این رو درست کردم برای یادآوری دو تا آدم الان شریف که می تونستن همرنگ جماعتشون بشن و رییس باشن و مدیر و عضو فلان مجمع و فلان شورا و … ولی ترجیح دادن از حقوق بشر حرف بزنن و از آزادی بیان و زمانی که تلویزیون هنوز می گفت باید به دروغگو تعظیم کنیم، گفتن که دروغ بده.
جمعهها: پورن بد نیست. پورن خوب نیست.
اولین برخورد من با پورن به معنی امروزیاش، دستگاههای ویدئویی بودن که میتونستن روی تلویزیون فیلم پخش کنن. من و علی و شهرام سال دوم دبیرستان بودیم و طبق سنت قدیمی درسخونهای شیطون، ردیف یکی مونده به آخر کلاس مینشستیم. فرشاد به شهرام پونصد تومن بدهکار بود و گفت به جاش می تونه فیلم پورنی که داره رو یه روز به اون قرض بده. شهرام قبول کرد و ما همه بعد از مدرسه با یک فیلم وی اچ اس به خونه شهرام رفتیم که پدر و مادرش هر دو شاغل بودن و دیرتر به خونه میاومدن.
روی فلیم نوشته بود xyz و چند دقیقه اول تام و جری کلاسیک پخش کرد. دلیلش این بود که اگر کسی فیلم رو گرفت و تست کرد سریع متوجه نشه چیه. اما بعد از ده دقیقه تام و جری دیدن، فیلم پشه شروع شد. پشهای که هر کسی رو نیش میزد اون آدم شروع می کرد به سکس با هر کسی که دور و برش بود. این فیلم اون زمانها بسیار مشهور بود و اولین فیلم بلندی شد که من دیدم؛ غیرقابل مقایسه با عکسهای پورنوگرافیک کاغذی یا عکسهایی که روی فلاپی دیسکهایی که ۳۶۰ کیلوبابیت بیشتر ظرفیت نداشتن یا حداکثر «فیلم»های چند ثانیهای که روی دیسکهای ۱.۴ مگابایتی ذخیرهشون کرده بودم.
تقریبا تا آخر فیلم مبهوت بودم و در یک جور شوک ناشی از تعجب، کشف کلی چیز جدید و در عین حال در تلاش برای کم نیاوردن پیش دوستانی که احتمالا اونها هم تجربه اولشون بود. فیلم که تموم شد خیلی جدی و تیریپی که «همه چیز اوکی است» خداحافظی کردیم و هر کس اومد خونهاش. یادمه توی تاکسی و خیابون یک جور عجیبی بودم و حس می کردم همه دارن بهم نگاه می کنن.

این تجربه اول برام بسیار عجیب بود و چند روزی طول کشید تا از شوکش بیرون بیام و در عین حال باعث شد همه چیزهایی که دیده یا خونده بودم (از رساله فرهنگنامه تا کتابهایی مثل جنس دوم که یواشکی از کتابخونه بزرگترها کش می رفتم و می خوندم) برام معنی دقیقتر، واقعیتر و دمدستتری پیدا کنن. کاملا هم یادمه که هیچ احساس بدی نداشتم. نمیدونم چرا دوستانم معمولا بعدش احساس گناه داشتن اما من فقط حس می کردم کلی چیز فهمیدم.
احتمالا تجربه اول اکثر شما با من بسیار متفاوته – شاید هم سنتون ولی شکی نیست که در نبود هیچ شکلی از آموزش صحیح جنسی و بسته بودن تمام کانالهایی که سعی میکنن در مورد ابتداییترین رفتار بشر توضیحات معقولی بدن، پورن برای اکثر ما یک کانال «اطلاعاتی» بسیار قوی و صوتی تصویری است و خب تلاش ظاهری سیستم هم در سرکوب اون.
