنه باید قهرمان بود و حرف ها رو زد بسیار استقبال می کنم به وبلاگ خودش سر بزنم. به امید روزی که نه گروهی معتقد باشه به اینکه باید دیگران رو به خاطر غذا خوردن (حالا غذای نامناسب یا ساعت نامناسب)‌ شکنجه کنه و نه گروهی معتقد باشه هیچ کس حق نداره نظری مستقل از اونها داشته باشه.

نقشه کامل کامپیوترهای آرپانت در ۱۹۷۷

arpanet1977


اینترنت پیچیده امروز
، پدری به این سادگی داشته. آرپانت یکی از اولین شبکه‌های عملیاتی مبتنی بر پکت سوییچ بوده و اولین شبکه‌ای که از پروتکل TCP/IP استفاده کرد؛ چیزی که امروز به اینترنت تبدیل شده. این نقشه‌شه.

جوک‌های سطح بالا

این ترد جوک های سطح بالا یا علمی یا روشنفکری ردیت بامزه است. بعضی هاش رو نوشتم. بقیه رو اگر خواستین خودتون بخونین:

clip_image013– می خوام یک جوک در مورد UDP بهتون بگیرم ولی می ترسم نکته‌اش رو نگیرین!

– هایزنبرگ، گودل و چامسکی وارد یک بار شدن. هایزنبرگ به سمت دو نفر دیگه برگشت و گفت «مطمئنا این یک جوکه، اما چجوری می تونیم تشخیص بدیم بامزه است یا نه؟». گودل جواب داد «ما نمی تونیم. ما خودمون توی جوک هستیم» و چامسکی گفت «بدون شک که این جوک خنده داره، فقط اشتباه تعریفش کردیم».

– شوهر یک برنامه نویس بهش گفت «عزیزم می شه بری خرید؟ اگر نون داشتن یک دونه بگیر یه نون بگیر،‌ اگر هم تخم مرغ داشتن دوازده تا». برنامه نویس از خونه خارج میشه و با دوازده تا نون از سوپرمارکت برمیگرده.

– برای اینکه بفهمین تابع بازگشتی چیه، اول باید مفهوم تابع بازگشتی رو درک کنین.

– یه رومی وارد بار می شه،‌ دو تا انگشتش رو بالا می گیره و می گه «لطفا پنج تا آبجو!»

– دکارت وارد یه بار می شه. بارتندر ازش می پرسه «آبجو می خواین» و دکارت می گه «فکر نمی کنم». پووووففف دودی بلند می شه و دکارت غیب می شه.

– حرف بی توی اسم بنویت بی. مندلبورت مخفف چیه؟ مخفف بنویت بی. مندلبورت.

هاها (: هر کدوم رو متوجه نشدین تو کامنت ها بگین که بحث کنیم (:‌

رادیو گیک شماره ۲۷ – چگونه هکر شویم

دو سه هفته قبل مصاحبه ای داشتم با آیپالس و مصطفی لامعی عزیز در مورد اینکه چطوری می شه هکر شد… البته به نظر خودم شخصیت هکر من خیلی کمرنگتر از بقیه شخصیت هام است ولی به هرحال احتمالا مورد علاقه ترین یا مورد ارائه ترین آیپالس بوده… در رادیو گیک ویژه شماره بیست و هفت شما رو دعوت می کنم به گوش کردن به رادیو پالس شماره ۲۵: گپی با جادی در مورد اینکه چطوری هکر بشیم.

<

audio controls=”controls”>
<source src=”http://jadi.net/audio/jadi-net_radio-geek_027_how-to-become-a-hacker.ogg type=”audio/ogg”>
متاسفانه براوزر شما از اچ تی ام ال ۵ پشتیبانی نمی کند. یا خیلی باحال است یا خیلی عجیب!

مشترک رادیو گیک بشین


آرس اس اس رادیو گیک

رادیو گیک در آیتونز

و فراموش نکنین که رادیو گیک یک ایستگاه رادیویی نیست! رادیو گیک یک حرکتگاه رادیوییه!

هکر
فکر نکنیم همه هکرها سفیدپوست و مرد هستن و شب ها تو محیط های تاریک با کامپیوترهای لینوکسی و توی ترمینال کار می کنن

نکات مهم:

  • می دونم که پیچوندم ولی خب این رو هم دوست داشتم بذارم تو سایت و سری های رادیو گیک
  • موزیک آخر از AaRON است به اسم (U-Turn (Lili.
  • قرار بود یک جوری اسم خانم میرشفیع که ترتیب دهنده مصاحبه بود و از بچه های خوب آی.کلاب رو توی پادکست بگم که نتونستم هیچ جا جا بدم. اینجا می نویسم: خانم میرشفیع.
  • من شروع کردم به نوشتن یک کتاب-طوری. قراره در مورد لینوکس باشه و همه چیزهای دیگه زندگی! الان وقت معرفی است چون چند تا لینک و مطلب خوب آخرش هست که به نظرم با این بحث کاملا مرتبط هستن: www.LinuxBook.ir – البته توجه کنین که این سایت تموم نشده و هنوز مراحل اولیه است ولی منتشر می کنیم هر چه بادا باد! ترس نداره که.
  • اولین شماره است که به توصیه دوست عزیزمون از پلیر html5 استفاده کردم. امیدوارم درست کار کنه!

ایکس اوی گیک‌ها: ایکس اوی آلتیمیت

سایت «ریاضی با نقاشی‌های بد» اینجوری توضیح می ده که ایکس او بازی بسیار حوصله سر بری است:

این بازی اونقدر حوصله سر بره که اگر قرار باشه یک کامپیوتر رو دیوانه کنن، می شه بهش بگن با خودش ایکس او بازی کنه.

