سورس calc.exe یا همون ماشین حساب ویندوز روی گیت هاب

اخبار اوپن سورس از مایکروسافت زیاد به گوش می‌رسه و حالا هم کد ماشین حساب ویندوز رو روی گیت هاب گذاشته، اونم با مجوز MIT که حتی از مجوزهای بازی که تبلیغشون می کنیم هم بازتره. با اینم جوز شما حق دارین این سورس رو بردارین،‌ تغییر بدین، ببندین و فایل اجرایی نهایی رو به اسم «ماشین حساب ملی» منتشر کنین و از نظر لایسنسی هیچ خلافی هم نکرده باشین.

رپوزیتوری ماشین حساب ویندوز، تاریخچه رو از ۲۰۱۹ داره و نکته جالبش اینه که از بقیه برنامه نویس‌ها هم خواسته تا اگر کاری به نظرشون می رسه، روش انجام بدن و کامیت کنن. طراحی مدرن ماشین حساب (که یکی از اولین طراحی‌های فلوئنت دیزاین بود) هم باعث نشده که کدبیس قدیمی حذف بشه و شما می تونین حتی کدهایی از ۱۹۹۵ هم توش ببینین. مثلا توابع انجام محاسبات همون‌هایی هستن که از اول بودن و از اعداد گویا (حاصل تقسیم دو عدد صحیح) استفاده می‌کنن. همچنین وقتی لازمه از سری تیلور استفاده می‌شه تا اعدادی که به شکل اعداد گویا قابل بیان نیستن، تقریب زده بشن. بررسی کد نشون می ده این انتخاب در اوایل (مثلا ۱۹۸۹) نبوده و اون موقع از اعداد با ممیز شناور استفاده می‌شده.

بخش جالب دیگه، صحبت در مورد آینده ماشین حساب ویندوز است که به نظر می‌رسه روی فلوئنت دیزاین می‌مونه اما تست‌های بیشتری براش نوشته می‌شه و درخواست‌های کاربران هم ممکنه توش به فیچر تبدیل بشه. اما راستش رو بخواین برای من جذابترین بخش ماجرا، صفحه ایشوها و پول ریکوئست‌ها است. در این صفحات دیده می‌شه که واقعا آدم‌ها درخواست فیچر می کنن و افرادی خارج از مایکروسافت مشکلاتی رو حل می کنن یا حتی فیچرهایی رو اضافه می کنن که واقعا هم داره به ماشین حساب ویندوز اضافه می‌شه.

این احتمالا هم تجربه خیلی خوبی از بازمتن کردن یک برنامه مایکروسافت است و هم فرصتی خیلی خوب برای کسانی که می‌خوان سورس یک برنامه حرفه‌ای رو بخونن یا حتی بهش کامیت کنن و اینطوری اسمشون رو در تاریخ ویندوز و مایکروسافت ثبت کنن یا حتی احتمالا با درخشش طولانی مدت‌تر، فرصت کاری به دست بیارن.