پورن بد نیست
اما آیا پورن چیز عجیبی است؟ آیا پورن مال مریضها است؟ آمار می گه تقریبا ۷۰٪ مردهایی که به اینترنت دسترسی دارن و ۱۸ تا ۳۴ سال سن، در ماه حداقل یک بار به سایتهای پورن مراجعه کردن (منبع) و این دو نتیجه بیشتر نمی تونه داشته باشه: یا واقعا ۷۰٪ جامعه منحرف و مریض هستن یا رفتن به پورنوگرافی ربطی به انحراف نداره و میتونه هر شکلی از مخاطب رو شامل بشه. از اونطرف هم دائما تبلیغ می شه که پورنوگرافی به جرایم ارتباط داره و کسی که پورن ببینه لابد خلاف های سنگین هم می کنه. این برداشت اشتباه به دو شکل مدعی این ارتباط میشه:
– ادعای اشتباه نوع اول: پورنوگرافی باعث وقوع جرم توسط بیننده می شه
– ادعای اشتباه نوع دوم: پورنوگرافی باعث وقوع جرم توسط تولید کننده می شه
اولی طبق آمار اشتباه بوده. حتی جالبه که پروفسور تاد کدنال از دانشگاه کلمسون کاریلونیای جنوبی نشون می ده که اگر بحث آمار باشه، دیدن پورنوگرافی با تعداد تجاوز رابطه معکوس داره (فراموش نکنیم که تجاوز معمولا نتیجه شهوت نیست، بلکه نتیجه علاقه به خشونت ورزی (مثلا به خاطر تحقیرشدگی) است) – در ضمن من و شما می دونیم که پورن بر خلاف معمولا منجر به خودارضایی و تخلیه شهوت می شه و نه تجمع اون.
ادعای دوم هم از نظر عقلی اشتباهه. پورن ساخته می شه که در روابطی معقول فروخته بشه پس منطقا توش نباید هیچ جرمی اتفاق بیافته. تمام فیلمهای پورن بدون شک از هنرپیشههایی استفاده می کنن که راضی به کاری که می کنن هستن (حداقل در سطحی که یک معدنچی راضی به کارش است) و هجده سال به بالا دارن. بحث قاچاق انسان و غیره مال فحشای غیرقانونی است نه پورنی که قراره در نهایت در تمام فروشگاههای معتبر با اسم و رسم فروخته بشه. حتی اگر قانون تصویب شده کشوری خیلی هم مسخره باشه، سازندههای پورن کاملا اونو رعایت می کنن. مثلا توی ژاپن اعضای جنسی نشون داده نمی شن (اما عجیبترین پورنها از این کشور بیرون می یاد) یا در کشور کانگرو پرور استرالیا طبق قانونی که قراره نذاره هیچ پورنی شبیه سکس کودکان بشه، هیچ هنرپیشه زنی که پستانهای خیلی کوچیک داشته باشه، اجازه کار نداره و با وجود مسخره بودن جریان، شما واقعا پورنی پیدا نمی کنین که در استرالیا ساخته شده باشه و توش هنرپیشهای بازی کنه که قفسه سینه صافی داره.
پورن خوب نیست

اما آیا این حرفها به این معنی است که پورن خوبه؟ مطمئنا نه. پورن اصولا نه «خوب» است نه «بد». مثل اینه که بگیم کتاب خوبه یا بد. فیلم خوبه یا بد. این چیزها وجود دارن و ما حتی اگر هم بتونیم، لازم نداریم اونها رو در «خوب» و «بد» طبقه بندی کنیم و اگر هم واقعا تصمیم بگیریم این کار رو بکنیم نمی تونیم جمله کلی بگیم و باید براش شرایطی بذاریم. یا باید بریم سراغ موارد خاص و مثلا بگیم فلان فیلم به فلان دلیل بده یا جملات کلی بگیم و مثلا مدعی بشیم که «پورن بد، بد است» یا اگر بخوایم ظاهرش رو قشنگتر کنیم بگیم «پورن بد، خوب نیست». و بعد بریم سراغ نام بردن از مشخصههای پورن بد.
پورن بد پورنی است که بیموقع باشه. مثلا مطمئنا سنی وجود داره که توش پورن مناسب نیست. از نظر قانونی این عدد روی ۱۸ سال گذاشته شده ولی من شخصا اولین پورنم رو در ۱۵ سالگی دیدم و بعید می دونم شما هم (بخصوص اگر مرد هستین) تا ۱۸ سالگی منتظر مونده باشین. از طرف دیگه پورن بد، پورنی است که خارج از علاقه شما باشه. ما دهها طبقهبندی از پورن داریم و مطمئنا لازم نیست شما با چیزی برخورد کنین که بهش علاقه ندارین. اما بالاتر از همه یک جور دیگه پورن بد داریم: پورنی که به شما آموزش بده.
