دوستانی دارن کنفرانس فردای شکست برگزار می کنن که بین اینهمه برنامه استارتاپ و غیره جاش خالیه (: برنده ها بخصوص در حوزه استارتاپ کسانی نیستن که یکهو با یک ایده عالی موفق می شن بلکه کسانی هستن که دست از تلاش نمی کشن. هرچند که خیلی تبلیغ کردن ولی گفتم اینجا هم بذارم شاید کسی خواست شرکت کنه (:
سلام به رادیو گیک شماره ۳۶ خوش اومدین – یک رادیو گیک توان دو! سی شش یعنی شش به توان دو!
در این شماره ویژه با استیو وزنیاک هستیم. کسی که شماره پرسنلیاش توی اپل «یک» بود و این موضوع همیشه اونیکی استیو رو حرص داد. وزنیاک یک گیک واقعی است و این شماره نفس گیر یک ساعت و نیم ترجمه شده مصاحبه اون مربوط به کتابی که داشتیم با بچه های نارنجی ترجمه می کردیم و حالا در این شرایط من بخش خودم رو به شکل مستقل منتشر می کنم. در این مصاحبه من نقش وزنیاک رو بازی می کنم (و آخرهاش که خسته ام بد اجرا می کنم) و نسرین که قرار گذاشتیم با هم دو شماره پادکست ضبط کنیم نقش مصاحبه گر رو. طرفداران وزنیاک.. به گوش!
قرار بود این مجموعه مصاحبههای طولانی با آدمهای موفق دنیای تکنولوژی به شکل یک کتاب چاپ بشه. داشتیم با بچههای نارنجی ترجمهشون می کردیم که … متنش رو فعلا نمی ذارم چون امیدوارم اون پروژه پیش بره، ما باید همیشه امیدوار باشیم (: در این مدت اگر می خواین در مورد وزنیاک بیشتر بدونین به نردوگرافی ایشون مراجعه کنین. پروژه نردوگرافی پروژه جالبی است و به نظرم کاملا می ارزه بستههاش رو سفارش بدین. من تا حالا دو تا ازشون سفارش دادم و شاد و راضی بودم.
اول برنامه صدای اریک ریموند است و آخر برنامه آهنگ Geekin از Will.iam که عالیه به پیشنهاد مسیح. آهنگهای وسط برنامه هم از بازی های قدیمی کمودور ۶۴ انتخاب شدن تا شما رو ببرن به فضای اون سال ها که البته گوش خراشن.. احتیاط کنین!
یه سری از سایتها هستن که دوره های مجازی رو چه به صورت تصویری و چه به صورت متنی رایگان عرضه می کنن. بعضی هاشون هم حتی امتحان هم میگیرن و مدرک اون دوره رو در صورت قبولی بهتون میدن. فارغ از موارد آکادمیکی و تحصیلی این دوره ها میتونن صرفا کسب یک مهارت باشن. در این سایت ها دوره هایی مثل خلاقیت، کاربری ایمیل و جیمیل، مدیریت خشم برای نوجوانان و والدین، دروس مختلف، نظریه بازی ها، عکاسی، خبرنگاری و … وجود داره. بعضیاشون که دارای آموزش تصویریه ممکنه بخاطر فیلماش اینترنت پر سرعت بخواد اما مثلا من خودم درسنامه رو که تست کردم و درساش میاد به ایمیلم، همش متنیه. بطور کلی جهت افزودن به مهارتهای فردی این دوره ها میتونن مفید باشن. چنتا سایتای مهم این دوره های مجازی ایناست:
در کشورهای مختلف تعدادی از اساتید و یا مدیران برخی از شرکتا جهت ارتقای سطح مهارت های فردی افراد به افراد میگن در دوره های خاصی از این سایتا شرکت کنن و با نشون دادن مدرک انتهای دوره، نمره و یا امتیازی رو به افراد میدن. خوبه اگر اینها رو نگاه کنین و درسهایی رو بگذرونین، اونها رو به دیگران معرفی کنین و این مطلب رو به اشتراک بذارین یا در محل کار به شکلی که آزار دهنده نباشه، تبلیغشون کنین.
حتی منم هوس کردم شرکت کنم! با یک برنامه بانمک که می تونه روی اندروید و آیفون و ویندوز فون یک فیلم کوتاه ضبط کنه و بعد صحنههای اکشن بهش اضافه کنه یک فیلم بیست سی ثانیه ای بسازین و جایزه بگیرین. هم فال هم تماشا. برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه در سایت کارآگاه گجت سر بزنین. فرصت فقط تا پونزده اسفند، چهار روز دیگه همین امروز دست به کار بشین.
لاگها یکی از ستونهای مهم فرهنگ آزادی نرم افزار هستن. لاگ مخفف Linux User Group است و معمولا انتظار می ره هر شهری یک لاگی داشته باشه که بچههای لینوکسی و نرم افزار آزادی با برنامههای منظم دور هم جمع بشن و تبادلات علمی فرهنگی غیره کنن. ما همیشه می گیم «آزادی نرم افزار یک سیستم عامل نیست، یک فرهنگ و یک فلسفه و یک اندیشه است» و لاگ ها یکی از جاهای تلاقی این اندیشهها با هم هستن.
ماجرا این هست که از چند ماه پیش یه برنامه را استارت زدیم و از بچه ها خواستیم اگر تو خونه هاشون لوازم دیجیتالی و کامپیوتر های بازنشسته جالبی دارن و یا حتی فلاپی و وسیله های ذخیره اطلاعات قدیمی و حتی کتاب و … و هر چیزی که حتی نوستالژی (از نوع کامپیوتریش )داشته باشه) را توی یه روز مشخص با خودشون بیارن لاگ و اسم اون روز را هم گزاشتیم روز عتیقه. در این بین یه ادم های غیر لاگی و لینوکسی را هم پیدا کردیم که توی جوانی هاشون برا خودشون گیک و عشق کامپیوتری بودن و هنوز هم دستگاه هاشون را نگه داشته بودن و …. و انها را هم با عتیقه هاشون به لاگ دعوت کردیم.
و خلاصه پایان داستان تبدیل به یک روز خیلی عالی شد و بجز مرور خاطره ها و تاریخ کامپیوتر مقداری آتاری بازی و سگا و … هم به همراه داشت.
من پول خاصی ندارم که بودن یا رفتنم از یک بانک معنای خاصی برای اون بانک باشه ولی اعصاب و روانی دارم که بسیار علاقمندم در حد نسبی ازش مواظبت کنم. یکی از شیوههای این مواظبت اینه که نمی خوام بانکم بهم بگه «پولت احتمالا جابجا شده» یا حس کنم برنامه های نرم افزاری بانکم رو یک گروه برنامه نویس می نویسن نه تیمی متخصص از توسعه دهنده های نرم افزار و متخصص های کامپیوتر ساینس.