منبع اصلی

یک چالش مفید: چالش #آشغال_تگ یا TrashTag برای جمع آوری زباله از طبیعت

آخرین باری که دیدین یک نفر به جای ریختن خاکستر و ته سیگار توی خیابون از جاسیگاری ماشینش استفاده کرده کی بوده؟ احتمالا توی ۱۰ سال اخیر نبوده. حداقل من که ندیدم. متاسفانه آشغال ریختن خیلی طبیعی شده و حتی گاهی آدم ها سعی می کنن آشغال رو حتما توی یه چاله آب بندازن که لابد بعدا در آوردنش سخت تر بشه. نمی دونم واقعا چرا. این وسط بخش بزرگی از مالیات ما هم صرف این می شه که یکی راه بیافته و آشغال‌هامون رو از زمین برداره. بخصوص اگر شما هم اهل آشغال ریختن نباشین، دیدن آشغال‌های بقیه بسیار دردناکه – بخصوص در جاهایی که سال ها می مونه و کسی مسوول برداشتنشون نیست. این مساله روی ذهن یه نفر دیگه هم خیلی فشار آورده بود و بالاخره یک ماجرای خوب رو شروع کرد. اون توی فیسبوکش پیشنهاد کرد که نوجوون‌هایی که حوصله شون سر رفته، برن بیرون و یه جایی که به نظرشون آشغال زیاده رو تگ کنن و یک بار با دوستاشون برن و آشغال‌هاش رو جمع کنن و با تگ TrashTag یا #آشغال_تگ عکسش رو منتشر کنن. مساله کم کم خیلی فعال شد تا بعدا ردیت هم ماجرا رو دید و ساب ردیتش رو تشکیل داد و الان کاملا طبیعی است که همه جا عکس هایی ببینین از آدم هایی که با یک کیسه پر از آشغال عکس گرفتن و زیرش نوشتن TrashTag . کسانی که با حوصله تر هستن، از یک جا «قبل و بعد» عکس گرفتن تا نشون بدن که یک تلاش نه چندان طولانی چقدر می تونه مفید باشه.

برای ما هم ایده بدی نیست، بخصوص که نزدیک عید هم هستیم و اگر تا اون موقع بیشتر دیده شده باشه، ممکنه کشورمون رو یک کمی تمیز تر کنه. معلومه که مثل بقیه چیزها، راه حل مشکلات سیستم، تلاش افراد مستقل برای حذف تبعات مساله نیست اما بازم برداشتن یک آشغال و تربیت یک آدم و تمیز کردن یک جا بهتر از ناامیدی است. اگر شما هم جای کثیفی روی اعصابتون بود، ایده بدی نیست که دست به کار بشین و با عکس قبل و بعد، تمیزش کنین. بخصوص توی عید و سفر.

ماجرای yogi.mp3 و مشابه ها در اینستاگرام

این چند روز/ساعت آدم‌ها کشف کردن که اگر در اینتساگرام اکانت yogi.mp3 یا چند اکانت مشابه دیگه رو منشن کنن، سریعا ۵۰۰ تا لایک روی این منشن می‌گیرن! الان به نظر می‌رسه که اینستاگرام این اکانت و دوستاش رو ساسپند کرده ولی ماجرا چی بود؟ ظاهرا یک شرکت تبلیغاتی این اکانت‌ها و چند صد اکانت فیک دیگه رو ساخته بود که این‌کار رو می‌کردن. توی استوری های اینستاگرامم و کانال تلگرام یه ویدئوی ۲ دقیقه ای گذاشتم و توضیح دادم.

اگر هنوز در نظرسنجی بزرگ و آزاد برنامه نویسان و مدیر سیستم های ایران شرکت نکردین، الان دیگه وقتشه

این نظر سنجی با نتایج آزاد، بزرگترین تلاشش اینه که به ما در مورد تخصص، شکل زندگی و حقوق و شرایطمون ایده‌هایی بده. مثلا شما از روش بتونین بفهمین کسی که در یک شرکت بزرگ مدیر سیستم است و فلان چیزها رو هم بلده چقدر حقوق می‌گیره تا بتونین برای زندگی خودتون تصمیم بهتری بگیرین. همچنین نگاهی هم داشته باشین به شکل زندگی و فرهنگ و علاقمندی هاش تا تنوع رو ببینین و لذت ببرین و حواستون باشه که خودتون هم حق انتخاب دارین (:

اما این نظر سنجی معمولا از حوالی اسفند هر سال شروع می شد و نتایج یکی دو ماه بعدش منتشر می شد، باگش چی بود؟ اگر کسی می خواست آخر سال قرارداد ببنده، اطلاعات جدید رو نداشت. پس یک تصمیم سریع: تا چند روز دیگه بیشتر فرصت برای پر کردن فرم نیست و در طول هفته بعد، مثلا وسط هفته نتایج خام منتشر می شه تا اگر کسی خواست برای قرارداد آخر سال استفاده کنه، بتونه تحلیل کنه یا حداقل نگاه کنه. سال بعد هم سعی می کنیم دوره رو از دی تا بهمن بذاریم.