پورن یک منبع آموزشی نیست. درسته که ما در شرایط فعلی امکان آموزش دیدن صحیح و به موقع رو نداریم و پورن و سایتهای مهمل اینترنتی یکی از منابع اطلاعاتیمون حساب می شن ولی باید حداقل این رو بدونیم که این منابع، منابع خوبی نیستن. متاسفانه برخلاف بسیاری از کشورها ما چیزی به اسم آموزش همگانی جنسی نداریم. از اونطرف هم از ۷ سالگی یک تفکیک جنسیتی بسیار شدید راه می ندازیم و هر جور موضوع مربوط به امور جنسی رو هم با گناه قاطی می کنیم و اصولا کسی به شکل سالم رشد جنسی نداره و به موقع نمی تونه از منابع معتبر و درست اطلاعات معتبر و درست کسب کنه. در این شرایط قابل درکه که ما از هر چیزی که به دست می یاریم (چه قانونی و اخلاقی مثل کتاب های پزشکی چه چیزهایی که قانون سعی کرده تقبیحشون کنه مثلا داستان ها و پورن تا چیزهایی که هم در اخلاق دیدنشون محکومه هم در قانون مثل فیلمهای خصوصی مردم) شروع میکنیم سکس یاد بگیریم و تا وقتی هم منبع صحیحتری دستمون ندادن کسی حق نداره ما رو تقبیح کنه که تلاش می کنیم در مورد پایهای ترین چیز بشری اطلاعات کسب کنیم اما دونستن این واقعیت که فیلم پورن منبع آموزشی جنسی نیست، برامون بسیار مهمه. مثلا حداقل چیزی که باید بدونیم اینه که چیزهایی که توی پورن می بینیم «سطح متوسط جامعه» رو تعیین نمی کنن. وقتی پورن می بینیم نه داریم به متوسط قیافه و هیکل و اندازه و ابعاد جامعه نگاه می کنیم و نه به متوسط اعمالی که در یک رابطه جنسی مرسوم اتفاق می افته. تکرار مثل قدیمی ام مهمه که «یاد گرفتن سکس از پورن درست مثل یاد گرفتن ورزشهای رزمی از فیلمهای جکی چان است».
پورن، نه جنایتکارانه است، نه مخصوص خلافکارها. برخورد انسانها با پورن متفاوته. مردها بیشتر میبینن تا زنها و یک انسان تنها بیشتر میبینه تا یک انسان دارای پارتنر. بعضی ها ژانر خاصی رو دوست دارن و بعضیها از همون ژانر متنفر هستن و غیره و غیره. نگاه کردن به پورنوگرافی در تمام جوامع رفتاری طبیعیه و تا وقتی با رفتارهای طبیعی دیگه تداخل نکنه (مثلا به اعتیاد تبدیل نشه) خطر خاصی هم نداره ولی لازمه که این رفتار در سن مناسب و آگاهانه و با انتخاب صحیح باشه و امیدواریم شرایطی درست بشه که پورن فقط پورن بمونه و نه جایگزین یک آموزش صحیح.
بهانه این نوشته، درخواست کاوه محمدی بود که خودش در این باره نوشته و از من هم خواسته نظر بدم. خاطرههای خودش از پورن رو بخونین که جالبه.
دانشگاه یزد و سرورهای آینه پروژههای آزاد
امیر توجهمون رو به یک پروژه جالب جلب کرده: دانشگاه یزد داره یکسری از پروژههای آزاد رو میرر میکنه. مثلا اگر شما به سایت اوبونتو برین و بخواین سیدی این لینوکس باحال رو دانلود کنید، میرورهای دانشگاه یزد یکی از گزینههای پیشنهادی است. این کاری است که باید بیشتر بشه و خیلی خوبه که دانشگاهها خودشون رو درگیر این چیزها کنن که هم برای کاربران زندگی راحتتر بشه و هم این دانشگاه توی ذهن آدمها جا بیافتن. البته معلومه که طرفدار سانسور داخلی به شکل اینترانت نیستیم و همیشه هم نگران دستکاری شدن اطلاعات توسط دوستان زحمت کشمون ولی در یک کشور درست بودن میرر پروژههای بزرگ در داخل، مزیت مهمی حساب میشه. ایول به مرکز اطلاع رسانی و خدمات رایانه ای دانشگاه یزد و آدمهای با شعورش.