اما وقتی چند ریاضی‌دان توی یک پیک نیک باشن، احتمالا نسخه‌ای پیشرفته‌تر از این بازی رو کشف می کنن: ایکس اوی نسخه آلتیمیت.

جریان نسبتا ساده است… یک ایکس او که هر خونه اش خودش به خودی خود یک ایکس او است و برای اینکه شما بتونین توی یکی از خونه ها ایکس بزنین یا او، باید ایکس اوی داخل اون خونه رو بنده شده باشین:

و برنده نهایی کسی است که ایکس اوی بزرگ رو برنده بشه:

قواعد هم خیلی پیچیده نیست؛ تقریبا شبیه ایکس اوی معمولی. ولی ترتیب اینکه در کجا ضربدر می زنین یک قاعده خاص داره. مثل اگر شما شروع کننده باشین و این ایکس رو بزنین:

طرف حتما باید در اینجا بازی کنه:

واضحه؟ چون بازیکن در ایکس اوی کوچیک گوشه بالا سمت راست رو زده، بازیکن بعدی حتما باید در ایکس اوی گوشه بالا سمت راست بازی کنه. اینطوری یک مفهوم استراتژیک مهم به بازی اضافه می شه: حرکت شما است که تعیین می کنه نفر باید در کدوم خونه بازی کنه و حرکت اونه که می گه شما باید کجا بازی کنین.

قواعد ریزی هم هست. مثلا اگر یک کوچیک برنده اش مشخص شده باشه یا دیگه جا نداشته باشه، بازیکن می تونه هر خونه ای در هر جا که دوست داره رو بازی کنه یا مثلا اگر یک کوچیک مساوی بشه،‌در ایکس اوی بزرگ به نفع هیچ طرفی به حساب نمی یاد.

خبر خوب؟ چون این یک بازی گیکی است، به محض کشف شدن اپلیکیشن‌هاش هم نوشته شدن. مثلا اینجا با گرافیک خوب بازی اش کنین یا اپلیکیشن موبایلش رو بگیرین یا اینجا برای گوشی اندرویدی خودتون داشته باشینش و با گوشی تون آلتیمیت ایکس او بازی کنین. البته اگر با دوستتون پشت یک کامپیوتر نشستین و می خواین دو نفره بازی کنین احتمالا این یا این نسخه‌های مناسب شما هستن.

آپدیت: برای ویندوز فون هم اینجا رو ببینین

برای خوندن قواعد کامل و دیدن تصاویر و یک استراتژی اینجا رو نگاه کنین

مرتبط:

سنگ کاغذ قیچی گیک‌ها
یک برنامه ساده ایکس او به زبان سی پلاس پلاس که یه بار برای مشق یک نفر نوشتم

سنگ کاغذ قیچی گیکی: سنگ کاغذ قیچی سوسمار اسپاک

برای فردا یک مطلب نوشتم که مقدمه اش شاید این بازی سنگ کاغذ قیچی سوسمار اسپاک بود! گفتم شاید بعضی ها اینو ندیده باشن. این یک نسخه بهبود یافته از بازی قدیمی سنگ کاغذ قیچی است که سوسمار و کاپیتان اسپاک هم توش شرکت دارن. فلش نشون می ده که چی ، چی رو می بره، می پوشونه، می شکنه یا شکست میده.

Pierre_ciseaux_feuille_lézard_spock_aligned.svg

تمرین کنین که در دیدار بعدی شاید لازم بشه مسابقه بدیم!

جشن تولد جورج اورول

دو سه روز قبل جشن تولد جرج اورول بود. نویسنده‌ای که با دو کتاب بزرگش یعنی ۱۹۸۴ و مزرعه حیوانات شناخته می شه. این دو کتاب در مجموع بیشترین فروش جهان رو در مقایسه با هر دو کتاب دیگه ای از هر نویسنده‌ای در طول تاریخ داشتن و بدون شک یکی از ارزشمندترین آثار فرهنگی برای نشون دادن اوضاع حکومت‌های توتالیتر (تمامیت خواه ؛ به عنوان نمونه دور و برمون رو نگاه کنین) داشتن.

کتاب مزرعه حیوانات رو اگر نخوندین، حتما بخونین. روایتی از حیوانات مزرعه ای که علیه انسان‌هایی که ارباب مزرعه بودن شورش می کنن و حکومت مستقل و آزاد و عالی خودشون رو راه می ندازن اما قدم به قدم به چیزی که همه می شناسیم نزدیکتر می شن و در نهایت خوک ها با اینکه با همه برابر هستن ولی کمی برابرتر می شن (:

کتاب ۱۹۸۴ هم معرف دنیای آینده ای است که توش تلویزیون و کتاب و … به جز اونهایی که حکومت اوکی کرده ممنوع هستن و رهبر بزرگ کشور خودش تشخیص می ده چی برای کی خوبه و چی برای کی بد و هر کس باید چیکار کنه و مخالفین هم … بخونینش حتما (:

هر دو کتاب ترجمه فارسی دارن.. دو سه روز قبل هم ۱۱۰مین سال تولد نویسنده‌شون بود و به همین مناسبت و به یاد رمان ۱۹۸۴ که توش هر فرد همیشه زیر نظر دوربین‌های برادر بزرگ بود که دیگه علاوه بر خیابون و چهار راه حتی توی خونه‌ها هم نصب شدن؛ یک گروه فعال حقوق بشری روی دوربین‌های مدار بسته‌ای که مردم رو زیر نظر می گیرن کلاه تولد گذاشتن تا جشن تولد اورول کامل شده باشه و مردم برای دقایقی توجه‌شون به این جلب بشه که تا چه حد در هم جا تحت نظر دوربین‌ها هستن.

گالری کامل رو اینجا ببینین