پس اگر در ایران برنامه نویس هستین یا مدیریت سیستم می کنین و هنوز نظر سنجی رو پر نکردین، برای کمک به خودمون با رفتن به http://bit.ly/irprogrammers یا لینک کاملش https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSdntC_H6ySUvW9iQwn-cFmQCEb6vdX0e0MgIr7XscHeZXA31Q/viewform به سوال ها جواب بدین تا ببینیم با خودمون چند چندیم. احتمالا ترکیب نتایج با سال گذشته می تونه ایده خوبی به اکثر آدم ها بده سر حقوق باید چجوری چونه بزنن و چه تکنولوژی هایی رو باید یاد بگیرن.

برای دیدن نتایج سال گذشته به نتایج این سرچ نگاه کنید و بهترین مشارکت شما هم این خواهد بود که لینک و درخواست مشارکت در این نظر سنجی رو برای بقیه برنامه نویس ها بفرستین تا مخاطبین فقط محدود به خودمون نباشن و بچه هایی که تا حالا اسم جادی.نت رو هم نشنیدن هم توش شرکت کنن تا نتایج واقعی تر بشه.

یکی از کارهای بسیار مهم هم، شر کردن نظرسنجی در جاهای دیگه است تا بایاس به سمت خواننده های جادی.نت نباشه، برای شر کردن می تونین از این لینک ها استفاده کنید:

https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSdntC_H6ySUvW9iQwn-cFmQCEb6vdX0e0MgIr7XscHeZXA31Q/viewform

http://bit.ly/irprogrammers

خروجی عجیب پایپ لاین یونیکس، این رو امتحان کنین و سوادتون رو عمیق تر کنین

اگر از یونیکس / لینوکس / مک و کامند لاین های مشابه استفاده می کنین خروجی این دستور رو چک کنین:

(echo red; echo green 1>&2) | echo blue

خروجی به شکل جالبی ممکنه هر کدوم از اینها باشه:

blue
green

یا

green
blue

یا

blue

حتی به شکلی جالبتر ممکنه روی یک کامپیوتر و یک شل، بعد از چند بار تکرار نتیجه دیگه ای بگیرین. می دونیم که رفتارهای عجیب کامپیوتر معمولا مربوط به درک ناقص ما از ماجرا مربوط هستن وگرنه تقریبا هیچ وقت هیچ چیز خیلی عجیب و غریبی اتفاق نمی‌افته (: بخصوص به شکل مستمر.

اما ببینیم اینجا وضع چیه. ما داریم دو تا کامند echo اجرا می کنیم و خروجی رو پایپ می کنیم به یک echo دیگه. مساله اینه که پرانتز یک شل جدید درست می کنه و اکو دستور داخلی شل است. پس ما دو تا اکو داریم که با هم مسابقه می ذارن.

توجه کنید که اگر echo red اجرا بشه، خروجی اش به عنوان ورودی به echo blue داده می شه که تاثیری نداره.

یک چیز دیگه رو هم اینجا باید بلد باشیم و اون SIGPIPE است. توی یونیکس پروسه رو با سیگنال ها کنترل می کنیم و وقتی می گیم kill -9 folan در واقع با فرستادن سیگنال ۹ به فلان، مجبورش کردیم سریعا قطع بشه. یک سیگنال SIGPIPE هم داریم که برابر عددی اش ۱۳ است و وقتی ارسال می شه که یک پروسه سعی کنه روی پایپی که بسته شده بنویسه. این کار باعث پایان کار اون پروسه می شه. این رو هم می دونیم که echo دستور داخلی است و وقتی در داخل یک شل اجرا می شه، تنها یک پروسه داره – حتی اگر دو بار اجرا بشه.