مصرف کنید: رباتی که همیشه انسانها رو در سنگ کاغذ قیچی شکست می ده
متخصصهای رباتیک ایشیکاوا لب دانشگاه توکیو رباتی ساختن که در صد در صد موارد انسانها رو در سنگ کاغذ قیچی شکست می ده:
این فسقلی متقلب خبیث در کمتر از یک میلیثانیه می تونه شکل دست انسان رو تشخیص بده و فقط در چند میلیثانیه بعد بفهمه که این شکل دست در حال حرکت به کدوم یکی از حالتهای سنگ / کاغذ / قیچی است و خودش رو به حالت برنده تغییر شکل بده. چشم انسان توانایی تشخیص این اختلاف زمانی رو نداره و بدون پنجاه برابر کم کردن سرعت فیلم، نمی تونیم بفهمیم چطوری این ربات در صد در صد موارد برنده می شه.
لینک اصلی یوتوب برای کسانی که پشت اینترنت اسلامی هستن و روشهای دیگهای برای دیدن دارن.
یک چارت ساده: آیا شما فمنیست هستید؟
زیاد میشنویم که آدمها میگن «من فمنیست نیستم ولی…»، بعضیها انگار میترسن فمنیست باشن و بعضیها انگار فکر می کنن فمنیسم یعنی زن از مرد بهتر یا مهمتره. اما اینطور نیست. اینکه ما فمنیست هستیم یا نه، یک الگوریتم خیلی ساده داره:

و یادآوری می کنم که «فمنیسم این اندیشه رادیکال است که زنان هم انسانند».
پ.ن. اینکه عمه من خانه داره و از زندگی راضی و اینکه دونده صد متر مردان سریعتر از دونده صد متر زنان می دوه و اینکه پسر عموم معتقده حجاب باعث تعالی معنوی می شه و … ربطی به فمنیسم نداره (: فمنیسم می گه حقوق و فرصت های انسان ها باید برابر باشه و هر کس مستقل از جنسیت باید حق انتخاب داشته باشه؛ به همین راحتی و سر راستی. درسته که سعی کردن به ما یاد بدن ازش بترسیم ولی واقعا ترس خاصی نداره که هیچ، خیلی هم کیوت و فان و دوست داشتنیه (:
پ.ن.۲. فمنیسم هم مثل هر اندیشه دیگه، شاخههای مختلفی داره ولی ایده کلی همه اینه که زن و مرد باید حقوق و فرصتهای برابر داشته باشن (مثلا هر دو حقوق ثابت در مقابل کار ثابت بگیرن و هر دو فرصت برابر برای تحصیل داشته باشن). اختلاف شاخهها معمولا در تشخیص ریشههای نابرابری است و در نتیجه در تدوین استراتژیهای رسیدن به برابری.
مرتبط. یک خبر براتون دارم…
هالووین گیکها
روی اندروید چه اپلیکیشنهایی نصب کنیم
فرض کنین بعد از فکر و جمع کردن پولها، اندرویدتون رو خریدین و دارین باهاش ذوق می کنین! معلومه که اولین کارتون وصل کردن دستگاه جدید به گوگل بوده تا کانتکتها و ایمیلها و نقاط مهم توی نقشه و غیره سینک بشن و این دستگاه جدید بشه یک دستگاه شخصی. اما قدم بعدی چیه؟ کمی ور رفتن به منوها و بازی و کشف و بعدش – در مورد من – نصب این اپلیکیشنها.
سایفون ۳. معلومه که در ایران اسلامی عزیز اولین کار نصب کردن یک ضد فیلتر است. با این برنامه می شه رفت فیسبوک و به گوگل پلی وصل شد. توجه کنین که این برنامه هم فیلتره و در نتیجه باید با یک کامپیوتر دانلودش کنین و برای خودتون ایمیلش کنین و نصبش کنین. نصب این برنامه ممکنه لازم داشته باشه که از توی منوها گزینه «نصب برنامه های متفرقه» یا چنین چیزی رو فعال کنین.
بازار. این برنامه مثل گوگل پلی کار می کنه ولی در ایران. بدون مشکل می شه ازش دانلود کرد و معمولا به روزه و تعداد زیادی هم برنامه ایرانی داره. به نظرم فعلا بعد از گوگل پلی که وصل شدن بهش نیازمند سایفون است، بهترین گزینه است برای اضافه کردن برنامه به دستگاه اندرویدی شما.