حالا برگردیم سر عبارت قشنگمون:

(echo red; echo green 1>&2) | echo blue

ما اینجا سه تا اکو داریم، که دو تاشون به هم وصل هستن، دو تاشون در یک گروه (فورک شل) و یکیشون در یک گروه دیگه (سمت چپ) که به خاطر وجود پایپ سعی می کنن موازی اجرا بشن و مسابقه می‌دادن برای سریعتر بودن: حالت های مختلف این هستن:

  1. هر دو اکوی سمت چپ تموم می شن و بعد اکوی سمت راست اجرا می شه. اینجا اول سبز چاپ می شه و بعد آبی
  2. اکوی قرمز چاپ می شه (و کاربردی نداره چون به ورودی اوکی بعدی تبدیل شده که بی معنیه) و بعد اکوی آبی تموم می شه و بعد اکوی سبز. در اینجا SIGPIPE نداریم چون اکوی سمت چپ در حال اجرا است و نتیجه «آبی سبز» خواهد بود.
  3. اول از همه اکوی آبی اتفاق می افته و قبل از اینکه اکوی قرمز تموم بشه و چیزی روی پایپ بیاد، SIGPIPE رو می فرسته. اینکار کل شل داخل پرانتز سمت چپ رو می بنده و نتیجه فقط آبی است

چنین چیزهایی در دنیای واقعی تقریبا کاربرد ندارن ولی باعث دانش و درک عمیقتر ما از یونیکس و سیستم عامل ها می شن. امیدوارم لذت برده باشین و امیدوارم با لذت بیشتر، بحث سیگنال های یونیکس رو از اینجا بخونین همچنین منبع اصلی رو هم نگاه کنین چون جواب های کاملتری هم داره.

«من بیل گیتس هستم، هر سوالی دارید بپرسید»

این مطلب ترجمه و کمی تلخیص چند بخش از جلسه AMA بیل گیتس است. چیزهایی که به نظرم جالب اومد رو ترجمه کردم تا با شخصیت گیتس بیشتر آشنا بشیم. اینکه می گیم بعضی محصولات مایکروسافت بد هستن معنی اش این نیست که بیل گیتس که قدیم ها مدیر عاملش بوده در همه زمینه ها باید بد باشه (: در واقع درس اصلی اینه «اگر یک جزء از چیزی خوبه معنی اش این نیست که همه اون چیز خوبه و اگر یک جزء از چیزی بده معنی اش این نیست که همه چیزش بده» (: اگر می گیم اینکه موسوی سر حرفش ایستاد و سر خم نکرد و فعلا ۱۰ ساله حبس خانگی است معنی اش این نیست که بهترین گزینه ما است یا در گذشته کار بد نکرده، چیزهای اجزای مختلفی دارن. مثلا بیل گیتس آدم خیلی خوبیه که ویندوزش بعد از ۳.۱ تا قبل از ۱۰ مشکلات بسیاری داشت (: یا مثلا در فلان سخنرانی در مورد لینوکس چرند گفته بود و … ولی معنی اش این نیست که آدم بدیه. دیدگاه های بیل گیتس پیشرو است و سوادش خوب و تلاشش برای بهتر کردن دنیا، خیلی قویه.

چه چیزی خوشحالت می کنه؟

یکی اخیرا گفت که وقتی وقتی موفقیت بچه‌ها رو می بین خیلی خاصه و خیلی خوشحال می شه و من باهاش موافقم. گاهی هم پیگیری کارها یا قول هایی که به خودم دادم خوشحالی ام رو افزایش می ده، مثلا ورزش.

هدفی که هنوز می خوای بهش برسی چیه؟

هدف موسسه اینه که همه کودکان سالم رشد کنن – مستقل از اینکه کجا به دنیا اومدن. این یعنی از دست مالاریا و خیلی بیماری‌های رایج دیگه در کشورهای فقیر خلاص بشیم. این باید در طول زندگی من قابل رسیدن باشه.

آخرین باری که نشستی پشت کامپیوتر و کد زدی کی بوده؟

من از تب استفاده می کنم. به سادگی می شه به اسپیس تبدیلش کرد و برعکس. سر این بحث نکنیم. من مدت‌ها است کدی که در یک محصول عرضه بشه ننوشتم اما کدهایی می نویسم برای اینکه ابزارهای جدید رو درک کنم. مثلا تایپ اسکریپت و گیت هاب.

شما رو به عنوان یک کتابخون جدی می‌شناسن. ممکنه پیشنهادهایی برای خوندن معرفی کنین که تاثیر روی زندگی ما داشته باشه – چه شخصی چه حرفه‌ای؟

من مقدار زیادی کتاب غیرتخیلی می خونم. کتاب هایی عالی ای هستن. اینجا نظراتم رو می نویسم: gatesnotes.com

در حال حاضر دارم Hacking Darwin رو می‌خونم – در مورد ادیت کردن ژن‌ها و اینکه شیوعش چه تاثیراتی داره و چه قواعدی باید روش بذاریم.

عاشق کتا‌ب‌هایی هستم که چیزهایی رو توضیح می دن مثل Smil’s Energy and Civilization یا همه کتاب‌های Pinker

کتاب Factfulness از Roslings بسیار خواندنی است – جایی خیلی خوب برای شروع ساختار پیشرفت بشریت.

چه تکنولوژی ای هست که اگر الان می تونستی عملی اش کنی، انکار رو می کردی؟

من شیفته این هستم که چقدر آموزش «خواندن» به ماشین‌ها سخته – به شکلی که محتوا رو بفهمن. مثلا خوندن یک کتاب درسی و قبول شدن در امتحانش. این سوالی است که مایکروسافت و خیلی‌های دیگه دارن روش کار می‌کنن.

البته اگر من فقط یک آرزوی برآوردنی داشتم، راه حل سوء تغذیه رو درخواست می‌کردم. تقریبا نیمی از بچه‌های کشورهای فقیر در شرایطی بزرگ می شن که بدن و مغزشون به طور کامل توسعه پیدا نمی کنه و پتانسیل زیادی رو از دست می‌دن. دومی‌اش هم واکسن HIV می‌بود.

سرگرمی‌هات چیه؟ به جز مسائل کاری

تنیس بازی می کنم و بریج. تنیس ورزش خوبیه. بریج هم بازی خوبیه اما جوون‌ها خیلی اقبالی بهش نشون نمی‌دن. زیاد هم می‌خونم ولی مطمئن نیستم جزو سرگرمی‌ها باشه.

اخیرا اینترنت از اینکه می دیدن شما کارهای «معمول» مثل همبرگر خریدن و اینها انجام می‌دین هیجان زده بود. ولی چه «حالی هست که به خودتون دادین؟»

من توی یه خونه قشنگ زندگی می‌کنم. شامل یه اتاق ترامپولین (از این فنرها که روش بالا پایین می پرن) که بچه‌هام دوست دارن انرژی‌شون رو روش خالی کنن. نمی دونم چقدر از اینکه توی یک خونه عالی هستم باید حس مجرم بودن بکنم.

چیز دیگه ای که گاهی استفاده می کنم یه جت شخصی است. کمکم می کنه به کارهای موسسه برسم ولی خب کماکان چیز خیلی خاصی است که یکی استفاده کنه.

عدد اول مورد علاقه ات چیه؟

۲

آیا میلیاردر بودن باعث شده خوشحالتر باشی؟ نسب به اینکه در طبقه متوسط می‌بودی؟

بله. لازم نیست در مورد هزینه سلامت یا دانشگاه فکر کنم. اینکه از فکرهای اقتصادی راحت باشین موهبت بزرگیه. البته لازم نیست میلیاردر باشین تا به این مرحله برسین. لازمه که خرج این حوزه‌ها رو کمتر کنیم تا در دسترس همه باشن.