Foursquare. یک برنامه برای پیدا کردن رستورانها، سینماها، نونواییها و هر چیز عمومی در اطرافتون. شاید خیلی به درد اکثر آدمها نخوره ولی اگر معتادش بشین می تونین تمام طول یک شام رو به موبایل چشم بدوزین و تلاش کنین از روی جی پی آر اس مزخرف ما ، چک این کنین.
Music Folder Player. برنامه پخش کننده آهنگهای قر و قاتیای که ما داریم. اکثر پخش کنندههای موزیک ور می دارن فایلها رو بر اساس خواننده و اسم هایی که توی تگ اومده مرتب می کنن و در نتیجه من و شما می مونیم و دویست تا آهن به اسم New Folderکه خواننده همه شون FolanMusicDotCom است. این موزیک پلیر اما مثل آدم بر اساس دایرکتوری می تونه فایل پخش کنه؛ چیزی که من معمولا لازم دارم.
Feedly. برای خوندن فیدها. من اخبار و وبلاگها و بقیه چیزها رو با این می خونم.
Pocket. یکی از بهترینهای هر گوشی. اول پلاگینش رو برای فایرفاکس یا گروم دانلود می کنین و هر وقت به چیزی رسیدین که با خودتون گفتین «اینو بعدا می خونم» اون دگمه رو فشار می دین و توی پاکت بعدا می خونینیش. اونم با فرمت تر و تمیز برای خوندن روی موبایل و همچنین امکان مطالعه آفلاین.
Offline Dictionaries. یک کلام: دیکشنری آفلاین. بعد از نصب باید دیکشنری زبانی که می خواین رو بهش اضافه کنین. مثلا انگلیسی به انگلیسی.
Air Droid. بهترین برنامه برای وصل کردن کامپیوتر به گوشی. باهاش می شه فایل ترنسفر کرد، اسمس جواب داد، عکس دانلود کرد و غیره.
Viber. برای چت با دوستان و حتی حرف زدن و حتی رابطه تصویری. با قابلیت فرستادن استیکر، مکان روی نقشه و خیلی امکانات باحال دیگه.
Divar. یا همون دیوار خودمون. یک برنامه که یکسری توش دنبال فروختن جنس های دست دومشون هستن و من دنبال سرگرم شدن با دیدن اینکه کی چی رو چند می فروشه.
Moon+ Reader. کتابخون دیجیتال مورد علاقه من. معقول ور احت.
Team Viewer. برای وصل شدن به سیستمهای راه دور و حل مشکلات آدم ها و وصل بودن به کامپیوتر در جلسات کاری و …
Google Keyboard. در اندروید کیبورد هم مثل هر چیز دیگه یک نرم افزار قابل کنترله. من کیبوردهای مختلفی رو تست کردم و بین مجانی ها این از همه بیشتر باهام جور بود. شما می تونین کیبوردهای دیگه ای رو تست کنین و به این نتیجه برسین که کدوم برای شما بهترینه.
Terminal Emulator & ConnectBot. هر گیکی باید یک کامند لاین و یک برنامه اس اس اچ هم داشته باشه. مال من این دو تا هستن.
HootSuite. رو من برای توییتر استفاده می کنم ولی چندان ازش راضی نیستم.
ُGoogle Maps. برای نقشه و مسیر یابی. خوبیش اینه که می شه روی کامپیوتر نقشه رو بررسی کرد و ستاره گذاشت و بعد روی موبایل دیدش و از اون مهمتر امکان مسیر یابی و غیره.
ُGmail. برای خوندن ایمیلها.
ُGoogle Chrome. برای وبگردی
اگر شما چیز دیگهای استفاده می کنین و ازش راضی هستین خوشحال می شم توی کامنت ها اضافه اش کنین تا یک لیست خوب داشته باشیم.
دورههای رایگان دانشگاه ام.آی.تی. با ترجمه فارسی
امید یعقوبی برامون نوشته: دانشگاه ام.آی.تی. جدیدا پروژه ی جالبی رو شروع کرده که تو اون محتوای آموزشی ارزشمندی رو به صورت آزاد در اختیار همه گذاشته . اساتید دانشگاه شهید بهشتی هم شروع به ترجمه ی این منابع کرده اند . گفتم شاید این مطلب واسه تو و رادیویِ قشنگت جالب باشه :)