اگر می تونستین در زمان عقب برین، چه نصیحتی به بیل گیتس جوان می کردین؟

من زیادی مشتاق روی کار و از نظر اجتماعی ناتوان بودم.

سعی می کردم خودم رو کمتر متمرکز نگاه دارم و بیشتر چیز یاد بگیرم.

فکر می کنید مهتمرین خطر برای بشریت چیه؟

چیزهایی هستن که خیلی محتمل نیستن ولی باید مواظبشون باشیم – بمب های اتمی و بیوتروریسم (از طرف دولت ملت ها یا تروریست ها) یا یک بیماری همه گیر بزرگ. از اینها که بگذریم اصلی‌ترین سوال همکاری بین المللی برای جلوگیری از تغییرات اقلیمی و کم کردن خطر جنگ است. الان می بینیم که کشورهای زیادی توجه بیشتری روی خودشون دارن و از همکاری ای که باعث شده بعد از جنگ جهانی دوم بتونیم جلوی جنگ های بزرگ رو بگیریم غافل شدن.

آیا خوشحالی؟

بله. در دهه سوم زندگی فکر می‌کردم ۶۰ ساله‌ها خیلی باهوش نیستن یا لذت زیادی ندارن. الان نظرم عوض شده.

۲۰ سال بعد بپرسید و بهتون خواهم گفت که ۷۰ ساله ها چقدر باهوشن.

فکر می کنی خودت در سال باید چقدر مالیات بدی؟

فکر می کنم سیستم ما می تونه خیلی پیشرو تر باشه (یعنی آدم های پولدارتر مالیات بیشتری بدن). […] من ۱۰ میلیارد در سال گذشته مالیات دادم و بر اساس درآمدم باید بیشتر هم می دادم.

سیستم ماین رمزارز کوین هایو از هفته بعد غیرفعال می‌شه

قبلا در مورد اسکریپت های به دست آوردن کریپتو کرنسی از سی پی بازدید کنندگان وب‌سایت‌ها گفته بودم. مثلا در مورد مشکل نبود قانون عدم استفاده از منابع سیستم بدون اطلاع صاحب سیستم که خب اصلی ترینشون هم مربوط می‌شه به سایت کوین هایو که به شما اجازه می ده رمزارز مونرو ماین کنید. در عمل این سایت به شما یک اسکریپت می ده که اگر کاری کنین که بقیه لودش کنن، اونها برای کیف پولی که شما گفتین،‌ پول می فرستن. پولی خیلی کوچیک. اما اگر این رو مثلا در یک سایت بسیار پر بازدید بذارین، درآمد قابل توجه خواهد شد. اتفاقی که بارها در ایران افتاد و صدای هیچ مرجع قانونی هم در نیومد.

ایده اصلی کوین هایو این بود که بتونه جایگزینی برای تبلیغات توی سایت‌ها بشه. اما ظاهرا بیشترین استفاده اش رو کسانی کردن که یواشکی اکسریپت رو به صفحه هایی اضافه می کردن و سعی می کردن از سی پی یوی مراجعین از همه جا بیخبر، کمی پول در بیارن.

اما حالا سایت کوین هایو توی وبلاگش اعلام کرده که از یک هفته دیگه یعنی از ۸ مارس ۲۰۱۹، کل فعالیت‌هاش رو متوقف خواهد کرد. اونها می‌گن فعالیتشون دیگه از نظر اقتصادی به صرفه نیست و با توجه به سقوط هش ریت به حدود ۵۰٪ بعد از هارد فورک مونرو و با در نظر گرفتن سقوط عمومی بازار رمزارزها و پایین اومدن حدود ۸۵٪ ارزش مونرو و آپدیت الگوریتم مونرو و … اونها ترجیح می دن از یک هفته دیگه کل فعالیت‌هاشون رو متوقف کنن و افرادی توش اعتبار دارن هم تا ۳۰ آوریل وقت دارن این اعتبار رو خارج کنن.

وقتی اسلو تصمیم گرفت مرکز شهرش رو از ماشین خالی کنه

اگر در اسلو رانندگی کنین باید حواستون باشه: ماشین ها در مرکز شهر اجازه پارک در خیابون ندارن. این اتفاق وقتی افتاد که شهر تصمیم گرفت تمام پارکینگ های کنار خیابون رو حذف کنه و به جاشون مسیر دوچرخه، نیمکت برای نشستن و مسیرهایی برای عابران پیاده درست کنه تا قدم بزرگی برداشته باشه به سمت حذف خودرو از شهرش.

این تغییرات به همراه ممنوع شدن عبور خودروها از بعضی خیابون‌ها باعث شدن که عملا ماشینی در مرکز شهر نبینین و به جاش عابران پیاده یا دوچرخه سوار منظره شهر رو بسازن. این منظره متفاوت در کنار هوای پاک تر رو اضافه کنین به فضاهایی که قبلا ماشین ها اشغال کرده بودن و حالا می شه ازشون برای کارهای متفاوت مثل مکان های گپ و تجمع و تفریح استفاده کرد و احتمالا هوس می کنین تو مرکز اسلو قدم بزنین یا ساعت بیکاری تون رو خارج از خونه و با دوستاتون تو شهر بگذرونین.

این اتفاق ها در اسلو از احوالی ۱۹۷۰ شروع شدن و بعد با سرمایه گذاری زیاد روی حمل و نقل عمومی در ۱۹۸۰ ادامه پیدا کردن. البته هنوز هم چند جای پارک برای افراد با مشکلات حرکتی و شارژ خودروهای برقی موجود است اما خب شهر به وضوح داره از طراحی اولیه اش که مبتنی بر حرکت با خودرو بود فاصله می گیره. شکی نیست که این فاصله گرفتن نیازمند برنامه ریزی طولانی و گسترش حمل و نقل عمومی هم هست و تنها دوچرخه سواری مساله ای رو حل نمی کنه. از جمله سیستم اشتراک دوچرخه پیشرفته اوسلو، این اجازه رو به شهروندان داده که بتونن راحت با ترکیب کردن دوچرخه و حمل و نقل عمومی، سریعتر از هر خودرویی به مقصد برسن.

این رو مقایسه کنین با طراحی شهری ما که نه فقط مرکز که الان بخش عظیمی از شهر با دادن پول قابل استفاده است و ماشین چندانی رو کمتر نکرده بلکه فقط درآمد شهرداری رو بالاتر برده و سیستم حمل و نقل عمومی اش – حتی بعد از خط ویزه هایی که بعد از ۸۸ در مسیرهای اصلی شهر ساختن – تقریبا ناتوان از بر عهده گرفتن حمل و نقل عمومیه. در مورد دوچرخه هم نگرانی تهران اصولا سربالایی و سرپایینی بودنش نیست بلکه مشکل اصلی نبودن خطوط دوچرخه و قوانین حمایتی است و اولویت دادن به خودروها در مقابل انسان ها.

اگر در مورد دوچرخه اطلاعات بیشتری می خواین یا مثلا سوال هایی مثل اینکه «پس سربالایی چی می شه» یا «عرق کردن رو چیکار کنم» و «آخه تهران الوده است» و غیره دارین شاید کتاب راهنمای دوچرخه سواری شهری جواب هایی داشته باشه. حرف هیچ کس هم نیست که امروز باید خودرو ممنوع و دوچرخه اجباری بشه یا قراره در تهران کلا دوچرخه جای همه چیز رو بگیره (: حرف اینه که باید در برنامه ریزی به شیوه هایی که به شهرهایی سالمتر، شادتر، پاک تر و شهروندانی خندان تر و مرتبط تر به هم منجر می شه توجه بیشتری بشه. یادمون باشه که شهر و خیابان چیزی بیشتر از یک اجبار برای متصل کردن محل ها به همدیگه است، شهر باید بخشی از حیات اجتماعی باشه و نه یک اجبار در کنارش.